یه حرکت بامزه دارن رانندههای اینجا، یا حداقل به نظر من بامزهست، که وقتی بهشون راه میدی یا مثلاً کمکشون میکنی از پشت یه ماشینی که وایساده در بیان و براشون وایمیسی و خلاصه میرن جلوت، فلاشر میزنن که تشکر کنن یا بعضاً عذرخواهی کنن. حالا نمیدونم این اطلاعات کجای زندگیتون به دردتون میخوره، ولی برای من همیشه خیلی بامزه بوده که وقتی به اتوبوس گنده راه میدی که بیاد جلوت، چراغهاش تندتند روشنخاموش میشن انگار یه بچهای که بلد نیست چشمک بزنه، داره سعی میکنه بهت چشمک بزنه.🐹
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🍓59
امروز ما ✅ دو بار تست میزنیم، برای مصاحبه آماده میشیم، ✅ ریترن آمازون انجام میدیم و ✅ خرید و اگر بچهی خوبی باشیم ✅ شب میریم دیت.😊 من خیلی دیت دوست دارم.😊
ببینم به کجاش میرسم از ساعت چهار تا شیش!
+ ولی حالا چی بپوشم؟!🫣 مهسا سر کاره و کلاً هم درست نیست به طرفِ دیتت بگی برای من لباس دیت آماده کن که!🫣
ببینم به کجاش میرسم از ساعت چهار تا شیش!
+ ولی حالا چی بپوشم؟!
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🍓32
به سنسی این کلاسه ایمیل زده بودم بپرسم برای سن من/سطح مهارت (؟) من این کلاسه رواله؟ و خب مشخصاً سنسی بهمن ایرانیه، ولی صادقانه انتظار نداشتم این تو ایمیلش بیاد که:
…I sincerely hope that, by the grace of Izad Yazdan, you will be able to join us in the near future.
خلاصه که… ایزد یزدان خودش رحم کنه، دارم میرم کلاس سنسی بهمن…
…I sincerely hope that, by the grace of Izad Yazdan, you will be able to join us in the near future.
خلاصه که… ایزد یزدان خودش رحم کنه، دارم میرم کلاس سنسی بهمن…
🫡29😭17🐳2🍓1
امروزم اینطوریه که سگ رو آوردم بیرون و جیش کرد روی مجسمهی بودای سنگی همسایه و من در رویای این که امروز بعد از کار برم کافهی محبوبم کار کنم و درس بخونم به مسیرم ادامه دادم.🪽 🪽
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
😭33🐳3
وقتی من جلد سه رو بازنویسی کردم و شد سیصد هزار کلمه و هر فصل پنجاه صفحه بود و هوپا برنامهی خرید اقساطی گذاشت براش، میخوام همهتون بدونید که امیر در فقط یکی از فیدبکهاش پیشنهاد داد بیستسی صفحه به یک قسمت از داستان اضافه کنم.
و تأکید میکنم، این فقط یکی از پیشنهادهاش بود.
+ و یادتون باشه که هم امیر هم فرناز یه طومار فقط در پاسخ به سؤالات مشخصی که ازشون پرسیده بودم، نوشتن. حالا کی باید اون طومار رو اجرا کنه؟ من. کجا باید اجرا شه؟ توی جلد سوم سازمان طراحی که همین الانش دویستوبیستهزار کلمهست!
و تأکید میکنم، این فقط یکی از پیشنهادهاش بود.
+ و یادتون باشه که هم امیر هم فرناز یه طومار فقط در پاسخ به سؤالات مشخصی که ازشون پرسیده بودم، نوشتن. حالا کی باید اون طومار رو اجرا کنه؟ من. کجا باید اجرا شه؟ توی جلد سوم سازمان طراحی که همین الانش دویستوبیستهزار کلمهست!
امروز:
✅ . جونا امتحان فیزیکش رو میده تموم شه این فصل (داره روانیم میکنه، معلمی شغل انبیاست🎧 ).
✅ . سؤالهای مصاحبه و جوابهام رو آماده کنم.
✅ . یه بار دیگه کل تستها رو بزنم.
✅ . فرمهای مهسا، و امیدوارم که عکس هم؟
✅ . فرمهای کلاسم رو امضا کنم برای دانشگاه بفرستم.
6. پیام بهنام.
امیدوارم واقعاً به همهش برسم. و چون یه کار خیلی مهم دارم این آخر هفته، انگشتام میخارن که فصل جدیدم رو بنویسم و تو خواب و بیداری بهش فکر میکنم. زندگی عالیه.👋
6. پیام بهنام.
امیدوارم واقعاً به همهش برسم. و چون یه کار خیلی مهم دارم این آخر هفته، انگشتام میخارن که فصل جدیدم رو بنویسم و تو خواب و بیداری بهش فکر میکنم. زندگی عالیه.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🔥12🐳3
Flare and Fire
من در رویای این که امروز بعد از کار برم کافهی محبوبم کار کنم و درس بخونم به مسیرم ادامه دادم.🪽 🪽
#سنگرهایرؤیا.🥹
+ تفاوت رویکرد من و مهسا به تکنولوژی؛ موس ارگونومیک ادایی که متعلق به مهساست، و اون هندزفری از پنجاه نقطه لنتهایی به پنجاه رنگ خورده که متعلق به منه. Perfect couple.✨
+ تفاوت رویکرد من و مهسا به تکنولوژی؛ موس ارگونومیک ادایی که متعلق به مهساست، و اون هندزفری از پنجاه نقطه لنتهایی به پنجاه رنگ خورده که متعلق به منه. Perfect couple.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🦄20🐳3
T.a.L
Chasing Abbey
They're singing tiocfaidh ár lá in the fields and the streets.
#Leo and #Lyla
#SunlightOnTheBlade
@FlareAndFire
#Leo and #Lyla
#SunlightOnTheBlade
@FlareAndFire
Flare and Fire
Chasing Abbey – T.a.L
[اسپویل سه تا اسم توی جلد دو سازمان طراحی فکر کنم؛ اگر حساسید یعنی.]
شما فکر میکنید «لئو و لو و فیو » بهاندازهی کافی مثل خنجری در قلبتون فرو رفته و دیگه از این بدتر نمیشه، ولی فقط بهخاطر اینه که اسم واقعی لئو رو نمیدونید.😉
شما فکر میکنید «
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
😭5
خواستم از غریزهی بقای (غریزهی بقای پارتنرم؟ ارتباط ذهنی؟ نمیدونم چی باید بهش بگم) خودم تعریف کنم؛ که دیشب مهسا مثکه از خواب پریده و از اونور تخت داشته قل میخورده پایین، من تنها خاطرهای که دارم اینه که چشمام رو باز کردم و دیدم تا نیمه خم شدم سمت مهسا که نگهش دارم نیفته. یعنی کل این قسمتی که مغزم رجیستر کرده مهسا داره میفته یا تکون خورده یا صدایی از خودش درآورده رو خواب بودم، و تازه وقتی همهچی تموم شده و من نشستهم روی تخت، بیدار شدم و چشمام باز شده و گیج و منگ موندم که چرا مهسا بغل تخت روی زمین نشسته یا چرا من خم شدم سمتش اصلاً.🤔
حالا همچین عملیات موفقیتآمیزی هم نبودا، ولی بهعنوان آدمی که در کوه و دشت و صحرا و وسط کنسرت و پارتی و خلاصه هرجا که اراده کنه میخوابه و تا وقتی که اراده کنه خواب میمونه، کمی به خودم افتخار کردم که یه هوشیاری متصل به مهسا و حالش دارم که خودمختار از کلیت وجودی من عمل میکنه و اینطوریه که تو میتونی بخوابی، ولی ببخشید یه دیقه بدنت رو قرض بده من یه کاری دارم سریع برمیگردم.👋 :))
حالا همچین عملیات موفقیتآمیزی هم نبودا، ولی بهعنوان آدمی که در کوه و دشت و صحرا و وسط کنسرت و پارتی و خلاصه هرجا که اراده کنه میخوابه و تا وقتی که اراده کنه خواب میمونه، کمی به خودم افتخار کردم که یه هوشیاری متصل به مهسا و حالش دارم که خودمختار از کلیت وجودی من عمل میکنه و اینطوریه که تو میتونی بخوابی، ولی ببخشید یه دیقه بدنت رو قرض بده من یه کاری دارم سریع برمیگردم.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🍓64😭10🦄3😍1🐳1
Forwarded from Headquarters ( closed )
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
"نمیتونم اجازه بدم خانوادهام آسیب ببینه، وانیا!"
[ حاوی اسپویل سازمان طراحی]
[ حاوی اسپویل سازمان طراحی]
😭9
Forwarded from Headquarters ( closed )
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#ماهوخورشید
مگه همیشه مال ' تو' نبودم؟
مگه همیشه مال ' تو' نبودم؟
😭10🐳1
تازه چهارشنبهست و این هفتهی شگفتانگیز به بدترین قسمتهاشم نرسیده.🥰
کو اون میم «کاپیتان، امروز تازه دوشنبهست.»؟
کو اون میم «کاپیتان، امروز تازه دوشنبهست.»؟
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
دوستان، من چند روز خیلی بدی داشتم و کمی هم خیلی زیاد استرس دارم. میاید کمی با هم حرف بزنیم؟ 🙂
+ من بین انبوه باتهای ناشناس نمیدونستم از کدوم استفاده کنم. اگر این بات مشکلداریه، لطفاً یکی بهم بگه.
+ من بین انبوه باتهای ناشناس نمیدونستم از کدوم استفاده کنم. اگر این بات مشکلداریه، لطفاً یکی بهم بگه.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🍓2
Ugh. Awful week ends in an awful way. Let’s never revisit August 17-21.
💔22😭4🤝2🦄1
امشب مهسا رو نگاه کنم، به این فکر کنم که من به عشق زندگیم رسیدم. این آدم رو الان توی خونهی خودمون کنار خودم دارم. بقیهش رو یه کاری میکنیم دیگه، خب؟
بگو خب.
بگو خب.
❤🔥87🍓12🐳3🔥2🦄1
#سنگرهایرؤیا متناسب عصر شنبه، چون در انتها، عزیزانم، این داستانهان که نجاتمون میدن.🕯
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🦄28🔥7
خوبی این که شخصیت اصلی/راوی کتابی که داری مینویسی لزبین باشه اینه که وقتی خودت از توصیف و تصور یکی از خانومیهای جذاب کتاب دچار گیپنیک میشی، بهراحتی میتونی توی کتاب بنویسیش و هیچ هم عجیب نیست. اینطوری که تو ذرهای تمرکز روی مهمترین اتفاق داستان نداری، ولی چه عیبی داره؟ چون شخصیتت هم همهی حواسش به اون خانومی عصبانی خوشگلیه که چند ثانیه پیش وارد داستان شده.🌈
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🔥38
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
😍25😭2🦄2