"Don't be afraid to start all over again. You may like your new story better."
«از دوباره شروع کردن نترس. شاید داستان جدیدت رو بیشتر دوست داشته باشی.»
@Reza_Arashnia_admin
«از دوباره شروع کردن نترس. شاید داستان جدیدت رو بیشتر دوست داشته باشی.»
@Reza_Arashnia_admin
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
تلفظ این کلمات بسیار کاربردی رو بلد بودی؟
هنوز شروع نکردی به یادگیری؟ دیگه وقتشه!
داخل دوره ها خیلی ساده و قدم به قدم زبان انگلیسی رو از مبتدی تا پیشرفته یاد میگیری.
با تخفیف ویژه، هدایا و کارت گارانتی طلایی (عودت وجه درصورت عدم رضایت)
برای شروع فقط کافیه نام و شماره تماست رو به آیدی زیر بفرستی و منتظر تماس رایگان مشاوران ما باشی
👇
http://T.me/Reza_Arashnia_admin
هنوز شروع نکردی به یادگیری؟ دیگه وقتشه!
داخل دوره ها خیلی ساده و قدم به قدم زبان انگلیسی رو از مبتدی تا پیشرفته یاد میگیری.
با تخفیف ویژه، هدایا و کارت گارانتی طلایی (عودت وجه درصورت عدم رضایت)
برای شروع فقط کافیه نام و شماره تماست رو به آیدی زیر بفرستی و منتظر تماس رایگان مشاوران ما باشی
👇
http://T.me/Reza_Arashnia_admin
#Mortal (adj) (mɔːrtl)
📢 تلفظ: مُرتِل
مترادف
💎Mundane: ماندِین
مثال
👉all mortal beings
👈همهی موجودات فانی
👉mortal combat
👈نبرد مرگبار
📢 تلفظ: مُرتِل
مترادف
💎Mundane: ماندِین
مثال
👉all mortal beings
👈همهی موجودات فانی
👉mortal combat
👈نبرد مرگبار
#Novel
مترادف
💎new
مثال
👉Her painting depicts a novel concept.
👈نقاشی او یک مفهموم نو را نشان می دهد.
👉she wrote a novel about mortal being.
👈او رمانی درباره ی موجودات فانی نوشت.
مترادف
💎new
مثال
👉Her painting depicts a novel concept.
👈نقاشی او یک مفهموم نو را نشان می دهد.
👉she wrote a novel about mortal being.
👈او رمانی درباره ی موجودات فانی نوشت.
#Occupant (n.)
مترادف
💎inhabitant: اینهَبیتِنت
مثال
👉a mortal disease killed all the occupants of that house.
👈یک بیماری مرگبار تمام ساکنان آن خانه را کشت.
👉the occupants of the car
👈سرنشینان ماشین
مترادف
💎inhabitant: اینهَبیتِنت
مثال
👉a mortal disease killed all the occupants of that house.
👈یک بیماری مرگبار تمام ساکنان آن خانه را کشت.
👉the occupants of the car
👈سرنشینان ماشین
#Appoint (v.)
📢تلفظ: اِپوینت
مترادف
💎choose: چوز
مثال
👉He was appointed as the manager.
👈او به عنوان مدیر برگزیده شد.
👉she appointed a time for the meeting.
👈او زمانی را برای ملاقات تعین کرد.
📢تلفظ: اِپوینت
مترادف
💎choose: چوز
مثال
👉He was appointed as the manager.
👈او به عنوان مدیر برگزیده شد.
👉she appointed a time for the meeting.
👈او زمانی را برای ملاقات تعین کرد.