Flare and Fire
2.06K subscribers
2.51K photos
543 videos
4 files
470 links
زن، زندگی، آزادی.❤️🤍💚
آرمینام، They/Them. نویسنده، معلم، و مضطربِ تمام‌وقت. اگر نژادپرست، کوییرفوب یا سمپات جمهوری اسلامی هستید، لطفاً پاتون رو توی کانال نذارید. اینجا جایی امن برای همه‌ست.
Download Telegram
اسپم سازمان
Photo
بیاید چیزهای بهتری ببینیم، مثلاً این رو که پیک کمدی و دقیق‌ترین چیزیه که درباره‌ی سازمان پیدا می‌کنید.🤝🏼
😭5
مهسا یه نظریه داره تحت عنوان «تستسترون ایرانی»، که معتقده مرد ایرانی وقتی به سن بلوغ می‌رسه، باید آگاهانه و فعالانه با تستسترون ایرانی مبارزه کنه وگرنه هورمون کذایی عقلش رو زایل می‌کنه و روی عملکردش در بسیاری از موارد اثر منفی می‌ذاره.
حالا من یه نظریه دارم که هنوز موفق نشدم روش اسم بذارم، ولی معتقدم انسان اساساً وقتی به بلوغ می‌رسه باید آگاهانه و فعالانه با زن‌ستیزی و جنسیت‌زدگی نهادینه درونش مقابله کنه که ثمره‌ی سده‌ها مردسالاری و زن‌کُشی سیستماتیکه. ما به‌صورت پیش‌فرض نه‌تنها افکار و اعمالمون حاصل نهادهای ضدزنه، بلکه تقریباً تک‌تک کلمات و اصطلاح‌ها و ضرب‌‌المثل‌ها و شوخی‌های ظاهراً بی‌ضررمون هم ضدزنه؛ جالب اینجاست که اتفاقاً جامعه‌ی کوییر به شکل عجیبی شاید چون بیش از حد به خودش مغرور و مفتخره، پر از این اصطلاح‌ها و دیدگاه‌های exclusive عه، نمونه‌ش همین اصطلاح تاپ و باتم که قبلاً توضیح داده بودم.
خلاصه این که عزیزانم… مبارزه کنید. با اصطلاح‌های ضدزن، ادبیات زن‌ستیزانه و افکار مردسالارانه مبارزه کنید. حتی اگر دارید ناسزا می‌گید، حواستون باشه اون ناسزا چه قشری رو هدف می‌گیره و حتی اگر دارید بین خودتون شوخی می‌کنید، آگاه باشید که اون شوخی از کجا میاد. سخته، ولی من می‌دونم که ما می‌تونیم بهتر از والدینمون باشیم. :)
❤‍🔥42🤝12
Forwarded from Dear Lost World
🔥11🤣7
Dear Lost World
Photo
من و پارتنرم، هر شب.🙏
‌‌
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
😭12
دارم کتاب «دلبند» اثر تونی موریسون رو می‌خونم، و تا جایی که یادم میاد، اولین باریه که کاری رو مطلقاً از دیدگاه تخصصی برای بررسی جنبه‌های مشخصی از اون کار دارم می‌خونم؛ تجربه‌ی جالبیه.
ژانر این کتاب رئالیسم جادوییه، که از اصلی‌ترین ژانرهای ضداستعماری در تقابل با منطق‌گرایی غربیه؛ مسئله‌ای که ما این ترم کمی درباره‌ش خوندیم. به‌طور کلی عمده‌ی ادبیات ژانری مثل علمی‌تخیلی، وحشت، فانتزی، و همین رئالیسم جادویی در مبارزه با روایت حاکم و ادبیات جریان اصلی برگرفته از غرب به وجود اومده‌ن و تلاش نویسنده‌هاشون برای reclaim کردن narrative و فضای داستانی.
توی همین «دلبند» که عمده‌ی داستانش در خونه‌ای روایت می‌شه که با روح کودک شیرخواره‌ی خانواده تسخیر شده، ما با بحث «تسخیر» در ادبیات ضداستعماری مواجه می‌شیم. تسخیر، مثلاً خانه‌های تسخیرشده به چی اشاره دارند؟ به خشونتی تاریخی در گذشته که هرگز برطرف نشده، و زخمی که بهبود پیدا نکرده. در داستان‌های وحشت یا کلاً داستان‌هایی که با مفهوم «تسخیر» سروکله می‌زنند، اساساً بحث درباره‌ی قتل/خشونت/رنجی تاریخیه که اثرش رو تا به امروز روی اون زمین یا قلمرویی که شاهدش بوده، گذاشته. توجه کنید خیلی از این داستان‌ها حول محور قتل‌عام بومی‌های آمریکایی، برده‌های آفریقایی، و سایر گروه‌هایی‌ان می‌چرخه که سیستم حاکم به‌شکلی خشونت‌بار نابودشون کرده. پدیدآوری «تسخیر» تلاش نویسنده‌هایی از این گروهه برای اشاره به این رنج تاریخی که اگر بهبود پیدا نکنه، بر زمان حال و انسان‌های زمان حال اثر می‌ذاره.
خلاصه که خواستم این مطلب رو باهاتون به اشتراک بذارم، چون می‌دونم گروهی از شمایان نویسنده‌اید و به‌نظرم مهم بود که بدونیم داستان‌ها هیچوقت فقط داستان نیستند.
هیچ افسانه‌ای هیچوقت فقط افسانه نبوده.
🔥22🕊3🤣1
این هم از امشب؛ هفته‌ی پیش برای استادم Proposal و درفت اولیه‌ی بازی‌م رو فرستادم و یه سری کامنت فرستاد که امشب بالاخره رسیدم بشینم سرش. در کنار یه سری سؤالا درباره‌ی داستان بازی (بچه‌ها دارم یه رشته‌ای می‌خونم که استادم درباره‌ی داستان پایان‌نامه‌م ازم سؤال می‌پرسه.🥺) گفته بود برای ترم دیگه یه مدل کاغذی از بازی آماده کنم برای تست ران. حالا من صرفاً سؤال پژوهشی‌م رو درست کردم و توی برنامه‌هام بود که بشینم کارت‌ها و شخصیت‌ها رو طراحی کنم.👋
نتیجه‌ش این که امشب نشستم درگیر طراحی صفحه‌ی بازی بودم؛ بگذریم که کلاً هم دنبال یه مأموریت نهایی بودم که داستانم رو تکمیل کنه و می‌خواستم صفحه‌ی بازی‌م تا جایی که می‌شه تعاملی و غیرتکراری باشه برای بازیکن‌ها. حالا فعلاً به جاهای خوبی رسیدم، تا بیشتر برم روی جزئیات و ببینم کی می‌تونم نسخه‌ی کاغذی‌ش رو برای تست‌ران آماده کنم. الان به مهسا گفتم کمکم می‌کنی بریم مقوا اینا بخریم صفحه‌ی بازی‌م رو درست کنیم؟ گفت بذار دو روز روی فلان پروژه‌م کار کنم، بعد. گفتم فردا که نیستیم، منظورت یه پس‌فرداست که کاریت نداشته باشم؟ که گفت بله. :)) دیگه ببینیم دوشنبه به کجا می‌رسیم جفتمون دیگه، با ما باشید در خانه‌ی مثل همیشه پرجنب‌وجوش بدریان-سالمی.🤰

+ و البته که... #سنگرهای‌رؤیا.🥰
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🔥18😍2
بله دوستان، #وضعیت من و پایان‌نامه:
😭22🔥4😍2
آره عزیزم. زندگی سخت می‌گذره گاهی و آدم بی‌خوابی می‌زنه به سرش می‌خواد از این پهلو به اون پهلو غلت بزنه، ولی یهو می‌بینه نیم ساعته روی بازوی ناراحتش خوابیده فقط چون دست پارتنرش روی کمرشه و نمی‌خواد با غلت‌زدن بیدارش کنه و فکر می‌کنه خب، گمونم ارزشش رو داره.
یه دست روی کمر. آدم مگه دیگه چی از زندگی‌ش می‌خواد؟
معلومه که ارزشش رو داره.
🔥30🍓20❤‍🔥3
Forwarded from Where is Paradise?!
که کیمیای سعادت رفیق بود و رفیق هست
🍾3
یلداتون مبارک عزیزان من. امیدوارم امشب رو کنار کسانی گذرونده باشید که قلبتون رو پر از نور می‌کنند، و در نبرد علیه تاریکی سپر و شمشیر شما هستند.💫
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤‍🔥44🍓7😭2
پارتنرها اینطورن که میان بهتون می‌گن پیج بازیگر آریا استارک رو پیدا کرده‌ند و «لزبین ترازی شده»، بعد وقتی می‌گید ببینم، می‌بینید و تأیید می‌کنید که «بله، خیلی جذاب شده» عصبانی می‌شن گوشی رو از دستتون می‌گیرن که «من باز به این چیز نشون دادم!» و معتقدن این منطقیه.
لابد دیگه.😐
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
😭46
در نتیجه‌ش شما هم این عکس رو ازشون در چنل هزاروهشتصدنفری‌تون به اشتراک می‌ذارید.🙏
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🍓94❤‍🔥8🔥8😍4🦄4
ساعت هفت بیدار شدم، صبحونه‌ی مهسا رو دادم که باید می‌رفت سر کار، خودم صبحونه خوردم و ماشین ظرف‌شویی رو راه انداختم و یه اپیزود سریال دیدم و مراقبت‌های پوستی صبحم رو انجام دادم و کمی ورزش، الان هم که وقت تراپی‌مه. برای این که یادم نره، بعد از تراپی:
. ناهار درست کنم.
. پلنر این هفته‌م رو درست بنویسم، سالم رو کمابیش جمع‌بندی کنم و پلنر سال جدیدم رو راه بندازم (دیروز بالاخره خریدمش😊).
. به النا ایمیل بزنم.
. جاروبرقی بکشم و خونه رو کمی تمیز و مرتب کنم.
پنج. آواتار یک و دو رو ببینم، که امشب قراره بریم سه رو سینما با دوستامون! *ذوق‌دندونی*
. جلسه با الدین.

برم تراپی بیام ببینم چقدر آماده‌م که در سه ساعت اندازه‌ی سه شبانه‌روز کار انجام بدم.🕯
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🔥24😭4
Flare and Fire
به‌خاطر بعدازظهر جمعه که خوابت میاد و من سریالم رو میارم توی تخت ببینم تا نازت کنم که بخوابی، و بعد که خوابت می‌بره دستم رو بغل می‌کنی و گیر میفتم باید میومدی. ‌
به‌خاطر این که ساعت دو صبح از سینما برگردیم، با هم درباره‌ی داستان‌ها، شرورها، آرک شخصیتی و تانوس صحبت کنیم، باید میومدی.
🍓32❤‍🔥1💔1
دیشب رفتیم با دوستامون سینما این آواتار سومیه رو ببینیم، و چون من هیچی از آواتار قبلیا یادم نبود دیروز دوباره دیدمشون و دلم خواست درباره‌ی دو تا نکته‌ی فیلم اول که به چشمم اومد و یکی‌ش رو دوست دارم و یکی رو نه، صحبت کنم. کلاً هم توی این دوره‌ای که دارم طراحی می‌کنم برای جهان‌سازی و شخصیت‌پردازی می‌خوام فیلم اول و دوم رو بذارم جزو Required Viewingها به‌عنوان نمونه‌ی جهان‌سازی خوب و قوی. خلاصه که اگر ندیدید، به‌نظرم ببینید.

حالا اون نکات، یا اول اون نکته‌ای که خیلی دوست داشتم، این که توی روایت‌های مشابه، مثلاً پوکوهانتس یا Planet of the Apes یا کلاً هر روایتی که در لفافه یا مشخصاً به مسئله‌ی استعمار و تقابل سفیدپوست‌ها و بومی‌ها می‌پردازه، همیشه حداقل یک نفر موجود بد در گروه غیر سفیدپوست هست که بگن ✌🏼توی هر گروه آدمی بالاخره خوب و بد وجود داره و خیلی منطقیه که ما حمله کردیم به این کشورها و زمین‌ها و غارتشون کردیم و مردمشون رو نسل‌کشی کردیم و در عوض اونا هم داشتن سمت ما سنگ پرت می‌کردن.✌🏼چیزی که من توی آواتار یک و دو دوست داشتم، شکستن این کلیشه بود. نمایش تمامیت شیطانی بودن عمل استعمار بود و مطلق بودن این مواجهه بین گروهی از مردم که فقط می‌خوان از زمین خودشون محافظت کنن و گروهی استعمارگر که فقط می‌خوان از ثروت اون زمین‌ها بهره ببرن بدون این که چیزی رو به زمین برگردونن. من مشخصاً متعلق به این فرهنگ یا گروه مردم نیستم، و می‌خوام برم نقدها و بررسی‌ها روی دو تا فیلم اول رو بخونم ببینم واکنش مردم همین جوامع چی بوده، ولی تا جایی که توی روایت دیدم، اون نابودی جهان و یک‌طرفه بودن این شرارت به‌زیبایی به تصویر کشیده شده بود بدون این که به چشم من White Wash بشه، حداقل تا جای خوبی.

این جای خوب که می‌گم کجاست؟
می‌رسیم به نکته‌ی دومی که دوست ندارم، ولی درک می‌کنم چرا وجودش ضرورت بوده و اون White Saviourism عه. این تروپ معمولیه که ما به کرّات توی روایت‌های ژانری می‌بینیم که یک منجی سفیدپوست برای مردم/قبایل کمتر متمدن فرستاده می‌شه تا از خطری بزرگ نجاتشون بده و اون مردم بدون منجی سفیدپوست موفق نخواهند شد. نمونه‌های معروفش که به ذهنم می‌رسه Dune (تلماسه) و بازی تاج و تختن (در موارد متعدد، ولی باز مثال دم دستی‌ش جان اسنو و دنریسن). توی این فیلم هم باز ما مرد سفیدپوست رو داریم که به نجات قبایل ✌🏼بدوی✌🏼 میاد و اساساً در روایت‌هاشون ظهورش وعده داده شده، و اون قبایل بدون مرد سفیدپوست در مواجهه با شر بزرگ شکست خواهند خورد. حس می‌کنم توی آواتار کمی تلاش شده این مفهوم که برای پیشبرد داستان ضروری بوده با اون جمله‌ی «من بهشون نیاز دارم، و اونا هم به من نیاز دارن» تلطیف شه، ولی خب مفهومیه که من لزوماً عاشقش نیستم. بااین‌حال توی مواردی که قدرتمند و خوب اجرا شده، ستون فقرات داستانه و منم مخالفش نیستم؛ مثل همون تلماسه و اجرای زیبای مفهوم منجی سفیدپوست.

آره خلاصه دوستان، این بود دری‌وری‌های بی‌سروته بنده درباره‌ی آواتار و داستان‌ها. یه روزم میام درباره‌ی این صحبت می‌کنم که چرا تانوس Infinity War زیباترین شرور تمام دورانه و تانوس در End Game بی‌اندازه من رو غمگین کرد، ولی نرد اوت کردن برای امروز بسه.🤝🏼
🔥31🍾3👾1
نمی‌دونم عزیزم، من از همه‌ی زندگی‌م همین رو می‌خواستم که پارتنرم از سر کار برگرده، برام قهوه‌ای که دوست دارم رو خریده باشه و یه دسته گل. راستش رو بخوای، من اصلاً فکر می‌کنم همه‌ی زندگی همینه. قهوه‌ای که دوست داری، دسته‌گل، و آدمی که وقتی داره از سر کار برمی‌گرده اینا رو برات بخره.
دیگه آدم از زندگی چی می‌خواد مگه؟
‌‌
❤‍🔥63😭13🍓4💔3
یک صبح رندم ماه دسامبر، در باب عشق، گربه‌ها، و مشکلات ناشی از ترکیب این‌دو.🫶
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
😭15🤣4🍓1
ساعت چهار صبحه، ما ساعت هفت قراره بلند شیم که با دوستامون بریم ویستلر و من خوابم نمی‌بره. آیا کمی بیشتر تلاش کنم که بخوابم (👻) یا مثل احمق‌ها پاشم برم شروع کنم به نوشتن (👾
👻61👾20🍓1
نتیجه بهتر از این نیست وقتی باید چنان بنویسی که گفته باشی و در همان حال نتوانند بگویند گفته‌ای.

طومار شیخ شرزین - بهرام بیضایی


ای بابا، آقای بیضایی عزیز…
💔35
𝖢𝖺𝗋𝗉𝖾𝖣𝗂𝖾𝗆.
می‌خوام درباره‌ی خاصیت گمانه‌زنی در ادبیات حرف بزنم، و دوتا مورد مختلف می‌خوام ازش بگم. مورد اول درباره‌ی تصویری‌ئه که تقریبا توی هر مدیای پساآخرالزمانی یا هر مدیای دیگه‌ای که فاجعه‌ای در سطح گسترده اتفاق می‌افته، حالا نه الزاما جهانی البته، تصویری‌ئه که از…
من الان فصل اول پرسی جکسون رو تموم کردم، و دقیقاً این چیزی بود که به مهسا گفتم. که چقدر این جنبه از فانتزی و گمانه‌زنی YA زیباست که به ماها می‌گه yes, you are weird, but you are our kind of weird. اون حس تعلقی که به آدم می‌ده وقتی حس می‌کنی جهان برات منطقی نیست، حس می‌کنی تو اشتباهی و به این دنیا تعلق نداری، و اون چیزی خودم توی اولین کتابم می‌خواستم بگم: تو تنها نیستی.
بعد اومدم این پست رو خوندم و بیشتر فکر کردم که به‌قول یکی از بچه‌های همون کارگاه، هر ژانری وظیفه‌ای داره و من فکر می‌کنم ژانر فانتزی برای ماهاست: مطرودها، عجیب‌غریب‌ها، فراری‌ها.
به‌سلامتی ما، مطرودها، عجیب‌غریب‌ها، فراری‌ها.🥂
🍾46🔥12🤣1