Flare and Fire
2.07K subscribers
2.51K photos
543 videos
4 files
470 links
زن، زندگی، آزادی.❤️🤍💚
آرمینام، They/Them. نویسنده، معلم، و مضطربِ تمام‌وقت. اگر نژادپرست، کوییرفوب یا سمپات جمهوری اسلامی هستید، لطفاً پاتون رو توی کانال نذارید. اینجا جایی امن برای همه‌ست.
Download Telegram
Flare and Fire
به‌هرحال، درود بر شما از اتاق دانشجویان ارشد ساختمان هنرهای زیبای دانشگاه ویکتوریا.🫡
درود بر شما، از دانشگاه بسیار وایت ویکتوریا، دانشکده‌ی هنرهای زیبا برای وایت‌های پولدار که وقتی می‌گی می‌خوای سریع‌تر فارغ‌التحصیل شی که شهریه‌ی اضافه ندی، می‌گن ولی اونایی که بیشتر می‌مونن، would get the jobs.
کجای مفهوم پول شهریه رو ندارم رو ندارم برات غامضه، کَرِن؟!
‌‌
😭26🐳2
یعنی کی امروز رفته برای بازیکن‌هاش اولین Rule Book بازی‌ش رو پرینت گرفته که فردا پلی‌تست داشته باشه؟😊
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
15🔥8😍2
شاید ازم بپرسید روزی که خبر ناراحت‌کننده شنیدم و تازه پریود هم شدم، چطور به جنگ دنیا می‌رم و آماده‌ی پلی‌تست می‌شم. که در اون صورت می‌گم جواب چایی، و بعد شلوار مرغیه، عزیزانم.
شلوار مرغی خیلی مهمه.
🍓19
در مسئله‌ای نامربوط، شایدم مربوط، به‌نظرم این که حروف پ و د کنار همن هم توطئه‌ی نظام‌های مردسالارانه‌ست. وگرنه چرا جمله‌ی «پول داشتیم تصمیم می‌گیریم» بخواد تبدیل شه به دهن‌کجی زشت و زننده به کسی که نه پول داره، نه اون یکی رو؟
😭11🕊2
اومدم یه عکس مسخره بگیرم از #سنگرهای‌رؤیا و بگم من و سربازام، شما همه، و کمی هم مویه کنم که نمی‌دونم عقربه‌هام رو با چی بسازم (در نتیجه وسایل رندمی که می‌بینید روی برد پخشه) که یهو دیدم رنگ سربازها دقیقاً با رنگ بخش‌های مختلف برد هماهنگه، اون‌ها می‌تونن نقش عقربه رو بازی کنن، و زندگی زیبا شد.🥹
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🔥23🦄6
Hearts and spiders have more in common than you think. We know they are there. We know they keep something alive, something moving. We even know that they both sing a beautiful song.
Spiders sing, you know, when they build their webs. Heartbreakingly beautiful, too.
So yeah, they both sing a lovely song, and then, puff. Just like that, they’re gone. As though they never existed.
But the web is still there, baby.
The web is still there.

#RandomWritings because I like making random connections. :)
🔥10🍓1
بیاید یه چالش رندم بذارم، برای مطلقاً ده نفر اول چون زندگی‌م داره توی ترنزیت بین ویکتوریا و ونکوور می‌گذره و پیش‌پاتون داشتم یادداشت‌های بعد از پلی‌تست دیشب رو (که ساعت یک تموم شد😇) مرتب می‌کردم.
*crying in academia*

اما چالش: این پیام رو فوروارد کنید و بهم یه ترکیب، کلمه، یا هرچی که دوست دارید بدید تا براش یه متن کوتاه مثل همین بالایی بنویسم و به چیزی تشبیهش کنم.


جواب‌ها رو هم بعد از کلاسم و تو راه برگشت به ونکوور می‌ذارم.🤰
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
اگر بپرسید غم‌انگیزترین ترنزیشن دنیا چی می‌تونه باشه برای آرمینایی که داره در ویکتوریا ارشد نویسندگی خلاق می‌خونه، باید بگم اینه که آرمینای نویسنده از ساختمون هنرهای زیبا و دپارتمان نویسندگی خلاق چهار دقیقه پیاده می‌دوئه تا برسه به کلاسی که تی‌ای‌شه، که کجاست؟ توی ساختمون حقوق.
از ساختمون نویسندگی، به ساختمون حقوق؛ که لانژش از بزرگترین کلاس ما بزرگتره.
واقعاً باعث می‌شه آدمی به انتخاب‌های زندگی‌ش عمیقاً فکر کنه.
Flare and Fire
بیاید یه چالش رندم بذارم، برای مطلقاً ده نفر اول چون زندگی‌م داره توی ترنزیت بین ویکتوریا و ونکوور می‌گذره و پیش‌پاتون داشتم یادداشت‌های بعد از پلی‌تست دیشب رو (که ساعت یک تموم شد😇) مرتب می‌کردم. *crying in academia* اما چالش: این پیام رو فوروارد کنید و بهم…
در آن آخرین خداحافظی بود که فهمیدم، تشبیه عشقمان به سرو در نگاه تو معنای خوبی نداشت. منظورت این نبود که عشقمان نامیراست، سرسخت است و همیشه‌سبز و مقدس. منظورت این بود که باری ندارد.
و تو فکر می‌کردی عشق‌ها باید باری داشته باشند.

درخت سرو
#RandomWritings
🔥3
Flare and Fire
بیاید یه چالش رندم بذارم، برای مطلقاً ده نفر اول چون زندگی‌م داره توی ترنزیت بین ویکتوریا و ونکوور می‌گذره و پیش‌پاتون داشتم یادداشت‌های بعد از پلی‌تست دیشب رو (که ساعت یک تموم شد😇) مرتب می‌کردم. *crying in academia* اما چالش: این پیام رو فوروارد کنید و بهم…
You know what it was like? It was like a date under a cherry tree. You’d put on your best dress, go sit beneath its branches, and tempt the Fates, the gods, the universe.
“Come and get me,” you’d say. “Dare to stain the best thing I’ve got, you shameless red, red cherries.”
And cherries, they answer, my love.
Cherries always answer.

Cherry tree
#RandomWritings
Flare and Fire
بیاید یه چالش رندم بذارم، برای مطلقاً ده نفر اول چون زندگی‌م داره توی ترنزیت بین ویکتوریا و ونکوور می‌گذره و پیش‌پاتون داشتم یادداشت‌های بعد از پلی‌تست دیشب رو (که ساعت یک تموم شد😇) مرتب می‌کردم. *crying in academia* اما چالش: این پیام رو فوروارد کنید و بهم…
I’d judge them based on where they run to, because it says a lot about them. About what they think they deserve.

If you run to the valley, you think you deserved better. That you’ve been framed, and you deserve a second chance.

If you run to the desert, though, deep down, you know you’re guilty. You know you fucked up. No arguing that. But, because there’s a but. But! You beg for a second chance. You beg for a miracle to come and save you. You beg to be found.

But those who run to the mountains.

They go there to pay for their crimes. They go there to do penance. They go there not to be found, but to die lost and lonely, like their souls.
Those.
You have to save those.

Mountains
#RandomWritings
🦄1
Flare and Fire
بیاید یه چالش رندم بذارم، برای مطلقاً ده نفر اول چون زندگی‌م داره توی ترنزیت بین ویکتوریا و ونکوور می‌گذره و پیش‌پاتون داشتم یادداشت‌های بعد از پلی‌تست دیشب رو (که ساعت یک تموم شد😇) مرتب می‌کردم. *crying in academia* اما چالش: این پیام رو فوروارد کنید و بهم…
They say envy is the green-eyed monster. Is it, though? Is it a monster?
My envy is my closest friend. My most loyal companion. It sits with me. It understands me. It shares my sadness, my emptiness. It wraps its arms around me. It loves me.
Do you understand what it feels like when your envy loves you? What it means?
It means it never leaves.

Envy
#RandomWritings
🦄1
امروز ساعت دوازده تا پنج که برم دنبال مهسا وقت دارم؛ چون صبح رفتم مهسا رو رسوندم و برگشتم جلسه داشتم تا کمی پیش‌تر. چه کارهایی رو بذاریم در صدر؟
. ری‌دیزاین برد رو ببینم می‌تونم انجام بدم یا نه.
. روی Rule Book بازی کار کنم. خیلی تغییرات اساسی کرده.
. برای PXRtist ثبت‌نام کنم.
. شاید کوکی درست کنم برای امروز که می‌ریم مافیا.
پنج. ممکنه، ممکنه، ممکنه که وقت کنم فصل جدید شروع کنم؟🐙

ببینیم چی می‌شه!
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🔥8
Flare and Fire
ببینیم چی می‌شه!
یه چیزی می‌خورم با استراحت ده دقیقه‌ای، شایدم در حین کار ناهار بخورم (ناهار: نیمرو پنیری بدون نون برای شکستن فست با پروتئین👋). یه ساعت روی Rule Book کار می‌کنم و بعد کوکی درست می‌کنم و لباس امتحان می‌کنم برای مافیای امشب. چطوره؟😊
‌‌‎‌
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🔥16
احساس می‌کنم مدتیه به این مسئله اشاره نکردم که واقعاً عاشق نوشتنم. آدم فکر می‌کنه، یا من فکر می‌کردم توی بردگیم یا کلاً داستان‌گویی تعاملی، اون احساس رضایت عمیقی به آدم دست نمی‌ده که موقع نوشتن کتابش بهش دست می‌ده. این که قطعات کنار هم می‌شینند و آدم غرق لذت می‌شه که چقدر زیبا جزئیات با هم شکل گرفته‌ند. بعد الان داشتم Rule Book بازی‌م رو درست می‌کردم، خیلی ساده اسمش رو تغییر دادم و با اون اسم داستان پشت بردگیم رو نوشتم، قشنگ chills. :)) احمقانه‌ست؟ یا... متکبرانه‌ست؟ این که از چهار کلمه کنار هم انقدر احساس رضایت کنی؟
گمونم حق داریم کمی متکبر باشیم، اگر خالقیم.
خدایان همیشه متکبر بوده‌ن.
‌‌
❤‍🔥28🍓5🔥4
من از دوستی‌های نوجوونی‌مون خوشم میومد که عمیق بود، محکم بود، تهشم دعوا می‌شد توشون و ملت وایمیسادن تو روی هم؛ حداقل اون‌طوری می‌فهمیدی مشکل چیه، می‌فهمیدی اصلاً باشه ما دوست‌های خوبی نیستیم برای هم، می‌ذاریم همدیگه رو کنار. ولی دوستی‌های بزرگسالی این‌طوری‌ان که یهو می‌بینی یه حلقه‌ی دوستی‌ت کلاً از برنامه‌هاشون حذفت کردن، ولی نه بحثی شده نه دعوایی بوده نه مشکلی. قشنگ شکل علامت سؤال می‌شی که خب به منم بگید دیگه، چطور شد؟ چرا دوستیه کنسل شد؟
ای بابا… بزرگسالیه دیگه. منم که هیچوقت توی چیزهای بزرگسالانه خوب نبودم.
😭38💔18🤝7
TW: potential cause of anxiety attack.
نکته رو گرفتید؟🥰
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
😭4