Therapist/تراپیست
262 subscribers
157 photos
122 videos
8 files
82 links
هادی نقی‌زاده
کارشناس ارشد روانشناسی بالینی


@darmanexistential
Download Telegram
«ربیع حالا آماده ازدواج است زیرا به این درک رسید که هیچکس به طور کامل او را درک نخواهد کرد...»

@Existence1929
5
مریض شده نمیتونه پرواز کنه رویکرد اگزیستانسیال هم روش جواب نمیده.
هرچی در مورد اصالت براش گفتم و اینکه باید در برابر مسلمات هستی مواجهه شجاعانه داشته باشیم، فایده ای نداشت.

پیشنهاد شما چیه
😢6
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
چرا گفته میشه انسان به آزادی محکوم است
چرا از لفظ محکومیت استفاده میشه.
چون آزادی لخت و عریان بسیار وحشتناک و اضطراب انگیز هست

و مشاهده می‌کنید یک نوع دفاع رایج در برابر
#اضطراب‌آزادی رو: ارباب گزینی
🎙️ جمعه اپیزود جدید پادکست PsyForAll با حضور یه مهمون منتشر میشه.
با حضور دوست من هادی عزیز‌ 😊
منتظر باشید...
10👍1👌1
Therapist/تراپیست
مریض شده نمیتونه پرواز کنه رویکرد اگزیستانسیال هم روش جواب نمیده. هرچی در مورد اصالت براش گفتم و اینکه باید در برابر مسلمات هستی مواجهه شجاعانه داشته باشیم، فایده ای نداشت. پیشنهاد شما چیه
بهتر شده
گفت که حرف های اون روز توی عقاید قدیمیش یه شکاف باز کرده، شکافی که اول با یک شک شروع شده براش.

گفت حالا فکر میکنه این ذات مبارزه اس که به تلاش هامون معنی میده و قبلا اینطور فکر می‌کرده که چون زندگی به مقصد خاصی ختم نمیشه پس ارزش جنگیدن نداره، اما حالا فکر میکنه ذات مبارزه اس که شدن ها یا نشدن ها معنی میده.
4👌3😁1
Audio
🎧 اپیزود جدید پادکست PsyForAll «روانشناسی برای همه»

اپیزود 35: اگر سوال زندگی رو اشتباه پرسیده باشیم چی؟

فصل سوم

مهمون پادکستمون:
هادی نقی زاده (رواندرمانگر و پژوهشگر وجودی)

کانال تلگرام هادی عزیز:
https://t.me/Existence1929

#پادکست

🎙️ پادکست روانشناسی برای همه

🆔 @PsyForAlll
7👍1
«بیماری یعنی فاصله‌ی بین چیزی که هستیم و چیزی که نمایش می‌دیم»
4
امیدوار هستم در زندگی همه شما لحظاتی از راه برسند که در حالی که به گذشته نگاه می‌کنید با خودتون بگید: چه قدر همه چیز سخت بود، اما ارزشش رو داشت.

این «اما»، رابط بین سختی شما و نگرش شما به این سختی است، این «اما» هست که مشخص می‌کنه نگاه شما به این همه گرفتاری چیه؟ آیا آرزش رو داشت یا نه.

میگن مسیر تغییر، مسیر پر فراز و نشیب و پر دردسریه و تغییر همیشه با یه اضطراب هولناک شروع میشه، فهم این که باید اون سبک زندگی قدیمی رو پرتش کنی بیرون چون دیگه کار نمیکنه، ولی کسی رو تا حالا ندیدم که بگه ارزشش رو نداشت.

مشکلات کنونی ما راه حل هایی برای مشکلات قدیمی ما هستند، اما راه حل هایی که دیگه کار نمی‌کنن و کار آمدی خودشون رو از دست دادن، راه حل هایی که حالا خودشون بخش بزرگی از مشکل هستند.

مسئله انتخاب اینه که کدوم درد رو می‌خوای بکشی، چون از دیدگاه وجودی انسان موجود درد مندیه،بودا جمله معروفی داره که میگه:« زندگی رنج است» همه این مقدمه برای این بود که بگم فقط تعیین می‌کنی کدوم درد رو بکشی.
درد تغییر و یا درد عدم تغییر.

جمله ای منتسب به ویلفرد بیون وجود داره که میگه:«بهای روانکاوی چه قدر است؟ بهای روانکاوی همان مقداری است که در صورت روانکاوی نشدن پرداخت خواهید کرد.»
ما در هر صورت هزینه ای پرداخت خواهیم کرد، فقط مسئله انتخاب اینه که این هزینه رو کجا پرداخت کنیم

@Existence1929
5👌1
روان‌نژندی وسواسی را نمی‌توان از خلال محتوای افکار وسواسی فهمید، بلکه بایستی آن را از خلال نیروهایی فهمید که این افکار را پدید می‌آورند. در پس نشانه‌های وسواسی، همواره تعارضی بین عشق و نفرت نسبت به یک اُبژهٔ واحد وجود دارد.

نفرت، عشق را مهار می‌کند، بی‌آنکه بتواند آن را از میان بردارد؛ لذا، وسواسی در وضعیتی از دوسوگرایی گرفتار می‌شود که در آن نه می‌تواند آزادانه دوست بدارد و نه آزادانه نفرت بورزد. نخستین پیامد این تعارض، ناتوانی در تصمیم‌گیری است؛ زیرا هر عملی که از عشق سرچشمه بگیرد، هم‌زمان با مقاومت نفرت نیز روبه‌رو می‌شود.

اما این ناتوانی به همان موقعیت محدود نمی‌ماند. از آنجا که زندگی عاطفی الگوی سایر فعالیت‌های روانی است و مکانیسم جابه‌جایی نیز در روان‌نژندی وسواسی با بیشترین شدت عمل می‌کند، این دودلی به‌تدریج به سراسر حیات روانی گسترش می‌یابد.

آنچه وسواسی به شکل «تردید» تجربه می‌کند، در حقیقت ادراک درونی همین دودلی است. تردید او در اصل متوجه عشق خودش است؛ عشقی که می‌بایست استوارترین و یقینی‌ترین واقعیت روانی او باشد. اما چون ذهن نمی‌تواند این تردید را در همان جایگاه اصلی تحمل کند، آن را به موضوعات دیگر منتقل می‌کند؛ نخست به امور جزئی و سپس به کوچک‌ترین و بی‌اهمیت‌ترین اعمال روزمره.

از همین رو، تردید وسواسی هرگز از جزئیات آغاز نمی‌شود؛ جزئیات صرفاً آخرین منزلگاه آن هستند. سرچشمهٔ واقعی آن، تردید نسبت به عشق است؛ و از همین رو، کسی که در عشق خود تردید می‌کند، ناگزیر است در هر امر کوچک‌تری نیز تردید کند.

از مقالهٔ «یادداشت‌هایی دربارهٔ یک مورد روان‌نژندی وسواسی»
زیگموند فروید

گروه روانکاوی تداعی
1
«روان، دست از هیچکدام از بازی های خود بر نخواهد داشت، تا وقتی بازی ها برای او سودمند هستند.»
1
چرخه دلسوزی/خشم

آدما می‌تونن همه چیز رو توی یک رابطه چه عاطفی و چه غیره برای مدت طولانی توی یک چرخه «دلسوزی/خشم» ادامه بدن و هیچگاه براشون سوال نباشه که چرا الزام به این چرخه درونشون وجود داره.

دلسوزی برای ناتوانی دیگری و کمک به اون و در ادامه خشم گرفتن از خود و دیگری چون واقعا این دلسوزی چیزی نیست که باب میل فرد باشه و به مرور احساس خواهد کرد در این رابطه کسی که داره ذره ذره مصرف میشه خودشه.
5
تکنیک برای ترس از قضاوت/شرم

«تمام تلاشت رو می‌کنی شرم زده نشی
اما در نهایت شرم زده می‌شی»

عمدا کاری کن که شرم زده بشی
👌4
«قبل از ازدواج رابطه جنسی داشته باشیم یا نه؟»

همین که چنین سوالی برای کسی به عنوان یه مسئله مطرح شده ترجیحا نباید چنین کاری کنه، چون هنوز به طور کامل با این مسئله کنار نیومده و اطمینانی به انجام چنین کاری نداره و اگر انجام داد احتمالا عواقبی مثل پشیمانی در بر خواهد داشت.
6👌1
«تمام درد انسان از اجتناب و علاج اون درد در مواجهه اس»

ولی چرا؟

اجتناب یکی از سه حالت مقابله ای انسان در برابر مشکلاته که بسیار ریشه ایه و بخشی از سرشت انسانه، ما در برابر مخاطرات از سه راهبرد استفاده می‌کنیم:

تهاجم/fight
اجتناب،فرار/flight
فریز/freeze

برای بسیاری از افراد سبک مقابله ای اصلی اون ها اجتنابه یعنی در برابر مشکلات و خطرات زندگی انتخاب غریزی/ناخودآگاه اون ها اجتناب از رویارویی و ترک صحنه هستش.

راهبردی که اگر زمانی گذشتگان مارو از خطرات مصون نگه می‌داشت و الان هم در پاره ای از موارد می‌تونه راهکار سودمندی باشه؛ وقتی به کرات و در تمام موقعیت ها به عنوان راهبرد غالب برای مقابله با استرس های زندگی روزمره استفاده می‌شه، به مرور خود راه حل تبدیل به بخشی از مشکل میشه.

فردی رو در نظر بیاریم که پاسخش به تمام مشکلات زندگیش اجتنابه، طبیعتا و مشخصا درمان این آدم مواجهه اس و تا وقتی سبک مقابله ای این فرد تغییر نکنه چیزی درون این فرد تغییر نکرده.
4👍1👌1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مرسی استاد😂

مارو بیشتر میشناسن، شمارو نمیشناسن😅😅
در حال حاضر شرایط انقد پیچیده و وخیمه که همه به نحوی فقط در تلاش برای بقا هستند، خیلی از لذت های معنوی و جانبی زندگی کنار رفتن و همه درگیر احتیاجات اولیه زندگی هستن در این شرایط گفتن و نوشتن از معنا جویی کاری است پر از مخاطره و ریسک آمیز؛ این کار باید به قدری رندانه  و ظریف صورت بگیره که فرد در مرحله اول به این درک برسه که ما ضمن درک مسائل و مشکلات و دشواری های زندگی اون و همدلی کردن با همه آن چه بر او گذشته قصد داریم این نکته ظریف رو یاد آور بشیم که اتفاقا جایگاه معنا همینجاست. در شرایط دشوار در سختی هایی که «چرایی» سراغ ما میاد.

چرا باید سهم من این باشه؟!
چرا باید چنین چیزی رو تحمل کنم؟!
10😢2👍1
«هیچ چیزی نمیتونه جایگزین تراپی باشه»

اتفاقاتی در تراپی میفته که رخ دادن اون ها فقط در چارچوب اتاق درمان شدنیه.

نه مطالعه کتاب های بی شمار روانشناسی و فلسفه.
نه گدروندن کارگاه ها و ورکشاپ ها.
و نه حتی دانشجوی روانشناسی بودن.

هرکدوم میتونن  به اندازه ای تاثیر گذار باشن
اما اگر بحث یک اختلال روانی و یا مسائل پیچیده روانشناختی در میون باشه هیچ چیزی نمیتونه جایگزین روان درمانی باشه.

اتفاقی که در روان درمانی رخ میده یه کشف هدایت شده با تسهیل گری روانشناس هست که به عنوان یک ناظر بیرونی و با تکیه بر دانش تخصصی در این زمینه به همراه مراجع دست به یک سفر اکتشافی و مشارکتی می‌زنن.

همیشه مواردی هست که فرد بخواد اون هارو از خودش پنهون کنه و آگاه هم نباشه به این مسئله که داره چیکار میکنه و کجا از نزدیک شدن به هسته ماجرا اجتناب کرده و این اتفاقی هست که مادامی که در حال خود درمانی هستیم هیچوقت نزدیک شدن به اون هسته رخ نخواهد داد. اینجاست که الزام حضور یک درمانگر توانا روشن میشه.
8
یأس بخشی از زندگیه
امید هم 
پوچی بخشی از زندگیه
معنا هم
درد بخشی از زندگیه
لذت هم
شادی
غم
انتظار
رسیدن
احساس گناه
عذاب وجدان
حسرت
نفرت
خشم
سرزنش

«فعل انسانی یعنی چیزی که از انسان سر می‌زند»

همه این ها افعال انسانی هستند، نیاز نیست بابت هیچکدوم از اون ها خودمون رو مواخذه کنیم،اگر کسی نفرت،خشم،حسادت رو تجربه نکنه باید متعجب باشیم، بابت  تجربه کردن هیچکدوم از این احساسات هیچ جای سرزنشی وجود نداره.


ما در رابطه با هرکدوم فقط سه پرسش داریم:
شدت هرکدوم چقدره؟
مدتش چقدره و چقدر دومم میاره؟
تعداد دفعاتی که تکرار میشه چقدره؟
7
بدن شما هر هیجان را کجای خود احساس می‌کند؟
2