Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
• هوشِ سرشار یا کنجکاویِ بی وقفه؟
• این ویدیو به بررسی زندگی و دستاوردهای علمی ریچارد فاینمن، فیزیکدان برجسته و برنده جایزه نوبل میپردازد. فاینمن که علیرغم داشتن ضریب هوشی متوسط (۱۲۵)، با کنجکاوی بیپایان و پشتکار به یکی از بزرگترین دانشمندان زمان خود تبدیل شد، نقشی کلیدی در وقایع علمی مهم ایفا کرد.
@Discourseees
• این ویدیو به بررسی زندگی و دستاوردهای علمی ریچارد فاینمن، فیزیکدان برجسته و برنده جایزه نوبل میپردازد. فاینمن که علیرغم داشتن ضریب هوشی متوسط (۱۲۵)، با کنجکاوی بیپایان و پشتکار به یکی از بزرگترین دانشمندان زمان خود تبدیل شد، نقشی کلیدی در وقایع علمی مهم ایفا کرد.
@Discourseees
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
• افسانه های بدنسازی
• خیلی از چیزهایی که سالها توی باشگاه شنیدیم، امروز توسط تحقیقات جدید رد شدن. از سوزش عضله گرفته تا پنجره آنابولیک و ترس از هوازی؛ علم دیدگاه متفاوتی داره. این ویدیو رو ذخیره کن و برای کسی بفرست که هنوز این باورها رو قبول داره. به نظرت بزرگترین افسانه بدنسازی چیه؟
@Discourseees
• خیلی از چیزهایی که سالها توی باشگاه شنیدیم، امروز توسط تحقیقات جدید رد شدن. از سوزش عضله گرفته تا پنجره آنابولیک و ترس از هوازی؛ علم دیدگاه متفاوتی داره. این ویدیو رو ذخیره کن و برای کسی بفرست که هنوز این باورها رو قبول داره. به نظرت بزرگترین افسانه بدنسازی چیه؟
@Discourseees
1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
• تکامل مغز، چگونه تکامل باعث ایجاد خودآگاهی در مغز ما شد؟ آخرین قدم تکامل مغز؟ (→)
خودآگاهی دقیقاً چیست و چرا ما میتوانیم دربارهی خودمان فکر کنیم؟
آیا توانایی شناختن «خود» ویژگی منحصربهفرد انسان است یا ریشههای آن را میتوان در سایر حیوانات هم پیدا کرد؟
در این ویدیو به سراغ یکی از پیچیدهترین پرسشهای زیستشناسی، فلسفه و علوم اعصاب میرویم: خودآگاهی چگونه در فرایند تکامل شکل گرفته است؟
بررسی میکنیم که مغز چگونه به موجودی تبدیل شد که نهتنها محیط اطراف خود، بلکه خودش را نیز میتواند موضوع شناخت قرار دهد.
آیا خودآگاهی یک ویژگی ناگهانی و منحصربهفرد در انسان است یا حاصل انباشتهشدن تدریجی تواناییهای شناختی مختلف؟
برای پاسخ به این سؤال، شواهد مربوط به رفتار و شناخت حیوانات را بررسی میکنیم.
از توانایی تشخیص خود و پردازش اطلاعات اجتماعی گرفته تا حافظه، پیشبینی آینده و درک ذهن دیگران.
همچنین بررسی میکنیم که تکامل مغز انسان چه نقشی در ظهور شکل پیچیدهتری از خودآگاهی داشته است.
در بخش فلسفی ویدیو، با مفهوم «خود» و مسئلهی تجربهی اولشخص مواجه میشویم.
• صوتی
@Discourseees
خودآگاهی دقیقاً چیست و چرا ما میتوانیم دربارهی خودمان فکر کنیم؟
آیا توانایی شناختن «خود» ویژگی منحصربهفرد انسان است یا ریشههای آن را میتوان در سایر حیوانات هم پیدا کرد؟
در این ویدیو به سراغ یکی از پیچیدهترین پرسشهای زیستشناسی، فلسفه و علوم اعصاب میرویم: خودآگاهی چگونه در فرایند تکامل شکل گرفته است؟
بررسی میکنیم که مغز چگونه به موجودی تبدیل شد که نهتنها محیط اطراف خود، بلکه خودش را نیز میتواند موضوع شناخت قرار دهد.
آیا خودآگاهی یک ویژگی ناگهانی و منحصربهفرد در انسان است یا حاصل انباشتهشدن تدریجی تواناییهای شناختی مختلف؟
برای پاسخ به این سؤال، شواهد مربوط به رفتار و شناخت حیوانات را بررسی میکنیم.
از توانایی تشخیص خود و پردازش اطلاعات اجتماعی گرفته تا حافظه، پیشبینی آینده و درک ذهن دیگران.
همچنین بررسی میکنیم که تکامل مغز انسان چه نقشی در ظهور شکل پیچیدهتری از خودآگاهی داشته است.
در بخش فلسفی ویدیو، با مفهوم «خود» و مسئلهی تجربهی اولشخص مواجه میشویم.
• صوتی
@Discourseees
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
• مناظره علمی ꞉ آیا روایت تکامل و خلقت انسان همزمان میتوانند درست باشد؟ (→)
فایل صوتی
@Discourseees
فایل صوتی
@Discourseees
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
• ماشین گرفتگی، علت، پیشگیری و درمان (→)
• سرفصلهای ویدیو:
00:00 - مقدمه و آشنایی با بیماری حرکت
01:04 - ماشینگرفتگی در چه شرایطی رخ میدهد؟
01:44 - علت علمی بیماری حرکت (مغز، چشم و گوش داخلی)
02:53 - مهمترین علائم موشن سیکنِس
03:33 - ۵ نکته طلایی برای پیشگیری از ماشینزدگی
04:50 - راهکارهای دارویی (دیمن هیدرینات و دیفن هیدرامین)
05:37 - اقدامات فوری در صورت بروز تهوع در سفر
• صوتی
@Discourseees
• سرفصلهای ویدیو:
00:00 - مقدمه و آشنایی با بیماری حرکت
01:04 - ماشینگرفتگی در چه شرایطی رخ میدهد؟
01:44 - علت علمی بیماری حرکت (مغز، چشم و گوش داخلی)
02:53 - مهمترین علائم موشن سیکنِس
03:33 - ۵ نکته طلایی برای پیشگیری از ماشینزدگی
04:50 - راهکارهای دارویی (دیمن هیدرینات و دیفن هیدرامین)
05:37 - اقدامات فوری در صورت بروز تهوع در سفر
• صوتی
@Discourseees
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
• استفاده از آزمایشات چکاپ برای، تخمین سکته مغزی و قلبی(→)
• در این ویدیو یاد میگیرید که چطور با استفاده از اعداد و فاکتورهای موجود در برگه آزمایش چکاپ دورهای (مثل کلسترول، فشار خون، eGFR، قند و شاخص BMI)، درصد احتمال و ریسک ابتلا به بیماریهای قلبی-عروقی و سکته قلبی یا مغزی را در ۱۰ تا ۳۰ سال آینده محاسبه کنید.
• تایمبندی (فصلهای ویدیو):
00:00 - مقدمه و پیشبینی ریسک سکته با آزمایش
00:32 - متغیرهای لازم در برگه آزمایش و محاسبه BMI
01:10 - نحوه ورود به محاسبهگر انجمن قلب آمریکا
01:46 - وارد کردن اطلاعات و شاخصهای سلامت
03:30 - تحلیل درصد ریسک سکته قلبی و مغزی
03:55 - راهکارهای کاهش و کنترل خطر ابتلا
• نکته مهم: این محاسبات برای افزایش آگاهی و غربالگری است و جایگزین تشخیص و دستورات پزشک متخصص نمیباشد.
@Discourseees
• در این ویدیو یاد میگیرید که چطور با استفاده از اعداد و فاکتورهای موجود در برگه آزمایش چکاپ دورهای (مثل کلسترول، فشار خون، eGFR، قند و شاخص BMI)، درصد احتمال و ریسک ابتلا به بیماریهای قلبی-عروقی و سکته قلبی یا مغزی را در ۱۰ تا ۳۰ سال آینده محاسبه کنید.
• تایمبندی (فصلهای ویدیو):
00:00 - مقدمه و پیشبینی ریسک سکته با آزمایش
00:32 - متغیرهای لازم در برگه آزمایش و محاسبه BMI
01:10 - نحوه ورود به محاسبهگر انجمن قلب آمریکا
01:46 - وارد کردن اطلاعات و شاخصهای سلامت
03:30 - تحلیل درصد ریسک سکته قلبی و مغزی
03:55 - راهکارهای کاهش و کنترل خطر ابتلا
• نکته مهم: این محاسبات برای افزایش آگاهی و غربالگری است و جایگزین تشخیص و دستورات پزشک متخصص نمیباشد.
@Discourseees
مقاله جدید و جالبی در Frontiers in Human Neuroscience یک مدل برای توضیح تجربه اراده آزاد تحت فرض جبر علّی پیشنهاد میکند. تز اصلی این هست که تجربه «من این عمل را آزادانه انتخاب کردم» ممکن است حاصل یک خطای نسبت دادن علیت و نوعی شرطیسازی خرافی (superstitious conditioning) در حلقه حسیـحرکتی باشد که یعنی مقاله بیشتر دنبال توضیح منشا تجربه اراده آزاد است تا اینکه فقط بگوید اراده آزاد وجود ندارد.
دقت شود که این مقاله یک مدل نوروروانشناختی پیشنهادی است و شواهد تجربی جدیدی ارائه نمیکند. خود عنوان هم مشخص میکند که نویسنده ها تصمیمات را تحت جبر علّی فرض میکنند>> یعنی از یک فرض فلسفی شروع میکنند و بعد سعی میکنند تجربه اراده آزاد را در آن چارچوب توضیح دهند.
برای عزیزانی که به نوروساینس اراده، agency و self-attribution و رابطه تجربه آگاهانه با کنترل عمل علاقه دارند، سوال و مدل قابل بحثی ایجاد میکند. مخصوصا از این جهت که سوال را از آیا اراده آزاد داریم؟ میبرد سمت اینکه اگر تصمیمات تعیینشده باشند، تجربه agency و free will چطور شکل میگیرد؟
درکل مقاله به نظرم ارزش خواندن انتقادی دارد.
Kansala C, Cicek E, Nkansah-Okoree VB, Golding AW, Murugan NJ and Rouleau N (2026) Superstitious conditioning shapes the illusory experience of free will under causal determinism. Front. Hum. Neurosci. 20:1832135. doi: 10.3389/fnhum.2026.1832135
دقت شود که این مقاله یک مدل نوروروانشناختی پیشنهادی است و شواهد تجربی جدیدی ارائه نمیکند. خود عنوان هم مشخص میکند که نویسنده ها تصمیمات را تحت جبر علّی فرض میکنند>> یعنی از یک فرض فلسفی شروع میکنند و بعد سعی میکنند تجربه اراده آزاد را در آن چارچوب توضیح دهند.
برای عزیزانی که به نوروساینس اراده، agency و self-attribution و رابطه تجربه آگاهانه با کنترل عمل علاقه دارند، سوال و مدل قابل بحثی ایجاد میکند. مخصوصا از این جهت که سوال را از آیا اراده آزاد داریم؟ میبرد سمت اینکه اگر تصمیمات تعیینشده باشند، تجربه agency و free will چطور شکل میگیرد؟
درکل مقاله به نظرم ارزش خواندن انتقادی دارد.
Kansala C, Cicek E, Nkansah-Okoree VB, Golding AW, Murugan NJ and Rouleau N (2026) Superstitious conditioning shapes the illusory experience of free will under causal determinism. Front. Hum. Neurosci. 20:1832135. doi: 10.3389/fnhum.2026.1832135
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
• ارادهٔ آزاد در جهان علت و معلول (→)
• در این ویدیو به سراغ دیدگاه دنیل دنت دربارهٔ ارادهٔ آزاد میرویم. اگر رفتار ما نتیجهٔ علتهای پیشین است، آیا هنوز میتوانیم آزاد باشیم؟ دنت در کتاب Freedom Evolves نشان میدهد که آزادی لزوماً در تضاد با جهان علت و معلول نیست و میتوان آن را پدیدهای طبیعی و فرگشتیافته دانست.
@Discourseees
• در این ویدیو به سراغ دیدگاه دنیل دنت دربارهٔ ارادهٔ آزاد میرویم. اگر رفتار ما نتیجهٔ علتهای پیشین است، آیا هنوز میتوانیم آزاد باشیم؟ دنت در کتاب Freedom Evolves نشان میدهد که آزادی لزوماً در تضاد با جهان علت و معلول نیست و میتوان آن را پدیدهای طبیعی و فرگشتیافته دانست.
@Discourseees
چرا یک پادذره وقتی به ماده برسد، هر دو ناپدید میشوند؟
فرض کن یک ذره داری که از نظر جرم دقیقاً شبیه الکترون است، اما بار الکتریکیاش برعکس است. به این ذره میگوییم پوزیترون؛ پادذره الکترون.
حالا اگر این پوزیترون به یک الکترون برسد، اتفاقی رخ میدهد که اسمش به اندازه خودش عجیب است:
هر دو میتوانند نابود شوند و انرژی آزاد کنند.
اما اینجا یک سوءتفاهم خیلی رایج وجود دارد.
نابودی به این معنی نیست که ماده (هیچ) میشود.
در فیزیک چیزی از هیچ به وجود نمیآید و ماده هم به معنای مطلق کلمه به هیچ تبدیل نمیشود. آنچه اتفاق میافتد تبدیل شکل انرژی و تکانه از یک حالت به حالت دیگر است.
الکترون و پوزیترون هر دو جرم دارند. وقتی با شرایط مناسب با هم برخورد میکنند، میتوانند به فوتونهای پرانرژی، معمولاً پرتو گاما، تبدیل شوند.
یعنی چیزی که زمانی به شکل دو ذره مادی وجود داشت، بعداً به شکل میدان الکترومغناطیسی و فوتون ظاهر میشود.
جرم از بین نرفته؛ شکل فیزیکی سیستم عوض شده است.
این همان چیزی است که رابطه معروف اینشتین، E=mc²، در یکی از واقعیترین شکلهایش نشان میدهد.
جرم و انرژی دو چیز کاملاً بیارتباط نیستند.
جرم سکون یک سیستم میتواند به انرژی تبدیل شود و انرژی هم میتواند تحت شرایط مناسب به تولید ذرات دارای جرم منجر شود.
اما داستان پادذرات از این هم عجیبتر است.
تقریباً برای بسیاری از ذرات بنیادی شناختهشده، پادذرهای با ویژگیهای مشابه اما برخی اعداد کوانتومی با علامت مخالف وجود دارد.
پوزیترون پادذره الکترون است.
آنتیپروتون پادذره پروتون است.
حتی میتوان آنتیاتم ساخت؛ یعنی به جای الکترون از پوزیترون و به جای پروتون از آنتیپروتون استفاده کرد.
پس از نظر اصول فیزیکی، چیزی به نام (پادماده) کاملاً واقعی است.
اما یک سؤال بزرگتر وجود دارد:
اگر ماده و پادماده تقریباً به صورت جفت تولید میشوند، چرا جهان امروزی تقریباً تماماً از ماده ساخته شده است؟
این یکی از بزرگترین معماهای فیزیک بنیادی است.
در ابتدای جهان، طبق مدلهای فعلی، شرایط بسیار پرانرژی میتوانستند به تولید جفتهای ماده و پادماده منجر شوند.
اگر مقدار ماده و پادماده دقیقاً برابر بود و همهچیز کاملاً متقارن پیش میرفت، انتظار میرفت بیشتر آنها با برخورد به یکدیگر نابود شوند و در نهایت جهان عمدتاً از تابش باقی بماند.
اما این اتفاق نیفتاده.
ما در جهانی زندگی میکنیم که ستارهها، سیارهها، گاز، بدن خودمان و تقریباً تمام ماده معمولی آن از ماده ساخته شده است.
پس ظاهراً در مراحل بسیار ابتدایی کیهان، یک عدم تقارن بسیار کوچک میان ماده و پادماده ایجاد شده یا به وجود آمده است.
حتی اگر در ابتدا به ازای هر میلیارد پادذره، فقط کمی بیشتر از یک میلیارد ذره ماده وجود داشته باشد، پس از نابودی تقریباً کامل جفتها، همان مقدار ناچیز اضافی ماده میتواند تبدیل به تمام ماده معمولی شود که امروز میبینیم.
یعنی ممکن است چیزی که کل جهان مادی امروز از آن ساخته شده، حاصل یک اختلاف بسیار کوچک در یک تقارن بسیار بنیادی باشد.
و اینجا مسئلهای به نام (عدم تقارن ماده و پادماده) مطرح میشود.
فیزیکدانها میدانند که طبیعت در بعضی فرایندها بین ماده و پادماده کاملاً متقارن رفتار نمیکند. پدیدههایی مثل نقض CP در برخی فرایندهای ذرات بنیادی مشاهده شدهاند.
اما مقدار عدم تقارن شناختهشده در چارچوب فیزیک ذرات فعلی برای توضیح کامل مقدار ماده موجود در جهان کافی به نظر نمیرسد.
یعنی هنوز نمیدانیم چرا جهان به جای اینکه تقریباً فقط تابش باشد، سرشار از ماده است.
این مسئله فقط یک کنجکاوی نظری نیست.
چون اگر ماده و پادماده دقیقاً به شکل کاملاً متقارن رفتار میکردند، احتمالاً جهان امروزی اصلاً به شکل فعلی وجود نداشت.
نه ستارهای.
نه زمین.
نه سلولی.
نه انسانی که این سؤال را بپرسد.
یک تفاوت بسیار کوچک در رفتار بنیادی ذرات، در مقیاس کیهانی میتواند به تفاوتی تبدیل شود که تمام ساختارهای پیچیده بعدی به آن وابسته باشند.
حتی عجیبتر اینکه پادماده چیزی نیست که فقط در آزمایشگاه ساخته شود.
پوزیترونها در بعضی فرایندهای طبیعی هم تولید میشوند و در پزشکی از پوزیترونها در تصویربرداری PET استفاده میشود. در آنجا یک ماده پرتوزا پوزیترون منتشر میکند و پوزیترون پس از برخورد با الکترون، نابودی ذرهای ایجاد میکند که محصولات آن برای ساخت تصویر از فعالیت بافتها مورد استفاده قرار میگیرند.
یعنی همان پدیدهای که در نگاه اول شبیه یک اتفاق عجیب در فیزیک بنیادی است، در یک فناوری پزشکی واقعی هم کاربرد دارد.
اما هنوز بزرگترین سؤال سر جایش مانده:
چرا اصلاً ماده برنده شد؟
ادامه ی مطلب
@Discourseees
فرض کن یک ذره داری که از نظر جرم دقیقاً شبیه الکترون است، اما بار الکتریکیاش برعکس است. به این ذره میگوییم پوزیترون؛ پادذره الکترون.
حالا اگر این پوزیترون به یک الکترون برسد، اتفاقی رخ میدهد که اسمش به اندازه خودش عجیب است:
هر دو میتوانند نابود شوند و انرژی آزاد کنند.
اما اینجا یک سوءتفاهم خیلی رایج وجود دارد.
نابودی به این معنی نیست که ماده (هیچ) میشود.
در فیزیک چیزی از هیچ به وجود نمیآید و ماده هم به معنای مطلق کلمه به هیچ تبدیل نمیشود. آنچه اتفاق میافتد تبدیل شکل انرژی و تکانه از یک حالت به حالت دیگر است.
الکترون و پوزیترون هر دو جرم دارند. وقتی با شرایط مناسب با هم برخورد میکنند، میتوانند به فوتونهای پرانرژی، معمولاً پرتو گاما، تبدیل شوند.
یعنی چیزی که زمانی به شکل دو ذره مادی وجود داشت، بعداً به شکل میدان الکترومغناطیسی و فوتون ظاهر میشود.
جرم از بین نرفته؛ شکل فیزیکی سیستم عوض شده است.
این همان چیزی است که رابطه معروف اینشتین، E=mc²، در یکی از واقعیترین شکلهایش نشان میدهد.
جرم و انرژی دو چیز کاملاً بیارتباط نیستند.
جرم سکون یک سیستم میتواند به انرژی تبدیل شود و انرژی هم میتواند تحت شرایط مناسب به تولید ذرات دارای جرم منجر شود.
اما داستان پادذرات از این هم عجیبتر است.
تقریباً برای بسیاری از ذرات بنیادی شناختهشده، پادذرهای با ویژگیهای مشابه اما برخی اعداد کوانتومی با علامت مخالف وجود دارد.
پوزیترون پادذره الکترون است.
آنتیپروتون پادذره پروتون است.
حتی میتوان آنتیاتم ساخت؛ یعنی به جای الکترون از پوزیترون و به جای پروتون از آنتیپروتون استفاده کرد.
پس از نظر اصول فیزیکی، چیزی به نام (پادماده) کاملاً واقعی است.
اما یک سؤال بزرگتر وجود دارد:
اگر ماده و پادماده تقریباً به صورت جفت تولید میشوند، چرا جهان امروزی تقریباً تماماً از ماده ساخته شده است؟
این یکی از بزرگترین معماهای فیزیک بنیادی است.
در ابتدای جهان، طبق مدلهای فعلی، شرایط بسیار پرانرژی میتوانستند به تولید جفتهای ماده و پادماده منجر شوند.
اگر مقدار ماده و پادماده دقیقاً برابر بود و همهچیز کاملاً متقارن پیش میرفت، انتظار میرفت بیشتر آنها با برخورد به یکدیگر نابود شوند و در نهایت جهان عمدتاً از تابش باقی بماند.
اما این اتفاق نیفتاده.
ما در جهانی زندگی میکنیم که ستارهها، سیارهها، گاز، بدن خودمان و تقریباً تمام ماده معمولی آن از ماده ساخته شده است.
پس ظاهراً در مراحل بسیار ابتدایی کیهان، یک عدم تقارن بسیار کوچک میان ماده و پادماده ایجاد شده یا به وجود آمده است.
حتی اگر در ابتدا به ازای هر میلیارد پادذره، فقط کمی بیشتر از یک میلیارد ذره ماده وجود داشته باشد، پس از نابودی تقریباً کامل جفتها، همان مقدار ناچیز اضافی ماده میتواند تبدیل به تمام ماده معمولی شود که امروز میبینیم.
یعنی ممکن است چیزی که کل جهان مادی امروز از آن ساخته شده، حاصل یک اختلاف بسیار کوچک در یک تقارن بسیار بنیادی باشد.
و اینجا مسئلهای به نام (عدم تقارن ماده و پادماده) مطرح میشود.
فیزیکدانها میدانند که طبیعت در بعضی فرایندها بین ماده و پادماده کاملاً متقارن رفتار نمیکند. پدیدههایی مثل نقض CP در برخی فرایندهای ذرات بنیادی مشاهده شدهاند.
اما مقدار عدم تقارن شناختهشده در چارچوب فیزیک ذرات فعلی برای توضیح کامل مقدار ماده موجود در جهان کافی به نظر نمیرسد.
یعنی هنوز نمیدانیم چرا جهان به جای اینکه تقریباً فقط تابش باشد، سرشار از ماده است.
این مسئله فقط یک کنجکاوی نظری نیست.
چون اگر ماده و پادماده دقیقاً به شکل کاملاً متقارن رفتار میکردند، احتمالاً جهان امروزی اصلاً به شکل فعلی وجود نداشت.
نه ستارهای.
نه زمین.
نه سلولی.
نه انسانی که این سؤال را بپرسد.
یک تفاوت بسیار کوچک در رفتار بنیادی ذرات، در مقیاس کیهانی میتواند به تفاوتی تبدیل شود که تمام ساختارهای پیچیده بعدی به آن وابسته باشند.
حتی عجیبتر اینکه پادماده چیزی نیست که فقط در آزمایشگاه ساخته شود.
پوزیترونها در بعضی فرایندهای طبیعی هم تولید میشوند و در پزشکی از پوزیترونها در تصویربرداری PET استفاده میشود. در آنجا یک ماده پرتوزا پوزیترون منتشر میکند و پوزیترون پس از برخورد با الکترون، نابودی ذرهای ایجاد میکند که محصولات آن برای ساخت تصویر از فعالیت بافتها مورد استفاده قرار میگیرند.
یعنی همان پدیدهای که در نگاه اول شبیه یک اتفاق عجیب در فیزیک بنیادی است، در یک فناوری پزشکی واقعی هم کاربرد دارد.
اما هنوز بزرگترین سؤال سر جایش مانده:
چرا اصلاً ماده برنده شد؟
ادامه ی مطلب
@Discourseees