ارتداد: مردود شدن در دین!
امری که در جمهوری اسلامی مجازاتش مرگ است
ورق بزنید
اداره یک کانال تلگرامی در جمهوری اسلامی میتواند به قیمت جانتان تمام شود. در اردیبهشت ۱۴۰۲، یوسف مهراد و صدرالله فاضلی زارعی صرفا بهخاطر مدیریت کانالهایی با محتوای انتقادی از اسلام اعدام شدند؛ اتهامشان «سبالنبی» و «ارتداد فطری» بود. جالب اینکه همان رسانه دولتی که خبر اعدام را داد، جایی دیگر نوشته بود «بیشترین جعلیات درباره ائمه از سوی برخی منبریهاست»!
ارتداد چیست؟
ارتداد یعنی بازگشت، در اصطلاح دینی یعنی انکار دین یا خروج از آن؛ در مسیحیت و یهودیت نیز معادلی دارد که با مجازات سخت یا طرد اجتماعی همراه بوده است. در فقه اسلامی، ارتداد دو دسته دارد: «فطری» (زاده خانواده مسلمان که اسلام را ترک کرده) و «ملی» (کسی که ابتدا غیرمسلمان بوده و بعد اسلام را کنار گذاشته).
در قرآن و فقه شیعه
قرآن در آیه ۲۱۷ سوره بقره، بر عواقب اخروی ارتداد تاکید دارد و روایات اسلامی آن را از بزرگترین گناهان میدانند. در فقه شیعه، مجازات ارتداد اعدام برای مردان و حبس ابد برای زنان است. با این حال، حسینعلی منتظری پیشنهاد داد مجازات ارتداد به مسائل مدنی محدود شود؛ او تغییر عقیده را غیر از ارتداد میدانست.
قربانیان ارتداد در ایران
پس از استقرار جمهوری اسلامی، احکام اعدام بسیاری بر پایه ارتداد صادر شد: چپگرایانی در دهه شصت به جرم الحاد اعدام شدند، علی دشتی زیر شکنجه در بیمارستان درگذشت و منتقدانی مانند برقعی و قلمداران بارها ترور شدند. حکم ارتداد گاه علنی نمیشود اما در خفا اجرا میگردد؛ احکام مشابهی علیه بهاییان و نوکیشان مسیحی نیز صادر شده است.
ارتداد فراتر از مرزهای ایران
حکم ارتداد مرزهای ایران را نیز درنوردیده است. خمینی در ۱۹۸۹ سلمان رشدی را به خاطر رمان «آیات شیطانی» مرتد و مهدورالدم اعلام کرد؛ فتوایی که به قتل هیتوشی ایگاراشی، مترجم ژاپنی و حمله به رشدی در ۲۰۲۲ انجامید. در آذربایجان نیز، پس از فتوای یک مرجع تقلید ایرانی علیه رافق تقی، نویسنده منتقد اسلام، او در ۲۰۱۱ با چاقو کشته شد.
پرسشی که هنوز باز است
منتقدان حقوق بشر، قوانین ارتداد را ناقض آزادی بیان و آزادی دین میدانند و برخی فقها معتقدند مجازات آن تنها در صورت اختلال اجتماعی موجه است. پرسش بنیادین همچنان باقی است: آیا تغییر عقیده جرم است؟ برخی متفکران بر این باورند که ارتداد بیش از آنکه مسئله دینی باشد، ابزاری سیاسی برای سرکوب مخالفان و کنترل اجتماعی بوده است.
نسخه کامل این یادداشت را در وبسایت گفتوشنود بخوانید
ارتداد: مردود شدن در دین!
https://dialog.tavaana.org/apostasy-2/
#ارتداد #آزادی_باور #رواداری #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
امری که در جمهوری اسلامی مجازاتش مرگ است
ورق بزنید
اداره یک کانال تلگرامی در جمهوری اسلامی میتواند به قیمت جانتان تمام شود. در اردیبهشت ۱۴۰۲، یوسف مهراد و صدرالله فاضلی زارعی صرفا بهخاطر مدیریت کانالهایی با محتوای انتقادی از اسلام اعدام شدند؛ اتهامشان «سبالنبی» و «ارتداد فطری» بود. جالب اینکه همان رسانه دولتی که خبر اعدام را داد، جایی دیگر نوشته بود «بیشترین جعلیات درباره ائمه از سوی برخی منبریهاست»!
ارتداد چیست؟
ارتداد یعنی بازگشت، در اصطلاح دینی یعنی انکار دین یا خروج از آن؛ در مسیحیت و یهودیت نیز معادلی دارد که با مجازات سخت یا طرد اجتماعی همراه بوده است. در فقه اسلامی، ارتداد دو دسته دارد: «فطری» (زاده خانواده مسلمان که اسلام را ترک کرده) و «ملی» (کسی که ابتدا غیرمسلمان بوده و بعد اسلام را کنار گذاشته).
در قرآن و فقه شیعه
قرآن در آیه ۲۱۷ سوره بقره، بر عواقب اخروی ارتداد تاکید دارد و روایات اسلامی آن را از بزرگترین گناهان میدانند. در فقه شیعه، مجازات ارتداد اعدام برای مردان و حبس ابد برای زنان است. با این حال، حسینعلی منتظری پیشنهاد داد مجازات ارتداد به مسائل مدنی محدود شود؛ او تغییر عقیده را غیر از ارتداد میدانست.
قربانیان ارتداد در ایران
پس از استقرار جمهوری اسلامی، احکام اعدام بسیاری بر پایه ارتداد صادر شد: چپگرایانی در دهه شصت به جرم الحاد اعدام شدند، علی دشتی زیر شکنجه در بیمارستان درگذشت و منتقدانی مانند برقعی و قلمداران بارها ترور شدند. حکم ارتداد گاه علنی نمیشود اما در خفا اجرا میگردد؛ احکام مشابهی علیه بهاییان و نوکیشان مسیحی نیز صادر شده است.
ارتداد فراتر از مرزهای ایران
حکم ارتداد مرزهای ایران را نیز درنوردیده است. خمینی در ۱۹۸۹ سلمان رشدی را به خاطر رمان «آیات شیطانی» مرتد و مهدورالدم اعلام کرد؛ فتوایی که به قتل هیتوشی ایگاراشی، مترجم ژاپنی و حمله به رشدی در ۲۰۲۲ انجامید. در آذربایجان نیز، پس از فتوای یک مرجع تقلید ایرانی علیه رافق تقی، نویسنده منتقد اسلام، او در ۲۰۱۱ با چاقو کشته شد.
پرسشی که هنوز باز است
منتقدان حقوق بشر، قوانین ارتداد را ناقض آزادی بیان و آزادی دین میدانند و برخی فقها معتقدند مجازات آن تنها در صورت اختلال اجتماعی موجه است. پرسش بنیادین همچنان باقی است: آیا تغییر عقیده جرم است؟ برخی متفکران بر این باورند که ارتداد بیش از آنکه مسئله دینی باشد، ابزاری سیاسی برای سرکوب مخالفان و کنترل اجتماعی بوده است.
نسخه کامل این یادداشت را در وبسایت گفتوشنود بخوانید
ارتداد: مردود شدن در دین!
https://dialog.tavaana.org/apostasy-2/
#ارتداد #آزادی_باور #رواداری #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍8
یورش امنیتی به منازل و بازداشت سارینا زائری، باربد سپهری و ارشیا جابری، سه شهروند بهائی در شیراز
نیروهای امنیتی در شیراز با یورش به منازل سه شهروند بهائی به نامهای سارینا زائری، ۲۰ ساله، باربد سپهری، ۲۱ ساله، و ارشیا جابری، ۱۹ ساله، ضمن تفتیش محل سکونت و ضبط تمامی اموال شخصی، آنان را بازداشت و به مکانی نامعلوم منتقل کردند.
بر اساس اطلاعات دریافتی از یک منبع مطلع، این یورشهای همزمان صبح روز سهشنبه، ۲۳ شهریورماه، حوالی ساعت ۶ تا ۷ صبح صورت گرفته است.
ماموران در جریان تفتیش منزل باربد سپهری ۲۱ ساله، از ساعت ۶ تا ۱۰ صبح به بازرسی پرداخته و تمامی وسایل شخصی وی و دو شهروند دیگر یعنی سارینا زائری ۲۰ ساله و ارشیا جابری را ضبط کردند.
این منبع مطلع گفت: سارینا زائری از بیماری زمینهای تنفسی رنج میبرد و این مسئله نگرانیهای شدیدی را درباره وضعیت جسمی و روحی او در میان خانوادهاش ایجاد کرده است.
تا لحظه تنظیم این گزارش، از دلایل بازداشت، اتهامات مطروحه و محل نگهداری این سه شهروند بهائی هیچگونه اطلاعی در دست نیست.
بازداشتهای خودسرانه، بیخبری از وضعیت بازداشتشدگان و تفتیش خشونتآمیز منازل در حالی رخ میدهد که موج تازهای از فشارها، احضارها، تفتیشها، مصادره اموال و صدور احکام حبس سنگین علیه جامعه بهایی در شهرهای مختلف ایران با شدت در جریان است.
#سارینا_زائری #باربد_سپهری #ارشیا_جابری #داستان_ما_یکیست #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
نیروهای امنیتی در شیراز با یورش به منازل سه شهروند بهائی به نامهای سارینا زائری، ۲۰ ساله، باربد سپهری، ۲۱ ساله، و ارشیا جابری، ۱۹ ساله، ضمن تفتیش محل سکونت و ضبط تمامی اموال شخصی، آنان را بازداشت و به مکانی نامعلوم منتقل کردند.
بر اساس اطلاعات دریافتی از یک منبع مطلع، این یورشهای همزمان صبح روز سهشنبه، ۲۳ شهریورماه، حوالی ساعت ۶ تا ۷ صبح صورت گرفته است.
ماموران در جریان تفتیش منزل باربد سپهری ۲۱ ساله، از ساعت ۶ تا ۱۰ صبح به بازرسی پرداخته و تمامی وسایل شخصی وی و دو شهروند دیگر یعنی سارینا زائری ۲۰ ساله و ارشیا جابری را ضبط کردند.
این منبع مطلع گفت: سارینا زائری از بیماری زمینهای تنفسی رنج میبرد و این مسئله نگرانیهای شدیدی را درباره وضعیت جسمی و روحی او در میان خانوادهاش ایجاد کرده است.
تا لحظه تنظیم این گزارش، از دلایل بازداشت، اتهامات مطروحه و محل نگهداری این سه شهروند بهائی هیچگونه اطلاعی در دست نیست.
بازداشتهای خودسرانه، بیخبری از وضعیت بازداشتشدگان و تفتیش خشونتآمیز منازل در حالی رخ میدهد که موج تازهای از فشارها، احضارها، تفتیشها، مصادره اموال و صدور احکام حبس سنگین علیه جامعه بهایی در شهرهای مختلف ایران با شدت در جریان است.
#سارینا_زائری #باربد_سپهری #ارشیا_جابری #داستان_ما_یکیست #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
🤬4😡2🙏1💔1
فرمول مخفی مغز برای ساختن یک خدای بهیادماندنی
فکر کنید یکی برایتان تعریف کند: «یک درخت دیدم که برگهایش سبز بود.» فردا این جمله را یادتان میماند؟
حالا فکر کنید بگوید: «یک درخت دیدم که وقتی از کنارش رد شدم، اسمم را صدا زد.» کدامیک را برای بقیه تعریف میکنید؟
راز ماندگاری اسطورهها، ارواح و خدایان در همین یک تفاوت کوچک نهفته است.
🔹 مفهوم ضدشهودی کمینه چیست؟ پاسکال بویر، انسانشناس شناختی، اصطلاح Minimally Counterintuitive Concepts (مفاهیم ضدشهودی کمینه) را برای توصیف باورهایی بهکار برد که به نظر میرسد کاملا عادیاند، جز در یک ویژگی که انتظارات طبیعی ما را نقض میکند.
🔹 مثال ساده یک درخت را در نظر بگیرید. ذهن شما بهطور خودکار میداند درخت رشد میکند، ریشه دارد، نمیشنود و حرف نمیزند. حالا فقط یک ویژگی را بشکنید: «درختی که حرف زدن آدمها را میشنود و دعایشان را اجابت میکند.» همهچیز دیگرش هنوز عادی است؛ فقط یک نقض کوچک اما عجیب.
این دقیقا فرمول یک «درخت مقدس» در بسیاری فرهنگهاست.
🔹 چرا «کمینه» مهم است؟
اگر مفهومی خیلی عجیب باشد (مثلا موجودی که همزمان در ده مکان است، از جنس نور است، احساسات ندارد، و زمان برایش معنا ندارد)، مغز در پردازش و انتقالش به دیگران دچار مشکل میشود. اما اگر مفهومی کاملا عادی باشد، به یاد ماندنی نیست. نقطهی طلایی جایی است که فقط یک یا دو انتظار شکسته شود؛ نه هیچ، نه خیلی زیاد.
🔹 مثالهای دیگر مجسمهای که اشک از آن خارج میشود و میگرید (عادی است جز اینکه احساس دارد)، روحی که از دیوار رد میشود (عادی است جز عدم جسمانیت)، خدایی که همهچیز را میداند (شبیه انسان است جز دانش نامحدودش). همین ترکیب «آشنا + یک شگفتی» است که این مفاهیم را در حافظه ماندگار و در نسلها قابلانتقال میکند.
📌 نکتهی کلیدی: بویر نشان داد ادیان جهان، از هزاران مفهوم ممکن، ناخودآگاه دقیقا همین فرمول را انتخاب کردهاند؛ چون مغز انسان آن را بهتر از هر فرمول دیگری به خاطر میسپارد و منتقل میکند.
#علوم_شناختی #علوم_شناختی_دین #تفکر_نقاد #خردگرایی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
فکر کنید یکی برایتان تعریف کند: «یک درخت دیدم که برگهایش سبز بود.» فردا این جمله را یادتان میماند؟
حالا فکر کنید بگوید: «یک درخت دیدم که وقتی از کنارش رد شدم، اسمم را صدا زد.» کدامیک را برای بقیه تعریف میکنید؟
راز ماندگاری اسطورهها، ارواح و خدایان در همین یک تفاوت کوچک نهفته است.
🔹 مفهوم ضدشهودی کمینه چیست؟ پاسکال بویر، انسانشناس شناختی، اصطلاح Minimally Counterintuitive Concepts (مفاهیم ضدشهودی کمینه) را برای توصیف باورهایی بهکار برد که به نظر میرسد کاملا عادیاند، جز در یک ویژگی که انتظارات طبیعی ما را نقض میکند.
🔹 مثال ساده یک درخت را در نظر بگیرید. ذهن شما بهطور خودکار میداند درخت رشد میکند، ریشه دارد، نمیشنود و حرف نمیزند. حالا فقط یک ویژگی را بشکنید: «درختی که حرف زدن آدمها را میشنود و دعایشان را اجابت میکند.» همهچیز دیگرش هنوز عادی است؛ فقط یک نقض کوچک اما عجیب.
این دقیقا فرمول یک «درخت مقدس» در بسیاری فرهنگهاست.
🔹 چرا «کمینه» مهم است؟
اگر مفهومی خیلی عجیب باشد (مثلا موجودی که همزمان در ده مکان است، از جنس نور است، احساسات ندارد، و زمان برایش معنا ندارد)، مغز در پردازش و انتقالش به دیگران دچار مشکل میشود. اما اگر مفهومی کاملا عادی باشد، به یاد ماندنی نیست. نقطهی طلایی جایی است که فقط یک یا دو انتظار شکسته شود؛ نه هیچ، نه خیلی زیاد.
🔹 مثالهای دیگر مجسمهای که اشک از آن خارج میشود و میگرید (عادی است جز اینکه احساس دارد)، روحی که از دیوار رد میشود (عادی است جز عدم جسمانیت)، خدایی که همهچیز را میداند (شبیه انسان است جز دانش نامحدودش). همین ترکیب «آشنا + یک شگفتی» است که این مفاهیم را در حافظه ماندگار و در نسلها قابلانتقال میکند.
📌 نکتهی کلیدی: بویر نشان داد ادیان جهان، از هزاران مفهوم ممکن، ناخودآگاه دقیقا همین فرمول را انتخاب کردهاند؛ چون مغز انسان آن را بهتر از هر فرمول دیگری به خاطر میسپارد و منتقل میکند.
#علوم_شناختی #علوم_شناختی_دین #تفکر_نقاد #خردگرایی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤5👎1
فیدئیسم
دفاع از ایمان یا فرار از استدلال؟
اگر کسی به شما بگوید «هرچه دلیلت قویتر باشد، ایمانت ضعیفتر است»، تعجب میکنید یا حرفش را جدی میگیرید؟
این جمله، خلاصه عجیبترین رویکرد به ایمان در تاریخ فلسفه دین است: فیدئیسم (Fideism).
برخلاف کسانی که تلاش میکنند برای خدا برهان بیاورند، فیدئیستها میگویند اصلا نباید چنین تلاشی کرد، چون ایمان، از جنس دیگری است و با معیارهای عقل سنجیده نمیشود.
فیلسوف دانمارکی سورن کییرکگور، از مهمترین چهرههای این رویکرد، ایمان را «جهش» مینامید، جهشی که دقیقا در نقطهای رخ میدهد که عقل دیگر راهنما نیست.
او داستان ابراهیم و فرمان قربانی کردن اسحاق را نمونه اعلای این جهش میدانست: از منظر عقل و اخلاق معمول، این فرمان غیرقابلتوجیه است؛ اما کییرکگور میگفت ایمان راستین، دقیقا همانجایی آغاز میشود که منطق متوقف میشود.
فیلسوف دیگری که فدئیستها به ایدههای او متوسل میشوند، لودویگ ویتگنشتاین متاخر، مفهوم «بازیهای زبانی» را مطرح کرد: هر حوزه از زندگی ( علم، اخلاق، دین ) قواعد داوری خودش را دارد و نباید با معیار حوزه دیگر سنجیده شود. از این زاویه، پرسیدن «برهان علمی برای خدا کجاست؟» مثل این است که در وسط یک بازی شطرنج بپرسید «گل این بازی کجاست؟» سؤال، از قواعد اشتباهی میآید.
اما نقد جدی به فیدئیسم از همینجا شروع میشود: اگر ایمان از هر داوری عقلانی معاف باشد، چه چیزی مانع میشود هر باور غیرمنطقی، حتی خرافه یا تعصب خطرناک با همین توجیه، از نقد در امان بماند؟
فیلسوف آنتونی فلو دقیقاً همین اشکال را مطرح کرد: باوری که در برابر هیچ شاهد یا استدلالی، حتی در اصل، قابل ابطال نیست، عملا از هرگونه معنای قابلبحث تهی میشود.
مثالی ساده: تصور کنید کسی ادعا کند در اتاق کناری یک اژدهای نامرئی و بیوزن و بیصدا زندگی میکند که هیچ ابزاری نمیتواند حضورش را ثابت یا رد کند.
آیا تفاوت معناداری میان «این اژدها هست» و «این اژدها نیست» باقی میماند؟
پرسشی که منتقدان فیدئیسم مطرح میکنند: وقتی باوری را از هر آزمون عقلانی معاف میکنیم، آیا داریم از ایمان محافظت میکنیم، یا آن را از هر معنای قابلفهم تهی میسازیم؟
#فیدئیسم #ایمان #باور #نقد_دین #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
دفاع از ایمان یا فرار از استدلال؟
اگر کسی به شما بگوید «هرچه دلیلت قویتر باشد، ایمانت ضعیفتر است»، تعجب میکنید یا حرفش را جدی میگیرید؟
این جمله، خلاصه عجیبترین رویکرد به ایمان در تاریخ فلسفه دین است: فیدئیسم (Fideism).
برخلاف کسانی که تلاش میکنند برای خدا برهان بیاورند، فیدئیستها میگویند اصلا نباید چنین تلاشی کرد، چون ایمان، از جنس دیگری است و با معیارهای عقل سنجیده نمیشود.
فیلسوف دانمارکی سورن کییرکگور، از مهمترین چهرههای این رویکرد، ایمان را «جهش» مینامید، جهشی که دقیقا در نقطهای رخ میدهد که عقل دیگر راهنما نیست.
او داستان ابراهیم و فرمان قربانی کردن اسحاق را نمونه اعلای این جهش میدانست: از منظر عقل و اخلاق معمول، این فرمان غیرقابلتوجیه است؛ اما کییرکگور میگفت ایمان راستین، دقیقا همانجایی آغاز میشود که منطق متوقف میشود.
فیلسوف دیگری که فدئیستها به ایدههای او متوسل میشوند، لودویگ ویتگنشتاین متاخر، مفهوم «بازیهای زبانی» را مطرح کرد: هر حوزه از زندگی ( علم، اخلاق، دین ) قواعد داوری خودش را دارد و نباید با معیار حوزه دیگر سنجیده شود. از این زاویه، پرسیدن «برهان علمی برای خدا کجاست؟» مثل این است که در وسط یک بازی شطرنج بپرسید «گل این بازی کجاست؟» سؤال، از قواعد اشتباهی میآید.
اما نقد جدی به فیدئیسم از همینجا شروع میشود: اگر ایمان از هر داوری عقلانی معاف باشد، چه چیزی مانع میشود هر باور غیرمنطقی، حتی خرافه یا تعصب خطرناک با همین توجیه، از نقد در امان بماند؟
فیلسوف آنتونی فلو دقیقاً همین اشکال را مطرح کرد: باوری که در برابر هیچ شاهد یا استدلالی، حتی در اصل، قابل ابطال نیست، عملا از هرگونه معنای قابلبحث تهی میشود.
مثالی ساده: تصور کنید کسی ادعا کند در اتاق کناری یک اژدهای نامرئی و بیوزن و بیصدا زندگی میکند که هیچ ابزاری نمیتواند حضورش را ثابت یا رد کند.
آیا تفاوت معناداری میان «این اژدها هست» و «این اژدها نیست» باقی میماند؟
پرسشی که منتقدان فیدئیسم مطرح میکنند: وقتی باوری را از هر آزمون عقلانی معاف میکنیم، آیا داریم از ایمان محافظت میکنیم، یا آن را از هر معنای قابلفهم تهی میسازیم؟
#فیدئیسم #ایمان #باور #نقد_دین #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍2❤1
احضار فلورا صمدانی و احمد نعیمی، زوج بهائی، به دادگاه انقلاب یزد
فلورا صمدانی و احمد نعیمی، زوج بهائی ساکن یزد، با دریافت ابلاغیههای قضایی جداگانه به شعبه اول دادگاه انقلاب این شهر احضار شدند.
بر اساس این ابلاغیهها، از این دو شهروند خواسته شده است تا روز سهشنبه، ۳۱ شهریورماه ۱۴۰۵، ساعت ۸ صبح برای دفاع از اتهامات انتسابی در این دادگاه حضور یابند. اتهام مطروحه علیه هر یک از آنان «فعالیت آموزشی یا تبلیغی انحرافی مغایر یا مخل به شرع مقدس اسلام» موضوع ماده ۵۰۰ مکرر قانون مجازات اسلامی عنوان شده است.
فلورا صمدانی، ۵۵ ساله، در تاریخ ۱۳ اردیبهشتماه سال جاری توسط نیروهای امنیتی در یزد بازداشت و پس از حدود یک هفته نگهداری در بازداشتگاه اداره اطلاعات، به زندان منتقل شد و نهایتاً در تاریخ ۳۰ خردادماه با تودیع وثیقه آزاد گردید.
همسر وی، احمد نعیمی نیز در تاریخ ۲۳ خردادماه پس از حضور در شعبه شش بازپرسی دادسرای یزد بازداشت و در تاریخ ۱۳ تیرماه با تودیع وثیقه یک میلیارد تومانی از زندان یزد آزاد شده بود. آقای نعیمی پیشتر نیز به دلیل باورهای مذهبی خود سابقه بازداشت و برخوردهای قضایی را داشته است.
احضار و فشارهای قضایی علیه این زوج بهائی در حالی صورت میگیرد که موج تازهای از سرکوبها، احضارها، بازداشتهای خودسرانه، تفتیش منازل و صدور احکام حبس علیه جامعه بهایی در شهرهای مختلف ایران با شدت در جریان است.
#فلورا_صمدانی #احمد_نعیمی #داستان_ما_یکیست #بهائیان_ایران #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
فلورا صمدانی و احمد نعیمی، زوج بهائی ساکن یزد، با دریافت ابلاغیههای قضایی جداگانه به شعبه اول دادگاه انقلاب این شهر احضار شدند.
بر اساس این ابلاغیهها، از این دو شهروند خواسته شده است تا روز سهشنبه، ۳۱ شهریورماه ۱۴۰۵، ساعت ۸ صبح برای دفاع از اتهامات انتسابی در این دادگاه حضور یابند. اتهام مطروحه علیه هر یک از آنان «فعالیت آموزشی یا تبلیغی انحرافی مغایر یا مخل به شرع مقدس اسلام» موضوع ماده ۵۰۰ مکرر قانون مجازات اسلامی عنوان شده است.
فلورا صمدانی، ۵۵ ساله، در تاریخ ۱۳ اردیبهشتماه سال جاری توسط نیروهای امنیتی در یزد بازداشت و پس از حدود یک هفته نگهداری در بازداشتگاه اداره اطلاعات، به زندان منتقل شد و نهایتاً در تاریخ ۳۰ خردادماه با تودیع وثیقه آزاد گردید.
همسر وی، احمد نعیمی نیز در تاریخ ۲۳ خردادماه پس از حضور در شعبه شش بازپرسی دادسرای یزد بازداشت و در تاریخ ۱۳ تیرماه با تودیع وثیقه یک میلیارد تومانی از زندان یزد آزاد شده بود. آقای نعیمی پیشتر نیز به دلیل باورهای مذهبی خود سابقه بازداشت و برخوردهای قضایی را داشته است.
احضار و فشارهای قضایی علیه این زوج بهائی در حالی صورت میگیرد که موج تازهای از سرکوبها، احضارها، بازداشتهای خودسرانه، تفتیش منازل و صدور احکام حبس علیه جامعه بهایی در شهرهای مختلف ایران با شدت در جریان است.
#فلورا_صمدانی #احمد_نعیمی #داستان_ما_یکیست #بهائیان_ایران #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
😡3🙏1
سرو کاشمر
درختی که به دستور خلیفه اعدام شد
ورق بزنید
درختی که گفته میشد زرتشت آن را کاشته، بیش از هزار سال بعد به دستور یک خلیفه قطع شد و جسدش را کیلومترها آنطرفتر بردند. سرو کاشمر، مقدسترین درخت ایرانیان زرتشتی، فقط یک گیاه نبود؛ نمادی از هویتی بود که یک حاکم تازهبهقدرترسیده، تصمیم گرفت آن را از ریشه نابود کند.
درختی به قدمت یک اسطوره
سرو کاشمر درختی کهنسال در خراسان بود که در سنت زرتشتی، موجودی مقدس شمرده میشد؛ روایتها میگفتند خود زرتشت یا به فرمان او، پس از پذیرش این آیین توسط گشتاسپ شاه، آن را کاشته است. پژوهشگران امروز با احتیاط یادآور میشوند مدرک قطعی برای این روایت وجود ندارد، اما جایگاه محبوب این درخت میان مردم انکارناپذیر بود.
سرو، نماد استواری در فرهنگ ایرانی
درخت سرو در فرهنگ ایرانی، از دوران باستان تا شعر کلاسیک فارسی، نماد پایداری، آزادگی و استواری بوده است. تشبیه انسانهای بلندهمت به «سرو آزاد» بازتاب همین جایگاه فرهنگی است. پژوهشگران میگویند همیشهسبزبودن این درخت در سنتهای ایران باستان، آن را با دوام و تداوم زندگی پیوند میداد و به آن اهمیتی آیینی میبخشید.
فرمان خلیفه؛ قطع یک نماد
در قرن نهم میلادی، متوکل عباسی، دهمین خلیفه عباسی که به سیاستهای محدودکننده علیه اقلیتهای دینی و غیرمسلمانان شناخته میشد، دستور داد سرو کاشمر قطع و چوبش برای ساخت کاخش به سامرا منتقل شود. پژوهشگران انگیزه این اقدام را نمایش اقتدار سیاسی، شکستن روحیه مردم محلی، یا تلاش برای پاککردن حافظه ایرانیان از دوره پیش از اسلام میدانند.
میراثی که فراتر از سنگ و آجر است
روایتها میگویند مردم حاضر بودند مبلغی هنگفت بپردازند تا از نابودی این درخت جلوگیری شود؛ نشانهای از اینکه سرو کاشمر برایشان صرفا یک گیاه نبود. امروز این درخت وجود ندارد، اما نامش در حافظه فرهنگی باقی مانده است؛ یادآور این نکته که میراث یک ملت، فراتر از سنگ و آجر، میتواند در یک درخت هم زنده بماند.
متن کامل این یادداشت را در وبسایت گفتوشنود بخوانید
سرو کاشمر؛ درختی که به دستور خلیفه اعدام شد
https://dialog.tavaana.org/cypress-of-kashmar/
#سرو_کاشمر #نماد #آیین #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
درختی که به دستور خلیفه اعدام شد
ورق بزنید
درختی که گفته میشد زرتشت آن را کاشته، بیش از هزار سال بعد به دستور یک خلیفه قطع شد و جسدش را کیلومترها آنطرفتر بردند. سرو کاشمر، مقدسترین درخت ایرانیان زرتشتی، فقط یک گیاه نبود؛ نمادی از هویتی بود که یک حاکم تازهبهقدرترسیده، تصمیم گرفت آن را از ریشه نابود کند.
درختی به قدمت یک اسطوره
سرو کاشمر درختی کهنسال در خراسان بود که در سنت زرتشتی، موجودی مقدس شمرده میشد؛ روایتها میگفتند خود زرتشت یا به فرمان او، پس از پذیرش این آیین توسط گشتاسپ شاه، آن را کاشته است. پژوهشگران امروز با احتیاط یادآور میشوند مدرک قطعی برای این روایت وجود ندارد، اما جایگاه محبوب این درخت میان مردم انکارناپذیر بود.
سرو، نماد استواری در فرهنگ ایرانی
درخت سرو در فرهنگ ایرانی، از دوران باستان تا شعر کلاسیک فارسی، نماد پایداری، آزادگی و استواری بوده است. تشبیه انسانهای بلندهمت به «سرو آزاد» بازتاب همین جایگاه فرهنگی است. پژوهشگران میگویند همیشهسبزبودن این درخت در سنتهای ایران باستان، آن را با دوام و تداوم زندگی پیوند میداد و به آن اهمیتی آیینی میبخشید.
فرمان خلیفه؛ قطع یک نماد
در قرن نهم میلادی، متوکل عباسی، دهمین خلیفه عباسی که به سیاستهای محدودکننده علیه اقلیتهای دینی و غیرمسلمانان شناخته میشد، دستور داد سرو کاشمر قطع و چوبش برای ساخت کاخش به سامرا منتقل شود. پژوهشگران انگیزه این اقدام را نمایش اقتدار سیاسی، شکستن روحیه مردم محلی، یا تلاش برای پاککردن حافظه ایرانیان از دوره پیش از اسلام میدانند.
میراثی که فراتر از سنگ و آجر است
روایتها میگویند مردم حاضر بودند مبلغی هنگفت بپردازند تا از نابودی این درخت جلوگیری شود؛ نشانهای از اینکه سرو کاشمر برایشان صرفا یک گیاه نبود. امروز این درخت وجود ندارد، اما نامش در حافظه فرهنگی باقی مانده است؛ یادآور این نکته که میراث یک ملت، فراتر از سنگ و آجر، میتواند در یک درخت هم زنده بماند.
متن کامل این یادداشت را در وبسایت گفتوشنود بخوانید
سرو کاشمر؛ درختی که به دستور خلیفه اعدام شد
https://dialog.tavaana.org/cypress-of-kashmar/
#سرو_کاشمر #نماد #آیین #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
کریستوفر هیچنز در این بخش از یک مناظره، یکی از مشهورترین استدلالهای خود درباره نسبت دین و اخلاق را مطرح میکند: آیا انسان برای اخلاقی بودن به ترس از خدا و نظارت الهی نیاز دارد؟ آیا بدون ترس از خدا و مجازات انسان به حیوانی درنده تبدیل خواهد شد؟
مناظره کریستوفر هیچنز و اَل شارپتون در ۷ مه ۲۰۰۷ در کتابخانه عمومی نیویورک برگزار شد. هیچنز ابتدا به تاریخ این ادعا اشاره میکند، اما خودش درست برعکس استدلال میکند: انسانهای خوب معمولا بدون فرمان دینی هم کار خوب میکنند، اما گاهی همین ایمان به «دستور الهی» است که میتواند انسانهای معمولی را به انجام کاری بسیار شرورانه متقاعد کند.
هیچنز به طنز بسیار قوی خود شناخته شده بود و در ادامه گفتگو، با ارائه مثالهایی مانند عملیات تروریستی یا ختنه، میگوید ایمان مذهبی میتواند اعمال خشونتآمیز را توجیه عادیسازی یا حتی زیباسازی کند. البته او در برابر رویکرد تهاجمی شارپتون (کشیش آمریکایی طرف مناظره) با ادب و متانت برخورد میکند.
آیا اخلاق بدون دین ممکن است؟ و آیا دین همیشه انسان را اخلاقیتر میکند؟
#فلسفه #اخلاق #نقد_دین #گفتگو_توانا @Dialogue1402
مناظره کریستوفر هیچنز و اَل شارپتون در ۷ مه ۲۰۰۷ در کتابخانه عمومی نیویورک برگزار شد. هیچنز ابتدا به تاریخ این ادعا اشاره میکند، اما خودش درست برعکس استدلال میکند: انسانهای خوب معمولا بدون فرمان دینی هم کار خوب میکنند، اما گاهی همین ایمان به «دستور الهی» است که میتواند انسانهای معمولی را به انجام کاری بسیار شرورانه متقاعد کند.
هیچنز به طنز بسیار قوی خود شناخته شده بود و در ادامه گفتگو، با ارائه مثالهایی مانند عملیات تروریستی یا ختنه، میگوید ایمان مذهبی میتواند اعمال خشونتآمیز را توجیه عادیسازی یا حتی زیباسازی کند. البته او در برابر رویکرد تهاجمی شارپتون (کشیش آمریکایی طرف مناظره) با ادب و متانت برخورد میکند.
آیا اخلاق بدون دین ممکن است؟ و آیا دین همیشه انسان را اخلاقیتر میکند؟
#فلسفه #اخلاق #نقد_دین #گفتگو_توانا @Dialogue1402
👍8❤1
چرا «امنیت ملی» محبوبترین توجیه طرد در طول تاریخ بوده است؟
جان استوارت میل در «رسالهای درباره آزادی» (۱۸۵۹) هشدار داده بود که استدلال «آسیب» (تنها توجیه مشروع برای محدود کردن آزادی دیگری)، بهآسانی میتواند به ابزاری برای توجیه هر نوع سرکوب بدل شود، اگر تعریف «آسیب» آنقدر گسترده شود که هر ناخوشایندی یا نگرانی فرضی را هم در بر بگیرد. میل تاکید داشت که خود ادعای خطر، باید در برابر شواهد واقعی سنجیده شود، نه صرفا پذیرفته شود چون از سوی اکثریت یا قدرت مطرح شده است.
هانا آرنت، در تحلیل خود از نظامهای توتالیتر در «خاستگاههای توتالیتاریسم» (۱۹۵۱)، نشان داد یکی از الگوهای تکرارشونده این نظامها، معرفی گروههای خاص (اقلیتهای قومی، مذهبی یا سیاسی) بهعنوان «تهدید امنیتی» پیش از هرگونه اقدام سرکوبگرانه است؛ چارچوبی که به گفتهی آرنت، نهفقط ابزار توجیه بعد از عمل، بلکه پیششرط روانی و گفتمانی برای مقبولسازی آن سرکوب نزد افکار عمومی بود.
جان تیرنی و همکارانش در پژوهشهای روانشناسی اجتماعی درباره «نظریه مدیریت وحشت» (Terror Management Theory) که ریشه در کار اولیه ارنست بکر دارد، نشان دادهاند وقتی افراد به یاد مرگ یا تهدید امنیتی خود میافتند، بهطور اندازهگیریشده تمایل بیشتری به طرد گروههای «غیرخودی» و دفاع سختگیرانهتر از هنجارهای فرهنگی خودشان پیدا میکنند؛ واکنشی که در آزمایشگاه حتی با یادآوریهای نمادین و غیرواقعی از خطر نیز قابل بازتولید بود.
نمونه مستندی از این الگو، اخراج دستهجمعی چچنها و تاتارهای کریمه توسط دولت شوروی در سال ۱۹۴۴ است؛ استالین این اقدام را با استناد به «همکاری احتمالی» این اقوام با نیروهای آلمان نازی و ضرورت «امنیت داخلی» توجیه کرد.
مورخانی مانند نورمن نایمارک در «نسلکشیهای استالین» (۲۰۱۰) با استناد به اسناد آرشیوی بعدا منتشرشدهی NKVD نشان دادهاند که این اتهام کلی و بدون شواهد مشخص علیه اکثریت جمعیت غیرنظامی این اقوام اعمال شد؛ حدود نیم میلیون نفر در بحبوحه زمستان به آسیای مرکزی تبعید شدند و بخش قابلتوجهی از آنها در مسیر یا سالهای نخست تبعید جان باختند.
آنچه از کنار هم گذاشتن این شواهد پیداست این است که تفکیک میان خطر واقعیِ قابلسنجش و ترسی که صرفا برای توجیه طرد بهکار میرود، نیازمند شواهد مشخص است، نه صرف ادعا.
#طرد #پذیرش #امنیت #رواداری #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
جان استوارت میل در «رسالهای درباره آزادی» (۱۸۵۹) هشدار داده بود که استدلال «آسیب» (تنها توجیه مشروع برای محدود کردن آزادی دیگری)، بهآسانی میتواند به ابزاری برای توجیه هر نوع سرکوب بدل شود، اگر تعریف «آسیب» آنقدر گسترده شود که هر ناخوشایندی یا نگرانی فرضی را هم در بر بگیرد. میل تاکید داشت که خود ادعای خطر، باید در برابر شواهد واقعی سنجیده شود، نه صرفا پذیرفته شود چون از سوی اکثریت یا قدرت مطرح شده است.
هانا آرنت، در تحلیل خود از نظامهای توتالیتر در «خاستگاههای توتالیتاریسم» (۱۹۵۱)، نشان داد یکی از الگوهای تکرارشونده این نظامها، معرفی گروههای خاص (اقلیتهای قومی، مذهبی یا سیاسی) بهعنوان «تهدید امنیتی» پیش از هرگونه اقدام سرکوبگرانه است؛ چارچوبی که به گفتهی آرنت، نهفقط ابزار توجیه بعد از عمل، بلکه پیششرط روانی و گفتمانی برای مقبولسازی آن سرکوب نزد افکار عمومی بود.
جان تیرنی و همکارانش در پژوهشهای روانشناسی اجتماعی درباره «نظریه مدیریت وحشت» (Terror Management Theory) که ریشه در کار اولیه ارنست بکر دارد، نشان دادهاند وقتی افراد به یاد مرگ یا تهدید امنیتی خود میافتند، بهطور اندازهگیریشده تمایل بیشتری به طرد گروههای «غیرخودی» و دفاع سختگیرانهتر از هنجارهای فرهنگی خودشان پیدا میکنند؛ واکنشی که در آزمایشگاه حتی با یادآوریهای نمادین و غیرواقعی از خطر نیز قابل بازتولید بود.
نمونه مستندی از این الگو، اخراج دستهجمعی چچنها و تاتارهای کریمه توسط دولت شوروی در سال ۱۹۴۴ است؛ استالین این اقدام را با استناد به «همکاری احتمالی» این اقوام با نیروهای آلمان نازی و ضرورت «امنیت داخلی» توجیه کرد.
مورخانی مانند نورمن نایمارک در «نسلکشیهای استالین» (۲۰۱۰) با استناد به اسناد آرشیوی بعدا منتشرشدهی NKVD نشان دادهاند که این اتهام کلی و بدون شواهد مشخص علیه اکثریت جمعیت غیرنظامی این اقوام اعمال شد؛ حدود نیم میلیون نفر در بحبوحه زمستان به آسیای مرکزی تبعید شدند و بخش قابلتوجهی از آنها در مسیر یا سالهای نخست تبعید جان باختند.
آنچه از کنار هم گذاشتن این شواهد پیداست این است که تفکیک میان خطر واقعیِ قابلسنجش و ترسی که صرفا برای توجیه طرد بهکار میرود، نیازمند شواهد مشخص است، نه صرف ادعا.
#طرد #پذیرش #امنیت #رواداری #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤3👍1🏆1
اخراج و محرومیت از تحصیل کمند روحی، دانشجوی معماری، از دانشگاه به دلیل باور به آیین بهائی
کمند روحی، شهروند بهایی ساکن یزد و دانشجوی مقطع کارشناسی معماری در دانشگاه آزاد اسلامی، پس از گذراندن چند ترم تحصیلی، به دلیل احراز بهایی بودن از ادامه تحصیل محروم و از دانشگاه اخراج شد.
بر اساس اطلاعات دریافتی، این دانشجوی بهایی که بخشی از دوره دانشگاهی خود را با موفقیت پشت سر گذاشته بود، در میانه مسیر تحصیل با ممانعت از ادامه حضور در دانشگاه مواجه شد. محرومیت دانشجویان بهایی از حق تحصیل در چارچوب مصوبات شورای عالی انقلاب فرهنگی صورت میگیرد؛ سیاستی که بر اساس آن، در صورت احراز هویت دینی فرد، ادامه آموزش او متوقف شده و دسترسی به آموزش عالی به عقیده مذهبی شهروندان وابسته میشود.
این در حالی است که بر اساس ماده ۱۳ میثاق بینالمللی حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی، که ایران نیز به آن ملحق شده است، حق آموزش به رسمیت شناخته شده و بر دسترسی بدون تبعیض همگان به نهادهای آموزشی تاکید شده است. محرومیت شهروندان بهایی از تحصیل مصداق بارز تبعیض آشکار و نقض حقوق بنیادی شهروندی محسوب میشود.
اخراج این دانشجوی معماری در حالی رخ داده است که موج تازهای از فشارها، بازداشتهای خودسرانه، تفتیش منازل، احضارها و صدور احکام حبس و محرومیتهای اجتماعی علیه جامعه بهایی در شهرهای مختلف ایران با شدت در جریان است.
#کمند_روحی #داستان_ما_یکیست #بهائیان_ایران #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
کمند روحی، شهروند بهایی ساکن یزد و دانشجوی مقطع کارشناسی معماری در دانشگاه آزاد اسلامی، پس از گذراندن چند ترم تحصیلی، به دلیل احراز بهایی بودن از ادامه تحصیل محروم و از دانشگاه اخراج شد.
بر اساس اطلاعات دریافتی، این دانشجوی بهایی که بخشی از دوره دانشگاهی خود را با موفقیت پشت سر گذاشته بود، در میانه مسیر تحصیل با ممانعت از ادامه حضور در دانشگاه مواجه شد. محرومیت دانشجویان بهایی از حق تحصیل در چارچوب مصوبات شورای عالی انقلاب فرهنگی صورت میگیرد؛ سیاستی که بر اساس آن، در صورت احراز هویت دینی فرد، ادامه آموزش او متوقف شده و دسترسی به آموزش عالی به عقیده مذهبی شهروندان وابسته میشود.
این در حالی است که بر اساس ماده ۱۳ میثاق بینالمللی حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی، که ایران نیز به آن ملحق شده است، حق آموزش به رسمیت شناخته شده و بر دسترسی بدون تبعیض همگان به نهادهای آموزشی تاکید شده است. محرومیت شهروندان بهایی از تحصیل مصداق بارز تبعیض آشکار و نقض حقوق بنیادی شهروندی محسوب میشود.
اخراج این دانشجوی معماری در حالی رخ داده است که موج تازهای از فشارها، بازداشتهای خودسرانه، تفتیش منازل، احضارها و صدور احکام حبس و محرومیتهای اجتماعی علیه جامعه بهایی در شهرهای مختلف ایران با شدت در جریان است.
#کمند_روحی #داستان_ما_یکیست #بهائیان_ایران #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
😢4🙏1😡1
تفتیش منزل و ضبط اموال سعید عظیمی و سه شهروند بهائی دیگر در اصفهان توسط ماموران امنیتی
منزل سعید عظیمی، شهروند بهائی ساکن اصفهان، روز یکشنبه ۱۵ شهریور ۱۴۰۵ توسط ماموران اداره اطلاعات مورد تفتیش قرار گرفت و شماری از لوازم شخصی، الکترونیکی و کاری او ضبط شد.
ماموران امنیتی در حالی به منزل آقای عظیمی یورش بردند که او و مادر بیمارش در منزل حضور نداشتند؛ بر اساس گزارش هرانا ماموران با بالا رفتن از دیوار وارد حیاط شده و پس از شکستن درب ورودی، به تفتیش منزل پرداختند. در جریان این بازرسی، علاوه بر وسایل الکترونیکی نظیر لپتاپ و تلویزیون، سازهای موسیقی، گلدانها و مقدار زیادی زیورآلات نقره که مرتبط با فعالیتهای شغلی این شهروند بوده، ضبط و از محل خارج شد.
تا لحظه تنظیم این گزارش، دلیل تفتیش منزل و اتهامات مطروحه علیه آقای عظیمی که پیشتر نیز سابقه بازداشت و برخوردهای قضایی داشته، مشخص نشده است.
این تفتیش در حالی صورت گرفته است که ماموران اداره اطلاعات در همان روز (۱۵ شهریورماه)، بهطور همزمان منازل سه شهروند بهائی دیگر ساکن اصفهان را نیز مورد بازرسی قرار داده و لوازم و اموال آنان را ضبط کرده بودند.
تداوم تفتیش منازل، مصادره اموال و فشارهای امنیتی بر شهروندان بهایی در اصفهان و سایر شهرهای کشور در حالی ادامه دارد که موج فزایندهای از سرکوبها علیه جامعه بهایی با شدت در جریان است.
#داستان_ما_یکیست #بهائیان_ایران #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
منزل سعید عظیمی، شهروند بهائی ساکن اصفهان، روز یکشنبه ۱۵ شهریور ۱۴۰۵ توسط ماموران اداره اطلاعات مورد تفتیش قرار گرفت و شماری از لوازم شخصی، الکترونیکی و کاری او ضبط شد.
ماموران امنیتی در حالی به منزل آقای عظیمی یورش بردند که او و مادر بیمارش در منزل حضور نداشتند؛ بر اساس گزارش هرانا ماموران با بالا رفتن از دیوار وارد حیاط شده و پس از شکستن درب ورودی، به تفتیش منزل پرداختند. در جریان این بازرسی، علاوه بر وسایل الکترونیکی نظیر لپتاپ و تلویزیون، سازهای موسیقی، گلدانها و مقدار زیادی زیورآلات نقره که مرتبط با فعالیتهای شغلی این شهروند بوده، ضبط و از محل خارج شد.
تا لحظه تنظیم این گزارش، دلیل تفتیش منزل و اتهامات مطروحه علیه آقای عظیمی که پیشتر نیز سابقه بازداشت و برخوردهای قضایی داشته، مشخص نشده است.
این تفتیش در حالی صورت گرفته است که ماموران اداره اطلاعات در همان روز (۱۵ شهریورماه)، بهطور همزمان منازل سه شهروند بهائی دیگر ساکن اصفهان را نیز مورد بازرسی قرار داده و لوازم و اموال آنان را ضبط کرده بودند.
تداوم تفتیش منازل، مصادره اموال و فشارهای امنیتی بر شهروندان بهایی در اصفهان و سایر شهرهای کشور در حالی ادامه دارد که موج فزایندهای از سرکوبها علیه جامعه بهایی با شدت در جریان است.
#داستان_ما_یکیست #بهائیان_ایران #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
😡3