Flare and Fire
2.07K subscribers
2.51K photos
543 videos
4 files
470 links
زن، زندگی، آزادی.❤️🤍💚
آرمینام، They/Them. نویسنده، معلم، و مضطربِ تمام‌وقت. اگر نژادپرست، کوییرفوب یا سمپات جمهوری اسلامی هستید، لطفاً پاتون رو توی کانال نذارید. اینجا جایی امن برای همه‌ست.
Download Telegram
حقیقتاً یک انسان‌های زباله‌ای چنل‌های چند ده کایی دارن که آدم می‌مونه من چه غلطی دارم می‌کنم اینجا؟ امیدم به بشریته که پژمرده می‌شه با دیدن هرکدوم از این چنل‌ها.
🤝82😭6🍓5💔3
دیشب بالاخره بعد از دو روز که بکوب نشستم سر نوشتن آخرین فصلم (جدای مؤخره و وان‌شات‌های بخش چهار)، فصل آخر جلد آخر سازمان طراحی تموم شد. رسیدیم به دویست و هشت هزار کلمه، خود فصل چهارده‌وهزار و پونصد کلمه شد حدوداً، مغزم left the group، و فایل رو پی‌دی‌اف کردم و فرستادم برای لیام. ناراضی. می‌دونستم کار داره. می‌دونستم این تموم نیست.
صبح هم که پاشدم لیام خوند و فیدبک داد. اولش حس خستگی نشست روی تنم: درنیومده. ولی بعد با جزئیاتی که ازش گرفتم خوشحال شدم: می‌دونستم دقیقاً به همین دلایل درنیومده! نمی‌دونم، معنی می‌ده براتون؟ این که بدونی کجای کارت ایراد داره و وقتی همون رو می‌شنوی، خوشحال شی؟ من خوشحال شدم. انرژی گرفتم و وقتی نشستیم فکر کردیم به این که چطوری حلش کنیم، هیجان‌زده هم شدم.
این عکس‌ها مال این دو روزن خلاصه. #سنگرهای‌رؤیا و #سازمان_طراحی. هنوز کار داره، هنوز تموم نشده. ولی حالا دیگه می‌دونم به کدوم سمت باید برم. برای همین باید مدام تلاش کنی، برای همین مهمه که مدام اشتباه کنی. نه برای این که یه وقتی دیگه اشتباه نکنی؛ هیچکس نمی‌تونه برسه به اون نقطه که هرگز هیچ اشتباهی نداشته باشه. ولی می‌شه به جایی برسی که خودت تشخیص بدی که داری اشتباه می‌کنی.
و اینه که مهمه.
‌‌
❤‍🔥39🐳7😍3
این هم، جز اون‌ها که خودتون فرستادید، آهنگ‌هایی که باهاشون فصل آخر رو نوشتم. به‌هرحال تک‌خوری صحیح نیست.🎧
‌‌‌
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🍓24
😍11🍓4🔥1
🤝8🤣4
💔7
I don't know what it's like to be fighting for my life
But if you do, I'll be fighting too
When you're feeling weak, I'll be the words if you can't speak
And if you lose, I'll be losing too
And I can't lose you...
🍓89😭12❤‍🔥10😍2
Flare and Fire
I don't know what it's like to be fighting for my life But if you do, I'll be fighting too When you're feeling weak, I'll be the words if you can't speak And if you lose, I'll be losing too And I can't lose you...
روزهای سختی رو داریم پشت‌سر می‌ذاریم. هیچکدوممون شغل نداریم، پس‌اندازمون برای گذشتن از تابستون و رسیدن به سپتامبر کافی نیست و صادقانه بخوام بگم، هر دو مستأصلیم که چی‌کار کنیم. شغلی رو که براش اپلای کرده بودم و امید داشتم که بگیرمش، نگرفتم. انقدر فکر می‌کردم اون شغل رو خواهم گرفت که برنامه‌ی دیگه‌ای نداشتم، که تقصیر خودمه. ولی خب، دونستن این که تقصیر خودته تأثیری توی آشفتگی و اضطرابت نمی‌ذاره. روزی که ایمیل ریجکتی اون موقعیت شغلی اومد، مهسا هم سرماخورده توی اتاق خوابیده بود و نمی‌خواستم بیدارش کنم، نشستم تنهایی توی سالن گریه کردم، غرق این استیصال که چی‌کار کنم. چه کاری بکنم که بتونم اجاره‌خونه و قسط ماشین رو برای جون و جولای گیر بیارم. دیگه مسئله‌م این نبود که دلم می‌خواد فلان مسافرت رو برم، دلم می‌خواد برای عروسی دوست‌هامون لباس بخرم، دلم می‌خواد برم موهام رو رنگ کنم. مسئله این بود که چطوری زندگی کنم. و نمی‌دونستم.

روز سختی بود. تا وقتی برم سر کار داشتم گریه می‌کردم. رفتم و بچه‌ها رو دیدم، حتی در حد مصاحبه، و حالم بهتر شد. برگشتنی ماست خریدم. فکر کردم به کارهایی که می‌شه کرد؛ از کی می‌شه قرض گرفت تا آگست بتونم وام دانشجویی بگیرم. تا سپتامبر بتونیم پس‌انداز لاک‌شده‌مون رو در بیاریم از حساب. تا هزار تا چیز دیگه که واقعاً درست می‌شه.می‌دونم که می‌شه. فقط باید تا سپتامبر خودمون رو برسونیم، همین. اوضاع درست می‌شه. فقط باید همین چند ماه رو یه جوری دووم بیاریم.

و امروز که رفته بودم اینستا پست بذارم، این رو دیدم. این... این که چقدر خوشبختم کنارش. چقدر روشنم، آرومم، خوشحالم. چقدر زندگی راحت‌تره، با همه‌ی این که سخت‌تره. یه عالمه دیگه بعد از این جملات نوشتم و پاک کردم، چون حس کردم این عکس همینه. احساسم همینه. که زندگی قشنگ‌تره. خیلی سخته و نمی‌خوام بگم همیشه همه‌چی گل و بلبله؛ اصلاً همین رو اومدم گفتم که چقدر روزهای سختی رو داریم پشت‌سر می‌ذاریم. ولی... این عکس. این آرامش. این رنگ. این دنیای روشن جدید.
زندگی سخته، ولی تو قشنگ‌تری.
و همین از کافی هم بیشتره. :)
❤‍🔥87🕊8🍓4🦄21
در مطلبی نسبتاً بی‌ارتباط، چون می‌دونم این اصطلاح به کار عده‌ی زیادی در این جمع میاد.💁🏻
🫡21🍓8🤣3🤝2