Flare and Fire
چند وقت پیش سر جریان دیگهای (انقدرم که جریان کم نداریم ما) داشتم به مهسا میگفتم تعجب میکنی چقدر آدمها تخیل ندارن. یعنی اصلاً نمیتونن خودشون رو بذارن جای یکی دیگه، و اصلاً قدرت همدردی ندارن. تو اگر ذرهای همدردی داشته باشی و دو ثانیه قبل از باز کردن دهنت…
حالا البته یه عده هم این وسط هستن که معتقدن کلاً هیچکس گه نخوره جز خودشون. خارجنشین که غلط کرده، مرکزنشین خر کیه، حاشیهنشین چه میفهمه، کلاً همه خر و گاو و الاغن جز خودشون. که این گروه بحثشون کلاً جداست.
💔15
Forwarded from فیلسوف مرده
خب حالا که ۴۱۵ نفر شدیم، اشکالی نداره. ۲۹ نفر دیگه هم اضافه کنید که بشیم ۴۴۴.
اگه خواستید معرفی کنید بگید فیلسوف مرده تو کانالش از نوشتن و فلسفه چسناله میکنه، کتاب میخونه، گربهش سیاهه و خیلی خوشگله، خودش رو ندیدیم ولی تصور میکنیم خوشگله، بدون شک قدش بلنده و نیمفاصله رو رعایت میکنه. خب؟
اگه خواستید معرفی کنید بگید فیلسوف مرده تو کانالش از نوشتن و فلسفه چسناله میکنه، کتاب میخونه، گربهش سیاهه و خیلی خوشگله، خودش رو ندیدیم ولی تصور میکنیم خوشگله، بدون شک قدش بلنده و نیمفاصله رو رعایت میکنه. خب؟
موفق شدم بلافاصله بعد از پایان این کسکشبازیهای آخوندهای سرتاسر جهان سرما بخورم و دو روز به حالت کما بیفتم و از جهان بیخبر باشم. امروز ولی بلند شدم و با قسمتهایی از انرژیم که هرازگاهی به دنبال ساعتها خوابیدن ظهور میکرد، کارهای مهم کردم: در کشوی مهسا رو که شکسته بود درست کردم (Lesbian Power🙂 ) و چک کردم دیدم وقت درخواست وام دانشجویی رسیده، که برای اونم اقدام کردم. فردا اگر تهموندههای انرژیم جواب بدن، میخوام تلاش کنم قبل از آخر هفته که قراره بریم کمپ بخش آخر سازمان رو تموم کنم، بمونه مؤخرهش.
دیروز هم که مشغول درسخوندن برای سپتامبر بودم، فایل عکسهای گوشیهای قدیمیم رو روی هاردم پیدا کردم و حس عجیبی بود. یادم اومد صبحهایی که گوته میرفتم، اونجا یه جور کیک شکلاتی خوشمزه داشت که همیشه با چاییم میخوردم. یادم اومد خونهی تهرانم چقدر... خونهم بود. با یخچال کوچیکش و گلدون پشت پنجره که اسمش آرتمیس بود و استیکینوتهایی که به دیوار میزدم و پوستر کلاغ بالای تختم و سیبلهای تیراندازی کنار میزتحریرم و کیسه بوکس گوشه اتاق و دارت و فکر کردم چه بیرحمانه خودمون بودیم وقتی جوون بودیم عزیزم. چه بیرحم بودیم.
امیدوارم یه روز به سالهای بیستسالگیتون نگاه کنید و ببینید همین اندازه بیرحم، همین اندازه بیگذشت خودتون بودید.
دیروز هم که مشغول درسخوندن برای سپتامبر بودم، فایل عکسهای گوشیهای قدیمیم رو روی هاردم پیدا کردم و حس عجیبی بود. یادم اومد صبحهایی که گوته میرفتم، اونجا یه جور کیک شکلاتی خوشمزه داشت که همیشه با چاییم میخوردم. یادم اومد خونهی تهرانم چقدر... خونهم بود. با یخچال کوچیکش و گلدون پشت پنجره که اسمش آرتمیس بود و استیکینوتهایی که به دیوار میزدم و پوستر کلاغ بالای تختم و سیبلهای تیراندازی کنار میزتحریرم و کیسه بوکس گوشه اتاق و دارت و فکر کردم چه بیرحمانه خودمون بودیم وقتی جوون بودیم عزیزم. چه بیرحم بودیم.
امیدوارم یه روز به سالهای بیستسالگیتون نگاه کنید و ببینید همین اندازه بیرحم، همین اندازه بیگذشت خودتون بودید.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🍓30
واقعاً بزرگسالی زشت و شنیعه. شما مریضی و طوری افتادی که کل روز یا خوابی یا داری آمریکاییترین سریال دنیا رو بهخاطر دو تا دونه گی میبینی، بعد ساعت سه صبح که خوابت نمیبره و کلافه شدی، از بیکاری میری ایمیل کاریت رو چک میکنی و یه داکیومنت که صد ساله اچ آر میگه توروقرعان امضا کن بفرست رو امضا میکنی.
+ تازه! اونم نه در حالی که مثل بزرگسالهای واقعی شغل درستوحسابی داری، که باز در اون صورت اینطوری میشد که خب اینا دارن اجاره خونهم رو میدن، ساعت سه صبح زنگ بزنن بیا سگم رو که اسهال شده ببر تو پارک بگردون فقط باید بگی: «آدرس؟»
++ کاش حداقل وام دانشجویی رو از دولت بگیرم، بردهی مستقیم خود نظام سرمایهداری بشم.😇
+++ آدم سوپرنچرال میبینه فکر میکنه کدوم احمقی با شیاطین قرارداد میبنده که فلان، و دلم میخواست بگم انقدر👌 با فروختن روحم به شیاطین فاصله دارم، ولی صادقانه، خیلی وقته از اون نقطه رد شدم…
+ تازه! اونم نه در حالی که مثل بزرگسالهای واقعی شغل درستوحسابی داری، که باز در اون صورت اینطوری میشد که خب اینا دارن اجاره خونهم رو میدن، ساعت سه صبح زنگ بزنن بیا سگم رو که اسهال شده ببر تو پارک بگردون فقط باید بگی: «آدرس؟»
++ کاش حداقل وام دانشجویی رو از دولت بگیرم، بردهی مستقیم خود نظام سرمایهداری بشم.
+++ آدم سوپرنچرال میبینه فکر میکنه کدوم احمقی با شیاطین قرارداد میبنده که فلان، و دلم میخواست بگم انقدر
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🦄20🍾1
این هم باشه اینجا چون میدونم تعداد بیشماری درکش میکنن، و چون ماه پراید مناسبی نداشتیم و باید در اسرع وقت جبران شه.🌈
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🦄20
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🍓33🤣6
بله، صبح بیدار میشیم میبینیم گودریدز داره اکانت ایرانیها رو بن میکنه. و مدل آمریکایی هم ایرانیها رو بن میکنه: مسئله کشور محل سکونت نیست، جاییه که دنیا اومدی. اونم درحالیکه تو چند روزه باهاشون داری ایمیل ردوبدل میکنی که چه مرگتونه و چرا دسترسی ندارم به اکانتم و یه کلمه نمیگن اوه چون ما ریسیستیم.
Bunch of assholes.
خلاصه که بیاید این رو امضا کنیم ببینیم چی میشه…
Bunch of assholes.
خلاصه که بیاید این رو امضا کنیم ببینیم چی میشه…
Change.org
Iranians are being banned from Goodreads | Reading is a right, not a sanctionable act
Can you spare a minute to help this campaign?
😭46🗿3
Flare and Fire
بله، صبح بیدار میشیم میبینیم گودریدز داره اکانت ایرانیها رو بن میکنه. و مدل آمریکایی هم ایرانیها رو بن میکنه: مسئله کشور محل سکونت نیست، جاییه که دنیا اومدی. اونم درحالیکه تو چند روزه باهاشون داری ایمیل ردوبدل میکنی که چه مرگتونه و چرا دسترسی ندارم…
و ممکنه انقدر کفری شده باشم که در کنار ارسال ایمیلی خشمگین به کاستومر سرویسشون، رفته باشم توی اپاستور و با امتیاز یک ستاره ریویویی حتی خشمگینتر براشون نوشته باشم.
Help. I’m turning white without the privileges.🙂
Help. I’m turning white without the privileges.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🦄40😭13🤣5
Forwarded from دو دیوار و چندین گنجشک
Flare and Fire
بله، صبح بیدار میشیم میبینیم گودریدز داره اکانت ایرانیها رو بن میکنه. و مدل آمریکایی هم ایرانیها رو بن میکنه: مسئله کشور محل سکونت نیست، جاییه که دنیا اومدی. اونم درحالیکه تو چند روزه باهاشون داری ایمیل ردوبدل میکنی که چه مرگتونه و چرا دسترسی ندارم…
در این راستا، بالاخره بهونه خوبی داریم برای اینکه اکانتهامون رو انتقال بدیم به StoryGraph.
دیزاین خیلی بهتری داره. سریعتر کار میکنه و آمار سالانهش هم خیلی دقیقتره.
- ضمن اینکه پلتفرم مستقله و به آمازون و غیره وصل نیست.
And if it’s any help, it’s a woman-owned business. 💁🏻♀️
دیزاین خیلی بهتری داره. سریعتر کار میکنه و آمار سالانهش هم خیلی دقیقتره.
- ضمن اینکه پلتفرم مستقله و به آمازون و غیره وصل نیست.
And if it’s any help, it’s a woman-owned business. 💁🏻♀️
🔥47😍4
Forwarded from دو دیوار و چندین گنجشک
اگر اکانتتون تا الان نپریده، قابلیت انتقال کامل دیتابیس گودریدز رو داره.
یعنی دیگه لازم نیست همه کتابها رو از اول اضافه کنیم.
یعنی دیگه لازم نیست همه کتابها رو از اول اضافه کنیم.
من معمولاً انقدر کلافه نیستم، ولی الان خیلی مریضم، در نتیجه این رو به چنل هم انتقال میدم که «واقعاً حس میکنم ماها رو خلق کرده، بعد یهو حال نکرده، مثلاً اه اه چرا دماغاتون انقدر بزرگ شد، آندو، آندو، فاکینگ آندو، بلای طبیعی، آندو، لعنت بهتون آندو چرا نمیمیرید پس من فاکینگ سیل فرستادم، آندو!!»
💔4🌚2
یه وقتایی که انقدر نزدیک میشم به یه عددی، مثلاً الان که انقدر به ۱۷۰۰ نزدیکیم، دلم میخواد بگم بیاید یه هل بدیم بشیم فلان تعداد. بعد یه سری ممبرهای روانی رو توی چنلهای بچهها میبینم فکر میکنم چرا خب، نشستیم در آرامش به آخوند لعنتمون رو میفرستیم دیگه.🐸
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
😭34🤝14🍓3🕊1
•برشی از سیودوسالگی•
به حدی از ایمیل گودریدز دربارهی حذف اکانتم عصبانی بودم که سرم از شدت فشار خون درد گرفته بود. مهسا پیشنهاد داد مرغ پرت کنیم به همدیگه، من رفتم یکی از مرغهای لاستیکی رو آوردم، مدتی به هم مرغ پرت کردیم و الان آرمینای کمتر خشمگینی هستم. از مزایای مرغهای لاستیکی: جلوگیری از پارگی مویرگهای مغز بر اثر عصبانیت و استیصال.
(و البته مشخصاً از مزایای زن داشتن. ولی خب این رو که لازم نیست بهتون بگم.)
به حدی از ایمیل گودریدز دربارهی حذف اکانتم عصبانی بودم که سرم از شدت فشار خون درد گرفته بود. مهسا پیشنهاد داد مرغ پرت کنیم به همدیگه، من رفتم یکی از مرغهای لاستیکی رو آوردم، مدتی به هم مرغ پرت کردیم و الان آرمینای کمتر خشمگینی هستم. از مزایای مرغهای لاستیکی: جلوگیری از پارگی مویرگهای مغز بر اثر عصبانیت و استیصال.
(و البته مشخصاً از مزایای زن داشتن. ولی خب این رو که لازم نیست بهتون بگم.)
❤🔥58🍓12💔6🤣5🌚2🦄2
.: هیچستان :.
Photo
از اونجا که مدتیه ننوشتم، سرم درد میکنه و تهموندهی انرژیم رو دارم میذارم که مهسا رو راضی کنم پاشه بیاد وسایل جمع کنیم بریم کمپ، این رو بهعنوان تعریف برمیدارم. وقتی حالم بهتر شد کمی خجالت میکشم ازش.
بعد میرم پلات کتاب بعدیم رو بریزم.🥰
بعد میرم پلات کتاب بعدیم رو بریزم.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🔥15🗿2
فائزه سؤال جالبی پرسیده بود: «از چی رد شدی و عبور کردی که فکر میکردی نمیتونی؟»
شما بگید، منم میگم.
شما بگید، منم میگم.
🕊13👻3
Flare and Fire
فائزه سؤال جالبی پرسیده بود: «از چی رد شدی و عبور کردی که فکر میکردی نمیتونی؟» شما بگید، منم میگم.
وقتی داشتم میومدم کانادا، یادمه یه وقتی مهسا بغلم کرده بود، دراز کشیده بودیم، و یهو آروم گفت چطوری بذارم بری؟ سال کنکورمون که هیچی، سالهای بعدش اگر به من میگفتی یه وقتی میاد که دو سال و نیم نمیتونی این آدم رو ببینی، پنج سال تموم تو که میخوابی اون بیدار میشه و اون که میخوابه تو بیدار میشی، فکر میکردم عیبی نداره، بالاخره هرکسی یه جور از لحاظ ذهنی گرفتاره و تو هم اینطور. بعد اومدم کانادا. بعد پنج سال لانگ دیستنس بودیم. بعد کووید اومد. بعد آبان ۹۸ شد. بعد یه روزی وسطای همون آبان من وسط آشپزی یهو همهچی رو ول کردم، مچاله شدم روی زمین آشپزخونه و زدم زیر گریه که دیگه نمیتونم. رفتم دانشگاه و فکر کردم تا وصل نشه برنمیگردم خونه. چون نمیتونم.
ولی خب، عزیزم. ما را به سختجانی خود این گمان نبود، بود؟ :)
ولی خب، عزیزم. ما را به سختجانی خود این گمان نبود، بود؟ :)
🕊37🍓19💔5😭2🔥1😍1👻1