Flare and Fire
2.06K subscribers
2.51K photos
543 videos
4 files
470 links
زن، زندگی، آزادی.❤️🤍💚
آرمینام، They/Them. نویسنده، معلم، و مضطربِ تمام‌وقت. اگر نژادپرست، کوییرفوب یا سمپات جمهوری اسلامی هستید، لطفاً پاتون رو توی کانال نذارید. اینجا جایی امن برای همه‌ست.
Download Telegram
از بین پونصد گونه کوسه، فقط حدود دوازده گونه مستعد حمله‌ی مرگبار به انسان هستن و هیچکدوم به صورت فعال انسان رو شکار نمی‌کنن. بیشتر حملات ناشی از اشتباه گرفتن انسان با طعمه‌ی معمولیه، مثلاً موج‌سوار با فُک. سالانه حدود هفتاد تا هشتاد حمله‌ی تأییدشده در دنیا اتفاق میفته و مرگ‌ومیر کمتر از پنج نفر در ساله. به طور خلاصه یعنی احتمال مرگ در اثر حمله‌ی کوسه حدود یک در سه میلیونه. شما در آب مشغول شنا هستید که باله‌ی کوسه رو از دور می‌بینید.
سؤال: دقیقاً چقدر صبر می‌کنید ببینید آیا قراره اون یک در سه میلیون احتمال حمله‌ی مرگبار باشه یا نه؟
ولی نه همه‌ی مردها. خدا ما رو لال کنه اگر چیزی بگیم به همه‌ی مردها!

+ واکنش‌های مردها به تجاوز وقتی ناراحت می‌شن میان می‌گن وای ولی نه همه‌ی مردها همین‌قدر مسخره‌ست و من مایلم این آزمایش رو انجام بدم که بندازمشون توی استخر کوسه ببینم چقدر طول می‌کشه آب استخر زرد شه.
🤝108🔥103👻2
شما هم از این ذوق‌های کوچیک برای فردا یا پایان روز دارید؟ منظورم خیلی کوچیکه ها، مثلاً من از الان ذوق دارم که فردا پاشم برای خودم شیرموز درست کنم بخورم خوشحال شم.😊
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
42🍓10🔥7🤝3🍾1
الان داشتم کامنت‌های پست یه چنلی رو می‌خوندم، یه کامنت شدیداً نژادپرستانه با ادبیات بسیار زشت دیدم و برگشتم به مهسا گفتم نژادپرستی ایرانی واقعاً اذیتم می‌کنه، خوشحالم که مرد نیستم. ولی راه مواجهه باهاش هم این نیست که بگم مهاجر، دوست، همسایه، هم‌زبان فلان کشور، همه ایرانیا اینطوری نیستنا. اولویتم نباید این باشه. حداقل توی ذهن من اولویت اینه که من ایرانی بهتری باشم. من بپذیرم این ظلم رو، من جبرانش کنم، و طلبکار نباشم که کمی بیشتر از هم‌گروهی‌های زباله‌م تلاش می‌کنم آدم باشم. از چی طلبکاری اصلاً؟ از این که امثال تو به امثال من زخم زده‌ن و تو وایسادی کنار سر تکون دادی؟ اون گردنی که با تأسف تکون دادی و درد گرفت، حالش خیلی بهتر از این گردنیه که پوتین روشه و داره می‌شکنه.
💯54💔10
یه جایی توی This Is Us، یه نفر نسبت به پارتنر سیاهپوست یه شخص سفیدپوست نژادپرسته؛ رفتارش بی‌ادبانه‌ست و مشخصه هدفمنده، و شخص سفیدپوست خیلی بی‌توجه ردش می‌کنه که «اوه نه ما با همیم» و تموم می‌شه می‌ره. این خیلی مثال دقیق و درستی بود به نظرم، از این که چطور شخص بهره‌مند از یه مزیت، از یه Privilege از رفتار جامعه با شخص فاقد اون مزیت ناآگاهه. حتی متوجه هم نمی‌شه وقتی کسی نژادپرسته، کسی سکسیسته، کسی هموفوب و کوییرفوبه. خیلی ساده، چون اون آدم رو هدف نگرفته.
حالا، تو روزهای خوبم، من به این مسئله واقفم. تقصیر تو نیست که مرد/استریت/سیس‌جندر/سفیدپوست دنیا اومدی. خوش به حالت. لاتاری رو بردی. تقصیر تو نیست که جامعه تو رو گذاشته روی سرش حلواحلوا کرده، و تو هیچوقت نفهمیدی دستش چقدر می‌تونه سنگین باشه وقتی می‌خوابونه تو گوشت. هیچوقت نفهمیدی منظور از جنس دوم و نگاه جنس دوم چیه، هیچوقت این اضطراب رو تجربه نکردی که مردی بهت نزدیک شه و همه‌چی به درک، تو حالا باید مجبور باشی کام‌اوت کنی که دست از سرت بردارن. حتی این اعصاب‌خوردی پنهان رو هم تجربه نکردی که اگر کام‌اوت نکنی، طرف ازت طلبکار می‌شه که چرا به من نگفتی به مردها علاقه نداری (چون اگر لزبین نبودی، قطعاً عاشق من می‌شدی دیگه)؟ تقصیر تو نیست که هدف این سؤال نبودی، بنابراین متوجه نیستی پرسیدن تاپ یا باتم از یه زوج کوییر جدا از توهین‌آمیز بودنش، ریشه در زن‌ستیزی داره. هیچکدوم از این‌ها تقصیر تو نیست، و من حاضرم، وظیفه‌م نیست، ولی حاضرم برای نسل بعد، نه اصلاً، برای اون گروهی از هم‌نسل‌های خودم که می‌خوان یاد بگیرن و هنوز می‌تونن یاد بگیرن زمان بذارم و توضیح بدم. زمان بذارم و آموزش بدم. توی روزهای خوبم پا می‌شم و می‌گم نه، این که مردها اینطوری بار میان تقصیر مادرانشون نیست؛ چون مهم نیست مادر چی‌کار کنه، پسر به پدرش نگاه می‌کنه و می‌گه آها، مرد اینه. منم اگر قراره مرد باشم باید به این تبدیل شم. و به اون تبدیل می‌شه. آره. تو روزهای خوبم همه‌ی این‌ها رو توضیح می‌دم. بحث می‌کنم. طرف آموزشم. به‌خاطر همون معدود مردهای زیبایی که توی زندگی‌م دیده‌م، طرف آموزشم.
تو روزهای بدم ولی فقط خسته و سوگوار و عزادارم. تو روزهای بدم می‌دونم من هم بهتر نبودم اگر با این مزیت به دنیا میومدم. هِل، من بهتر نبودم وقتی آگاه نبودم که با این مزیت به دنیا نیومده‌م. من فکر می‌کردم زن سیس‌جندر استریتم و بهتر نبودم. پس واقعاً چقدر امید هست به آدمایی که هرگز زندگی‌شون تحت‌تأثیر این ظلم قرار نمی‌گیره؟
تو روزهای بدم خسته‌م، و ناامیدم. آموزش به چه درد کی می‌خوره، وقتی الهه مُرده؟
💔69🔥3🤝2❤‍🔥1
تو روزهای بدم از اون دوست‌پسر سابقی خسته‌م که بهش گفته بودم من یکی دیگه رو دوست دارم که رابطه‌مون تموم شده، ولی می‌خوام تلاش کنم ازش رد شم و I'm experimenting with others و حالا که به من پیشنهاد دادی، بدون که این شرایط منه، ببین هنوزم می‌خوای با من وارد رابطه شی؟ و بعدش که رابطه کار نکرد، در بازه‌ای که من فکر می‌کردم استریتم چون مهسا فکر می‌کرد ترنسه، به هم زدیم و بعدها فهمید پارتنر من مهساست، شاکی بود که چرا به من نگفتی گرایشت رو. چون تغییری به وجود میاورد. چون من باید می‌دونستم گرایشم رو، و این توضیحاتی که برات داده بودم کافی نبود، و تمام صداقتی که داشتم و باهاش اومدم توی رابطه بدون این که هویت پارتنر سابقم رو باهات در میون بذارم کافی نبود، چون خب مردِ ترنس قبل از ترنزیشن واقعاً مرد نیست که تو به من گفته بودی دوست‌پسر داری، چون الان که می‌دونم تو کلاً به مردها جذب نمی‌شه من احساس بهتری به خودم دارم چون قطعاً مشکل از من نبوده که «نه یعنی نه» رو در شرایطی که تو از اوین برگشته بودی متوجه نمی‌شدم و همچنان فشار میاوردم که برگردی بهم از اونجا که می‌دونستم مرد دیگه‌ای توی زندگی‌ت نیست.
تو روزهای بدم از این خسته‌م.
‎‌
💔47🕊9
تو روزهای بدم، یاد اون دختره میفتم که یه نفر دزدیده بودش و چهارده ماه؟ بیشتر؟ توی یه کلبه حبسش کرده بود و می‌دونید چی شده بود. بعدها توی دادگاه یارو گفته بود مامانم بهم گفت این مرد همین حالاش چهارده ماه از زندگی تو رو گرفته، نذار بیشتر از این چیزی ازت بگیره؛ پس من تصمیم گرفتم نذارم بیشتر از این ازم چیزی بگیره.
درحالی‌که گفتنش آسون‌تر از عمل‌کردن بهشه، توی روزهای بدم پا می‌شم می‌رم برای پرنده‌ها دونه می‌ریزم. یه کم زیر آفتاب وایمیسم و به صدای باد تو بیشه‌ی بغل خونه گوش می‌دم. برای خودم نیمروی پنیری درست می‌کنم و به امید شیرموز ادامه می‌دم تا دوباره به روزهای خوبم برسم. چون نمی‌خوام اجازه بدم بیشتر از این چیزی ازم گرفته شه.
دیگه نه.
💔73🕊13❤‍🔥1🐳1🤝1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بیاید با هم واحدهای پاییز رو ببینیم و فکر کنیم جداً چطوری باید از بین این همه درس هیجان‌انگیز انتخاب کرد.🥲

+ Fuck me if I'm not a feminist. I have this, I can do this, because of that. I can DREAM because of that. I can have an opinion on being feminist or not because of that. So, fuck yeah, I'm a feminist.
‌‌
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🔥42
این هم پتیشن برای بستن صفحه‌ی اونی که خودتون می‌دونید. وقتی اومدم به اشتراک بذارم، چند دقیقه‌ای نشستم اسم‌ها رو نگاه کردم. فکر کنم بیست‌سی تا اسم زن اومد و رفت، تا یه اسم مرد دیدم. یه «آرش». خواستم بهتون بگم که اگر شما ندیدید، ما که دیدیم بگیم وجود دارن.

+ حس می‌کنم مردان خوب مثل جن و پری‌های افسانه‌ای شده‌ن. لازمه آدم مشاهده‌شون رو به سایرین اطلاع بده که بقیه بدونن واقعی‌ان. :))
43🕊5🤣4🦄2
Flare and Fire
شما هم از این ذوق‌های کوچیک برای فردا یا پایان روز دارید؟
در کامنت‌های این پست یکی گفت من یه وقتی برای هرروز این کارو می‌کردم، دلم خواست هشتگ #JoyCountDown رو شروع کنم.

این چند وقت روزهای سختی داشتیم، اول مهسا مریض شد، بعد من مریض شدم و خوب شدم و مهسا همچنان مریضه. بی‌حاله و خونه بی‌حاله. دلم می‌خواد سوار ماشینش کنم ببرمش یه جایی، اون روز حتی انرژی نداشت از دم ماشین تا توی اورژانس رو راه بره. برای همین. آره. روزهای کم‌ذوقی‌ان. قرار بود برای بچلرت دوستمون بریم مسافرت، براش مایو سفارش داده بودم و باهاش این دمپایی‌ها رو جایزه گرفتم. حالا با مسافرت کنسل‌شده، ذوقم خیلی روزا اینه که پاشم این دمپایی‌ها رو پام کنم که نرم و آرمینان.
فردا با ذوق دمپایی‌های نرمم از خواب بیدار می‌شم.😊
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🍓45😭6❤‍🔥2
🦄31
🍓24❤‍🔥7🔥1
فردا به‌خاطر پن‌کیک شکلاتی از خواب بیدار می‌شم.

#JoyCountDown
🤩31🍓7
Flare and Fire
Photo
یه نسخه‌ی دیگه‌ای از این هشتگ الان برام وجود داره، و اون همه‌ی «خوب شی این کارو می‌کنیم»هایی‌ان که به مهسا می‌گم. مثلاً الان خیلی رندم بهش گفتم: «خوب شی سمت هم مرغ پرت می‌کنیم.» که گفت: «عالی شد. الان نمی‌دونم بخوام خوب شم، خوب نشم…»
به‌هرحال #مهساخوب‌شه سمتش مرغ پرت می‌کنم.🤝🏼
😭36🦄5🤣2
#گزارش‌های_پراکنده

یک
.
صبح برای کلاس یوگا خواب موندم و با شکم کاملاً خالی رفتم سر یوگا. آخراش واقعاً داشت سرم گیج می‌رفت.

دو.
من یوگا رو برای این شروع کردم که استاد اندیشه اسلامی (؟) یکی از بچه‌ها بهش اطمینان داده بود با یوگا به انرژی‌های تاریک وصل می‌شیم. تا اینجای کار نه‌تنها خبری از انرژی‌های تاریک نبوده، بلکه فهمیدم یوگا از ایناست که با پنبه سر می‌بره. بهش نمیاد ها. ولی آخراش به درگاه انرژی‌های تاریک و بابابرقی متوسل می‌شی که یکی منو خلاصم کنه.

سه.
از معدود چیزهایی که این مدت مهسا می‌تونسته بخوره فرنی بوده، که می‌گه گلوم رو ناز می‌کنه. در نتیجه باید می‌دونستم احتمالاً شیر برای بار دوم توی این هفته رو به اتمامه. ولی ندونستم.
نصف مقدار پن‌کیکی که می‌خواستم درست کنم درست کردم.

چهار.
داشتم به پن‌کیک تپلی شکلاتی‌م نگاه می‌کردم و حسابی راضی بودم که موقع برگردوندنش گرفت به لبه‌ی ماهی‌تابه و دیگه اون‌قدری راضی نبودم.

پنج.
تو This Is Us طرف می‌گفت اولین دوست‌پسر آدم مثل اولین پن‌کیکشه، همیشه می‌ندازی‌ش دور و هیچوقت خوب در نمیاد. نمی‌تونم با قطعیت درباره‌ی اولین دوست‌پسر خودم بگم، از اونجا که خب، پسر بوده و سرنوشتمش محتوم. ولی درباره‌ی اولین پن‌کیک‌های خودم اینو می‌دونم که درسته.

شش.
آن گروهی از شمایان که بابل رو خونده‌ید و سلیقه‌ی من رو می‌دونید، آیا این کتاب بهتر می‌شه و من از این کسالت نجات پیدا می‌کنم و با شخصیتی ارتباط می‌گیرم؟ من سر پاپی وار پنجاه صفحه خوندم و خسته شدم و رها کردم.
(گذاشتمش برای یه وقت بهتر.)

هفت.
در مطلبی کمی مربوط، بازگشت به کتاب‌های محبوب دوران نوجوانی‌تون در بزرگسالی، حتی اون‌هایی که هزاران بار خوندینشون و عاشقشون شدید، تا اینجای کار توصیه نمی‌شه. شاید در ادامه کمتر نویسندگی کالفر رو قضاوت کنم و بیشتر به داستان دل بدم.
شایدم با ترجمه مشکل دارم، کی می‌دونه.

هشت.
داشتم به بچه‌ها می‌گفتم از گی‌های غمگین خسته‌م و می‌خوام برم از لزبین‌های خشمگین بنویسم. کاش هوش مصنوعی بیاد و این کتاب لعنتی رو برای من تموم کنه.🥰

نُه.
با توجه به تی‌ای احتمالی در باب مارول و ابرقهرمان‌ها، من بالاخره برگشتم به فاز چهارم مارول تا چیزهایی که ندیدم رو ببینم. آیا من تبدیل به بزرگسالی کسل‌کننده شده‌م؟ چرا دیگه از فیلم‌های ابرقهرمانی ذوق نمی‌کنم؟
(ضمناً، فخرفروشی زیرپوستی به جهت تحقیقات درسی/کاری‌م: بشین سریال وانداویژن ببین.😎)

ده.
شاید باید برم یه کارتون قدیمی رو دوباره ببینم. احتمالاً Brave.‌
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🔥26🍓2
Flare and Fire
آن گروهی از شمایان که بابل رو خونده‌ید و سلیقه‌ی من رو می‌دونید، آیا این کتاب بهتر می‌شه و من از این کسالت نجات پیدا می‌کنم و با شخصیتی ارتباط می‌گیرم؟
از اونجا که به عقیده‌ی عده‌ای این انتخاب مناسبی نبود، بیاید کمک کنید جهت انتخاب کتاب بعدی‌ای که بخونم. یادآوری می‌کنم که من مغزم نیم‌سوزه، دارم پایان سازمان طراحی رو جمع می‌کنم و از لحاظ روحی اونقدر شاد و بشاش نیستم.

یک. کتاب جدید فردریک بکمن، My Friends. می‌دونم قورتش می‌دم، ولی نمی‌دونم از لحاظ روحی قدرت مواجهه باهاش رو دارم یا نه.

دو. جلد دوم Dark Rise. از چیزی که شنیدم، جلد سه فعلاً ازش خبری نیست و پایان جلد دو از پایان جلد دو سازمان بدتره، که یعنی خیلی بد. ولی آلردی جلد یک رو دوست داشته‌م و می‌دونم عاشق این هم می‌شم. فقط می‌خوام رنج و دردش رو تا حد امکان به تعویق بندازم.

سه. پیکارگسل. ترجمه‌ش رو از ایران برام فرستادن، در نتیجه فارسیه و خوندنش سریع و راحت پیش می‌ره. فقط نمی‌دونم خوشحالم می‌کنه یا نه.

چهار. Gideon. به من گفته‌ند لزبین‌های جذاب داره و از لحاظ روحی به لزبین‌های جذاب نیاز دارم. ولی خب اینم جلد اول یه مجموعه‌ست که بالاخره باید بفهمم خوشحالم می‌کنه یا نه.

پنج. Don't let the forest in. گی‌ها و اندوه. تک‌جلدی. هرچند نمی‌دونم چقدر خوشحال شم باهاش.

شش. کتاب جدید هانگر گیمز، Sunrise on the reaping. یادمه یه عده غمگین و ناامید شده بودن ازش. از لحاظ روحی نمی‌خوام و نمی‌تونم از مجموعه‌ی محبوبم ناامید شم.

حالا بیاید رأی بدید!
(از دریافت کامنت و نظراتتون هم خوشحال می‌شم.)
🦄8
#پروفایل‌های_معرکه، و راستش برای این توجهم جلب شد که خیلی #کلاغ.
‌‌‌
🔥37🐳7🍓1
نمی‌دونم، آدم‌ها مدتی چنل من رو می‌خونن و به دلیلی نامعلوم تصور می‌کنن من آدم نایسی‌ام؟ که به بولشت مردانه گوش بدم؟؟ و ریمووشون نکنم از چنل خودم؟؟؟
دوستان گروهی از شمایان جدیدید، بنابراین ممکنه ندونید:
I’m a lesbian, so I’m under no obligation to take the smallest amount of shit from men. But most importantly, I’m a bitch, hon. I’ll kick you out so fast you get whiplash.
Now go, run to papa.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🔥93🤣2🗿2