Discourse
23K subscribers
627 photos
8K videos
139 files
2.79K links
تبلیغات :
@MB137bot
Download Telegram
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
اگر در طبیعت، جنگل یا کویر دچار مارگزیدگی شدید، چه اقداماتی باید انجام دهید تا مصدوم با کمترین عارضه به مرکز درمانی برسد؟

در این ویدیو بر اساس آخرین راهنماها و گایدلاین‌های سازمان بهداشت جهانی (WHO)، اقدامات اولیه درست و نجات‌بخش بعد از مارگزیدگی را به صورت قدم به قدم آموزش می‌دهم. همچنین با بررسی یک نمونه واقعی از کودک ۵ ساله‌ای که به دلیل اقدامات نادرست دچار عوارض شدید شده بود، اهمیت این نکات را بررسی می‌کنیم.

در این ویدیو می‌آموزید:

اولین کار ضروری پس از مارگزیدگی در صورت تنها بودن یا بودن در گروه
چرا نباید از الکل برای ضدعفونی محل زخم استفاده کرد ؟
نحوه درست بی‌حرکت نگه‌داشتن و موقعیت اندام آسیب‌دیده
مرور اقدامات اشتباه و خطرناکی که هرگز نباید انجام دهید (نیشتر زدن، مکیدن، تورنیکه و یخ)
اگر اهل طبیعت‌گردی هستید، حتماً این ویدیو را تا انتها ببیند و برای دوستان طبیعت‌گرد خود بفرستید.

@Discourseees
8👌5❤‍🔥1🙏1💘1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
نامِ ریچارد داوکینز در بین تمامی کشور های خاورمیانه، بیشترین سرچ در گوگل را در کشور ایران داشته است.

در این ویدئو مصاحبه مریم نمازی، فعال حقوق بشر با پرفسور ریچارد داوکینز مشاهده می‌کنید.

دارای زیرنویس پارسی

@Discourseees
16😍3💋2👏1💘1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
طراحی هوشمند( تلاشی برای قالب کردن خلقت گرایی به عنوان یه مبحث علمیه)

با توضیحات دکتر استیون نوولا، عصب‌شناس

@Discourseees
6👍3❤‍🔥1👎1👏1
دنیسووان‌ها از هم‌عصران خود بلندقدتر بودند و گوشت زیادی می‌خوردند

دو پژوهش جدید، تصویر دقیق‌تری از یکی از اسرارآمیزترین خویشاوندان منقرض‌شده انسان ارائه می‌کنند. پژوهشگران با بررسی دو استخوان پای کشف‌شده از بستر تنگه پنگهو در نزدیکی تایوان، شواهدی به دست آورده‌اند که نشان می‌دهد دنیسووان‌ها هم جثه‌ای بزرگ و قدبلند داشته‌اند و هم رژیم غذایی آنها به‌شدت متکی بر گوشت بوده است.

دنیسووان‌ها حدود دو دهه پیش، پس از شناسایی DNA در استخوان انگشت کوچک یک انسان باستانی در غار دنیسووا در سیبری، به‌عنوان یک گروه انسانی متمایز شناخته شدند. از آن زمان، یافته‌های فسیلی مستقیم از آنها بسیار محدود بوده و بیشتر به یک فک، چند دندان و قطعاتی از استخوان محدود می‌شد. همین کمبود فسیل باعث شده بود شناخت ما از شکل و اندازه بدن آنها بسیار ناقص باشد.

اکنون دو استخوان پا، شامل یک استخوان ران و بخشی از استخوان درشت‌نی، اطلاعات تازه‌ای فراهم کرده‌اند. پژوهشگران با بررسی پروتئین‌های باستانی موجود در این استخوان‌ها، الگوی پروتئینی آنها را با بقایای دنیسووانی شناخته‌شده، از جمله فک پنگهو و استخوان انگشت غار دنیسووا، تطبیق دادند. نتایج نشان می‌دهد این دو استخوان متعلق به دو فرد دنیسووان بوده‌اند.

طول استخوان‌ها نشان می‌دهد ارتفاع بدن این دو فرد احتمالاً حدود ۱۸۰ و ۱۹۰ سانتی‌متر بوده است؛ قدی قابل توجه در مقایسه با بیشتر انسان‌های هم‌دوره.
برای مقایسه، میانگین قد مردان نئاندرتال حدود ۱۶۸ سانتی‌متر و میانگین قد مردان انسان خردمند حدود ۱۷۵ سانتی‌متر برآورد شده است. بنابراین دنیسووان‌ها احتمالاً از بسیاری از هم‌عصران خود بلندقدتر بوده‌اند، هرچند شواهدی از غول‌آسا بودن آنها وجود ندارد.

یافته‌های مربوط به رژیم غذایی نیز جالب است. بررسی نسبت ایزوتوپ‌های نیتروژن در یکی از استخوان‌ها نشان می‌دهد این فرد در سطح بالایی از زنجیره غذایی قرار داشته و رژیمی عمدتاً گوشتی داشته است؛ الگویی که شباهت زیادی به رژیم غذایی نئاندرتال‌های اروپایی دارد. در عین حال، برخلاف انتظار با توجه به زندگی در منطقه‌ای نزدیک به دریا، نشانه‌ای از مصرف قابل توجه ماهی و دیگر غذاهای دریایی دیده نشد. ایزوتوپ‌های نیتروژن بیشتر با مصرف جانوران خشکی‌زی گیاه‌خوار سازگار بودند.

البته از آنجا که اطلاعات رژیم غذایی تنها از یک فرد به دست آمده، نمی‌توان آن را به تمام جمعیت دنیسووان تعمیم داد. با این حال، این یافته می‌تواند نشان دهد که دنیسووان‌های جنوب‌شرقی آسیا نسبت به انسان‌های مدرن که بعدها وارد این منطقه شدند، دامنه غذایی محدودتری داشته‌اند.

یکی دیگر از یافته‌های مهم، سن استخوان‌ها است. برآوردی که در سال ۲۰۲۳ بر اساس ایزوتوپ‌های اورانیوم انجام شده بود، سن آنها را حدود ۱۶۰ هزار سال تخمین می‌زد. اما تاریخ‌گذاری رادیوکربن جدید، سن آنها را حدود ۴۵ هزار سال نشان می‌دهد. اگر این تاریخ‌گذاری درست باشد، این استخوان‌ها از جوان‌ترین بقایای دنیسووانیِ دارای تاریخ‌گذاری نسبتاً دقیق محسوب می‌شوند.

این تاریخ اهمیت ویژه‌ای دارد، زیرا حدود ۴۵ هزار سال پیش، انسان‌های مدرن در حال گسترش سریع در آسیا بودند؛ بنابراین دنیسووان‌های این منطقه احتمالا در دوره‌ای زندگی می‌کردند که تماس میان آنها و انسان خردمند امکان‌پذیر بوده است. شواهد ژنتیکی نیز نشان می‌دهد که انسان‌های مدرن در گذشته با دنیسووان‌ها آمیزش داشته‌اند و بخشی از DNA دنیسووانی هنوز در ژنوم برخی جمعیت‌های امروزی وجود دارد.

با این حال، یک محدودیت مهم باقی می‌ماند؛ اینکه استخوان‌های پنگهو از رسوبات طبیعی و دست‌نخورده یک محوطه باستان‌شناختی به دست نیامده‌اند، بلکه همراه با حجم زیادی از استخوان‌های جانوری توسط یک کشتی ترال صنعتی از کف دریا لایروبی شده‌اند. بنابراین ارتباط دقیق آنها با یکدیگر و تعیین موقعیت زمانی و محیطی‌شان دشوار است.

با وجود این محدودیت، یافته‌های جدید یک خلأ مهم در پرونده فسیلی دنیسووان‌ها را پر می‌کنند. اکنون می‌دانیم که این خویشاوند اسرارآمیز انسان نه‌تنها مغز و دندان‌های بزرگی داشته، بلکه دست‌کم برخی از افراد آن جثه‌ای بلند و قدرتمند نیز داشته‌اند. مهم‌تر از همه، مجموعه بزرگ استخوان‌های پنگهو ممکن است هنوز بقایای دیگری در خود داشته باشد که بتواند اطلاعات بیشتری درباره ظاهر، زندگی و سازگاری‌های دنیسووان‌ها در اختیار دانشمندان قرار دهد.

#سام

@Discourseees

🔗 Science
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
11👏3🙏1💘1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
«تانگوی عقرب‌ها» یا رقص جفت‌گیری عقرب‌ها؛

یکی از جالب‌ترین رفتارهای تولیدمثلی در عنکبوتیان است.

عقرب نر معمولاً اسپرم را مستقیماً وارد بدن ماده نمی‌کند. در عوض، ساختاری به نام اسپرماتوفور تولید می‌کند؛ یعنی یک بسته یا ساختار حاوی اسپرم.

روند کلی این‌طور است:

نر و ماده با پنجه‌ها یکدیگر را می‌گیرند و وارد رفتاری می‌شوند که به آن sexual promenade یا «پیاده‌روی جنسی» گفته می‌شود؛ همان چیزی که معمولاً به «تانگو» تشبیهش می‌کنند.

نر ماده را روی بستر مناسب حرکت می‌دهد و مرتباً جابه‌جا می‌کند تا محل مناسبی برای قرار دادن اسپرماتوفور پیدا کند.

نر اسپرماتوفور را روی سطح قرار می‌دهد. بنابراین چیزی که روی سنگ یا سطح می‌چسبد، معمولاً «اسپکتروم» نیست؛ اصطلاح درست اسپرماتوفور است.

سپس نر ماده را طوری هدایت می‌کند که دهانه تناسلی ماده، یعنی گونوفور، روی بخش دریافت‌کنندهٔ اسپرماتوفور قرار بگیرد.

اسپرماتوفور در اثر تماس و فشار مناسب، اسپرم را به دستگاه تولیدمثلی ماده منتقل می‌کند.

بعد از انتقال اسپرم، معمولاً نر و ماده از هم جدا می‌شوند؛ و در برخی گونه‌ها حتی خطر هم‌خواری جنسی توسط ماده وجود دارد.

@Discourseees
10👌5❤‍🔥1🔥1💘1
چرا یک انگل می‌تواند جنسیت یک جانور را تغییر دهد؟

در طبیعت، «نر» و «ماده» همیشه آن‌قدر که تصور می‌کنیم ثابت و غیرقابل‌تغییر نیستند.

در بعضی جانوران، جنسیت در طول زندگی می‌تواند تغییر کند؛ در بعضی دیگر، شرایط محیطی در تعیین جنسیت نقش دارد. اما یکی از عجیب‌ترین نمونه‌ها نه یک سازگاری طبیعی، بلکه نتیجه فعالیت یک انگل است.

انگلی به نام Wolbachia.

وولباخیا یک باکتری درون‌سلولی است که در تعداد بسیار زیادی از گونه‌های بندپایان، از جمله حشرات، عنکبوتیان و سخت‌پوستان یافت می‌شود. این باکتری نمی‌تواند مثل یک باکتری آزاد در محیط زندگی کند و برای تکثیر به سلول‌های میزبان وابسته است.

اما یک مشکل بزرگ دارد:

وولباخیا عمدتاً از طریق مادر به فرزند منتقل می‌شود.

یعنی باکتری داخل تخم قرار می‌گیرد و از یک نسل ماده به نسل بعدی منتقل می‌شود.

پس از دیدگاه وولباخیا، یک نر مسیر چندان مفیدی برای انتقال نیست.

اینجاست که انتخاب طبیعی می‌تواند رفتار بسیار عجیبی ایجاد کند.

اگر یک ماده آلوده به وولباخیا تولیدمثل کند، باکتری همراه تخم‌های او وارد نسل بعد می‌شود.

اما اگر همان ماده بتواند تعداد بیشتری فرزند ماده تولید کند، تعداد حاملان احتمالی وولباخیا در نسل بعد افزایش پیدا می‌کند.

بنابراین در برخی گونه‌ها، وولباخیا می‌تواند فرایندهای تعیین جنسیت یا رشد جنسی میزبان را دستکاری کند.

یکی از مشهورترین نمونه‌ها در بعضی خرخاکی‌ها دیده می‌شود.

در این جانوران، جنسیت می‌تواند تحت تأثیر وولباخیا قرار بگیرد. باکتری در بعضی گونه‌ها می‌تواند مسیر رشد جنسی را به‌گونه‌ای تغییر دهد که جنین‌های ژنتیکی نر، ویژگی‌های ماده را پیدا کنند.

یعنی جانوری که از نظر ژنتیکی نر شروع شده، در نتیجه حضور انگل می‌تواند به فنوتیپ ماده تبدیل شود.

این موضوع از نظر زیست‌شناسی فوق‌العاده مهم است؛ چون نشان می‌دهد «جنسیت» در یک جانور الزاماً فقط محصول کروموزوم‌ها نیست.

ژن‌ها می‌توانند مسیر رشد را تعیین کنند، اما محیط سلولی، هورمون‌ها، ژن‌های تنظیم‌کننده و حتی یک باکتری همزیست یا انگل می‌توانند در این مسیر دخالت کنند.

وولباخیا حتی از این هم فراتر می‌رود.

در برخی حشرات، می‌تواند باعث پارتنوژنز شود؛ یعنی تولید نسل بدون لقاح، به شکلی که ماده‌ها بتوانند بدون مشارکت نرها تولیدمثل کنند.

در برخی گونه‌های دیگر، وولباخیا باعث ناسازگاری سیتوپلاسمی می‌شود.

در ساده‌ترین شکل، اگر یک نر آلوده با ماده‌ای غیرآلوده جفت‌گیری کند، ممکن است جنین‌های حاصل از بین بروند؛ در حالی که ماده آلوده می‌تواند با نر آلوده تولیدمثل موفقی داشته باشد.

در نتیجه، آلودگی به وولباخیا می‌تواند در جمعیت گسترش پیدا کند.

این دیگر فقط یک انگل معمولی نیست.

ما شاهد یک کشمکش تکاملی میان ژن‌های میزبان و ژنوم یک باکتری هستیم.

میزبان می‌خواهد بیشترین فرزندان سالم را تولید کند.

باکتری می‌خواهد بیشترین نسخه از خودش را به نسل بعد منتقل کند.

و این دو هدف همیشه با هم یکسان نیستند.

به همین دلیل، وولباخیا یکی از بهترین مثال‌ها برای یک مفهوم عمیق در فرگشت است:

انتخاب طبیعی همیشه در سطح یک موجود زنده عمل نمی‌کند؛ گاهی ژن‌ها و انگل‌ها هم می‌توانند در سطح خودشان برای افزایش انتقال به نسل بعد «رقابت» کنند.

و عجیب‌تر اینکه همین باکتری که میلیون‌ها سال است در زیست‌شناسی تولیدمثل حشرات دخالت می‌کند، امروز به ابزار پزشکی و زیست‌فناوری هم تبدیل شده است.

دانشمندان از وولباخیا برای کاهش انتقال بعضی ویروس‌ها توسط پشه‌های Aedes استفاده کرده‌اند و جمعیت‌های حامل وولباخیا را در برخی برنامه‌های کنترل بیماری وارد جمعیت‌های طبیعی کرده‌اند.

یعنی چیزی که فرگشت به‌عنوان یک استراتژی برای افزایش انتقال یک باکتری ساخته بود، انسان حالا دارد از همان ویژگی برای کاهش انتقال بیماری‌های ویروسی استفاده می‌کند.

یک باکتری کوچک، جنسیت، تولیدمثل و حتی سرنوشت یک جمعیت را تغییر می‌دهد.

و این شاید یکی از عجیب‌ترین واقعیت‌های زیست‌شناسی باشد:

گاهی برای تغییر سرنوشت یک جانور، لازم نیست ژنومش را تغییر بدهی؛ کافی است چیزی را وارد سلول‌هایش کنی که خودش ژنوم دیگری دارد.

@Discourseees
11🔥4👏4👌4❤‍🔥3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
علم شعر واقعیت است، اوج دستاوردهای بشری و جواهری بر تاج گونه ما.

پروفسور ریچارد داوکینز

ترجمه و زیرنویس توسط جناب: starboy

@Discourseees
7❤‍🔥1👌1😍1💘1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آمبروزیا(قبل از هیچ، چی بود!)
.
با توضیحات نیل دگراس تایسون، اخترفیزیکدان


@Discourseees
6👏2🙏2💋1💘1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
معدن اصلی طلا
.
با توضیحات دکتر برایان کاکس، فیزیکدان

.
همان‌طور که می‌دانیم فرآیند همجوشی هسته‌ای در هسته‌ی ستارگان فعال، محل شکل‌گیری عناصر است اما در چنین مکانی دما و فشار فقط توان تولید عناصری تا جرم آهن را دارد و شرایط برای ایجاد عناصری با جرم بیشتر در آن مهیا نیست.
اما در کیهان رویدادهایی به مراتب داغ‌تر و پرفشارتر هم وجود دارند، از جمله انفجاری فوق شدید حاصل از برخورد ستارگان نوترونی(کیلونوا) که یک نمونه‌ی خوب از آن موسوم به AT2017gfo در سال ۲۰۱۷ در مقابل تلسکوپ‌های زمینی قرار گرفت و دانشمندان موفق شدند با مشاهده‌ی مراحل گسترش این انفجار، ردپای واضح از شکل‌گیری عناصر سنگینی همچون استرانسیوم، ایتریوم و طلا را ثبت و تایید کنند.
این داده‌ها‌ به ما نشان دادند که در واقع چنین انفجارهایی منابع اصلی تولید عناصر سنگینی مثل طلا در کیهان هستند.
@Discourseees
7👏3💋3🙏1💘1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تمامِ حیواناتی که در ژن‌های تو حضور دارند.

تو وارث زنده‌ی یک زنجیرهٔ پیوسته از زندگی هستی؛ زنجیره‌ای که از خودِ تو آغاز می‌شود، از مادرت و مادربزرگت می‌گذرد و تا آغاز کامل تاریخ حیات روی زمین، به نخستین جانداران حدود چهار میلیارد سال پیش می‌رسد.


ترجمه و زیرنویس توسط جناب: starboy

@Discourseees
8❤‍🔥1🥰1🙏1💘1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
تقاطع فیزیک و عصب‌شناسی

آیا آزادی اراده داریم؟

@Discourseees
3❤‍🔥2🥰1👏1💘1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
الهام‌بخش؛ واژه‌ای است که بسیار به کار می‌رود، اما استیون هاوکینگ واقعاً چنین بود؛ انیشتین زمانهٔ ما. این، ادای دِین ما به زندگی و پیام اوست.


ترجمه و زیرنویس توسط جناب: starboy

@Discourseees
4❤‍🔥1🥰1👏1💘1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
نقش آگاهی انسان در مکانیک کوانتومی

یکی از مستندایی که حدودا شونزده سال پیش پخش شد و با مطالبی که ارائه کردن، میخواستن به شکلی یه پل ارتباطی روحانی رو بین مکانیک کوانتومی و آگاهی ایجاد کنن، مستند What the bleep do we know
بود.

این مستند مجموعه‌ای از گفتگوها با چندین دانشمند و فیلسوف و عارف بود که جمع‌آوری شده و با یه سری ویدیوهای گرافیکی کنار هم قرار داده شده بود. پروفسور دیوید آلبرت هم در اون مستند مطالبی رو ارائه کرد اما گویا خودش مطلع نبود که از صحبت‌هایی که کرده قراره در چنین مستندی استفاده بشه. بعد از انتشار مستند، پروفسور آلبرت مورد انتقادات زیادی قرار گرفت و بعد از دعوت دوباره از طرف افراد سازنده‌ی مستند برای انجام یک مصاحبه‌، این پاسخ‌ها رو به اونا داد.

@Discourseees
4🔥4👏2💋1💘1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
شمالِ قطب شمال
.
با توضیحات پروفسور برایان گرین، فیزیکدان نظری و ریاضیدان

@Discourseees
❤‍🔥6👌32💋1💘1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
سیستم ایمنی چگونه کار می‌کند(۱)

سیستم ایمنی شما پیچیده‌ترین شبکه زیستی پس از مغز است که هر روز صدها میلیارد سلول تازه تولید می‌کند و با شبکه‌ای از اندام‌های کوچک و بزرگراه‌های لنفاوی، بی‌وقفه از بدنتان در برابر مهاجمان دفاع می‌کند، بی‌آنکه شما حتی متوجه شوید.

@Discourseees
5❤‍🔥1👏1🙏1💘1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
قدرت سیستم ایمنیِ بدن(۲)

«بدن تو یک سیاره است؛ اکوسیستمی زنده که همیشه در معرض تهاجم است.
سیستم ایمنی، نگهبان خاموشی ا‌ست که هر لحظه از بقای تو محافظت می‌کند.»

@Discourseees
5👏2❤‍🔥1🙏1💘1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
مستند ناباوران | The Unbelievers

ناباوران محصول ۲۰۱۳ است، این مستند در واقع یک سفر جهانی همراه با ریچارد داوکینز و لارنس کراوس است. دوربین آنها را در سخنرانی‌ها، دانشگاه‌ها، همایش‌ها و مناظره‌ها دنبال می‌کند.از محورهای مهم این مستند، رابطه علم و دین است.که شامل موارد زیر می شود:

آیا برای توضیح جهان به خدا نیاز داریم؟
جایگاه علم در برابر توضیحات دینی چیست؟
فرگشت و آفرینش‌گرایی
عقل و شواهد در برابر ایمان
خداناباوری و سکولاریسم
نقش علم در جامعه مدرن

در این مستند چهره‌هایی مثل استیون هاوکینگ، سم هریس، آین حریصی علی، دنیل دنت، وودی آلن، ریچارد گریوز و پن ژیلت نیز حضور دارند.

@Discourseees
12👏2❤‍🔥1🙏1💘1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
آیا زمان واقعیه؟
.
میشل تالر اخترشناس، توضیح میدهد.

نظرتون را کامنت کنید؛

@Discourseees
👍31🥰1🙏1💘1
مدخل:
«دوستانی که بحث «اختلاف نظر علمی» را دنبال میکنند، ممکن است این سوال برایشان پیش آمده باشد که اگر دانشمندان با هم اختلاف دارند، ما که متخصص نیستیم چطور باید تصمیم بگیریم به کدام طرف اعتماد کنیم؟ شکاکانِ استراتژیک از همین نقطه برای ایجاد تردید در علم استفاده میکنند. مقاله تازه‌ای در این باره خوانده‌ام که شاید برایتان جالب باشد و در ادامه گزارشی از آن را مینویسم.»

چند روز پیش مقاله‌ای از الکساندر رویتلینگر، فیلسوف علم در دانشگاه مونیخ، در مجله Philosophy of Science خواندم که با دقت تمام نشان میدهد چرا استدلال معروف شکاکان راهبردی یا استراتژیک (آنهایی که به دلایل اقتصادی یا سیاسی علم را هدف میگیرند) از «وجود اختلاف نظر در علم» برای تضعیف باور عمومی استفاده میکنند و چرا این استدلال غلط است.

ببینید شکاکان استراتژیک، چه در مورد سیگار و سرطان، چه در مورد تغییرات اقلیمی و چه در مورد واکسن‌ها، یک استدلال تکراری دارند که به این شکل است:

«دانشمندان با هم اختلاف نظر دارند. پس شما که متخصص نیستید، نباید به هیچ کدام اعتماد کنید و بهتر است در باورتان به یافته‌های علمی شک کنید.»

این استدلال در نگاه اول ساده و حتی معقول به نظر میرسد اما مشکل اینجاست که «اختلاف نظر» به خودی خود نمیتواند دلیلی برای کاهش اعتماد باشد و آنچه مهم است این است که ببینیم این اختلاف از کجا آمده و چه کسانی آن را مطرح کرده‌اند و مجموع شواهد چه مبگوید.

رویتلینگر برای نشان دادن این نکته یک چارچوب دقیق از نظریه تایید بیزی استفاده میکند. اگر بخواهم خیلی ساده توضیح دهم میگوید که وقتی یک فرد غیرمتخصص با شهادت های متعدد دانشمندان روبه‌رو میشود نباید فقط به تعداد موافقان و مخالفان نگاه کند؛ باید به «قابلیت اعتماد» شاهدان هم توجه کند. آیا این شاهدان متخصص هستند؟ آیا گزارش‌هایشان مبتنی بر روش‌های معتبر است؟ آیا سابقه خطاهای سیستماتیک دارند؟

مثلا فرض کنید سه دانشمند معتبر در یک حوزه مشخص درباره یک ادعا اظهار نظر میکنند. دو نفر میگویند که ادعا درست است و یک نفر میگوید که نادرست است. اینجا اختلاف وجود دارد اما اگر آن دو نفر از نظر علمی بسیار معتبرتر از آن یک نفر باشند و گزارش‌هایشان مستندتر باشد، فرد عاقل نه تنها نباید اعتمادش را به ادعا کاهش دهد، بلکه باید با شنیدن این اختلاف، باز هم به آن ادعا اعتماد کند، چون وزن شهادت موافقان از مخالفان بیشتر است.

حالا اگر مخالفان، شکاکانی باشند که تخصص کافی ندارند، گزارش‌هایشان خطاهای سیستماتیک دارد و از فرایند داوری همتا فرار کرده‌اند، اختلاف نظر آنها دیگر ارزشی ندارد. در این صورت نباید اعتمادمان را کاهش دهیم و حتی باید اعتمادمان را به علمِ مورد نظر افزایش دهیم، چون میبینیم که تنها مخالفان غیرمعتبر هستند که حرفی برای گفتن دارند.

رویتلینگر نشان میدهد که استدلال شکاکان از اختلاف نظر، در دو نقطه اصلی دچار مشکل است:

(۱) مقدمه اول (وجود اختلاف): وقتی اختلاف نظر عمدتا از سوی شکاکان غیرمعتبر ایجاد شده باشد، نمیتوان آن را یک اختلاف نظر علمیِ جدی به حساب آورد.

(۲) مقدمه دوم (لزوم کاهش اعتماد): حتی اگر اختلاف نظری میان دانشمندانِ معتبر وجود داشته باشد لزوما نباید اعتماد را کاهش داد. اگر جمع شهادت‌های معتبر به نفع یک ادعا باشد، باید حتی اعتماد را افزایش داد.

رویتلینگر میگوید که اگر شکاکان بخواهند استدلالشان را اصلاح کنند، باید نشان دهند که در موارد خاص مثلا در مورد تغییرات اقلیمی ، مخالفان معتبر، از موافقان معتبر بیشتر هستند. اما تاکنون چنین چیزی را نشان نداده اند و به نظر هم نمیرسد که بتوانند نشان بدهند.

به عبارت دیگر وقتی میگویند «در علم اختلاف نظر وجود دارد» باید بپرسیم «چه کسانی اختلاف نظر دارند؟ آیا آنها معتبرند؟ مجموع شواهد چه میگوید؟»

لذا اختلاف نظر تا زمانی که به کیفیت و اعتبار شاهدان توجه نکنیم، بار معرفتی مشخصی ندارد.

برای علاقه‌مندان به مطالعه دقیق این مقاله:

Reutlinger A. Unreasonable Doubt. How Strategic Science Skeptics Exploit the Argumenfrom Disagreement. Philosophy of Science. 2026;93(3):675-695. doi:10.1017/psa.2026.10195

-A.RANJBAR

@Discourseees
10❤‍🔥4👏1🙏1💘1