character profile
─────✤─────
–Name ː ---
[اسمی که برای کرکترتون انتخاب میکنید]
–Age ː ---
[سن کرکتر]
^
-Generation ː ---
[نسل قدرت شما رو مشخص میکنه]
–Skill ː ---
[قدرت شما رو مشخص میکنه]
─────✤─────
-status ː Still Alive
─────✤─────
–Name ː ---
[اسمی که برای کرکترتون انتخاب میکنید]
–Age ː ---
[سن کرکتر]
^
-Generation ː ---
[نسل قدرت شما رو مشخص میکنه]
–Skill ː ---
[قدرت شما رو مشخص میکنه]
─────✤─────
-status ː Still Alive
𝐹𝑖𝑟𝑒 𝑓𝑜𝑟𝑐𝑒 𝐶ℎ𝑎𝑟𝑎𝑐𝑡𝑒𝑟
character profile ─────✤───── –Name ː --- [اسمی که برای کرکترتون انتخاب میکنید] –Age ː --- [سن کرکتر] ^ -Generation ː --- [نسل قدرت شما رو مشخص میکنه] –Skill ː --- [قدرت شما رو مشخص میکنه]…
•بخش کارکتر
^بخش اول که اسم کرکتر و سنشه
^بخش دوم هم میشه قدرت شما
شما میتونید یک قدرت که ارتباط مستقیم با آتیش داشته باشه رو انتخاب کنید
مثلا از دست هاتون آتیش دربیاد یا مثل شینرا از پاهاتون آتیش دربیاد
نسل هم که داخل اینفو توضیح دادم اگه فقط کنترل باشه میشه نسل دو اگه تولید آتیش باشه میشه نسل سه،
سعی کنید خلاقانه باشه مثلا یکی رو داشتیم که از آتیش یخ میساخت
اگر هم چیزی پیدا نکردید میتونید برید یک چند تا کرکتر از خود انیمه بینید و اگه از قدرتشون خوشتون اومد یک چیزی مثل اون رو بگید{خیلی تشابه نداشته باشه}
یا بیاید از خودم بگیرید چون یک چندتا آماده کردم
-درضمن به خلاقانه ترین ایده پنج تا پوینت اضافه داده میشود
°اول از همه آرت کرکتر°مشخصات کرکتر
یک آرت انیمه ای بسته به علاقه ی خودتون بفرستید پیوی ادمین
^بخش اول که اسم کرکتر و سنشه
^بخش دوم هم میشه قدرت شما
شما میتونید یک قدرت که ارتباط مستقیم با آتیش داشته باشه رو انتخاب کنید
مثلا از دست هاتون آتیش دربیاد یا مثل شینرا از پاهاتون آتیش دربیاد
نسل هم که داخل اینفو توضیح دادم اگه فقط کنترل باشه میشه نسل دو اگه تولید آتیش باشه میشه نسل سه،
سعی کنید خلاقانه باشه مثلا یکی رو داشتیم که از آتیش یخ میساخت
اگر هم چیزی پیدا نکردید میتونید برید یک چند تا کرکتر از خود انیمه بینید و اگه از قدرتشون خوشتون اومد یک چیزی مثل اون رو بگید{خیلی تشابه نداشته باشه}
یا بیاید از خودم بگیرید چون یک چندتا آماده کردم
-درضمن به خلاقانه ترین ایده پنج تا پوینت اضافه داده میشود
✤Lord Zelatan Bloodtapesh
-خاندان بلادتاپش خاندانی ثروتمند و بانفوذ ،هیچکس منبع این درآمد را نمیدادند اما خب این خانواده ی با اصالت که شجره نامه ی آنها حتی به اوایل آتش سوزی میرسد بعد از سال ها از لطف خورشید بزرگ بهرمند شدند
-آقای‹آندره بلادتپش›که امروزه به او دراکولا گفته میشود فرزندی به دنیا آورد که از بزم تولد دارای قدرت های اتش افروزی بود،اما این قدرت تا یک سالگی او کشف نشد
-در یک سالگی وقتی برای اولین بار دو دست خود را به یکدیگر زد اتفاق شگفتانگیزی افتاد
با دست زدن زخم عجیبی روی گلو فرد روبهروی او یعنی پدرش افتاد،
خانواده بلادتاپش به دنبال کشف علت این اتفاق به قدرت کمیاب پسرشان پی بردند و از همان روزها به یک مربی شخصی سپردند تا فرزندشان را به بهترین نحو ممکن تربیت کند، حال بعد از ۲۱ سال زلاتان میخواهد به Fire Force بپیوندد هرچند برای اینکار با مخالفت های خانواده خویش روبه رو شد اما چند تذکر ساده نمیتوانست اراده و عزم زلاتان را کور کند،
-پس به مدرسه ی اموزشات ابتدایی آمد و یکی از بالاترین نمرات را در کل کلاس ها بدست آورد ،این به اندازه کافی بود که اقای هاگو را قانع کند تا نام او را جزو لیست استخدامی نیروی آتش نشانی ویژه به امپراطوری دهد.
-خاندان بلادتاپش خاندانی ثروتمند و بانفوذ ،هیچکس منبع این درآمد را نمیدادند اما خب این خانواده ی با اصالت که شجره نامه ی آنها حتی به اوایل آتش سوزی میرسد بعد از سال ها از لطف خورشید بزرگ بهرمند شدند
-آقای‹آندره بلادتپش›که امروزه به او دراکولا گفته میشود فرزندی به دنیا آورد که از بزم تولد دارای قدرت های اتش افروزی بود،اما این قدرت تا یک سالگی او کشف نشد
-در یک سالگی وقتی برای اولین بار دو دست خود را به یکدیگر زد اتفاق شگفتانگیزی افتاد
با دست زدن زخم عجیبی روی گلو فرد روبهروی او یعنی پدرش افتاد،
خانواده بلادتاپش به دنبال کشف علت این اتفاق به قدرت کمیاب پسرشان پی بردند و از همان روزها به یک مربی شخصی سپردند تا فرزندشان را به بهترین نحو ممکن تربیت کند، حال بعد از ۲۱ سال زلاتان میخواهد به Fire Force بپیوندد هرچند برای اینکار با مخالفت های خانواده خویش روبه رو شد اما چند تذکر ساده نمیتوانست اراده و عزم زلاتان را کور کند،
-پس به مدرسه ی اموزشات ابتدایی آمد و یکی از بالاترین نمرات را در کل کلاس ها بدست آورد ،این به اندازه کافی بود که اقای هاگو را قانع کند تا نام او را جزو لیست استخدامی نیروی آتش نشانی ویژه به امپراطوری دهد.
🥰1
✤Akhavia
-بدون هیچ خاندان مطرحی در واقع از وقتی چیزی از این دنیا فهمید،داخل صنایع هاجیما کنار هم سن و سال های خودش بود
هیچ پدر و مادری نداشت و طبق گفته ی کارکنان هاجیما پدر و مادر او به دست یک دوزخی از دنیا رفتند و رهسپار دنیای آتش شدند،
ان موقع اخویا فقط یک طفل شش ماهه بود ولی بعد از آن اتفاق جرقه ای در بدن او اتفاق افتاد،
او در خلوت خود کشف کرد که میتواند لیزر هایی از دست خود بزند که موجب انفجار های بزرگ شود،وقتی این را با اندک دوستانش در صنایع درمیان گذاشت آنها همه یک چیز گفتند
"قدرت تو خاصه تحت هیچ شرایطی اوتو با کارکنان درمیون نزار چون بعد از اون دیگه نور آفتاب رو نمیبینی"
-اخویا به حرف آنها گوش داد و کلامی از این قدرت نگفت ولی متاسفانه همه چیز زیر دستگاه های صنایع هاجیما نمایان میشود
آنها میدانستند که اخویا دارای قدرت است اما اینکه چه مدلی و چگونه را هنوز درست نمیدانستند.
بعد از دو ماه شکنجه بلاخره قدرتش را نشان داد،لیزری قدرتمند که بعد از برخورد به هدف منفجر میشود، اما اخویا آنقدر باهوش بود که صرفا بخش کمی از قدرتش را نشان دهد؛
او این وضع را تحمل کرد سالها تا شاید روزنه ای از امید برای بیرون رفتند تا اینکه بالاخره از طرف امپراطوری آمدند و چند استعداد را برای تحصیل در مدرسه ی اموزشات ابتدایی بردند ، چه کسی لایق تر از اخویا کسی که سالها برترین فرد داخل هاجیما بود.
-با اینکه صنایع هاجیما اصلا دوست نداشت بهترین استعداد چند ساله ی خود را از دست دهد اما این تصمیم از طرف امپراطوری بود ،پس کسی حق ممانعت و سرپیچی نداشت حتی صنایع هاجیما،
-اخویا بلاخره از هجیما بیرون آمد و داخل مدرسه اموزشات ابتدایی نیروی آتش نشانی ویژه مشغول به تحصیل شد، با اینکه او قدرتمند بود اما آثار صنایع هاجیما اورا ترک نمیکرد و پرخاشگر بود ،
-این پرخاشگری به حدی بود که اقای هاگو با تردید و دو دلی نام اورا برای استخدام در امپراطوری بنویسد،اما نمیتوانست از قدرت بی نظیر او چشمپوشی کند
-بدون هیچ خاندان مطرحی در واقع از وقتی چیزی از این دنیا فهمید،داخل صنایع هاجیما کنار هم سن و سال های خودش بود
هیچ پدر و مادری نداشت و طبق گفته ی کارکنان هاجیما پدر و مادر او به دست یک دوزخی از دنیا رفتند و رهسپار دنیای آتش شدند،
ان موقع اخویا فقط یک طفل شش ماهه بود ولی بعد از آن اتفاق جرقه ای در بدن او اتفاق افتاد،
او در خلوت خود کشف کرد که میتواند لیزر هایی از دست خود بزند که موجب انفجار های بزرگ شود،وقتی این را با اندک دوستانش در صنایع درمیان گذاشت آنها همه یک چیز گفتند
"قدرت تو خاصه تحت هیچ شرایطی اوتو با کارکنان درمیون نزار چون بعد از اون دیگه نور آفتاب رو نمیبینی"
-اخویا به حرف آنها گوش داد و کلامی از این قدرت نگفت ولی متاسفانه همه چیز زیر دستگاه های صنایع هاجیما نمایان میشود
آنها میدانستند که اخویا دارای قدرت است اما اینکه چه مدلی و چگونه را هنوز درست نمیدانستند.
بعد از دو ماه شکنجه بلاخره قدرتش را نشان داد،لیزری قدرتمند که بعد از برخورد به هدف منفجر میشود، اما اخویا آنقدر باهوش بود که صرفا بخش کمی از قدرتش را نشان دهد؛
او این وضع را تحمل کرد سالها تا شاید روزنه ای از امید برای بیرون رفتند تا اینکه بالاخره از طرف امپراطوری آمدند و چند استعداد را برای تحصیل در مدرسه ی اموزشات ابتدایی بردند ، چه کسی لایق تر از اخویا کسی که سالها برترین فرد داخل هاجیما بود.
-با اینکه صنایع هاجیما اصلا دوست نداشت بهترین استعداد چند ساله ی خود را از دست دهد اما این تصمیم از طرف امپراطوری بود ،پس کسی حق ممانعت و سرپیچی نداشت حتی صنایع هاجیما،
-اخویا بلاخره از هجیما بیرون آمد و داخل مدرسه اموزشات ابتدایی نیروی آتش نشانی ویژه مشغول به تحصیل شد، با اینکه او قدرتمند بود اما آثار صنایع هاجیما اورا ترک نمیکرد و پرخاشگر بود ،
-این پرخاشگری به حدی بود که اقای هاگو با تردید و دو دلی نام اورا برای استخدام در امپراطوری بنویسد،اما نمیتوانست از قدرت بی نظیر او چشمپوشی کند
✤Arthur
-خاندان کاوندیش،خاندانی نسبتا فراموش شده هستند خاندانی که روزی ثروتش زبان زد خاص و عام بود حال برای تأمین مایحتاج خود نیز به مشکل برخورده است،
گویی که خورشید بزرگ از آنها روی برگردانده و هیچ خبری از نعمت نیست.
-البته در دوسال اخیر نامی از این خاندان به گوش میرسد⟨آرتور کاوندیش⟩
علت این مشهوریت نسبی کسب قدرت آتش افروزی است،آرتور تا 27 سالگی صرفا یک کارگر ساده ای بیش نبود، اما یک شب مسیر زندگی او را تغییر داد، وقتی که طبق معمول به اتاق خود میرفت تا بخوابد، چشمانش را بست و خمیازه ی آتشینی کشید،وقتی مجددا چشمانش را باز کرد متوجه اتاقی سوخته شد ، پس از آن فهمید که قدرتی بدست آورده که میتواند از دهانه خود آتش خارج کند.
-همان شب پس از خداحافظی با خانواده اش راهی مدرسه اموزشات ابتدایی شد، تا دست صنایع هاجیما به او نرسد،
-پس از دو سال تحصیل آقای هاگو نام او را به دلیل تجربه و پشتکار زیاد را برای استخدام به امپراطوری نوشت،
-حال این آرتور است که میتواند دوباره نام خاندان کاوندیش را زنده کند و شکوهی الان فقط در یاد ها استفاده میشود را دوباره برپا کند.
-خاندان کاوندیش،خاندانی نسبتا فراموش شده هستند خاندانی که روزی ثروتش زبان زد خاص و عام بود حال برای تأمین مایحتاج خود نیز به مشکل برخورده است،
گویی که خورشید بزرگ از آنها روی برگردانده و هیچ خبری از نعمت نیست.
-البته در دوسال اخیر نامی از این خاندان به گوش میرسد⟨آرتور کاوندیش⟩
علت این مشهوریت نسبی کسب قدرت آتش افروزی است،آرتور تا 27 سالگی صرفا یک کارگر ساده ای بیش نبود، اما یک شب مسیر زندگی او را تغییر داد، وقتی که طبق معمول به اتاق خود میرفت تا بخوابد، چشمانش را بست و خمیازه ی آتشینی کشید،وقتی مجددا چشمانش را باز کرد متوجه اتاقی سوخته شد ، پس از آن فهمید که قدرتی بدست آورده که میتواند از دهانه خود آتش خارج کند.
-همان شب پس از خداحافظی با خانواده اش راهی مدرسه اموزشات ابتدایی شد، تا دست صنایع هاجیما به او نرسد،
-پس از دو سال تحصیل آقای هاگو نام او را به دلیل تجربه و پشتکار زیاد را برای استخدام به امپراطوری نوشت،
-حال این آرتور است که میتواند دوباره نام خاندان کاوندیش را زنده کند و شکوهی الان فقط در یاد ها استفاده میشود را دوباره برپا کند.
🔥1
