دفاع یا گفتوگو؟
مغزی که بهجای شنیدن، میجنگد
یک صحنه آشنا برای خیلی از ما: سر یک میز خانوادگی یا در یک بحث دوستانه، کسی نظری متفاوت میدهد یا نقدی میکند، و قبل از اینکه جملهاش تمام شود، ذهن ما پیشاپیش دارد جواب و دفاع آماده میکند. نشنیده، پاسخ دادهایم. این حالت اسمی دارد: «واکنش دفاعی».
روانشناسی اجتماعی سالهاست این پدیده را بررسی میکند. کلود استیل، روانشناس اجتماعی آمریکایی، در نظریهای به نام «خودارزشگذاری» (Self-Affirmation Theory) نشان داد وقتی چیزی هویت یا ارزشهای اصلی فرد را زیر سوال میبرد، مغز آن را نه بهعنوان یک «نظر»، بلکه بهعنوان یک «تهدید» پردازش میکند؛ و در برابر تهدید، طبیعیترین واکنش، دفاع است، نه شنیدن.
نکته جالبتر پژوهش استیل این بود: وقتی افراد قبل از شنیدن یک نقد، فرصتی پیدا میکردند تا ارزشهای مهم خودشان را یادآوری کنند (مثلا چیزی که به آن افتخار میکنند)، تدفاعیبودنشان بهطور محسوسی کاهش مییافت و آمادهتر میشدند حرف طرف مقابل را واقعا بشنوند.
کارل راجرز هم دههها پیش هشدار داده بود که وقتی گفتوگو به سمت «قضاوت» میرود، طرف مقابل بهجای فکرکردن، شروع به محافظت از خودش میکند و از آن لحظه، گفتوگوی واقعی متوقف میشود.
این موضوع برای جامعهای مثل جامعه ایران، که گفتوگوهای خانوادگی و اجتماعیاش غالبا رنگوبوی «نسلها» و «باورهای متفاوت» دارد، حرف زیادی برای گفتن دارد. چند بار پیش آمده که یک گفتوگوی ساده بین پدر و فرزند، یا بین دو دوست با دیدگاههای سیاسی متفاوت، فقط بهخاطر یک لحن قضاوتگرانه، به یک جدل تبدیل شده؟
دفعه بعد که حس کردی وسط یک بحث، آماده «دفاع» میشوی، یک لحظه مکث کن؛ آیا واقعا دارند به تو حمله میکنند، یا فقط یک نظر متفاوت شنیدهای؟
#رواداری #بحث #جدل #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
مغزی که بهجای شنیدن، میجنگد
یک صحنه آشنا برای خیلی از ما: سر یک میز خانوادگی یا در یک بحث دوستانه، کسی نظری متفاوت میدهد یا نقدی میکند، و قبل از اینکه جملهاش تمام شود، ذهن ما پیشاپیش دارد جواب و دفاع آماده میکند. نشنیده، پاسخ دادهایم. این حالت اسمی دارد: «واکنش دفاعی».
روانشناسی اجتماعی سالهاست این پدیده را بررسی میکند. کلود استیل، روانشناس اجتماعی آمریکایی، در نظریهای به نام «خودارزشگذاری» (Self-Affirmation Theory) نشان داد وقتی چیزی هویت یا ارزشهای اصلی فرد را زیر سوال میبرد، مغز آن را نه بهعنوان یک «نظر»، بلکه بهعنوان یک «تهدید» پردازش میکند؛ و در برابر تهدید، طبیعیترین واکنش، دفاع است، نه شنیدن.
نکته جالبتر پژوهش استیل این بود: وقتی افراد قبل از شنیدن یک نقد، فرصتی پیدا میکردند تا ارزشهای مهم خودشان را یادآوری کنند (مثلا چیزی که به آن افتخار میکنند)، تدفاعیبودنشان بهطور محسوسی کاهش مییافت و آمادهتر میشدند حرف طرف مقابل را واقعا بشنوند.
کارل راجرز هم دههها پیش هشدار داده بود که وقتی گفتوگو به سمت «قضاوت» میرود، طرف مقابل بهجای فکرکردن، شروع به محافظت از خودش میکند و از آن لحظه، گفتوگوی واقعی متوقف میشود.
این موضوع برای جامعهای مثل جامعه ایران، که گفتوگوهای خانوادگی و اجتماعیاش غالبا رنگوبوی «نسلها» و «باورهای متفاوت» دارد، حرف زیادی برای گفتن دارد. چند بار پیش آمده که یک گفتوگوی ساده بین پدر و فرزند، یا بین دو دوست با دیدگاههای سیاسی متفاوت، فقط بهخاطر یک لحن قضاوتگرانه، به یک جدل تبدیل شده؟
دفعه بعد که حس کردی وسط یک بحث، آماده «دفاع» میشوی، یک لحظه مکث کن؛ آیا واقعا دارند به تو حمله میکنند، یا فقط یک نظر متفاوت شنیدهای؟
#رواداری #بحث #جدل #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👏4❤1🏆1
تداوم بیخبری از وضعیت ارسلان یزدانی، شهروند بهائی
با گذشت ۱۰ روز از انتقال ارسلان یزدانی به مکانی نامعلوم، بیخبری از وضعیت و محل نگهداری این شهروند بهائی همچنان ادامه دارد.
ارسلان یزدانی، شهروند بهائی، پیشتر روز شنبه ۳۱ مردادماه ۱۴۰۵، بدون اطلاع یا احضار قبلی، توسط نیروهای امنیتی در منزل شخصی خود در کرج بازداشت و برای تحمل محکومیت سه سال حبس به زندان تهران بزرگ منتقل شد. با این حال، او روز چهارشنبه ۱۸ شهریورماه، در حالی که در حال تحمل محکومیت خود بود، بار دیگر بدون اطلاع قبلی و ارائهٔ هیچگونه توضیحی از این زندان به مکانی نامعلوم انتقال یافت.
از آن زمان تاکنون، هیچیک از مراجع مربوطه پاسخ روشنی پیرامون علت انتقال، محل نگهداری، مرجع تحویلگیرنده یا شرایط فعلی او ارائه نکردهاند.
ارسلان یزدانی، ۴۳ ساله، همسر و پدر دو فرزند است. تداوم بیخبری مطلق از وضعیت او، نگرانیها پیرامون وضعیت او را به شدت افزایش داده است.
#ارسلان_یزدانی #داستان_ما_یکیست #بهائیان_ایران #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
با گذشت ۱۰ روز از انتقال ارسلان یزدانی به مکانی نامعلوم، بیخبری از وضعیت و محل نگهداری این شهروند بهائی همچنان ادامه دارد.
ارسلان یزدانی، شهروند بهائی، پیشتر روز شنبه ۳۱ مردادماه ۱۴۰۵، بدون اطلاع یا احضار قبلی، توسط نیروهای امنیتی در منزل شخصی خود در کرج بازداشت و برای تحمل محکومیت سه سال حبس به زندان تهران بزرگ منتقل شد. با این حال، او روز چهارشنبه ۱۸ شهریورماه، در حالی که در حال تحمل محکومیت خود بود، بار دیگر بدون اطلاع قبلی و ارائهٔ هیچگونه توضیحی از این زندان به مکانی نامعلوم انتقال یافت.
از آن زمان تاکنون، هیچیک از مراجع مربوطه پاسخ روشنی پیرامون علت انتقال، محل نگهداری، مرجع تحویلگیرنده یا شرایط فعلی او ارائه نکردهاند.
ارسلان یزدانی، ۴۳ ساله، همسر و پدر دو فرزند است. تداوم بیخبری مطلق از وضعیت او، نگرانیها پیرامون وضعیت او را به شدت افزایش داده است.
#ارسلان_یزدانی #داستان_ما_یکیست #بهائیان_ایران #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
😡4🙏2
▪️نمادی که جمهوری اسلامی خواست نام معمارش را پاک کند
معمار جوانی که این بنا را طراحی کرد، تنها ۲۴ سال داشت و پیرو آیینی بود که امروز در ایران غیرقانونی است. اما در دهه ۱۳۴۰، بهاییبودن او مانع انتخابش برای طراحی یکی از مهمترین نمادهای ملی ایران نشد. این نماد، برج شهیاد است؛ بنایی که حکومت اسلامی نامش را عوض کرد اما نتوانست از حافظه جمعی مردم پاکش کند.
▪️بنایی که با همه ایرانیان سخن میگوید
برج شهیاد از لایههای متعدد تاریخ ایران شکل گرفته است. طاق اصلیاش یادآور معماری ساسانی و طاق کسری، دوره پیش از اسلام، است؛ خطوط منحنی و هندسهاش شباهت به معماری پسا اسلامی اصفهان دارد. این بنا نه صرفا باستانی است، نه کاملا مدرن، بلکه ترکیبی از دورهها و هویتهای ایران است که با همه ایرانیان، بدون یک کلمه، سخن میگوید.
▪️معمار جوانی به نام حسین امانت
در دهه ۱۳۴۰، در دورهای از توسعه شهری ایران، ایده ساخت بنایی ملی مطرح شد. برنده مسابقه طراحی، حسین امانت، معماری ۲۴ساله و فارغالتحصیل تازهکار دانشگاه تهران بود. او پیرو آیین بهایی بود؛ موضوعی که در آن مقطع مانعی برای مشارکتش در این پروژه ملی نشد. اجرای بنا نیز نیازمند مهارت صدها متخصص، سنگتراش و مهندس بود.
▪️حذف نامها، ماندگاری آثار
پس از انقلاب، حکومت اسلامی نام برج را به «آزادی» تغییر داد و حسین امانت ایران را ترک کرد. گزارشها نشان میدهد نام او در روایتهای رسمی کمتر ذکر شد و حتی در خود بنا نیز محو شد. اکنون ین پرسش را مطرح است: آیا آثار ملی میتوانند باقی بمانند، اما نقش برخی سازندگانشان به مرور فراموش شود؟
▪️میراث ملی، نیازمند همبستگی است
میراث ملی فقط ساختمانها نیستند؛ خاطره، معنا و داستانهایی هستند که نسلها به آنها پیوند میزنند. مراقبت از میراث ملی تنها به مرمت سنگ و بتن محدود نیست، بلکه شامل حفظ تنوع روایتها و سهم گروههای مختلف در ساخت آن است. برج شهیاد نشان میدهد هویت ملی زمانی پایدارتر میشود که سهم دورهها و انسانهای متفاوت انکار نشود.
متن کامل این یادداشت را در وبسایت گفتوشنود بخوانید
برج شهیاد: همبستگی ملی به زبان معماری
https://dialog.tavaana.org/shahyad-tower/
#شهیاد #نماد #همبستگی #حسین_امانت #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
معمار جوانی که این بنا را طراحی کرد، تنها ۲۴ سال داشت و پیرو آیینی بود که امروز در ایران غیرقانونی است. اما در دهه ۱۳۴۰، بهاییبودن او مانع انتخابش برای طراحی یکی از مهمترین نمادهای ملی ایران نشد. این نماد، برج شهیاد است؛ بنایی که حکومت اسلامی نامش را عوض کرد اما نتوانست از حافظه جمعی مردم پاکش کند.
▪️بنایی که با همه ایرانیان سخن میگوید
برج شهیاد از لایههای متعدد تاریخ ایران شکل گرفته است. طاق اصلیاش یادآور معماری ساسانی و طاق کسری، دوره پیش از اسلام، است؛ خطوط منحنی و هندسهاش شباهت به معماری پسا اسلامی اصفهان دارد. این بنا نه صرفا باستانی است، نه کاملا مدرن، بلکه ترکیبی از دورهها و هویتهای ایران است که با همه ایرانیان، بدون یک کلمه، سخن میگوید.
▪️معمار جوانی به نام حسین امانت
در دهه ۱۳۴۰، در دورهای از توسعه شهری ایران، ایده ساخت بنایی ملی مطرح شد. برنده مسابقه طراحی، حسین امانت، معماری ۲۴ساله و فارغالتحصیل تازهکار دانشگاه تهران بود. او پیرو آیین بهایی بود؛ موضوعی که در آن مقطع مانعی برای مشارکتش در این پروژه ملی نشد. اجرای بنا نیز نیازمند مهارت صدها متخصص، سنگتراش و مهندس بود.
▪️حذف نامها، ماندگاری آثار
پس از انقلاب، حکومت اسلامی نام برج را به «آزادی» تغییر داد و حسین امانت ایران را ترک کرد. گزارشها نشان میدهد نام او در روایتهای رسمی کمتر ذکر شد و حتی در خود بنا نیز محو شد. اکنون ین پرسش را مطرح است: آیا آثار ملی میتوانند باقی بمانند، اما نقش برخی سازندگانشان به مرور فراموش شود؟
▪️میراث ملی، نیازمند همبستگی است
میراث ملی فقط ساختمانها نیستند؛ خاطره، معنا و داستانهایی هستند که نسلها به آنها پیوند میزنند. مراقبت از میراث ملی تنها به مرمت سنگ و بتن محدود نیست، بلکه شامل حفظ تنوع روایتها و سهم گروههای مختلف در ساخت آن است. برج شهیاد نشان میدهد هویت ملی زمانی پایدارتر میشود که سهم دورهها و انسانهای متفاوت انکار نشود.
متن کامل این یادداشت را در وبسایت گفتوشنود بخوانید
برج شهیاد: همبستگی ملی به زبان معماری
https://dialog.tavaana.org/shahyad-tower/
#شهیاد #نماد #همبستگی #حسین_امانت #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍3🏆2
آیان حرصی علی
زنی که گفت اسلام نیاز به نقد بنیادین دارد
آیان حرصی علی، نویسنده و فعال سیاسی سومالیتبار هلندی-آمریکایی، از کودکی در خانوادهای مذهبی و سختگیر در سومالی و عربستان بزرگ شد، از ازدواجی اجباری گریخت، به هلند پناهنده شد و در پارلمان آن کشور به فعالیت علیه خشونت خانگی و ناموسی در جوامع مسلمان مهاجر پرداخت.
همکاریاش با تئو ون گوگ در ساخت فیلمی درباره خشونت علیه زنان، به قتل او (تئو ون گوک) توسط یک افراطگرا در سال ۲۰۰۴ انجامید و از آن پس زیر محافظت دائمی زندگی کرده است.
سال ۲۰۱۵، حرصی علی کتاب بدعتگذار (Heretic) را منتشر کرد و بحثی جنجالی به راه انداخت: آیا اسلام صرفا نیاز به اصلاح دارد، یا مشکل در بنیانهای آن است؟
او پاسخش را روشن داد و پنج تغییر بنیادین پیشنهاد کرد. نخست، به چالشکشیدن مصونیت محمد از نقد؛ او نوشت تا زمانی که پیامبر اسلام از هر پرسشگری مصون بماند، اصلاح واقعی ممکن نیست.
دوم، اولویتدادن به زندگی اینجهانی بر وعدههای آخرت؛ سوم، کنارگذاشتن شریعت بهعنوان قانونی برتر از قوانین سکولار؛ چهارم، توقف اجرای فردی «امر به معروف و نهی از منکر»؛ و پنجم، کنارگذاشتن مفهوم جهاد مقدس.
حرصی علی خودش را نه دشمن مسلمانان، بلکه صدای مصلحان دینی میدانست که از ترس، سکوت کردهاند. اما منتقدانش، از جمله برخی محققان دین و فعالان مسلمان، او را متهم کردند که تصویری یکدست و تحریفشده از اسلام ارائه میدهد و زمینهساز اسلامهراسی است.
این مناقشه امروز همچنان زنده است: مرز میان نقد صادقانه یک دین و کلیشهسازی از یک جامعه متنوع، پرسشی است که هر بحث درباره اصلاح دینی در جهان اسلام با آن روبهروست.
#آیان_حرصی_علی #نقد_دین #آزاداندیشی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
زنی که گفت اسلام نیاز به نقد بنیادین دارد
آیان حرصی علی، نویسنده و فعال سیاسی سومالیتبار هلندی-آمریکایی، از کودکی در خانوادهای مذهبی و سختگیر در سومالی و عربستان بزرگ شد، از ازدواجی اجباری گریخت، به هلند پناهنده شد و در پارلمان آن کشور به فعالیت علیه خشونت خانگی و ناموسی در جوامع مسلمان مهاجر پرداخت.
همکاریاش با تئو ون گوگ در ساخت فیلمی درباره خشونت علیه زنان، به قتل او (تئو ون گوک) توسط یک افراطگرا در سال ۲۰۰۴ انجامید و از آن پس زیر محافظت دائمی زندگی کرده است.
سال ۲۰۱۵، حرصی علی کتاب بدعتگذار (Heretic) را منتشر کرد و بحثی جنجالی به راه انداخت: آیا اسلام صرفا نیاز به اصلاح دارد، یا مشکل در بنیانهای آن است؟
او پاسخش را روشن داد و پنج تغییر بنیادین پیشنهاد کرد. نخست، به چالشکشیدن مصونیت محمد از نقد؛ او نوشت تا زمانی که پیامبر اسلام از هر پرسشگری مصون بماند، اصلاح واقعی ممکن نیست.
دوم، اولویتدادن به زندگی اینجهانی بر وعدههای آخرت؛ سوم، کنارگذاشتن شریعت بهعنوان قانونی برتر از قوانین سکولار؛ چهارم، توقف اجرای فردی «امر به معروف و نهی از منکر»؛ و پنجم، کنارگذاشتن مفهوم جهاد مقدس.
حرصی علی خودش را نه دشمن مسلمانان، بلکه صدای مصلحان دینی میدانست که از ترس، سکوت کردهاند. اما منتقدانش، از جمله برخی محققان دین و فعالان مسلمان، او را متهم کردند که تصویری یکدست و تحریفشده از اسلام ارائه میدهد و زمینهساز اسلامهراسی است.
این مناقشه امروز همچنان زنده است: مرز میان نقد صادقانه یک دین و کلیشهسازی از یک جامعه متنوع، پرسشی است که هر بحث درباره اصلاح دینی در جهان اسلام با آن روبهروست.
#آیان_حرصی_علی #نقد_دین #آزاداندیشی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍6❤🔥1