Flare and Fire
2.07K subscribers
2.51K photos
543 videos
4 files
470 links
زن، زندگی، آزادی.❤️🤍💚
آرمینام، They/Them. نویسنده، معلم، و مضطربِ تمام‌وقت. اگر نژادپرست، کوییرفوب یا سمپات جمهوری اسلامی هستید، لطفاً پاتون رو توی کانال نذارید. اینجا جایی امن برای همه‌ست.
Download Telegram
🤝24😭12
این روزها، از اونجا که هر دو «خارج‌نشین» محسوب می‌شیم و خب جایگاه ما نیست که بخوایم تحلیل و نظر ارائه بدیم، بیشتر با همدیگه صحبت می‌کنیم. نظرمون چیه، فکر می‌کنیم چه اتفاقی میفته و امیدواریم چه اتفاقی بیفته. بحث هم می‌کنیم، با نظرات هم مخالفت هم می‌کنیم، ولی بیشتر وقت‌ها ذهنیتمون یکیه. نمی‌دونم. این قسمت از رابطه‌مون رو دوست دارم. بحث‌ها و بررسی‌های سیاسی بین خودمون رو دوست دارم؛ وقتی که فضا امنه، و می‌دونی قرار نیست طرف مقابل عمیقاً ناامیدت کنه، که توی این وضعیت و توی ایران، ما کم ندیدیم که چقدر راحت می‌شه از یکی عمیقاً ناامید شی.
شاید خیلی آرزوی میان‌مایه‌ای باشه، ولی عزیزانم، امیدوارم کسی یا کسانی رو توی زندگی‌تون داشته باشید که بتونید درباره‌ی ایران باهاشون بحث سیاسی کنید، بدونید همچنان جاتون امنه و بدونید قرار نیست ناامیدتون کنن. ما رو همه‌ی دنیا ناامید کردن. مهمه بدونیم یه نفر هست که ناامیدمون نمی‌کنه.
در پایان امروز، همین آرزوی من برای شماست: کسی رو داشته باشید که بدونید ناامیدتون نمی‌کنه. :)
❤‍🔥48💔4
Forwarded from نفی (آروین)
تا جای ممکن نشر بدین. لطفا.
مبین مطلقا توی اولویته. تا هر جا شد نشر بدین
🕊25😭8🤣2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
برای نشر شجاعت، چون فکر می‌کنم این بیشتر از هرچیزی اهمیت داره.
🔥32🕊8
Flare and Fire
ما شجاعیم. ما خوبیم. ما اتفاقاً لیاقت خیلی بهتر از اینا رو داریم و اصلاً زن، زندگی، آزادی بحثشون لیاقت نیست! زن‌ها حق اولیه‌شون زنانگیه، انسان‌ها حق اولیه‌شون آزادیه و این چیزی نیست، چیزی نباید باشه که براش بجنگیم تا لیاقتش رو داشته باشیم.
من فکر می‌کنم در انتهای شب، هرکس هم که بیاد و هرکس هم که بره، هیچکدومشون لیاقت مردمی رو ندارن که اینطور جونشون رو گرفتن کف دستشون و کنار هم جنگیدن.
دوستتون دارم، مواظب خودتون باشید.
💔14
Forwarded from Where is Paradise?!
انگار عزیزت، پاره تنت، وطنت رفته توی اتاق عمل و منتظر خبری…
We deserve a soft epilogue, my love. We are good people.
And we've suffered enough.
🕊6
بچه‌های خارج از ایران، فقط منم یا شما هم توی فیلم‌های جمعیت دنبال خانواده‌تون، دوستان و عزیزانتون می‌گردید؟
💔23
متی اینجا و اینجا اکانت‌های ایکس سیم‌کارت‌های سفید رو گذاشته. با تشکر ازش، فکر می‌کنم این ضمناً کاریه که از ماها برمیاد، که بگیم این آدم‌ها مردم ایران نیستند.
من هم توی اینستاگرامم این ویدیو رو گذاشتم، اگر خودتون سختتونه یا به هر دلیلی راحت نیستید ویدیو بذارید و شرایط رو برای غیرایرانی‌ها توضیح بدید، این ویدیو شاید کمی توضیح داده باشه و کمک کنه.
🔥4
بچه‌های خارج از ایران عزیزم، desperate times و desperate actions، فکر می‌کنم ماهواره توی ایران هنوز برقرار باشه، این روبات ایران اینترنشناله که می‌شه بهش پیام داد و پیامتون رو نشون می‌ده توی تلویزیون. اگر می‌خواید برای خانواده و دوستان توی ایران پیغام بفرستید.
😍8
فکر کرده‌اید
روزبه عماد،آيدا،سعید،هلنا
فکر کرده‌اید خم شدیم ما
کشته داده‌ایم کم شدیم ما
فکر کرده‌اید شب شد و تمام
بی‌خیال صبحدم شدیم ما

فکر کرده‌اید از مذاب داغ
پر شده دهان سبزگوی ما
فکر کرده‌اید حلقه‌های دار
بسته راه این گلوی بی‌قرار

کور خوانده‌اید ما شروع شورشیم
در تدارک سپیده گرم کوششیم
کور خوانده‌اید ما طلوع باوریم
عاشقان ایستاده تا به آخریم...

@FlareAndFire
🔥3
Where is Paradise?!
شاید فکر کنید اغراقه، ولی بهتون فکر می‌کنم، همونجور که به خونواده‌م و دوستام تو ایران و اینجا فکر می‌کنم. دوستایی که هر روز نه، هر هفته از حال هم با خبر بودیم شده با یک ایموجی، یک آهنگ، به مامانم فکر می‌کنم که نصف نگرانیش اینه که چه جوری به من خبر بده در چه…
متی این رو نوشت، و من هم خواستم از آدم‌هایی که بهشون فکر می‌کنم این روزها بنویسم؛ به‌خاطر روزی که برمی‌گردند و من شاید دورتر از اون باشم که بتونم تک‌تکشون رو در آغوش بگیرم.

از روزهای اول، به رسا فکر می‌کردم. به این که در جریان خیزش زن زندگی آزادی دانش‌آموز دبیرستانی بود، و به روایتش از روزی که با دست‌های لرزون وسایلشون رو جمع می‌کردند چون توی مدرسه گاز زده بودند. از خودم می‌پرسم یعنی الان کجاست؟ چی‌کار می‌کنه؟
به لیام فکر می‌کنم که پوتین و لباس‌های سیاه داره؛ هر ویدیویی از آدمی می‌بینم که بند پوتینش رو گره می‌زنه، به لیام فکر می‌کنم. فکر می‌کنم یعنی پوتین‌هاش کجاها رفته‌ند، و یعنی این روزها وقت کرده هیچ گربه‌ای رو ناز کنه؟
دیروز از آیدا با مهسا حرف زدم و آخرین پست‌های چنل آیدا رو براش خوندم. از آخرین آدم‌های به‌جامونده از بچگی‌ها. اولین آدمی که کوارتت رو خوند، و خواهرش که عکس فرستاده بود از کوارتت خوندنش. منتظرم که برگرده.
دیشب به امیر فکر می‌کردم. به چنلش. به صحبت‌هایی که می‌کرد و این که هیچوقت ندیدم عصبانی شه. من مردهای سیس استریت زیادی نمی‌شناسم که معتقد باشم صد درصد آدم‌های درستی هستند، و امیر یکی از اون آدم‌هاست.
تا صحبت ازشونه، به فربد فکر می‌کنم. یکی‌دو روز قبل از قطع شدن اینترنت ازش رزومه‌ش رو خواستم که بدم به دوست‌ها و آشناها. آخرین صحبتمون این بود که «هروقت درست شد تشکر می‌کنیم :))».
تا صحبت از آخرین صحبت‌هاست، به آرا فکر می‌کنم. گفت این دفعه فرق داره. اومد حالم رو پرسید، و اون به من اطمینان داد که این دفعه فرق داره. برام آهنگ فرستاد. و هنوز نتونستم گوش کنمش.
و تا صحبت از آهنگه، امروز صبح به ایدن فکر می‌کنم. Blood upon the Snow هوزیر رو گوش می‌دم، و به ایدن فکر می‌کنم.

جای شما و داستان‌هاتون پیش من امنه. بچه‌های کارگاه که به تک‌تکتون فکر می‌کنم، داستان‌سراها و شخصیت‌های افسانه‌ی ایران در مسیر تکامل، عزیزان دلم، به تک‌تکتون فکر می‌کنم و داستان‌هاتون؛ و جای این داستان‌ها پیش من امنه.
تا روزی که برگردید و فصل‌های بعدی این افسانه رو تعریف کنید.
🕊13🍓4
Forwarded from بتنی‌نوشت
بچه‌ها جون خطای مستقیم تلفن وصل شده.
This Is My Home
Novemthree
Here in the forest
Amongst the trees
I feel alive
I feel I'm home

Here in the forest
My kind is damned

My kind means destruction
This isn't our home

I want to learn
I need to grow
I must be
A kindly steward

And if one day
I sense something wrong
Something unnatural
Upsetting the calm

That's when I see him
Forcing his will
Slaying an elder
Slaying my brother

I pledged the oath
The man must fall
The villain must fall
By my hand

This is my gift
I've made my offering
I've earned my place
Here in the forest
This is my home.

@FlareAndFire
امروز منگه حیدو هدایتی گوش می‌دم و به عباس فکر می‌کنم. به علی و موژان. به کژوان و به صحرا که چند روز پیش تولدش بود. به بهنام. به بچه‌های تپه.
به خانواده‌ای که خودم انتخابشون کردم و سال‌هاست ندیدمشون.
‌‌‌
😭11
رئیس دپارتمان پرسید حالت چطوره؟ گریه کردم. هم‌کلاسی وایتم پرسید حالت چطوره؟ گریه کردم. هم‌کلاسی یهودی‌م پرسید حالت چطوره؟ گریه کردم. Grad advisor زنگ زد باهام صحبت کنه، گریه کردم. اینو نوشتم و گریه کردم. چند خط شد مگه؟ چی نوشتم مگه؟ فقط نوشتم گریه کردم و گریه کردم.
شاید زندگی بعدی… تو این یکی که فقط گریه کردیم عزیزم.
😭28
Forwarded from Bita's DIARIES (Bita)
شهردار بولونیا هم هر روز داره استوری میذاره تو سرتو از تو برف درنیار که سرما نخوری😒
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM