دیالوگـرام
3.51K subscribers
1.85K photos
464 videos
374 links
طغیان می‌کنم، پس هستم.
Download Telegram
[Blue Moon (2025) - Richard Linklater]
یکی از کارهایی که این روزها می‌کنم اینه که به علاقه‌مندان، دلدادگان، وابستگان و جیره‌خوارانِ حکومتِ اراذل و اوباش خاطرنشان می‌کنم که «یادم می‌مونه». (اگر مثل این بشر که خیر سرش تحصیلات بالایی هم داره غلط‌های املایی داشت که بیشتر یادم می‌مونه.) شما هم اگر از این موجودات می‌شناسید یادتون بمونه؛ این‌که چرا باید یادتون بمونه رو هم حتما خودتون می‌دونید.
کسی کو هوای فریدون کند

دل از بند ضحاک بیرون کند
این دیالوگ فیلمی در مورد اردوگاه مرگ آشویتس و جنایت نازی‌ها نیست، سند جنایت حکومت شیعه‌ی دوازده‌امامیه. قسمتی از یک فیلم مستند دوازده دقیقه‌ایه که یک پدر در انبوه جنازه‌های پزشکی قانونی کهریزک دنبال پسرش سپهر می‌گرده.
جمهوری‌اسلامی بارها ثابت کرده بود که یک گروه ضدایرانیِ اشغالگره، یک فرقه‌ی تبهکاره که از اشرار و اراذل و اوباش تشکیل شده. این ماشین کشتار از لحظه‌ی استقرارش تا به امروز جنایت‌های بسیاری رو مرتکب شده بود، اما وحوشِ شیعه این‌بار کاری کردن که حتا جنایت‌های تازیان و مغول‌ها‌ رو در تاریخ این سرزمین به حاشیه بردن. در جایگاه مقایسه، به زمان وقوع و جزئیات وحشی‌گریِ هر گروه و دسته‌ی جنایتکاری در تاریخ این سرزمین بپردازیم به این نتیجه می‌رسیم که اوباشِ شیعه شرور‌ترین و رذل‌ترین و فاسدترین و وقیح‌ترین و فریبـکارترین و غارتـگرترین و جـنـایـتـکـارترین موجوداتی بودن که در این کشور به حکومت رسیدن. هجدهم و نوزدهم دی ۱۴۰۴ شیعه در این سرزمین به پایان راه رسید و پایانش بسیار شبیه به آغازش در صفویه با کشتار ایرانی‌ها همراه بود.
و ممنون از همه‌ی دوستانی که من رو نمی‌شناسن و وقتی دیدن خبری ازم نیست جویای احوالم شدن، من هنوز در شوک و بُهتم! صحنه‌های وحشتناکی رو در واقعیت دیدم که قبلا فقط در فیلم‌ها دیده بودم. هجدهم دی پسر جوونی رو دیدم که گلوله سرش رو نشونه گرفته بود و از اون لحظه به بعد تصویرش همه‌جا توی ذهنمه. من تمام تصاویر دردناک و دلخراش این جنایت بزرگ رو کامل و با دقت می‌بینم، چون هم بهترین و شجاع‌ترین و آزاده‌ترین انسان‌های این سرزمین رو در اون تصاویر می‌بینم و هم روح‌وروانم رو زخمی می‌کنم برای خشم و نفرتی که روز موعود بهش نیاز دار‌م. دفعه‌ی بعدی که محتوایی رو در این کانال به اشتراک می‌ذارم زمانیه که عصاره‌ی جهالت، حماقت، حقارت، شرارت، رذالت و جنایت: نظام شیطانیِ جمهوری‌اسلامی به زباله‌دانِ تاریخ پرتاب شده باشه.
برای من چیزی عادی نشده که این‌جا رو برگردونم به روال عادی. اگر در پالپ هم فعالیت می‌کنم فقط به‌خاطر اینه‌که موسیقی بیشتر از هر چیزی از فروپاشی روانم جلوگیری می‌کنه. ولی خب بعضی از دوستان که ناامید شدن و تصور می‌کنن «فرقه‌ی مرگ» باز هم قسر در رفت، به من پیام می‌دن و توصیه می‌کنن که یه چیز امیدوارکننده بگم. واقعیتش من خودم رو یه آدم واقع‌‌بین می‌دونم تا یه آدم خوش‌بین (به قول راستین کوهل در سریال کارآگاه حقیقی: آدم واقع‌بین همون آدم بدبینه) ولی باتوجه به روند کلی ماجرا و جزئیاتی که می‌بینم در این مورد یقین دارم که تلاش مذبوحانه‌یِ اراذلِ ته‌مانده‌یِ فرقه و اوباشِ ارادتمندِ فرقه با میزان عقلانیت و درک‌وفهم بسیار کمتر از یک اورانگوتان که هنوز در خیابان‌ها جولان می‌دن نه‌تنها کمکی به بقای حکومت شیطان نمی‌کنه، بل‌که فقط میزان رنج و عذابی که قراره مقلدین شیطان تجربه کنن رو بیشتر می‌کنه. توجه داشته باشید که اصلی‌ترین حربه‌ی‌ این موجوداتِ پست‌فطرت برای رسیدن به اهداف‌شون: خستگی‌ناپذیری، نداشتن نقطه‌ی شکست و با وقاحتْ ادامه‌دادنه؛ یعنی در نهایت با فرسوده‌کردنِ دیگران بهشون چیره می‌شن. پس پایداری کنید تا «به‌وقتش» که پایان‌بندیِ حکومت شیطان و مقلدینش باید همانندِ این حکایتِ بوستانِ عالی‌جناب سعدی باشه:

بر انداز بیخی که خار آورد
درختی بپرور که بار آورد

کسی را بده پایهٔ مِهتران
که بر کِهتران سر ندارد گران

مبخشای بر هر کجا ظالمی است
که رحمت بر او جور بر عالمی است

جهان‌سوز را کشته بهتر چراغ
یکی به در آتش که خلقی به‌داغ

هر آن کس که بر دزد رحمت کند
به بازوی خود کاروان می‌زند

جفاپیشگان را بده سر به‌باد
ستم بر ستم‌پیشه عدل است و داد
تا روز و شبْ آینده و رونده است، از گردشِ حال‌ها شگفت مَدار.


[پندهای نوشین‌روان (انوشیروان ساسانی) / قابوس‌نامه - باب هشتم]
دیالوگـرام
🍺
🍺 به‌یاد همه‌ی جاویدنام‌های ۱۸ و ۱۹ دی
و ننگ و لعنت ابدی بر کسانی که رذالت، سوءاستفاده‌گری و جنایت این فرقه رو به‌چشم دیدن، اما هنوز به‌خاطر باوری که دارن و یا خوش‌گذرانی در کارناوال حسینی و یا حتا خوردن یک غذای مفت به ایدئولوژیِ ویران‌گرِ بچه‌شیعه که حتا امامان شیعه رو هم دستاویز جنایت و چپاول قرار می‌ده، یاری می‌رسونن.
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
[The Taste of Things (2023) - Tran Anh Hung]
دیالوگـرام pinned «دیر و زود داره ولی سوخت‌وسوز نداره.»
- تو فکر می‌کنی من بالغ شده باشم؟

- به‌نظرم بالغ شدن یعنی بتونی با رویاها و اميدهایی که داری کنار بیای، نه اين‌که دائم در حسرتشون باشی.

- واقعا؟

- آره، شايد نشانهٔ بلوغ اين باشه که ديگه از هیچ‌چیزی غافلگیر نشی.

- با اون پيپ کهنه‌ات چقدر معقول و پخته به‌نظر میای. تو خیلی بالغ شدی.

- نمی‌دونم، من هنوز هر روز از يه‌چیزی غافلگير می‌شم.


[Autumn Sonata (1978) - Ingmar Bergman]