هانا آرنت
چگونه تکثر انسانی را به بنیان صلح اجتماعی بدل کنیم؟
هانا آرنت (۱۹۰۶–۱۹۷۵)، فیلسوف و نظریهپرداز سیاسی آلمانی-آمریکایی، یکی از برجستهترین متفکران قرن بیستم است که در آثار خود به واکاوی ریشههای توتالیتاریسم و ماهیت کنش سیاسی پرداخت. او که خود تجربه تلخ تبعید و بیوطنی را داشت، فلسفهاش را بر محور «کنش» و «تکثر» بنا کرد. آرنت معتقد بود که سیاست، جایگاه ظهور آزادی است و بدون پذیرش حضور دیگران، سیاست به بندگی و خشونت فرو میکاهد.
نظریه تکثر؛
بنیان همزیستی در فضای عمومی
از دیدگاه آرنت، رواداری و پذیرش دیگری، شرط ضروری برای وجود یک جامعهی آزاد است. او دیدگاههای خود را در این زمینهها چنین صورتبندی میکند:
تکثر (Plurality) به مثابه اصل انسانیت:
آرنت معتقد است تکثر، قانون بنیادین هستیِ انسانهاست؛ یعنی ما نه به عنوان «انسان به طور کلی»، بلکه به عنوان موجوداتی «متفاوت از یکدیگر» بر روی زمین زندگی میکنیم. پذیرشِ دیگری در نگاه آرنت یعنی به رسمیت شناختن این حقیقت که هر فرد دیدگاهی منحصربهفرد از جهان دارد. رواداری، احترام به این «تفاوت» به عنوانِ رکن اصلی حیات مشترک است.
فضای عمومی و دیدگاه دیگران:
آرنت بر «ذهنیتِ گسترشیافته» تاکید دارد؛ یعنی توانایی اینکه خود را جای دیگران بگذاریم. او معتقد است ما در فضای عمومی (Public Sphere) با دیگران روبرو میشویم و از طریق گفتگو با آنها، واقعیت جهان را میسازیم. پذیرش دیگری یعنی حضور در گفتگویی که در آن، من مشتاقم بشنوم که جهان از نگاهِ «دیگری» چگونه دیده میشود.
کنش سیاسی به مثابه آغازگری:
از نظر آرنت، رواداری تنها «تحمل» نیست، بلکه قدرت «آغازگری» (Natality) است. ما با پذیرش دیگری، امکان شروع چیزی جدید را فراهم میکنیم. کنشِ سیاسی اصیل، کنشی است که به «دیگری» فضا میدهد تا خود را ابراز کند. در نگاه او، رواداری یعنی تضمینِ این که هیچکس نباید به خاطر متفاوت بودن، از کنش و بیان حقیقت خود در فضای عمومی محروم شود.
پذیرش در اندیشه آرنت، به معنای پیوند میان آزادی و مسئولیت است. او معتقد است که اگر ما «دیگری» را نپذیریم، در واقع فضای مشترک انسانی را نابود کردهایم و به ورطه خودکامگی سقوط میکنیم. جامعه روادار از منظر آرنت، جامعهای است که تکثر را تهدید نمیداند، بلکه آن را «غنای عالم» تلقی میکند. پذیرش دیگری، ادای احترام به آزادی آنها برای متفاوت بودن در جهانی مشترک است.
#هانا_آرنت #تکثر #رواداری #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
چگونه تکثر انسانی را به بنیان صلح اجتماعی بدل کنیم؟
هانا آرنت (۱۹۰۶–۱۹۷۵)، فیلسوف و نظریهپرداز سیاسی آلمانی-آمریکایی، یکی از برجستهترین متفکران قرن بیستم است که در آثار خود به واکاوی ریشههای توتالیتاریسم و ماهیت کنش سیاسی پرداخت. او که خود تجربه تلخ تبعید و بیوطنی را داشت، فلسفهاش را بر محور «کنش» و «تکثر» بنا کرد. آرنت معتقد بود که سیاست، جایگاه ظهور آزادی است و بدون پذیرش حضور دیگران، سیاست به بندگی و خشونت فرو میکاهد.
نظریه تکثر؛
بنیان همزیستی در فضای عمومی
از دیدگاه آرنت، رواداری و پذیرش دیگری، شرط ضروری برای وجود یک جامعهی آزاد است. او دیدگاههای خود را در این زمینهها چنین صورتبندی میکند:
تکثر (Plurality) به مثابه اصل انسانیت:
آرنت معتقد است تکثر، قانون بنیادین هستیِ انسانهاست؛ یعنی ما نه به عنوان «انسان به طور کلی»، بلکه به عنوان موجوداتی «متفاوت از یکدیگر» بر روی زمین زندگی میکنیم. پذیرشِ دیگری در نگاه آرنت یعنی به رسمیت شناختن این حقیقت که هر فرد دیدگاهی منحصربهفرد از جهان دارد. رواداری، احترام به این «تفاوت» به عنوانِ رکن اصلی حیات مشترک است.
فضای عمومی و دیدگاه دیگران:
آرنت بر «ذهنیتِ گسترشیافته» تاکید دارد؛ یعنی توانایی اینکه خود را جای دیگران بگذاریم. او معتقد است ما در فضای عمومی (Public Sphere) با دیگران روبرو میشویم و از طریق گفتگو با آنها، واقعیت جهان را میسازیم. پذیرش دیگری یعنی حضور در گفتگویی که در آن، من مشتاقم بشنوم که جهان از نگاهِ «دیگری» چگونه دیده میشود.
کنش سیاسی به مثابه آغازگری:
از نظر آرنت، رواداری تنها «تحمل» نیست، بلکه قدرت «آغازگری» (Natality) است. ما با پذیرش دیگری، امکان شروع چیزی جدید را فراهم میکنیم. کنشِ سیاسی اصیل، کنشی است که به «دیگری» فضا میدهد تا خود را ابراز کند. در نگاه او، رواداری یعنی تضمینِ این که هیچکس نباید به خاطر متفاوت بودن، از کنش و بیان حقیقت خود در فضای عمومی محروم شود.
پذیرش در اندیشه آرنت، به معنای پیوند میان آزادی و مسئولیت است. او معتقد است که اگر ما «دیگری» را نپذیریم، در واقع فضای مشترک انسانی را نابود کردهایم و به ورطه خودکامگی سقوط میکنیم. جامعه روادار از منظر آرنت، جامعهای است که تکثر را تهدید نمیداند، بلکه آن را «غنای عالم» تلقی میکند. پذیرش دیگری، ادای احترام به آزادی آنها برای متفاوت بودن در جهانی مشترک است.
#هانا_آرنت #تکثر #رواداری #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍6🙏1😍1
مولوی عبدالحمید: مذاکره و گفتوگو بهترین راه نجات کشور است
مولوی عبدالحمید، امامجمعه اهلسنت زاهدان، در خطبههای نماز جمعه ۱۹ تیرماه با اشاره به پیامدهای جنگ اخیر، تاکید کرد که بهترین راه برای حفظ کشور و جلوگیری از خسارتهای بیشتر، حلوفصل مسائل از طریق مذاکره و گفتوگو است.
وی با بیان اینکه گرانی و تورم «کمر مردم را شکسته است»، گفت جنگهای امروزی ویرانگرتر از گذشتهاند و کشور ایران که سالها با تحریم مواجه بوده، بیش از دیگران از تبعات اقتصادی جنگ آسیب دیده است.
عبدالحمید با اشاره به خسارات انسانی و تخریب زیرساختهای نظامی و اقتصادی کشور، این جنگ را برای ایران بسیار پرهزینه توصیف کرد و گفت مردم دیگر توان تحمل خسارتهای بیشتر، بهویژه در حوزه معیشت و اقتصاد را ندارند.
امامجمعه زاهدان از مسئولان خواست از رویکردهای احساسی و تنشزا پرهیز کرده و اختلافات را از مسیر گفتوگو حل کنند. او تاکید کرد نباید افرادی که از مذاکره و گفتوگو حمایت میکنند مورد حمله و تخریب قرار گیرند.
وی همچنین خواستار بازنگری در سیاستهای داخلی و خارجی شد و گفت مسئولان باید هم اختلافات با کشورهای دیگر و هم نارضایتیهای گسترده داخلی را حلوفصل کنند و به مطالبات مردمی که در اعتراضات به خیابان آمدند رسیدگی شود.
مولوی عبدالحمید در بخش دیگری از سخنان خود، آزادی زندانیان سیاسی و شنیدن دیدگاههای آنان را از اقداماتی دانست که میتواند به کاهش تنشها و افزایش همبستگی ملی کمک کند.
#مولوی_عبدالحمید #گفتگو #اهل_سنت #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
مولوی عبدالحمید، امامجمعه اهلسنت زاهدان، در خطبههای نماز جمعه ۱۹ تیرماه با اشاره به پیامدهای جنگ اخیر، تاکید کرد که بهترین راه برای حفظ کشور و جلوگیری از خسارتهای بیشتر، حلوفصل مسائل از طریق مذاکره و گفتوگو است.
وی با بیان اینکه گرانی و تورم «کمر مردم را شکسته است»، گفت جنگهای امروزی ویرانگرتر از گذشتهاند و کشور ایران که سالها با تحریم مواجه بوده، بیش از دیگران از تبعات اقتصادی جنگ آسیب دیده است.
عبدالحمید با اشاره به خسارات انسانی و تخریب زیرساختهای نظامی و اقتصادی کشور، این جنگ را برای ایران بسیار پرهزینه توصیف کرد و گفت مردم دیگر توان تحمل خسارتهای بیشتر، بهویژه در حوزه معیشت و اقتصاد را ندارند.
امامجمعه زاهدان از مسئولان خواست از رویکردهای احساسی و تنشزا پرهیز کرده و اختلافات را از مسیر گفتوگو حل کنند. او تاکید کرد نباید افرادی که از مذاکره و گفتوگو حمایت میکنند مورد حمله و تخریب قرار گیرند.
وی همچنین خواستار بازنگری در سیاستهای داخلی و خارجی شد و گفت مسئولان باید هم اختلافات با کشورهای دیگر و هم نارضایتیهای گسترده داخلی را حلوفصل کنند و به مطالبات مردمی که در اعتراضات به خیابان آمدند رسیدگی شود.
مولوی عبدالحمید در بخش دیگری از سخنان خود، آزادی زندانیان سیاسی و شنیدن دیدگاههای آنان را از اقداماتی دانست که میتواند به کاهش تنشها و افزایش همبستگی ملی کمک کند.
#مولوی_عبدالحمید #گفتگو #اهل_سنت #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
🕊2🔥1
وقتی تعصب فرمان میدهد؛ درباره تعصب، قدرت، دین و مقاومت
یقین همراه با تعصب اگر به دست قدرت بیفتد راه را برای طرد، سرکوب و خشونت باز میکند. تاریخ بارها نشان داده است که تعصب فقط یک احساس درونی نیست؛ میتواند محکمه بسازد، کتاب بسوزاند، جانها را خاموش کند، هنر را ممنوع کند، علم را به دادگاه بکشاند و زندگی انسانها را به نام «حقیقت»ی قطعی درهم بشکند.
در چنین لحظاتی خطر فقط در شمشیر و زندان نیست؛ در زبانی است که انسان را پیش از آنکه دیده شود به مومن و کافر، پاک و ناپاک یا خودی و بیگانه تقسیم میکند. از همین زبان است که حذف آغاز میشود: نخست نام دیگری عوض میشود، بعد حقش تضییع میشود و سرانجام رنج او طبیعی و حتی لازم جلوه میکند. تعصب پیش از آنکه خشونت بسازد، خیال اخلاقی جامعه را فرسوده میکند و مردم را به تماشاگران آرام بیعدالتی تبدیل میکند.
یادداشتهای این پرونده شامل روایتهایی است که در آنها باور، قدرت، قانون، دین، نژاد و فرهنگ به هم گره خوردهاند. روی دیگر همین روایتها اما ایستادگی است: کسانی که پرسیدند، مخالفت کردند، هزینه دادند و نگذاشتند یقین رسمی آخرین کلام باشد. این روایتها نشان میدهد که آزادی، عمدتا از دل جدال با قدرتهایی زاده میشود که خود را صاحب حقیقت مطلق میداند.
کتابچه «وقتی تعصب فرمان میدهد» را به رایگان دانلود کنید و بخوانید!
https://dialog.tavaana.org/collections-5/
#تعصب #جزم_اندیشی #رواداری #آزاد_اندیشی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
یقین همراه با تعصب اگر به دست قدرت بیفتد راه را برای طرد، سرکوب و خشونت باز میکند. تاریخ بارها نشان داده است که تعصب فقط یک احساس درونی نیست؛ میتواند محکمه بسازد، کتاب بسوزاند، جانها را خاموش کند، هنر را ممنوع کند، علم را به دادگاه بکشاند و زندگی انسانها را به نام «حقیقت»ی قطعی درهم بشکند.
در چنین لحظاتی خطر فقط در شمشیر و زندان نیست؛ در زبانی است که انسان را پیش از آنکه دیده شود به مومن و کافر، پاک و ناپاک یا خودی و بیگانه تقسیم میکند. از همین زبان است که حذف آغاز میشود: نخست نام دیگری عوض میشود، بعد حقش تضییع میشود و سرانجام رنج او طبیعی و حتی لازم جلوه میکند. تعصب پیش از آنکه خشونت بسازد، خیال اخلاقی جامعه را فرسوده میکند و مردم را به تماشاگران آرام بیعدالتی تبدیل میکند.
یادداشتهای این پرونده شامل روایتهایی است که در آنها باور، قدرت، قانون، دین، نژاد و فرهنگ به هم گره خوردهاند. روی دیگر همین روایتها اما ایستادگی است: کسانی که پرسیدند، مخالفت کردند، هزینه دادند و نگذاشتند یقین رسمی آخرین کلام باشد. این روایتها نشان میدهد که آزادی، عمدتا از دل جدال با قدرتهایی زاده میشود که خود را صاحب حقیقت مطلق میداند.
کتابچه «وقتی تعصب فرمان میدهد» را به رایگان دانلود کنید و بخوانید!
https://dialog.tavaana.org/collections-5/
#تعصب #جزم_اندیشی #رواداری #آزاد_اندیشی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍3
تخلیه اجباری کلیسای تاریخی پطرس تهران؛ فصلی تازه از فشار بر مسیحیان ایران
بر اساس گزارشهای سازمان ماده ۱۸، روند تخلیه اجباری مجموعه تاریخی کلیسای انجیلی پطرس مقدس تهران تقریباً به پایان رسیده است.
خانوادههایی که سالها در این مجموعه زندگی کردهاند، خانههای خود را ترک کردهاند و به دیگر ساکنان نیز دستور داده شده تا محل را تخلیه کنند. بسیاری از این خانوادهها سالمند و کمدرآمد هستند و دههها در این مجموعه زندگی کردهاند.
این تنها تخلیه چند خانه نیست؛ بلکه ادامه روندی است که از سالهای پس از انقلاب ۱۳۵۷ با مصادره تدریجی اموال کلیسا آغاز شد. امروز نگرانیها درباره تخریب یا تغییر کاربری یکی از قدیمیترین کلیساهای پروتستان ایران بیش از هر زمان دیگری افزایش یافته است.
کلیسای پطرس که در سال ۱۸۷۲ بنا شده، بخشی از میراث تاریخی و مذهبی ایران است. اما اکنون آینده این مجموعه همچنان در هالهای از ابهام قرار دارد.
این اتفاق در حالی رخ میدهد که فشارها بر جامعه مسیحی ایران در هفتههای اخیر به شکل قابل توجهی افزایش یافته است؛ از تخریب کلیسای تاریخی انجیلی مشهد، تا تأیید احکام سنگین زندان برای پنج شهروند مسیحی، و نگرانیهای بینالمللی درباره وضعیت غزال مرزبان، نوکیش مسیحی زندانی در اوین که در اعتصاب غذا به سر میبرد.
مصادره اموال، محدودیت آزادی عبادت و فشارهای امنیتی علیه مسیحیان ایران، بهویژه نوکیشان مسیحی، دهههاست ادامه دارد و همچنان نگرانی نهادهای حقوق بشری جهان را برانگیخته است.
#مسیحیان_ایران #کلیسای_پطرس #آزادی_باور #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
بر اساس گزارشهای سازمان ماده ۱۸، روند تخلیه اجباری مجموعه تاریخی کلیسای انجیلی پطرس مقدس تهران تقریباً به پایان رسیده است.
خانوادههایی که سالها در این مجموعه زندگی کردهاند، خانههای خود را ترک کردهاند و به دیگر ساکنان نیز دستور داده شده تا محل را تخلیه کنند. بسیاری از این خانوادهها سالمند و کمدرآمد هستند و دههها در این مجموعه زندگی کردهاند.
این تنها تخلیه چند خانه نیست؛ بلکه ادامه روندی است که از سالهای پس از انقلاب ۱۳۵۷ با مصادره تدریجی اموال کلیسا آغاز شد. امروز نگرانیها درباره تخریب یا تغییر کاربری یکی از قدیمیترین کلیساهای پروتستان ایران بیش از هر زمان دیگری افزایش یافته است.
کلیسای پطرس که در سال ۱۸۷۲ بنا شده، بخشی از میراث تاریخی و مذهبی ایران است. اما اکنون آینده این مجموعه همچنان در هالهای از ابهام قرار دارد.
این اتفاق در حالی رخ میدهد که فشارها بر جامعه مسیحی ایران در هفتههای اخیر به شکل قابل توجهی افزایش یافته است؛ از تخریب کلیسای تاریخی انجیلی مشهد، تا تأیید احکام سنگین زندان برای پنج شهروند مسیحی، و نگرانیهای بینالمللی درباره وضعیت غزال مرزبان، نوکیش مسیحی زندانی در اوین که در اعتصاب غذا به سر میبرد.
مصادره اموال، محدودیت آزادی عبادت و فشارهای امنیتی علیه مسیحیان ایران، بهویژه نوکیشان مسیحی، دهههاست ادامه دارد و همچنان نگرانی نهادهای حقوق بشری جهان را برانگیخته است.
#مسیحیان_ایران #کلیسای_پطرس #آزادی_باور #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
😱4😡1
برتراند راسل، فیلسوف خداناباور، یکی از برجستهترین متفکران قرن بیستم بود که در حوزههای گوناگونی مانند منطق، ریاضیات، تاریخ، و جامعهشناسی فعالیت داشت.
او به عنوان یک همهچیزدان، نقش مهمی در توسعه فلسفه تحلیلی ایفا کرد و به خاطر نوشتههایش در نقد باورهای دینی و بهویژه مسیحیت شناخته میشود.
کتاب “چرا مسیحی نیستم؟” مجموعهای از مقالات راسل در این زمینه است. هرچند او در مناظره با فردریک کاپلستون اظهار داشت که قادر به اثبات بیخدایی نیست، اما بعداً با مطرح کردن تمثیل قوری سماوی، به دفاع از دیدگاه بیخدایانه پرداخت و از ندانمگرایی فاصله گرفت.
راسل در طول عمر خود به عنوان لیبرال، سوسیالیست و صلحطلب شناخته میشد، اما ذهن شکگرای او همواره مانع از انطباق کامل با این برچسبها بود.
https://dialog.tavaana.org/bertrand-russell-tolerance/
#برتراندراسل #فیلسوف #خداناباور #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
او به عنوان یک همهچیزدان، نقش مهمی در توسعه فلسفه تحلیلی ایفا کرد و به خاطر نوشتههایش در نقد باورهای دینی و بهویژه مسیحیت شناخته میشود.
کتاب “چرا مسیحی نیستم؟” مجموعهای از مقالات راسل در این زمینه است. هرچند او در مناظره با فردریک کاپلستون اظهار داشت که قادر به اثبات بیخدایی نیست، اما بعداً با مطرح کردن تمثیل قوری سماوی، به دفاع از دیدگاه بیخدایانه پرداخت و از ندانمگرایی فاصله گرفت.
راسل در طول عمر خود به عنوان لیبرال، سوسیالیست و صلحطلب شناخته میشد، اما ذهن شکگرای او همواره مانع از انطباق کامل با این برچسبها بود.
https://dialog.tavaana.org/bertrand-russell-tolerance/
#برتراندراسل #فیلسوف #خداناباور #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍6
Forwarded from کلاس و کتاب توانا
همدلی از همزبانی خوشتر است؛ درباره همدلی، مدارا و زندگی مشترک
گفتوشنود از جایی آغاز میشود که شنیدن دشوار میشود. مدارا در زمانی که همه شبیه هم فکر میکنند هنر بزرگی نیست. دشواری از آنجا شروع میشود که با سخنی روبهرو میشویم که خوشایندمان نیست، با باوری که از آن فاصله داریم، با نقدی که ما را میآزارد یا با رنجشی که میان ما و دیگری دیوار میکشد.
در چنین لحظههایی آدمی آسان به داوری پناه میبرد. پیش از آنکه بشنود پاسخ میدهد، پیش از آنکه بفهمد محکوم میکند و پیش از آنکه خود را جای دیگری بگذارد او را به نامی فرو میکاهد: مخالف، متعصب، بیدین، عقبمانده، غربزده، بیگانه یا دشمن. بسیاری از گسستهای اجتماعی از همینجا آغاز میشود؛ از زبانی که راه فهم را میبندد و اختلاف را به تحقیر بدل میکند.
زندگی مشترک فقط به قانون و حق نیاز ندارد؛ به آداب رابطه نیز نیاز دارد. باید آموخت چگونه نقد کنیم، بشنویم، از رنجش عبور کنیم، با اختلاف کنار بیاییم و در جامعهای قطبیشده راهی برای گفتن، شنیدن و ماندن کنار هم پیدا کنیم.
این پرونده درباره همین مهارتهای ظریف و ضروری است؛ اینکه چگونه میتوان تفاوت را بهانه گسست نکرد و از دل اختلاف راهی به سوی فهم و همزیستی گشود؟
کتابچه «همدلی از همزبانی خوشتر است» را به رایگان دانلود کنید و بخوانید!
https://dialog.tavaana.org/collections-6/
#همدلی #همزبانی #مدارا #گفتگو_توانا
@tavaana
@Dialogue1402
گفتوشنود از جایی آغاز میشود که شنیدن دشوار میشود. مدارا در زمانی که همه شبیه هم فکر میکنند هنر بزرگی نیست. دشواری از آنجا شروع میشود که با سخنی روبهرو میشویم که خوشایندمان نیست، با باوری که از آن فاصله داریم، با نقدی که ما را میآزارد یا با رنجشی که میان ما و دیگری دیوار میکشد.
در چنین لحظههایی آدمی آسان به داوری پناه میبرد. پیش از آنکه بشنود پاسخ میدهد، پیش از آنکه بفهمد محکوم میکند و پیش از آنکه خود را جای دیگری بگذارد او را به نامی فرو میکاهد: مخالف، متعصب، بیدین، عقبمانده، غربزده، بیگانه یا دشمن. بسیاری از گسستهای اجتماعی از همینجا آغاز میشود؛ از زبانی که راه فهم را میبندد و اختلاف را به تحقیر بدل میکند.
زندگی مشترک فقط به قانون و حق نیاز ندارد؛ به آداب رابطه نیز نیاز دارد. باید آموخت چگونه نقد کنیم، بشنویم، از رنجش عبور کنیم، با اختلاف کنار بیاییم و در جامعهای قطبیشده راهی برای گفتن، شنیدن و ماندن کنار هم پیدا کنیم.
این پرونده درباره همین مهارتهای ظریف و ضروری است؛ اینکه چگونه میتوان تفاوت را بهانه گسست نکرد و از دل اختلاف راهی به سوی فهم و همزیستی گشود؟
کتابچه «همدلی از همزبانی خوشتر است» را به رایگان دانلود کنید و بخوانید!
https://dialog.tavaana.org/collections-6/
#همدلی #همزبانی #مدارا #گفتگو_توانا
@tavaana
@Dialogue1402
👍3
باروخ اسپینوزا
رهرو خرد در مسیر آزادی
باروخ اسپینوزا (۱۶۳۲–۱۶۷۷)، فیلسوف هلندی، از تاثیرگذارترین متفکران عقلگرای دوران مدرن است. او با کنار گذاشتن دیدگاههای سنتی، هستی را به مثابه یک کل واحد و هماهنگ نگریست که از طریق قوانین عقلانی قابلشناخت است. اسپینوزا خرافات و ترسهای مذهبی را عامل اصلی رنج بشر دانسته و برای دستیابی به آزادی، بر دانش و تفکر منطقی پافشاری میکرد.
محور اصلی اندیشه اسپینوزا، وحدت وجود و پیوند ناگسستنی میان خدا و طبیعت است. از دیدگاه او، انسان موجودی مجزا از قوانین حاکم بر طبیعت نیست؛ بلکه بخشی جداییناپذیر از این کل باشکوه است که با درک این ارتباط، میتواند به آرامش و آزادی واقعی دست یابد.
اسپینوزا معتقد بود که «عقل» ابزاری برای رهایی از اسارت احساسات مخرب است. او با تحلیل دقیق هیجانات انسانی، راهکاری ارائه داد تا انسان بتواند با جایگزین کردن جهل با آگاهی، بر رنجهای ناشی از ترس و خشم غلبه کرده و به سعادتی پایدار برسد.
او از پیشگامان دفاع از آزادی بیان و اندیشه در تاریخ فلسفه سیاسی است. اسپینوزا در آثارش استدلال کرد که جامعهای حقیقتا آزاد است که در آن، شهروندان بتوانند بدون هراس از قدرتهای جزمی، از خرد خود برای قضاوت و زیستن استفاده کنند.
در فلسفه اخلاق اسپینوزا، فضیلت به معنای قدرت عمل کردن بر اساس عقل است. او اخلاق را نه مجموعهای از دستورات بیرونی، بلکه تلاشی درونی برای درک حقیقت و همسویی با منطق هستی میدانست تا انسان بتواند در هماهنگی کامل با خود و جهان زندگی کند.
اسپینوزا تصویری از یک انسان خودآگاه ترسیم میکند که با پذیرش ضرورتهای هستی، به آزادی درونی میرسد. اندیشه او، دعوت به نگاهی علمی و فارغ از تعصب به جهان است؛ دعوتی که در آن، دانش عمیق، یگانه راه پیوند انسان با کمال ابدی هستی شناخته میشود.
#اسپینوزا #خردگرایی #انسانگرایی #اومانیسم #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
رهرو خرد در مسیر آزادی
باروخ اسپینوزا (۱۶۳۲–۱۶۷۷)، فیلسوف هلندی، از تاثیرگذارترین متفکران عقلگرای دوران مدرن است. او با کنار گذاشتن دیدگاههای سنتی، هستی را به مثابه یک کل واحد و هماهنگ نگریست که از طریق قوانین عقلانی قابلشناخت است. اسپینوزا خرافات و ترسهای مذهبی را عامل اصلی رنج بشر دانسته و برای دستیابی به آزادی، بر دانش و تفکر منطقی پافشاری میکرد.
محور اصلی اندیشه اسپینوزا، وحدت وجود و پیوند ناگسستنی میان خدا و طبیعت است. از دیدگاه او، انسان موجودی مجزا از قوانین حاکم بر طبیعت نیست؛ بلکه بخشی جداییناپذیر از این کل باشکوه است که با درک این ارتباط، میتواند به آرامش و آزادی واقعی دست یابد.
اسپینوزا معتقد بود که «عقل» ابزاری برای رهایی از اسارت احساسات مخرب است. او با تحلیل دقیق هیجانات انسانی، راهکاری ارائه داد تا انسان بتواند با جایگزین کردن جهل با آگاهی، بر رنجهای ناشی از ترس و خشم غلبه کرده و به سعادتی پایدار برسد.
او از پیشگامان دفاع از آزادی بیان و اندیشه در تاریخ فلسفه سیاسی است. اسپینوزا در آثارش استدلال کرد که جامعهای حقیقتا آزاد است که در آن، شهروندان بتوانند بدون هراس از قدرتهای جزمی، از خرد خود برای قضاوت و زیستن استفاده کنند.
در فلسفه اخلاق اسپینوزا، فضیلت به معنای قدرت عمل کردن بر اساس عقل است. او اخلاق را نه مجموعهای از دستورات بیرونی، بلکه تلاشی درونی برای درک حقیقت و همسویی با منطق هستی میدانست تا انسان بتواند در هماهنگی کامل با خود و جهان زندگی کند.
اسپینوزا تصویری از یک انسان خودآگاه ترسیم میکند که با پذیرش ضرورتهای هستی، به آزادی درونی میرسد. اندیشه او، دعوت به نگاهی علمی و فارغ از تعصب به جهان است؛ دعوتی که در آن، دانش عمیق، یگانه راه پیوند انسان با کمال ابدی هستی شناخته میشود.
#اسپینوزا #خردگرایی #انسانگرایی #اومانیسم #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤4
Forwarded from آموزشکده توانا
ورق بزنید
سیدجواد ذبیحی را کشتند؛ همان حکومتی که امروز در بسیاری از مراسم مذهبیاش از موسیقی، ریتم، نورپردازی و شیوههایی بهره میگیرد که روزگاری آنها را نشانه انحراف و فساد میخواند.
سیدجواد ذبیحی، متولد ۱۳۰۹ تهران، از خوانندگان آواز اصیل ایرانی و مناجاتخوانان شناختهشده بود. بسیاری او را با دعای سحر رادیو میشناختند. او پیش از انقلاب در دربار نیز به اجرای برنامههای مذهبی میپرداخت و همین موضوع پس از انقلاب به یکی از دلایل دشمنی با او تبدیل شد.
ذبیحی پس از انقلاب مدتی زندانی شد و سرانجام در تیر ۱۳۵۹، افرادی با بهانه برگزاری مراسمی مذهبی او را با خود بردند و در بیابانی در اطراف تهران به شکلی فجیع به قتل رساندند.
صادق خلخالی سالها بعد در خاطرات خود نوشت که سیدجواد ذبیحی از جمله افرادی بوده که به حکم او «اعدام انقلابی» شدهاند.
بیشتر بخوانید:
https://tavaana.org/javad_zabihi/
#گفتگو_توانا #سیدجواد_ذبیحی #مداح #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
سیدجواد ذبیحی را کشتند؛ همان حکومتی که امروز در بسیاری از مراسم مذهبیاش از موسیقی، ریتم، نورپردازی و شیوههایی بهره میگیرد که روزگاری آنها را نشانه انحراف و فساد میخواند.
سیدجواد ذبیحی، متولد ۱۳۰۹ تهران، از خوانندگان آواز اصیل ایرانی و مناجاتخوانان شناختهشده بود. بسیاری او را با دعای سحر رادیو میشناختند. او پیش از انقلاب در دربار نیز به اجرای برنامههای مذهبی میپرداخت و همین موضوع پس از انقلاب به یکی از دلایل دشمنی با او تبدیل شد.
ذبیحی پس از انقلاب مدتی زندانی شد و سرانجام در تیر ۱۳۵۹، افرادی با بهانه برگزاری مراسمی مذهبی او را با خود بردند و در بیابانی در اطراف تهران به شکلی فجیع به قتل رساندند.
صادق خلخالی سالها بعد در خاطرات خود نوشت که سیدجواد ذبیحی از جمله افرادی بوده که به حکم او «اعدام انقلابی» شدهاند.
بیشتر بخوانید:
https://tavaana.org/javad_zabihi/
#گفتگو_توانا #سیدجواد_ذبیحی #مداح #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
💔4😡2
ولتر (Voltaire) یکی از مهمترین فیلسوفان و نویسندگان فرانسوی در عصر روشنگری بود که از ۲۱ نوامبر ۱۶۹۴ تا ۳۰ مه ۱۷۷۸ زندگی کرد.
او به دلیل نقدهای تند و هوشمندانهاش علیه کلیسای کاتولیک و دفاع از آزادی مذهب، آزادی بیان و جدایی دین از سیاست شهرت دارد.
ولتر با شجاعت نظرات خود را بهصراحت بیان میکرد و به دلیل اندیشههای پیشرو و تأثیرگذار خود بر فضای فکری و فرهنگی آن زمان و حتی دوران پس از آن، همچنان بهعنوان یکی از برجستهترین چهرههای تاریخ فلسفه و ادبیات شناخته میشود.
#ولتر #نقد_دین #گفتگو_توانا
@dialogue1402
او به دلیل نقدهای تند و هوشمندانهاش علیه کلیسای کاتولیک و دفاع از آزادی مذهب، آزادی بیان و جدایی دین از سیاست شهرت دارد.
ولتر با شجاعت نظرات خود را بهصراحت بیان میکرد و به دلیل اندیشههای پیشرو و تأثیرگذار خود بر فضای فکری و فرهنگی آن زمان و حتی دوران پس از آن، همچنان بهعنوان یکی از برجستهترین چهرههای تاریخ فلسفه و ادبیات شناخته میشود.
#ولتر #نقد_دین #گفتگو_توانا
@dialogue1402
👍8🕊1
ویلیام کینگدم کلیفورد، فیلسوف و ریاضیدان قرن نوزدهم، در مقالهای باعنوان “The Ethics of Belief” به بررسی اخلاقی بودن باور بدون شواهد کافی میپردازد.
او استدلال میکند که باور داشتن به چیزی بدون شواهد کافی غیر اخلاقی است. سه دلیل اصلی او عبارتند از:
▪️اول، باورها تأثیر مستقیم بر رفتارهای ما دارند. باورهای نادرست یا سست میتوانند به خطرات جدی برای فرد و جامعه منجر شوند، زیرا اعمال ما بر اساس باورهای ما شکل میگیرد و خطاهای این باورها میتواند به زیان دیگران تمام شود.
▪️دوم، کلیفورد به مذمت خوی زودباوری میپردازد و هشدار میدهد که پذیرش باورهای نادرست به تدریج میتواند ما را به مخاطبانی زودباور و آسیبپذیر تبدیل کند. این وضعیت میتواند به پذیرش اخبار جعلی و خرافات منجر شود و آسیبهای جدی به جامعه وارد آورد.
▪️سوم، کلیفورد بر اهمیت محافظت از گنجینه مشترک دانش تاکید میکند. باورهای نادرست میتوانند این گنجینه را آلوده کرده و به تصمیمگیریهای غلط منجر شوند.
در دنیای دیجیتال کنونی، تفکر انتقادی و اجتناب از زودباوری به یک ضرورت اخلاقی بدل شده است.
#فلسفه #اخلاق #کلیفورد #باور #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
او استدلال میکند که باور داشتن به چیزی بدون شواهد کافی غیر اخلاقی است. سه دلیل اصلی او عبارتند از:
▪️اول، باورها تأثیر مستقیم بر رفتارهای ما دارند. باورهای نادرست یا سست میتوانند به خطرات جدی برای فرد و جامعه منجر شوند، زیرا اعمال ما بر اساس باورهای ما شکل میگیرد و خطاهای این باورها میتواند به زیان دیگران تمام شود.
▪️دوم، کلیفورد به مذمت خوی زودباوری میپردازد و هشدار میدهد که پذیرش باورهای نادرست به تدریج میتواند ما را به مخاطبانی زودباور و آسیبپذیر تبدیل کند. این وضعیت میتواند به پذیرش اخبار جعلی و خرافات منجر شود و آسیبهای جدی به جامعه وارد آورد.
▪️سوم، کلیفورد بر اهمیت محافظت از گنجینه مشترک دانش تاکید میکند. باورهای نادرست میتوانند این گنجینه را آلوده کرده و به تصمیمگیریهای غلط منجر شوند.
در دنیای دیجیتال کنونی، تفکر انتقادی و اجتناب از زودباوری به یک ضرورت اخلاقی بدل شده است.
#فلسفه #اخلاق #کلیفورد #باور #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍5
«جرات اندیشیدن داشته باش»
کانت و میراث روشنگری
ایمانوئل کانت (۱۷۲۴–۱۸۰۴)، فیلسوف آلمانی، از کلیدیترین چهرههای فلسفه مدرن است که با تاکید بر توانایی عقل، مسیر تفکر بشری را تغییر داد. او در مقاله تاثیرگذار خود با عنوان «روشنگری چیست؟»، این جنبش را خروج انسان از «نابالغی خودخواسته» تعریف کرد و آن را به عنوان عصری نو در تاریخ عقلانیت معرفی نمود.
کانت در این مقاله، شعار معروف روشنگری را چنین اعلام میکند: «جرات اندیشیدن داشته باش!» (Sapere aude). از دیدگاه او، این فراخوان دعوتی است به استقلال فکری و استفاده از قدرت عقل فردی برای رهایی از قیمومتهایی که دیگران یا سنتهای جزمی بر ذهن انسان تحمیل کردهاند.
او تاکید داشت که ناتوانی در استفاده از عقل بدون هدایت دیگری، نشانه ضعف اراده است، نه ضعف فهم. کانت معتقد بود که هر انسان باید مسئولیت اندیشه خود را بر عهده بگیرد و برای فهم جهان، به جای تکیه بر مرجعیت بیرونی، بر تحلیلهای منطقی خویش تکیه کند.
کانت در اخلاق خود نیز مفهوم «کرامت انسانی» را پیریزی کرد. او استدلال میکرد که انسان باید همیشه به عنوان «هدف» در نظر گرفته شود، نه وسیلهای برای تحققِ اهداف دیگران. این اصل، پایهای برای اخلاق مدرن و حقوق بشر شد که بر حق هر فرد برای خودمختاری تاکید دارد.
در نظام فلسفی کانت، عقل نه تنها ابزاری برای شناخت جهان است، بلکه قانونگذار اصلی در حوزه اخلاق نیز به شمار میرود. او باور داشت که انسان از طریق پیروی از «امر مطلق» که بر پایه عقل استوار است، میتواند به شکلی آزادانه و مسئولانه، قانونی جهانی برای رفتارهای اخلاقی خود وضع کند.
اندیشه کانت دعوتی به بلوغ فکری است. او به ما میآموزد که روشنگری یک وضعیت ایستا نیست، بلکه فرآیندی مداوم برای کسب آزادی فکر است. با تکیه بر شعار او، انسانِ مدرن یاد میگیرد که شجاعت رویارویی با حقیقت و مسئولیت شکلدهی به دنیای اخلاقی خویش را داشته باشد.
#روشنگری #خردگرایی #کانت #تفکر_نقاد #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
کانت و میراث روشنگری
ایمانوئل کانت (۱۷۲۴–۱۸۰۴)، فیلسوف آلمانی، از کلیدیترین چهرههای فلسفه مدرن است که با تاکید بر توانایی عقل، مسیر تفکر بشری را تغییر داد. او در مقاله تاثیرگذار خود با عنوان «روشنگری چیست؟»، این جنبش را خروج انسان از «نابالغی خودخواسته» تعریف کرد و آن را به عنوان عصری نو در تاریخ عقلانیت معرفی نمود.
کانت در این مقاله، شعار معروف روشنگری را چنین اعلام میکند: «جرات اندیشیدن داشته باش!» (Sapere aude). از دیدگاه او، این فراخوان دعوتی است به استقلال فکری و استفاده از قدرت عقل فردی برای رهایی از قیمومتهایی که دیگران یا سنتهای جزمی بر ذهن انسان تحمیل کردهاند.
او تاکید داشت که ناتوانی در استفاده از عقل بدون هدایت دیگری، نشانه ضعف اراده است، نه ضعف فهم. کانت معتقد بود که هر انسان باید مسئولیت اندیشه خود را بر عهده بگیرد و برای فهم جهان، به جای تکیه بر مرجعیت بیرونی، بر تحلیلهای منطقی خویش تکیه کند.
کانت در اخلاق خود نیز مفهوم «کرامت انسانی» را پیریزی کرد. او استدلال میکرد که انسان باید همیشه به عنوان «هدف» در نظر گرفته شود، نه وسیلهای برای تحققِ اهداف دیگران. این اصل، پایهای برای اخلاق مدرن و حقوق بشر شد که بر حق هر فرد برای خودمختاری تاکید دارد.
در نظام فلسفی کانت، عقل نه تنها ابزاری برای شناخت جهان است، بلکه قانونگذار اصلی در حوزه اخلاق نیز به شمار میرود. او باور داشت که انسان از طریق پیروی از «امر مطلق» که بر پایه عقل استوار است، میتواند به شکلی آزادانه و مسئولانه، قانونی جهانی برای رفتارهای اخلاقی خود وضع کند.
اندیشه کانت دعوتی به بلوغ فکری است. او به ما میآموزد که روشنگری یک وضعیت ایستا نیست، بلکه فرآیندی مداوم برای کسب آزادی فکر است. با تکیه بر شعار او، انسانِ مدرن یاد میگیرد که شجاعت رویارویی با حقیقت و مسئولیت شکلدهی به دنیای اخلاقی خویش را داشته باشد.
#روشنگری #خردگرایی #کانت #تفکر_نقاد #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍4❤1🥰1