این هورمون عجب چیزیه. یه روز فکر میکنی زیباترین و توانا ترین آدمی و هرکاری بخوای میتونی بکنی. یه روز فکر میکنی احمق ترین و زشت ترین انسان روی زمینی و کار پیدا نمیکنی و بی خانمان میشی.
نوشته بود" اکنون بنظر میرسد که صبور تر شدهام، اما چراغی در وجودم خاموش شده است که دوست داشتم تا ابد روشن بماند..."
👏1
به زندگیم که نگاه میکنم میبینم چایی، آهنگ و خواب همیشه نجاتم داده، اما آدمها؟ هیچوقت.
خیلی طول کشید تا به این جمله برسم، افرادی رو انتخاب کن که انتخابشون تویی، چقدر دوستیهای یطرفه، روابط کاری یطرفه، پیگیریهای یطرفه، با همین قانون ساده از زندگیم کنار رفت.
برای من اینکه توی زندگی کسی نقش «آدمِ بد» رو داشته باشم ذرهای مهم نیست. من آدم خوب و خوشقلبیام، پس اگه توی داستان تو شدم شخصیت منفی، احتمالاً خودت کاری کردی که لایقش شدی.
میگویند هر کسی شبیه به جایی میشود که به آن تعلق دارد؛ پس من شبیه به وطنم شده ام غمناک، خسته، رنجیده، زخمی، و در عمق نا امیدی، امیدوار...
این جهان که نشد؛
قرار ما جهان بعدی پای درخت بِه !
شاید هم ماورای تمام باورهامان دشتی باشد،
تو را آنجا خواهم دید.👩🦯
قرار ما جهان بعدی پای درخت بِه !
شاید هم ماورای تمام باورهامان دشتی باشد،
تو را آنجا خواهم دید.👩🦯
اما تنهایی زیباتر از آنچه بود که فکر میکردم والبته بی آزارتر و مهربان تر ،
هرچند که گاهی بسیار از آن میترسم ولی میدانم عاقبت هیچ زخمی بر تنِ من نخواهد گذاشت...
هرچند که گاهی بسیار از آن میترسم ولی میدانم عاقبت هیچ زخمی بر تنِ من نخواهد گذاشت...
هوای خودتون رو داشته باشید دیر اعتماد کنید زود وابسته نشید ورزش کنید و هر چیزی که تموم شده رو رها کنید در نهایت زندگی همیشه جلو میره حتی اگه شما گیر کنید.
❤1
من هیچوقت هیچکس رو زشت ندیدم
همه برای من زیبا بودن جز آدمایی که زبونشون شیرین و مغزشون کثیف و زشت بود
صورتشون زیبا اما از درون سیاه و چرک بودن
متاسفانه این موضوع باعث میشد تا مدتی کم یا زیاد با آدم هایی سلام علیک داشته باشم که زیبا هستند اما ظاهری درونشون زمانی برام نمایان میشد که آسیبی بهم رسیده بود
و من پر از زخم بودم پر از زخمهای بزرگ و کوچیک جای زخمها فرق میکرد هر چقد که بین درون و بیرونش فرق بیشتری بود زخم ها بزرگ تر بودن
این اتفاق های پی در پی باعث شد
از زیبایی آدما از دور لذت ببرم...
همه برای من زیبا بودن جز آدمایی که زبونشون شیرین و مغزشون کثیف و زشت بود
صورتشون زیبا اما از درون سیاه و چرک بودن
متاسفانه این موضوع باعث میشد تا مدتی کم یا زیاد با آدم هایی سلام علیک داشته باشم که زیبا هستند اما ظاهری درونشون زمانی برام نمایان میشد که آسیبی بهم رسیده بود
و من پر از زخم بودم پر از زخمهای بزرگ و کوچیک جای زخمها فرق میکرد هر چقد که بین درون و بیرونش فرق بیشتری بود زخم ها بزرگ تر بودن
این اتفاق های پی در پی باعث شد
از زیبایی آدما از دور لذت ببرم...