اگه روز پر تنشی داشتید، تا وقتی استراحت کافی نکردید، تصمیم جدید نگیرید، چون منابع خودکنترلی در مغز محدوده و احتمال داره گند بزنید.
@Facttoori
👍3
🤣9
💔6
دختره با شوهرش عکس گذاشته
همه شروع کردن مسخره کردنش چون مثل دافا نبود
میگم فک نمیکنید پشت این اکانتا آدم نشسته؟ احساس داره؟ اینسکیوریتی داره؟
فک نمیکنید چه روزگار سختی داره به همه میگذره و انتخاب میکنید شما سخت ترش کنید؟
واقعا عجیب و تهوع آورن بعضیا
همه شروع کردن مسخره کردنش چون مثل دافا نبود
میگم فک نمیکنید پشت این اکانتا آدم نشسته؟ احساس داره؟ اینسکیوریتی داره؟
فک نمیکنید چه روزگار سختی داره به همه میگذره و انتخاب میکنید شما سخت ترش کنید؟
واقعا عجیب و تهوع آورن بعضیا
@Facttoori
💔8
پنجشنبه دارم با دوستام میرم بارش شهابی ببینم. نمیدونم والا. قبلنا(تا هفته پیش) پنجشنبهها عرق میخوردم. آدم به مرور کونی میشه.
@Facttoori
🤣10
به چت جی پی تی گفتم: میخوام بابت اطلاعات پزشکی اشتباهی که بهم دادی ازت شکایت کنم.
گفت: حق داری، میخوای کمکت کنم با هم متن شکایت نامه رو آماده کنیم :)))
گفت: حق داری، میخوای کمکت کنم با هم متن شکایت نامه رو آماده کنیم :)))
@Facttoori
🤣11
همیشه جوری بگوز که اگه دشمنت صداشو شنید پشماش بریزه!
اینجوری میفهمه کسی که با کون خودش اینجوری رفتار میکنه یا کون اون
چیکار میکنه!
- گاندی
اینجوری میفهمه کسی که با کون خودش اینجوری رفتار میکنه یا کون اون
چیکار میکنه!
- گاندی
@Facttoori
🤣5
👍7
👍2
👍1
👍4
😐5
همه چی گرونه، همه جا رو هوش مصنوعی گرفته، هوا گرمه، همه دارن شبیه همدیگه میشن و برده ترندها شدن، وقتی یکی حرف میزنه کاملا متوجه میشی کدوم ریل اینستا رو دیده، همه با همدیگه دعوا دارن و این زیادی خسته کننده شده.
@Facttoori
👍11
چند روز پیش که داشتم میرفتم حموم، بچهخواهرم گفت دایی تو که داری میری حموم حداقل گوشیتو بده من بازی کنم، گفتم چشم دایی جون. امروز داشتم با گوشیم کار میکردم، حوصلهش سر رفته بود، امد پیشم دماغشو گرفت گفت دایی چقدر بو میدی نمیخوای بری حموم:))
@Facttoori
🤣9
دختر دوستم گفت: عمو عروسکم تو حیاطه، عمه ساحل گفته تو باغ شبا هیولاست نرو.
بردمش تو باغ همه جا رو نشونش دادم و گفتم دیدی هیولا نیست؟
رسیدیم ته باغ، یه لحظه بچه رو گم کردم نور رو انداختم دم کلبه خرابه بچه با عروسکش ایستاده بود نگاهم میکرد، دستشو گرفتم برگردیم، پرسیدم تو تاریکی چجوری پیداش کردی؟ گفت مگه شما ندادیش بهم؟
گفتم اره بیا بریم تو ویلا، گفت نه من به همینجا تعلق دارم تو برو،
گفتم یعنی چی؟ بیا بریم بخوابیم، گفت ما شبا نمیخوابیم،
دیدم دیگه داره ترسناک میشه، گفتم بیا بریم تو بابات نگران میشه گفت بابای من اینجا نیست تو آسموناست، گفتم عمو بیا بریم اینجا هیولا داره،
گفت هیولا منم، یهو یه جیغ بلند زد، منم از ترس داد زدم همه با ترس پریدن بیرون،
یهو گفت عمو شوخی کردم نترس نترس،
با گریه بغلش کردم.
قشنگ قبض روح شدم :))))
بردمش تو باغ همه جا رو نشونش دادم و گفتم دیدی هیولا نیست؟
رسیدیم ته باغ، یه لحظه بچه رو گم کردم نور رو انداختم دم کلبه خرابه بچه با عروسکش ایستاده بود نگاهم میکرد، دستشو گرفتم برگردیم، پرسیدم تو تاریکی چجوری پیداش کردی؟ گفت مگه شما ندادیش بهم؟
گفتم اره بیا بریم تو ویلا، گفت نه من به همینجا تعلق دارم تو برو،
گفتم یعنی چی؟ بیا بریم بخوابیم، گفت ما شبا نمیخوابیم،
دیدم دیگه داره ترسناک میشه، گفتم بیا بریم تو بابات نگران میشه گفت بابای من اینجا نیست تو آسموناست، گفتم عمو بیا بریم اینجا هیولا داره،
گفت هیولا منم، یهو یه جیغ بلند زد، منم از ترس داد زدم همه با ترس پریدن بیرون،
یهو گفت عمو شوخی کردم نترس نترس،
با گریه بغلش کردم.
قشنگ قبض روح شدم :))))
@Facttoori
🤣14