سید علی محمودی
438 subscribers
94 photos
11 videos
6 files
120 links
کانال رسمی سید علی محمودی

نشانی وب‌سایت:
drmahmoudi.com

نشانی فیس‌بوک:
facebook.com/S.A.Mahmoudi

تماس:
@samahmoudi
mahmoudi3000@gmail.com
Download Telegram
to view and join the conversation
Forwarded from S.A Mahmoudi
🔴 موانع اصلي استقرار حکومت قانون کدام اند؟

💢 افراد جامعه خرافاتي که در خلسه افيون‍ﻲِ خرافات جورواجور فرو رفته اند، به راحتي غل و زنجير استبداديان را مي پذيرند و به نظم دموکراتيک لعنت مي فرستند.


✍️ سید علی محمودی

1️⃣ انسان‌شناسیِ باژگونه


🔻نخستين مانع را بايستي در «انسان شناسي» جست وجو کرد. آن که با استقرار حکومت دموکراتيک مشکل دارد و دلبسته استبداد است، چه اظهار بکند، چه نکند، و چه بکوشد تصويري باژگونه و گول زننده به من و شما عرضه کند، انسان را موجودي عاقل، آزاد، برابر و انتخاب‌گر نمي داند.

🔻در نگاه او، نوع انسان موجودي است«لا يَشْعُر»، نابالغ، محتاج قيم، نابرابر و فاقد قدرت انتخاب. بايد به جاي او فکر کرد، بايد براي او انتخاب کرد، بايد به جاي او تصميم گرفت، بايد اهميتي به نظر او نداد. او اصلاً نظري ندارد، بايد از او خواست که اطاعت کند، دنباله روي کند، در همه چيز و همه جا مقلد خوبي باشد، و در همه حال فراموش نکند که از«حمايت» ما دست برندارد.

🔻البته بايستي در برابر پاره اي از فضولي هاي او غَمض‌عين کرد. او وارد به جميع جهات مسائل غامض نيست. چيزهايي به گوشش مي خورد و همين طور طوطي وار تکرار مي کند. اين قبيل افراﺩ مُذَبذَب را بايد با تدبير ارشاد کرد. بايد به آنها ياد داد که در«معقولات» وارد نشوند. مانند پرسش از مشروعيت قدرت سياسي و چرايي اطاعت از حکومت و حقوق اساسي ملت.

🔻البته اگر آنان به زياده‌روي ادامه دهند، بايد تنبيهشان کرد تا براي سايرين«عبرت» شوند … آشکار است که اين تلقي از انسان به خودکامگي خدايگان بر بنده مي انجامد. آنچه به صغار ارزاني مي شود، از سر لطف خدايگان است،«امتياز»ي است که ارزاني بندگان درگاه مي شود. بنابراين، در قاموس خودکامگي، واژه اي به نام «شهروند» پيدا نمي شود؛ زيرا اساسا مردم حقوقي ندارند که شهروند ناميده شوند.

2️⃣ قانون‌گریزی

🔻دومين مانع بر سر استقرار حکومت قانون، عدم تمکين حاکمان و مردم به قانون است. اگر«حاکمان» قيد قانون را نپذيرند، دموکراسي اسمي بي مُسَما و لقلقۀ لسان خواهد بود. اگر «مردم» به قانون تمکين نکنند و حتي ميان خودشان، قانون و نظم را زير پا بگذارند، تاريکي استبداد و يا هرج و مرج، صدچندان ميشود.

3️⃣ اخلاق‌ستیزی

🔻سومين مانع در برابر حکومت قانون، کاستي و يا فروپاشي اخلاق در جامعه است. تجربۀ کشورداري نشان داده است که بدون پايبندﻱ نِسبي حاکمان و شهروندان به اصول اخلاقي، مانند وظيفه شناسي، درستکاري، امانتداري، وفاي به عهد، حرمت گذاري، قدرشناسي، راستگويي و مانند اينها، اجراي قوانين با مانع هاي جدي روبه رو مي شود. حتي اگر حکومت و مردم به راستي خواهان عمل بر مدار قانون باشند،«اخلاق» ضامن اجراي قانون است. بدون ايجاد فضاي لطيف اخلاقي، آمادگي لازم براي اجراي قانون پديد نمي آيد.

4️⃣ خرافه‌پرستی

🔻چهارمين مانع در استقرار حکومت قانون، فروبردن جامعه در هاويۀ خرافات، دل بستن به اميدهاي واهي، خيالبافي، خواب زدگي و توسل به جادو و جنبل، باز کردن سر کتاب و بستن دخيل به اشجار و اشيا و قدم زدن در عالم موهومات است.

🔻چنين جامعه اي، قانون و قانون گرايي را«بدعت» ميداند و با ديدي مشکوک به حکومت قانون و دموکراسي مي نگرد. افراد جامعة خرافاتي که در خلسة افيون‍ﻲِ خرافات جورواجور فرو رفته اند، به راحتي غل و زنجير استبداديان را مي پذيرند و به نظم دموکراتيک لعنت مي فرستند.

🔻به ياد داشته باشيم که جامعه هاي استبدادي به شدت جبري مسلک اند و هرچه به سرشان مي آيد، به غلط و با جفاکاريِ آشکار نسبت به دين، از تقديرات الهي ميدانند. آنان از اين هنر نيز برخورداراند که بلافاصله صفت جبري گري را در مورد خود حاشا کنند. از اين رو است که جوامع استبدادزده، مستعد قانون شکني، ستمگري و ستم پذيري و عقب ماندگي، در عين توّهمِ پيشرفت و به ميان آوردنِ لاف هاي خَلاف است.

متن کامل: 👇

💢 سید علی محمودی، درخشش‌های دموکراسی، تأملاتی در اخلاق سیاسی، دین و دموکراسی لیبرال، تهران، نشر نگاه معاصر.
@Drmahmoudi7
Forwarded from S.A Mahmoudi
🔴 انتخاب مسئولان حکومتي به معني «بيعت» با آنان نيست.

💢 در فلسفۀ سياسي دموکراسي، چيزي به اسم«بيعت» وجود ندارد. همه مسئوليت ها برپايۀ«انتخاب» است.

✍️ سید علی محمودی

📌بيعت با «انتخاب» فرق دارد. بيعت از ريشه «بَيَعَ» به معناي «دست دادن، دست فشردن، دست راست خود را به دست راست ديگري زدن براي ايجاب عقد بيع است.» بيعت را در اصطلاح، «نهادن دست راست در دست راست کسي به نشانه پذيرشِ اطاعت يا رياست وي» دانسته اند.

📌در بيعت شما نسبت به فردي که درخواست بيعت مي کند تمکين ميکنيد، اقتدار او را مي پذيريد و به آن گردن مي نهيد، با او پيمان وفاداري مي بنديد و از او اطاعت مي کنيد. فردي که طلب بيعت مي کند، پيشاپيش منصوب شده است. شما در اين انتصاب دخيل نيستيد. شما فقط انتصاب او را مي پذيريد و دستورات او را از سَ‍ﺮ اطاعت اجرا مي کنيد. در اين ميان انتخابي در کار نيست.

📌 اين که گفته شود مردم با فلان کس«بيعت» کردند، پس او را «انتخاب» کردند، گزارهاي غيرمنطقي و کاذب است. در فلسفۀ سياسي دموکراسي، چيزي به اسم بيعت وجود ندارد. همه مسئوليت ها بر پايۀ انتخاب است. شما افرادي را انتخاب مي کنيد و با اين انتخاب، هم آنان را به کار مي گماريد و هم مشروعيت آنان را امضا مي کنيد. ممکن است وضعيتي پديد آيد که شما همان طور که روزي تصميم گرفتيد حاکمان خود را برگزينيد و به کار بگماريد، همان طور هم تصميم بگيريد آنان را از کار برکنار کنيد.

📌مراد من از دموکراسي در اینجا«دموکراسي نمايندگي» است؛ يعني انتخاب افراد دانش آموخته، کارآزموده و پايبند به ارزش هاي دموکراتيک توسط مردم، براي به عهده گرفتن مسئوليت هاي حکومتي. در واقع مردم با انتخاب حاکمان به آنان «وکالت» مي دهند تا سمت هايي را براي مدتي معين عهده دار شوند. اين وکالت، مشروط است به انجام وظايف نمايندگي بر مدار قانون. اگر برگزيدگان مردم از حريم قانون فراتر روند و از قدرت سوء استفاده کنند، مردم حق دارند هر آنچه را به آنان واگذار کرده اند، پس بگيرند.

متن کامل: 👇

💢 سید علی محمودی، درخشش‌های دموکراسی، تأملاتی در اخلاق سیاسی، دین و دموکراسی لیبرال، فصل «در حکومت قانون، هيچ مقامي مافوق قانون نيست»، تهران، نشر نگاه معاصر.

@Drmahmoudi7
Forwarded from S.A Mahmoudi
💥ایران: حق محیط زیست، وضع محیط زیست

🔻مکان: تهران، سعادت آباد، پارک[بی‌نام]

🔻نمای نزدیک

🔻زمان: فروردین ماه 1400

⚠️ یک صحنه از هزاران


@Drmahmoud
Forwarded from S.A Mahmoudi
🔴 ناسازگاری میان فقه سیاسی و دولت مدرن

💢 هرگونه سعیی میان صفایِ فقه سیاسی و مروۀِ دولت مدرن بر بنیاد آزادی و عدالت و در نظام مبتنی بر دولت مدرن، به جایی نمی‌رسد و رهرو از هر طرف که برود، جز به وحشت او افزوده نمی‌شود. این عرصه سراسر بیابان است و راه بی‌نهایت- که بایستی از آن حَذرکرد. در یک کلام، از زِهدان فقه سیاسی(حکومت فقهی)، نوزادِ دولت مدرن(دموکراتیک) سربرنمی‌آوَرَد.

✍️ سید علی محمودی

🔻فقه در وضع قانون-که قانون اساسی سنگ بنای آن است-،چه جایگاهی دارد؟ آیا قانون را نسخ می‌کند و جای آنرا می‌گیرد، یا می‌پذیرد که عنداللزوم یکی از منابع قانون‌گذاری باشد؟ پاسخ صاحب این قلم روشن است: قانون نویسان می‌توانند برپایۀ نیاز به منابع لازم در قانون‌گذاری، به علم فقه نیز رجوع کنند و آنچه در این زمینه لازم و مفید می‌دانند، بردارند و به کار گیرند. بر این اساس می‌توان نظامنامۀ دولت مدرن را با استفاده از منابع گوناگون تدوین نمود، شامل: قرارداد، قانون های موضوعۀ پیشین یا جاری، آداب و رسوم، سنت ها، هنجارها، آموزه های دینی و احکام شرعی که در ادیان ابراهیمیِ یهودی، مسیحی و اسلام، در تورات، انجیل و قرآن به چشم می‌خورَد و درعلم فقه صورت‌بندی شده است. هرگاه در علم فقه نیز ایده‌ها و حکم‌هایی یافتیم که در امر قانون‌گذاری می‌تواند مفید و راهگشا باشد، چرا خود را از این علم بشری در کنار دیگر منابع محروم کنیم؟ به باورمن، چنین رویکردی به نحوۀ قانون‌گذاری، در هر دورۀ زمانی قابل انجام و راهگشا است و با نظریۀ دولت دموکراتیک در روزگار ما در تناقض نمی‌افتد.

🔻اما اگر فقه را به مثابۀ ترازو یا به تعبیر داود فیرحی، «فیلتر» در نظر بگیریم، آنگاه منابع قانونگذاری باید در این ترازو توزین شوند و از فیلتر بگذرند. به عبارت دیگر، این فقه است که نظام سیاسی را همانند دژی مستحکم و حِصنی حَصین بنیان می‌گذارد. براین اساس، فقه سنگ بنا و گرانیگاه است. سایر دانش‌ها، فلسفه‌ها و اندیشه ها، باید برای مشارکت و مساهمت در تدوین قانون اساسی و دیگر قوانین موضوعه، از شهریار فقه رخصت و اذن دخول بگیرند.

🔻در برابر این دیدگاه، پرسش‌هایی از این دست مطرح می‌شود: آیا قانون‌گذاری و برپایی نظام حکومتی، امور بشری و عرفی است، یا این دو از سوی خداوند تعیین و به مردم تکلیف شده است؟ آیا بر بنیان فقه سیاسی می‌توان قانون‌گذاری کرد و نظامی سیاسی تأسیس نمود که با حقوق بشر، دموکراسی، حاکمیت مردم، قانون‌گرایی، «برابری در مقابل قانون» و «برابریِ حقوقیِ شهروندان با یکدیگر»، هم‌آوا و همراه باشد؟ چرا باید فقه سیاسی را میزان و معیار تدوین قانون و تاسیس نظام حکومتی قرارداد؛ در حالیکه تمشیت امور جامعه یک امر بشری و عرفی است و در اسلام چیزی به نام نظام حکومتی وجود ندارد؟

🔻گیریم که فقه سیاسی را به عنوان سنگ بنای تدوین قانون اساسی و تشکیل نظام سیاسی پذیرفتیم، آنگاه پرسش این خواهد بود که کدام قرائت از دین و کدام مبنا در صدور احکام فقهی، بایستی مبنای قانون‌گذاری قرارگیرد؟ می‌دانیم که فقه مانند هر دانش بشری، دار اختلافات و مشاجرات است. فتواها در عرض یکدیگراند، نه در طول یکدیگر. چگونه در چالش احکام متفاوت و مخالف یکدیگر- که همه، فهم فقیهان از شریعت است-، می‌توان بر اساس فقه، قانون نوشت و دستاوردهای حقوقی و قانونی بشری را در ترازوی فقه سنجید؟

🔻ویژگی‌های قانون را می‌تواند زیر پنج موضوع صورت‌بندی کرد:

1️⃣. بر حقوق ذاتی بشر نهاده شود؛
2️⃣ بر اساس عدالت و برابری تدوین شود؛
3️⃣بتواند نیازهای امروزیِ شهروندان را که مهم‌ترین آنها نظم، عدالت، برابری، عدم تبعیض، حقوق شهروندی، حقوق اقلیت‌ها و تسهیل زندگی فردی و اجتماعی است فراهم سازد و پاسخ‌هایی دقیق و روشن به خواسته ها و نیازهای مردم ارائه دهد؛
4️⃣ با فصاحت و وضوح تدوین شود و کمترین نیاز را به تفسیر داشته باشد؛
5️⃣فصل‌الخطاب باشد به گونه‌ای که تمامی ارکان نظام سیاسی، تمامی حاکمان در تمام مراتب، همگی ذیل قانون و مطیع بی قید و شرط آن باشند و هیچ مقام سیاسی، برابر یا مافوق قانون نباشد و اجازه نداشته باشد قانون را با استفاده از چیزهایی همانند «وتو» و«امتیاز ویژه»، نسخ کند و از جانب خود به گونه‌ای خودسرانه و تحکمی، قانون بگذارد و بدین سان قانون‌های مصوب مجلس نمایندگان مردم را تعطیل کند و زیر پا بگذارد.


🔻ادامۀ متن:
INSTANT VIEW

💢متن کامل:
سید علی محمودی، «دربارۀ ناسازگاری میان فقه سیاسی و دولت مدرن»، پنداشت، دو فصلنامۀ سیاسی و اجتماعی، سال اول، شمارۀ نخست، اسفند 1399.

@Pendasht_Quarterly

@Drmahmoudi7

https://telegra.ph/state-04-13-2
Forwarded from S.A Mahmoudi
🔴 آيا شركت در انتخابات وظيفه‌ای ديني است؟

💢 انتخابات قلمرو دستور و فرمان نيست كه اطاعت بشود، تكليف دینی و مذهبی نيست كه به عنوان حکم الله یا جانشینان وی به گردن گرفته شود، و فریضه نيست که ادا بشود. انتخابات یک کنش انسانی مبتنی بر حقوق بنیادین بشر و مفهومی پيشا-ديني است.

✍️ سید علی محمودی

📌انتخابات اولاً و بالذات وظيفه يا فريضۀ ديني نيست بلكه بر پایۀ حقوق انسانی استوار است. فرض ما بر اين است كه انسان های عاقل، آزاد و برابر براساس قرارداد اجتماعی و بر بنیان قانون اساسیِ برآمده از خواست و ارادۀ مردم، از حق انتخاب کردن و انتخاب شده برخوردار می شوند. آنان از طريق انتخابات، بخش‌هايي از حقوق خود را در مدتی معين و در چارچوب خاصي به اشخاصی به عنوان نماینده یا وکیل خود واگذار می کنند تا آنان به وظایف نمایندگیِ خود برابر قانون عمل کنند؛ چه به عنوان رئیس جمهور، چه نماینده مجلس و چه نمایندۀ شوراهای شهر، و مانند این ها.

📌بنابراين انتخابات يك پديدۀ عرفي است كه شهروندان در آن شرکت می کنند تا آزادانه برگزینند و یا برگزیده شوند. شركت آنان در انتخابات برپایۀ قانون اساسی و حقوق مدني است. ممكن است این شهروندان ديندار باشند يا نباشند، ممكن است مذهب خاصي داشته باشند يا نداشته باشند؛ اين تفاوت ها ذاتی نیست بلکه امور فرعیِ مبتنی بر تفاوت ها و تنوع ها در جامعه های بشری است.

📌در نتيجه، انتخابات قلمرو دستور و فرمان نيست كه اطاعت بشود، تكليف دینی و مذهبی نيست كه به عنوان حکم الله یا جانشینان وی به گردن گرفته شود، و فریضه نيست که ادا بشود. ما در دين فریضه‌هايي داريم كه با ايمان قلبي آن ها را انجام مي‌دهيم، به شکلی داوطلبانه و با انتخاب خودمان؛ چنانکه اصل دينداري نیز یک انتخاب آزادِ بشری است. گاه شرکت در انتخابات به عنوان تكليف، فريضه و امثال اين ها در چارچوب حکم و فرمان(باید) مطرح می شود.

📌اگر انتخابات یک کنش انسانی مبتنی بر حقوق بنیادین بشر است، اگر انتخابات از اراده و اختیار شهروندان سرچشمه می گیرد و اگر انتخابات تخته بند آزادی های اساسیِ انسان ها است،-که چنین است-، مفهومی پيشا-ديني و بيرون از دايرۀ دين است. بنابراین، ارتباط، اختلاط و التقاطِ آن با دین، بي معني و کاری ناصواب است.

📌از اين گذشته، بايد توجه داشته باشيم كه وقتي به امور بشری و عرفي زیر عنوان مسائل ديني و يا تكاليف و فرايض ديني لباس دین بپوشانیم، در عمل اين شائبه به وجود مي‌آيد كه حكومت به نام دین و مذهب می خواهد هدف های و منويات خودش را به پيش ببرد. خرد انساني و تجربه بشري از ما می پرسد چرا بايد برای ساماندهیِ امور بشری که به اراده و اختیار شهروندان وانهاده شده، وارد حریم دین شویم که رسالت اصلیِ آن هدایت نوع انسان از طریق پیام آوران در جهت خدا و آخرت است.

📌البته خدا و آخرت، تنها هدف برانگیختن پیامبران نبوده است. پیروان ادیان ابراهیمی معتقد اند که دین راهنمای زندگیِ فردی و اجتماعیِ بشر در این جهان نیز هست. دين بر مدار کتاب و سنت، دارای تأثيرات فردي، اجتماعي و سياسي است، چراکه دين و سياست از هم جدا نيستند. اما دين پیام آور هدف های غایی، رهنمود های اساسی و جهت‌گيري‌هاي كلي با هدف دستیابی انسان به زندگی اخلاقی، سعادتمندانه در ابعاد فردی و اجتماعی، و در نهایت، صیرورت انسانِ باورمند به سوی استعلاء و هدایت است.

📌دین داران در این گستره و با نظر به این افق و چشم انداز با بهره گیری از خرد جمعی، دانش، فلسفه، اخلاق و تجربه، زندگی فردی و اجتماعیِ خود را سامان می دهند، جامعۀ سیاسی خود را برپایۀ قرارداد اجتماعی نظام می بخشند، قانون اساسی خود را می نویسند و نهادهای انتخابی خود را تأسیس می کنند. در این فراینده انسانی و نیکو، روابط مردم با یکدیگر« عمودی» است نه «افقی»، یعنی آمرانه و از بالا به پایین نیست، بلکه دایره وار و متعاملانه است، و با مشارکت آگاهانه، با همکاری و هم افزایی بر بنیان دموکراسی استوار است.

🆔@Drmahmoudi7
Forwarded from S.A Mahmoudi
🔴 «اصلاح طلبی حکومت‌محور» و کنشگری مدنیِ تاج‌زاده در مسیر«گذار به دموکراسی»

✍️ سید علی محمودی

این که سید مصطفی تاجزاده در کار بررسی برای نامزدی"انتخابات" باشد و حتی نام نویسی کند، نباید موجب حیرت و تعجب شود، زیرا:

1️⃣ واضح و مبرهن است که اصلاح گراییِ او بدون چارچوب و زیر چتر شناخته شده و تجربه شده"اصلاح گرایی حکومت محود" در سال های اخیر نیست. او برای خودش موازین و قیودی دارد که بر پایۀ آن ها همواره اعلام مواضع کرده است.

2️⃣ او چنانکه خود بارها گفته و نوشته، به هر قیمتی نمی خواهد وارد عرصه انتخابات شود‌(چه به عنوان رای دهنده و چه نامزد)، زیرا تا آنجا که مواضع و مشی سیاسی اش نشان می دهد، به دنبال شرکت در انتخابات و نیز کسب صندلی قدرت به هر قیمتی نیست.

3️⃣ او حق دارد و آزاد است که اگر اراده کند، به عنوان نامزد انفرادی انتخابات ثبت نام کند. بایستی به انتخاب او احترام گذاشت. شاید او به دلایل راهبردی و سیاسی، نمی خواهد در چارچوب ساختار اصلاح طلبان ، مسیر کنشگری انتخابات را الا آخر طی کند. در طی طریق برای رسیدن به مقصد، گروهی سوار قطار می شوند(و البته خواسته یا نخواسته باید قبل از رسیدن به تصمیم گیری در انتخابِ نامزد نهایی از سوی نهاد اصلاح طلبان ، قطار را ترک کنند)، بعضی نیز تصمیم می گیرند از ظرفیت وسیله نقلیه خودشان استفاده کنند.

4️⃣ باید اندیشید که تاجزاده در انتخابات پیش رو، به دنبال چه اهدافی است؟ آیا می خواهد به هر بهایی به سوی مرکب قدرت گام بردارد، یا اینکه در راه تداوم کنشگری اجتماعی و سیاسی متناسب با فضای انتخاباتی، با هدف تقویت و شتاب بخشیدن به مسیر گذار به دموکراسی است؛ یعنی هدف بنیادین او، هموار کردن راه انتخابات آزاد و امن بر وفق قانون است، با قید کنار گذاشتن"نظارت استصوابی"؟

5️⃣ به باور من، اگر تاجزاده به عنوان یک شخصیتِ شاخصِ سیاسی، مبانی و معیارهای خود را با هدف تغییرات و اصلاحات بنیادی در ایران کنار بگذارد و بدون قید و شرط و بدون برخورداری از یک استراتژی سنجیده، دقیق و درازمدت، به عنوان نامزد انتخابات نام نویسی کند( که بسیار بعید است)، به جرگه" اصلاح طلبان حکومتی" پیوسته که شرط های لازم برای شرکت در انتخابات را که مهم ترین آن ها انتخابات شفاف در چارجوب قانون اساسی است، به کناری نهاده اند. دست یازدیدن به چنین کاری از سوی تاجزاده، چیزی نیست جز یک قمار بزرگ سیاسی که فرجامی غیر از "شکست سیاسی و اجتماعی" همراه با خسران در حرکت تدریجی و خشونت پرهیز در گذار به دموکراسی برای ایران ندارد.

🆔 @Drmahmoudi7
https://telegra.ph/election-05-06
با مقالاتی از سید علی محمودی،داوود سلیمانی،ازاده جو،عبدالله ناصری،زهرا قزلباش،هما میرزا وزیری ،علیرضا معینی و...
Forwarded from S.A Mahmoudi
🔴 نقش«اپوزيسيون» در حکومت دموکراتيک

✍️ سید علی محمودی


📌فلسفة وجودي، ضرورت و کارکرد اپوزيسيون در حکومت دموکراتيک، اموري پذيرفته شده است که خرد جمعي به آن مهر تأييد مي گذارد؛ چرا که تلاش ها در رفع نواقص و تکميل کارآمدﻱ دموکراسي مصروف مي شود تا آزادي، عدالت و پيشرفت در کشور ارتقاء يابد.

📌اپوزيسيون در نظام دموکراتيک از حمايت قانون برخوردار است تا در کار نظام حاکم «نظارت» کند. اين نظارت شامل پرسشگري، نقادي، جلوگيري از قانونگذاري نامطلوب و بازداشتن دولت از خودکامگي و تماميت خواهي، مبارزه با انواع فساد، تبعيض، نابرابري و پنهانکاري است.

📌نقش ديگر اپوزيسيون، آمادگي براي «جايگزين شدن» به عنوان بديل دولت حاکم است. اپوزيسيون با برخورداري از موقعيت رسمي در نظام هاي دموکراتيک، همواره سياست ها و عملکردهاي حاکميت را به چالش مي کشد تا شمار خطاها، ناراستي ها و اقدامات غير قانوني يا فرا قانوني را به صفر برساند، يا دست کم کاهش دهد.

📌اپوزيسيون با اين نقش آفريني، در واقع به حاکميت ياري و کمک مي کند تا بر مدار قانوﻥ رفتار کند و ضريب مشروعيت و کارآمدي خود را به بالاترين حد ممکن برساند. اپوزيسيون در حکومت هاي دموکراتيک، براي حاکمان نعمتي بزرگ و تکيه گاهي اميدبخش است.

📌اپوزيسيون با مطرح کردن برنامه ها و ارائه راه حل هاي خود در فرايند مبارزات انتخاباتي، با دولت حاکم به رقابت ميپردازد و با جلب آراي مردم، در مقام دولت قرار ميگيرد. بديهي است که جابه جايي قدرت در نظام هاي دموکراتيک، هم از فرسودگي حاکميت جلوگيري مي کند، هم اميد به بهبود ادارة کشور را زنده نگاه مي دارد و هم نقش اپوزيسيون را به دولت مغلوب وا ميگذارد تا اين بار او به نقد قدرت سياسي بپردازد و دولت غالب را در سياست گذاري، برنامه ريزي و امور اجرايي ياري رساند.

📌در بريتانيا، رهبر اپوزيسيون به عنوان «نخست وزير جايگزين» داراي حقوق معين، همانند پاسخ گويي به مواضع نخست وزيري است که در رأس قدرت است. او به مثابه "اپوزيسيون علياحضرت ملکه" حقوق مي گيرد و طرف مشورتِ نخست وزير در ارتباط با مسائل مهم سياسي قرار مي گيرد.

📌در ايالات متحده، اپوزيسيون با نظارت مستمر نسبت به عملکرد رئيس جمهوري و دولت، از گرايش حاکميت به عدول از موازين دموکراتيک و يکهتازي جلوگيري ميکند و در کنگره، رئيس جمهوري و حزب حاکم را به چالش فرا مي خواند تا حاکميت از موازين قانوني و خواسته هاي مردم فاصله نگيرد. اپوزيسيون در نظامهاي دموکراتيک همانند شمشير داموکلس عمل ميکند تا دموکراسي نمايندگي از بازتاب دادﻥ ارادة ملي به سوي حاکميتِ گروهي از افراد جامعه تنزل نکند و به سوي حکومت مطلق استبدادي نگرايد.

💢 سید علی محمودی(1393)، درخشش‌های دموکراسی، تأملاتی در اخلاق سیاسی، دین و دموکراسی لیبرال، تهران، نشر نگاه معاصر.

🆔@Drmahmoudi7
Forwarded from S.A Mahmoudi
🔴 نقش«اپوزيسيون» در حکومت استبدادي

💢هرچه فرصت کنشگري از اپوزيسيون قانون‌گرا گرفته شود و هرچه فروغ روشنگري در جامعه کاستي پذيرد، حکومت استبدادي در هاويۀ بحران هاي ژرف تر فرو مي رود و مردم هرچه بيشتر اميد و اعتماد خود را نسبت به کاهش بحران ها از کف مي دهند و هر روز ناراضي تر ميشوند.

✍️ سید علی محمودی

🔻وضع اپوزيسيون در حکومت استبدادي در قياس با حکومت دموکراتيک(که در متن پیشین، زیر عنوام«نقش اپوزیسیون در حکومت دموکراتیک» به آن پرداختم)، از جهات مختلف متفاوت است:

📗نخست اينکه، اپوزيسيون از نظر قانوني ممنوع است و کنشگران آن فاقد حقوق و آزادي اند. اغراق نيست اگر گفته شود که حکومت استبدادي، اپوزيسيون را مقوله اي ضد اخلاقي معرفي مي کند که افراد آن عناصري خائن، فرصت طلب، مزدور بيگانه، فريبکار، فاسد و وطن فروش اند.

📗دوم اينکه، حکومت استبدادي، اپوزيسيون را در رديف«براندازي» معرفي مي کند تا امکان سرکوب کردن آنرا به عنوان تهديد جدي در برابر حاکمي‍ﺖِ تماميت طلب استبدادي فراهم سازند. آشکار است که اپوزيسيون و براندازي، دو مفهوم متفاوت است: يکي در چارچوب قانون اساسي و نظام حاکم عمل مي کند؛ ديگري به سوي فروپاشيدن قدرت سياسي گام برمي دارد. به سخن ديگر، به جاي آنکه در حکومت استبدادي درکي از امکانات، ظرفيت ها و مزاياي اپوزيسيون در جهت ادارۀ بهينة حکومت در حاکمان پديد آيد، اپوزيسيون به انحاء مختلف در فضايي شعارگونه، عوام گرايانه و غير شفاف، در عم‍ﻞ ترور شخصيت مي شود.

📗سوم اينکه، اپوزيسيون در حکومت استبدادﻱ مطلقه، مجالي براي بروز و ظهور و کنشگري فعال ندارد؛ زيرا حضور اپوزيسيون در جامعه مبتني بر قبول پيش‌فرض کثرت گرايي اجتماعي و سياسي، حاکميت قانون، چرخشي بودن تمامي حاکمان، و نصب، نقد و عزل آنان از سوي مردم، يعني در يک کلمه حاکميت نظام دموکراتيک بر کشور است. درست به همين دليل است که در نظام استبدادي مطلقۀ فردي، از شکل گيري احزاب، سازمان هاي غير دولتي و نهادهاي مدني جلوگيري مي کنند، يا اينگونه نهادها را سرکوب مي کنند، با اين بهانه که وجود احزاب و گروه ها در جامعه، مُخِّل وحدت و يکپارچگي مردم است.

📗چهارم اينکه، در حکومت استبدادي که يک ايدئولوژي، يک حزب و يک فرد بر جامعه و کشور به گونه اي انحصاري حکم مي راند، اپوزيسيون که خود را فاقد حقوق، آزادي و کنشگري مي يابد، به ناگزير«زيرزميني» مي شود؛ يعني راه فعاليت مخفي و حتي کشاکش مسلحانه با نظام استبدادي حاکم را در پيش ميگيرد. در واقع، اپوزيسيون که مي تواند براي حاکميت، فرصتي طلايي در راستاي کاهش خطاها و نقصان ها از يک سو، و افزايش مشروعيت و کارآمدي از سوي ديگر به شمار رود، به عنوان تهديدي جدي در برابر قدرت سياسي و سردمداران آن صف آرايي مي کند.

🔻اگرچه در نظام استبدادي تلاش مجدانه اي صورت مي گيرد که اپوزيسيون از صحنه قدرت سياسي محو شود، اما تجربه نشان داده است که این حکومت ها به ندرت مي توانند اپوزيسيون را محو و نابود کنند. اپوزيسيون، اگرنه آشکارا بلکه نهاني، به حرکت و پويش خود ادامه مي دهد؛ همانند پري رويي که تاب مستوري در عرصة جامعه و سياست ندارد، و اگر دﺭِ قانون و آزادي-که حق آن است- به رويش بسته شود، سر از روزﻥِ نقبي درمي آورد که از مخفيگاه خويش به سوي عرضه عمومي گشوده است.

🔻به هر حال در حکومت استبدادي، اپوزيسيون تهديدي جدي در برابر يکه تازي ها، قانون گريزي ها و افراط گري هاي حاکميت خودکامه به شمار مي رود، و رسانه هاي گروه‍ﻲ دولتي و رسمي مي کوشند از آن هيولايي ترسناک در ذهن و ضمير مردم بسازند. اپوزيسيون و پيوستن به آن، در ادبيات استبدادي، يک دشنام بزرگ و گناه نابخشودني است؛ زيرا اپوزيسيون در پي اصلاح و تغيير سياست ها و برنامه هاي ناصواب و تغيير سياستمداران بيکفايت يا فاسد است. اين همه، موجب وحشت و تزلزل حکومت استبدادي مي شود و خواب آرام را از چشم خودکامگان مي ربايد.

🔻در اين ميان، هرچه فرصت کنشگري از اپوزيسيون گرفته شود و هرچه فروغ روشنگري در جامعه کاستي پذيرد، حکومت استبدادي در هاويۀ بحران هاي ژرفتر فرو مي رود و مردم هرچه بيشتر اميد و اعتماد خود را نسبت به کاهش بحران ها از کف مي دهند و هر روز ناراضي تر مي شوند.

ادامۀ متن:
INSTANT VIEW

❇️ متن کامل:👇

سید علی محمودی(1393)، درخشش‌های دموکراسی، تأملاتی در اخلاق سیاسی، دین و دموکراسی لیبرال، تهران، نشر نگاه معاصر.

🆔@Drmahmoudi7

https://telegra.ph/Opposition-05-31
سید علی محمودی pinned «🔴 آيا شركت در انتخابات وظيفه‌ای ديني است؟ 💢 انتخابات قلمرو دستور و فرمان نيست كه اطاعت بشود، تكليف دینی و مذهبی نيست كه به عنوان حکم الله یا جانشینان وی به گردن گرفته شود، و فریضه نيست که ادا بشود. انتخابات یک کنش انسانی مبتنی بر حقوق بنیادین بشر و مفهومی…»
Forwarded from تحکیم ملت
🔖 آيا شركت در انتخابات وظيفه‌ای ديني است؟

دکتر سید علی محمودی:


💢 انتخابات قلمرو دستور و فرمان نيست كه اطاعت بشود، تكليف دینی و مذهبی نيست كه به عنوان حکم الله یا جانشینان وی به گردن گرفته شود و فریضه نيست که ادا بشود. انتخابات یک کنش انسانی مبتنی بر حقوق بنیادین بشر و مفهومی پيشا دينی است.

📌انتخابات اولاً و بالذات وظيفه يا فريضه‌ی دينی نيست؛ بلكه بر پایه‌ی حقوق انسانی استوار است. فرض ما بر اين است كه انسان‌های عاقل، آزاد و برابر براساس قرارداد اجتماعی و بر بنیان قانون اساسیِ برآمده از خواست و اراد‌ه‌ی مردم، از حق انتخاب کردن و انتخاب شده برخوردار می شوند. آنان از طريق انتخابات، بخش‌هايی از حقوق خود را در مدتی معين و در چارچوب خاصي به اشخاصی به عنوان نماینده یا وکیل خود واگذار می‌کنند تا آنان به وظایف نمایندگیِ خود برابر قانون عمل کنند؛ چه به عنوان رئیس جمهور، چه نماینده‌ی مجلس و چه نماینده‌ی شوراهای شهر، و مانند این ها.

📌 متن کامل این یادداشت را در لینک زیر بخوانید 👇

🔺 آیا شرکت در انتخابات وظیفه‌ی دینی است؟!

🆔 @Drmahmoudi7

📌 رسانه‌ی خبری_تحلیلی تحکیمِ ملت 👇

🆔 https://t.me/tahkimmelat
Forwarded from S.A Mahmoudi
🔴 انسان چیست:«غایت ذاتی و فی‌نفسه»، یا«ابزار و وسیله»؟

📗 انسان آنگاه که خرد خویش را به کار می‌گیرد، به سن عقل رسیده است. او دیگر صغیر نیست که به قیم و آقابالاسر نیازداشته باشد.

✍️ سید علی محمودی*

🔻مقدمه

آموزه‌های بنیادین ادیان بزرگ، فیلسوفان و دانشمندان جهان دربارۀ انسان، در این عبارت کوتاه خلاصه می‌شود که انسان عاقل، آزاد و برابر آفریده شده است. چنین رأیی درخور کاوش و تأمل بسیار است. ارسطو در منطق صوری، مفهوم انسان را با این عبارت صورت بندی کرده بود:« جسمِ نامیِ حساسِ ناطق.» پیداست که وجه تمایز انسان از جماد، گیاه و حیوان، نطق است که در فرهنگنامه ‌ها به معنی« سخن، گفتار و کلام» آمده است. ناطق کسی است که دارای قدرت فهم است.
ایمانوئل کانت در سدۀ هجدهم میلادی، انسان را «غایت ذاتی و فی‌نفسه» نامید. این عبارت دارای چه معنایی است و چه الزاماتی را به دنبال دارد؟ در دین اسلام، قران به«کرامت انسان» تاکید نهاده است، بدون افزودن صفتی یا قیدی به واژۀ« انسان». کرامت چیست و چرا خداوند انسان را دارای کرامت می‌داند؟ به ترتیب و بطور اجمال، به موضوع هایی که ذکر شد می‌پردازم.

1️⃣ انسان و خِرَد
عاقل نامیدن انسان به مثابۀ یک استعداد بشری جای درنگ ندارد. تمایز میان عاقل بودنِ بالقوه و به فعلیت درآوردن قوۀ عقل در انسان نیز به شرح و بسط حاجت ندارد. بی‌تردید خردمند شخصی است که می‌تواند نیروی عقل خویش را به کار بگیرد. او با توسل به اراده چنین می‌کند. انسان در پرتو تعلیم و تربیت و کسب تجربه و مهارت، قادر خواهد بود به بلوغ عقلانی برسد تا بتواند آزادانه جهان پیرامون خویش را درک کند، تحلیل کند، مورد سنجش و ارزیابی قرار ‌دهد و به جایگاه تصمیم‌گیری برسد. از این منزلگاه است که انسان درک روشنی از آزادی به دست می‌آورد.

2️⃣ انسان و آزادی
انسانِ آزاد برپایۀ اختیار و انتخاب‌گری، هدف‌های زیست فردی و اجتماعی خود را رقم می‌زند و سبک زندگی خویش را تعیین می‌کند. او به نیروی اخلاق درمی یابد که آزاد است. به عنوان نمونه، کودکی با عبور از عرض خیابان در خطر تصادف قرارگرفته است. رهگذری با مشاهده این وضعیت، براساس وجدان اخلاقی بی‌درنگ به نجات کودک می‌شتابد. او با این کنش آگاه می‌شود که دست به کرداری آزادانه زده است و بدین سان با مفهوم آزادی آشنا می‌شود. برای این شخص، در سایۀ آموزش، آزادی به مثابۀ یک حق انسانی مطرح می‌شود. بهره مندی از انواع آزادی ها در چارچوب قانون های موضوعه و عادلانه، تعریف و تحدید می شود.

3️⃣ انسان و برابری
انسان، برابر نیز آفریده شده است. انسان ها با یکدیگر برابراند. نابرابری‌ها- در صورتی که تبعیض آمیز نباشند-، در تجربه و عمل انسانی رخ می‌نمایند؛ مانند نابرابری‌های اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی. اما انسان ها در انسان بودن با یکدیگر برابراند، همانگونه که عاقل و آزاداند. انسانِ عاقل، آزاد و برابر، غایت ذاتی و فی‌نفیسه است؛ یعنی خود غایت و هدف خویش است. انسان‌ها در غایت فی‌نفسه بودن نیز با یکدیگر برابراند. اگر این گزاره را انکار کنیم با بدیل آن مواجه می‌شویم، به این معنی که انسان وسیله و ابزار است. بدین سان انسان می‌تواند مانند هر ابزار دیگری توسط انسان‌های دیگر به کار گرفته شود. چرا انسان ابزار و وسیله نیست؟ زیرا انسان«شخص» است، نه«شیئ».

🔻کانت به ما می‌آموزد که می‌توانید شیئ را تصاحب و تملک کنید، آنرا به تصرف درآورید، آنرا تغییر شکل دهید، آنرا بخرید و بفروشید، اما انسان شیئ نیست که تصرف شود و مورد معامله قرار گیرد، بلکه شخص است. از این رو نمی‌توان انسان را به مثایۀ ابزار به کار گرفت. انسان بر پایۀ حق و اخلاق، نه می‌تواند از خود استفاده ابزاری کند و نه از دیگران. هر ایده و سازوکاری اعم از نظریۀ دولت، خط‌مشی، قانون، راهبرد و برنامه که بر پایۀ نگرش ابزاری به انسان فراهم شود، اعلام جنگ و ستیز با انسان به مثابۀ غایت ذاتی و فی‌نفسه است. به عبارت دیگر، شیء وارگی انسان، او را تا حد جمادات، یعنی موجودات فاقد احساس، تعقل و اراده فرو می‌کاهد. برآیند این نگاه انسان‌ستیز، صدور گذرنامۀ ورود افراد یا دولت های افسارگسیخته به حریم شخصی و جمعی انسان‌ها برای دست زدن به هرگونه عمل تجاوزگرانه و جنایت‌آمیز است: از ایجاد ناامنی و وحشت گرفته تا انواع خشونت های فیزیکی، مانند بازداشت غیر قانونی، شکنجه، ترور، زندان انفرادی، اعتراف‌گیری اجباری و مانند این‌ها.

❇️ ادامۀ متن:
INSTANT VIEW

💢 ماهنامه کوچه، شماره ۳۴، خرداد ماه ۱۴۰۰
🆔@Drmahmoudi7

https://telegra.ph/Man-06-19-2
Forwarded from S.A Mahmoudi
Forwarded from S.A Mahmoudi
🏴«سرباز معلم» جان داد؛ از بس که امنیت ندارد.

🔻پنج سرباز- معلم، فرزندان برومند ملت ایران، به نام‌های:

📗راشد پاهنگ
📗سروان ناهیدی
📗طیب شه‌بخش
📗عبد‌الرحمن دلیری
📗ناصر گلستان
در «تصادف» اتوبوس در یزد مظلومانه جان باختند.

▪️تسلیت به خانواده‌های داغدار و مصیبت‌ دیده.

⚠️ناوگان حمل و نقل فرسوده، راه‌های ناآباد، دربرابر چشمان«مسئولان»ی که عمدۀ حواسشان بیرون از مرزهای ایران است...چرا؟

❤️مام میهن، اندوهگین، اندیشناک و نگران است.

🖌طرح: هادی حیدری

🆔@Drmahmoudi7
Forwarded from S.A Mahmoudi
📗 پرسش و پاسخ

🔴 اگر انسان را«غایت ذاتی» بدانیم، نقش خداوند در خلقت او که «پرستش» خداست چه می‌شود؟


💠 پرسش:

[...] سؤال میکنم که بیاموزم:
«انسانِ عاقل، آزاد، و برابر، غایت ذاتی و فی نفسه است؛ یعنی خود غایت و هدف خویش است.»...
در این معنایی که برای گزاره فوق برگزیده اید :(انسان غایت و هدف خویش است)، نقش خدا در خلقت او و اینکه غایتش را نه خود او، بلکه «پرستش» دانسته کجا قرار گرفته است؟ (ما خلقت الجن و الانس الا لیعبدون)
نمیخواهم گزاره مورد اشاره شما را انکار کنم اما سؤالم اینست که اگر غایت را خود انسان فرض کنیم در این میان هدف از تعبیهٔ عقل و آزادی و برابری و هزاران نعمت دیگر در وجود او چه می شود؟ اینهمه برای چه؟
این نمی شود همان انسان برای انسان اومانیزم؟ ممکنه بیشتر توضیح بدین؟

✍️ پاسخ:

🔻سلام بر دوست گرامی و نکته سنج.
ممنون از لطف شما.[...] اما در پاسخ، سه نکته را به عرض می رسانم:

1️⃣ می دانیم که کانت، مسیحی پروتستانت از شاخه پاک دینان(پیوریتن ها) بوده است که یگانه پرست اند. او در فلسفه دین و تئولوژی، انسان ها را مخلوق خداوند می داند که براساس اختیاری که دارند، فکر و عمل می کنند. او نوع بشر را رو به تکامل(صیرورت) می داند. بنابراین، نگرش کانت به انسان، ریشه در اندیشه مابعدالطبیعی او نیز دارد. او در رساله دین در محدوده عقلِ تنها، آراء الهیاتی خود را شرح داده است. از جمله اینکه بیش از یک دین وجود ندارد. ادیان، نمونه ها یا جلوه های دین یگانه اند.

2️⃣ اینکه کانت انسان را «غایت ذاتی و فی نفسه» خوانده است، در ساحَت عقل عملی(فلسفه اخلاق او) مطرح شده که ناظر به جایگاه و شخصیت انسان، در جنبه های فردی و اجتماعی، در جهان پدیدار است(فنومِن)؛ یعنی همین جهانی که ما در آن زندگی می کنیم. به همین دلیل است که در این ساحت، کانت انسان را به مثابه«شخص»معرفی می کند، در برابر«شیء» و نه در برابر خداوند متعال. بنابر این، انسانی که کانت می شناسد، ممکن است دیندار باشد(باورمند به مابعدالطبیعه) یا بی دین، اما در«انسان بودن»، او خود غایت خویش است؛ یعنی شیء نیست و نمی توان او را به کار گرفت. یکی از گزاره های«حکم تنجیزی» کانت این است: «چنان رفتار کن تا بشریت را چه در شخص خود و چه در شخصی دیگر، به‌عنوان غایت به شمار آوری و نه هرگز تنها همچون وسیله‌ای.» بر پایۀ این گزاره، انسان غایت ذاتی و فی‌نفسه است. پس او نمی‌تواند از خود یا دیگری به‌عنوان ابزار و وسیله استفاده کند. به باور کانت، اگر انسان را غایت فی نفسه ندانیم، لاجرم به عنوان «وسیله» شناخته می شود که می توان او را به کار گرفت و از او استفاده ابزاری کرد.

3️⃣ در قرآن، آیه ای که با:"لقد کّرمنا بنی آدم..." آغاز می شود، ناظر به«نوع بشر» است، نه فقط دینداران و مومنان؛ یعنی انسان به ماهُوَ انسان، دارای ارزش و کرامت ذاتی است. در نتیجه، گزارۀ«نسان غایت ذاتی و فی نفسه است»به معنی گسست از مابعدالطبیعه، پشت کردن به خدا و در نتیجه، خداناباوری نیست، بلکه ناظر به شخصیت نوع بشر و تمایز او از شیء، ابزار و وسیله است.

🔻اجازه بدهید این نکته را نیز بیفزایم که در ایران طی ۵۰ سال اخیر، کسانی از روی بی اطلاعی از فلسفه کانت و یا غرض و حِقد و حَسَد، کانت را فیلسوفی بی دین و مخالف دین داری معرفی کرده و اصناف تهمت ها و توهین ها را نثار او کرده اند. از جمله گفته اند:«:کانت سرباز شیطان است»(!)(رجوع شود به: Drmahmoudi7@ متنی زیر همین عنوان). در حالیکه کانت در نقد عقل محض(نقد اول) ذیل نقد تجربه‌گرایی می‌نویسد:«من دانش را کنار زدم تا جا برای ایمان باز شود.» این افرادِ نخوانده مُّلا و مُتهّور، افتخار می کنند که کانت ستیزی، بخشی از «غرب ستیزیِِ» فرمایشیِ آنان است که ۴۰ سال است علی الدوام با آن، اندیشه ها را غلب می کنند و به کژی و بی‌راهه می‌کشانند و البته نان آن را می خورند!
با تجدید احترام و مهر.

🆔@Drmahmoudi7
Forwarded from S.A Mahmoudi
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔴 خوزستان تنها نیست

🔴 خوزستان تنها نیست

📗 آب، نان، آواز

💢آواز: همایون شجریان

🔻شعر: محمد رضا شفیعی کدکنی

🔻آهنگ: علی قیصری

✍️ متن:

آنچنان بر ما به نان و آب اینجا تنگسالی گشت،
که کسی به فکر آوازی نباشد.
اگر آوازی نباشد، نباشد،
اگر آوازی نباشد،
اگر آوازی نباشد،
شوق پروازی نخواهد بود.


🆔@Drmahmoudi7
📝📝📝بیانیهٔ جمعی از فعالان مدنی و سیاسی ایران درباره اعتراضات شهروندان خوزستانی


مردم شریف ایران

حال خوزستان عزیز ما خوب نیست و حال ایران خوب نیست.

امروز کمتر شهروندی است که نداند پرآب‌ترین استان ایران مشکل آب شرب و کشاورزی دارد و پرسدترین استان آن با کمبود مواجه است. مردمی که روی بزرگ‌ترین منابع گازی و نفتی جهان زندگی می‌کنند، بعضا از گاز لوله‌کشی‌شده محرومند، و حاصل‌خیزترین استان کشور باردیگر همچون دوران جنگ، با بیشترین مهاجرت ساکنانش روبرو شده است، و در استانی که بیشترین منابع ثروت و مستعدترین بنادر و جاذبه‌ها جمع است و مردمان آن بیش از همه طعم تلخ ویرانی و آوارگی حاصل از جنگ را چشیدند و در برابر آن مقاومت جانانه کردند، هنوز بسیاری از شهرهایش مشکل خدمات اولیهٔ شهری و فاضلاب دارند و ناکارآمدی و سومدیریت‌ها و عدم دوراندیشی‌ها بیش از کاهش نزولات آسمانی، ‌باعث خشکی تالاب‌ها و هورها و مرگ حیوانات و تشنگی و رنج انسان‌ها و آلودگی هوا شده است.

علت اصلی این‌همه نابسامانی بی‌توجهی حاکمیت به توسعه است و این‌که عمق استراتژیک نظام را در رضایت ملت و جلب مشارکت آنان به منظور دستیابی به توسعه همه‌جانبه، عادلانه، پایدار و متوازن نمی‌بیند و اولویت را به بلندپروازی‌های منطقه‌ای داده است و با حذف شایستگان با نظارت استصوابی، کشور و مردم را در سیلی از مصائب و مشکلات اعم از بی‌آبی و بی‌برقی و آلودگی هوا، افزون بر تورم و بی‌کاری و گرانی گرفتار کرده و برای مردم چاره ای جز بلندکردن صدای اعتراض خود باقی نگذاشته است.

باوجود این، معترضان سرکوب می‌شوند، به‌جای این‌که شنیده شوند و به مطالبات حداقلی آنها به شکلی کارآ، فوری و ریشه‌ای پاسخ داده نمی‌شود. این در حالی است که وظیفه حکومت تمکین به رای و نظر ملت است نه امنیتی‌سازی اعتراضات آرام و مدنی آنها. حاکمیت باید اصل ۲۷ قانون اساسی یعنی حق اعتراض و تجمع مسالمت‌آمیز شهروندان را به رسمیت بشناسد. به ویژه آنکه مشکلات و محرومیت‌هایی که باعث این حد از نارضایتی و اعتراض و احساس تبعیض میان بخش وسیعی از هم‌وطنانمان از جمله در خوزستان شده، حاصل انباشت ده‌ها سال خطای حکمرانی و ضعف‌ها و آسیب‌های ساختاری است و همهٔ دولت‌های دهه‌های اخیر در ایران، در آن نقش داشته‌اند.

گام اول برای پاسخگویی به مطالبات شهروندان و حل ریشه‌ای معضلات به رسمیت‌شناسی مساله، پذیرش و اعتراف به خطا در دهه‌های گذشته چه در سیاست‌گذاری و چه در اجرا و چه در فرآیند انتخاب مدیران و مسوولان و تلاش برای جبران اشتباهات است.

ما، جمعی از فعالان مدنی و سیاسی ایران، ضمن محکوم‌کردن سرکوب هم‌وطنان ناراضی و معترض خوزستانی، از مقامات عالی می‌خواهیم به جای امنیتی‌سازی اعتراضات و سرکوب معترضان، حق تظاهرات مسالمت‌آمیز مردم را به رسمیت بشناسند، و فرصت دهند معترضان، نهادهای نمایندگی موثرتری تاسیس کنند. آنگاه سخن معترضان را بشنوند، با نمایندگان‌شان گفتگو کنند و با سعه‌صدر و درک عصبانیت و خشم معترضان، برای پاسخگویی به مطالبات بر حق آنان، دلجویی از مردم و محرومیت‌زدایی، آبرسانی اضطراری به شهرها و روستاهای جنوب و غرب استان، ترمیم شبکه‌های آبرسانی موجود و راه‌اندازی تصفیه‌خانه‌های جدید برای نقاط بحرانی، رفع انواع تبعیض، صیانت موثرتر از محیط زیست، افزایش سهم استان از عواید طرح‌های توسعه، و اولویت‌دادن به  سیاست‌های خادم توسعهٔ مشارکتی، پایدار و متوازن (از جمله رفع تحریم‌ها) و کنار گذاشتن شعارزدگی و پرهیز از پرداختن به مجادله‌های خانمان‌سوز و پرهزینه در عرصه بین‌المللی و بازتوزیع عادلانه‌تر ثروت گام‌ بردارند.

🆔 @MostafaTajzadeh

📌متن کامل و اسامی امضاکنندگان را میتوانید در لینک زیر بخوانید:

https://bit.ly/3hX82co