Flare and Fire
2.07K subscribers
2.49K photos
542 videos
4 files
470 links
زن، زندگی، آزادی.❤️🤍💚
آرمینام، They/Them. نویسنده، معلم، و مضطربِ تمام‌وقت. اگر نژادپرست، کوییرفوب یا سمپات جمهوری اسلامی هستید، لطفاً پاتون رو توی کانال نذارید. اینجا جایی امن برای همه‌ست.
Download Telegram
15💔1
شما فکر می‌کنید این خیلی خوبه که پارتنرتون نان‌باینری باشه، مثلاً خط‌چشمتون رو می‌گیره براتون خط‌چشم بکشه و هم‌زمان بلده کرواتتون رو ببنده. ولی بعد از تعدادی تلاش ناموفق برای کشیدن خط‌چشم صداش در میاد: «وای چقدر خط‌چشم کشیدن سخته!» و توضیح می‌ده چه‌شکلی باید بکشید که چطوری بشه (که شما بلد نیستید و کنکله)، و بعدم که میاد کروات رو ببنده دو ثانیه همین‌طوری خیره نگاهتون می‌کنه: «از روبه‌رو بلد نیستم که.» تهشم برمی‌داره برای خودش می‌بنده، می‌ده شما بذاری دور گردنت. اونم خراب می‌شه، کنارت وایمیسه شدو می‌کنه تا ببنده کروات رو. در نتیجه از لحاظ فنی نه با خط‌چشم به جایی رسید، نه کروات خیلی نقطه‌ی قوتش بود. صرفاً بهم گفت چی رو چطوری و چه‌رنگی بپوشم.

ولی امشب رفتیم بیرون و دوستامون اینطوری بودن که «چه خوش‌تیپ شدی!» و من مفتخر اعلام کردم: «مهسا بهم لباس پوشونده.🤭»
پس فکر کنم نهایتاً من برد کردم.
4317🦄10❤‍🔥1
14💔3
دیروز به تراپیستم گفتم: «چند وقت پیش یه ویدیویی دیده بودم از میشل اوباما، می‌گفت ملت می‌گن ازدواج پنجاه‌پنجاهه. نیست. یه روزایی من هفتادم، اون سی. یه روزایی اون هشتاده، من بیست درصدش رو میارم. ازدواج کامل کردن این درصدهاست. و من فکر می‌کنم این چیزیه که مهمه ما یاد بگیریم. که ارتباط لزوماً پنجاه پنجاه نیست. عیبی نداره، یه روزایی تو ده درصد میاری، من نود درصد می‌ذارم. یه روزایی من صفرم، تو صد باش. مهم اینه که من هر روز تو رو انتخاب می‌کنم. روزهایی که سی درصدی، روزهایی که صد درصدی، من همه‌ی اینا رو انتخاب می‌کنم. اینه که مهمه. این که من هرروز تو رو انتخاب می‌کنم، هرچند درصدی که بیاری و بذاری توی این رابطه. من اون درصدها رو کامل می‌کنم، و می‌دونم تو هم درصدهای من رو کامل می‌کنی.»
62👍5💘2🔥1🙏1🦄1
امروز مقدار زیادی نویسنده‌بودگی دارم. چون روزهای اوله و مهسا مدام خوابه و دردش زیاده، امروز و فردا رو گفتم نمی‌رم سر کار و از خونه کار می‌کنم (یا نمی‌کنم🤡). پس امروز رو می‌شینم به کارهام می‌رسم. شامل:
. ترجمه‌ی نامقدس رو چک کنم و اگه شد نهایی کنم و بفرستم.
. فصل جدیدی رو که نوشتم بخونم و ویرایش کنم.
. دو تا فصل از کتاب یکی از بچه‌ها رو باید بخونم، اون رو برم سراغش.
چهار. یه نامه‌ی دیگه باید بنویسم و یه کار دیگه رو باید شروع کنم، که اگه بشه امروز عالی می‌شه.

جز اون برای خونه ناهار و شام می‌خوایم، جاروبرقی و شیرموز درست کنم و وان رو تمیز کنم و اگر بشه هم برای خودم هم برای مهسا یه سری کار اپلای کنم، روزم کامله.
برم بیام ببینم چند تا تیک می‌زنم. :)
223🙏2💘1
Flare and Fire
امروز مقدار زیادی نویسنده‌بودگی دارم.
این که کارهای متنوع مربوط به نوشتن داشته باشم، خوشحالم می‌کنه. امروز نصف روز داشتم با کتاب در دست نوشتنم ور می‌رفتم، نصف روز داشتم ترجمه‌ی کتاب بعدی‌م رو که قبلاًها چند فصل ازش نوشته بودم رو درست می‌کردم. هرکدوم برای پروژه‌های جدایی بودن؛ یه وقتی هم باید باز کنم این وسط که یه نگاه به جلد یک سازمان طراحی بندازم و چند تا جمله ازش دربیارم برای یه سری از شخصیت‌ها. و اینا خوشحالم می‌کنن. هرچی میام و می‌رم، می‌رم سر کلاس، می‌رم سراغ کارهای تخصصی‌تر، درباره‌ی هوش مصنوعی و ماشین لرنینگ و کد حرف می‌زنم و درس می‌دم، باز ته روز، همینه. این نوشتنه که زنده‌م می‌کنه. نوشتنه که حاضرم زندگی‌م رو براش بذارم. حاضرم زندگی‌م رو بگیره. آدم اینطوری می‌فهمه عاشق چیه دیگه، نه؟
امیدوارم... امیدوارم امسال ازش بیشتر تو زندگی‌م باشه. و امیدوارم اگر شما هم می‌دونید چیه که می‌خواید به‌خاطرش پنج صبح بیدار شید و دو صبح بخوابید، زندگی‌تون پر شه ازش. :)
❤‍🔥14🔥2🙏1
Flare and Fire
این که کارهای متنوع مربوط به نوشتن داشته باشم، خوشحالم می‌کنه. امروز نصف روز داشتم با کتاب در دست نوشتنم ور می‌رفتم، نصف روز داشتم ترجمه‌ی کتاب بعدی‌م رو که قبلاًها چند فصل ازش نوشته بودم رو درست می‌کردم. هرکدوم برای پروژه‌های جدایی بودن؛ یه وقتی هم باید باز…
الانم بشینم برای فصل بعد یادداشت‌هام رو مرتب کنم.

+ بالش بغلی داره شهر خرس می‌خونه، تو نقطه‌ای مرگبار رهاش کرده و نمی‌خونه من استرس دارم.🚶🏻‍♀️
++ این وسط دو صفحه یه بارم فحشش رو من می‌خورم: «اینم مثل توئه! چرا نمی‌گید کی قراره چی بشه، چی شده، چی می‌شه! این مسخره‌بازیا چیه! اه!»
من طفلک.🚶🏻‍♀️

#home
🦄15
صبح پاشدیم، صبحونه رو خوردیم و من نشستم سر نامقدس که باید کارش این یکی‌دو روزه تموم شه. قبلشم، چشمام رو که باز کردم برام طرح جلد اصلاح‌شده رو فرستاده بودن که این بار باعث نشد برق از سه‌فازم بپره و چشمام گرد شن، و همون‌طوری خوابالو تأیید رو دادم، که نشونه‌ی خوبیه. خلاصه بعدشم نشستم سر نامقدس، همینطوری دو تا اپیزود از سریالمونم دیدیم تا مهسا رفت بخوابه و من رفتم خریدهای خونه رو بکنم، که بعدش آشپزی.

رفتم خرید، برگشتم و خریدها رو جابه‌جا کردم. چون می‌خواستم خوراک درست کنم، یه عالمه خوردکردنی داشتم، کارتون گذاشتم ببینم و غذام رو درست کردم. الانم که غذا آماده‌ست، یه فیلم دیگه گذاشتم که برم سراغ بقیه‌ی کارهام.
تا ببینیم امروز دنیا دست کیه. :)
‌‌
#home
🔥1811💘21
یعنی یک روز به این آرزوم می‌رسم که طرح جلد کتابم تصویر شخصیت روش نباشه؟
کی می‌دونه اسماعیل. کی می‌دونه...
🤣18
Forwarded from Hidden Chat
سلام:)
تراپیست خوب و کوییرفرندلی معرفی می‌کنین لطفا؟
غیرحضوری و یا حضوری در مشهد
Forwarded from Hidden Chat
وقتشه به جبران بیایم از تو راجب لیام بپرسیم
Flare and Fire
وقتشه به جبران بیایم از تو راجب لیام بپرسیم
نه نیاید. من از لیام می‌ترسم.🥰
Forwarded from Hidden Chat
سلام، میخواستم بگم دیدن زندگیت و جایی که هستی هرروز بهم امید میده. امیدوارم یک روز من هم بتونم پارتنرم رو با صدای بلند و بدون ترس دوست داشته باشم و شغلی داشته باشم که حاضرم بخاطرش تا صبح بیدار بمونم. ازت ممنونم که درباره روز هات و روند پیشرفت کتابت می نویسی، باعث میشه حس کنم یه آینده ای برای منم هست :)
امیدوارم هرروزت بهتر از دیروز باشه و کتاب بعدیت رو زودتر بتونم بخونم 🩷
10💘7
Flare and Fire
سلام، میخواستم بگم دیدن زندگیت و جایی که هستی هرروز بهم امید میده. امیدوارم یک روز من هم بتونم پارتنرم رو با صدای بلند و بدون ترس دوست داشته باشم و شغلی داشته باشم که حاضرم بخاطرش تا صبح بیدار بمونم. ازت ممنونم که درباره روز هات و روند پیشرفت کتابت می نویسی،…
سلام به روی ماهت جانم. :)
این حرف‌ها رو می‌زنید حس می‌کنم باید بیشتر حرف بزنم و این مسئله "او" رو خیلی ناراحت می‌کنه.🤭
هوم. روزهای بهتری میان. من می‌دونم. شمام بدونین.
💘16
Forwarded from Hidden Chat
آرشیتیکت من کجاست سالمی ؟؟
Flare and Fire
آرشیتیکت من کجاست سالمی ؟؟
ببین نمی‌دونم چقدر این حرفم مسخره‌ست به‌نظرتون، ولی یه جوری روحیه داد این سؤال که آماده شدم برم فصل بعد رو بنویسم. :))))
والا دیگه از هوپا بپرسید، هیچی دست من نیست. :))
👍2
Forwarded from Hidden Chat
قلاب زنده بودن من فقط خوندن کتاب جدید نویسنده موردعلاقه‌مه
لطفا به هوپا بگید هوای تنفسی این آدم رو زودتر چاپ کنه تا آتیشش نزدم🫳
Forwarded from Hidden Chat
آرمینا خسته ام و ناراحت. گمراه و نگران از اینکه دارم درست پیش می‌رم؟ پس چرا نتیجه ای نگرفتم اگه راهم درسته؟ روحیه ام رو زوری نگه داشتم و دارم ادامه می‌دم. فقط دلم میخواد اون روزی که نتیجه های کنکور رو دیدم بگم وای خوبه که ادامه دادی و کم نیاوردی. جمله ای که این روزا به خودم می‌گم اینه: سخته ولی تو سخت تر باش. مرسی که آرمینا هستی و نوشتی و شدی نور روزای سختم
Flare and Fire
سخته ولی تو سخت تر باش
:)
می‌دونید چیزایی هست که آدم بهش فکر می‌کنه موقع نوشتن. براش مهمه که خواننده‌ش ببینه. براش مهمه که خودش ببینه و بخونه. ماها... من کتابی رو می‌نویسم که وقتی شونزده سالم بود، وقتی بیست سالم بود، می‌تونست نجاتم بده؛ می‌دونم چیا می‌نویسم که اون آرمینا رو نجات می‌داد.
ولی یه وقتایی یه خط‌هایی هست، که آرمینای سی‌ساله رو نجات می‌ده یه روزی. آرمینای چهل‌ساله، پنجاه‌ساله شاید، کی می‌دونه. این یکی از خط‌هایی بود که آرمینای بیست‌ودو ساله نمی‌دونست قراره آرمینای بیست‌وهشت‌ساله رو نجات بده. همیشه می‌گم این خط‌ها چیز دیگه‌ای‌ان. به خدایان عادل داستان‌ها تعلق دارن.
خدایان عادل داستان‌ها پشت و پناه داستانت باشن. :)
11
Forwarded from Hidden Chat
💘94