بچههای قشنگم، در مسئلهای مهم و کاملاً مرتبط، من برای طراحی کارت شخصیتهای جلد دو دنبال آرتیستی میگردم که دیجیتال آرت کار کنه. اگر کسی رو میشناسید بین دوستان و آشنایان، یا خودتون تمایل و وقتش رو دارید، ممکنه ترجیحاً صفحهی اینستایی که نمونه کارهاتون درش باشه رو برام بفرستید ببینم با وایب جلد دو و شخصیتهایی که میخوام طرّاحی شن جور در میاد یا نه؟ اگر خودتونید که یه حدود قیمت هم اگر بدید، عالی میشه.🩵
+ و میشه لطفاً این رو پخش کنید تا به دست آدمهایی که باید برسه؟ ماچ به کلههای رنگیپنگیتون.🌈
+ و میشه لطفاً این رو پخش کنید تا به دست آدمهایی که باید برسه؟ ماچ به کلههای رنگیپنگیتون.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🦄16😭2
نظر من اینه که در زندگی اگر procrastinator هم هستید، در این امر حرفهای باشید. مفید procrastinate کنید. بمونید خونه، برای عشق زندگیتون شیرینی نوتلایی درست کنید، مطمئن شید برشته و خوشمزه شده (شیرینی، عشق زندگیتون که مشخصه هست)، با چای براش ببرید توی تخت، خوشحالش کنید.
به این میگن procrastinate حرفهای، شما به دلیلی مطلقاً حیاتی سر صحنهی جنگ نوشتن کتابتون رو رها کردید رفتید به مسائل مهمتری در زندگی رسیدگی کنید، مشخصاً نه چون میترسید از نوشتن اون صحنه، چون عشق زندگیتون اولویت داره.
عرض کردم که. Procrastinate حرفهای.👌
به این میگن procrastinate حرفهای، شما به دلیلی مطلقاً حیاتی سر صحنهی جنگ نوشتن کتابتون رو رها کردید رفتید به مسائل مهمتری در زندگی رسیدگی کنید، مشخصاً نه چون میترسید از نوشتن اون صحنه، چون عشق زندگیتون اولویت داره.
عرض کردم که. Procrastinate حرفهای.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🍓43🔥8🤝3🍾2🗿1
امروز صبح که بیدار شدم، رفتم پیامهای مربوط به طراحی کارت رو از بات چک کنم، و آخرین پیام جالب بود. برام لینک پست یه چنلی رو فرستاده بودن (شفافسازی: نذاشتم که دعوا کنیم دوستان) که فایل جلد یک سازمان رو خواسته و گفته بود که میخره فایل رو. کمی توی چنل چرخیدم و دیدم کلاً فایل کتابها رو میذارن و حرفشون هم اینه که کتابها خیلی گرونن و جایی اتفاقاً اشاره کرده بودن که مترجم چی؟ منم داشتم به اون مترجمهایی فکر میکردم که درصدی کار میکنن، یعنی فروش کتاب تأثیر مستقیم بر درآمدشون داره. بعد به خودم فکر کردم، و فکر کردم این رو آدمهای زیادی نمیدونن، پس بد نیست دربارهش حرف بزنم.
قرارداد من، قراردادهای من با هر دو نشری که بستم، درصدی بوده. این به این معنیه که خب مشخصاً میزان فروش تأثیر مستقیم داره روی درآمد من. که صادقانه اهمیت خاصی برای من نداره.
چی برام مهمه؟ اثبات این مسئله به نشر که این مجموعه/کتابهای من ارزش سرمایهگذاری دارن. نشون بدم که این مجموعه خوب میفروشه، طرفدار داره، فندم داره، بنابراین بیاید و جلد دو رو سریعتر چاپ کنید. بیاید و مارکتینگ انجام بدید برای جلد دو. بیاید و مثلاً برای این فتوکارتهای شخصیتها هزینه کنید. این مسئله، بهخصوص بعد از این که هوپا تعداد نسبتاً زیادی از قراردادهای تألیفیش رو فسخ کرد، و توی رقابت بین انبوه تألیفیهای نشر باژ، مهمتر هم میشه.
واقعیتش وقتی این پست رو دیدم، مطمئن نبودم چه احساسی دارم. همیشه گفتهم اولویت برای من اینه که آدمهای بیشتری کتابهام رو بخونن، و میدونم قیمت کتابها نجومیان و درک میکنم. ولی ضمناً دلم میخواد بتونم کتابهای بیشتری چاپ کنم. دلم میخواد قدرت مذاکرهی بیشتری داشته باشم و بتونم یه وقتی بگم ببینید این کتاب چقدر میفروشه؟ بیاید براش مرچ بزنیم. بیاید براش این دورهمی رو بذاریم. بیاید براش این کارا رو بکنیم.
بیاید جلدهای بعدی رو، کارهای بعدی همین نویسنده رو بازم چاپ کنیم.
در نتیجه... خب. واقعیتش نه تأثیر عجیبی روی درآمد من داره، نه اهمیت زیادی به اون درآمد میدم همونطور که از وضعیت دلار همهمون باخبریم. ولی برای من مهمه که بتونم بازم بنویسم. بتونم ثابت کنم آدمایی اون بیرون هستن که دلشون میخواد کتابای من رو بخونن، و تنها راه اثباتش، متأسفانه، میزان فروش کتابه.
در نتیجه، اگر میخواید و میتونید حمایت کنید، مجدداً متأسفانه، تنها راهش همینه که سازمان طراحی فروش بره. ازش حرف بزنید، با هم جمع شید پول بذارید بخریدش، به دوستاتون معرفی کنیدش، به کتابخونه اهدا کنیدش، و به شیوهای که انتشارات بتونه ببینه، نشون بدید کسی هست که از خوندنش لذت برده و دلش میخواد جلد دوم رو هم بخونه. :)
+ یه دورهای بود، مطلقاً غمانگیز، که ملت اینطوری بودن که ما لطف میکنیم به نویسندهی تألیفی که کتابش رو میخونیم. :)) حقیقتاً خوشحالم که از اون دوره گذر کردیم و برام کمی غافلگیری در این بود که چه جالب، یکی فایل جلد یک سازمان طراحی رو میخواد.🐙
قرارداد من، قراردادهای من با هر دو نشری که بستم، درصدی بوده. این به این معنیه که خب مشخصاً میزان فروش تأثیر مستقیم داره روی درآمد من. که صادقانه اهمیت خاصی برای من نداره.
چی برام مهمه؟ اثبات این مسئله به نشر که این مجموعه/کتابهای من ارزش سرمایهگذاری دارن. نشون بدم که این مجموعه خوب میفروشه، طرفدار داره، فندم داره، بنابراین بیاید و جلد دو رو سریعتر چاپ کنید. بیاید و مارکتینگ انجام بدید برای جلد دو. بیاید و مثلاً برای این فتوکارتهای شخصیتها هزینه کنید. این مسئله، بهخصوص بعد از این که هوپا تعداد نسبتاً زیادی از قراردادهای تألیفیش رو فسخ کرد، و توی رقابت بین انبوه تألیفیهای نشر باژ، مهمتر هم میشه.
واقعیتش وقتی این پست رو دیدم، مطمئن نبودم چه احساسی دارم. همیشه گفتهم اولویت برای من اینه که آدمهای بیشتری کتابهام رو بخونن، و میدونم قیمت کتابها نجومیان و درک میکنم. ولی ضمناً دلم میخواد بتونم کتابهای بیشتری چاپ کنم. دلم میخواد قدرت مذاکرهی بیشتری داشته باشم و بتونم یه وقتی بگم ببینید این کتاب چقدر میفروشه؟ بیاید براش مرچ بزنیم. بیاید براش این دورهمی رو بذاریم. بیاید براش این کارا رو بکنیم.
بیاید جلدهای بعدی رو، کارهای بعدی همین نویسنده رو بازم چاپ کنیم.
در نتیجه... خب. واقعیتش نه تأثیر عجیبی روی درآمد من داره، نه اهمیت زیادی به اون درآمد میدم همونطور که از وضعیت دلار همهمون باخبریم. ولی برای من مهمه که بتونم بازم بنویسم. بتونم ثابت کنم آدمایی اون بیرون هستن که دلشون میخواد کتابای من رو بخونن، و تنها راه اثباتش، متأسفانه، میزان فروش کتابه.
در نتیجه، اگر میخواید و میتونید حمایت کنید، مجدداً متأسفانه، تنها راهش همینه که سازمان طراحی فروش بره. ازش حرف بزنید، با هم جمع شید پول بذارید بخریدش، به دوستاتون معرفی کنیدش، به کتابخونه اهدا کنیدش، و به شیوهای که انتشارات بتونه ببینه، نشون بدید کسی هست که از خوندنش لذت برده و دلش میخواد جلد دوم رو هم بخونه. :)
+ یه دورهای بود، مطلقاً غمانگیز، که ملت اینطوری بودن که ما لطف میکنیم به نویسندهی تألیفی که کتابش رو میخونیم. :)) حقیقتاً خوشحالم که از اون دوره گذر کردیم و برام کمی غافلگیری در این بود که چه جالب، یکی فایل جلد یک سازمان طراحی رو میخواد.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🍓40🔥9💔3❤🔥1🐳1
Dirty Rotten Energy
Society of Villains, Sam Tinnesz
I've got dirty rotten energy, dirty rotten energy
Blame it on my chemistry (Blame it on my enemies)
Darker than a fantasy, love the way it's twisting my soul
I've got dirty rotten energy, moments of insanity
Changing evеry part of me
Shedding my humanity
Burning like an еffigy, love the way it's taking control
Dirty rotten energy...
#شیاو_فو
#سازمان_طراحی
@FlareAndFire
Blame it on my chemistry (Blame it on my enemies)
Darker than a fantasy, love the way it's twisting my soul
I've got dirty rotten energy, moments of insanity
Changing evеry part of me
Shedding my humanity
Burning like an еffigy, love the way it's taking control
Dirty rotten energy...
#شیاو_فو
#سازمان_طراحی
@FlareAndFire
قشنگهای من، ممکنه برام آهنگهای غمگین و سنگینی رو بفرستید که تم «از دست دادن» داره؟ یه جورایی دارکترین آهنگهاتون رو میخوام. حس این رو بده که پارهای از روح یه نفر نابود شده و از دستش رفته.
💔26
صادقانه ولی بخوام بگم، حس نمیکنم رشتهی آکادمیکی وجود داشته باشه که دانشآموختهش نتونه از اون دانش برای نوشتن استفاده کنه. من فکر میکردم واقعاً از چهار سال کارشناسیم هیچی یاد نگرفتم که به درد نوشتنم بخوره، و الان نشستهم دارم جلیقهی ضدگلوله با سیالهای غیرنیوتونی طراحی میکنم.
Way to go, engineer. Way to go.
Way to go, engineer. Way to go.
🔥48😍2
Forwarded from Slowly to Forget and to be Forgotten (Arnarim)
یکی از عجیبترین چیزها برای ذهن اوتیستیک من اینه که چرا ادمهای عادی اینقدر در دنبال کردن دستورالعملهای متنی بد عمل میکنن.
🤝22💔9
میخوام بدونید من تا این لحظه توی گوشی مهسا «آرمینا سالمی» سیو بودم. جالبتر این که مهسا سیستمش Last name first بوده، در نتیجه مثلاً عشق زندگیش زنگ میزده و روی گوشی میفتاده: Salemi, Armina.🥸
اون روز داشتم بهش میگفتم تو خودت خجالت نمیکشی سالمی آرمینا رو میبوسی؟ زشته، غیراخلاقی و غیرحرفهایه اصلاً!
+ همین الان بالاخره قانع شد مناسب نیست آدم صبحها تو بغل سالمی آرمینا بیدار شه و رفت عوض کرد اسمم رو به «آرمینا».😙
My partner loves me so much.😙
اون روز داشتم بهش میگفتم تو خودت خجالت نمیکشی سالمی آرمینا رو میبوسی؟ زشته، غیراخلاقی و غیرحرفهایه اصلاً!
+ همین الان بالاخره قانع شد مناسب نیست آدم صبحها تو بغل سالمی آرمینا بیدار شه و رفت عوض کرد اسمم رو به «آرمینا».😙
My partner loves me so much.😙
🤣101
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
کلهرنگیپنگیهای عزیزم، خدمت شما. ذخیره شه و در موارد ضروری استفاده شه.🫶
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🔥24💅7😭4😈1🗿1
صبح چنلم رو باز کردم با این فکر توی سرم که همین یک خط رو بنویسم: «امروز غمگینم.» یا دربارهی این که بزرگسالی گاهی چقدر سخت میگذره بگم. ولی الان اپیک رو گذاشتهم از اول پخش شه و دارم قرمهسبزی درست میکنم که شب بریم خونهی دوستامون، همیلتن ببینیم و قرمهسبزی بخوریم.
میخوام بگم، بله. بزرگسالی سخته. ولی بهنظرم میشه با میوزیکالهای صحیح، دوستهای خوب و غذاهای خوشمزه مدیریتش کرد.
میخوام بگم، بله. بزرگسالی سخته. ولی بهنظرم میشه با میوزیکالهای صحیح، دوستهای خوب و غذاهای خوشمزه مدیریتش کرد.
😍36🔥11🍓6🍾2🥰1
کسی که اگر شلیک عشق را میدید، میایستاد و آغوش میگشود. به چنین مردی چند بار باید شلیک کنی تا بمیرد؟
به مردی که تمامش قلب است، چطور باید شلیک کنی تا بمیرد؟
#سازمان_طراحی
به مردی که تمامش قلب است، چطور باید شلیک کنی تا بمیرد؟
#سازمان_طراحی
😭32💔3🕊2
آیا ممکنه من باز از این چنل و اعضاش استفادهی ابزاری کنم و بخوام آهنگهای مناسب سخنرانیهای جنگی و حالوهوای قبل از جنگ بفرستید؟ در عوض من هم قسمتی از سخنرانی جنگیای رو که مینویسم، میذارم اینجا.🤰
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤🔥22🔥3
مهسا داشت فایلها و چنلهای من رو مرتب و آرشیو میکرد، دیگه کنترل کیفیت نهایی رو داد دست خودم. منم اون تهمههای چتهام رسیدم به این. خلاصه که عزیزانم، خیلی بهش فکر نکنید. پزشکها و همکارانشون که بندگان خدا گرفتارن، مهندس هم بشید وضعیت اینه. اگر وکیل نمیشید بهنظرم برید دنبال رشتهای که عاشقشید.💁🏻
💔17🗿2
ای لینکین پارک. ای Numb. ای ناجی نویسندگان مستأصل و قاتل شخصیتهای جنگنده تا آخرین نفس.🛐
🔥24💯5❤🔥2
حقیقتاً یک انسانهای زبالهای چنلهای چند ده کایی دارن که آدم میمونه من چه غلطی دارم میکنم اینجا؟ امیدم به بشریته که پژمرده میشه با دیدن هرکدوم از این چنلها.
🤝82😭6🍓5💔3
دیشب بالاخره بعد از دو روز که بکوب نشستم سر نوشتن آخرین فصلم (جدای مؤخره و وانشاتهای بخش چهار)، فصل آخر جلد آخر سازمان طراحی تموم شد. رسیدیم به دویست و هشت هزار کلمه، خود فصل چهاردهوهزار و پونصد کلمه شد حدوداً، مغزم left the group، و فایل رو پیدیاف کردم و فرستادم برای لیام. ناراضی. میدونستم کار داره. میدونستم این تموم نیست.
صبح هم که پاشدم لیام خوند و فیدبک داد. اولش حس خستگی نشست روی تنم: درنیومده. ولی بعد با جزئیاتی که ازش گرفتم خوشحال شدم: میدونستم دقیقاً به همین دلایل درنیومده! نمیدونم، معنی میده براتون؟ این که بدونی کجای کارت ایراد داره و وقتی همون رو میشنوی، خوشحال شی؟ من خوشحال شدم. انرژی گرفتم و وقتی نشستیم فکر کردیم به این که چطوری حلش کنیم، هیجانزده هم شدم.
این عکسها مال این دو روزن خلاصه. #سنگرهایرؤیا و #سازمان_طراحی. هنوز کار داره، هنوز تموم نشده. ولی حالا دیگه میدونم به کدوم سمت باید برم. برای همین باید مدام تلاش کنی، برای همین مهمه که مدام اشتباه کنی. نه برای این که یه وقتی دیگه اشتباه نکنی؛ هیچکس نمیتونه برسه به اون نقطه که هرگز هیچ اشتباهی نداشته باشه. ولی میشه به جایی برسی که خودت تشخیص بدی که داری اشتباه میکنی.
و اینه که مهمه.
صبح هم که پاشدم لیام خوند و فیدبک داد. اولش حس خستگی نشست روی تنم: درنیومده. ولی بعد با جزئیاتی که ازش گرفتم خوشحال شدم: میدونستم دقیقاً به همین دلایل درنیومده! نمیدونم، معنی میده براتون؟ این که بدونی کجای کارت ایراد داره و وقتی همون رو میشنوی، خوشحال شی؟ من خوشحال شدم. انرژی گرفتم و وقتی نشستیم فکر کردیم به این که چطوری حلش کنیم، هیجانزده هم شدم.
این عکسها مال این دو روزن خلاصه. #سنگرهایرؤیا و #سازمان_طراحی. هنوز کار داره، هنوز تموم نشده. ولی حالا دیگه میدونم به کدوم سمت باید برم. برای همین باید مدام تلاش کنی، برای همین مهمه که مدام اشتباه کنی. نه برای این که یه وقتی دیگه اشتباه نکنی؛ هیچکس نمیتونه برسه به اون نقطه که هرگز هیچ اشتباهی نداشته باشه. ولی میشه به جایی برسی که خودت تشخیص بدی که داری اشتباه میکنی.
و اینه که مهمه.
❤🔥39🐳7😍3
این هم، جز اونها که خودتون فرستادید، آهنگهایی که باهاشون فصل آخر رو نوشتم. بههرحال تکخوری صحیح نیست.🎧
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🍓24
🔥17