ᥫ᭡ دُلوین⁩
78 subscribers
46 photos
8 videos
1 file
8 links
یادداشت‌های دلی...🌸🕊
Download Telegram
Forwarded from Harf Chat

قهرمان من!
5
اینکه امام رضا هم قبولت نکنه یعنی دیگه نمی‌دونم چیکار کنم....💔
4💔2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نمی‌دونم بخندم یا گریه کنم ولی آره
5
چه جوری میتونم | محمد ابراهیمی اصل | مترجمة للعربية | مناجات با…
Resala
هر موقع از همه چی و از خودم ناامید می‌شم، این نماهنگ رو گوش می‌کنم....
اتاق تاریک+دلتنگی+نماهنگ=سبک شدن و گریه کردن
5
رواقِ عشق
_ – ‌حمیدرضارجب‌زاده
با صدای شهید حمیدرضا رجب‌زاده:
امام رضا خیلی دوستت دارم
قدم قدم داره دلم می‌زنه فریاد
با چشم گریون جلوی پنجره فولاد
خدا می‌دونه ازخودم هیچی ندارم
هر چی که دارمو امام رضا بهم داد
خوبی‌هاتو نمی‌برم از یاد
به آبروی پنجره فولاد
کربلا چشمم به حرم افتاد
گفتم امام رضا خونه‌ات آباد
امام رضا خیلی دوستت دارم
امام رضا خیلی دوستت دارم
7
شهید حمیدرضا رجب‌زاده‌
اول دزدیدنشون، شکنجه‌کردن‌شون، جسارت‌کردن به ایشون و بعد به بدترین و وحشیانه ترین شکل ممکن به شهادت رسوندن‌شون.
از تمام این جنایات شون عکس و فیلم گرفتن و پخش کردن!
💔52
داداش کوچیکم میگه شبیه قلب بود و منم برات آوردم....🥲🩵🥹
🥰7🕊1
کاش مانند برادر حرمی داشت حسن
کاش مانند برادر کفنی داشت حسین
هر دو نورند و تفاوت سر همسر دارند
بد زنی داشت حسن
شیر زنی داشت حسین
سر به دامان برادر حسن آخر جان داد
کاش بالای سر خود حسنی داشت حسین
6💔1
عرش می‌گرید و مدینه یک‌صدا ناله سر می‌دهد. یکی در فراق مهربان‌ترین پیامبر تاریخ و دیگری در سوگ امام غریبی که حتی در خانه خود نیز محرم نداشت. سالروز رحلت رسول اکرم (ص) و شهادت امام حسن مجتبی (ع) تعزیت باد.
💔42
می‌روی مشهد خیابان‌ها شلوغ
شهر قم شبستان‌ها شلوغ
کربلا که کل ایوان‌ها
اربعین حتی بیابان‌ها شلوغ
یا امام حسن، هیچ‌کس مثل تو بی‌زوار نیست...
5💔1
اینکه می‌گیم جم میشیم باهم درس می‌خوانیم آیا واقعا امکان داره؟!!!!!!!
31😁1
من بی‌خبر ز حکمتت، تو باخبر ز حال من....
6
آلاء+لآله+دُلوین+بنت‌الکفیل+محوا+س.علوی=🌸💫🫠📚👀🍳
7
توی مسیر بازگشت به خانه، دلهره عجیبی به جانت می‌افتد. مدام سناریوهای مختلف را در ذهنت می‌چینی و دیالوگ‌ها را مرور می‌کنی. با خودت می‌گویی حتماً خسته‌اند، حتماً از چیزی کلافه‌اند یا شاید از دست تو دلخور باشند. خودت را برای یک اتمسفر سنگین آماده می‌کنی و سپر دفاعی‌ات را بالا می‌آوری تا بدانی چطور پاسخ دهی که اوضاع بدتر نشود.

اما همین که قدم به درون خانه می‌گذاری، تمام آن تصویرهای خاکستری رنگ می‌بازند. لبخندها منتظرت هستند و لحن‌ها پر از مهربانی است. نه خبری از عصبانیت است و نه دلخوری. دنیا برعکس تمام پیش‌بینی‌های تلخت، آغوش باز کرده است.

آن‌جاست که یک نفس عمیق می‌کشی، تمام سنگینی روی شانه‌هایت فرو می‌ریزد و با خودت فکر می‌کنی چقدر خوب است که گاهی ذهنمان اشتباه کند. چقدر شیرین است که اضطراب‌های ما، واقعیت را تاریک‌تر از آنچه هست نشان می‌دهند و بعد، زندگی غافلگیرمان می‌کند. تماشای این که همه چیز چقدر خوب پیش می‌رود، شبیه به بارانی است که تمام غبارهای نگرانی را از دلت می‌شوید و به تو یادآوری می‌کند که گاهی پشت درهای بسته، خانه‌ای امن و دلهایی پر از شوق منتظرت هستند. آرامش واقعی یعنی همین؛ فرو ریختن دیوارهای خیالی ترس در برابر حقیقت گرم یک استقبال صمیمی.
خدایا شکرت
🥰3