Forwarded from آموزشکده توانا
بیانیه جامعه جهانی بهایی؛ از نامهی پدری در بند تا تداوم سرکوب سیستماتیک بهائیان
جامعه جهانی بهایی در بیانیهای، ضمن اشاره به نامهی پژمان زارع، شهروند بهایی محبوس در زندان عادلآباد شیراز به فرزند یکسالهاش، گوشههایی از فشارهای سیستماتیک و غیرانسانی بر اقلیت بهایی در ایران را ترسیم کرد. این نامه که در نخستین سالروز تولد فرزندش «رادوین» نوشته شده، نمادی از ایستادگی در عین عشق به میهن است؛ زارع در این نامه از نود و دو روز دوری ناعادلانه به دلیل باورهای دینیاش میگوید، اما تأکید دارد که بهاییان نه در پی نزاع، بلکه در پی مشارکت برای آبادانی ایران هستند.
سیمین فهندژ، نماینده جامعه جهانی بهایی در سازمان ملل، با محکوم کردن رفتارهای فراقانونی حاکمیت، تصریح کرد که بهاییان تنها خواهان فرصتی برای خدمت به وطن خود هستند، نه امتیاز ویژه.
این بیانیه به موارد متعدد دیگری از سرکوب سازمانیافته اشاره دارد:
شکیلا قاسمی (کرمان): پنج ماه حبس، انزوا و تهدیدهای مکرر به اجرای حکم شلاق که منجر به پریشانی شدید روحی او شده است.
پارسا نجفی (اصفهان): بازداشت در ۲۰ سالگی و اعمال فشار برای اخذ «اعترافات اجباری» در برابر دوربینهای تلویزیونی با تهدید به عواقب شدیدتر در صورت عدم همکاری.
وفا کاشفی (مشهد): سه ماه بلاتکلیفی و حبس در قرنطینه علیرغم تأمین وثیقه.
نوید ذرهبین ایرانی (مشهد): شش ماه حبس و فشارهای روانی شدید بهدلیل ویژگیهای مثبت شخصیتی و تعامل با دیگر زندانیان.
آرتین غضنفری (تهران): شش ماه حبس در زندان فشافویه بدون تفهیم اتهام و محرومیت از درمان بیماریهای مزمن.
جامعه جهانی بهایی تأکید میکند که این پروندهها بخشی از الگوی گسترده «بیگانهسازی» است که در آن بهاییان از دسترسی به وکیل، مراقبتهای پزشکی و مرخصیهای قانونی محروم میشوند.
مقامات قضایی حتی در پاسخ به درخواست مرخصی خانوادهها، صراحتاً اعلام کردهاند که «هیچ زندانی بهایی آزاد نخواهد شد.»
این بیانیه با درخواست از مقامات ایران برای آزادی فوری و بدون قید و شرط تمامی بهاییان، پایان دادن به شکنجههای سفید، انفرادی و اعترافات اجباری، بار دیگر یادآور شد که بهاییان ایران، علیرغم تمامی رنجها، همچنان به آرمان «آیندهای درخشان برای ایران» وفادار ماندهاند؛ آیندهای که به تعبیر پژمان زارع، «ساختنی است، نه یافتنی.»
#داستان_ما_یکیست #بهاییان_ایران #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
جامعه جهانی بهایی در بیانیهای، ضمن اشاره به نامهی پژمان زارع، شهروند بهایی محبوس در زندان عادلآباد شیراز به فرزند یکسالهاش، گوشههایی از فشارهای سیستماتیک و غیرانسانی بر اقلیت بهایی در ایران را ترسیم کرد. این نامه که در نخستین سالروز تولد فرزندش «رادوین» نوشته شده، نمادی از ایستادگی در عین عشق به میهن است؛ زارع در این نامه از نود و دو روز دوری ناعادلانه به دلیل باورهای دینیاش میگوید، اما تأکید دارد که بهاییان نه در پی نزاع، بلکه در پی مشارکت برای آبادانی ایران هستند.
سیمین فهندژ، نماینده جامعه جهانی بهایی در سازمان ملل، با محکوم کردن رفتارهای فراقانونی حاکمیت، تصریح کرد که بهاییان تنها خواهان فرصتی برای خدمت به وطن خود هستند، نه امتیاز ویژه.
این بیانیه به موارد متعدد دیگری از سرکوب سازمانیافته اشاره دارد:
شکیلا قاسمی (کرمان): پنج ماه حبس، انزوا و تهدیدهای مکرر به اجرای حکم شلاق که منجر به پریشانی شدید روحی او شده است.
پارسا نجفی (اصفهان): بازداشت در ۲۰ سالگی و اعمال فشار برای اخذ «اعترافات اجباری» در برابر دوربینهای تلویزیونی با تهدید به عواقب شدیدتر در صورت عدم همکاری.
وفا کاشفی (مشهد): سه ماه بلاتکلیفی و حبس در قرنطینه علیرغم تأمین وثیقه.
نوید ذرهبین ایرانی (مشهد): شش ماه حبس و فشارهای روانی شدید بهدلیل ویژگیهای مثبت شخصیتی و تعامل با دیگر زندانیان.
آرتین غضنفری (تهران): شش ماه حبس در زندان فشافویه بدون تفهیم اتهام و محرومیت از درمان بیماریهای مزمن.
جامعه جهانی بهایی تأکید میکند که این پروندهها بخشی از الگوی گسترده «بیگانهسازی» است که در آن بهاییان از دسترسی به وکیل، مراقبتهای پزشکی و مرخصیهای قانونی محروم میشوند.
مقامات قضایی حتی در پاسخ به درخواست مرخصی خانوادهها، صراحتاً اعلام کردهاند که «هیچ زندانی بهایی آزاد نخواهد شد.»
این بیانیه با درخواست از مقامات ایران برای آزادی فوری و بدون قید و شرط تمامی بهاییان، پایان دادن به شکنجههای سفید، انفرادی و اعترافات اجباری، بار دیگر یادآور شد که بهاییان ایران، علیرغم تمامی رنجها، همچنان به آرمان «آیندهای درخشان برای ایران» وفادار ماندهاند؛ آیندهای که به تعبیر پژمان زارع، «ساختنی است، نه یافتنی.»
#داستان_ما_یکیست #بهاییان_ایران #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍5😢2🔥1
Forwarded from آموزشکده توانا
تداوم بیخبری از وضعیت سعید حسنی، شهروند بهائی، با گذشت ۱۴ روز از بازداشت
با گذشت بیش از ۱۴ روز از بازداشت سعید حسنی، شهروند بهائی ساکن شیراز، همچنان هیچگونه اطلاع موثقی از محل نگهداری، وضعیت جسمانی و شرایط او در دست نیست.
آقای حسنی روز دوم تیرماه توسط مأموران امنیتی در محل کار خود در شیراز، با اعمال خشونت و ضربوشتم، بازداشت و به مکانی نامعلوم منتقل شد. با وجود پیگیریهای مستمر خانواده، تاکنون امکان هیچگونه تماس یا ملاقات با او فراهم نشده و مسئولان نیز پاسخ روشنی دربارهٔ وضعیت و محل نگهداری او ارائه نکردهاند.
سعید حسنی پیشتر نیز در سال ۱۳۹۵ توسط همین نهاد امنیتی دستگیر شده و بیش از دو ماه را در بازداشت سپری کرده بود. پروندهٔ مربوط به آن بازداشت همچنان در مراحل دادرسی قرار دارد.
#داستان_ما_یکیست #بهاییان_ایران #سعید_حسنی #گفتگو_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
با گذشت بیش از ۱۴ روز از بازداشت سعید حسنی، شهروند بهائی ساکن شیراز، همچنان هیچگونه اطلاع موثقی از محل نگهداری، وضعیت جسمانی و شرایط او در دست نیست.
آقای حسنی روز دوم تیرماه توسط مأموران امنیتی در محل کار خود در شیراز، با اعمال خشونت و ضربوشتم، بازداشت و به مکانی نامعلوم منتقل شد. با وجود پیگیریهای مستمر خانواده، تاکنون امکان هیچگونه تماس یا ملاقات با او فراهم نشده و مسئولان نیز پاسخ روشنی دربارهٔ وضعیت و محل نگهداری او ارائه نکردهاند.
سعید حسنی پیشتر نیز در سال ۱۳۹۵ توسط همین نهاد امنیتی دستگیر شده و بیش از دو ماه را در بازداشت سپری کرده بود. پروندهٔ مربوط به آن بازداشت همچنان در مراحل دادرسی قرار دارد.
#داستان_ما_یکیست #بهاییان_ایران #سعید_حسنی #گفتگو_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
😡4💔1
محکومیت میترا بندی امیرآبادی، شهروند بهایی، به ۵ سال حبس و ۱۰ سال محرومیت از حقوق اجتماعی
شعبه اول دادگاه انقلاب یزد، میترا بندی امیرآبادی، شهروند بهایی ساکن این شهر را به تحمل ۵ سال حبس تعزیری و ۱۰ سال محرومیت از حقوق اجتماعی محکوم کرد.
بر اساس رأی صادر شده، خانم بندی امیرآبادی با اتهام «فعالیت تبلیغی انحرافی مغایر با شرع مقدس اسلام از طریق ترویج آیین بهایی» محاکمه شده است. طبق این حکم، سه سال از مدت حبس وی به مدت سه سال تعلیق شده است که در صورت تأیید نهایی در دادگاه تجدیدنظر، ۲ سال حبس برای او قابل اجرا خواهد بود.
این شهروند بهایی پیشتر در تاریخ ۲۷ خرداد ۱۴۰۴ هدف یورش نیروهای امنیتی قرار گرفته بود. مأموران در اقدامی فراقانونی، نیمهشب با ورود به منزل شخصی او در یزد، ضمن تفتیش محل سکونت، تمامی وسایل الکترونیکی، لوازم شخصی و کتابهای مذهبی وی را ضبط کردند. خانم بندی امیرآبادی همچنین پیش از این نیز به دلیل باورهای عقیدتی خود سابقه بازداشت و محکومیت قضایی داشته است.
محکومیت میترا بندی امیرآبادی در حالی صادر میشود که دستگاه قضایی جمهوری اسلامی با استفاده از عناوین مجرمانهای نظیر «تبلیغ انحرافی»، به دنبال جرمانگاری هویت و باورهای دینی جامعه بهایی است. این روند که با یورشهای شبانه، پروندهسازیهای امنیتی و صدور احکام سنگین محرومیت اجتماعی همراه است، نشاندهنده سیاستی هدفمند برای محدود کردن فضای تنفس مدنی و عقیدتی شهروندان بهایی است.
حکومت با بهرهگیری از ابزارهای قضایی، تلاش میکند تا فعالیتهای عادی و باورهای مذهبی بهاییان را در تقابل با «شرع» معرفی کرده و به این بهانه، آنان را از حقوق اساسی خود محروم سازد. تداوم این فشارها، بخشی از کارزار گستردهای است که نه تنها آزادی عقیده را نشانه رفته، بلکه با ایجاد محدودیتهای طولانیمدت اجتماعی، به دنبال حذف تدریجی جامعه بهایی از متن حیات مدنی ایران است.
#داستان_ما_یکیست #میترا_بندی_امیرآبادی #بهاییان_ایران #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
شعبه اول دادگاه انقلاب یزد، میترا بندی امیرآبادی، شهروند بهایی ساکن این شهر را به تحمل ۵ سال حبس تعزیری و ۱۰ سال محرومیت از حقوق اجتماعی محکوم کرد.
بر اساس رأی صادر شده، خانم بندی امیرآبادی با اتهام «فعالیت تبلیغی انحرافی مغایر با شرع مقدس اسلام از طریق ترویج آیین بهایی» محاکمه شده است. طبق این حکم، سه سال از مدت حبس وی به مدت سه سال تعلیق شده است که در صورت تأیید نهایی در دادگاه تجدیدنظر، ۲ سال حبس برای او قابل اجرا خواهد بود.
این شهروند بهایی پیشتر در تاریخ ۲۷ خرداد ۱۴۰۴ هدف یورش نیروهای امنیتی قرار گرفته بود. مأموران در اقدامی فراقانونی، نیمهشب با ورود به منزل شخصی او در یزد، ضمن تفتیش محل سکونت، تمامی وسایل الکترونیکی، لوازم شخصی و کتابهای مذهبی وی را ضبط کردند. خانم بندی امیرآبادی همچنین پیش از این نیز به دلیل باورهای عقیدتی خود سابقه بازداشت و محکومیت قضایی داشته است.
محکومیت میترا بندی امیرآبادی در حالی صادر میشود که دستگاه قضایی جمهوری اسلامی با استفاده از عناوین مجرمانهای نظیر «تبلیغ انحرافی»، به دنبال جرمانگاری هویت و باورهای دینی جامعه بهایی است. این روند که با یورشهای شبانه، پروندهسازیهای امنیتی و صدور احکام سنگین محرومیت اجتماعی همراه است، نشاندهنده سیاستی هدفمند برای محدود کردن فضای تنفس مدنی و عقیدتی شهروندان بهایی است.
حکومت با بهرهگیری از ابزارهای قضایی، تلاش میکند تا فعالیتهای عادی و باورهای مذهبی بهاییان را در تقابل با «شرع» معرفی کرده و به این بهانه، آنان را از حقوق اساسی خود محروم سازد. تداوم این فشارها، بخشی از کارزار گستردهای است که نه تنها آزادی عقیده را نشانه رفته، بلکه با ایجاد محدودیتهای طولانیمدت اجتماعی، به دنبال حذف تدریجی جامعه بهایی از متن حیات مدنی ایران است.
#داستان_ما_یکیست #میترا_بندی_امیرآبادی #بهاییان_ایران #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
😡4❤1💔1
احضار دوباره ۲۶ شهروند بهائی به دادگاه پس از یک دهه رسیدگی قضایی
طبق اطلاع دریافتی ۲۶ شهروند بهائی ساکن شیراز به نامهای پریسا روحیزادگان، اسماعیل روستا، بهاره نوروزی، بهنام عزیزپور، ثمره آشنایی، رامین شیروانی، رضوان یزدانی، سروش ایقانی صغادی، سعید حسنی، شادی صادق اقدم، شمیم اخلاقی، صهبا فرح بخش، صهبا مصلحی، عهدیه عنایتی، فربد شادمان، فرزاد شادمان، لالا صالحی، مژگان غلامپور سعدی، مرجان غلامپور، مریم اسلامی مهدی آبادی، مهیار سفیدی میاندوآب، نبیل تهذیب، نسیم کاشانینژاد، نوشین زنهاری، ورقا کاویانی و یکتا فهندژ سعدی که از سال ۱۳۹۵ در پی بازداشتها و تشکیل پروندههای امنیتی بارها محاکمه و با احکام متعدد مواجه شدهاند، بار دیگر به شعبهٔ دوم دادگاه تجدیدنظر استان فارس احضار شدند. زمان رسیدگی به این پرونده ۵ مرداد ۱۴۰۵ تعیین شده است.
این شهروندان با اتهاماتی از جمله تبلیغ علیه نظام، تبانی و اجتماع علیه امنیت کشور، تشکیل گروه، ارتباط با دولتهای متخاصم و عضویت در گروههای معاند روبهرو هستند.
روند رسیدگی به این پرونده طی حدود ۱۰ سال گذشته با صدور احکام سنگین، تأیید در تجدیدنظر، نقض در دیوان عالی کشور، صدور حکم برائت و سپس بازگشایی دوبارهٔ پرونده از طریق اعمال مادهٔ ۴۷۷ قانون آیین دادرسی کیفری ادامه یافته است.
با وجود صدور حکم برائت، پرونده پس از اعتراض دادستان استان فارس و نقض رأی در دیوان عالی کشور، مجدداً به جریان افتاد و اکنون این ۲۶ شهروند بهائی بار دیگر برای ادامهٔ رسیدگی به دادگاه فراخوانده شدهاند.
#داستان_ما_یکیست #بهاییان_ایران #بهاییان_ایران
@Dialogue1402
طبق اطلاع دریافتی ۲۶ شهروند بهائی ساکن شیراز به نامهای پریسا روحیزادگان، اسماعیل روستا، بهاره نوروزی، بهنام عزیزپور، ثمره آشنایی، رامین شیروانی، رضوان یزدانی، سروش ایقانی صغادی، سعید حسنی، شادی صادق اقدم، شمیم اخلاقی، صهبا فرح بخش، صهبا مصلحی، عهدیه عنایتی، فربد شادمان، فرزاد شادمان، لالا صالحی، مژگان غلامپور سعدی، مرجان غلامپور، مریم اسلامی مهدی آبادی، مهیار سفیدی میاندوآب، نبیل تهذیب، نسیم کاشانینژاد، نوشین زنهاری، ورقا کاویانی و یکتا فهندژ سعدی که از سال ۱۳۹۵ در پی بازداشتها و تشکیل پروندههای امنیتی بارها محاکمه و با احکام متعدد مواجه شدهاند، بار دیگر به شعبهٔ دوم دادگاه تجدیدنظر استان فارس احضار شدند. زمان رسیدگی به این پرونده ۵ مرداد ۱۴۰۵ تعیین شده است.
این شهروندان با اتهاماتی از جمله تبلیغ علیه نظام، تبانی و اجتماع علیه امنیت کشور، تشکیل گروه، ارتباط با دولتهای متخاصم و عضویت در گروههای معاند روبهرو هستند.
روند رسیدگی به این پرونده طی حدود ۱۰ سال گذشته با صدور احکام سنگین، تأیید در تجدیدنظر، نقض در دیوان عالی کشور، صدور حکم برائت و سپس بازگشایی دوبارهٔ پرونده از طریق اعمال مادهٔ ۴۷۷ قانون آیین دادرسی کیفری ادامه یافته است.
با وجود صدور حکم برائت، پرونده پس از اعتراض دادستان استان فارس و نقض رأی در دیوان عالی کشور، مجدداً به جریان افتاد و اکنون این ۲۶ شهروند بهائی بار دیگر برای ادامهٔ رسیدگی به دادگاه فراخوانده شدهاند.
#داستان_ما_یکیست #بهاییان_ایران #بهاییان_ایران
@Dialogue1402
😡6
Forwarded from گفتوشنود
همزیستی در سایه تکثر؛ ضرورت بازشناسی حقوق ناباوران در جوامع امروز
آزادی عقیده، پیش از آنکه یک بند در میثاقنامههای بینالمللی باشد، سنگبنای کرامت انسانی و ترازوی سنجش بلوغ اخلاقی یک جامعه است. در این میان، حقوق ناباوران و خداناباوران، بهویژه در جوامع سنتی و مذهبی، اغلب در سایه اکثریت نادیده گرفته میشود. اما همانطور که متن مورد نظر تأکید دارد، تحقق یک جامعه عادلانه در گرو عبور از “تحملِ حداقلی” و رسیدن به “پذیرشِ فعالانه” است.
🔶پیوند ناگسستنی کرامت و برابری
حقوق بشر کلیتی تجزیهناپذیر است؛ نمیتوان مدعی عدالت بود اما بخشی از جامعه را به دلیل نوع نگاهشان به جهان (یا عدم باور به امر قدسی) از دایره احترام و حقوق برابر خارج کرد. ناباوران، نه به عنوان “دیگری” یا تهدیدی برای انسجام، بلکه به عنوان بخشی از غنای فکری جامعه باید به رسمیت شناخته شوند. صیانت از حقوق آنان، در واقع صیانت از حقّ بنیادین “اندیشیدن” است که برای هر انسانی، فارغ از نتیجه آن اندیشه، محفوظ است.
🔶انسجام اجتماعی؛ ثمره شمولگرایی
یک جامعه دوقطبی که در آن کلیشههای منفی علیه دگراندیشان رواج دارد، همواره مستعد تنش و فرسایش سرمایههای انسانی است. تقویت انسجام اجتماعی، که نویسنده به درستی به آن اشاره کرده، زمانی میسر میشود که هیچ شهروندی برای ابراز درونیترین باورهای خود احساس ناامنی نکند. جامعهای که در آن تنوع عقیدتی محترم شمرده شود، به جای صرف انرژی برای حذف و طرد، این پتانسیل را در مسیر توسعه و گفتوگوی سازنده به کار میگیرد.
🔶 مسئولیت نهادی و رسالت فرهنگی
دستیابی به این آرمان نیازمند یک اراده جمعی در دو سطح است:
• زدودن کلیشهها: رسانهها و نهادهای آموزشی موظفاند تصویرهای تحریفشده و پیشداوریهای تاریخی درباره ناباورمندان را به چالش بکشند.
• ساختار آموزشی: آموزش باید بر محور “رواداری” و “تفکر انتقادی” بنا شود تا نسلهای آینده، تفاوت در عقیده را نه یک مانع برای دوستی، بلکه فرصتی برای فهم عمیقتر جهان ببینند.
🔶پذیرش آزادی عقیده برای ناباوران، آزمونی است برای جوامع سنتی تا نشان دهند که ارزشهای اخلاقی و انسانی آنها تا چه حد توانایی همزیستی با “تفاوت” را دارد. این مسیر، نه تنها به نفع یک گروه خاص، بلکه ضرورتی برای پیشرفت، صلح پایدار و دستیابی به جامعهای است که در آن “انسان بودن” تنها معیار برخورداری از احترام و عدالت باشد. حمایت از این اصل، نه تضعیف سنتها، بلکه ارتقای جایگاه اخلاقی جامعه در دنیای مدرن است.
#آزادی_عقیده #خداناباوران #ناباورمندان #آتئیست #گفتگو_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
آزادی عقیده، پیش از آنکه یک بند در میثاقنامههای بینالمللی باشد، سنگبنای کرامت انسانی و ترازوی سنجش بلوغ اخلاقی یک جامعه است. در این میان، حقوق ناباوران و خداناباوران، بهویژه در جوامع سنتی و مذهبی، اغلب در سایه اکثریت نادیده گرفته میشود. اما همانطور که متن مورد نظر تأکید دارد، تحقق یک جامعه عادلانه در گرو عبور از “تحملِ حداقلی” و رسیدن به “پذیرشِ فعالانه” است.
🔶پیوند ناگسستنی کرامت و برابری
حقوق بشر کلیتی تجزیهناپذیر است؛ نمیتوان مدعی عدالت بود اما بخشی از جامعه را به دلیل نوع نگاهشان به جهان (یا عدم باور به امر قدسی) از دایره احترام و حقوق برابر خارج کرد. ناباوران، نه به عنوان “دیگری” یا تهدیدی برای انسجام، بلکه به عنوان بخشی از غنای فکری جامعه باید به رسمیت شناخته شوند. صیانت از حقوق آنان، در واقع صیانت از حقّ بنیادین “اندیشیدن” است که برای هر انسانی، فارغ از نتیجه آن اندیشه، محفوظ است.
🔶انسجام اجتماعی؛ ثمره شمولگرایی
یک جامعه دوقطبی که در آن کلیشههای منفی علیه دگراندیشان رواج دارد، همواره مستعد تنش و فرسایش سرمایههای انسانی است. تقویت انسجام اجتماعی، که نویسنده به درستی به آن اشاره کرده، زمانی میسر میشود که هیچ شهروندی برای ابراز درونیترین باورهای خود احساس ناامنی نکند. جامعهای که در آن تنوع عقیدتی محترم شمرده شود، به جای صرف انرژی برای حذف و طرد، این پتانسیل را در مسیر توسعه و گفتوگوی سازنده به کار میگیرد.
🔶 مسئولیت نهادی و رسالت فرهنگی
دستیابی به این آرمان نیازمند یک اراده جمعی در دو سطح است:
• زدودن کلیشهها: رسانهها و نهادهای آموزشی موظفاند تصویرهای تحریفشده و پیشداوریهای تاریخی درباره ناباورمندان را به چالش بکشند.
• ساختار آموزشی: آموزش باید بر محور “رواداری” و “تفکر انتقادی” بنا شود تا نسلهای آینده، تفاوت در عقیده را نه یک مانع برای دوستی، بلکه فرصتی برای فهم عمیقتر جهان ببینند.
🔶پذیرش آزادی عقیده برای ناباوران، آزمونی است برای جوامع سنتی تا نشان دهند که ارزشهای اخلاقی و انسانی آنها تا چه حد توانایی همزیستی با “تفاوت” را دارد. این مسیر، نه تنها به نفع یک گروه خاص، بلکه ضرورتی برای پیشرفت، صلح پایدار و دستیابی به جامعهای است که در آن “انسان بودن” تنها معیار برخورداری از احترام و عدالت باشد. حمایت از این اصل، نه تضعیف سنتها، بلکه ارتقای جایگاه اخلاقی جامعه در دنیای مدرن است.
#آزادی_عقیده #خداناباوران #ناباورمندان #آتئیست #گفتگو_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
👍5👌1
میشل دو مونتنی
جستارگر خودشناسی و شکگرایی در عصر تحول
میشل دو مونتنی (۱۵۳۳–۱۵۹۲)، فیلسوف و نویسنده فرانسوی، با ابداع قالب «جستار» تحولی در ادبیات و اندیشه اروپا ایجاد کرد. او با نگاهی نقادانه به سنتهای رایج زمانه، تمرکز خود را از موضوعات انتزاعی به سمت «خودشناسی» و تجربه زیسته فردی تغییر داد.
مونتنی با تکیه بر شکگرایی، هرگونه جزماندیشی را به چالش میکشید. او معتقد بود که دانش بشری محدود است و تعصب، ریشه اصلی بسیاری از تضادهای اجتماعی و خشونتها میان انسانهاست؛ از اینرو، مدارا را فضیلتی ضروری میدانست.
یکی از ستونهای اصلی اندیشه او، پذیرش «تغییرپذیری» طبیعت انسانی است. مونتنی بر این باور بود که انسان موجودی ناپایدار است و شناخت این ناپایداری، به جای ایجاد هراس، باید منجر به فروتنی و درک بهتر دیگران شود.
او در جستارهایش، از جزئیات روزمره تا بزرگترین مفاهیم فلسفی را با صداقتی کمنظیر بررسی کرد. هدف او از این کاوش، رسیدن به یک زندگی «طبیعی» و آرام بود؛ زندگیای که در آن انسان، به جای سرکوب غرایز، به توازن و خودآگاهی دست یابد.
مونتنی معتقد بود که «خوب زیستن» به معنای یادگیری هنر زندگی کردن و پذیرش مرگ به عنوان بخشی از مسیر هستی است.
او هرگونه تلاش برای رسیدن به کمال مطلق را غیرواقعبینانه میدانست و بر اهمیت زندگی در لحظه تاکید داشت.
اندیشه مونتنی دعوتی است به «آزادی اندیشه» و رهایی از بندهای تعصب. او با نگاهی واقعگرایانه و انسانی، به ما میآموزد که چگونه با پذیرش نقصهای بشری و تکیه بر تجربه فردی، در جهانی متغیر، با آرامش و خرد شخصی زیست کنیم.
#میشل_دو_مونتنی
#خودشناسی #انسانگرایی #تفکر_نقاد #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
جستارگر خودشناسی و شکگرایی در عصر تحول
میشل دو مونتنی (۱۵۳۳–۱۵۹۲)، فیلسوف و نویسنده فرانسوی، با ابداع قالب «جستار» تحولی در ادبیات و اندیشه اروپا ایجاد کرد. او با نگاهی نقادانه به سنتهای رایج زمانه، تمرکز خود را از موضوعات انتزاعی به سمت «خودشناسی» و تجربه زیسته فردی تغییر داد.
مونتنی با تکیه بر شکگرایی، هرگونه جزماندیشی را به چالش میکشید. او معتقد بود که دانش بشری محدود است و تعصب، ریشه اصلی بسیاری از تضادهای اجتماعی و خشونتها میان انسانهاست؛ از اینرو، مدارا را فضیلتی ضروری میدانست.
یکی از ستونهای اصلی اندیشه او، پذیرش «تغییرپذیری» طبیعت انسانی است. مونتنی بر این باور بود که انسان موجودی ناپایدار است و شناخت این ناپایداری، به جای ایجاد هراس، باید منجر به فروتنی و درک بهتر دیگران شود.
او در جستارهایش، از جزئیات روزمره تا بزرگترین مفاهیم فلسفی را با صداقتی کمنظیر بررسی کرد. هدف او از این کاوش، رسیدن به یک زندگی «طبیعی» و آرام بود؛ زندگیای که در آن انسان، به جای سرکوب غرایز، به توازن و خودآگاهی دست یابد.
مونتنی معتقد بود که «خوب زیستن» به معنای یادگیری هنر زندگی کردن و پذیرش مرگ به عنوان بخشی از مسیر هستی است.
او هرگونه تلاش برای رسیدن به کمال مطلق را غیرواقعبینانه میدانست و بر اهمیت زندگی در لحظه تاکید داشت.
اندیشه مونتنی دعوتی است به «آزادی اندیشه» و رهایی از بندهای تعصب. او با نگاهی واقعگرایانه و انسانی، به ما میآموزد که چگونه با پذیرش نقصهای بشری و تکیه بر تجربه فردی، در جهانی متغیر، با آرامش و خرد شخصی زیست کنیم.
#میشل_دو_مونتنی
#خودشناسی #انسانگرایی #تفکر_نقاد #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤1👍1😍1
استیون واینبرگ (۱۹۳۳–۲۰۲۱) فیزیکدان برجسته آمریکایی و برنده جایزه نوبل فیزیک در سال ۱۹۷۹ بود. او در دانشگاه تگزاس، آستین، به عنوان استاد فیزیک و اخترفیزیک فعالیت داشت و تحقیقات او در زمینه فیزیک ذرات بنیادی و کیهانشناسی فیزیکی منجر به دریافت جوایز معتبر جهانی شد، از جمله مدال ملی علوم (۱۹۹۱) و مدال بنجامین فرانکلین (۲۰۰۴). واینبرگ یکی از تأثیرگذارترین دانشمندان قرن بیستم به شمار میرفت و عضو انجمنهای علمی بزرگی مانند آکادمی ملی علوم آمریکا و انجمن سلطنتی بریتانیا بود.
واینبرگ علاوه بر فعالیتهای علمی، به دلیل دیدگاههای خداناباورانهاش نیز شناخته میشود. او علم را به عنوان عنصری مهم در تضعیف باورهای دینی میدانست و از نقدهای جدی علیه دین و اعتقاد به خدای توحیدی صحبت میکرد. به باور او، دین میتواند به جامعه صدمات جدی وارد کند و باید با دید انتقادی به آن نگریست.
#واینبرگ #نقد_دین #خداناباور #گفتگو_توانا
@dialogue1402
واینبرگ علاوه بر فعالیتهای علمی، به دلیل دیدگاههای خداناباورانهاش نیز شناخته میشود. او علم را به عنوان عنصری مهم در تضعیف باورهای دینی میدانست و از نقدهای جدی علیه دین و اعتقاد به خدای توحیدی صحبت میکرد. به باور او، دین میتواند به جامعه صدمات جدی وارد کند و باید با دید انتقادی به آن نگریست.
#واینبرگ #نقد_دین #خداناباور #گفتگو_توانا
@dialogue1402
👍8👏1😢1
حبیبالرحمن حکمتیار: طالبان تصور میکند خداوند به زنان دستور داده فوتبال تماشا نکنند
حبیبالرحمن حکمتیار فرزند گلبدین حکمتیار میگوید که طالبان تصور میکند خداوند به زنان دستور داده مسابقات ورزشی را تماشا نکنند. او گفته است طالبان گمان میکند در میان کشورهای اسلامی، تنها این گروه از اسلام پیروی میکند و دیگر مسلمانان و کشورها از مسیر دین دور شدهاند.
وی روز چهارشنبه در حساب کاربری خود در شبکه اجتماعی ایکس به گفتوگوی خود با یکی از اعضای طالبان درباره قوانین بینالمللی فوتبال اشاره کرد. حکمتیار نوشت که آن فرد در پاسخ، این قوانین را به دلیل حضور همزمان زنان و مردان در استادیومها غیرقابلپذیرش خواند. حکمتیار با رد این استدلال تاکید کرد که اگر چنین منطقی معیار باشد، افغانستان دیگر نباید در هیچ مسابقه بینالمللی در خارج از کشور شرکت کند.
او این نوع رویکردها را ناشی از «افراطگرایی شدید» دانست و افزود که طالبان با چنین توجیههایی تلاش میکند علت انزوای بینالمللی خود و رد اصول مشترک جهانی را پنهان کند. به گفته او، این نگاه به معنای متهم کردن تمام جهان اسلام با حدود دو میلیارد جمعیت و نزدیک به پنجاه کشور به بیدینی است.
حکمتیار در ادامه یادآور شد که طالبان میکوشد حضور اجتماعی زنان را به مسائلی چون حجاب، بیحیایی و زنا پیوند بزند تا در نهایت به تفکیک مطلق جنسیتی برسد. وی تصریح کرد: «بر اساس این دیدگاه، زنان عملا نباید در بیمارستانها به عنوان پزشک، در ادارات به عنوان کارمند یا در دانشگاهها به عنوان استاد و دانشجو حضور داشته باشند؛ نتیجه منطقی چنین تفکری، خانهنشینی مطلق نصف جامعه است، چرا که در روی زمین تقریبا هیچ فضای عمومی بدون حضور مردان وجود ندارد.»
او با مقایسه صدر اسلام و وضعیت کنونی خاطرنشان کرد که پیامبر اسلام با غیرمسلمانان تجارت میکرد و مسلمانان در چارچوب "میثاق مدینه" با یهودیان زندگی مسالمتآمیز داشتند؛ اما اکنون پس از ۱۴۰۰ سال، داشتن اصول مشترک با جهان برای طالبان کفر جلوه میکند.
وی با طرح این پرسش که آیا تمام جهان اسلام حاضر است فوتبال، آموزش و کار زنان را در بخشهای دولتی، آموزش، سلامت و امنیت ممنوع کند، افزود: «دشمنی با مدرسه و دانشگاه با هدف از بین بردن ذهنهای کنجکاو صورت میگیرد تا نسلی افراطیتر تربیت شود که آگاهی و جهانبینیاش کاملاً وابسته به روایات این گروه باشد.»
#اسلام #زنان #طالبان #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
حبیبالرحمن حکمتیار فرزند گلبدین حکمتیار میگوید که طالبان تصور میکند خداوند به زنان دستور داده مسابقات ورزشی را تماشا نکنند. او گفته است طالبان گمان میکند در میان کشورهای اسلامی، تنها این گروه از اسلام پیروی میکند و دیگر مسلمانان و کشورها از مسیر دین دور شدهاند.
وی روز چهارشنبه در حساب کاربری خود در شبکه اجتماعی ایکس به گفتوگوی خود با یکی از اعضای طالبان درباره قوانین بینالمللی فوتبال اشاره کرد. حکمتیار نوشت که آن فرد در پاسخ، این قوانین را به دلیل حضور همزمان زنان و مردان در استادیومها غیرقابلپذیرش خواند. حکمتیار با رد این استدلال تاکید کرد که اگر چنین منطقی معیار باشد، افغانستان دیگر نباید در هیچ مسابقه بینالمللی در خارج از کشور شرکت کند.
او این نوع رویکردها را ناشی از «افراطگرایی شدید» دانست و افزود که طالبان با چنین توجیههایی تلاش میکند علت انزوای بینالمللی خود و رد اصول مشترک جهانی را پنهان کند. به گفته او، این نگاه به معنای متهم کردن تمام جهان اسلام با حدود دو میلیارد جمعیت و نزدیک به پنجاه کشور به بیدینی است.
حکمتیار در ادامه یادآور شد که طالبان میکوشد حضور اجتماعی زنان را به مسائلی چون حجاب، بیحیایی و زنا پیوند بزند تا در نهایت به تفکیک مطلق جنسیتی برسد. وی تصریح کرد: «بر اساس این دیدگاه، زنان عملا نباید در بیمارستانها به عنوان پزشک، در ادارات به عنوان کارمند یا در دانشگاهها به عنوان استاد و دانشجو حضور داشته باشند؛ نتیجه منطقی چنین تفکری، خانهنشینی مطلق نصف جامعه است، چرا که در روی زمین تقریبا هیچ فضای عمومی بدون حضور مردان وجود ندارد.»
او با مقایسه صدر اسلام و وضعیت کنونی خاطرنشان کرد که پیامبر اسلام با غیرمسلمانان تجارت میکرد و مسلمانان در چارچوب "میثاق مدینه" با یهودیان زندگی مسالمتآمیز داشتند؛ اما اکنون پس از ۱۴۰۰ سال، داشتن اصول مشترک با جهان برای طالبان کفر جلوه میکند.
وی با طرح این پرسش که آیا تمام جهان اسلام حاضر است فوتبال، آموزش و کار زنان را در بخشهای دولتی، آموزش، سلامت و امنیت ممنوع کند، افزود: «دشمنی با مدرسه و دانشگاه با هدف از بین بردن ذهنهای کنجکاو صورت میگیرد تا نسلی افراطیتر تربیت شود که آگاهی و جهانبینیاش کاملاً وابسته به روایات این گروه باشد.»
#اسلام #زنان #طالبان #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
🔥2🤮1👌1
ما، دیگری و امکان همزیستی؛ درباره ایمان، ناباورمندی و حقوق برابر شهروندی
جهان انسانی از از تفاوتها ساخته شده است. آدمیان یکسان نمیاندیشند، یکسان ایمان نمیآورند، یکسان شک نمیکنند و یکسان زندگی را معنا نمیکنند. یکی جهان را از دریچه دین میبیند، دیگری از راه خرد، یکی در سنت خانه دارد و دیگری در پرسش و تردید. مسئله از همینجا آغاز میشود: آیا جامعه میتواند این تفاوتها را تحمل کند بی آنکه دیگری را به حاشیه براند؟
زندگی مسالمتآمیز یعنی پذیرفتن اینکه هیچ باور، دین، اکثریت یا قدرتی حق ندارد مرز انسانبودن را به اندازه خود تنگ کند. دیگری، حتی اگر مانند ما نیندیشد، در حق زیستن، اندیشیدن، باورداشتن یا نداشتن و برخورداری از کرامت و امنیت با ما برابر است.
یادداشتهای این پرونده با نگاه به مرز دشوار میان «ما» و «دیگری»، به ایمان و ناباورمندی، گروههای بهحاشیهراندهشده، تبعیض و حق برابر شهروندی میپردازد. پرسش اصلی این پرونده این نیست که چه کسی بر حق است؛ این است که چگونه میتوان جامعهای ساخت که در آن حق زیستن و محترمماندن، گروگان باور و هویت هیچ کس نباشد.
کتابچه «ما، دیگری و امکان همزیستی» را به رایگان دانلود کنید و بخوانید!
https://tavaana.org/collections-4/
#همزیستی #مدارا #رواداری #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
جهان انسانی از از تفاوتها ساخته شده است. آدمیان یکسان نمیاندیشند، یکسان ایمان نمیآورند، یکسان شک نمیکنند و یکسان زندگی را معنا نمیکنند. یکی جهان را از دریچه دین میبیند، دیگری از راه خرد، یکی در سنت خانه دارد و دیگری در پرسش و تردید. مسئله از همینجا آغاز میشود: آیا جامعه میتواند این تفاوتها را تحمل کند بی آنکه دیگری را به حاشیه براند؟
زندگی مسالمتآمیز یعنی پذیرفتن اینکه هیچ باور، دین، اکثریت یا قدرتی حق ندارد مرز انسانبودن را به اندازه خود تنگ کند. دیگری، حتی اگر مانند ما نیندیشد، در حق زیستن، اندیشیدن، باورداشتن یا نداشتن و برخورداری از کرامت و امنیت با ما برابر است.
یادداشتهای این پرونده با نگاه به مرز دشوار میان «ما» و «دیگری»، به ایمان و ناباورمندی، گروههای بهحاشیهراندهشده، تبعیض و حق برابر شهروندی میپردازد. پرسش اصلی این پرونده این نیست که چه کسی بر حق است؛ این است که چگونه میتوان جامعهای ساخت که در آن حق زیستن و محترمماندن، گروگان باور و هویت هیچ کس نباشد.
کتابچه «ما، دیگری و امکان همزیستی» را به رایگان دانلود کنید و بخوانید!
https://tavaana.org/collections-4/
#همزیستی #مدارا #رواداری #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍3❤1
«محمد» برای سومین سال پیاپی محبوبترین نام نوزادان پسر در انگلستان و ولز شد
دفتر آمار ملی بریتانیا اعلام کرده است که نام «محمد» در سال ۲۰۲۵ برای سومین سال پیاپی محبوبترین نام نوزادان پسر در انگلستان و ولز بوده است.
بر اساس آمار منتشرشده، «نوح» در جایگاه دوم و «لئو» در رتبه سوم محبوبترین نامهای پسرانه قرار گرفتهاند.
کلر گرین، کارشناس وبسایت نامگذاری نوزادان «Nameberry»، گفته است که حفظ جایگاه «محمد» در صدر فهرست، دور از انتظار نیست.
او گفته است تغییر در صدر فهرست نامهای محبوب معمولاً بهآهستگی رخ میدهد و نامهایی که به محبوبیت میرسند، اغلب برای سالها جایگاه خود را حفظ میکنند.
به گفته او، هرچه والدین بیشتری نامی را برای فرزندان خود انتخاب کنند، دیگران نیز بیشتر با آن آشنا میشوند و احتمال انتخاب آن افزایش مییابد.
بر اساس آمارهای رسمی، جمعیت مسلمانان بریتانیا در سالهای اخیر افزایش یافته است؛ موضوعی که از عوامل مؤثر در تداوم محبوبیت نام «محمد» در این کشور به شمار میرود.
#اسلام #اروپا #رواداری #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
«محمد» برای سومین سال پیاپی محبوبترین نام نوزادان پسر در انگلستان و ولز شد
دفتر آمار ملی بریتانیا اعلام کرده است که نام «محمد» در سال ۲۰۲۵ برای سومین سال پیاپی محبوبترین نام نوزادان پسر در انگلستان و ولز بوده است.
بر اساس آمار منتشرشده، «نوح» در جایگاه دوم و «لئو» در رتبه سوم محبوبترین نامهای پسرانه قرار گرفتهاند.
کلر گرین، کارشناس وبسایت نامگذاری نوزادان «Nameberry»، گفته است که حفظ جایگاه «محمد» در صدر فهرست، دور از انتظار نیست.
او گفته است تغییر در صدر فهرست نامهای محبوب معمولاً بهآهستگی رخ میدهد و نامهایی که به محبوبیت میرسند، اغلب برای سالها جایگاه خود را حفظ میکنند.
به گفته او، هرچه والدین بیشتری نامی را برای فرزندان خود انتخاب کنند، دیگران نیز بیشتر با آن آشنا میشوند و احتمال انتخاب آن افزایش مییابد.
بر اساس آمارهای رسمی، جمعیت مسلمانان بریتانیا در سالهای اخیر افزایش یافته است؛ موضوعی که از عوامل مؤثر در تداوم محبوبیت نام «محمد» در این کشور به شمار میرود.
#اسلام #اروپا #رواداری #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
🤣9🤮2💩2🔥1
هانا آرنت
چگونه تکثر انسانی را به بنیان صلح اجتماعی بدل کنیم؟
هانا آرنت (۱۹۰۶–۱۹۷۵)، فیلسوف و نظریهپرداز سیاسی آلمانی-آمریکایی، یکی از برجستهترین متفکران قرن بیستم است که در آثار خود به واکاوی ریشههای توتالیتاریسم و ماهیت کنش سیاسی پرداخت. او که خود تجربه تلخ تبعید و بیوطنی را داشت، فلسفهاش را بر محور «کنش» و «تکثر» بنا کرد. آرنت معتقد بود که سیاست، جایگاه ظهور آزادی است و بدون پذیرش حضور دیگران، سیاست به بندگی و خشونت فرو میکاهد.
نظریه تکثر؛
بنیان همزیستی در فضای عمومی
از دیدگاه آرنت، رواداری و پذیرش دیگری، شرط ضروری برای وجود یک جامعهی آزاد است. او دیدگاههای خود را در این زمینهها چنین صورتبندی میکند:
تکثر (Plurality) به مثابه اصل انسانیت:
آرنت معتقد است تکثر، قانون بنیادین هستیِ انسانهاست؛ یعنی ما نه به عنوان «انسان به طور کلی»، بلکه به عنوان موجوداتی «متفاوت از یکدیگر» بر روی زمین زندگی میکنیم. پذیرشِ دیگری در نگاه آرنت یعنی به رسمیت شناختن این حقیقت که هر فرد دیدگاهی منحصربهفرد از جهان دارد. رواداری، احترام به این «تفاوت» به عنوانِ رکن اصلی حیات مشترک است.
فضای عمومی و دیدگاه دیگران:
آرنت بر «ذهنیتِ گسترشیافته» تاکید دارد؛ یعنی توانایی اینکه خود را جای دیگران بگذاریم. او معتقد است ما در فضای عمومی (Public Sphere) با دیگران روبرو میشویم و از طریق گفتگو با آنها، واقعیت جهان را میسازیم. پذیرش دیگری یعنی حضور در گفتگویی که در آن، من مشتاقم بشنوم که جهان از نگاهِ «دیگری» چگونه دیده میشود.
کنش سیاسی به مثابه آغازگری:
از نظر آرنت، رواداری تنها «تحمل» نیست، بلکه قدرت «آغازگری» (Natality) است. ما با پذیرش دیگری، امکان شروع چیزی جدید را فراهم میکنیم. کنشِ سیاسی اصیل، کنشی است که به «دیگری» فضا میدهد تا خود را ابراز کند. در نگاه او، رواداری یعنی تضمینِ این که هیچکس نباید به خاطر متفاوت بودن، از کنش و بیان حقیقت خود در فضای عمومی محروم شود.
پذیرش در اندیشه آرنت، به معنای پیوند میان آزادی و مسئولیت است. او معتقد است که اگر ما «دیگری» را نپذیریم، در واقع فضای مشترک انسانی را نابود کردهایم و به ورطه خودکامگی سقوط میکنیم. جامعه روادار از منظر آرنت، جامعهای است که تکثر را تهدید نمیداند، بلکه آن را «غنای عالم» تلقی میکند. پذیرش دیگری، ادای احترام به آزادی آنها برای متفاوت بودن در جهانی مشترک است.
#هانا_آرنت #تکثر #رواداری #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
چگونه تکثر انسانی را به بنیان صلح اجتماعی بدل کنیم؟
هانا آرنت (۱۹۰۶–۱۹۷۵)، فیلسوف و نظریهپرداز سیاسی آلمانی-آمریکایی، یکی از برجستهترین متفکران قرن بیستم است که در آثار خود به واکاوی ریشههای توتالیتاریسم و ماهیت کنش سیاسی پرداخت. او که خود تجربه تلخ تبعید و بیوطنی را داشت، فلسفهاش را بر محور «کنش» و «تکثر» بنا کرد. آرنت معتقد بود که سیاست، جایگاه ظهور آزادی است و بدون پذیرش حضور دیگران، سیاست به بندگی و خشونت فرو میکاهد.
نظریه تکثر؛
بنیان همزیستی در فضای عمومی
از دیدگاه آرنت، رواداری و پذیرش دیگری، شرط ضروری برای وجود یک جامعهی آزاد است. او دیدگاههای خود را در این زمینهها چنین صورتبندی میکند:
تکثر (Plurality) به مثابه اصل انسانیت:
آرنت معتقد است تکثر، قانون بنیادین هستیِ انسانهاست؛ یعنی ما نه به عنوان «انسان به طور کلی»، بلکه به عنوان موجوداتی «متفاوت از یکدیگر» بر روی زمین زندگی میکنیم. پذیرشِ دیگری در نگاه آرنت یعنی به رسمیت شناختن این حقیقت که هر فرد دیدگاهی منحصربهفرد از جهان دارد. رواداری، احترام به این «تفاوت» به عنوانِ رکن اصلی حیات مشترک است.
فضای عمومی و دیدگاه دیگران:
آرنت بر «ذهنیتِ گسترشیافته» تاکید دارد؛ یعنی توانایی اینکه خود را جای دیگران بگذاریم. او معتقد است ما در فضای عمومی (Public Sphere) با دیگران روبرو میشویم و از طریق گفتگو با آنها، واقعیت جهان را میسازیم. پذیرش دیگری یعنی حضور در گفتگویی که در آن، من مشتاقم بشنوم که جهان از نگاهِ «دیگری» چگونه دیده میشود.
کنش سیاسی به مثابه آغازگری:
از نظر آرنت، رواداری تنها «تحمل» نیست، بلکه قدرت «آغازگری» (Natality) است. ما با پذیرش دیگری، امکان شروع چیزی جدید را فراهم میکنیم. کنشِ سیاسی اصیل، کنشی است که به «دیگری» فضا میدهد تا خود را ابراز کند. در نگاه او، رواداری یعنی تضمینِ این که هیچکس نباید به خاطر متفاوت بودن، از کنش و بیان حقیقت خود در فضای عمومی محروم شود.
پذیرش در اندیشه آرنت، به معنای پیوند میان آزادی و مسئولیت است. او معتقد است که اگر ما «دیگری» را نپذیریم، در واقع فضای مشترک انسانی را نابود کردهایم و به ورطه خودکامگی سقوط میکنیم. جامعه روادار از منظر آرنت، جامعهای است که تکثر را تهدید نمیداند، بلکه آن را «غنای عالم» تلقی میکند. پذیرش دیگری، ادای احترام به آزادی آنها برای متفاوت بودن در جهانی مشترک است.
#هانا_آرنت #تکثر #رواداری #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍6🙏1😍1