#لغات37
1 - erklären - erklärt - erklärte = توضیح دادن ، شرح دادن
🔸 Ich werde Ihnen die Sache erklären موضوع را برایتان شرح میدم
2 - die Akzeptanz = پذیرش (acceptance)
3 - die Phase - Phasen = مرحله ، مقطع
4 - die Rolle - Rollen = نقش (Role)
🔸 Die Schauspielerin hat ihre Rolle sehr gut gespielt
بازیگر (مونث) نقشش رو خیلی خوب بازی کرد
5 - individuell = فرد ، منحصرا ، جداگانه
6 - verpassen - verpasst - verpasste = از دست دادن ، نرسیدن
🔸 Ich habe heute meinen Unterricht verpasst امروز کلاسمو از دست دادم
7 - vermissen - Vermisst - vermisst = دلتنگ شدن
🔸 Ich habe dich sehr vermisst
8 - verlieren - verloren - verlor = گم کردن ، باختن ، از دست دادن
🔹 تفاوتش با verpassen در این هستش که verpassen به معنی از دست دادن یک شانس و فرصته (مثل کلاس درس که بالاتر مثال زدم ) ولی verlieren به معنی از دست دادن یک شخص یا شی هستش به عنوان مثال
🔸 Ich habe meinen besten Freund verloren بهترین دوستمو از دست دادم
🔸 Ich habe meine Brille verloren
عینکمو گم کردم
9 - (sich) verlassen - Verlassen - verließ = ترک کردن ، اعتماد کردن
🔹 اگه به شکل بازتابی استفاده بشه به معنی اعتماد کردن هستش و مترادفش فعل vertrauen هست
در واقع sich verlassen بیشتر به معنی "متکی بودن" به کسی یا چیزی هست (to rely on someone) و vertrauen به "اعتماد کردن" (trust in someone) نزدیک تر هستش
🔸 Ich habe die Party um 3 Uhr verlassen
10 - vertrauen - vertraut - vertraute = اعتماد کردن ، اعتماد داشتن
🔹 به شکل اسمی هم به کار میره
Das Vertrauen = اعتماد
11 - verlangen - verlangt - verlangte = تقاضا کردن ، خواستن (demand)
12 - fordern - gefordert - forderte = مطالبه کردن ، تقاضا کردن
🔹دو فعل بالا مترادف های مهم همدیگه هستن از اولی برای درخواست از یک شخص استفاده میکنیم و دومی بیشتر برای مطالبه کردن یک هدف استفاده میشه
🔸 Ich fordere meine Freiheit
آزادیام را میخواهم
1 - erklären - erklärt - erklärte = توضیح دادن ، شرح دادن
🔸 Ich werde Ihnen die Sache erklären موضوع را برایتان شرح میدم
2 - die Akzeptanz = پذیرش (acceptance)
3 - die Phase - Phasen = مرحله ، مقطع
4 - die Rolle - Rollen = نقش (Role)
🔸 Die Schauspielerin hat ihre Rolle sehr gut gespielt
بازیگر (مونث) نقشش رو خیلی خوب بازی کرد
5 - individuell = فرد ، منحصرا ، جداگانه
6 - verpassen - verpasst - verpasste = از دست دادن ، نرسیدن
🔸 Ich habe heute meinen Unterricht verpasst امروز کلاسمو از دست دادم
7 - vermissen - Vermisst - vermisst = دلتنگ شدن
🔸 Ich habe dich sehr vermisst
8 - verlieren - verloren - verlor = گم کردن ، باختن ، از دست دادن
🔹 تفاوتش با verpassen در این هستش که verpassen به معنی از دست دادن یک شانس و فرصته (مثل کلاس درس که بالاتر مثال زدم ) ولی verlieren به معنی از دست دادن یک شخص یا شی هستش به عنوان مثال
🔸 Ich habe meinen besten Freund verloren بهترین دوستمو از دست دادم
🔸 Ich habe meine Brille verloren
عینکمو گم کردم
9 - (sich) verlassen - Verlassen - verließ = ترک کردن ، اعتماد کردن
🔹 اگه به شکل بازتابی استفاده بشه به معنی اعتماد کردن هستش و مترادفش فعل vertrauen هست
در واقع sich verlassen بیشتر به معنی "متکی بودن" به کسی یا چیزی هست (to rely on someone) و vertrauen به "اعتماد کردن" (trust in someone) نزدیک تر هستش
🔸 Ich habe die Party um 3 Uhr verlassen
10 - vertrauen - vertraut - vertraute = اعتماد کردن ، اعتماد داشتن
🔹 به شکل اسمی هم به کار میره
Das Vertrauen = اعتماد
11 - verlangen - verlangt - verlangte = تقاضا کردن ، خواستن (demand)
12 - fordern - gefordert - forderte = مطالبه کردن ، تقاضا کردن
🔹دو فعل بالا مترادف های مهم همدیگه هستن از اولی برای درخواست از یک شخص استفاده میکنیم و دومی بیشتر برای مطالبه کردن یک هدف استفاده میشه
🔸 Ich fordere meine Freiheit
آزادیام را میخواهم
❤6🤮1
#درس_پنجم_B1
وقت بخیر
امروز با یه حرف ربط دو بخشی سر و کار داریم
حرف ربط ما nicht nur … sondern auch به معنی "نه تنها .... بلکه" هستش و یجورایی کاربرد همون "و" رو داره و جمله ای که میسازه تماماً Haupsatz هستش به عنوان مثال
🔸 Er spricht nicht nur Deutsch, sondern auch Englisch
اون نه تنها آلمانی بلکه انگلیسی هم صحبت میکنه
🔹 اگه دقت کنین کارایی این تماما شبیه به "و" هستش یعنی شما میتونستین بگین er spricht deutsch und Englisch و تماما منظور رو برسونین ولی استفاده از این سطح بالاتونو نشون میده
🔸 Sie ist nicht nur freundlich, sondern auch motiviert
اون نه تنها دوستانه رفتار میکنه بلکه با انگیزه هم هست
🔹 یه حرف ربط دو بخشی دیگه هم هست که تقریبا همین کارایی رو داره
🔹 حرف ربط sowohl...als auch که با nicht nur sondern auch هم معنیه و مثل اون مترادف مهم "و" هستش حالا همون جملات بالا رو با این حرف ربط مینویسیم
🔸 Er spricht sowohl Deutsch als auch Englisch
اون هم آلمانی صحبت میکنه هم انگلیسی
🔸 Sie ist sowohl freundlich als auch motiviert
مبحث بعدی مربوط میشه به کارایی پسوند chen در اسامی
ما با chen اسامی رو کوچیک و کیوت میکنیم
🔹 اسامی ای که این پسوند رو دارن همیشه ارتیکل das رو میگیرن
1 - das Tier --> das Tierchen
2 - die Insel --> das Inselchen
3 - der Hund --> das Hündchen
4 - das Haus --> das Häuschen
5 - die Stadt --> das Städtchen
حالا چند تا تمرین میدم هروقت تونستین حل کنین
جملات زیر رو با کمک nicht nur sondern auch و sowohl als auch بازنویسی کنین
1 - arbeite / ich / am Vormittag / am Nachmittag
🔸 Ich arbeite nicht nur am Vormittag, sondern auch am Nachmittag
2 - gibt es / in Hamburg / schöne Museen / in Berlin
3 - seine Möbel / Tim / sein Auto / verkauft
4 - ist / hilfsbereit / meine Kollegin / sympathisch
hilfsbereit = کمک کننده ، سودمند
وقت بخیر
امروز با یه حرف ربط دو بخشی سر و کار داریم
حرف ربط ما nicht nur … sondern auch به معنی "نه تنها .... بلکه" هستش و یجورایی کاربرد همون "و" رو داره و جمله ای که میسازه تماماً Haupsatz هستش به عنوان مثال
🔸 Er spricht nicht nur Deutsch, sondern auch Englisch
اون نه تنها آلمانی بلکه انگلیسی هم صحبت میکنه
🔹 اگه دقت کنین کارایی این تماما شبیه به "و" هستش یعنی شما میتونستین بگین er spricht deutsch und Englisch و تماما منظور رو برسونین ولی استفاده از این سطح بالاتونو نشون میده
🔸 Sie ist nicht nur freundlich, sondern auch motiviert
اون نه تنها دوستانه رفتار میکنه بلکه با انگیزه هم هست
🔹 یه حرف ربط دو بخشی دیگه هم هست که تقریبا همین کارایی رو داره
🔹 حرف ربط sowohl...als auch که با nicht nur sondern auch هم معنیه و مثل اون مترادف مهم "و" هستش حالا همون جملات بالا رو با این حرف ربط مینویسیم
🔸 Er spricht sowohl Deutsch als auch Englisch
اون هم آلمانی صحبت میکنه هم انگلیسی
🔸 Sie ist sowohl freundlich als auch motiviert
مبحث بعدی مربوط میشه به کارایی پسوند chen در اسامی
ما با chen اسامی رو کوچیک و کیوت میکنیم
🔹 اسامی ای که این پسوند رو دارن همیشه ارتیکل das رو میگیرن
1 - das Tier --> das Tierchen
2 - die Insel --> das Inselchen
3 - der Hund --> das Hündchen
4 - das Haus --> das Häuschen
5 - die Stadt --> das Städtchen
حالا چند تا تمرین میدم هروقت تونستین حل کنین
جملات زیر رو با کمک nicht nur sondern auch و sowohl als auch بازنویسی کنین
1 - arbeite / ich / am Vormittag / am Nachmittag
🔸 Ich arbeite nicht nur am Vormittag, sondern auch am Nachmittag
2 - gibt es / in Hamburg / schöne Museen / in Berlin
3 - seine Möbel / Tim / sein Auto / verkauft
4 - ist / hilfsbereit / meine Kollegin / sympathisch
hilfsbereit = کمک کننده ، سودمند
👍4❤2🤮2🥰1
#درس_پنجم_B1
وقت بخیر
امروز میخوام حرف ربط sodass رو براتون توضیح بدم
🔹 به معنی " به طوریکه" ، "تا" و "به همین خاطر " هستش
🔹 نتیجه ی یک اتفاق رو نشون میده در واقع فرقش با deshalb در اینه ما با deshalb دلیل رو نشون میدیم ولی با sodass نتیجه رو میگیم یا به عبارت دیگه sodass به چیزی اشاره میکنه که جمله اول باعث شده انجام بدیم
🔹 با Nebensatz سروکار داریم پس یعنی فعل در جمله دوم میره در پوزیشن آخر میشینه
مثال :
🔸 Wir haben viel Geld gespart, sodass wir reisen können.
🔸 ich esse gerne nudeln sodass ich sie jeden tag koche
🔸 Sprechen Sie laut und deutlich, sodass jeder Sie versteht.
حالا نکته مهم اینجاس
🔹 ما sodass رو جدا هم میتونیم بنویسیم به این شکل "so dass" یا "so daß"
🔹 معنیشون هیچ فرقی با هم نداره
🔹حالت اول (sodass) ترجیح داده میشه و حالت دوم قدیمی هستش داستانشم اینه که سال ۱۹۹۶ duden تصمیمی بابت عوض کردن یک سری از اسپلینگ ها گرفت که so daß هم جزوشون بود
اسپلینگ so daß رو قدیمی فرض کردن و شکلشو به حالت امروزی "sodass" عوض کردن
ناگفته نماند که استفاده از جفتشون آزاده
پس اگه جایی دیدین که این حرف ربط رو به صورت جداگانه نوشتن گیج نشین
وقت بخیر
امروز میخوام حرف ربط sodass رو براتون توضیح بدم
🔹 به معنی " به طوریکه" ، "تا" و "به همین خاطر " هستش
🔹 نتیجه ی یک اتفاق رو نشون میده در واقع فرقش با deshalb در اینه ما با deshalb دلیل رو نشون میدیم ولی با sodass نتیجه رو میگیم یا به عبارت دیگه sodass به چیزی اشاره میکنه که جمله اول باعث شده انجام بدیم
🔹 با Nebensatz سروکار داریم پس یعنی فعل در جمله دوم میره در پوزیشن آخر میشینه
مثال :
🔸 Wir haben viel Geld gespart, sodass wir reisen können.
🔸 ich esse gerne nudeln sodass ich sie jeden tag koche
🔸 Sprechen Sie laut und deutlich, sodass jeder Sie versteht.
حالا نکته مهم اینجاس
🔹 ما sodass رو جدا هم میتونیم بنویسیم به این شکل "so dass" یا "so daß"
🔹 معنیشون هیچ فرقی با هم نداره
🔹حالت اول (sodass) ترجیح داده میشه و حالت دوم قدیمی هستش داستانشم اینه که سال ۱۹۹۶ duden تصمیمی بابت عوض کردن یک سری از اسپلینگ ها گرفت که so daß هم جزوشون بود
اسپلینگ so daß رو قدیمی فرض کردن و شکلشو به حالت امروزی "sodass" عوض کردن
ناگفته نماند که استفاده از جفتشون آزاده
پس اگه جایی دیدین که این حرف ربط رو به صورت جداگانه نوشتن گیج نشین
👍5🥰2❤1🤮1
#لغات38
وقت بخیر
1 - Problemlos = بدون مشکل
🔹 کلمه ی los کارایی زیادی داره
در آینده بیشتر راجع بهش توضیح میدم ولی چیزی که اینجا باید بدونید اینه که los خیلی جاها به شکل پسوند ظاهر میشه و صفت رو منفی میکنه و فقدان یک چیزی رو میرسونه
مثل مثال بالا یا arbeitslos , kostenlos و ....
2 - Klug = باهوش ، هوشمندانه
🔹 لغت intelligent میتونه مترادف مناسبی براش باشه
3 - Das Gegenteil - Gegenteile = متضاد ، برعکس
4 - frisch = تازه
5 - das Gerät - Geräte = دستگاه برقی
6 - das Medium - Medien = رسانه
7 - herunterladen - (haben) heruntergeladen - lud herunter = دانلود کردن
🔸 Ich habe mir Musik aus dem Internet heruntergeladen
موسیقی رو از اینترنت دانلود کردم
8 - hochladen - ( haben ) hochgeladen - lud hoch = آپلود کردن
9 - Speichern - (haben) gespeichert - speicherte = سیو کردن ، ذخیره کردن
🔸 Die Datei ist auf ihrem Computer gespeichert
فایل روی کامپیوترتان ذخیره شده
10 - die Datei - Dateien = فایل
11 - flach = تخت ، صاف ، کم عمق
🔹 برای تلویزیون هم به کار میره مثلا میگیم Flachbildfernseher یا همون تلویزیون صفحه تخت
12 - der Strom = جریان الکتریکی (برای مصرف برق هم به کار میره)
13 - die Elektrizität = الکتریسیته
14 - anbieten - (haben) angeboten - bot an = عرضه کردن ، ارائه کردن ، تعارف کردن
🔸 Was darf ich dir denn noch anbieten?
🔸 Kann ich dir noch etwas anbieten?
وقت بخیر
1 - Problemlos = بدون مشکل
🔹 کلمه ی los کارایی زیادی داره
در آینده بیشتر راجع بهش توضیح میدم ولی چیزی که اینجا باید بدونید اینه که los خیلی جاها به شکل پسوند ظاهر میشه و صفت رو منفی میکنه و فقدان یک چیزی رو میرسونه
مثل مثال بالا یا arbeitslos , kostenlos و ....
2 - Klug = باهوش ، هوشمندانه
🔹 لغت intelligent میتونه مترادف مناسبی براش باشه
3 - Das Gegenteil - Gegenteile = متضاد ، برعکس
4 - frisch = تازه
5 - das Gerät - Geräte = دستگاه برقی
6 - das Medium - Medien = رسانه
7 - herunterladen - (haben) heruntergeladen - lud herunter = دانلود کردن
🔸 Ich habe mir Musik aus dem Internet heruntergeladen
موسیقی رو از اینترنت دانلود کردم
8 - hochladen - ( haben ) hochgeladen - lud hoch = آپلود کردن
9 - Speichern - (haben) gespeichert - speicherte = سیو کردن ، ذخیره کردن
🔸 Die Datei ist auf ihrem Computer gespeichert
فایل روی کامپیوترتان ذخیره شده
10 - die Datei - Dateien = فایل
11 - flach = تخت ، صاف ، کم عمق
🔹 برای تلویزیون هم به کار میره مثلا میگیم Flachbildfernseher یا همون تلویزیون صفحه تخت
12 - der Strom = جریان الکتریکی (برای مصرف برق هم به کار میره)
13 - die Elektrizität = الکتریسیته
14 - anbieten - (haben) angeboten - bot an = عرضه کردن ، ارائه کردن ، تعارف کردن
🔸 Was darf ich dir denn noch anbieten?
🔸 Kann ich dir noch etwas anbieten?
👍2🙏1
#درس_ششم_B1
وقت بخیر
در گذشته به کاربرد Passiv (مجهول) پرداختم
و اگه یادتون باشه کاربردش اینه که روی کار انجام شده تأکید میکنه و فاعل رو میندازه کنار
حالت مجهولی که بهش پرداختیم Passiv Präsens (وجه مجهول در زمان حال ) بود و با ترکیب Partizip perfekt + werden ساخته میشد
اما الان میخوام به حالت مجهول Präteritum بپردازم
🔹 در این حالت شکل صرف فعل کمکی Werden عوض میشه
به این شکل :
Ich wurde
Du wurdest
Er/sie/es wurde
Wir wurden
Ihr wurdet
Sie wurden
به عنوان مثال
🔸 Aktiv : Die Firmenleitung informierte alle Mitarbeiter مدیریت شرکت تمام کارکنان را مطلع کرد (اطلاع رسانی کرد)
🔸 Passiv : Alle Mitarbeiter wurden informiert
به تمامی کارکنان اطلاع رسانی شده است
🔹 همون طور که میبینیم فاعل از جمله حذف شده
🔹 از شکل صرف شده ی فعل کمکی werden استفاده کردیم
🔹 فعل به شکل پرفکت آخر جمله قرار گرفته پس یعنی حالت Passiv Präteritum فقط روی صرف werden تاثیر میذاره
یک مثال دیگه میزنم
🔸 Aktiv : Mein Vater Staubsaugte die Wohnung بابام آپارتمان رو جارو زد
🔸 Passiv : Die Wohnung wurde (von meinem Vater) gestaubsaugt
🔹وقتی میخواید به کننده ی کار در جملات پسیو اشاره کنید میتونید از von استفاده کنین
مبحث بعدی مربوط میشه به قید nämlich
🔹 مترادف مهم denn و weil هستش ولی فرقش در اینه که denn و weil حرف ربط هستن
🔹 برای دلیل (reason) اوردن و ارائه کردن توضیحات اضافه به گزارهمون به کار میره و به معنی زیرا ، چون ، به این صورت و در واقع هستش
به عنوان مثال
🔸 Afrika hat viele Kulturen.
Afrika ist nämlich ein riesiger Kontinent
آفریقا فرهنگ های زیادی داره (چون ) آفریقا قاره ای بزرگه
🔸 Ich muss leider gehen. Ich habe nämlich einen Termin
متاسفانه باید برم (زیرا) من یک قرار مهم دارم
🔸 Ich werde Anfang nächster Woche kommen, nämlich am Montag
من اول هفته ی آینده خواهم آمد، در واقع روز دوشنبه
وقت بخیر
در گذشته به کاربرد Passiv (مجهول) پرداختم
و اگه یادتون باشه کاربردش اینه که روی کار انجام شده تأکید میکنه و فاعل رو میندازه کنار
حالت مجهولی که بهش پرداختیم Passiv Präsens (وجه مجهول در زمان حال ) بود و با ترکیب Partizip perfekt + werden ساخته میشد
اما الان میخوام به حالت مجهول Präteritum بپردازم
🔹 در این حالت شکل صرف فعل کمکی Werden عوض میشه
به این شکل :
Ich wurde
Du wurdest
Er/sie/es wurde
Wir wurden
Ihr wurdet
Sie wurden
به عنوان مثال
🔸 Aktiv : Die Firmenleitung informierte alle Mitarbeiter مدیریت شرکت تمام کارکنان را مطلع کرد (اطلاع رسانی کرد)
🔸 Passiv : Alle Mitarbeiter wurden informiert
به تمامی کارکنان اطلاع رسانی شده است
🔹 همون طور که میبینیم فاعل از جمله حذف شده
🔹 از شکل صرف شده ی فعل کمکی werden استفاده کردیم
🔹 فعل به شکل پرفکت آخر جمله قرار گرفته پس یعنی حالت Passiv Präteritum فقط روی صرف werden تاثیر میذاره
یک مثال دیگه میزنم
🔸 Aktiv : Mein Vater Staubsaugte die Wohnung بابام آپارتمان رو جارو زد
🔸 Passiv : Die Wohnung wurde (von meinem Vater) gestaubsaugt
🔹وقتی میخواید به کننده ی کار در جملات پسیو اشاره کنید میتونید از von استفاده کنین
مبحث بعدی مربوط میشه به قید nämlich
🔹 مترادف مهم denn و weil هستش ولی فرقش در اینه که denn و weil حرف ربط هستن
🔹 برای دلیل (reason) اوردن و ارائه کردن توضیحات اضافه به گزارهمون به کار میره و به معنی زیرا ، چون ، به این صورت و در واقع هستش
به عنوان مثال
🔸 Afrika hat viele Kulturen.
Afrika ist nämlich ein riesiger Kontinent
آفریقا فرهنگ های زیادی داره (چون ) آفریقا قاره ای بزرگه
🔸 Ich muss leider gehen. Ich habe nämlich einen Termin
متاسفانه باید برم (زیرا) من یک قرار مهم دارم
🔸 Ich werde Anfang nächster Woche kommen, nämlich am Montag
من اول هفته ی آینده خواهم آمد، در واقع روز دوشنبه
❤3👍1🔥1
#لغات39
وقت بخیر
چند لغت هست که میتونیم جای "Hören" به کار ببریم تا جملهمون قشنگ تر و به قول معروف advanced تر بنظر بیاد
استفاده از hören توی همچین موقعیت هایی هیچ مشکلی نداره این مترادف ها صرفا Vokabeln سطح بالا رو نشون میدن
1 - mitbekommen / hat mitbekommen / bekam mit = متوجه شدن ، فهمیدن ، گرفتن
🔹 به زبون خیلی خودمونی وقتی دوهزاریتون نمیوفته از این فعل استفاده میکنین
سناریویی رو فرض کنین که طرف مقابل خیلی اهسته و نامفهوم حرف میزنه
تو اینجور مواقع میتونید از hören استفاده کنین و بگید که طرف مقابل رو خوب نشنیدین
ولی به عنوان جایگزین میتونید از این جمله استفاده کنین
🔸 Hast du das mitbekommen was er gerade gesagt hat ?
تو فهمیدی اون چی گفت ؟
یا میتونید بگید
🔸 Entschuldigung, ich habe das nicht richtig mitbekommen was hat sie gesagt?
ببخشید درست نشنیدم/متوجه نشدم
اون چی گفت؟
2 - zu Ohren kommen = به گوش رسیدن
🔹 از معنیش کاملا مشخصه که چه جاهایی استفاده میشه
اینم جایگزین مناسبی برای hören هستش به عنوان مثال
🔸ich habe gehört, dass diese Firma Personal Sucht ---->
🔸 mir ist zu Ohren gekommen, dass diese Firma Personal Sucht
به گوشم رسیده که این شرکت دنبال کارمند میگرده
3 - Lauschen / hat gelauscht / lauschte = گوش ایستادن ، استراق السمع کردن
مترادف های مهم hören رو بررسی کردیم حالا میریم سراغ باقی لغات
4 - das Weihnachten = کریسمس
5 - das Heiligabend = شب کریسمس
🔹 شب مقدس هم معنی میده چون heilig به معنی مقدس هستش
6 - das Ostern = عید پاک
7 - die Süßigkeit / Süßigkeiten = شکلات ، شیرینی جات
🔹 برای تبریک گفتن مناسبت های خاص میتونین از جملات زیر استفاده کنین
- frohes Fest
- frohe Ostern
- ein frohes neues Jahr
- schöne Feiertage
- frohe Weihnachten
8 - draußen = بیرون
🔸 Wir müssen draußen warten
9 - der Eingang / Eingänge = ورودی
10 - der Ausgang / Ausgänge = خروجی
🔹 برای اشاره به درب ورودی و خروجی ازشون استفاده میکنیم
وقت بخیر
چند لغت هست که میتونیم جای "Hören" به کار ببریم تا جملهمون قشنگ تر و به قول معروف advanced تر بنظر بیاد
استفاده از hören توی همچین موقعیت هایی هیچ مشکلی نداره این مترادف ها صرفا Vokabeln سطح بالا رو نشون میدن
1 - mitbekommen / hat mitbekommen / bekam mit = متوجه شدن ، فهمیدن ، گرفتن
🔹 به زبون خیلی خودمونی وقتی دوهزاریتون نمیوفته از این فعل استفاده میکنین
سناریویی رو فرض کنین که طرف مقابل خیلی اهسته و نامفهوم حرف میزنه
تو اینجور مواقع میتونید از hören استفاده کنین و بگید که طرف مقابل رو خوب نشنیدین
ولی به عنوان جایگزین میتونید از این جمله استفاده کنین
🔸 Hast du das mitbekommen was er gerade gesagt hat ?
تو فهمیدی اون چی گفت ؟
یا میتونید بگید
🔸 Entschuldigung, ich habe das nicht richtig mitbekommen was hat sie gesagt?
ببخشید درست نشنیدم/متوجه نشدم
اون چی گفت؟
2 - zu Ohren kommen = به گوش رسیدن
🔹 از معنیش کاملا مشخصه که چه جاهایی استفاده میشه
اینم جایگزین مناسبی برای hören هستش به عنوان مثال
🔸
🔸 mir ist zu Ohren gekommen, dass diese Firma Personal Sucht
به گوشم رسیده که این شرکت دنبال کارمند میگرده
3 - Lauschen / hat gelauscht / lauschte = گوش ایستادن ، استراق السمع کردن
مترادف های مهم hören رو بررسی کردیم حالا میریم سراغ باقی لغات
4 - das Weihnachten = کریسمس
5 - das Heiligabend = شب کریسمس
🔹 شب مقدس هم معنی میده چون heilig به معنی مقدس هستش
6 - das Ostern = عید پاک
7 - die Süßigkeit / Süßigkeiten = شکلات ، شیرینی جات
🔹 برای تبریک گفتن مناسبت های خاص میتونین از جملات زیر استفاده کنین
- frohes Fest
- frohe Ostern
- ein frohes neues Jahr
- schöne Feiertage
- frohe Weihnachten
8 - draußen = بیرون
🔸 Wir müssen draußen warten
9 - der Eingang / Eingänge = ورودی
10 - der Ausgang / Ausgänge = خروجی
🔹 برای اشاره به درب ورودی و خروجی ازشون استفاده میکنیم
💯3❤1👍1
#درس_ششم_B1
وقت بخیر
امروز به دوتا مبحث میپردازم
1 - innerhalb/außerhalb
2 - Verben mit Präpositionen (افعال با حروف اضافه مشخص)
با مورد اول شروع میکنیم
🔹 حروف اضافه innerhalb / außerhalb گنتیو ساز هستند و به شکل زمانی (Temporal) و مکانی (lokal) استفاده میشن
🔹 وقتی به یک محدوده خاصی از زمان یا مکان اشاره میکنیم از این دوتا حرف اضافه استفاده میکنیم در واقع فقط وقتی که در یک مکان یا یک زمان محدود هستیم از این دو استفاده میکنیم
🔹 حرف اضافه innerhalb به معنی "در داخل " ، "در محدوده" ، "در زمان مشخص" هستش
🔹 حرف اضافه außerhalb به معنی "بیرون از" ، "خارج از" میباشد
به چند تا مثال از کتاب نگاه میندازیم
🔸 Straßenbahnen gibt es nur innerhalb der Stadt
تراموا فقط در محدوده داخل شهر تردد دارد (موجود است)
🔸 Er wohnt innerhalb Bayerns
🔸 Wir wohnen außerhalb der Stadt
🔸 Er wohnt außerhalb Bayerns
جملات بالا تماما مکانی بودن حالا یک مثال از حالت زمانی میزنیم
🔸 Sie können mich auch außerhalb der Sprechstunden erreichen
شما میتونین خارج از ساعات اداری(نوبت یا ویزیت) با من در تماس باشین (به من دسترسی داشته باشین)
🔸 Ich habe die Sprache innerhalb eines Jahres gelernt
در عرض یک سال زبان رو یاد گرفتم
🔹 اگه خوب متوجه نشدین پیشنهاد میکنم مبحث Genitiv رو یه دور دیگه مرور کنین
افعال با حروف اضافه رو قبلاً توضیح دادم ولی جهت یادآوری :
🔹 اکثر افعال با یک حرف اضافه مشخص ظاهر میشن بنابراین بسته به نوع حرف اضافه
ممکنه فعل ما اکوزاتیوی باشه و یا داتیوی
کتاب چند مثال زده که بهشون میپردازیم
Verb + Präposition + Akkusativ
1 - sprechen über در مورد چیزی صحبت کردن ---> wir sprechen gerade über den Nachbarn داریم در مورد همسایه صحبت میکنیم
2 - es geht um ----> es geht hier nur um dich
It's all about you
3 - sich kümmern um مراقبت کردن از چیزی -----> Marc kümmert sich um den Haushalt مارک از خونه مراقبت میکنه
4 - sich bedanken für تشکر کردن بابت چیزی -------> ich bedanke mich für ihr Interesse از (بابت) توجه (علاقه) شما سپاسگزارم
Verb + Präposition + Dativ
1 - erzählen von توضیح دادن/ حرف زدن از یه چیز ----> Emma erzählt von ihrem Urlaub اما از تعطیلاتش میگوید (در مورد تعطیلاتش حرف میزند)
2 - halten von روی کسی یا چیزی نظری داشتن -----> Herr Strunz hält viel von dem neuen Mitarbeiter
آقای Strunz ارزش زیادی برای کارمند جدید قائله
3 - sich bedanken bei تشکر کردن از کسی ----> Tim hat sich bei Seinem Chef bedankt
تیم از رئیسش تشکر کرد
آخرین گزینه های اکوزاتیو و داتیو رو یه نگاه بندازید
میبینید چطور یه حرف اضافه باعث شد معنی کل جمله عوض بشه ؟
بخاطر همین توجه به این مبحث خیلی مهمه
به مرور زمان به افعال بیشتری میپردازیم
این پایان درس ششم بود و در آینده میریم سراغ درس ۷
وقت بخیر
امروز به دوتا مبحث میپردازم
1 - innerhalb/außerhalb
2 - Verben mit Präpositionen (افعال با حروف اضافه مشخص)
با مورد اول شروع میکنیم
🔹 حروف اضافه innerhalb / außerhalb گنتیو ساز هستند و به شکل زمانی (Temporal) و مکانی (lokal) استفاده میشن
🔹 وقتی به یک محدوده خاصی از زمان یا مکان اشاره میکنیم از این دوتا حرف اضافه استفاده میکنیم در واقع فقط وقتی که در یک مکان یا یک زمان محدود هستیم از این دو استفاده میکنیم
🔹 حرف اضافه innerhalb به معنی "در داخل " ، "در محدوده" ، "در زمان مشخص" هستش
🔹 حرف اضافه außerhalb به معنی "بیرون از" ، "خارج از" میباشد
به چند تا مثال از کتاب نگاه میندازیم
🔸 Straßenbahnen gibt es nur innerhalb der Stadt
تراموا فقط در محدوده داخل شهر تردد دارد (موجود است)
🔸 Er wohnt innerhalb Bayerns
🔸 Wir wohnen außerhalb der Stadt
🔸 Er wohnt außerhalb Bayerns
جملات بالا تماما مکانی بودن حالا یک مثال از حالت زمانی میزنیم
🔸 Sie können mich auch außerhalb der Sprechstunden erreichen
شما میتونین خارج از ساعات اداری(نوبت یا ویزیت) با من در تماس باشین (به من دسترسی داشته باشین)
🔸 Ich habe die Sprache innerhalb eines Jahres gelernt
در عرض یک سال زبان رو یاد گرفتم
🔹 اگه خوب متوجه نشدین پیشنهاد میکنم مبحث Genitiv رو یه دور دیگه مرور کنین
افعال با حروف اضافه رو قبلاً توضیح دادم ولی جهت یادآوری :
🔹 اکثر افعال با یک حرف اضافه مشخص ظاهر میشن بنابراین بسته به نوع حرف اضافه
ممکنه فعل ما اکوزاتیوی باشه و یا داتیوی
کتاب چند مثال زده که بهشون میپردازیم
Verb + Präposition + Akkusativ
1 - sprechen über در مورد چیزی صحبت کردن ---> wir sprechen gerade über den Nachbarn داریم در مورد همسایه صحبت میکنیم
2 - es geht um ----> es geht hier nur um dich
It's all about you
3 - sich kümmern um مراقبت کردن از چیزی -----> Marc kümmert sich um den Haushalt مارک از خونه مراقبت میکنه
4 - sich bedanken für تشکر کردن بابت چیزی -------> ich bedanke mich für ihr Interesse از (بابت) توجه (علاقه) شما سپاسگزارم
Verb + Präposition + Dativ
1 - erzählen von توضیح دادن/ حرف زدن از یه چیز ----> Emma erzählt von ihrem Urlaub اما از تعطیلاتش میگوید (در مورد تعطیلاتش حرف میزند)
2 - halten von روی کسی یا چیزی نظری داشتن -----> Herr Strunz hält viel von dem neuen Mitarbeiter
آقای Strunz ارزش زیادی برای کارمند جدید قائله
3 - sich bedanken bei تشکر کردن از کسی ----> Tim hat sich bei Seinem Chef bedankt
تیم از رئیسش تشکر کرد
آخرین گزینه های اکوزاتیو و داتیو رو یه نگاه بندازید
میبینید چطور یه حرف اضافه باعث شد معنی کل جمله عوض بشه ؟
بخاطر همین توجه به این مبحث خیلی مهمه
به مرور زمان به افعال بیشتری میپردازیم
این پایان درس ششم بود و در آینده میریم سراغ درس ۷
❤4
Easy German with Amir
#درس_ششم_B1 وقت بخیر امروز به دوتا مبحث میپردازم 1 - innerhalb/außerhalb 2 - Verben mit Präpositionen (افعال با حروف اضافه مشخص) با مورد اول شروع میکنیم 🔹 حروف اضافه innerhalb / außerhalb گنتیو ساز هستند و به شکل زمانی (Temporal) و مکانی (lokal) استفاده…
فعلا عجله ای نیست ولی خب اگه علاقهمندید میتونین یه نگاهی به این بندازین
❤3
#لغات40
وقت بخیر
1 - Das Schild - Schilde = تابلو ، برچسب
🔹 شاید بعضی جاها دیده باشین که از Schild به عنوان "سپر" نام میبرن شاید تعجب کنین ولی کاملا درسته
دلیلشم اینه که ما دو نوع Schild داریم
اونی که با ارتیکل das شروع میشه به معنی تابلو عه و اونی که ارتیکل der داره به معنی سپر یا همون shield به انگلیسی
2 - tief = عمیق ، گود، بم
🔹 یکی از کاربرد هاش در ساختمان هاست
طبقات زیرین رو این شکلی خطاب میکنن
همچنین برای تون صدا هم به کار میره
3 - beschreiben - (hat) beschrieben - beschrieb = توصیف کردن ، شرح دادن
🔸 Worte können meine Gefühle nicht beschreiben
کلمات نمیتونن احساسات منو توصیف کنن
🔸 Können Sie genau beschreiben , was passiert ist?
میتونید دقیقاً آنچه که اتفاق افتاده را توصیف کنید؟
4 - eckig = لبه دار ، گوشه دار
🔹 برای اشیا و اشکال غیر گرد استفاده میشه
5 - rund = گرد ، دایره
🔹 برای تخمین زدن هم استفاده میشه "حدودا " و "تقریبا"
6 - elegant = شیک و با کلاس
🔸 Zum Beispiel : ein elegantes Kostüm , Kleid
Eine elegante Frau , ein eleganter Herr
🔹 لغت das Kleid به معنی لباس زنانه هستش و Kostüm به لباس های خاص میگن
مثل لباس محلی و ....
7 - das Material - Materialien = ماده ، جنس
🔹 لغت مشخصیه ولی اینو گفتم تا به این اشاره کنم
ما وقتی که میخوایم به جنس و ماده یک شی اشاره کنیم از aus استفاده میکنیم
🔸 Dieser Tisch ist aus Holz
این میز از چوب ساخته شده
8 - vorne = جلو
9 - (sich) ändern - (haben) geändert - änderte = عوض کردن ، عوض شدن to change
🔸Kann ich meine Bestellung noch ändern? آیا هنوز میتونم سفارشمو عوض کنم (تغییر بدم)
11 - Komplimente machen (über +akk) = تعریف کردن در مورد چیزی (compliment)
🔹 همون طور که میبینین با حرف اضافه über اومده
🔸 Er machte mir ein Kompliment über mein Aussehen.
اون از قیافهام تعریف کرد
🔹 حالا همینو با bekommen هم میشه نوشت
12 - Komplimente bekommen (über+akk) = مورد تعریف قرار گرفتن بابت چیزی
وقت بخیر
1 - Das Schild - Schilde = تابلو ، برچسب
🔹 شاید بعضی جاها دیده باشین که از Schild به عنوان "سپر" نام میبرن شاید تعجب کنین ولی کاملا درسته
دلیلشم اینه که ما دو نوع Schild داریم
اونی که با ارتیکل das شروع میشه به معنی تابلو عه و اونی که ارتیکل der داره به معنی سپر یا همون shield به انگلیسی
2 - tief = عمیق ، گود، بم
🔹 یکی از کاربرد هاش در ساختمان هاست
طبقات زیرین رو این شکلی خطاب میکنن
همچنین برای تون صدا هم به کار میره
3 - beschreiben - (hat) beschrieben - beschrieb = توصیف کردن ، شرح دادن
🔸 Worte können meine Gefühle nicht beschreiben
کلمات نمیتونن احساسات منو توصیف کنن
🔸 Können Sie genau beschreiben , was passiert ist?
میتونید دقیقاً آنچه که اتفاق افتاده را توصیف کنید؟
4 - eckig = لبه دار ، گوشه دار
🔹 برای اشیا و اشکال غیر گرد استفاده میشه
5 - rund = گرد ، دایره
🔹 برای تخمین زدن هم استفاده میشه "حدودا " و "تقریبا"
6 - elegant = شیک و با کلاس
🔸 Zum Beispiel : ein elegantes Kostüm , Kleid
Eine elegante Frau , ein eleganter Herr
🔹 لغت das Kleid به معنی لباس زنانه هستش و Kostüm به لباس های خاص میگن
مثل لباس محلی و ....
7 - das Material - Materialien = ماده ، جنس
🔹 لغت مشخصیه ولی اینو گفتم تا به این اشاره کنم
ما وقتی که میخوایم به جنس و ماده یک شی اشاره کنیم از aus استفاده میکنیم
🔸 Dieser Tisch ist aus Holz
این میز از چوب ساخته شده
8 - vorne = جلو
9 - (sich) ändern - (haben) geändert - änderte = عوض کردن ، عوض شدن to change
🔸Kann ich meine Bestellung noch ändern? آیا هنوز میتونم سفارشمو عوض کنم (تغییر بدم)
11 - Komplimente machen (über +akk) = تعریف کردن در مورد چیزی (compliment)
🔹 همون طور که میبینین با حرف اضافه über اومده
🔸 Er machte mir ein Kompliment über mein Aussehen.
اون از قیافهام تعریف کرد
🔹 حالا همینو با bekommen هم میشه نوشت
12 - Komplimente bekommen (über+akk) = مورد تعریف قرار گرفتن بابت چیزی
❤6💩4👍1
#درس_هفتم_B1
وقت بخیر
امروز به دوتا مبحث میپردازم
1- weder .... noch
2- indem
فرض کنین حالتون بده و روز افتضاحی رو گذروندین و ملت چپ و راست بهتون پیشنهاد میدن یکی میگه بیا بریم کافه اون یکی میگه بیا بریم بار دور هم یه مشروبی بزنیم
ولی شما حال هیچ کدوم رو ندارین
چی جواب میدین؟
خیلی راحت بهشون میگین Weder Café noch Bar
یعنی نه کافه و نه بار (نه این و نه اون )
🔹همون طور که دیدین یه لغت منفی ساز هستش
🔹معادل انگلیسیش neither....nor هست
🔹پس میشه گفت جواب خیلی خوبی برای entweder ... oder (یا این یا اون ) هستش
چند تا مثال میزنم
🔸 Entweder laufen wir, oder wir fahren mit dem Bus
پیاده میریم یا سوار اتوبوس میشیم
حالا همینو با weder ... noch جواب میدیم
🔸 Wir gehen weder zu Fuß noch nehmen wir den Bus, wir nehmen ein Taxi
چند تا مثال از کتاب میزنم
🔸 Ich habe weder Zeit noch Geld
🔸 Leider hat Lisa weder Vater noch Mutter
🔸 meine Schwester mag weder Reis noch Kartoffeln
حالا میریم سراغ حرف ربط indem
🔹 به معنی "از طریقِ" و "به این صورت" و "با " میباشد
🔹 معادل انگلیسیش while و by هستش
🔹 وقتی از این حرف ربط استفاده میکنیم فعل میره آخر جمله (neben satz میسازه)
چند تا مثال میزنم
🔸 Ich lerne Deutsch, indem ich jeden Tag übe.
من آلمانی رو از طریق تمرین روزانه یاد میگیرم
🔸 Er arbeitet, indem er seinen Laptop benutzt
He works by using his laptop
اون از طریق (با) لپتاپش کار میکنه
🔸 Ich esse gesund, indem ich viel Gemüse und Obst esse.
من با خوردن مقدار زیادی سبزیجات و میوه سالم خواری میکنم
وقت بخیر
امروز به دوتا مبحث میپردازم
1- weder .... noch
2- indem
فرض کنین حالتون بده و روز افتضاحی رو گذروندین و ملت چپ و راست بهتون پیشنهاد میدن یکی میگه بیا بریم کافه اون یکی میگه بیا بریم بار دور هم یه مشروبی بزنیم
ولی شما حال هیچ کدوم رو ندارین
چی جواب میدین؟
خیلی راحت بهشون میگین Weder Café noch Bar
یعنی نه کافه و نه بار (نه این و نه اون )
🔹همون طور که دیدین یه لغت منفی ساز هستش
🔹معادل انگلیسیش neither....nor هست
🔹پس میشه گفت جواب خیلی خوبی برای entweder ... oder (یا این یا اون ) هستش
چند تا مثال میزنم
🔸 Entweder laufen wir, oder wir fahren mit dem Bus
پیاده میریم یا سوار اتوبوس میشیم
حالا همینو با weder ... noch جواب میدیم
🔸 Wir gehen weder zu Fuß noch nehmen wir den Bus, wir nehmen ein Taxi
چند تا مثال از کتاب میزنم
🔸 Ich habe weder Zeit noch Geld
🔸 Leider hat Lisa weder Vater noch Mutter
🔸 meine Schwester mag weder Reis noch Kartoffeln
حالا میریم سراغ حرف ربط indem
🔹 به معنی "از طریقِ" و "به این صورت" و "با " میباشد
🔹 معادل انگلیسیش while و by هستش
🔹 وقتی از این حرف ربط استفاده میکنیم فعل میره آخر جمله (neben satz میسازه)
چند تا مثال میزنم
🔸 Ich lerne Deutsch, indem ich jeden Tag übe.
من آلمانی رو از طریق تمرین روزانه یاد میگیرم
🔸 Er arbeitet, indem er seinen Laptop benutzt
He works by using his laptop
اون از طریق (با) لپتاپش کار میکنه
🔸 Ich esse gesund, indem ich viel Gemüse und Obst esse.
من با خوردن مقدار زیادی سبزیجات و میوه سالم خواری میکنم
❤4
#لغات41
وقت بخیر
بابت تاخیر عذر میخوام
عمل جراحی داشتم و این زمان رو یا روی تخت گذروندم یا مطب دکتر
حتی الامکان سعی میکنم فعالیتم رو بیشتر کنم
امروز رو با لغات میگذرونیم
1 - unvollständig = ناقص , incomplete
🔹متضادش میشه vollständig یا کامل و بی نقص
🔸 Mein Leben ist ohne dich unvollständig
زندگیم بدون تا ناقصه (ناکامله)
🔸Mein Leben ist mit dir vollständig
2 - unvorstellbar = غیر قابل تصور , unimaginable
🔹متضادش میشه Vorstellbar یا قابل تصور
3 - (Sich) Vorstellen - (Haben) vorgestellt - stellte vor
🔹 فعل شدیداً مهمی هستش به معانی : معرفی کردن ، تصور کردن ارائه کردن و ...
🔹 به شکل عادی و رفلکسیو به کار میره
🔹 وقتی میخوایم خودمونو به کسی معرفی کنیم فعل حالت رفلکسیو میگیره ولی وقتی میخوایم شخص دیگه ای رو معرفی کنیم فعل شکل عادیشو حفظ میکنه
🔸 Darf ich Mich Vorstellen?
میتونم(اجازه دارم) خودمو معرفی کنم ؟
🔸 Ich möchte ihnen meine Freundin vorstellen
مایلم دوست دخترمو بهتون معرفی کنم
🔹 اگه داتیوی به کار بره معنیش به "تصور کردن" تغییر پیدا میکنه
🔸 Stell dich vor خودت رو معرفی کن
🔸 Stell dir vor تصور کن
🔸 Nun stell dir vor du bist in einer grünen Wiese voller Bäume
حالا تصور کن تو یه چمنزار سرسبز پر از درخت هستی
4 - die Wiese - Wiesen = چمنزار
5 - trocken = خشک
6 - Trocknen - (haben) getrocknet - Trocknete = خشک کردن
🔸 Ich habe mir die Haare getrocknet
7 - leiten - (haben) geleitet - leitete = هدایت کردن ، ریاست کردن ، مدیریت کردن
🔸Er leitet die Firma seit 30 Jahren.
اون سی ساله که این شرکت رو اداره میکنه
8 - raus = بیرون ، خارج
🔹 الان ممکنه سوال شه که فرق این با heraus و hinaus در چیه
قبلش باید کاربرد her و hin رو توضیح بدم
🔹 وقتی میخوایم جهت و حرکتی به سمت و نزدیک به گوینده رو نشون بدیم از پیشوند her استفاده میکنیم
🔹 و hin برخلاف حالت بالا جهتی دور تر از گوینده رو نشون میده
🔹 این دو کاربرد های دیگه ای هم دارن که در آینده توضیح میدم
🔹 نکته ی مهم اینه که آلمانی ها وقتی میخوان این قواعد پیچیده رو دور بزنن از یه یه چیز کلی استفاده میکنن که اون قید raus هستش
🔸 Bitte geht raus und schließt die Tür
لطفاً برو بیرون و در رو ببند
🔸 Kann ich raus zum spielen gehen?
میتونم برای بازی برم بیرون؟
9 - Sparen - (haben) gespart - sparte = صرفه جویی کردن ، پس انداز کردن ، بخشیدن
10 - der Vertrag - Verträge = قرارداد، توافق
11 - unterschreiben - (haben) unterschrieben - unterschrieb = امضا کردن
وقت بخیر
بابت تاخیر عذر میخوام
عمل جراحی داشتم و این زمان رو یا روی تخت گذروندم یا مطب دکتر
حتی الامکان سعی میکنم فعالیتم رو بیشتر کنم
امروز رو با لغات میگذرونیم
1 - unvollständig = ناقص , incomplete
🔹متضادش میشه vollständig یا کامل و بی نقص
🔸 Mein Leben ist ohne dich unvollständig
زندگیم بدون تا ناقصه (ناکامله)
🔸Mein Leben ist mit dir vollständig
2 - unvorstellbar = غیر قابل تصور , unimaginable
🔹متضادش میشه Vorstellbar یا قابل تصور
3 - (Sich) Vorstellen - (Haben) vorgestellt - stellte vor
🔹 فعل شدیداً مهمی هستش به معانی : معرفی کردن ، تصور کردن ارائه کردن و ...
🔹 به شکل عادی و رفلکسیو به کار میره
🔹 وقتی میخوایم خودمونو به کسی معرفی کنیم فعل حالت رفلکسیو میگیره ولی وقتی میخوایم شخص دیگه ای رو معرفی کنیم فعل شکل عادیشو حفظ میکنه
🔸 Darf ich Mich Vorstellen?
میتونم(اجازه دارم) خودمو معرفی کنم ؟
🔸 Ich möchte ihnen meine Freundin vorstellen
مایلم دوست دخترمو بهتون معرفی کنم
🔹 اگه داتیوی به کار بره معنیش به "تصور کردن" تغییر پیدا میکنه
🔸 Stell dich vor خودت رو معرفی کن
🔸 Stell dir vor تصور کن
🔸 Nun stell dir vor du bist in einer grünen Wiese voller Bäume
حالا تصور کن تو یه چمنزار سرسبز پر از درخت هستی
4 - die Wiese - Wiesen = چمنزار
5 - trocken = خشک
6 - Trocknen - (haben) getrocknet - Trocknete = خشک کردن
🔸 Ich habe mir die Haare getrocknet
7 - leiten - (haben) geleitet - leitete = هدایت کردن ، ریاست کردن ، مدیریت کردن
🔸Er leitet die Firma seit 30 Jahren.
اون سی ساله که این شرکت رو اداره میکنه
8 - raus = بیرون ، خارج
🔹 الان ممکنه سوال شه که فرق این با heraus و hinaus در چیه
قبلش باید کاربرد her و hin رو توضیح بدم
🔹 وقتی میخوایم جهت و حرکتی به سمت و نزدیک به گوینده رو نشون بدیم از پیشوند her استفاده میکنیم
🔹 و hin برخلاف حالت بالا جهتی دور تر از گوینده رو نشون میده
🔹 این دو کاربرد های دیگه ای هم دارن که در آینده توضیح میدم
🔹 نکته ی مهم اینه که آلمانی ها وقتی میخوان این قواعد پیچیده رو دور بزنن از یه یه چیز کلی استفاده میکنن که اون قید raus هستش
🔸 Bitte geht raus und schließt die Tür
لطفاً برو بیرون و در رو ببند
🔸 Kann ich raus zum spielen gehen?
میتونم برای بازی برم بیرون؟
9 - Sparen - (haben) gespart - sparte = صرفه جویی کردن ، پس انداز کردن ، بخشیدن
10 - der Vertrag - Verträge = قرارداد، توافق
11 - unterschreiben - (haben) unterschrieben - unterschrieb = امضا کردن
❤10
#درس_هشتم_B1
وقت بخیر
۱ - اولین مبحثی که میخوام ازش بگم مربوط میشه به حرف ربط Sondern
🔹 به معنی ««بلکه»» میباشد
🔹 حرف ربط sondern در درجه اول یک گزاره متضاد یا متناقض رو پس از یک گزاره معرفی میکنه و روی اون تاکید میکنه
🔹 میشه گفت یه جایگزین تعیین میکنه
به عنوان مثال :
🔸 Ich trinke keinen Kaffee, sondern Tee
۲ - مبحث بعدی مربوط میشه به حرف ربط دو بخشی Zwar... Aber
🔹 به معنی اگرچه ... اما
🔹 ساختار جمله از دو Haupsatz تشکیل میشه
🔹 در واقع ما هر وقت از zwar استفاده میکنیم موظفیم که بعدش aber هم بیاریم یعنی همیشه با یک "اما" همراه میشه
به عنوان مثال :
🔸Ich habe zwar keine Lust, aber ich gehe trotzdem mit meiner Freundin in die Oper.
گرچه حوصله ندارم اما همچنان با دوست دخترم به اپرا میرم
🔸 Das Kleid ist zwar teuer, aber ich kaufe es trotzdem.
گرچه اون لباس گرونه ولی در هر حال میخرمش
🔸 Ich muss zwar noch ein bisschen arbeiten, aber heute abend habe ich Zeit.
🔹 جالبه بدونید که zwar با und هم همراه میشه و به شکل und zwar مینویسیمش هرچند معنیش به کل متفاوته
به معنی در واقع ، یعنی ، از جمله هستش اکثر اوقات کلا ترجمه نمیشه و صرفا نقش فیلر رو داره
به جملات زیر دقت کنین
🔸 Ich will was Japanisches essen und zwar am liebsten Sushi
میخوام یه چیز ژاپنی بخورم ترجیحاً سوشی
🔸 Thomas trifft sich mit ein paar Freunden, und zwar mit Marie, Stefan und Kolja
توماس با چند دوست، یعنی ماری، استفان و کولیا دیدار میکنه
وقت بخیر
۱ - اولین مبحثی که میخوام ازش بگم مربوط میشه به حرف ربط Sondern
🔹 به معنی ««بلکه»» میباشد
🔹 حرف ربط sondern در درجه اول یک گزاره متضاد یا متناقض رو پس از یک گزاره معرفی میکنه و روی اون تاکید میکنه
🔹 میشه گفت یه جایگزین تعیین میکنه
به عنوان مثال :
🔸 Ich trinke keinen Kaffee, sondern Tee
۲ - مبحث بعدی مربوط میشه به حرف ربط دو بخشی Zwar... Aber
🔹 به معنی اگرچه ... اما
🔹 ساختار جمله از دو Haupsatz تشکیل میشه
🔹 در واقع ما هر وقت از zwar استفاده میکنیم موظفیم که بعدش aber هم بیاریم یعنی همیشه با یک "اما" همراه میشه
به عنوان مثال :
🔸Ich habe zwar keine Lust, aber ich gehe trotzdem mit meiner Freundin in die Oper.
گرچه حوصله ندارم اما همچنان با دوست دخترم به اپرا میرم
🔸 Das Kleid ist zwar teuer, aber ich kaufe es trotzdem.
گرچه اون لباس گرونه ولی در هر حال میخرمش
🔸 Ich muss zwar noch ein bisschen arbeiten, aber heute abend habe ich Zeit.
🔹 جالبه بدونید که zwar با und هم همراه میشه و به شکل und zwar مینویسیمش هرچند معنیش به کل متفاوته
به معنی در واقع ، یعنی ، از جمله هستش اکثر اوقات کلا ترجمه نمیشه و صرفا نقش فیلر رو داره
به جملات زیر دقت کنین
🔸 Ich will was Japanisches essen und zwar am liebsten Sushi
میخوام یه چیز ژاپنی بخورم ترجیحاً سوشی
🔸 Thomas trifft sich mit ein paar Freunden, und zwar mit Marie, Stefan und Kolja
توماس با چند دوست، یعنی ماری، استفان و کولیا دیدار میکنه
🥰4👍1
#لغات42
وقتتون بخیر
1 - zurückbekommen - (haben) zurückbekommen - bekam zurück = برگرداندن ، پس دادن/گرفتن
🔸 Ich habe das Buch nie von ihm zurückbekommen هرگز کتابو از اون پس نگرفتم
2 - zurückkommen - (sein) zurückgekommen - kam zurück = برگشتن
🔹 همونطور که مشاهده میکنید zurück با کلمات زیادی میتونه ترکیب بشه و فعل بوجود بیاره و معمولاً یه عمل متقابل رو میرسونه
موارد دیگه ای هم هستن مثل zurückgehen, zurückrufen , zurückgeben , zurückfahren و ....
3 - Abfragen - (haben) abgefragt - fragte ab = سوال پرسیدن، بررسی کردن
🔸Könntest du mich vor der Prüfung noch mal die Vokabeln abfragen?
4 - günstig = (قیمت) مناسب
🔹 یجورایی مترادف billig یا ارزان هستش و متضاد teuer
5 - der Wandel = تغییر، دگرگونی
6 - die Wandlung = تغییر دگرگونی
🔹 فرق این دو در چیه؟
خب میشه از Wandlung برای اشاره به فرایند خاص تبدیل/تغییر چیزی یا شخصی از یه حالت به حالت دیگه استفاده کرد
در صورتی که Wandel نشون دهنده تغییری هستش که از طریق توسعه و پیشرفت و تکامل شکل گرفته همچنین این اسامی از افعالی نشأت میگیرند
Umwandlung و Umwandeln
🔹مثل عمل تغییر جنسیت یا Geschlechtsumwandlung
7 - folgend = بعدی ، ذیل
8 - Folgen - (sein) gefolgt - folgte = دنبال کردن
9 - leeren - (haben) geleert - leerte = خالی کردن
🔸 Leider musste ich die Konten leeren
10 - mischen - ( haben ) gemischt - mischte = مخلوط کردن ، قاطی کردن
🔸Ich mische Jack Daniels immer mit Coca Cola (🤭)
وقتتون بخیر
1 - zurückbekommen - (haben) zurückbekommen - bekam zurück = برگرداندن ، پس دادن/گرفتن
🔸 Ich habe das Buch nie von ihm zurückbekommen هرگز کتابو از اون پس نگرفتم
2 - zurückkommen - (sein) zurückgekommen - kam zurück = برگشتن
🔹 همونطور که مشاهده میکنید zurück با کلمات زیادی میتونه ترکیب بشه و فعل بوجود بیاره و معمولاً یه عمل متقابل رو میرسونه
موارد دیگه ای هم هستن مثل zurückgehen, zurückrufen , zurückgeben , zurückfahren و ....
3 - Abfragen - (haben) abgefragt - fragte ab = سوال پرسیدن، بررسی کردن
🔸Könntest du mich vor der Prüfung noch mal die Vokabeln abfragen?
4 - günstig = (قیمت) مناسب
🔹 یجورایی مترادف billig یا ارزان هستش و متضاد teuer
5 - der Wandel = تغییر، دگرگونی
6 - die Wandlung = تغییر دگرگونی
🔹 فرق این دو در چیه؟
خب میشه از Wandlung برای اشاره به فرایند خاص تبدیل/تغییر چیزی یا شخصی از یه حالت به حالت دیگه استفاده کرد
در صورتی که Wandel نشون دهنده تغییری هستش که از طریق توسعه و پیشرفت و تکامل شکل گرفته همچنین این اسامی از افعالی نشأت میگیرند
Umwandlung و Umwandeln
🔹مثل عمل تغییر جنسیت یا Geschlechtsumwandlung
7 - folgend = بعدی ، ذیل
8 - Folgen - (sein) gefolgt - folgte = دنبال کردن
9 - leeren - (haben) geleert - leerte = خالی کردن
🔸 Leider musste ich die Konten leeren
10 - mischen - ( haben ) gemischt - mischte = مخلوط کردن ، قاطی کردن
🔸Ich mische Jack Daniels immer mit Coca Cola (🤭)
🥰3👍1
#درس_هشتم_B1
سلام و وقت بخیر
مبحث اول رو به حرف ربط als ob اختصاص دادم
با هم بریم ببینیم چی هست اصلا
🔹 به معانی انگار که ، چنانچه ترجمه میشه
🔹 این حرف ربط Nebensatz میسازه (فعل میره آخر جمله ) و وقتی ازش استفاده میکنیم با دو جمله سر و کار داریم که یکیش واقعی محسوب میشه و یکی غیر واقعی
🔹 اگه یادتون باشه قبلا گفتم یکی از شرط های استفاده از Konjunktiv 2 جمله هایی بود که با حدس و گمان سر و کار دارن و غیر واقعی هستند
🔹پس در نتیجه فعل ما در جملهی غیر واقعی به شکل Konjunktiv 2 صرف میشه
میریم سراغ مثال
🔸 Er benimmt sich, als ob er der Chef wäre
اون طوری رفتار میکنه که انگار رئیسه
🔹 ما در جمله بالا یک حالت فرضی ساختیم و در اون حالت یک نفر رو رئیس پنداشتیم (Aber er ist nicht der Chef)
🔹 اگه دقت کنین از حالت Konjunktiv2 فعل sein استفاده کردیم ( ist هم حالت صرف شده ی فعل sein عه ولی اینجا ازش استفاده نمیکنیم )
🔸 Sie sieht aus, als ob sie geweint hätte
She looks like she has been crying
🔸 Er spricht, als ob er alles wüsste
جوری حرف میزنه انگار که همه چیزو میدونه
مبحث بعدی مربوط میشه به تفاوت بین um و gegen (به صورت زمانی و مکانی )
🔹در حالت زمانی um زمان دقیق رو نشون میده
🔸 Wir treffen uns um 14 Uhr
🔹 یعنی دقیقا ساعت ۱۴ قراره همو ببینیم
🔹 در صورتی که gegen به قول معروف یه خورده flexibel تره و چند دقیقه اینور اونور مشکلی ایجاد نمیکنه
🔸 Wir treffen uns gegen 14 Uhr
یعنی حدود ساعت ۱۴ قراره همو ببینیم
در حالت مکانی بحث یه خورده متفاوت میشه
🔹 اینجا um به معنی around یا دور یه چیزی میشه مثلا وقتی میگیم
🔸 die Drohne fliegt um den baum
منظور اینه که پهپاد (drone) درخت رو دور زد
🔹 مثل اثر Reise um die Erde in 80 Tagen (دور دنیا در هشتاد روز )
🔹ولی اینجا gegen به معنی towards هستش
وقتی میگیم
🔸 meine Drohne ist gegen einen Baum geflogen
یعنی پهپاد من مستقیم رفته خورده به درخت
🔹 همچنین همونطور که از متن مشخصه جفت اینا اکوزاتیو ساز هستن
سلام و وقت بخیر
مبحث اول رو به حرف ربط als ob اختصاص دادم
با هم بریم ببینیم چی هست اصلا
🔹 به معانی انگار که ، چنانچه ترجمه میشه
🔹 این حرف ربط Nebensatz میسازه (فعل میره آخر جمله ) و وقتی ازش استفاده میکنیم با دو جمله سر و کار داریم که یکیش واقعی محسوب میشه و یکی غیر واقعی
🔹 اگه یادتون باشه قبلا گفتم یکی از شرط های استفاده از Konjunktiv 2 جمله هایی بود که با حدس و گمان سر و کار دارن و غیر واقعی هستند
🔹پس در نتیجه فعل ما در جملهی غیر واقعی به شکل Konjunktiv 2 صرف میشه
میریم سراغ مثال
🔸 Er benimmt sich, als ob er der Chef wäre
اون طوری رفتار میکنه که انگار رئیسه
🔹 ما در جمله بالا یک حالت فرضی ساختیم و در اون حالت یک نفر رو رئیس پنداشتیم (Aber er ist nicht der Chef)
🔹 اگه دقت کنین از حالت Konjunktiv2 فعل sein استفاده کردیم ( ist هم حالت صرف شده ی فعل sein عه ولی اینجا ازش استفاده نمیکنیم )
🔸 Sie sieht aus, als ob sie geweint hätte
She looks like she has been crying
🔸 Er spricht, als ob er alles wüsste
جوری حرف میزنه انگار که همه چیزو میدونه
مبحث بعدی مربوط میشه به تفاوت بین um و gegen (به صورت زمانی و مکانی )
🔹در حالت زمانی um زمان دقیق رو نشون میده
🔸 Wir treffen uns um 14 Uhr
🔹 یعنی دقیقا ساعت ۱۴ قراره همو ببینیم
🔹 در صورتی که gegen به قول معروف یه خورده flexibel تره و چند دقیقه اینور اونور مشکلی ایجاد نمیکنه
🔸 Wir treffen uns gegen 14 Uhr
یعنی حدود ساعت ۱۴ قراره همو ببینیم
در حالت مکانی بحث یه خورده متفاوت میشه
🔹 اینجا um به معنی around یا دور یه چیزی میشه مثلا وقتی میگیم
🔸 die Drohne fliegt um den baum
منظور اینه که پهپاد (drone) درخت رو دور زد
🔹 مثل اثر Reise um die Erde in 80 Tagen (دور دنیا در هشتاد روز )
🔹ولی اینجا gegen به معنی towards هستش
وقتی میگیم
🔸 meine Drohne ist gegen einen Baum geflogen
یعنی پهپاد من مستقیم رفته خورده به درخت
🔹 همچنین همونطور که از متن مشخصه جفت اینا اکوزاتیو ساز هستن
❤5
#لغات43
وقت بخیر
1 - abwechselnd = یک در میان ، به نوبت
🔹این صفته حواستون باشه با فعل abwechseln اشتباه نگیریدش
2 - abwechseln - abgewechselt - wechselte ab = نوبتی کاری رو انجام دادن
🔸 Wir wechseln uns beim Fahren ab. به نوبت رانندگی میکنیم
3 - beißen - gebissen - biss = گاز گرفتن
4 - der Gegenstand - Gegenstände = شی ، چیز
5 - die Regel - Regeln = قانون
6 - das Paar - die Paare = جفت ، تعدادی
🔹معادل pair در انگلیسی هستش ولی یه فرقایی با اون داره
🔹 اگه دقت کنین به شکل اسم جمع به کار نرفته چون Singular هستش
🔹 همچنین وقتی با لباس ها سر و کار داریم فقط کفش و جوراب و متعلقاتش میتونن Paar (جفت) بگیرن و بقیه نمیگیرن
🔸 Ich habe ein Paar Schuhe
یه جفت کفش دارم
🔹 وقتی با آدم ها سروکار داریم میتونیم از ورژن کیوت Paar استفاده کنیم که میشه Pärchen
🔸 Thomas und Marie sind ein süßes Pärchen.
🔹 همچنین جالبه بدونین که حالت جمعش متغیره
🔹وقتی با اشیا (مثل کفش یا جوراب) سر و کار داریم به Paar بسنده میکنیم ولی وقتی با چند زوج آدم سر و کار داریم باید حتما از Paare استفاده کنیم
🔸 In unserer Klasse sind drei Paare
🔹 توجه کردین که تمام این مدت از کپیتال P استفاده کردیم؟ دلیلش اینه که paar با Paar فرق میکنه
🔹 وقتی از p استفاده میکنیم معنی کلا عوض میشه مثلا ein paar به معنی a few یا تعدادی یا یه کم (قابل شمارش) هستش
🔸Gib mir ein paar Minuten
چند دقیقه بهم وقت بده
🔹پس با این تفاسیر ما میتونیم مثال کفش رو این شکلی هم بنویسیم
🔸 Ich habe ein paar Schuhe
تعدادی کفش دارم
🔹 فعل Paaren هم داریم که به معنی جفت گیری کردن هستش
7 - zeichnen - gezeichnet - zeichnete = نقاشی کشیدن
🔹 یه aufzeichnen هم داریم که حالت رسمی aufnehmen هست (ضبط کردن ، رکورد کردن ) این aufnehmen خودش خیلی مفصله در نتیجه بعدا میریم سراغش
8 - das Gedicht - Gedichte = شعر
9 - die Zeile - Zeilen = خط ، ردیف
10 - der Spruch = گفته ، مَثَل ، حکم
وقت بخیر
1 - abwechselnd = یک در میان ، به نوبت
🔹این صفته حواستون باشه با فعل abwechseln اشتباه نگیریدش
2 - abwechseln - abgewechselt - wechselte ab = نوبتی کاری رو انجام دادن
🔸 Wir wechseln uns beim Fahren ab. به نوبت رانندگی میکنیم
3 - beißen - gebissen - biss = گاز گرفتن
4 - der Gegenstand - Gegenstände = شی ، چیز
5 - die Regel - Regeln = قانون
6 - das Paar - die Paare = جفت ، تعدادی
🔹معادل pair در انگلیسی هستش ولی یه فرقایی با اون داره
🔹 اگه دقت کنین به شکل اسم جمع به کار نرفته چون Singular هستش
🔹 همچنین وقتی با لباس ها سر و کار داریم فقط کفش و جوراب و متعلقاتش میتونن Paar (جفت) بگیرن و بقیه نمیگیرن
🔸 Ich habe ein Paar Schuhe
یه جفت کفش دارم
🔹 وقتی با آدم ها سروکار داریم میتونیم از ورژن کیوت Paar استفاده کنیم که میشه Pärchen
🔸 Thomas und Marie sind ein süßes Pärchen.
🔹 همچنین جالبه بدونین که حالت جمعش متغیره
🔹وقتی با اشیا (مثل کفش یا جوراب) سر و کار داریم به Paar بسنده میکنیم ولی وقتی با چند زوج آدم سر و کار داریم باید حتما از Paare استفاده کنیم
🔸 In unserer Klasse sind drei Paare
🔹 توجه کردین که تمام این مدت از کپیتال P استفاده کردیم؟ دلیلش اینه که paar با Paar فرق میکنه
🔹 وقتی از p استفاده میکنیم معنی کلا عوض میشه مثلا ein paar به معنی a few یا تعدادی یا یه کم (قابل شمارش) هستش
🔸Gib mir ein paar Minuten
چند دقیقه بهم وقت بده
🔹پس با این تفاسیر ما میتونیم مثال کفش رو این شکلی هم بنویسیم
🔸 Ich habe ein paar Schuhe
تعدادی کفش دارم
🔹 فعل Paaren هم داریم که به معنی جفت گیری کردن هستش
7 - zeichnen - gezeichnet - zeichnete = نقاشی کشیدن
🔹 یه aufzeichnen هم داریم که حالت رسمی aufnehmen هست (ضبط کردن ، رکورد کردن ) این aufnehmen خودش خیلی مفصله در نتیجه بعدا میریم سراغش
8 - das Gedicht - Gedichte = شعر
9 - die Zeile - Zeilen = خط ، ردیف
10 - der Spruch = گفته ، مَثَل ، حکم
❤5👍2
#درس_نهم_B1
خب
سلام و وقت بخیر
امیدوارم با وجود این گرونی و بدبختیا حالتون روبراه باشه
از مزخرف بودن شرایط کشور که بگذریم میرسیم به مبحث مهم (و مزخرف) Relativpronomen یا ضمایر نسبی (موصولی ) که جملات نسبی یا Relativsätze میسازن
🔹 جمله نسبی یه نوع جمله فرعی یا neben هستش که توضیحات بیشتری در مورد یک اسم از جمله اصلی یا Haupsatz بهمون میده
🔹 اون جمله فرعی ای که ساختیم بهش میگیم Relativsatz (جمله نسبی یا موصولی) که با یک ضمیر موصولی یا نسبی آغاز میشه
🔹 باید در نظر داشت که این ضمیر ها در چهار حالت Nominativ , Akkusativ , Dativ , Genitiv استفاده میشن هرچند کتاب به سه حالت پرداخته در نتیجه منم به همون اکتفا میکنم (در آینده حالت گنتیوشو میگم )
مثال :
🔸 Das ist ein Angebot, das wirklich gut klingt
این پیشنهادیه که واقعا خوب بنظر میرسه
🔹 جمله اصلی با اسم das Angebot به اتمام رسیده در نتیجه جمله بعدی رو با ضمیر نسبی همون اسم آغاز میکنیم که بستگی به جنسیت و حالت جمله داره
🔹همچنین فعل جمله به آخر جمله انتقال پیدا میکنه
🔹همونطور که مشخصه شکل ضمیر بسته به جنسیت و حالت جمله تغییر میکنه
به حالات مختلفش میپردازیم
Nominativ
↓
Maskulin 🔵 --> Herr Reuter ist der Mann, der beim Pannendienst arbeitet
آقای رویتر مردی است که در امداد کار میکند
Neutral 🟢 --> es ist das Auto, das einen Schaden hat
این ماشینیه که یک خرابی (خسارت) داشته است
Feminin 🔴 --> Johanna ist die Person, die das Auto gefahren hat
یوهانا شخصیه که ماشین را راند
Plural 🟠 --> es sind die Geräusche, die Johanna Angst gemacht haben
این سروصدا ها است که یوهانا رو ترسوند
حالا میریم سراغ حالت اکوزاتیو
Akkusativ
↓
Maskulin 🔵 --> Es entsteht ein Hafen, den die Schiffe benutzen
یک بندر درست میشه که کشتی ها ازش استفاده کنن
Neutral 🟢 --> Die Kreuzfahrtschiffe Sind ein Problem, das wir kennen
کشتی های کروز مشکلی هستن که ما از اون خبر داریم
Feminin 🔴 --> Venedig ist eine Stadt, die wir lieben
ونیز شهری است که ما آن را دوست داریم
Plural 🟠 --> Das bringen die Besucher, die wir jedes Jahr begrüßen
Dativ
↓
Maskulin 🔵 --> Venedig ist ein Ort, dem wir eine bessere Zukunft wünschen
ونیز جایی است که برای آن آینده بهتری آرزو میکنیم
Neutral 🟢 --> Kenia ist ein Land, dem wir gerne helfen möchten
کنیا کشوری است که مایلیم به آن کمک کنیم
Feminin 🔴 --> Venedig ist eine Stadt, der wir nur das Beste wünschen
ونیز شهریست که ما فقط بهترین ها را برای آن آرزو میکنیم
Plural 🟠 --> Da gibt es viele Menschen, denen die Situation nicht gefällt
افراد زیادی هستند که این وضعیت را دوست ندارند
🔹 اگه دقت کنین ضمیر نسبی یا موصولی در حالت جمع داتیو به شکل "denen" ظاهر شده
🔹 یه in denen داریم ( خیلی استفاده میشه ) که در انگلیسی به شکل in which ازش استفاده میکنیم
🔸 Die Situationen, in denen wir uns befinden, sind oft herausfordernd
The situations in which we find ourselves are often challenging
🔸 Die Bücher, in denen viele Informationen enthalten sind, sind sehr nützlich
The books in which many pieces of information are contained are very useful
خب
سلام و وقت بخیر
امیدوارم با وجود این گرونی و بدبختیا حالتون روبراه باشه
از مزخرف بودن شرایط کشور که بگذریم میرسیم به مبحث مهم (و مزخرف) Relativpronomen یا ضمایر نسبی (موصولی ) که جملات نسبی یا Relativsätze میسازن
🔹 جمله نسبی یه نوع جمله فرعی یا neben هستش که توضیحات بیشتری در مورد یک اسم از جمله اصلی یا Haupsatz بهمون میده
🔹 اون جمله فرعی ای که ساختیم بهش میگیم Relativsatz (جمله نسبی یا موصولی) که با یک ضمیر موصولی یا نسبی آغاز میشه
🔹 باید در نظر داشت که این ضمیر ها در چهار حالت Nominativ , Akkusativ , Dativ , Genitiv استفاده میشن هرچند کتاب به سه حالت پرداخته در نتیجه منم به همون اکتفا میکنم (در آینده حالت گنتیوشو میگم )
مثال :
🔸 Das ist ein Angebot, das wirklich gut klingt
این پیشنهادیه که واقعا خوب بنظر میرسه
🔹 جمله اصلی با اسم das Angebot به اتمام رسیده در نتیجه جمله بعدی رو با ضمیر نسبی همون اسم آغاز میکنیم که بستگی به جنسیت و حالت جمله داره
🔹همچنین فعل جمله به آخر جمله انتقال پیدا میکنه
🔹همونطور که مشخصه شکل ضمیر بسته به جنسیت و حالت جمله تغییر میکنه
به حالات مختلفش میپردازیم
Nominativ
↓
Maskulin 🔵 --> Herr Reuter ist der Mann, der beim Pannendienst arbeitet
آقای رویتر مردی است که در امداد کار میکند
Neutral 🟢 --> es ist das Auto, das einen Schaden hat
این ماشینیه که یک خرابی (خسارت) داشته است
Feminin 🔴 --> Johanna ist die Person, die das Auto gefahren hat
یوهانا شخصیه که ماشین را راند
Plural 🟠 --> es sind die Geräusche, die Johanna Angst gemacht haben
این سروصدا ها است که یوهانا رو ترسوند
حالا میریم سراغ حالت اکوزاتیو
Akkusativ
↓
Maskulin 🔵 --> Es entsteht ein Hafen, den die Schiffe benutzen
یک بندر درست میشه که کشتی ها ازش استفاده کنن
Neutral 🟢 --> Die Kreuzfahrtschiffe Sind ein Problem, das wir kennen
کشتی های کروز مشکلی هستن که ما از اون خبر داریم
Feminin 🔴 --> Venedig ist eine Stadt, die wir lieben
ونیز شهری است که ما آن را دوست داریم
Plural 🟠 --> Das bringen die Besucher, die wir jedes Jahr begrüßen
Dativ
↓
Maskulin 🔵 --> Venedig ist ein Ort, dem wir eine bessere Zukunft wünschen
ونیز جایی است که برای آن آینده بهتری آرزو میکنیم
Neutral 🟢 --> Kenia ist ein Land, dem wir gerne helfen möchten
کنیا کشوری است که مایلیم به آن کمک کنیم
Feminin 🔴 --> Venedig ist eine Stadt, der wir nur das Beste wünschen
ونیز شهریست که ما فقط بهترین ها را برای آن آرزو میکنیم
Plural 🟠 --> Da gibt es viele Menschen, denen die Situation nicht gefällt
افراد زیادی هستند که این وضعیت را دوست ندارند
🔹 اگه دقت کنین ضمیر نسبی یا موصولی در حالت جمع داتیو به شکل "denen" ظاهر شده
🔹 یه in denen داریم ( خیلی استفاده میشه ) که در انگلیسی به شکل in which ازش استفاده میکنیم
🔸 Die Situationen, in denen wir uns befinden, sind oft herausfordernd
The situations in which we find ourselves are often challenging
🔸 Die Bücher, in denen viele Informationen enthalten sind, sind sehr nützlich
The books in which many pieces of information are contained are very useful
❤🔥4❤2👍2
#لغات44
وقت بخیر
چند لغت و عبارت مترادف (Synonyme) با schreiben داریم که دونستنشون بهمون کمک میکنه
1 - aufschreiben - aufgeschrieben - schrieb auf
یادداشت کردن
🔹حالا همین خودش یه مترادف داره
2 - notieren - notiert - notierte
یادداشت کردن , نوت برداری
🔹 از لحاظ معنایی فرق خاصی ندارن و میشه از جفتشون استفاده کرد فقط مورد اول حالت کلی تری داره
3 - etwas schriftlich festhalten
چیزی را به صورت کتبی ثبت کردن
🔸 Du solltest diesen Vertrag wirklich schriftlich festhalten
شما باید این قرارداد رو به صورت مکتوب بنویسید
🔹 این یکی خیلی رسمیه و بیشتر برای ثبت نوشته های offiziell کاربرد داره
4 - verfassen - verfasst - verfasste
تألیف کردن ، نوشتن
🔸 die Autorin verfasste zwei Kapitel ihres Buches in einer einsamen Hütte im Wald
نویسنده (مونث) دو فصل از کتاب خود را در یک کابین در جنگل نوشت
🔹 همونطور که مشخصه برای نوشتن و تألیف کردن کتاب ها و مقالات استفاده میشه
5 - zu Papier bringen
بر روی کاغذ آوردن
🔸 Ich muss morgen meinen Aufsatz für die Uni abgeben, aber ich habe noch kein Wort zu Papier gebracht
6 - beschriften
🔹 آنچنان عمل نوشتن رو نمیرسونه بلکه بیشتر به معنی یک چیزیو حک کردن ، لیبل زدن هستش
در آینده بیشتر به این عبارات مترادف میپردازم
حالا میریم سراغ باقی لغات
7 - der Aufsatz - Aufsätze
مقاله رساله
8 - sortieren - sortiert - sortierte
طبقه بندی کردن
🔸 Ich sortiere die Briefe nach ihrem Datum
9 - ordnen - geordnet - ordnete
مرتب کردن
🔸 Ich habe die Briefmarken geordnet
🔹 حالا شاید با فعل aufräumen (مرتب و تمیز کردن ) اشتباهش بگیرید ولی این دوتا با هم فرق دارن aufräumen بیشتر تمیز کردن یک اتاق ، خونه رو میرسونه ولی ordnen یه چیز کلیه و میتونه ترتیب داشته باشه
10 - organisieren - organisiert - organisierte
هماهنگ کردن ، سازمان دادن
🔸 Herr Müller hat eine große Party organisiert
11 - verteilen - verteilt - verteilte
تقسیم کردن ، پخش کردن
🔹 کلی فعل با teilen داریم که در آینده راجع بهشون صحبت میکنم
وقت بخیر
چند لغت و عبارت مترادف (Synonyme) با schreiben داریم که دونستنشون بهمون کمک میکنه
1 - aufschreiben - aufgeschrieben - schrieb auf
یادداشت کردن
🔹حالا همین خودش یه مترادف داره
2 - notieren - notiert - notierte
یادداشت کردن , نوت برداری
🔹 از لحاظ معنایی فرق خاصی ندارن و میشه از جفتشون استفاده کرد فقط مورد اول حالت کلی تری داره
3 - etwas schriftlich festhalten
چیزی را به صورت کتبی ثبت کردن
🔸 Du solltest diesen Vertrag wirklich schriftlich festhalten
شما باید این قرارداد رو به صورت مکتوب بنویسید
🔹 این یکی خیلی رسمیه و بیشتر برای ثبت نوشته های offiziell کاربرد داره
4 - verfassen - verfasst - verfasste
تألیف کردن ، نوشتن
🔸 die Autorin verfasste zwei Kapitel ihres Buches in einer einsamen Hütte im Wald
نویسنده (مونث) دو فصل از کتاب خود را در یک کابین در جنگل نوشت
🔹 همونطور که مشخصه برای نوشتن و تألیف کردن کتاب ها و مقالات استفاده میشه
5 - zu Papier bringen
بر روی کاغذ آوردن
🔸 Ich muss morgen meinen Aufsatz für die Uni abgeben, aber ich habe noch kein Wort zu Papier gebracht
6 - beschriften
🔹 آنچنان عمل نوشتن رو نمیرسونه بلکه بیشتر به معنی یک چیزیو حک کردن ، لیبل زدن هستش
در آینده بیشتر به این عبارات مترادف میپردازم
حالا میریم سراغ باقی لغات
7 - der Aufsatz - Aufsätze
مقاله رساله
8 - sortieren - sortiert - sortierte
طبقه بندی کردن
🔸 Ich sortiere die Briefe nach ihrem Datum
9 - ordnen - geordnet - ordnete
مرتب کردن
🔸 Ich habe die Briefmarken geordnet
🔹 حالا شاید با فعل aufräumen (مرتب و تمیز کردن ) اشتباهش بگیرید ولی این دوتا با هم فرق دارن aufräumen بیشتر تمیز کردن یک اتاق ، خونه رو میرسونه ولی ordnen یه چیز کلیه و میتونه ترتیب داشته باشه
10 - organisieren - organisiert - organisierte
هماهنگ کردن ، سازمان دادن
🔸 Herr Müller hat eine große Party organisiert
11 - verteilen - verteilt - verteilte
تقسیم کردن ، پخش کردن
🔹 کلی فعل با teilen داریم که در آینده راجع بهشون صحبت میکنم
👍4❤3👏1
چند ماهی میشه که توی کانال فعالیتی نداشتم و احتمالا در اینده هم نخواهم داشت
ولی لازم دونستم سخن پایانیمو بنویسم
این رژیم اکثر آرزو هایی که از کودکی دنبال میکردم رو کشت
اگه هنوز سنتون کمه و نمیخواید به این سرنوشت دچار بشید از خونه بیاید بیرون و برای حق و آینده خودتون مبارزه کنین
باور کنید سگ بهتر از اینا یه مملکت رو اداره میکنه
از اینده نترسید شما اول باید از یه مشکل بزرگ بگذرید بعد نگران بعدیش باشید
نزارید این غده سرطانی بیشتر از این رشد کنه
ولی لازم دونستم سخن پایانیمو بنویسم
این رژیم اکثر آرزو هایی که از کودکی دنبال میکردم رو کشت
اگه هنوز سنتون کمه و نمیخواید به این سرنوشت دچار بشید از خونه بیاید بیرون و برای حق و آینده خودتون مبارزه کنین
باور کنید سگ بهتر از اینا یه مملکت رو اداره میکنه
از اینده نترسید شما اول باید از یه مشکل بزرگ بگذرید بعد نگران بعدیش باشید
نزارید این غده سرطانی بیشتر از این رشد کنه
❤41🤝7❤🔥4👎1
Forwarded from cheetz0.1
I'm collecting anonymous experiences about the Iran internet blackout and how it affected people and their loved ones.
I'd really appreciate it if you filled out this encrypted form and shared it with others.
دارم تجربههای مردم از قطعی اینترنت ایران و تاثیری که روی خودشون یا عزیزانشون گذاشته رو به صورت ناشناس جمعآوری میکنم.
خیلی ممنون میشم اگر این فرم رمزگذاریشده رو پر کنید و برای دیگران هم بفرستید.
https://cryptpad.fr/form/#/2/form/view/stSOVnvkOnbkxjeKfrumufBnpm1g4dZMHccNm-uTq0k/
I'd really appreciate it if you filled out this encrypted form and shared it with others.
دارم تجربههای مردم از قطعی اینترنت ایران و تاثیری که روی خودشون یا عزیزانشون گذاشته رو به صورت ناشناس جمعآوری میکنم.
خیلی ممنون میشم اگر این فرم رمزگذاریشده رو پر کنید و برای دیگران هم بفرستید.
https://cryptpad.fr/form/#/2/form/view/stSOVnvkOnbkxjeKfrumufBnpm1g4dZMHccNm-uTq0k/
cryptpad.fr
Encrypted Form
CryptPad: end-to-end encrypted collaboration suite
❤3