چارلز لارمور
چگونه بدون دست کشیدن از باورهایمان، دیگری را بپذیریم؟
چارلز لارمور (متولد ۱۹۴۷)، فیلسوف سیاسی آمریکایی و از مدافعان لیبرالیسم سیاسی در عصر معاصر است. او با پیوند زدن اندیشههای جان رالز با سنتهای فلسفی اروپا، تلاش کرده است تا چارچوبی برای همزیستی در جوامع متکثر بیابد. لارمور به دلیل رویکرد واقعگرایانه و در عین حال اخلاقیاش به مسئله «چگونگی مواجهه با اختلافات عمیق اخلاقی» در حوزه عمومی، جایگاه ویژهای در فلسفه سیاسی معاصر دارد.
نظریه احترام عقلانی؛
بنیان رواداری لیبرال
از دیدگاه لارمور، رواداری و پذیرش دیگری، نه یک بیتفاوتی اخلاقی، بلکه یک ضرورت برخاسته از عقل است. او مفاهیم کلیدی زیر را برای تحقق این پذیرش پیشنهاد میدهد:
۱. اصل احترام عقلانی:
لارمور معتقد است رواداری یعنی حتی اگر با جهانبینی دیگری (مذهبی یا فلسفی) مخالفیم، باید او را به عنوان یک «موجود عاقل» به رسمیت بشناسیم. پذیرش دیگری به این معناست که بپذیریم طرف مقابل، برای باورهایش «دلایل معقولی» (از دیدگاه خودش) دارد. این احترام، مانع از تحمیل عقاید میشود.
۲. تفکیک باورهای اخلاقی از مبانی سیاسی:
لارمور استدلال میکند که ما نباید برای رسیدن به جامعه روادار، از باورهای شخصی خود دست بکشیم. او معتقد است میتوانیم با حفظ اصول اخلاقی خود، بر سر «قواعد مشترک سیاسی» به توافق برسیم. رواداری یعنی جدا کردن حوزه خصوصی (باورهای شخصی) از حوزه عمومی (توافق برای همزیستی).
۳. پرهیز از کمالگرایی:
لارمور نقد شدیدی به مدلهایی دارد که میخواهند «زندگی خوب» را برای همه تعریف کنند. او پذیرش دیگری را به معنای «بیطرفی دولت» میداند. جامعه روادار در نگاه او جامعهای است که به افراد اجازه میدهد بر اساس ارزشهای خود زندگی کنند، به شرطی که این ارزشها حق مشابه دیگران را نقض نکند.
پذیرش در نگاه لارمور، به معنای ایجاد فضایی است که در آن «گفتگوی عقلانی» ممکن باشد. او رواداری را ابزاری برای حفظ صلح اجتماعی میداند که بر پایه «احترام به استقلال فکری دیگران» بنا شده است. از منظر او، اگر ما بپذیریم که هیچکس نمیتواند ادعای نهایی حقیقت را در امور اخلاقی داشته باشد، آنگاه پذیرش دیگری به عنوان یک شهروند برابر، نه تنها یک وظیفه، بلکه تنها راه عقلانی برای زندگی در یک جامعه آزاد است.
#چارلز_لارمور #رواداری #لیبرالیسم #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
چگونه بدون دست کشیدن از باورهایمان، دیگری را بپذیریم؟
چارلز لارمور (متولد ۱۹۴۷)، فیلسوف سیاسی آمریکایی و از مدافعان لیبرالیسم سیاسی در عصر معاصر است. او با پیوند زدن اندیشههای جان رالز با سنتهای فلسفی اروپا، تلاش کرده است تا چارچوبی برای همزیستی در جوامع متکثر بیابد. لارمور به دلیل رویکرد واقعگرایانه و در عین حال اخلاقیاش به مسئله «چگونگی مواجهه با اختلافات عمیق اخلاقی» در حوزه عمومی، جایگاه ویژهای در فلسفه سیاسی معاصر دارد.
نظریه احترام عقلانی؛
بنیان رواداری لیبرال
از دیدگاه لارمور، رواداری و پذیرش دیگری، نه یک بیتفاوتی اخلاقی، بلکه یک ضرورت برخاسته از عقل است. او مفاهیم کلیدی زیر را برای تحقق این پذیرش پیشنهاد میدهد:
۱. اصل احترام عقلانی:
لارمور معتقد است رواداری یعنی حتی اگر با جهانبینی دیگری (مذهبی یا فلسفی) مخالفیم، باید او را به عنوان یک «موجود عاقل» به رسمیت بشناسیم. پذیرش دیگری به این معناست که بپذیریم طرف مقابل، برای باورهایش «دلایل معقولی» (از دیدگاه خودش) دارد. این احترام، مانع از تحمیل عقاید میشود.
۲. تفکیک باورهای اخلاقی از مبانی سیاسی:
لارمور استدلال میکند که ما نباید برای رسیدن به جامعه روادار، از باورهای شخصی خود دست بکشیم. او معتقد است میتوانیم با حفظ اصول اخلاقی خود، بر سر «قواعد مشترک سیاسی» به توافق برسیم. رواداری یعنی جدا کردن حوزه خصوصی (باورهای شخصی) از حوزه عمومی (توافق برای همزیستی).
۳. پرهیز از کمالگرایی:
لارمور نقد شدیدی به مدلهایی دارد که میخواهند «زندگی خوب» را برای همه تعریف کنند. او پذیرش دیگری را به معنای «بیطرفی دولت» میداند. جامعه روادار در نگاه او جامعهای است که به افراد اجازه میدهد بر اساس ارزشهای خود زندگی کنند، به شرطی که این ارزشها حق مشابه دیگران را نقض نکند.
پذیرش در نگاه لارمور، به معنای ایجاد فضایی است که در آن «گفتگوی عقلانی» ممکن باشد. او رواداری را ابزاری برای حفظ صلح اجتماعی میداند که بر پایه «احترام به استقلال فکری دیگران» بنا شده است. از منظر او، اگر ما بپذیریم که هیچکس نمیتواند ادعای نهایی حقیقت را در امور اخلاقی داشته باشد، آنگاه پذیرش دیگری به عنوان یک شهروند برابر، نه تنها یک وظیفه، بلکه تنها راه عقلانی برای زندگی در یک جامعه آزاد است.
#چارلز_لارمور #رواداری #لیبرالیسم #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤3👍1👌1
شکاف بین نسلی در باورهای مذهبی
چالش والدین و فرزندان
گذار از سنت به تجدد در ایران شکاف میان نسلی عمیقی در باورهای مذهبی ایجاد کرده است این تفاوت دیدگاه ناشی از برخورد دو جهان بینی متفاوت است جهان بینی سنتی بر انتقال میراث استوار است در حالی که نسل جدید بر پرسشگری و استقلال فردی تاکید دارد.
دسترسی گسترده به اطلاعات و مواجهه با تکثر دیدگاه ها در فضای مجازی اقتدار منابع سنتی را به چالش کشیده است، بسیاری از جوانان به دنبال تجربه های فردی از حقیقت هستند و زمانی که آموزه های سنتی پاسخگوی چالش های عینی زندگی مدرن نباشد دچار تردید می شوند؛ از سوی دیگر والدین به دلیل نگرانی از گسست اخلاقی بر ارزش های خود پافشاری می کنند که این امر اغلب به تنش های خانوادگی می انجامد.
برای مدیریت این چالش نه تحمیل عقیده کارساز است و نه انکار مطلق میراث راهکار اصلی تغییر پارادایم از تطابق به تفاهم است ؛ پذیرش این واقعیت که باور جزئی از حریم خصوصی و هویت فردی است گام نخست برای کاهش تنش هاست، احترام به تفاوت به معنای تایید عقیده دیگری نیست بلکه به رسمیت شناختن حق متفاوت اندیشیدن است.
گفتگوی سازنده زمانی شکل می گیرد که هدف فهم جهان بینی دیگری باشد نه قانع کردن او والدین باید دغدغه های جوانان را فارغ از قضاوت بشنوند و جوانان نیز میتوانند با رویکردی انتقادی میراث پیشینیان را بررسی کنند.
شکاف میان نسلی یک بحران نیست بلکه فرایندی برای بلوغ فکری جامعه است که در آن مشترکات انسانی همچون اخلاق و شفقت باید مقدم بر تعریف های ایدئولوژیک قرار گیرد تا پیوندهای عاطفی در خانواده حفظ شود.
#شکاف_بین_نسلی #باورمندان #ناباورمندان #رواداری #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
چالش والدین و فرزندان
گذار از سنت به تجدد در ایران شکاف میان نسلی عمیقی در باورهای مذهبی ایجاد کرده است این تفاوت دیدگاه ناشی از برخورد دو جهان بینی متفاوت است جهان بینی سنتی بر انتقال میراث استوار است در حالی که نسل جدید بر پرسشگری و استقلال فردی تاکید دارد.
دسترسی گسترده به اطلاعات و مواجهه با تکثر دیدگاه ها در فضای مجازی اقتدار منابع سنتی را به چالش کشیده است، بسیاری از جوانان به دنبال تجربه های فردی از حقیقت هستند و زمانی که آموزه های سنتی پاسخگوی چالش های عینی زندگی مدرن نباشد دچار تردید می شوند؛ از سوی دیگر والدین به دلیل نگرانی از گسست اخلاقی بر ارزش های خود پافشاری می کنند که این امر اغلب به تنش های خانوادگی می انجامد.
برای مدیریت این چالش نه تحمیل عقیده کارساز است و نه انکار مطلق میراث راهکار اصلی تغییر پارادایم از تطابق به تفاهم است ؛ پذیرش این واقعیت که باور جزئی از حریم خصوصی و هویت فردی است گام نخست برای کاهش تنش هاست، احترام به تفاوت به معنای تایید عقیده دیگری نیست بلکه به رسمیت شناختن حق متفاوت اندیشیدن است.
گفتگوی سازنده زمانی شکل می گیرد که هدف فهم جهان بینی دیگری باشد نه قانع کردن او والدین باید دغدغه های جوانان را فارغ از قضاوت بشنوند و جوانان نیز میتوانند با رویکردی انتقادی میراث پیشینیان را بررسی کنند.
شکاف میان نسلی یک بحران نیست بلکه فرایندی برای بلوغ فکری جامعه است که در آن مشترکات انسانی همچون اخلاق و شفقت باید مقدم بر تعریف های ایدئولوژیک قرار گیرد تا پیوندهای عاطفی در خانواده حفظ شود.
#شکاف_بین_نسلی #باورمندان #ناباورمندان #رواداری #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍5
Forwarded from کلاس و کتاب توانا
طلسم فرمانبری؛ نگاهی به چهار رهبر کاریزماتیک و فرقههای آنان
فرقهها همیشه با خشونت آغاز نمیشوند. گاه با وعدهای معنوی و آرامشبخش شروع میشوند، با احساس تعلق، با آغوشی که طردشدگان را میپذیرد، با زبانی که رنج آدمی را میفهمد و با رهبری که خود را آموزگار، نجاتبخش، مرشد یا واسطه حقیقت نشان میدهد. خطر از جایی آغاز میشود که اطاعت محور اصلی رابطه را شکل میدهد و عملا رابطه انسانی به فرمانبری بیچونوچرا بدل میشود.
رهبران کاریزماتیک از آغاز، لزوما چهرههایی بزرگ و مخوف نیستند. بسیاری از آنها در حاشیه رشد کردهاند، شکست خوردهاند، طرد شدهاند یا در جستوجوی قدرتی بودهاند که در زندگی عادی به دست نیاوردهاند. آنچه آنان را خطرناک میکند فقط ادعاهای دینی یا معنویشان نیست، بلکه تواناییشان در ساختن حلقهای بسته از وفاداری، ترس، امید و وابستگی است؛ حلقهای که در آن پیروان کمکم جهان بیرون را دشمن، تردید را خیانت و اطاعت را نشانه رستگاری قمداد میکنند.
این پرونده گفتوشنود به اختصار به چند نمونه از چنین رهبران و فرقههایشان میپردازد؛ کسانی که از موسیقی، رقص، سیاست، معنویت، دین، آخرالزمان یا وعده رهایی، برای ساختن اقتدار شخصی استفاده کردند: چارلی منسن، جیم جونز، شوکو آساهارا و حامی گومز. مسئله فقط جنایت یا انحراف فردی این رهبران نیست؛ سازوکاری است که در آن کاریزما به ابزار کنترل بدل میشود و میل انسان به معنویت، پذیرفتهشدن و رهایی در خدمت سلطه قرار میگیرد.
این پرونده تلاشی است برای نشاندادن آن لحظهای که اعتماد به تسلیم تبدیل میشود و رهبر، به جای گشودن راه آزادی، ذهن و زندگی پیروان خود را در اختیار میگیرد.
کتابچه «طلسم فرمانبری» را به رایگان دانلود کنید و بخوانید!
https://dialog.tavaana.org/collections-7/
#فرقه #فرقه_گرایی #گفتگو_توانا
@tavaana
@Dialogue1402
فرقهها همیشه با خشونت آغاز نمیشوند. گاه با وعدهای معنوی و آرامشبخش شروع میشوند، با احساس تعلق، با آغوشی که طردشدگان را میپذیرد، با زبانی که رنج آدمی را میفهمد و با رهبری که خود را آموزگار، نجاتبخش، مرشد یا واسطه حقیقت نشان میدهد. خطر از جایی آغاز میشود که اطاعت محور اصلی رابطه را شکل میدهد و عملا رابطه انسانی به فرمانبری بیچونوچرا بدل میشود.
رهبران کاریزماتیک از آغاز، لزوما چهرههایی بزرگ و مخوف نیستند. بسیاری از آنها در حاشیه رشد کردهاند، شکست خوردهاند، طرد شدهاند یا در جستوجوی قدرتی بودهاند که در زندگی عادی به دست نیاوردهاند. آنچه آنان را خطرناک میکند فقط ادعاهای دینی یا معنویشان نیست، بلکه تواناییشان در ساختن حلقهای بسته از وفاداری، ترس، امید و وابستگی است؛ حلقهای که در آن پیروان کمکم جهان بیرون را دشمن، تردید را خیانت و اطاعت را نشانه رستگاری قمداد میکنند.
این پرونده گفتوشنود به اختصار به چند نمونه از چنین رهبران و فرقههایشان میپردازد؛ کسانی که از موسیقی، رقص، سیاست، معنویت، دین، آخرالزمان یا وعده رهایی، برای ساختن اقتدار شخصی استفاده کردند: چارلی منسن، جیم جونز، شوکو آساهارا و حامی گومز. مسئله فقط جنایت یا انحراف فردی این رهبران نیست؛ سازوکاری است که در آن کاریزما به ابزار کنترل بدل میشود و میل انسان به معنویت، پذیرفتهشدن و رهایی در خدمت سلطه قرار میگیرد.
این پرونده تلاشی است برای نشاندادن آن لحظهای که اعتماد به تسلیم تبدیل میشود و رهبر، به جای گشودن راه آزادی، ذهن و زندگی پیروان خود را در اختیار میگیرد.
کتابچه «طلسم فرمانبری» را به رایگان دانلود کنید و بخوانید!
https://dialog.tavaana.org/collections-7/
#فرقه #فرقه_گرایی #گفتگو_توانا
@tavaana
@Dialogue1402
👍4
جایزه بینالمللی «اسپینوزالنز» ۲۰۲۷ به رامین جهانبگلو، فیلسوف و پژوهشگر ایرانی، اهدا میشود
بنیاد بینالمللی اسپینوزا در نامهای رسمی اعلام کرد که جایزه معتبر اخلاق و فلسفه «اسپینوزالنز» (Spinozalens) برای سال ۲۰۲۷ به رامین جهانبگلو، فیلسوف و پژوهشگر ایرانی، تعلق گرفته است .
هیئت داوران این دوره که با محوریت موضوع «آزاداندیشی» برگزار شد، آثار و زیست فکری جهانبگلو را نمونهای بارز از «هنر همرنگ جماعت نشدن و تن ندادن به همنوایی» توصیف کردهاند .
جایزه اسپینوزالنز هر دو سال یکبار به متفکرانی اهدا میشود که نقش برجستهای در تحلیل بنیانهای اخلاقی جامعه معاصر داشتهاند .
پیش از این، چهرههای سرشناسی چون ادوارد سعید و مارتا نوسباوم موفق به دریافت این نشان شده بودند.
رامین جهانبگلو (زاده ۱۳۳۵ در تهران)، فیلسوف و اندیشمند ایرانی-کانادایی است که آثار متعددی در حوزه فلسفه سیاسی دارد. او دانشآموخته دکتری فلسفه از دانشگاه سوربن فرانسه است و سابقه تدریس و پژوهش در دانشگاههای معتبری چون هاروارد و تورنتو را در کارنامه دارد.
تمرکز اصلی آثار او بر مفهوم «جامعه مدنی»، «نافرمانی مدنی» و «گذار به دموکراسی» است. او همواره از مدافعان گفتگو میان فرهنگها و جریانهای فکری بوده است.
در بهار سال ۱۳۸۵، او در حالی که قصد خروج از ایران را داشت، بازداشت و به مدت چهار ماه در زندان اوین در سلول انفرادی نگهداری شد. نهادهای امنیتی وقت، او را به «تلاش برای براندازی نرم» و طراحی آنچه «انقلاب مخملی» در ایران مینامیدند، متهم کردند.
جهانبگلو پس از آزادی از زندان، ناگزیر به خروج از ایران شد و هماکنون به فعالیتهای پژوهشی و آکادمیک خود در سطح بینالمللی ادامه میدهد.
جهانبگلو پیشتر در سال ۲۰۰۹ برنده جایزه صلح سازمان ملل شده بود.
#رامین_جهانبگلو #اسپینوزا #فلسفه #صلح #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
بنیاد بینالمللی اسپینوزا در نامهای رسمی اعلام کرد که جایزه معتبر اخلاق و فلسفه «اسپینوزالنز» (Spinozalens) برای سال ۲۰۲۷ به رامین جهانبگلو، فیلسوف و پژوهشگر ایرانی، تعلق گرفته است .
هیئت داوران این دوره که با محوریت موضوع «آزاداندیشی» برگزار شد، آثار و زیست فکری جهانبگلو را نمونهای بارز از «هنر همرنگ جماعت نشدن و تن ندادن به همنوایی» توصیف کردهاند .
جایزه اسپینوزالنز هر دو سال یکبار به متفکرانی اهدا میشود که نقش برجستهای در تحلیل بنیانهای اخلاقی جامعه معاصر داشتهاند .
پیش از این، چهرههای سرشناسی چون ادوارد سعید و مارتا نوسباوم موفق به دریافت این نشان شده بودند.
رامین جهانبگلو (زاده ۱۳۳۵ در تهران)، فیلسوف و اندیشمند ایرانی-کانادایی است که آثار متعددی در حوزه فلسفه سیاسی دارد. او دانشآموخته دکتری فلسفه از دانشگاه سوربن فرانسه است و سابقه تدریس و پژوهش در دانشگاههای معتبری چون هاروارد و تورنتو را در کارنامه دارد.
تمرکز اصلی آثار او بر مفهوم «جامعه مدنی»، «نافرمانی مدنی» و «گذار به دموکراسی» است. او همواره از مدافعان گفتگو میان فرهنگها و جریانهای فکری بوده است.
در بهار سال ۱۳۸۵، او در حالی که قصد خروج از ایران را داشت، بازداشت و به مدت چهار ماه در زندان اوین در سلول انفرادی نگهداری شد. نهادهای امنیتی وقت، او را به «تلاش برای براندازی نرم» و طراحی آنچه «انقلاب مخملی» در ایران مینامیدند، متهم کردند.
جهانبگلو پس از آزادی از زندان، ناگزیر به خروج از ایران شد و هماکنون به فعالیتهای پژوهشی و آکادمیک خود در سطح بینالمللی ادامه میدهد.
جهانبگلو پیشتر در سال ۲۰۰۹ برنده جایزه صلح سازمان ملل شده بود.
#رامین_جهانبگلو #اسپینوزا #فلسفه #صلح #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤4👍2
شکاف اعتماد
تاملی بر چالشهای زیست غیردینی در ایران
چالش «اعتماد اجتماعی» برای خداناباوران و دینناباوران در ایران، نه یک مسئله صرفا اعتقادی، که پیامد پیوند تاریخی «اخلاق» با «دین» در ساختار فرهنگی جامعه است. این انگاره که «دینگریزی مساوی با بیاخلاقی است»، یکی از پایدارترین پیشفرضهایی است که انزوای اجتماعی و فشارهای روانی گستردهای را برای این گروه رقم زده است.
نقد اصلی به این وضعیت، خلط میان «منبع اخلاق» و «پایبندی به اخلاق» است. جامعه در نگاهی سنتی، اخلاق را «فرمان الهی» و در نتیجه، خداناباوران را فاقد قطبنمای اخلاقی میپندارد. این نگرش، هم نوعی تقلیلگرایی در مفهوم اخلاق است و هم نادیده گرفتن امکان شکلگیری کنش اخلاقی بر پایه خرد، همدردی و مسئولیتپذیری اجتماعی سکولار.
تبعات این بیاعتمادی، فراتر از فضای خصوصی خانواده، به ساحت عمومی نیز سرایت کرده است. وقتی «اعتماد» به «شروط اعتقادی» گره میخورد، سرمایه اجتماعی تضعیف میشود؛ چرا که مشارکت شهروندان بر اساس توانمندیها و پایبندی به اصول اخلاقی مشترک (مانند صداقت و قانونمداری) نیست، بلکه بر اساس فیلترهای عقیدتی است. این امر نه تنها فرصتهای شغلی و تحصیلی را به انحصار گروهی خاص درمیآورد، بلکه موجب پنهانکاری، گسست نسلی و افزایش استرس روانی در میان افرادی میشود که زیست عقیدتیشان با جریان غالب جامعه متفاوت است.
گذار از این وضعیت، نیازمند بازتعریف مفهوم «اخلاق» در فضای عمومی است. اخلاق زیست جمعی، فارغ از ریشههای متافیزیکی، باید بر پایه حقوق برابر، احترام به حریم خصوصی و رواداری متقابل استوار باشد.
جامعهای که در آن «سلامت اخلاقی» فرد، نه از طریق پیشداوریهای عقیدتی، بلکه با معیار تعامل او با دیگران سنجیده شود، جامعهای امنتر و شکوفاتر خواهد بود. برای دستیابی به این مهم، ترویج گفتمانی که «تنوع جهانبینیها» را نه به مثابه تهدیدی برای امنیت اخلاقی، بلکه به عنوان واقعیتی اجتنابناپذیر در جهان مدرن بپذیرد، ضرورتی انکارناپذیر است.
به نظر شما، مهمترین گام برای اصلاح این نگاه سنتی و بازسازی اعتماد اجتماعی در سطوح خرد و کلان چیست؟
#رواداری #ناباورمندان #پیش_داوری
#گفتگو_توانا
@Dialogue1402
تاملی بر چالشهای زیست غیردینی در ایران
چالش «اعتماد اجتماعی» برای خداناباوران و دینناباوران در ایران، نه یک مسئله صرفا اعتقادی، که پیامد پیوند تاریخی «اخلاق» با «دین» در ساختار فرهنگی جامعه است. این انگاره که «دینگریزی مساوی با بیاخلاقی است»، یکی از پایدارترین پیشفرضهایی است که انزوای اجتماعی و فشارهای روانی گستردهای را برای این گروه رقم زده است.
نقد اصلی به این وضعیت، خلط میان «منبع اخلاق» و «پایبندی به اخلاق» است. جامعه در نگاهی سنتی، اخلاق را «فرمان الهی» و در نتیجه، خداناباوران را فاقد قطبنمای اخلاقی میپندارد. این نگرش، هم نوعی تقلیلگرایی در مفهوم اخلاق است و هم نادیده گرفتن امکان شکلگیری کنش اخلاقی بر پایه خرد، همدردی و مسئولیتپذیری اجتماعی سکولار.
تبعات این بیاعتمادی، فراتر از فضای خصوصی خانواده، به ساحت عمومی نیز سرایت کرده است. وقتی «اعتماد» به «شروط اعتقادی» گره میخورد، سرمایه اجتماعی تضعیف میشود؛ چرا که مشارکت شهروندان بر اساس توانمندیها و پایبندی به اصول اخلاقی مشترک (مانند صداقت و قانونمداری) نیست، بلکه بر اساس فیلترهای عقیدتی است. این امر نه تنها فرصتهای شغلی و تحصیلی را به انحصار گروهی خاص درمیآورد، بلکه موجب پنهانکاری، گسست نسلی و افزایش استرس روانی در میان افرادی میشود که زیست عقیدتیشان با جریان غالب جامعه متفاوت است.
گذار از این وضعیت، نیازمند بازتعریف مفهوم «اخلاق» در فضای عمومی است. اخلاق زیست جمعی، فارغ از ریشههای متافیزیکی، باید بر پایه حقوق برابر، احترام به حریم خصوصی و رواداری متقابل استوار باشد.
جامعهای که در آن «سلامت اخلاقی» فرد، نه از طریق پیشداوریهای عقیدتی، بلکه با معیار تعامل او با دیگران سنجیده شود، جامعهای امنتر و شکوفاتر خواهد بود. برای دستیابی به این مهم، ترویج گفتمانی که «تنوع جهانبینیها» را نه به مثابه تهدیدی برای امنیت اخلاقی، بلکه به عنوان واقعیتی اجتنابناپذیر در جهان مدرن بپذیرد، ضرورتی انکارناپذیر است.
به نظر شما، مهمترین گام برای اصلاح این نگاه سنتی و بازسازی اعتماد اجتماعی در سطوح خرد و کلان چیست؟
#رواداری #ناباورمندان #پیش_داوری
#گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍2👌1
دین موروثی
میراثی بر لبه تیز سنت و تعصب
دین موروثی، بخشی از «سرمایه فرهنگی» است که از نسلهای پیشین به ارث میرسد. این میراث، در عین حال که پیونددهنده فرد به سنتی تاریخی و نظام ارزشی مشخص است، میتواند به مثابه «تعصب ناخودآگاه» نیز عمل کند.
▪️خاستگاه باورها؛ جامعهپذیری یا انتخاب
شکلگیری دینداری یا خداناباوری در یک فرد، فراتر از انتخابی ساده است. برای بسیاری، دین یک محیط است، نه یک انتخاب؛ همانطور که زبان مادری را میآموزیم، باورهای دینی نیز از طریق خانواده و نهادهای آموزشی در ناخودآگاه فرد نهادینه میشوند.
خداناباوری در این جوامع اغلب گسستی است که نیازمند تلاش فکری یا شوکهای محیطی است. در حالی که دین پاسخهای آماده برای پرسشهای غایی ارائه میدهد، خداناباوری معمولاً برآمده از رویکردهای عقلانی و تجربی برای فهم جهان است.
▪️جامعهشناسی مذهب موروثی
از منظر اجتماعی، مذهب موروثی دو کارکرد متضاد دارد:
۱. انسجامبخشی: ایجاد «زبان مشترک اخلاقی» که همبستگی اجتماعی را در بحرانها حفظ میکند.
۲. تعصبزایی: هنگامی که دین از نظام اخلاقی به «نشانگر هویت سیاسی» تبدیل شود، به جای ترویج فضیلت، به موتور تولید «دیگریسازی» و قبیلهگرایی فکری بدل میگردد.
▪️گذار به عصر ایمان تأملی
دنیای مدرن با امکاناتی نظیر آموزش جهانی و تنوع فرهنگی، فرد را از قفس تنگ سنت موروثی بیرون میکشد. با این حال، در برابر جهانیسازی، نوعی «دینداری هویتمحور» نیز شکل گرفته که مذهب را نه برای رستگاری، بلکه به عنوان سنگری در برابر «دیگری» تقویت میکند. در مجموع، ما در حال گذار از عصر «ایمان موروثی» به «ایمان تأملی» هستیم؛ دورهای که در آن هیچ باوری از آزمون عقلانی مصون نیست.
▪️پرسش تأملبرانگیز:
آیا میتوان «میراث تاریخی» را از بند تعصب رها کرد تا به جای تقابل، بستری برای گفتوگو باشد؟
و آیا «اخلاق سکولار» و «معنویتِ تأملی» جایگزین مذهب موروثی به عنوان چسب انسجامبخش جامعه خواهند شد، یا انسان مدرن همچنان برای سلامت روانی خود به دژهای مستحکم سنت نیازمند است؟
#گفتگو_توانا #ناباورمندان #نقد_دین #دین_موروثی
@Dialogue1402
میراثی بر لبه تیز سنت و تعصب
دین موروثی، بخشی از «سرمایه فرهنگی» است که از نسلهای پیشین به ارث میرسد. این میراث، در عین حال که پیونددهنده فرد به سنتی تاریخی و نظام ارزشی مشخص است، میتواند به مثابه «تعصب ناخودآگاه» نیز عمل کند.
▪️خاستگاه باورها؛ جامعهپذیری یا انتخاب
شکلگیری دینداری یا خداناباوری در یک فرد، فراتر از انتخابی ساده است. برای بسیاری، دین یک محیط است، نه یک انتخاب؛ همانطور که زبان مادری را میآموزیم، باورهای دینی نیز از طریق خانواده و نهادهای آموزشی در ناخودآگاه فرد نهادینه میشوند.
خداناباوری در این جوامع اغلب گسستی است که نیازمند تلاش فکری یا شوکهای محیطی است. در حالی که دین پاسخهای آماده برای پرسشهای غایی ارائه میدهد، خداناباوری معمولاً برآمده از رویکردهای عقلانی و تجربی برای فهم جهان است.
▪️جامعهشناسی مذهب موروثی
از منظر اجتماعی، مذهب موروثی دو کارکرد متضاد دارد:
۱. انسجامبخشی: ایجاد «زبان مشترک اخلاقی» که همبستگی اجتماعی را در بحرانها حفظ میکند.
۲. تعصبزایی: هنگامی که دین از نظام اخلاقی به «نشانگر هویت سیاسی» تبدیل شود، به جای ترویج فضیلت، به موتور تولید «دیگریسازی» و قبیلهگرایی فکری بدل میگردد.
▪️گذار به عصر ایمان تأملی
دنیای مدرن با امکاناتی نظیر آموزش جهانی و تنوع فرهنگی، فرد را از قفس تنگ سنت موروثی بیرون میکشد. با این حال، در برابر جهانیسازی، نوعی «دینداری هویتمحور» نیز شکل گرفته که مذهب را نه برای رستگاری، بلکه به عنوان سنگری در برابر «دیگری» تقویت میکند. در مجموع، ما در حال گذار از عصر «ایمان موروثی» به «ایمان تأملی» هستیم؛ دورهای که در آن هیچ باوری از آزمون عقلانی مصون نیست.
▪️پرسش تأملبرانگیز:
آیا میتوان «میراث تاریخی» را از بند تعصب رها کرد تا به جای تقابل، بستری برای گفتوگو باشد؟
و آیا «اخلاق سکولار» و «معنویتِ تأملی» جایگزین مذهب موروثی به عنوان چسب انسجامبخش جامعه خواهند شد، یا انسان مدرن همچنان برای سلامت روانی خود به دژهای مستحکم سنت نیازمند است؟
#گفتگو_توانا #ناباورمندان #نقد_دین #دین_موروثی
@Dialogue1402
👍2👌2
غزل مرزبان، نوکیش مسیحی که دوران محکومیت خود را در بند زنان زندان اوین سپری میکند، پس از مورد ضربوشتم قرار گرفتن توسط مأموران زندان، با وجود شکستگی دست چپ، از دسترسی به خدمات درمانی فوری محروم مانده است.
▪️جزئیات حادثه و وضعیت جسمانی
بر اساس گزارش سازمان ماده۱۸ این واقعه روز سهشنبه رخ داد؛ زمانی که غزل مرزبان به شرایط وخیم بند زنان و انتقال ناگهانی حدود ۵۰ زندانی جدید به این بند اعتراض کرد. در پی این اعتراض، مأموران با استفاده از خشونت، وی را مورد ضربوشتم قرار دادند که منجر به شکستگی دست چپ او شد.
با وجود اینکه پزشک زندان شکستگی دست وی را تأیید کرده و دستور انتقال فوری او به بیمارستان خارج از زندان را صادر کرده است، مقامات زندان همچنان از اعزام او به مرکز درمانی خودداری میکنند. گزارشها حاکی از آن است که وی در حال حاضر در شرایط درد شدیدی به سر میبرد و همچنان در زندان نگهداری میشود.
▪️سوابق و پرونده قضایی
غزل مرزبان که فارغالتحصیل رشته حقوق است، به اتهامات گوناگون از جمله «تحریک و ترغیب دیگران به اعمال خشونتآمیز و کشتار» به حدود ۱۰ سال حبس محکوم شده است. او همواره این اتهام را بهشدت رد کرده و تأکید دارد که چنین اقداماتی با آموزهها و باورهای مسیحی او در تضاد کامل است.
وی پیشتر در اعتراض به اتهامات انتسابی، ۱۱ روز دست به اعتصاب غذا زده بود. غزل مرزبان در نیمهشب ۲۵ دی ۱۴۰۴ در پی یورش مأموران امنیتی به منزلش بازداشت شد. او پیش از این نیز بهدلیل فعالیتهای مسالمتآمیز، باورهای مذهبی و دفاع از آزادیهای مدنی، سابقه بازداشت و محکومیت داشته است.
#غزل_مرزبان #نوکیش_مسیحی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
▪️جزئیات حادثه و وضعیت جسمانی
بر اساس گزارش سازمان ماده۱۸ این واقعه روز سهشنبه رخ داد؛ زمانی که غزل مرزبان به شرایط وخیم بند زنان و انتقال ناگهانی حدود ۵۰ زندانی جدید به این بند اعتراض کرد. در پی این اعتراض، مأموران با استفاده از خشونت، وی را مورد ضربوشتم قرار دادند که منجر به شکستگی دست چپ او شد.
با وجود اینکه پزشک زندان شکستگی دست وی را تأیید کرده و دستور انتقال فوری او به بیمارستان خارج از زندان را صادر کرده است، مقامات زندان همچنان از اعزام او به مرکز درمانی خودداری میکنند. گزارشها حاکی از آن است که وی در حال حاضر در شرایط درد شدیدی به سر میبرد و همچنان در زندان نگهداری میشود.
▪️سوابق و پرونده قضایی
غزل مرزبان که فارغالتحصیل رشته حقوق است، به اتهامات گوناگون از جمله «تحریک و ترغیب دیگران به اعمال خشونتآمیز و کشتار» به حدود ۱۰ سال حبس محکوم شده است. او همواره این اتهام را بهشدت رد کرده و تأکید دارد که چنین اقداماتی با آموزهها و باورهای مسیحی او در تضاد کامل است.
وی پیشتر در اعتراض به اتهامات انتسابی، ۱۱ روز دست به اعتصاب غذا زده بود. غزل مرزبان در نیمهشب ۲۵ دی ۱۴۰۴ در پی یورش مأموران امنیتی به منزلش بازداشت شد. او پیش از این نیز بهدلیل فعالیتهای مسالمتآمیز، باورهای مذهبی و دفاع از آزادیهای مدنی، سابقه بازداشت و محکومیت داشته است.
#غزل_مرزبان #نوکیش_مسیحی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
💔3😡3😱1
فروید متولد موراویا در امپراتوری اتریش بود. خانوادهٔ او از یهودیان گالیسیایی بودند. او در سال ۱۸۸۱ از دانشگاه وین بهعنوان دارندهٔ مدرک دکترا در پزشکی پذیرش گرفت و پس از به پایان رساندن دوره شایستگی خود در سال ۱۸۸۵، به عنوان مدرس در رشته آسیبشناسی عصبی گماشته شد و در سال ۱۹۰۲ به درجهٔ استادی رسید.
فروید در وین به زندگی و کار مشغول بود و طبابت بالینی خود را در سال ۱۸۸۶ آنجا راهاندازی کرد.
بهدنبالِ پیوستن اتریش به آلمان در مارس ۱۹۳۸، فروید اتریش را ترک کرد تا از آزار و اذیت نازیها در امان باشد.
او در سال ۱۹۳۹ به دور از میهن خود در بریتانیا درگذشت.
میراث فروید، اگرچه بسیار مورد مناقشه است اما «یکی از قویترین تأثیرات بر تفکر سدهٔ بیستم ارزیابی شده است که تأثیر آن تنها با تأثیر داروینیسم و مارکسیسم قابل مقایسه است».
گسترهٔ تاثیرش در «تمام زمینههای فرهنگ تا آنجا که شیوهٔ زندگی و مفهوم ما از انسان را تغییر داده است» نفوذ کرده است.
#مذهب #دانش #خردگرایی #فروید #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
فروید متولد موراویا در امپراتوری اتریش بود. خانوادهٔ او از یهودیان گالیسیایی بودند. او در سال ۱۸۸۱ از دانشگاه وین بهعنوان دارندهٔ مدرک دکترا در پزشکی پذیرش گرفت و پس از به پایان رساندن دوره شایستگی خود در سال ۱۸۸۵، به عنوان مدرس در رشته آسیبشناسی عصبی گماشته شد و در سال ۱۹۰۲ به درجهٔ استادی رسید.
فروید در وین به زندگی و کار مشغول بود و طبابت بالینی خود را در سال ۱۸۸۶ آنجا راهاندازی کرد.
بهدنبالِ پیوستن اتریش به آلمان در مارس ۱۹۳۸، فروید اتریش را ترک کرد تا از آزار و اذیت نازیها در امان باشد.
او در سال ۱۹۳۹ به دور از میهن خود در بریتانیا درگذشت.
میراث فروید، اگرچه بسیار مورد مناقشه است اما «یکی از قویترین تأثیرات بر تفکر سدهٔ بیستم ارزیابی شده است که تأثیر آن تنها با تأثیر داروینیسم و مارکسیسم قابل مقایسه است».
گسترهٔ تاثیرش در «تمام زمینههای فرهنگ تا آنجا که شیوهٔ زندگی و مفهوم ما از انسان را تغییر داده است» نفوذ کرده است.
#مذهب #دانش #خردگرایی #فروید #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👌2
۱۳۷ روز حبس بدون تصمیم؛ تداوم بازداشت برنا نعیمی شهروند بهائی در زندان کرمان
۱۳۷ روز پس از دستگیری برنا نعیمی، جوان ۲۹ سالهٔ بهائی ساکن کرمان، او همچنان در بلاتکلیفی در زندان این شهر بهسر برده و تاکنون با آزادیاش به قید وثیقه موافقت نشده است. این در حالی است که حدود یک ماه از برگزاری جلسهٔ دادگاه او در تاریخ ۴ خرداد ۱۴۰۵ در دادگاه انقلاب کرمان میگذرد و هنوز هیچ حکمی برای او صادر نشده است.
برنا نعیمی، در دوران بازداشت، با هدف اخذ اعتراف اجباری، تحت شکنجههای روحی و جسمی قرار گرفته و از جمله دو بار اعدام نمایشی را تجربه کرده است. او پدر یک کودک سهساله است و تداوم بازداشت و دوری از فرزند، رنج و فشار مضاعفی بر او و خانوادهاش تحمیل کرده است.
در همین رابطه، جامعهٔ جهانی بهائی پیشتر با صدور بیانیهای، ضمن ابراز نگرانی عمیق نسبت به تشدید آزار و سرکوب بهائیان در ایران، نسبت به تلاش حکومت برای مقصر جلوه دادن آنان در شرایط بحرانی هشدار داده بود.
#بهاییان_ایران #داستان_ما_یکیست #برنا_نعیمی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
۱۳۷ روز حبس بدون تصمیم؛ تداوم بازداشت برنا نعیمی شهروند بهائی در زندان کرمان
۱۳۷ روز پس از دستگیری برنا نعیمی، جوان ۲۹ سالهٔ بهائی ساکن کرمان، او همچنان در بلاتکلیفی در زندان این شهر بهسر برده و تاکنون با آزادیاش به قید وثیقه موافقت نشده است. این در حالی است که حدود یک ماه از برگزاری جلسهٔ دادگاه او در تاریخ ۴ خرداد ۱۴۰۵ در دادگاه انقلاب کرمان میگذرد و هنوز هیچ حکمی برای او صادر نشده است.
برنا نعیمی، در دوران بازداشت، با هدف اخذ اعتراف اجباری، تحت شکنجههای روحی و جسمی قرار گرفته و از جمله دو بار اعدام نمایشی را تجربه کرده است. او پدر یک کودک سهساله است و تداوم بازداشت و دوری از فرزند، رنج و فشار مضاعفی بر او و خانوادهاش تحمیل کرده است.
در همین رابطه، جامعهٔ جهانی بهائی پیشتر با صدور بیانیهای، ضمن ابراز نگرانی عمیق نسبت به تشدید آزار و سرکوب بهائیان در ایران، نسبت به تلاش حکومت برای مقصر جلوه دادن آنان در شرایط بحرانی هشدار داده بود.
#بهاییان_ایران #داستان_ما_یکیست #برنا_نعیمی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
😡4❤3💔1
آیا میدانستید؟
دهوا رَبّا: آغازی برای آفرینش
آیا میدانستید در آیین مندایی، عید دهوا رَبّا، سال نو مندایی (عید بزرگ) که در تقویم شمسی با اواخر تیرماه مصادف است، به عنوان روز آغازین آفرینش و دمیده شدن روح الهی در کالبد آدم و حوا گرامی داشته میشود؟
بسیاری از ما با نام منداییان آشنا هستیم، اما شاید ندانیم که این قوم یکی از کهنترین جوامع دینی و موحد جهان هستند که آیین آنها پیوندی ناگسستنی با آب جاری دارد.
▪️دهوا رَبّا؛ ۳۶ ساعت نیایش و سکوت
در این روز، منداییان معتقدند فرشتگان نگهبان زمین به آسمان صعود میکنند تا گزارش اعمال یکساله انسانها را به درگاه خداوند ببرند. به همین دلیل، پیروان این آیین در یک دوره ۳۶ ساعته، از حضور در اجتماع و انجام هرگونه کار دنیوی پرهیز کرده و با ماندن در خانههای خود، به دعا و راز و نیاز با آفریدگار مشغول میشوند. این روز نماد پاکی، آغاز دوباره و یادآور پیمان نخستینِ انسان با خالق است.
▪️منداییان؛ موحدانی در پیوند با آب
منداییان که به «صابئین مندایی» نیز شناخته میشوند، پیروان یحیی تعمید دهنده هستند، هرچند که این آیین پیشینهای کهنتر دارد. کلمه «مندا» در زبان آرامی به معنای «دانش» یا «عرفان» است؛ بنابراین «مندایی» به معنای «عارف» یا «کسی که دارای معرفت الهی است» میباشد.
▪️اصالت دینی:
منداییان خود را از نسل شیث (فرزند آدم) میدانند و آیین آنها بر پایه یکتاپرستی و پرهیز از بتپرستی استوار است.
▪️اهمیت آب:
مهمترین رکن آیین مندایی، مراسم «تعمید» در آب روان است. آب نزد آنها «اردن» نامیده میشود و نماد پاکی، حیات و روشنایی الهی است. هیچ مراسم دینی یا غیردینی (از ازدواج تا مراسم یادبود) بدون طهارت در آب جاری برای آنها کامل نیست.
▪️فرهنگ و تاریخ:
این جامعه که پیشینهای هزارانساله دارد، میراثدار زبان آرامی (بهعنوان زبان متون مقدسشان) هستند. آنها همواره به عنوان مردمی صلحجو، هنرمند و بهویژه در ساخت زیورآلات و طلاسازی (میناکاری) مشهور بودهاند.
منداییان، با وجود قرنها فراز و نشیب تاریخی و پراکندگی در مناطق مختلف، همچنان با پایبندی به آیینهای خود، از جمله دهوا رَبّا، میراث معنوی و فرهنگی نیاکان خود را زنده نگه داشتهاند.
#مندایی #دهواربا #آیین #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
دهوا رَبّا: آغازی برای آفرینش
آیا میدانستید در آیین مندایی، عید دهوا رَبّا، سال نو مندایی (عید بزرگ) که در تقویم شمسی با اواخر تیرماه مصادف است، به عنوان روز آغازین آفرینش و دمیده شدن روح الهی در کالبد آدم و حوا گرامی داشته میشود؟
بسیاری از ما با نام منداییان آشنا هستیم، اما شاید ندانیم که این قوم یکی از کهنترین جوامع دینی و موحد جهان هستند که آیین آنها پیوندی ناگسستنی با آب جاری دارد.
▪️دهوا رَبّا؛ ۳۶ ساعت نیایش و سکوت
در این روز، منداییان معتقدند فرشتگان نگهبان زمین به آسمان صعود میکنند تا گزارش اعمال یکساله انسانها را به درگاه خداوند ببرند. به همین دلیل، پیروان این آیین در یک دوره ۳۶ ساعته، از حضور در اجتماع و انجام هرگونه کار دنیوی پرهیز کرده و با ماندن در خانههای خود، به دعا و راز و نیاز با آفریدگار مشغول میشوند. این روز نماد پاکی، آغاز دوباره و یادآور پیمان نخستینِ انسان با خالق است.
▪️منداییان؛ موحدانی در پیوند با آب
منداییان که به «صابئین مندایی» نیز شناخته میشوند، پیروان یحیی تعمید دهنده هستند، هرچند که این آیین پیشینهای کهنتر دارد. کلمه «مندا» در زبان آرامی به معنای «دانش» یا «عرفان» است؛ بنابراین «مندایی» به معنای «عارف» یا «کسی که دارای معرفت الهی است» میباشد.
▪️اصالت دینی:
منداییان خود را از نسل شیث (فرزند آدم) میدانند و آیین آنها بر پایه یکتاپرستی و پرهیز از بتپرستی استوار است.
▪️اهمیت آب:
مهمترین رکن آیین مندایی، مراسم «تعمید» در آب روان است. آب نزد آنها «اردن» نامیده میشود و نماد پاکی، حیات و روشنایی الهی است. هیچ مراسم دینی یا غیردینی (از ازدواج تا مراسم یادبود) بدون طهارت در آب جاری برای آنها کامل نیست.
▪️فرهنگ و تاریخ:
این جامعه که پیشینهای هزارانساله دارد، میراثدار زبان آرامی (بهعنوان زبان متون مقدسشان) هستند. آنها همواره به عنوان مردمی صلحجو، هنرمند و بهویژه در ساخت زیورآلات و طلاسازی (میناکاری) مشهور بودهاند.
منداییان، با وجود قرنها فراز و نشیب تاریخی و پراکندگی در مناطق مختلف، همچنان با پایبندی به آیینهای خود، از جمله دهوا رَبّا، میراث معنوی و فرهنگی نیاکان خود را زنده نگه داشتهاند.
#مندایی #دهواربا #آیین #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤4👎3
چرا باید فرهنگ گفت و شنود را برجسته کرد؟
در کتاب «گفتوشنود درباره موضوعات دشوار» که توسط دو نویسنده آمریکایی در ایالت ویرجینیا در ایالات متحده آمریکا منتشر شده است آنان به اهمیت گفت و شنود و تاثیرات مثبت و غیرقابل انکار آن میپردازند.
حوزههای مورد نظر آنان درباره اهمیت گفت و شنود حوزههایی چون نژاد، اقتصاد و موضوعات قضایی را در بر میگیرد؛ اما با توجه به مشکلات بنیادیتری که ما در ایران داریم این حوزهها میتوانند فراتر و گستردهتر باشند.
اگر گمان میکنیم نظام سیاسی فراگیر و دموکراتیک بایستی بر مقدرات ایران حاکم شود، جز این است که فراگیری و دموکراتیک با گفت و شنود پیوندی سخت خورده است؟ جز این است که باید این فرهنگ را بیاموزیم؟
در بخشی از معرفی این کتاب آمده است: «گفتوشنود یک فرآیند برای صحبت درباره موضوعات پر از تنش است... شهروندان از گفتوشنود برای صحبت درباره تفاوتهای مذهبی در زمینه همجنسگرایی، مشکلات اجتماعی مانند چاقی کودکان، یا شکافهای نژادی میان اعضای اجتماع استفاده میکنند».
به مثال تفاوتهای مذهبی که نویسندگان پیشنهاد دادهاند درباره آن مدنیت جایگزین خشونت شود توجه کنیم؛ آیا ایرانیان کم از تعصب و خشکاندیشی و سختسری مذهبی ضربه خوردهاند؟ هنوز درد دو جوان که در اراک به اتهام «سب النبی» توسط جمهوری اسلامی اعدام شدند در میان ایرانیان تازه است.
راه گفت و شنود را بایستی باز کرد؛ با لگدکوب کردن تمامیتخواهی و توتالیتریسم.
- کتاب «گفت و شنود درباره موضوعات دشوار» توسط آموزشکده توانا پیش از این به فارسی ترجمه شده است. این لینک را کپی کنید و با استفاده از آن، پیدیاف کتاب را صورت رایگان دریافت کنید.
https://tavaana.org/dialogue-for-difficult-subjects/
#کتاب #کتاب_توانا #آداب_گفتگو #گفت_و_شنود #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
در کتاب «گفتوشنود درباره موضوعات دشوار» که توسط دو نویسنده آمریکایی در ایالت ویرجینیا در ایالات متحده آمریکا منتشر شده است آنان به اهمیت گفت و شنود و تاثیرات مثبت و غیرقابل انکار آن میپردازند.
حوزههای مورد نظر آنان درباره اهمیت گفت و شنود حوزههایی چون نژاد، اقتصاد و موضوعات قضایی را در بر میگیرد؛ اما با توجه به مشکلات بنیادیتری که ما در ایران داریم این حوزهها میتوانند فراتر و گستردهتر باشند.
اگر گمان میکنیم نظام سیاسی فراگیر و دموکراتیک بایستی بر مقدرات ایران حاکم شود، جز این است که فراگیری و دموکراتیک با گفت و شنود پیوندی سخت خورده است؟ جز این است که باید این فرهنگ را بیاموزیم؟
در بخشی از معرفی این کتاب آمده است: «گفتوشنود یک فرآیند برای صحبت درباره موضوعات پر از تنش است... شهروندان از گفتوشنود برای صحبت درباره تفاوتهای مذهبی در زمینه همجنسگرایی، مشکلات اجتماعی مانند چاقی کودکان، یا شکافهای نژادی میان اعضای اجتماع استفاده میکنند».
به مثال تفاوتهای مذهبی که نویسندگان پیشنهاد دادهاند درباره آن مدنیت جایگزین خشونت شود توجه کنیم؛ آیا ایرانیان کم از تعصب و خشکاندیشی و سختسری مذهبی ضربه خوردهاند؟ هنوز درد دو جوان که در اراک به اتهام «سب النبی» توسط جمهوری اسلامی اعدام شدند در میان ایرانیان تازه است.
راه گفت و شنود را بایستی باز کرد؛ با لگدکوب کردن تمامیتخواهی و توتالیتریسم.
- کتاب «گفت و شنود درباره موضوعات دشوار» توسط آموزشکده توانا پیش از این به فارسی ترجمه شده است. این لینک را کپی کنید و با استفاده از آن، پیدیاف کتاب را صورت رایگان دریافت کنید.
https://tavaana.org/dialogue-for-difficult-subjects/
#کتاب #کتاب_توانا #آداب_گفتگو #گفت_و_شنود #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤3
ابراز نگرانی شیرین عبادی، برنده جایزه صلح نوبل، از شش ماه بازداشت و وخامت وضعیت جسمی آرتین غضنفری، شهروند بهائی
با گذشت شش ماه از بازداشت آرتین غضنفری، شهروند بهائی، عکاس خبری، راوی و نویسندهٔ پادکست «ماه سیزدهم»، او همچنان بهصورت بلاتکلیف در زندان تهران بزرگ نگهداری میشود.
شیرین عبادی، برندهٔ جایزهٔ صلح نوبل، با انتشار یک پیام به تداوم بازداشت او واکنش نشان داده و نسبت به وخامت وضعیت جسمی، محرومیت از درمان و دادرسی عادلانهٔ او ابراز نگرانی کرده است.
آقای غضنفری به نارسایی قلبی مبتلاست و به دلیل عدم مراقبتهای درمانی، دچار بیحسی در سمت چپ بدن، بهویژه دست چپ، شده است. او از سال ۱۳۸۹ بهدلیل التهاب غدد لنفاوی گردن بهطور مستمر تحت نظر پزشک بوده و از سال ۱۴۰۴ نیز به علت افزایش غیرطبیعی هورمون پاراتیروئید و احتمال ابتلا به آدنوم پاراتیروئید، نیازمند انجام بررسیهای تخصصی و عمل جراحی تشخیص داده شده است. عدم درمان این بیماری میتواند عوارض جدی از جمله پوکی و درد شدید استخوان، سنگ کلیه، اختلالات گوارشی و فشار خون بالا را در پی داشته باشد. پزشک معالج او نیز بر ضرورت معاینهٔ فوری و آغاز درمان تخصصی تأکید کرده است.
این شهروند بهائی همچنین سابقهٔ حملات پانیک، آسم و فشار خون بالا دارد و پیش از بازداشت، برای کنترل بیماریهایش بهطور روزانه دارو مصرف میکرده است. او در دوران حبس در زندان تهران بزرگ نیز به کووید-۱۹ مبتلا شد که موجب تشدید مشکلات تنفسیاش شد.
بنا بر اطلاعات دریافتی، آقای غضنفری در روزهای اخیر به دلیل ابتلا به عفونت و تب شدید به بهداری زندان منتقل شد، اما پس از دریافت درمان سرپایی، مجدداً به بند بازگردانده شد. این در حالی است که وضعیت جسمانی او همچنان نگرانکننده گزارش شده است.
آرتین غضنفری در ۲۹ دیماه ۱۴۰۴، در پی یورش مأموران امنیتی به منزلش بازداشت شد. اکنون، با گذشت ۱۷۹ روز از زمان بازداشت، او همچنان بدون تعیین تکلیف قضایی در زندان به سر میبرد.
#داستان_ما_یکیست #بهاییان_ایران #آرتین_غضنفری #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
با گذشت شش ماه از بازداشت آرتین غضنفری، شهروند بهائی، عکاس خبری، راوی و نویسندهٔ پادکست «ماه سیزدهم»، او همچنان بهصورت بلاتکلیف در زندان تهران بزرگ نگهداری میشود.
شیرین عبادی، برندهٔ جایزهٔ صلح نوبل، با انتشار یک پیام به تداوم بازداشت او واکنش نشان داده و نسبت به وخامت وضعیت جسمی، محرومیت از درمان و دادرسی عادلانهٔ او ابراز نگرانی کرده است.
آقای غضنفری به نارسایی قلبی مبتلاست و به دلیل عدم مراقبتهای درمانی، دچار بیحسی در سمت چپ بدن، بهویژه دست چپ، شده است. او از سال ۱۳۸۹ بهدلیل التهاب غدد لنفاوی گردن بهطور مستمر تحت نظر پزشک بوده و از سال ۱۴۰۴ نیز به علت افزایش غیرطبیعی هورمون پاراتیروئید و احتمال ابتلا به آدنوم پاراتیروئید، نیازمند انجام بررسیهای تخصصی و عمل جراحی تشخیص داده شده است. عدم درمان این بیماری میتواند عوارض جدی از جمله پوکی و درد شدید استخوان، سنگ کلیه، اختلالات گوارشی و فشار خون بالا را در پی داشته باشد. پزشک معالج او نیز بر ضرورت معاینهٔ فوری و آغاز درمان تخصصی تأکید کرده است.
این شهروند بهائی همچنین سابقهٔ حملات پانیک، آسم و فشار خون بالا دارد و پیش از بازداشت، برای کنترل بیماریهایش بهطور روزانه دارو مصرف میکرده است. او در دوران حبس در زندان تهران بزرگ نیز به کووید-۱۹ مبتلا شد که موجب تشدید مشکلات تنفسیاش شد.
بنا بر اطلاعات دریافتی، آقای غضنفری در روزهای اخیر به دلیل ابتلا به عفونت و تب شدید به بهداری زندان منتقل شد، اما پس از دریافت درمان سرپایی، مجدداً به بند بازگردانده شد. این در حالی است که وضعیت جسمانی او همچنان نگرانکننده گزارش شده است.
آرتین غضنفری در ۲۹ دیماه ۱۴۰۴، در پی یورش مأموران امنیتی به منزلش بازداشت شد. اکنون، با گذشت ۱۷۹ روز از زمان بازداشت، او همچنان بدون تعیین تکلیف قضایی در زندان به سر میبرد.
#داستان_ما_یکیست #بهاییان_ایران #آرتین_غضنفری #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤4👏1💔1
Forwarded from گفتوشنود
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آیا بیدینی یعنی بیاخلاقی؟
در بحث از نسبت اخلاق و مذهب، این پرسش مطرح میشود که آیا میتوان اخلاق را بدون وابستگی به مذهب تعریف کرد؟
برخی از افراد دیندار بر این عقیدهاند که ارزشهای اخلاقی، ریشه در باورهای دینی دارند و بدون آنها، نمیتوان به اخلاق واقعی دست یافت. اما این دیدگاه تبعات ناگواری دارد.
یکی از مسائلی که هنگام گرهزدن اخلاق به مذهب پیش میآید، قضاوت نادرست درباره افراد غیرمذهبی است. اگر ما اخلاق را به مذهب مرتبط کنیم، به سادگی ممکن است افرادی که به هیچ دین یا مذهب خاصی پایبند نیستند، از دایره اخلاقی دور تلقی شوند. این میتواند عواقب اجتماعی جدی به همراه داشته باشد.
در مستند کوتاه سه دقیقهای با عنوان «آیا بیدینی یعنی بیاخلاقی؟» صورت مساله طرح و پاسخهای ممکن آن بررسی میشود.
برای دسترسی به فایل صوتی در ساندکلود از لینک زیر استفاده کنید:
https://soundcloud.com/tavaana/e3a9ef0b-3b4d-40cf-bd56-07ed044120f5
و برای مشاهده در یوتیوب به صفحه گفتوشنود رجوع کنید:
https://dialog.tavaana.org/irreligion-immorality/
#گفتگو #رواداری #دین #اخلاق
@dialogue1402
در بحث از نسبت اخلاق و مذهب، این پرسش مطرح میشود که آیا میتوان اخلاق را بدون وابستگی به مذهب تعریف کرد؟
برخی از افراد دیندار بر این عقیدهاند که ارزشهای اخلاقی، ریشه در باورهای دینی دارند و بدون آنها، نمیتوان به اخلاق واقعی دست یافت. اما این دیدگاه تبعات ناگواری دارد.
یکی از مسائلی که هنگام گرهزدن اخلاق به مذهب پیش میآید، قضاوت نادرست درباره افراد غیرمذهبی است. اگر ما اخلاق را به مذهب مرتبط کنیم، به سادگی ممکن است افرادی که به هیچ دین یا مذهب خاصی پایبند نیستند، از دایره اخلاقی دور تلقی شوند. این میتواند عواقب اجتماعی جدی به همراه داشته باشد.
در مستند کوتاه سه دقیقهای با عنوان «آیا بیدینی یعنی بیاخلاقی؟» صورت مساله طرح و پاسخهای ممکن آن بررسی میشود.
برای دسترسی به فایل صوتی در ساندکلود از لینک زیر استفاده کنید:
https://soundcloud.com/tavaana/e3a9ef0b-3b4d-40cf-bd56-07ed044120f5
و برای مشاهده در یوتیوب به صفحه گفتوشنود رجوع کنید:
https://dialog.tavaana.org/irreligion-immorality/
#گفتگو #رواداری #دین #اخلاق
@dialogue1402
❤4
جان استوارت میل
صدای خرد در دفاع از آزادی بیان و برابری
جان استوارت میل (۱۸۰۶–۱۸۷۳)، فیلسوف و اقتصاددان انگلیسی، از مدافعان بزرگ آزادی فردی در سده نوزدهم است. او با تکمیل فلسفه سودگرایی، بر این باور بود که بهزیستی جامعه مستقیما به میزان آزادی و شکوفایی تکتک افراد بستگی دارد. میل تلاش کرد میان منافع جمعی و حقوق بنیادین فردی، توازنی پایدار برقرار کند.
او در رساله مشهورش «درباره آزادی»، بر اصل «ضرر» تاکید کرد. طبق این اصل، آزادی فردی تنها زمانی محدود میشود که رفتارهای او به دیگران آسیب برساند. از نظر میل، این اصل سنگبنای جامعهای است که در آن تنوع اندیشه و سبکهای زندگی، موتور محرک پیشرفت اخلاقی و مدنی است.
میل معتقد بود که «آزادی بیان» برای کشف حقیقت حیاتی است. او استدلال میکرد که حتی اگر اندیشهای به ظاهر نادرست باشد، شنیدن آن برای به چالش کشیدن باورهای رایج ضروری است؛ زیرا بحث و گفتگو تنها راه برای جلوگیری از تبدیل شدن حقایق به تعصبات خشک و بیروح است.
در حوزه حقوق اجتماعی، میل از پیشگامان برابری جنسیتی بود. او با نقد ساختارهای نابرابر زمانه، استدلال کرد که محروم کردن نیمی از جامعه از مشارکت برابر در حیات سیاسی و فکری، تضعیفکننده ظرفیتهای کل بشریت است و باید برای شکوفایی کامل استعدادهای انسانی برطرف شود.
او همچنین بر اهمیت «پرورش فردیت» تاکید داشت. میل باور داشت که جامعه نباید به سمت یکدستی و همنوایی اجباری حرکت کند؛ بلکه باید فضایی فراهم آورد که در آن هر فرد بتواند شخصیت، علایق و ظرفیتهای منحصربهفرد خود را آزادانه رشد داده و به شکوفایی برساند.
اندیشه میل دعوتی است به مسئولیتپذیری در کنار آزادی. او به ما میآموزد که فرد آزاد، فردی است که با تکیه بر خرد و تجربه، نه تنها در پی رفاه شخصی، بلکه در جستجوی ارتقای سطح انسانیت در جامعه است. این رویکرد، او را به فیلسوفی راهگشا برای دموکراسیهای مدرن تبدیل کرده است.
#جان_استوارت_میل #انسانگرایی #آزادی_بیان #برابری #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
صدای خرد در دفاع از آزادی بیان و برابری
جان استوارت میل (۱۸۰۶–۱۸۷۳)، فیلسوف و اقتصاددان انگلیسی، از مدافعان بزرگ آزادی فردی در سده نوزدهم است. او با تکمیل فلسفه سودگرایی، بر این باور بود که بهزیستی جامعه مستقیما به میزان آزادی و شکوفایی تکتک افراد بستگی دارد. میل تلاش کرد میان منافع جمعی و حقوق بنیادین فردی، توازنی پایدار برقرار کند.
او در رساله مشهورش «درباره آزادی»، بر اصل «ضرر» تاکید کرد. طبق این اصل، آزادی فردی تنها زمانی محدود میشود که رفتارهای او به دیگران آسیب برساند. از نظر میل، این اصل سنگبنای جامعهای است که در آن تنوع اندیشه و سبکهای زندگی، موتور محرک پیشرفت اخلاقی و مدنی است.
میل معتقد بود که «آزادی بیان» برای کشف حقیقت حیاتی است. او استدلال میکرد که حتی اگر اندیشهای به ظاهر نادرست باشد، شنیدن آن برای به چالش کشیدن باورهای رایج ضروری است؛ زیرا بحث و گفتگو تنها راه برای جلوگیری از تبدیل شدن حقایق به تعصبات خشک و بیروح است.
در حوزه حقوق اجتماعی، میل از پیشگامان برابری جنسیتی بود. او با نقد ساختارهای نابرابر زمانه، استدلال کرد که محروم کردن نیمی از جامعه از مشارکت برابر در حیات سیاسی و فکری، تضعیفکننده ظرفیتهای کل بشریت است و باید برای شکوفایی کامل استعدادهای انسانی برطرف شود.
او همچنین بر اهمیت «پرورش فردیت» تاکید داشت. میل باور داشت که جامعه نباید به سمت یکدستی و همنوایی اجباری حرکت کند؛ بلکه باید فضایی فراهم آورد که در آن هر فرد بتواند شخصیت، علایق و ظرفیتهای منحصربهفرد خود را آزادانه رشد داده و به شکوفایی برساند.
اندیشه میل دعوتی است به مسئولیتپذیری در کنار آزادی. او به ما میآموزد که فرد آزاد، فردی است که با تکیه بر خرد و تجربه، نه تنها در پی رفاه شخصی، بلکه در جستجوی ارتقای سطح انسانیت در جامعه است. این رویکرد، او را به فیلسوفی راهگشا برای دموکراسیهای مدرن تبدیل کرده است.
#جان_استوارت_میل #انسانگرایی #آزادی_بیان #برابری #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👌2❤1