تکنیک برای ترس از قضاوت/شرم
«تمام تلاشت رو میکنی شرم زده نشی
اما در نهایت شرم زده میشی»
عمدا کاری کن که شرم زده بشی
«تمام تلاشت رو میکنی شرم زده نشی
اما در نهایت شرم زده میشی»
عمدا کاری کن که شرم زده بشی
👌4
«قبل از ازدواج رابطه جنسی داشته باشیم یا نه؟»
همین که چنین سوالی برای کسی به عنوان یه مسئله مطرح شده ترجیحا نباید چنین کاری کنه، چون هنوز به طور کامل با این مسئله کنار نیومده و اطمینانی به انجام چنین کاری نداره و اگر انجام داد احتمالا عواقبی مثل پشیمانی در بر خواهد داشت.
همین که چنین سوالی برای کسی به عنوان یه مسئله مطرح شده ترجیحا نباید چنین کاری کنه، چون هنوز به طور کامل با این مسئله کنار نیومده و اطمینانی به انجام چنین کاری نداره و اگر انجام داد احتمالا عواقبی مثل پشیمانی در بر خواهد داشت.
❤6👌1
«تمام درد انسان از اجتناب و علاج اون درد در مواجهه اس»
ولی چرا؟
اجتناب یکی از سه حالت مقابله ای انسان در برابر مشکلاته که بسیار ریشه ایه و بخشی از سرشت انسانه، ما در برابر مخاطرات از سه راهبرد استفاده میکنیم:
تهاجم/fight
اجتناب،فرار/flight
فریز/freeze
برای بسیاری از افراد سبک مقابله ای اصلی اون ها اجتنابه یعنی در برابر مشکلات و خطرات زندگی انتخاب غریزی/ناخودآگاه اون ها اجتناب از رویارویی و ترک صحنه هستش.
راهبردی که اگر زمانی گذشتگان مارو از خطرات مصون نگه میداشت و الان هم در پاره ای از موارد میتونه راهکار سودمندی باشه؛ وقتی به کرات و در تمام موقعیت ها به عنوان راهبرد غالب برای مقابله با استرس های زندگی روزمره استفاده میشه، به مرور خود راه حل تبدیل به بخشی از مشکل میشه.
فردی رو در نظر بیاریم که پاسخش به تمام مشکلات زندگیش اجتنابه، طبیعتا و مشخصا درمان این آدم مواجهه اس و تا وقتی سبک مقابله ای این فرد تغییر نکنه چیزی درون این فرد تغییر نکرده.
ولی چرا؟
اجتناب یکی از سه حالت مقابله ای انسان در برابر مشکلاته که بسیار ریشه ایه و بخشی از سرشت انسانه، ما در برابر مخاطرات از سه راهبرد استفاده میکنیم:
تهاجم/fight
اجتناب،فرار/flight
فریز/freeze
برای بسیاری از افراد سبک مقابله ای اصلی اون ها اجتنابه یعنی در برابر مشکلات و خطرات زندگی انتخاب غریزی/ناخودآگاه اون ها اجتناب از رویارویی و ترک صحنه هستش.
راهبردی که اگر زمانی گذشتگان مارو از خطرات مصون نگه میداشت و الان هم در پاره ای از موارد میتونه راهکار سودمندی باشه؛ وقتی به کرات و در تمام موقعیت ها به عنوان راهبرد غالب برای مقابله با استرس های زندگی روزمره استفاده میشه، به مرور خود راه حل تبدیل به بخشی از مشکل میشه.
فردی رو در نظر بیاریم که پاسخش به تمام مشکلات زندگیش اجتنابه، طبیعتا و مشخصا درمان این آدم مواجهه اس و تا وقتی سبک مقابله ای این فرد تغییر نکنه چیزی درون این فرد تغییر نکرده.
❤4👍1👌1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مرسی استاد😂
مارو بیشتر میشناسن، شمارو نمیشناسن😅😅
مارو بیشتر میشناسن، شمارو نمیشناسن😅😅
در حال حاضر شرایط انقد پیچیده و وخیمه که همه به نحوی فقط در تلاش برای بقا هستند، خیلی از لذت های معنوی و جانبی زندگی کنار رفتن و همه درگیر احتیاجات اولیه زندگی هستن در این شرایط گفتن و نوشتن از معنا جویی کاری است پر از مخاطره و ریسک آمیز؛ این کار باید به قدری رندانه و ظریف صورت بگیره که فرد در مرحله اول به این درک برسه که ما ضمن درک مسائل و مشکلات و دشواری های زندگی اون و همدلی کردن با همه آن چه بر او گذشته قصد داریم این نکته ظریف رو یاد آور بشیم که اتفاقا جایگاه معنا همینجاست. در شرایط دشوار در سختی هایی که «چرایی» سراغ ما میاد.
چرا باید سهم من این باشه؟!
چرا باید چنین چیزی رو تحمل کنم؟!
چرا باید سهم من این باشه؟!
چرا باید چنین چیزی رو تحمل کنم؟!
❤10😢2👍1
«هیچ چیزی نمیتونه جایگزین تراپی باشه»
اتفاقاتی در تراپی میفته که رخ دادن اون ها فقط در چارچوب اتاق درمان شدنیه.
نه مطالعه کتاب های بی شمار روانشناسی و فلسفه.
نه گدروندن کارگاه ها و ورکشاپ ها.
و نه حتی دانشجوی روانشناسی بودن.
هرکدوم میتونن به اندازه ای تاثیر گذار باشن
اما اگر بحث یک اختلال روانی و یا مسائل پیچیده روانشناختی در میون باشه هیچ چیزی نمیتونه جایگزین روان درمانی باشه.
اتفاقی که در روان درمانی رخ میده یه کشف هدایت شده با تسهیل گری روانشناس هست که به عنوان یک ناظر بیرونی و با تکیه بر دانش تخصصی در این زمینه به همراه مراجع دست به یک سفر اکتشافی و مشارکتی میزنن.
همیشه مواردی هست که فرد بخواد اون هارو از خودش پنهون کنه و آگاه هم نباشه به این مسئله که داره چیکار میکنه و کجا از نزدیک شدن به هسته ماجرا اجتناب کرده و این اتفاقی هست که مادامی که در حال خود درمانی هستیم هیچوقت نزدیک شدن به اون هسته رخ نخواهد داد. اینجاست که الزام حضور یک درمانگر توانا روشن میشه.
اتفاقاتی در تراپی میفته که رخ دادن اون ها فقط در چارچوب اتاق درمان شدنیه.
نه مطالعه کتاب های بی شمار روانشناسی و فلسفه.
نه گدروندن کارگاه ها و ورکشاپ ها.
و نه حتی دانشجوی روانشناسی بودن.
هرکدوم میتونن به اندازه ای تاثیر گذار باشن
اما اگر بحث یک اختلال روانی و یا مسائل پیچیده روانشناختی در میون باشه هیچ چیزی نمیتونه جایگزین روان درمانی باشه.
اتفاقی که در روان درمانی رخ میده یه کشف هدایت شده با تسهیل گری روانشناس هست که به عنوان یک ناظر بیرونی و با تکیه بر دانش تخصصی در این زمینه به همراه مراجع دست به یک سفر اکتشافی و مشارکتی میزنن.
همیشه مواردی هست که فرد بخواد اون هارو از خودش پنهون کنه و آگاه هم نباشه به این مسئله که داره چیکار میکنه و کجا از نزدیک شدن به هسته ماجرا اجتناب کرده و این اتفاقی هست که مادامی که در حال خود درمانی هستیم هیچوقت نزدیک شدن به اون هسته رخ نخواهد داد. اینجاست که الزام حضور یک درمانگر توانا روشن میشه.
❤8
یأس بخشی از زندگیه
امید هم
پوچی بخشی از زندگیه
معنا هم
درد بخشی از زندگیه
لذت هم
شادی
غم
انتظار
رسیدن
احساس گناه
عذاب وجدان
حسرت
نفرت
خشم
سرزنش
«فعل انسانی یعنی چیزی که از انسان سر میزند»
همه این ها افعال انسانی هستند، نیاز نیست بابت هیچکدوم از اون ها خودمون رو مواخذه کنیم،اگر کسی نفرت،خشم،حسادت رو تجربه نکنه باید متعجب باشیم، بابت تجربه کردن هیچکدوم از این احساسات هیچ جای سرزنشی وجود نداره.
ما در رابطه با هرکدوم فقط سه پرسش داریم:
شدت هرکدوم چقدره؟
مدتش چقدره و چقدر دومم میاره؟
تعداد دفعاتی که تکرار میشه چقدره؟
امید هم
پوچی بخشی از زندگیه
معنا هم
درد بخشی از زندگیه
لذت هم
شادی
غم
انتظار
رسیدن
احساس گناه
عذاب وجدان
حسرت
نفرت
خشم
سرزنش
«فعل انسانی یعنی چیزی که از انسان سر میزند»
همه این ها افعال انسانی هستند، نیاز نیست بابت هیچکدوم از اون ها خودمون رو مواخذه کنیم،اگر کسی نفرت،خشم،حسادت رو تجربه نکنه باید متعجب باشیم، بابت تجربه کردن هیچکدوم از این احساسات هیچ جای سرزنشی وجود نداره.
ما در رابطه با هرکدوم فقط سه پرسش داریم:
شدت هرکدوم چقدره؟
مدتش چقدره و چقدر دومم میاره؟
تعداد دفعاتی که تکرار میشه چقدره؟
❤7
ایکیگای فرهنگ صد ساله های ژاپنی است.
فرهنگ مستقر در اوکیناوا ژاپن شهری معروف به جزیره صد ساله های ژاپنی.
مردم اوکیناوا معتقد به فرهنگ ایکیگای هستند که میتوان آن را معادل معنای زندگی در نظر گرفت.
ایگیگای در لغت به معنای ارزشمندی زندگی است
ایکیگای خود را از چهار طریق میتوانید کسب کنید:
اشتیاق:اشتیاق را در کار و حرفه ای که دوست دارید پیدا میکنید
ماموریت:ماموریت را در کاری که دوست دارید و جهان به آن نیاز دارد پیدا میکنید
حرفه:حرفه در کاری که دوست دارید و برای آن پول دریافت میکنید جستجو کنید.
کار و درآمد: در کاری که جهان نیازمند آن است و بابت آن پول دریافت میکنید محقق میشود.
فرهنگ مستقر در اوکیناوا ژاپن شهری معروف به جزیره صد ساله های ژاپنی.
مردم اوکیناوا معتقد به فرهنگ ایکیگای هستند که میتوان آن را معادل معنای زندگی در نظر گرفت.
ایگیگای در لغت به معنای ارزشمندی زندگی است
ایکیگای خود را از چهار طریق میتوانید کسب کنید:
اشتیاق:اشتیاق را در کار و حرفه ای که دوست دارید پیدا میکنید
ماموریت:ماموریت را در کاری که دوست دارید و جهان به آن نیاز دارد پیدا میکنید
حرفه:حرفه در کاری که دوست دارید و برای آن پول دریافت میکنید جستجو کنید.
کار و درآمد: در کاری که جهان نیازمند آن است و بابت آن پول دریافت میکنید محقق میشود.
❤5
دوستان اسم کانال رو به
«تراپیست»
تغییر میدم، گمم نکنید
مطالب عمومی تر میشن
کانال جداگونه ای برای درمان اگزیستانسیال در نظر گرفتم لینکش رو براتون میزارم
«تراپیست»
تغییر میدم، گمم نکنید
مطالب عمومی تر میشن
کانال جداگونه ای برای درمان اگزیستانسیال در نظر گرفتم لینکش رو براتون میزارم
❤6
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
چه کسانی زندگی معنا دار تری دارند؟
دکتر مکری
دکتر مکری
❤4
Therapist/تراپیست pinned «دوستان اسم کانال رو به «تراپیست» تغییر میدم، گمم نکنید مطالب عمومی تر میشن کانال جداگونه ای برای درمان اگزیستانسیال در نظر گرفتم لینکش رو براتون میزارم»
همواره درد آدمی برای خود اولویت دارد تا درد دیگری، فقط کسی میتواند به درد دیگری بپردازد که با درد خود کنار آمده باشد یا موقتا بتواند از بخشی از وجود خود که نیاز به مراقبت دارد صرف نظر کند و توجهی را که خود نیاز دارد، صرف دیگری کند.
کار درمانگر همین است، درمانگری که از درد خود عبور کرده باشد، میتواند به درد دیگری بپردازد، و درمانگری که از درد خود عبور نکرده است، در اتاق درمان به دنبال تامین امنیت برای خود، شنیده شدن به وسیله مراجعش اش و در یک کلام تبدیل کردن اتاق درمان به درمان خودش است.
درمانگری که رنج های شخصی اش را حل و فصل نکرده هنوز درگیر موضوعاتی است که بالقوه میتواند جریان درمان را به سمت و سویی نا کار آمد سوق دهد، ضرورتِ دریافتِ درمان شخصی برای درمانگران این گونه روشن میشود.
کار درمانگر همین است، درمانگری که از درد خود عبور کرده باشد، میتواند به درد دیگری بپردازد، و درمانگری که از درد خود عبور نکرده است، در اتاق درمان به دنبال تامین امنیت برای خود، شنیده شدن به وسیله مراجعش اش و در یک کلام تبدیل کردن اتاق درمان به درمان خودش است.
درمانگری که رنج های شخصی اش را حل و فصل نکرده هنوز درگیر موضوعاتی است که بالقوه میتواند جریان درمان را به سمت و سویی نا کار آمد سوق دهد، ضرورتِ دریافتِ درمان شخصی برای درمانگران این گونه روشن میشود.
❤3👌3