ꜰ ᴀ ᴛ ᴇ ʜ |`فاتِح
12.4K subscribers
207 photos
33 videos
14 files
4 links
یازَیْنَب ؛
۹۹'۱٠
@FATEH_72_bot
Download Telegram
مردهای مرد را،
آغاز و پایان روشن است.
ꜰ ᴀ ᴛ ᴇ ʜ |`فاتِح
IMG_8080.jpg
فایل استوری تصاویرِ بالا
اللهُمَّ اجعل السيد القائد
في درعكَ الحصينة التي تجعلُ فيها من تُريد
-
پیروزی بر ر‌ژیم باطل صهیونیستی
را به شما تبریک می‌گویم.

[آسِد علی خامنه‌ای]
-
سلام علیکم
بزرگواران به کانال فاتح در ایتا بپیوندید

https://eitaa.com/FATEH_72
ادامه ‌ی فعالیت در آنجا صورت خواهد گرفت
ꜰ ᴀ ᴛ ᴇ ʜ |`فاتِح
ناشناخته – إنَّ الإنسانَ لَفِي خُسرٍ
-
مسموم شد ساقی و پیمانه شکسته
از بختِ بد، درب شهادت گشته بسته
ꜰ ᴀ ᴛ ᴇ ʜ |`فاتِح
ناشناخته – فاذكروني
شيعتي مهما شربتم عذب ماء فاذكروني
_شیعیان من! هرگاه آبی گوارا نوشیدید، مرا یاد کنید..

أوسمعتم بغریبٍ او شهيد فاندبــوني
‏_واگر از غریبی یا شهیدی شنیدید، برحال من گریه کنید

فأنـا السبط الذي من غـير جـرم قـتلوني
‏_من نوه پیامبرم که بی هیچ گناهی مرا کشتند

و بجرد الخيل بعد القتل عمداً سَحقوني
_و پس از شهادت با اسب ها بدنم را عمدا لگد مال کردند

‏ينور العين
‏_ای نور چشمم

عمت عيوني لو نسيت الخيل
_کور باد چشمانم اگر اسب ها را فراموش کنم

و ركضة عيالك بسواد الليل
_و دویدن فرزندانت را در تاریکی شب به یاد نیاورم

و كسرة گلب بنتك رقية
_و دل شکسته ی دخترت رقیه را از یاد ببرم

يبو الاكبر
‏_ای پدر علی اکبر

شلون انسى زينب تدخل الديوان
‏ _چگونه فراموش کنم زینب را که وارد کاخ شد

وحيدة وانت موسد التربان
_تنها، در حالی که تو زیر خاک خفته بودی؟

شلون انسى چلمة يا سبية
_چگونه فراموش کنم کلمه ای که گفت: ای اسیـر

ليتكم في يومَ عاشورا جمیعاً تنظروني
_ای کاش در روز عاشورا همه تان آنجا بودید و می دیدید

کيف أستسقي لطفلي فأَبْوا أن يَرحموني
_چگونه برای فرزند شیرخوارم آب خواستم و رحم نکردند

و سَقوه سهم بغيٍ عِوضَ ماء المعينِ
_و به جای آب تیری به گلوی او زدند

صَوبُوهُ بِالوَریدِ ظامیاً أمامَ عَيني
_او را در برابر چشمانم با لب تشنه، از رگ زدند

يا بعد الروح
_ای که جانم فدایت!

يا ريته ابني لصوبو نحره
‏_ای کاش به جای او پسرم را میزدند

و نار العطش تتلاهب بصدره
‏_در حالی که آتش تشنگی در سینه اش شعله ور بود

و يسلم علي الاصغر بداله
‏ _و علی اصغر به جای او زنده میماند

يابو الاكبر
_ای پدر علی اکبر

ريته العمد صوبني على الراس
_ای کاش تیر به جای سر من می آمد

و سالم يظل عضيدك العباس
‏_ و عباس، یارت، زنده می ماند

و لا ينخسف بدره و جماله
_و ماه چهره اش پژمرده نمیشد

يا بعد الروح
_ای که جانم فدایت!

يا ريته ابني لصوبو نحره
‏_ای کاش به جای او پسرم را میزدند

و نار العطش تتلاهب بصدره
‏_در حالی که آتش تشنگی در سینه اش شعله ور بود

و يسلم علي الاصغر بداله
‏ _و علی اصغر به جای او زنده میماند

يابو الاكبر
_ای پدر علی اکبر

ريته العمد صوبني على الراس
_ای کاش تیر به جای سر من می آمد

و سالم يظل عضيدك العباس
‏_ و عباس، یارت، زنده می ماند

و لا ينخسف بدره و جماله
_و ماه چهره اش پژمرده نمیشد

‏شيعتي لو شفتو طفلة تنادي والدها بغيابه
_‏ ای شیعیان من! اگر دختری را دیدید که پدرش را صدا میزند در غیاب او

و تنتظر جيته بألم تحظنه و تشم بثيابه
_و با درد منتظر آمدنش است تا او را در آغوش گیرد و لباسش را ببوسد

لو سمعتوها تنادي بالالم وينك يا بـابـا
‏_اگر شنیدید که با سوز میگوید: بابا کجایی؟

ذكرو ابنيتي الحبيبة الماتت بوسط الخرابة
‏ _یاد دختر عزیزم بیفتید که در خرابه جان داد

‏_رقیة

وينه القميص لتشمينه؟
‏_کجاست پیراهنی که بویش را حس کنی؟

وينه الصدر لي تضمينه؟
‏_کجاست سینه ای که به آن پناه ببری؟

يا وسفه ظل عالغبره عاري
_آه از این درد... بر خاک افتاده و عریان مانده

_‏رقية

راس الابوبيا حاله شفتينه؟
_سر پدرت را در چه حالی دیدی؟

طابع اثر حجر على جبينه
_اگر سنگی بر پیشانی اش بود

و دمه على الوجنات جاري
_و خون بر گونه هایش جاری بود
@FATEH_72
يا قدس إننا قادمون... رغم الجراح نمضي بثبات، فالوعد أقرب مما يظنون!
-
إن زوال إسرائيل حتمي، وهذا ليس مجرد شعار، بل هو وعد إلهي.”
-زوال اسرائیل حتمی است و این فقط یک شعار نیست، بلکه وعده‌ای الهی است.

[سید حسن نصرالله]
قسماً بالله بکتاب الله
إنّا علی‌العهد يانصر
الله

-
قسماً بالدمع الحارق على الخدود
‏قسماً بالأحمر القاني
‏قسماً بالآه والانين تحت الركام
‏قسماً بالأوصال المقطّعة والوجوه المحروقة
.. سنثأر. #إنا_على_العهد، #ثارنا_الاكبر

به اشک سوزانی که بر گونه‌ها جاریست قسم، به سرخی خونین قسم، به آه و ناله زیر آوار قسم، به اعضای بریده و چهره‌های سوخته قسم… انتقام خواهیم گرفت.
كيف مَضت الأيام بنا دونكَ؟
دون عينيك وصوتك وابتسامتك؟

ولم تمضِ، لم تمضِ..
ما زلنا عالقين هُناك،
عند حدود أيلول،
وآهٍ من أيلول!
-