Forwarded from Headquarters ( closed )
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#ماهوخورشید
مگه همیشه مال ' تو' نبودم؟
مگه همیشه مال ' تو' نبودم؟
😭10🐳1
تازه چهارشنبهست و این هفتهی شگفتانگیز به بدترین قسمتهاشم نرسیده.🥰
کو اون میم «کاپیتان، امروز تازه دوشنبهست.»؟
کو اون میم «کاپیتان، امروز تازه دوشنبهست.»؟
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
دوستان، من چند روز خیلی بدی داشتم و کمی هم خیلی زیاد استرس دارم. میاید کمی با هم حرف بزنیم؟ 🙂
+ من بین انبوه باتهای ناشناس نمیدونستم از کدوم استفاده کنم. اگر این بات مشکلداریه، لطفاً یکی بهم بگه.
+ من بین انبوه باتهای ناشناس نمیدونستم از کدوم استفاده کنم. اگر این بات مشکلداریه، لطفاً یکی بهم بگه.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🍓2
Ugh. Awful week ends in an awful way. Let’s never revisit August 17-21.
💔22😭4🤝2🦄1
امشب مهسا رو نگاه کنم، به این فکر کنم که من به عشق زندگیم رسیدم. این آدم رو الان توی خونهی خودمون کنار خودم دارم. بقیهش رو یه کاری میکنیم دیگه، خب؟
بگو خب.
بگو خب.
❤🔥87🍓12🐳3🔥2🦄1
#سنگرهایرؤیا متناسب عصر شنبه، چون در انتها، عزیزانم، این داستانهان که نجاتمون میدن.🕯
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🦄28🔥7
خوبی این که شخصیت اصلی/راوی کتابی که داری مینویسی لزبین باشه اینه که وقتی خودت از توصیف و تصور یکی از خانومیهای جذاب کتاب دچار گیپنیک میشی، بهراحتی میتونی توی کتاب بنویسیش و هیچ هم عجیب نیست. اینطوری که تو ذرهای تمرکز روی مهمترین اتفاق داستان نداری، ولی چه عیبی داره؟ چون شخصیتت هم همهی حواسش به اون خانومی عصبانی خوشگلیه که چند ثانیه پیش وارد داستان شده.🌈
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🔥38
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
😍25😭2🦄2
با ما باشید و این قسمت از:
حسنی به مکتب نمیرفت🕺🏻
وقتی میرفت جمعه میرفت🤸🏻
حسنی به مکتب نمیرفت🕺🏻
وقتی میرفت جمعه میرفت🤸🏻
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔥14🐳4
واقعاً فعالیت خوشحالکننده اینه که با دوستاتون بشینید ویدیوی آرایش رندم در یوتیوب ببینید و وسط طیف قرار داشته باشید، در نتیجه میتونید از یه سری سؤالهای تخصصی بپرسید و همچنان پرتترین شخص جمع نباشید چون یکی از دوستهاتون پشمهاش میریزه که: «توی پلکش کشید مداد رو!😠 »
تفریح سالم از سیسالگی به بعد.🙏
تفریح سالم از سیسالگی به بعد.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
😭32🐳4
خلاصه که این هفته هم تموم شد ؛ بریم سراغ هفتهی جدید. بهسلامتی شروعهای دوباره و دوباره و دوباره، که زندگی هم بهقول آقای گتوزو:
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
😭11🔥4
Forwarded from 🌈⋆˙Illumination⋆˙
هروقت میخوام خودم رو بابت چیزی که در کنترل من نبوده سرزنش کنم از خودم میپرسم آیا یه مرد سیسهت خودشو سرزنش میکرد؟
🦄14🤝4🐳2
کارهای بسیاربسیار مهم امروز:
🍐 . تکلیف امتحان جونا رو روشن کنم.
🍐 . به بازیکن جدید برای پلیتست پیام بدم و هماهنگ کنم.
🍐 . فرم کمکهزینه رو پر کنم و بفرستم.
🍐 . وام دانشجویی.
🍐 . صفحهی کمکهزینهها که النا فرستاده رو چک کنم.
6. صفحهی Art رو برای بازی طراحی کنم.
🍐 . وان! وان داره خلم میکنه!
🍐 . این Invoice دو هفتهی پیش رو سابمیت کنم برای الکس.
🍐 . اگر، اگر، اگر رسیدم، فصلهای قبلی Remembering رو بازبینی کنم.
اینها چیزاییان که الان یادم میاد، باشه وقتی رسیدم خونه برنامهم رو چک کنم و ببینم چندتاشون گلابی میشن.🧁
6. صفحهی Art رو برای بازی طراحی کنم.
اینها چیزاییان که الان یادم میاد، باشه وقتی رسیدم خونه برنامهم رو چک کنم و ببینم چندتاشون گلابی میشن.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🔥17🐳1
Fantastic Mr Fox
ناشناس: یعنی برای مهاجرت پیشنهادش نمیکنی؟
من میتونم یه چیزی شاید بیربط به جواب هومان بگم در این راستا؟ یعنی چیزی که از مقایسهی دوستهام که مهاجرت کردهن اروپا و خودم و بقیهای که مهاجرت کردیم کانادا به ذهنم رسیده. چیزی که من میبینم، در عین همه بالا و پایینها و سختیهایی که من و بقیه مهاجرهای اینجا داشتیم، بهنظر میرسه موندن و اقامت گرفتن و خلاصه جاگیرشدن توی کانادا خیلی خیلی راحتتر از جاگیرشدن توی اروپاست. حالا یه یکیدو سالی هست دارن میرن سمتِ بستنِ درها (گویا)، ولی ما بهراحتی اینجا میتونیم حساب باز کنیم، خونه اجاره کنیم، جابهجا شیم، و خب بهنسبت (...ِ اروپا) راحتتر اقامت بگیریم. دیگه خب بحث زبان هم هست که انگلیسیه و برای کار پیدا کردن لازم نیست زبان سومی یاد بگیری وسط هزاروپونصد تا بدبختی دیگه. :))
البته من فقط از دور دوستهایی رو دیدم که رفتهن ایتالیا مثلاً، و اینهایی که دارم دربارهی خودم میگم مال کسیه که از لای درِ ظاهراً روبهبستهشدن سیتیزنی مدتی پیش رد شده (و استانی که من هستم خیلی کلاً پذیرا نیست چون همینطوری هم بهخاطر آبوهواش همه مهاجرت میکنن بهش).
در ادامه این رو هم یادآوری کنم که کانادا خیلـــــی دوووره، خیلـــــی دووور. :)) اختلاف زمانی بیچارهتون میکنه، فاصله برای رفت و برگشت اگر بخواید برید ایران بیچارهتون میکنه، الان هم که رگباری دارن ویزای والدین رو ریجکت میکنن گویا.
میخوام بگم همهی اینها هست، ولی خب اینها چیزهایی بودن که من به نظرم رسید و فکر کردم ضرر نداره گفتنش. حالا بچههای دیگه که رفتهن آمریکا و اروپا هم میتونن نظرشون رو در این رابطه بگن.🌱
البته من فقط از دور دوستهایی رو دیدم که رفتهن ایتالیا مثلاً، و اینهایی که دارم دربارهی خودم میگم مال کسیه که از لای درِ ظاهراً روبهبستهشدن سیتیزنی مدتی پیش رد شده (و استانی که من هستم خیلی کلاً پذیرا نیست چون همینطوری هم بهخاطر آبوهواش همه مهاجرت میکنن بهش).
در ادامه این رو هم یادآوری کنم که کانادا خیلـــــی دوووره، خیلـــــی دووور. :)) اختلاف زمانی بیچارهتون میکنه، فاصله برای رفت و برگشت اگر بخواید برید ایران بیچارهتون میکنه، الان هم که رگباری دارن ویزای والدین رو ریجکت میکنن گویا.
میخوام بگم همهی اینها هست، ولی خب اینها چیزهایی بودن که من به نظرم رسید و فکر کردم ضرر نداره گفتنش. حالا بچههای دیگه که رفتهن آمریکا و اروپا هم میتونن نظرشون رو در این رابطه بگن.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🍓39
روزهای منتهی به سپتامبر یه آشوب خاصی دارن که من پارسال گذاشتمش به پای این که ترم اولمه و تازه دارم برمیگردم دانشگاه و دانشگاه ویکتوریاست و همهچی، ولی امسال داره با مسائل جدید تکرار میشه و به نظر میرسه کلاً آشوبه دیگه. باید دنبال خونه بگردم چون یه آفر تیایم رو قبول کردم و یکی دیگه ظاهراً تو راهه (قراره WRIT 100 درس بدم بچهها🥹 ) و باز احتمالاً بین ویکتوریا و ونکوور تو رفتوبرگشتم.
از اون طرف دنبال یه راهیام برای پرداخت شهریهم، باید status این که دانشجوی تماموقتم تأیید شه و از اون سمت به دولت اعلام کنم هنوز دانشجوام که نخوان وام دانشجویی که پارسال گرفتم رو پس بدم(😭 ). با توجه به شرایطی که دارم، این ترم رو میخوام مرخصی بگیرم تا یه پولی از آسمون نازل شه برای شهریهی ترمهای بعدیم. :)) و خب همهی این آش شلهقلمکارِ مالی در حالیه که سر کار میرم و زندگیم ادامه داره.
از سمت دیگه، باید قبل از این که برگردم دانشگاه یه نسخهی معقول از تزم داشته باشم که با دوستهام تست کرده باشم و طراحی خود صفحه و شخصیتهای جدید و مکانیزمها واقعاً زمانبره (مجدداً، یادآوری این که سر کار میرم). و این تنها «خلق» این روزهام نیست. کتاب جدیدم واقعاً مهمه که جلد اولش قبل از اتمام تحصیلم تموم شه، تا بتونم از تمام روابطی که بهخاطر دانشگاه رفتن باهاشون در ارتباط نزدیکم استفاده کنم برای گرفتن ایجنت و چاپ کتاب. از اون طرف جلد سه سازمان هم باید تروتمیز بره دست هوپا و این یعنی یه بازنویسی سنگین که فکر میکنم یک تا دو ماه طول بکشه و بعد کلکهای شخصی خودم در راستای «نسخهی ارشاد-بپیچون».
علاوه بر اون، این دو هفته باید برنامهی کلاسهای جهانسازیم رو برای پاییز تروتمیز و مرتب بریزم، و پروپوزال کورس شخصیتپردازی رو بفرستم برای دانشگاه که ببینم اونا چی میشه. در کنارش فکر کنم میدونید که دارم روی چنل یوتیوب کار میکنم و مشخصاً، نویسندهای که هستم، باید به فکر سایت و جایی که مرتباً به انگلیسی بنویسه هم باشه. یه ایدهی مقاله داشتم سالها پیش که حتی وقت نکردم نگاهش کنم و خب. جونا هم فردا امتحان ریاضی داره.
خلاصه که... روزهای پرآشوبیان. میتونم فقط امیدوار باشم که انتهای همهی این آشوبها، آرامش و روشنایی باشه. :)
از اون طرف دنبال یه راهیام برای پرداخت شهریهم، باید status این که دانشجوی تماموقتم تأیید شه و از اون سمت به دولت اعلام کنم هنوز دانشجوام که نخوان وام دانشجویی که پارسال گرفتم رو پس بدم(
از سمت دیگه، باید قبل از این که برگردم دانشگاه یه نسخهی معقول از تزم داشته باشم که با دوستهام تست کرده باشم و طراحی خود صفحه و شخصیتهای جدید و مکانیزمها واقعاً زمانبره (مجدداً، یادآوری این که سر کار میرم). و این تنها «خلق» این روزهام نیست. کتاب جدیدم واقعاً مهمه که جلد اولش قبل از اتمام تحصیلم تموم شه، تا بتونم از تمام روابطی که بهخاطر دانشگاه رفتن باهاشون در ارتباط نزدیکم استفاده کنم برای گرفتن ایجنت و چاپ کتاب. از اون طرف جلد سه سازمان هم باید تروتمیز بره دست هوپا و این یعنی یه بازنویسی سنگین که فکر میکنم یک تا دو ماه طول بکشه و بعد کلکهای شخصی خودم در راستای «نسخهی ارشاد-بپیچون».
علاوه بر اون، این دو هفته باید برنامهی کلاسهای جهانسازیم رو برای پاییز تروتمیز و مرتب بریزم، و پروپوزال کورس شخصیتپردازی رو بفرستم برای دانشگاه که ببینم اونا چی میشه. در کنارش فکر کنم میدونید که دارم روی چنل یوتیوب کار میکنم و مشخصاً، نویسندهای که هستم، باید به فکر سایت و جایی که مرتباً به انگلیسی بنویسه هم باشه. یه ایدهی مقاله داشتم سالها پیش که حتی وقت نکردم نگاهش کنم و خب. جونا هم فردا امتحان ریاضی داره.
خلاصه که... روزهای پرآشوبیان. میتونم فقط امیدوار باشم که انتهای همهی این آشوبها، آرامش و روشنایی باشه. :)
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤🔥24🔥4🍓3🐳1
بچهها ولی خیلی دوستش دارم. دانشگاه رو، دردسرهای مرتبط به دانشگاه رو. دلم برای ویکتوریا تنگ شده. دلم میخواست میتونستم پنجاه تا کلاس بردارم. تنها تنها تنها بدی دانشگاه که به همه خوبیهاش میچربه اینه که وقتی میرم دانشگاه از مهسا دورم و من خستهتر و پیرتر از اونم که بتونم یه بازهی لانگدیستنس دیگه رو، هرچقدرم مسخره، از سر بگذرونم. یعنی اگر مهسا ویکتوریا بود یا دانشگاهم ونکوور بود، با اطمینان نودونه درصدی میگم که زندگیم کامل میبود.
کاش میشد آدم تا آخر عمرش فقط درس بخونه و بنویسه و هشتش گرو نهش نباشه.🎓
کاش میشد آدم تا آخر عمرش فقط درس بخونه و بنویسه و هشتش گرو نهش نباشه.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤🔥32🍓4🤝3🦄2
اگر بپرسید از میکروفونی که برای چنل یوتیوبت گرفتی چه استفادهای میکنی، باید متقابلاً ازتون بپرسم تا حالا صدای چیزکیک ژاپنی رو شنیدید؟
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🦄16😭8😍1🍓1
Forwarded from • ماتیلدای خسته
یه روزی، یه نفر میاد و بدون اینکه بخواد نجاتت بده، فقط کنارت میمونه؛ اونقدر میمونه که کمکم خودت نجات پیدا میکنی. یادت میره یه زمانی فکر میکردی دیگه چیزی برای دوست داشتن باقی نمونده، یادت میره زندگی چقدر باهات نامهربون بوده، یادت میره کجای زندگی قرار گرفتی و چه رنجهایی رو متحمل شدی. به خودت میای میبینی مدتهاست که دیگه غمگین بودن، تنها چیزی نیست که از خودت به یاد میاری.
❤🔥30💔7
واقعاً بچهها، گاسیپ اسمش بد در رفته. شما باید بشینید با دوستهاتون دربارهی فلانیای که فکر میکنید مشکلداره، یا وایب بدی ازش میگیرید، یا فلان ردفلگ رو ازش دیدید صحبت کنید. شاید اونوقت بفهمید که طرف اصلاً اونطوری که شما فکر میکردید نیست، و اتفاقاً خیلی بدتره.🫱🏼🫲🏽
🤝53