صادقانه ولی بخوام بگم، حس نمیکنم رشتهی آکادمیکی وجود داشته باشه که دانشآموختهش نتونه از اون دانش برای نوشتن استفاده کنه. من فکر میکردم واقعاً از چهار سال کارشناسیم هیچی یاد نگرفتم که به درد نوشتنم بخوره، و الان نشستهم دارم جلیقهی ضدگلوله با سیالهای غیرنیوتونی طراحی میکنم.
Way to go, engineer. Way to go.
Way to go, engineer. Way to go.
🔥48😍2
Forwarded from Slowly to Forget and to be Forgotten (Arnarim)
یکی از عجیبترین چیزها برای ذهن اوتیستیک من اینه که چرا ادمهای عادی اینقدر در دنبال کردن دستورالعملهای متنی بد عمل میکنن.
🤝22💔9
میخوام بدونید من تا این لحظه توی گوشی مهسا «آرمینا سالمی» سیو بودم. جالبتر این که مهسا سیستمش Last name first بوده، در نتیجه مثلاً عشق زندگیش زنگ میزده و روی گوشی میفتاده: Salemi, Armina.🥸
اون روز داشتم بهش میگفتم تو خودت خجالت نمیکشی سالمی آرمینا رو میبوسی؟ زشته، غیراخلاقی و غیرحرفهایه اصلاً!
+ همین الان بالاخره قانع شد مناسب نیست آدم صبحها تو بغل سالمی آرمینا بیدار شه و رفت عوض کرد اسمم رو به «آرمینا».😙
My partner loves me so much.😙
اون روز داشتم بهش میگفتم تو خودت خجالت نمیکشی سالمی آرمینا رو میبوسی؟ زشته، غیراخلاقی و غیرحرفهایه اصلاً!
+ همین الان بالاخره قانع شد مناسب نیست آدم صبحها تو بغل سالمی آرمینا بیدار شه و رفت عوض کرد اسمم رو به «آرمینا».😙
My partner loves me so much.😙
🤣101
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
کلهرنگیپنگیهای عزیزم، خدمت شما. ذخیره شه و در موارد ضروری استفاده شه.🫶
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🔥24💅7😭4😈1🗿1
صبح چنلم رو باز کردم با این فکر توی سرم که همین یک خط رو بنویسم: «امروز غمگینم.» یا دربارهی این که بزرگسالی گاهی چقدر سخت میگذره بگم. ولی الان اپیک رو گذاشتهم از اول پخش شه و دارم قرمهسبزی درست میکنم که شب بریم خونهی دوستامون، همیلتن ببینیم و قرمهسبزی بخوریم.
میخوام بگم، بله. بزرگسالی سخته. ولی بهنظرم میشه با میوزیکالهای صحیح، دوستهای خوب و غذاهای خوشمزه مدیریتش کرد.
میخوام بگم، بله. بزرگسالی سخته. ولی بهنظرم میشه با میوزیکالهای صحیح، دوستهای خوب و غذاهای خوشمزه مدیریتش کرد.
😍36🔥11🍓6🍾2🥰1
کسی که اگر شلیک عشق را میدید، میایستاد و آغوش میگشود. به چنین مردی چند بار باید شلیک کنی تا بمیرد؟
به مردی که تمامش قلب است، چطور باید شلیک کنی تا بمیرد؟
#سازمان_طراحی
به مردی که تمامش قلب است، چطور باید شلیک کنی تا بمیرد؟
#سازمان_طراحی
😭32💔3🕊2
آیا ممکنه من باز از این چنل و اعضاش استفادهی ابزاری کنم و بخوام آهنگهای مناسب سخنرانیهای جنگی و حالوهوای قبل از جنگ بفرستید؟ در عوض من هم قسمتی از سخنرانی جنگیای رو که مینویسم، میذارم اینجا.🤰
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤🔥22🔥3
مهسا داشت فایلها و چنلهای من رو مرتب و آرشیو میکرد، دیگه کنترل کیفیت نهایی رو داد دست خودم. منم اون تهمههای چتهام رسیدم به این. خلاصه که عزیزانم، خیلی بهش فکر نکنید. پزشکها و همکارانشون که بندگان خدا گرفتارن، مهندس هم بشید وضعیت اینه. اگر وکیل نمیشید بهنظرم برید دنبال رشتهای که عاشقشید.💁🏻
💔17🗿2
ای لینکین پارک. ای Numb. ای ناجی نویسندگان مستأصل و قاتل شخصیتهای جنگنده تا آخرین نفس.🛐
🔥24💯5❤🔥2
حقیقتاً یک انسانهای زبالهای چنلهای چند ده کایی دارن که آدم میمونه من چه غلطی دارم میکنم اینجا؟ امیدم به بشریته که پژمرده میشه با دیدن هرکدوم از این چنلها.
🤝82😭6🍓5💔3
دیشب بالاخره بعد از دو روز که بکوب نشستم سر نوشتن آخرین فصلم (جدای مؤخره و وانشاتهای بخش چهار)، فصل آخر جلد آخر سازمان طراحی تموم شد. رسیدیم به دویست و هشت هزار کلمه، خود فصل چهاردهوهزار و پونصد کلمه شد حدوداً، مغزم left the group، و فایل رو پیدیاف کردم و فرستادم برای لیام. ناراضی. میدونستم کار داره. میدونستم این تموم نیست.
صبح هم که پاشدم لیام خوند و فیدبک داد. اولش حس خستگی نشست روی تنم: درنیومده. ولی بعد با جزئیاتی که ازش گرفتم خوشحال شدم: میدونستم دقیقاً به همین دلایل درنیومده! نمیدونم، معنی میده براتون؟ این که بدونی کجای کارت ایراد داره و وقتی همون رو میشنوی، خوشحال شی؟ من خوشحال شدم. انرژی گرفتم و وقتی نشستیم فکر کردیم به این که چطوری حلش کنیم، هیجانزده هم شدم.
این عکسها مال این دو روزن خلاصه. #سنگرهایرؤیا و #سازمان_طراحی. هنوز کار داره، هنوز تموم نشده. ولی حالا دیگه میدونم به کدوم سمت باید برم. برای همین باید مدام تلاش کنی، برای همین مهمه که مدام اشتباه کنی. نه برای این که یه وقتی دیگه اشتباه نکنی؛ هیچکس نمیتونه برسه به اون نقطه که هرگز هیچ اشتباهی نداشته باشه. ولی میشه به جایی برسی که خودت تشخیص بدی که داری اشتباه میکنی.
و اینه که مهمه.
صبح هم که پاشدم لیام خوند و فیدبک داد. اولش حس خستگی نشست روی تنم: درنیومده. ولی بعد با جزئیاتی که ازش گرفتم خوشحال شدم: میدونستم دقیقاً به همین دلایل درنیومده! نمیدونم، معنی میده براتون؟ این که بدونی کجای کارت ایراد داره و وقتی همون رو میشنوی، خوشحال شی؟ من خوشحال شدم. انرژی گرفتم و وقتی نشستیم فکر کردیم به این که چطوری حلش کنیم، هیجانزده هم شدم.
این عکسها مال این دو روزن خلاصه. #سنگرهایرؤیا و #سازمان_طراحی. هنوز کار داره، هنوز تموم نشده. ولی حالا دیگه میدونم به کدوم سمت باید برم. برای همین باید مدام تلاش کنی، برای همین مهمه که مدام اشتباه کنی. نه برای این که یه وقتی دیگه اشتباه نکنی؛ هیچکس نمیتونه برسه به اون نقطه که هرگز هیچ اشتباهی نداشته باشه. ولی میشه به جایی برسی که خودت تشخیص بدی که داری اشتباه میکنی.
و اینه که مهمه.
❤🔥39🐳7😍3
این هم، جز اونها که خودتون فرستادید، آهنگهایی که باهاشون فصل آخر رو نوشتم. بههرحال تکخوری صحیح نیست.🎧
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🍓24
🔥17