آره عزیزم. زندگی سخت میگذره گاهی و آدم بیخوابی میزنه به سرش میخواد از این پهلو به اون پهلو غلت بزنه، ولی یهو میبینه نیم ساعته روی بازوی ناراحتش خوابیده فقط چون دست پارتنرش روی کمرشه و نمیخواد با غلتزدن بیدارش کنه و فکر میکنه خب، گمونم ارزشش رو داره.
یه دست روی کمر. آدم مگه دیگه چی از زندگیش میخواد؟
معلومه که ارزشش رو داره.
یه دست روی کمر. آدم مگه دیگه چی از زندگیش میخواد؟
معلومه که ارزشش رو داره.
🔥30🍓20❤🔥3
یلداتون مبارک عزیزان من. امیدوارم امشب رو کنار کسانی گذرونده باشید که قلبتون رو پر از نور میکنند، و در نبرد علیه تاریکی سپر و شمشیر شما هستند.💫
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤🔥44🍓7😭2
پارتنرها اینطورن که میان بهتون میگن پیج بازیگر آریا استارک رو پیدا کردهند و «لزبین ترازی شده»، بعد وقتی میگید ببینم، میبینید و تأیید میکنید که «بله، خیلی جذاب شده» عصبانی میشن گوشی رو از دستتون میگیرن که «من باز به این چیز نشون دادم!» و معتقدن این منطقیه.
لابد دیگه.😐
لابد دیگه.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
😭46
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🍓94❤🔥8🔥8😍4🦄4
ساعت هفت بیدار شدم، صبحونهی مهسا رو دادم که باید میرفت سر کار، خودم صبحونه خوردم و ماشین ظرفشویی رو راه انداختم و یه اپیزود سریال دیدم و مراقبتهای پوستی صبحم رو انجام دادم و کمی ورزش، الان هم که وقت تراپیمه. برای این که یادم نره، بعد از تراپی:
✅ . ناهار درست کنم.
✅ . پلنر این هفتهم رو درست بنویسم، سالم رو کمابیش جمعبندی کنم و پلنر سال جدیدم رو راه بندازم (دیروز بالاخره خریدمش😊 ).
✅ . به النا ایمیل بزنم.
✅ . جاروبرقی بکشم و خونه رو کمی تمیز و مرتب کنم.
پنج. آواتار یک و دو رو ببینم، که امشب قراره بریم سه رو سینما با دوستامون! *ذوقدندونی*
✅ . جلسه با الدین.
برم تراپی بیام ببینم چقدر آمادهم که در سه ساعت اندازهی سه شبانهروز کار انجام بدم.🕯
پنج. آواتار یک و دو رو ببینم، که امشب قراره بریم سه رو سینما با دوستامون! *ذوقدندونی*
برم تراپی بیام ببینم چقدر آمادهم که در سه ساعت اندازهی سه شبانهروز کار انجام بدم.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🔥24😭4
Flare and Fire
بهخاطر بعدازظهر جمعه که خوابت میاد و من سریالم رو میارم توی تخت ببینم تا نازت کنم که بخوابی، و بعد که خوابت میبره دستم رو بغل میکنی و گیر میفتم باید میومدی.
بهخاطر این که ساعت دو صبح از سینما برگردیم، با هم دربارهی داستانها، شرورها، آرک شخصیتی و تانوس صحبت کنیم، باید میومدی.
🍓32❤🔥1💔1
دیشب رفتیم با دوستامون سینما این آواتار سومیه رو ببینیم، و چون من هیچی از آواتار قبلیا یادم نبود دیروز دوباره دیدمشون و دلم خواست دربارهی دو تا نکتهی فیلم اول که به چشمم اومد و یکیش رو دوست دارم و یکی رو نه، صحبت کنم. کلاً هم توی این دورهای که دارم طراحی میکنم برای جهانسازی و شخصیتپردازی میخوام فیلم اول و دوم رو بذارم جزو Required Viewingها بهعنوان نمونهی جهانسازی خوب و قوی. خلاصه که اگر ندیدید، بهنظرم ببینید.
حالا اون نکات، یا اول اون نکتهای که خیلی دوست داشتم، این که توی روایتهای مشابه، مثلاً پوکوهانتس یا Planet of the Apes یا کلاً هر روایتی که در لفافه یا مشخصاً به مسئلهی استعمار و تقابل سفیدپوستها و بومیها میپردازه، همیشه حداقل یک نفر موجود بد در گروه غیر سفیدپوست هست که بگن ✌🏼توی هر گروه آدمی بالاخره خوب و بد وجود داره و خیلی منطقیه که ما حمله کردیم به این کشورها و زمینها و غارتشون کردیم و مردمشون رو نسلکشی کردیم و در عوض اونا هم داشتن سمت ما سنگ پرت میکردن.✌🏼چیزی که من توی آواتار یک و دو دوست داشتم، شکستن این کلیشه بود. نمایش تمامیت شیطانی بودن عمل استعمار بود و مطلق بودن این مواجهه بین گروهی از مردم که فقط میخوان از زمین خودشون محافظت کنن و گروهی استعمارگر که فقط میخوان از ثروت اون زمینها بهره ببرن بدون این که چیزی رو به زمین برگردونن. من مشخصاً متعلق به این فرهنگ یا گروه مردم نیستم، و میخوام برم نقدها و بررسیها روی دو تا فیلم اول رو بخونم ببینم واکنش مردم همین جوامع چی بوده، ولی تا جایی که توی روایت دیدم، اون نابودی جهان و یکطرفه بودن این شرارت بهزیبایی به تصویر کشیده شده بود بدون این که به چشم من White Wash بشه، حداقل تا جای خوبی.
این جای خوب که میگم کجاست؟
میرسیم به نکتهی دومی که دوست ندارم، ولی درک میکنم چرا وجودش ضرورت بوده و اون White Saviourism عه. این تروپ معمولیه که ما به کرّات توی روایتهای ژانری میبینیم که یک منجی سفیدپوست برای مردم/قبایل کمتر متمدن فرستاده میشه تا از خطری بزرگ نجاتشون بده و اون مردم بدون منجی سفیدپوست موفق نخواهند شد. نمونههای معروفش که به ذهنم میرسه Dune (تلماسه) و بازی تاج و تختن (در موارد متعدد، ولی باز مثال دم دستیش جان اسنو و دنریسن). توی این فیلم هم باز ما مرد سفیدپوست رو داریم که به نجات قبایل ✌🏼بدوی✌🏼 میاد و اساساً در روایتهاشون ظهورش وعده داده شده، و اون قبایل بدون مرد سفیدپوست در مواجهه با شر بزرگ شکست خواهند خورد. حس میکنم توی آواتار کمی تلاش شده این مفهوم که برای پیشبرد داستان ضروری بوده با اون جملهی «من بهشون نیاز دارم، و اونا هم به من نیاز دارن» تلطیف شه، ولی خب مفهومیه که من لزوماً عاشقش نیستم. بااینحال توی مواردی که قدرتمند و خوب اجرا شده، ستون فقرات داستانه و منم مخالفش نیستم؛ مثل همون تلماسه و اجرای زیبای مفهوم منجی سفیدپوست.
آره خلاصه دوستان، این بود دریوریهای بیسروته بنده دربارهی آواتار و داستانها. یه روزم میام دربارهی این صحبت میکنم که چرا تانوس Infinity War زیباترین شرور تمام دورانه و تانوس در End Game بیاندازه من رو غمگین کرد، ولی نرد اوت کردن برای امروز بسه.🤝🏼
حالا اون نکات، یا اول اون نکتهای که خیلی دوست داشتم، این که توی روایتهای مشابه، مثلاً پوکوهانتس یا Planet of the Apes یا کلاً هر روایتی که در لفافه یا مشخصاً به مسئلهی استعمار و تقابل سفیدپوستها و بومیها میپردازه، همیشه حداقل یک نفر موجود بد در گروه غیر سفیدپوست هست که بگن ✌🏼توی هر گروه آدمی بالاخره خوب و بد وجود داره و خیلی منطقیه که ما حمله کردیم به این کشورها و زمینها و غارتشون کردیم و مردمشون رو نسلکشی کردیم و در عوض اونا هم داشتن سمت ما سنگ پرت میکردن.✌🏼چیزی که من توی آواتار یک و دو دوست داشتم، شکستن این کلیشه بود. نمایش تمامیت شیطانی بودن عمل استعمار بود و مطلق بودن این مواجهه بین گروهی از مردم که فقط میخوان از زمین خودشون محافظت کنن و گروهی استعمارگر که فقط میخوان از ثروت اون زمینها بهره ببرن بدون این که چیزی رو به زمین برگردونن. من مشخصاً متعلق به این فرهنگ یا گروه مردم نیستم، و میخوام برم نقدها و بررسیها روی دو تا فیلم اول رو بخونم ببینم واکنش مردم همین جوامع چی بوده، ولی تا جایی که توی روایت دیدم، اون نابودی جهان و یکطرفه بودن این شرارت بهزیبایی به تصویر کشیده شده بود بدون این که به چشم من White Wash بشه، حداقل تا جای خوبی.
این جای خوب که میگم کجاست؟
میرسیم به نکتهی دومی که دوست ندارم، ولی درک میکنم چرا وجودش ضرورت بوده و اون White Saviourism عه. این تروپ معمولیه که ما به کرّات توی روایتهای ژانری میبینیم که یک منجی سفیدپوست برای مردم/قبایل کمتر متمدن فرستاده میشه تا از خطری بزرگ نجاتشون بده و اون مردم بدون منجی سفیدپوست موفق نخواهند شد. نمونههای معروفش که به ذهنم میرسه Dune (تلماسه) و بازی تاج و تختن (در موارد متعدد، ولی باز مثال دم دستیش جان اسنو و دنریسن). توی این فیلم هم باز ما مرد سفیدپوست رو داریم که به نجات قبایل ✌🏼بدوی✌🏼 میاد و اساساً در روایتهاشون ظهورش وعده داده شده، و اون قبایل بدون مرد سفیدپوست در مواجهه با شر بزرگ شکست خواهند خورد. حس میکنم توی آواتار کمی تلاش شده این مفهوم که برای پیشبرد داستان ضروری بوده با اون جملهی «من بهشون نیاز دارم، و اونا هم به من نیاز دارن» تلطیف شه، ولی خب مفهومیه که من لزوماً عاشقش نیستم. بااینحال توی مواردی که قدرتمند و خوب اجرا شده، ستون فقرات داستانه و منم مخالفش نیستم؛ مثل همون تلماسه و اجرای زیبای مفهوم منجی سفیدپوست.
آره خلاصه دوستان، این بود دریوریهای بیسروته بنده دربارهی آواتار و داستانها. یه روزم میام دربارهی این صحبت میکنم که چرا تانوس Infinity War زیباترین شرور تمام دورانه و تانوس در End Game بیاندازه من رو غمگین کرد، ولی نرد اوت کردن برای امروز بسه.🤝🏼
🔥31🍾3👾1
نمیدونم عزیزم، من از همهی زندگیم همین رو میخواستم که پارتنرم از سر کار برگرده، برام قهوهای که دوست دارم رو خریده باشه و یه دسته گل. راستش رو بخوای، من اصلاً فکر میکنم همهی زندگی همینه. قهوهای که دوست داری، دستهگل، و آدمی که وقتی داره از سر کار برمیگرده اینا رو برات بخره.
دیگه آدم از زندگی چی میخواد مگه؟
دیگه آدم از زندگی چی میخواد مگه؟
❤🔥63😭13🍓4💔3
یک صبح رندم ماه دسامبر، در باب عشق، گربهها، و مشکلات ناشی از ترکیب ایندو.🫶
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
😭15🤣4🍓1
ساعت چهار صبحه، ما ساعت هفت قراره بلند شیم که با دوستامون بریم ویستلر و من خوابم نمیبره. آیا کمی بیشتر تلاش کنم که بخوابم (👻) یا مثل احمقها پاشم برم شروع کنم به نوشتن (👾)؟
👻61👾20🍓1
نتیجه بهتر از این نیست وقتی باید چنان بنویسی که گفته باشی و در همان حال نتوانند بگویند گفتهای.
طومار شیخ شرزین - بهرام بیضایی
ای بابا، آقای بیضایی عزیز…
💔35
𝖢𝖺𝗋𝗉𝖾𝖣𝗂𝖾𝗆.
میخوام دربارهی خاصیت گمانهزنی در ادبیات حرف بزنم، و دوتا مورد مختلف میخوام ازش بگم. مورد اول دربارهی تصویریئه که تقریبا توی هر مدیای پساآخرالزمانی یا هر مدیای دیگهای که فاجعهای در سطح گسترده اتفاق میافته، حالا نه الزاما جهانی البته، تصویریئه که از…
من الان فصل اول پرسی جکسون رو تموم کردم، و دقیقاً این چیزی بود که به مهسا گفتم. که چقدر این جنبه از فانتزی و گمانهزنی YA زیباست که به ماها میگه yes, you are weird, but you are our kind of weird. اون حس تعلقی که به آدم میده وقتی حس میکنی جهان برات منطقی نیست، حس میکنی تو اشتباهی و به این دنیا تعلق نداری، و اون چیزی خودم توی اولین کتابم میخواستم بگم: تو تنها نیستی.
بعد اومدم این پست رو خوندم و بیشتر فکر کردم که بهقول یکی از بچههای همون کارگاه، هر ژانری وظیفهای داره و من فکر میکنم ژانر فانتزی برای ماهاست: مطرودها، عجیبغریبها، فراریها.
بهسلامتی ما، مطرودها، عجیبغریبها، فراریها.🥂
بعد اومدم این پست رو خوندم و بیشتر فکر کردم که بهقول یکی از بچههای همون کارگاه، هر ژانری وظیفهای داره و من فکر میکنم ژانر فانتزی برای ماهاست: مطرودها، عجیبغریبها، فراریها.
بهسلامتی ما، مطرودها، عجیبغریبها، فراریها.🥂
🍾46🔥12🤣1
Flare and Fire
Your Battle is my Battle.
We fight together.
We fight together.
یکی از مفاهیم بزرگسالی که برای من آنلاک نشده و امیدوارم که هیچوقت هم نشه، این مسئلهی «مردمداری»ـه و صحبتیه در این رابطه که دیشب با مهسا داشتم؛ از جایی برمیگشتیم و داشت میگفت خب فلان مسئله دربارهی تو صادق نیست و به تو توی اون جمع خوش میگذره، تو بدون من برو، گفتم تو پارتنر منی و اگر جایی جای تو نیست، جای من هم نیست. من نمیدونم این مسئلهی روابط کوییره، مسئلهی روابط عاشقانهست، مسئلهی آدمهاییه که با فانتزیها و قصهها بزرگ شدهند، یا اصلاً فقط مسئلهی ماست، ولی من میگم تو وقتی یک نفر رو انتخاب کردی که شریک زندگیت باشه، هر جایی که باشه، هر بحثی هرچقدر مسخره، شما یه نفرید. آدمها به من میگن دراماتیک نباش، یا انقدر جدیش نکن همهچی رو، برای من داستان دقیقاً همینقدر دراماتیکه. من چطور پارتنری هستم اگر بشینم یه گوشه و تماشا کنم در حق پارتنرم به صرف این که صداش در نمیاد بیانصافی میشه، پارتنری که متقابلاً همونطور پشت من وایساده چون درستش همینه و من برام مهم بوده که پشتم وایساده، و همچنان توی اون جمع بمونم چون «به من خوش میگذره»؟ نمیدونم. اگر توی جمعی که جای عشق زندگیت نیست بهت خوش میگذره و مشکلی نداری با رفتاری که با شریک زندگیت دارن، یا جمع رو درست انتخاب نکردی، یا به احتمال قویتر، پارتنر رو.
Your battle is my battle.
We fight together.
Your battle is my battle.
We fight together.
Telegram
Flare and Fire
یه اتفاقی توی مافیای هفتهی پیش افتاد که دلم خواست دربارهش حرف بزنم، چون خوشحالم کرد. خود اتفاق خوشحالکننده نبود، من گردانندهی بازی بودم و یه تصمیم گرفتم به کیک انضباطی یکی از بازیکنهای شهر (مَرد، فکر میکنم حدوداً پنجاهساله)؛ طرف شروع کرد دادوبیداد…
❤🔥33💔4🔥2
⋆ Pole star area 🏳️🌈 ⋆
Video
شماها همهتون اینجا نشستید و سنگ پیانیست رو به سینه میزنید، درحالیکه ما حتی یه فنآرت هم ازش نداریم.
نچ نچ نچ.🙂↔️
نچ نچ نچ.🙂↔️
🐳10
بچههای قشنگم، کسی چنلی برای کتابهای صوتی انگلیسی سراغ داره؟ از پشت صحنه درخواست دادهن.🥰
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🍓1
Flare and Fire
کلاً با لباس نشستم زیر آب داغ. انگار حالا این مسخرگی قرار بود نجاتم بده. مثل آدمی بودم که تلوتلو میخوره و تو هر قدم به یه چیزی چنگ میندازه که نیفته.
بعدم شروع کردم گریه کردن.
بعدم شروع کردم گریه کردن.
چه چیزهایی رو از سر گذروندیم عزیزم. چه چیزهایی رو تاب آوردیم. واقعاً که «ما را به سختجانی خود این گمان نبود» عشق من.
Fuck Akhound.
We survive.
Fuck Akhound.
We survive.
❤🔥8
Flare and Fire
بچههای قشنگم، کسی چنلی برای کتابهای صوتی انگلیسی سراغ داره؟ از پشت صحنه درخواست دادهن.🥰
نمیدونم چرا توی گروه چنل نرفته. کامنتها رو اینجا بذارید.🚶🏻
Flare and Fire
سومی هم یه بچهی خیلی ملایم و لطیف و حساسی بود، دو سال از من بزرگتر.
یکی زیر این پست کامنت گذاشت و من یهو دیدم من قبلاً هم از دوستپسر مشترک خودم و مهسا که همین اواخر فهمیدیم گیه حرف زده بودم. :)))) خلاصه اگر کسی به honorary mentionش در پستهای قدیمی علاقهمند بود. :))
Telegram
Flare and Fire
من اومدم این بمب رو بندازم و برم: دوستپسر اسبق من که دوستپسر سابق مهسا هم بوده، اومده ونکوور.
چائو.😉
چائو.😉
Flare and Fire
چهار. بازنویسی مهم سازمان رو انجام بدم و جلد سه رو بدم به بتاریدرها.
این خیلی برای خودم آزاردهندهست که من دو تا آلفاریدر داشتم که متوجه این نکته نشدن، تعدادی خوانندهی همراه داشتم که هیچ مسئلهای براشون نبود این نکته و بازنویسی بزرگم کلاً حول محور این مسئله میچرخه و نمیتونم جلد سوم سازمان رو به بتاریدرها بدم بدون این که دویستوبیست هزار کلمه رو از اول بخونم و اون بازنویسی مهمم رو انجام بدم و اینجا ما میرویم دوباره.😓
خلاصه که... آهنگ میدید؟ خیلی وقته آهنگ جدید نداشتهم.😥
خلاصه که... آهنگ میدید؟ خیلی وقته آهنگ جدید نداشتهم.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM