Sobhet Bekheyr Azizam
Moein
اونجـا کـه بـهت میگـن
«شـما بـرای هـم سـاختـه نشـدیـد»
چـرا ازش جـدا نمیشـی؟
«شـما بـرای هـم سـاختـه نشـدیـد»
چـرا ازش جـدا نمیشـی؟
در جان عاشق من شوق جدا شدن نیست
خو کرده ی قفس را میل رها شدن نیست
من با تمام جانم پر بسته و اسیرم
باید که با تو باشم در پای تو بمیرم...
باشد که با فردی وارد رابطه شوید که به زبان روح شما سخن بگوید و مجبور نباشید عمری را صرف ترجمه خود برای او کنید.
وَ تاریکی بهکام✨
وَ تاریکی بهکام✨
همه آنچه بر تو گذشت، فقط
خاطره نشد؛ نگاهت را عوض کرد،
فهمت را عمیق تر کرد و از تو
انسان کامل تری ساخت.
خاطره نشد؛ نگاهت را عوض کرد،
فهمت را عمیق تر کرد و از تو
انسان کامل تری ساخت.
Maro Baash
Habib
تو رو باش مست غرور
شکستی قلب عاشق رو
رفتی و تنها گذاشتی
گل های شقایق رو....
ازم پرسید چی حالتو خوب میکنه؟
گفتم وقتی پاییز میاد
شبا بلندتر میشن، هوا کمکم سرد
میشه، برگا زرد و نارنجیه
و من با یه هودی و یه لیوان چایی، دارم
از بوی بارون لذت میبرم
این فصل عجیب منو میبره تو یه عالم
دیگه. یکم توضیحش سخته اما روح من
تماما متعلق به این فضاست.
گفتم وقتی پاییز میاد
شبا بلندتر میشن، هوا کمکم سرد
میشه، برگا زرد و نارنجیه
و من با یه هودی و یه لیوان چایی، دارم
از بوی بارون لذت میبرم
این فصل عجیب منو میبره تو یه عالم
دیگه. یکم توضیحش سخته اما روح من
تماما متعلق به این فضاست.
آدمایی که میرن هیچوقت دلتنگ ما نمیشن،
اگه قرار بود دلتنگ بشن، از اول نمیرفتن.
اگه یه روز برگشتن،دلشون برای خودشون تنگ شده،
برای اون حال خوبی که وقتی کنار ما بودن داشتن.
اگه قرار بود دلتنگ بشن، از اول نمیرفتن.
اگه یه روز برگشتن،دلشون برای خودشون تنگ شده،
برای اون حال خوبی که وقتی کنار ما بودن داشتن.
«احساس میکنم پشتِ دری بسته هستم که طرفِ دیگرش تو زندگی میکنی و هیچگاه باز نخواهد شد.»
از نامههای فرانتس کافکا به فلیسه
از نامههای فرانتس کافکا به فلیسه
روح هاى زيبا،
روحها و شخصیت هاى زيبا را
به خوبی تشخيص مى دهند.
به اصيل بودن ادامه بده،
آدم هاى درست
تو را پیدا خواهند كرد.
روحها و شخصیت هاى زيبا را
به خوبی تشخيص مى دهند.
به اصيل بودن ادامه بده،
آدم هاى درست
تو را پیدا خواهند كرد.
«این نامه را به این خاطر برایت مینویسم که خبر بدهم دارم رهایت میکنم، تو را از خودم جدا میکنم. خوشحال باش و دیگر هرگز به دنبالم نگرد.»
از نامههای فریدا کالو به دیهگو ریورا
از نامههای فریدا کالو به دیهگو ریورا
+: اون برگشته؛
به نظرت میتونه مرهم زخم هام بشه؟
-: آه ویلیام. قاتل همیشه به محل جرم بر میگرده. تا اگه مقتول زنده مونده بود اینبار کارو تموم کنه.
به نظرت میتونه مرهم زخم هام بشه؟
-: آه ویلیام. قاتل همیشه به محل جرم بر میگرده. تا اگه مقتول زنده مونده بود اینبار کارو تموم کنه.