Flare and Fire
2.07K subscribers
2.51K photos
543 videos
4 files
470 links
زن، زندگی، آزادی.❤️🤍💚
آرمینام، They/Them. نویسنده، معلم، و مضطربِ تمام‌وقت. اگر نژادپرست، کوییرفوب یا سمپات جمهوری اسلامی هستید، لطفاً پاتون رو توی کانال نذارید. اینجا جایی امن برای همه‌ست.
Download Telegram
آره خلاصه بچه‌های عزیزم، آدم با خودش فکر می‌کنه کدوم اسگلی ممکنه هیجان‌زده باشه که روی تزش کار کنه و تعطیلات بین ترم یک و دو رو به نوشتن Proposal اختصاص بده؛ بعد به خودش میاد و می‌بینه دقیقاً بعد از این که به پارتنرش گفت: «به‌نظرت یه کم استراحت نکنم؟» رفته قهوه‌ی محبوبش (دومین قهوه‌ی محبوبش در جهان در بین تمام قهوه‌هایی که ازشون منزجره) رو گرفته، اومده کتابخونه و نشسته اولین نسخه‌ی Proposalش رو نوشته.
ولی خب فکر کنم این اتفاقیه که میفته وقتی تزت عملاً طراحی بردگیم کوییره، بنابراین گمونم جای شکایت چندانی نداره.🌈

#سنگرهای‌رؤیا
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🥰35🔥11
در نهایت هم اگر کسی اون‌قدر ناآگاه و ساده‌دل بود که به Gay Agenda اعتقاد نداشت و ازتون پرسید این دیگه چه کوفتیه، می‌تونید بگید جایی در این جهان نویسنده‌ی لزبینی وجود داره که داره برای دوره‌ی جهان‌سازی و شخصیت‌پردازی‌ش طرح درس می‌ریزه و جزو Required Readingهاش رفته به صورت خاص یه نویسنده‌ی لزبین دیگه رو پیدا کرده که خودش ساینس فیکشن می‌نویسه و همسرش فانتزی، و سفارش داده کتابش رو بیارن که بخونه و به آن‌چه دانشجوها باید برای این دوره بخونن، اضافه کنه.
این Gay Agendaی امروز بود خلاصه.🙏
‌‌
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🔥34💅2
Flare and Fire
در نهایت هم اگر کسی اون‌قدر ناآگاه و ساده‌دل بود که به Gay Agenda اعتقاد نداشت و ازتون پرسید این دیگه چه کوفتیه، می‌تونید بگید جایی در این جهان نویسنده‌ی لزبینی وجود داره که داره برای دوره‌ی جهان‌سازی و شخصیت‌پردازی‌ش طرح درس می‌ریزه و جزو Required Readingهاش…
در مسئله‌ای کمی بی‌ربط به این، من اون روز به بچه‌های کارگاه گفته بودم اگه دوست دارید بیاید جمع شیم درباره‌ی درس‌های پراکنده‌ی این ترمم حرف بزنم، گمونم سرجمع نیم ساعت درباره‌ی فرم و استفاده‌ش در ادبیات ضداستعماری و غیره صحبت کردم، و حداقل یک ساعت و نیم بچه‌ها یه نمای لایو به زندگی لزبین‌های madly in love داشتند که درباره‌ی لوازم آرایش روی میزتحریر و کلاه‌های روی میزتحریر جروبحث می‌کردند و بعضاً به‌سمت هم بالشت پرت می‌کردند تا طرف مقابل رو از اتاق بیرون کنن.
گفتم اینجا هم بگم حالا که اگر براتون سؤاله در زندگی ما این روزها چی می‌گذره، دیگه براتون سؤال نباشه.🫶
‌‌
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🍓20🔥4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
من کلاً این عمو رو خیلی دوست دارم، اگر خواستید بقیه‌ی ویدیوهاش رو ببینید. :)
🔥19🍓2🗿1
بچه‌ها در حال خوندن #موهن:
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
😭4
🔥14😭7🤣2🗿1
من سخت بهت چنگ زدم. از اوین، تا دادگاه، تا فرار، تا فاصله، تا افسردگی، تا حمله‌های عصبی، تا ونکوور بهت چنگ زدم. بهت چنگ زدم تا پونزده سال بعد از «من خسته شدم از بس همه به چشم پسر نگاهم کردن.» و «دوستت ندارم، عاشقتم.»، تا هشت سال بعد از «چطوری بذارم بری؟» و تا دو سال بعد از «کلی دونات‌فروشی و بستنی‌فروشی توی ونکوور فالو کردم.» و تا یه سال بعد از «تو برمی‌گردی پیش من.» و تا درخت کاج کوچیک لب پنجره، تا بیست تا بستنی کیت‌کت که از ذوق اومدنت رفتم از کاستکو خریدم و قوطی گنده‌ی ام‌اندام و کشیدن ماهی روی آینه‌ی سفره‌ی هفت‌سین و حوله‌های کریسمسی و رومبلی کریسمسی و پیژامه‌ای که تو خریدی و من می‌پوشم، مثل همه‌ی لباس‌های دیگه‌ای که تو می‌خری و من می‌پوشم. من بهت چنگ زدم تا سؤال‌های مسخره‌ی تو راه برگشت از خواننده‌ی ایرانی محبوبت، بازیگر محبوبت، فوتبالیست محبوبت، و بحث درباره‌ی بهترین دوره‌ی جام‌جهانی در طول تاریخ و کاپیتان‌های محبوبمون. من بهت چنگ زدم، چون می‌خواستم امشب رو کنار تو بگذرونم، که از خونه‌ی دوستامون برمی‌گردیم، خوشحالیم، و یهو یه آهنگ جدید میاد توی پلی‌لیستمون که می‌خونه:
زندگی جنگه به خون فکر نکن
به اجاره خونه‌مون فکر نکن
تا ته دره کنارت هستم
جاده رو خواب برون فکر نکن.
بهت چنگ زدم فقط برای همین و نمی‌دونم، من که می‌گم همین دلیل کافی‌ایه، عشق من.
همین کافیه که یه عمر به یه نفر چنگ بزنی.
🍓83🦄20😭13❤‍🔥6😍4🔥32🥰2🕊1🤣1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بعد از مدت‌ها با یه تایم‌لپس از روزم برگشتم؛ مهسا رفت سر کار، من رفتم سراغ شام و وسطش برای چند تایی کار اپلای کردم و آخر سر هم مشغول دوره‌ی جهان‌سازی‌م شدم.
این روزها کمتر تلگرام میام. دوست دارم بیشتر تو متن زندگی باشم انگار. رفته بودیم کادوی کریسمس بگیریم برای چند نفر، یه پک قلاب‌بافی خریدم که عادت جدید داشته باشم؛ یهو متوجه شده بودم سرگرمی ندارم که ارتباطی به کتاب و نوشتن نداشته باشه. با دوست‌هامون داریم ریسک بازی می‌کنیم و با مهسا نقاشی می‌کشیم و آن‌لاک بازی می‌کنیم. خوبه دیگه، نیست؟ سرگرمی‌های کوچک بی‌ارتباط به تمام زندگی خوبه.
سرگرمی‌های کوچک بی‌ارتباط به تمامِ زندگی خودش نصف زندگیه.

+ کمی از دکور کریسمسی ما رو در پس‌زمینه می‌بینید و از بقیه‌ش هم هروقت که کادوی کریسمس خونه‌مون رو گذاشتیم، عکس و فیلم می‌گیریم. فعلاً توجهتون رو به کوسن و رومبلی و خونه‌های لب پنجره جلب می‌کنم.😊
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🍓41💅6😭4🦄2
آدم می‌خواد بخوابه، هی توی جاش می‌غلته و یادش میاد علاوه بر این که انسانی رنگین‌پوست و کوییر در جهانی سرشار از بی‌عدالتی و رنجه، سه ساعت از زندگی کوتاهش رو گذاشته با ایرانیِ از سه‌سالگی در کانادا بزرگ‌شده‌ای بحث کرده که معتقد بوده کانادا فاسدترین دولت دنیا رو داره و حداقل جمهوری اسلامی اطلاعات فراری‌های چپ رو به بقیه‌ی دنیا نفروخته و ایران اون‌قدری هم که من، من! فکر می‌کنم بد نیست.
نمی‌دونم بچه‌ها. یه وقت‌ها هرچی فکر می‌کنم فقط دیگه فحش جوابه.
🗿50😭15🤣3🤝3
Flare and Fire
آدم می‌خواد بخوابه، هی توی جاش می‌غلته و یادش میاد علاوه بر این که انسانی رنگین‌پوست و کوییر در جهانی سرشار از بی‌عدالتی و رنجه، سه ساعت از زندگی کوتاهش رو گذاشته با ایرانیِ از سه‌سالگی در کانادا بزرگ‌شده‌ای بحث کرده که معتقد بوده کانادا فاسدترین دولت دنیا…
اینطوری بود که نه تو توی ایران جات امن‌تره، اونجا حداقل نژادپرست نیستن، نفت ملیه! اینجا کل کمپانی‌های نفت دست چهار پنج نفرن!
کسخلی چیزی هستی؟ اونجا کل مملکت و your fuckin ass مال یه نفره!
نژادپرست نیستن؟ ما یه سری مهاجر افغانستانی داشتیم دیدی چه بلایی سرشون آوردن؟!
من جام تو ایران امن‌تره؟! چند بار تا حالا تو کانادا به‌خاطر رنگ پوستت اعدام شدی که اینو می‌دونی؟!
💔47
اسپم سازمان
Photo
بیاید چیزهای بهتری ببینیم، مثلاً این رو که پیک کمدی و دقیق‌ترین چیزیه که درباره‌ی سازمان پیدا می‌کنید.🤝🏼
😭5
مهسا یه نظریه داره تحت عنوان «تستسترون ایرانی»، که معتقده مرد ایرانی وقتی به سن بلوغ می‌رسه، باید آگاهانه و فعالانه با تستسترون ایرانی مبارزه کنه وگرنه هورمون کذایی عقلش رو زایل می‌کنه و روی عملکردش در بسیاری از موارد اثر منفی می‌ذاره.
حالا من یه نظریه دارم که هنوز موفق نشدم روش اسم بذارم، ولی معتقدم انسان اساساً وقتی به بلوغ می‌رسه باید آگاهانه و فعالانه با زن‌ستیزی و جنسیت‌زدگی نهادینه درونش مقابله کنه که ثمره‌ی سده‌ها مردسالاری و زن‌کُشی سیستماتیکه. ما به‌صورت پیش‌فرض نه‌تنها افکار و اعمالمون حاصل نهادهای ضدزنه، بلکه تقریباً تک‌تک کلمات و اصطلاح‌ها و ضرب‌‌المثل‌ها و شوخی‌های ظاهراً بی‌ضررمون هم ضدزنه؛ جالب اینجاست که اتفاقاً جامعه‌ی کوییر به شکل عجیبی شاید چون بیش از حد به خودش مغرور و مفتخره، پر از این اصطلاح‌ها و دیدگاه‌های exclusive عه، نمونه‌ش همین اصطلاح تاپ و باتم که قبلاً توضیح داده بودم.
خلاصه این که عزیزانم… مبارزه کنید. با اصطلاح‌های ضدزن، ادبیات زن‌ستیزانه و افکار مردسالارانه مبارزه کنید. حتی اگر دارید ناسزا می‌گید، حواستون باشه اون ناسزا چه قشری رو هدف می‌گیره و حتی اگر دارید بین خودتون شوخی می‌کنید، آگاه باشید که اون شوخی از کجا میاد. سخته، ولی من می‌دونم که ما می‌تونیم بهتر از والدینمون باشیم. :)
❤‍🔥42🤝12
Forwarded from Dear Lost World
🔥11🤣7
Dear Lost World
Photo
من و پارتنرم، هر شب.🙏
‌‌
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
😭12
دارم کتاب «دلبند» اثر تونی موریسون رو می‌خونم، و تا جایی که یادم میاد، اولین باریه که کاری رو مطلقاً از دیدگاه تخصصی برای بررسی جنبه‌های مشخصی از اون کار دارم می‌خونم؛ تجربه‌ی جالبیه.
ژانر این کتاب رئالیسم جادوییه، که از اصلی‌ترین ژانرهای ضداستعماری در تقابل با منطق‌گرایی غربیه؛ مسئله‌ای که ما این ترم کمی درباره‌ش خوندیم. به‌طور کلی عمده‌ی ادبیات ژانری مثل علمی‌تخیلی، وحشت، فانتزی، و همین رئالیسم جادویی در مبارزه با روایت حاکم و ادبیات جریان اصلی برگرفته از غرب به وجود اومده‌ن و تلاش نویسنده‌هاشون برای reclaim کردن narrative و فضای داستانی.
توی همین «دلبند» که عمده‌ی داستانش در خونه‌ای روایت می‌شه که با روح کودک شیرخواره‌ی خانواده تسخیر شده، ما با بحث «تسخیر» در ادبیات ضداستعماری مواجه می‌شیم. تسخیر، مثلاً خانه‌های تسخیرشده به چی اشاره دارند؟ به خشونتی تاریخی در گذشته که هرگز برطرف نشده، و زخمی که بهبود پیدا نکرده. در داستان‌های وحشت یا کلاً داستان‌هایی که با مفهوم «تسخیر» سروکله می‌زنند، اساساً بحث درباره‌ی قتل/خشونت/رنجی تاریخیه که اثرش رو تا به امروز روی اون زمین یا قلمرویی که شاهدش بوده، گذاشته. توجه کنید خیلی از این داستان‌ها حول محور قتل‌عام بومی‌های آمریکایی، برده‌های آفریقایی، و سایر گروه‌هایی‌ان می‌چرخه که سیستم حاکم به‌شکلی خشونت‌بار نابودشون کرده. پدیدآوری «تسخیر» تلاش نویسنده‌هایی از این گروهه برای اشاره به این رنج تاریخی که اگر بهبود پیدا نکنه، بر زمان حال و انسان‌های زمان حال اثر می‌ذاره.
خلاصه که خواستم این مطلب رو باهاتون به اشتراک بذارم، چون می‌دونم گروهی از شمایان نویسنده‌اید و به‌نظرم مهم بود که بدونیم داستان‌ها هیچوقت فقط داستان نیستند.
هیچ افسانه‌ای هیچوقت فقط افسانه نبوده.
🔥22🕊3🤣1
این هم از امشب؛ هفته‌ی پیش برای استادم Proposal و درفت اولیه‌ی بازی‌م رو فرستادم و یه سری کامنت فرستاد که امشب بالاخره رسیدم بشینم سرش. در کنار یه سری سؤالا درباره‌ی داستان بازی (بچه‌ها دارم یه رشته‌ای می‌خونم که استادم درباره‌ی داستان پایان‌نامه‌م ازم سؤال می‌پرسه.🥺) گفته بود برای ترم دیگه یه مدل کاغذی از بازی آماده کنم برای تست ران. حالا من صرفاً سؤال پژوهشی‌م رو درست کردم و توی برنامه‌هام بود که بشینم کارت‌ها و شخصیت‌ها رو طراحی کنم.👋
نتیجه‌ش این که امشب نشستم درگیر طراحی صفحه‌ی بازی بودم؛ بگذریم که کلاً هم دنبال یه مأموریت نهایی بودم که داستانم رو تکمیل کنه و می‌خواستم صفحه‌ی بازی‌م تا جایی که می‌شه تعاملی و غیرتکراری باشه برای بازیکن‌ها. حالا فعلاً به جاهای خوبی رسیدم، تا بیشتر برم روی جزئیات و ببینم کی می‌تونم نسخه‌ی کاغذی‌ش رو برای تست‌ران آماده کنم. الان به مهسا گفتم کمکم می‌کنی بریم مقوا اینا بخریم صفحه‌ی بازی‌م رو درست کنیم؟ گفت بذار دو روز روی فلان پروژه‌م کار کنم، بعد. گفتم فردا که نیستیم، منظورت یه پس‌فرداست که کاریت نداشته باشم؟ که گفت بله. :)) دیگه ببینیم دوشنبه به کجا می‌رسیم جفتمون دیگه، با ما باشید در خانه‌ی مثل همیشه پرجنب‌وجوش بدریان-سالمی.🤰

+ و البته که... #سنگرهای‌رؤیا.🥰
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🔥18😍2
بله دوستان، #وضعیت من و پایان‌نامه:
😭22🔥4😍2
آره عزیزم. زندگی سخت می‌گذره گاهی و آدم بی‌خوابی می‌زنه به سرش می‌خواد از این پهلو به اون پهلو غلت بزنه، ولی یهو می‌بینه نیم ساعته روی بازوی ناراحتش خوابیده فقط چون دست پارتنرش روی کمرشه و نمی‌خواد با غلت‌زدن بیدارش کنه و فکر می‌کنه خب، گمونم ارزشش رو داره.
یه دست روی کمر. آدم مگه دیگه چی از زندگی‌ش می‌خواد؟
معلومه که ارزشش رو داره.
🔥30🍓20❤‍🔥3
Forwarded from Where is Paradise?!
که کیمیای سعادت رفیق بود و رفیق هست
🍾3