چرا شیعیانِ «میانهرو» در برابر ظلم نظام نمیایستند؟
نگاهی به گفتوشنود در کامنتها
ورق بزنید
چندی پیش گفتوشنود از جامعه همراهان خود پرسیده بود به نظر آنان، چرا ایرانیانی که اعتقاد شیعی خود را متفاوت از ایدئولوژی نظام میپندارند، در برابر ستمهای آن، از جمله سرکوب مردم یا تحمیل دین اسلام و سلطهطلبی آن موضعی جدیتر یا فعالتر نمیگیرند؟
این پرسش گفتگوی زیادی میان همراهان برانگیخت و در این پست گزیدهای از آن نقل میگردد.
نظر شما در این زمینه چیست؟
#شیعه #فرقه_گری #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
نگاهی به گفتوشنود در کامنتها
ورق بزنید
چندی پیش گفتوشنود از جامعه همراهان خود پرسیده بود به نظر آنان، چرا ایرانیانی که اعتقاد شیعی خود را متفاوت از ایدئولوژی نظام میپندارند، در برابر ستمهای آن، از جمله سرکوب مردم یا تحمیل دین اسلام و سلطهطلبی آن موضعی جدیتر یا فعالتر نمیگیرند؟
این پرسش گفتگوی زیادی میان همراهان برانگیخت و در این پست گزیدهای از آن نقل میگردد.
نظر شما در این زمینه چیست؟
#شیعه #فرقه_گری #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍5
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
فریاد دادخواهی خانواده پارسا نجفی؛ فشار برای «اعترافات اجباری» پس از یک ماه بازداشت
با گذشت بیش از یک ماه از بازداشت پارسا نجفی، شهروند ۱۹ ساله بهایی ساکن اصفهان، خواهر او با انتشار ویدیویی ضمن تشریح وضعیت نگرانکننده برادرش، از اعمال فشارهای امنیتی برای اخذ اعترافات اجباری خبر داد. وی در این پیام، از تمامی فعالان حقوق بشر برای انعکاس صدای این زندانی جوان که در بلاتکلیفی مطلق بهسر میبرد، طلب استمداد کرد.
پارسا نجفی در تاریخ ۱۶ خردادماه ۱۴۰۵ توسط مأموران امنیتی در منزل شخصی خود بازداشت شد. گزارشهای تأییدشده حاکی از آن است که این عملیات با رفتارهای خشن و توهینآمیز مأموران همراه بوده و در جریان آن، منزل خانوادگی این شهروند بهطور کامل تفتیش و حجم گستردهای از اموال شخصی، مدارک هویتی و تجهیزات الکترونیکی وی و خانوادهاش ضبط شده است.
از آن زمان تاکنون، این جوان ۱۹ ساله در اصفهان تحت بازداشت قرار دارد. خانواده وی در هفتههای گذشته در بیخبری کامل از اتهامات و روند دادرسی بودهاند و اکنون با فاش شدن فشارهای موجود برای تن دادن به سناریوهای امنیتی، نگرانیها درباره سلامت روحی و جسمی او به اوج رسیده است.
بازداشت پارسا نجفی و فشار برای اخذ اعترافات اجباری، بخشی از استراتژی کلان سرکوب جامعه بهائیان در ایران است. نهادهای امنیتی با هدف قرار دادن جوانان بهائی و محرومسازی آنان از دادرسی عادلانه، تلاش میکنند با ایجاد فضای ارعاب، آنها را به مهرههای بازیهای امنیتی بدل کنند. این برخوردهای غیرقانونی که با یورش به حریم خصوصی و ضبط اموال همراه است، نشاندهنده ارادهای سیستماتیک برای درهمشکستن اراده شهروندان بهائی و جرمانگاری اعتقادات دینی آنان است. سکوت در برابر این فشارهای فزاینده، تنها راه را برای تداوم بیعدالتی و نقض حقوق بنیادی انسانی در حق جوانانی که تنها به جرم باورشان محبوس شدهاند، هموارتر میکند.
#پارسا_نجفی #اعتراف_اجباری #داستان_ما_یکیست #بهاییان_ایران #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
با گذشت بیش از یک ماه از بازداشت پارسا نجفی، شهروند ۱۹ ساله بهایی ساکن اصفهان، خواهر او با انتشار ویدیویی ضمن تشریح وضعیت نگرانکننده برادرش، از اعمال فشارهای امنیتی برای اخذ اعترافات اجباری خبر داد. وی در این پیام، از تمامی فعالان حقوق بشر برای انعکاس صدای این زندانی جوان که در بلاتکلیفی مطلق بهسر میبرد، طلب استمداد کرد.
پارسا نجفی در تاریخ ۱۶ خردادماه ۱۴۰۵ توسط مأموران امنیتی در منزل شخصی خود بازداشت شد. گزارشهای تأییدشده حاکی از آن است که این عملیات با رفتارهای خشن و توهینآمیز مأموران همراه بوده و در جریان آن، منزل خانوادگی این شهروند بهطور کامل تفتیش و حجم گستردهای از اموال شخصی، مدارک هویتی و تجهیزات الکترونیکی وی و خانوادهاش ضبط شده است.
از آن زمان تاکنون، این جوان ۱۹ ساله در اصفهان تحت بازداشت قرار دارد. خانواده وی در هفتههای گذشته در بیخبری کامل از اتهامات و روند دادرسی بودهاند و اکنون با فاش شدن فشارهای موجود برای تن دادن به سناریوهای امنیتی، نگرانیها درباره سلامت روحی و جسمی او به اوج رسیده است.
بازداشت پارسا نجفی و فشار برای اخذ اعترافات اجباری، بخشی از استراتژی کلان سرکوب جامعه بهائیان در ایران است. نهادهای امنیتی با هدف قرار دادن جوانان بهائی و محرومسازی آنان از دادرسی عادلانه، تلاش میکنند با ایجاد فضای ارعاب، آنها را به مهرههای بازیهای امنیتی بدل کنند. این برخوردهای غیرقانونی که با یورش به حریم خصوصی و ضبط اموال همراه است، نشاندهنده ارادهای سیستماتیک برای درهمشکستن اراده شهروندان بهائی و جرمانگاری اعتقادات دینی آنان است. سکوت در برابر این فشارهای فزاینده، تنها راه را برای تداوم بیعدالتی و نقض حقوق بنیادی انسانی در حق جوانانی که تنها به جرم باورشان محبوس شدهاند، هموارتر میکند.
#پارسا_نجفی #اعتراف_اجباری #داستان_ما_یکیست #بهاییان_ایران #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤4💔2😡2😢1
ظاهر مطیع و باطن پنهان؛
استبداد با روان ما چه میکند؟
استبداد فقط سیاست را نابود نمیکند؛ روان انسان را هم فرسوده میسازد. در جامعهای که حقیقت سرکوب میشود و اطاعت کورکورانه فضیلت شمرده میشود، افراد برای بقا ناچار میشوند ظاهر و باطن خود را از هم جدا کنند: در ظاهر مطیع، در باطن پنهان.
این دوگانگی را همهجا میبینیم.
کارمند دولتی در راهپیمایی حکومتی شرکت میکند، پرچم به دست میگیرد، اما در دل با شعارها بیگانه است.
معلمی در کلاس، روایت رسمی تاریخ را تدریس میکند، اما در ذهن خود حقیقتی دیگر را باور دارد.
روزنامهنگاری خبر رسمی را منتشر میکند، اما در خلوت به دنبال یافتن زبانی برای رساندن واقعیت است.
چنین وضعی، آرامآرام ریاکاری و دروغ را به هنجار بدل میکند. صداقت و صمیمیت به حاشیه میروند، اعتماد اجتماعی فرومیریزد، و جامعه گرفتار روابطی سطحی و دوپهلو میشود. نتیجه، چیزی جز گسیختگی روانی نیست؛ آدمها بهجای زیستن در حقیقت، به نمایشگری اجباری تن میدهند.
اما آیا راهی برای رهایی وجود دارد؟
راهکار کلیدی همان است که متفکرانی چون هانا آرنت و واتسلاو هاول بر آن تأکید کردهاند: شجاعت اخلاقی و زندگی در حقیقت. هر کس، هر جا که هست، میتواند انتخاب کند که میان ظاهر و باطنش فاصله کمتری بیندازد. گفتن حقیقت—حتی بهصورت محدود و در جمعهای امن—و تصمیمهای مسئولانه در محیط کار یا اجتماع، هم سلامت روان فرد را حفظ میکند و هم چرخه ریاکاری را به چالش میکشد.
استبداد میخواهد ما را به موجوداتی با دو چهره تبدیل کند. اما هر گامی بهسوی صداقت، تفکر انتقادی و شجاعت اخلاقی، فرصتی است برای بازسازی روان، اعتماد و آیندهای انسانیتر.
#استبداد #دیکتاتور #زندگی_در_حقیقت #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
استبداد با روان ما چه میکند؟
استبداد فقط سیاست را نابود نمیکند؛ روان انسان را هم فرسوده میسازد. در جامعهای که حقیقت سرکوب میشود و اطاعت کورکورانه فضیلت شمرده میشود، افراد برای بقا ناچار میشوند ظاهر و باطن خود را از هم جدا کنند: در ظاهر مطیع، در باطن پنهان.
این دوگانگی را همهجا میبینیم.
کارمند دولتی در راهپیمایی حکومتی شرکت میکند، پرچم به دست میگیرد، اما در دل با شعارها بیگانه است.
معلمی در کلاس، روایت رسمی تاریخ را تدریس میکند، اما در ذهن خود حقیقتی دیگر را باور دارد.
روزنامهنگاری خبر رسمی را منتشر میکند، اما در خلوت به دنبال یافتن زبانی برای رساندن واقعیت است.
چنین وضعی، آرامآرام ریاکاری و دروغ را به هنجار بدل میکند. صداقت و صمیمیت به حاشیه میروند، اعتماد اجتماعی فرومیریزد، و جامعه گرفتار روابطی سطحی و دوپهلو میشود. نتیجه، چیزی جز گسیختگی روانی نیست؛ آدمها بهجای زیستن در حقیقت، به نمایشگری اجباری تن میدهند.
اما آیا راهی برای رهایی وجود دارد؟
راهکار کلیدی همان است که متفکرانی چون هانا آرنت و واتسلاو هاول بر آن تأکید کردهاند: شجاعت اخلاقی و زندگی در حقیقت. هر کس، هر جا که هست، میتواند انتخاب کند که میان ظاهر و باطنش فاصله کمتری بیندازد. گفتن حقیقت—حتی بهصورت محدود و در جمعهای امن—و تصمیمهای مسئولانه در محیط کار یا اجتماع، هم سلامت روان فرد را حفظ میکند و هم چرخه ریاکاری را به چالش میکشد.
استبداد میخواهد ما را به موجوداتی با دو چهره تبدیل کند. اما هر گامی بهسوی صداقت، تفکر انتقادی و شجاعت اخلاقی، فرصتی است برای بازسازی روان، اعتماد و آیندهای انسانیتر.
#استبداد #دیکتاتور #زندگی_در_حقیقت #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍7💔1
Forwarded from آموزشکده توانا
بیانیه جامعه جهانی بهایی؛ از نامهی پدری در بند تا تداوم سرکوب سیستماتیک بهائیان
جامعه جهانی بهایی در بیانیهای، ضمن اشاره به نامهی پژمان زارع، شهروند بهایی محبوس در زندان عادلآباد شیراز به فرزند یکسالهاش، گوشههایی از فشارهای سیستماتیک و غیرانسانی بر اقلیت بهایی در ایران را ترسیم کرد. این نامه که در نخستین سالروز تولد فرزندش «رادوین» نوشته شده، نمادی از ایستادگی در عین عشق به میهن است؛ زارع در این نامه از نود و دو روز دوری ناعادلانه به دلیل باورهای دینیاش میگوید، اما تأکید دارد که بهاییان نه در پی نزاع، بلکه در پی مشارکت برای آبادانی ایران هستند.
سیمین فهندژ، نماینده جامعه جهانی بهایی در سازمان ملل، با محکوم کردن رفتارهای فراقانونی حاکمیت، تصریح کرد که بهاییان تنها خواهان فرصتی برای خدمت به وطن خود هستند، نه امتیاز ویژه.
این بیانیه به موارد متعدد دیگری از سرکوب سازمانیافته اشاره دارد:
شکیلا قاسمی (کرمان): پنج ماه حبس، انزوا و تهدیدهای مکرر به اجرای حکم شلاق که منجر به پریشانی شدید روحی او شده است.
پارسا نجفی (اصفهان): بازداشت در ۲۰ سالگی و اعمال فشار برای اخذ «اعترافات اجباری» در برابر دوربینهای تلویزیونی با تهدید به عواقب شدیدتر در صورت عدم همکاری.
وفا کاشفی (مشهد): سه ماه بلاتکلیفی و حبس در قرنطینه علیرغم تأمین وثیقه.
نوید ذرهبین ایرانی (مشهد): شش ماه حبس و فشارهای روانی شدید بهدلیل ویژگیهای مثبت شخصیتی و تعامل با دیگر زندانیان.
آرتین غضنفری (تهران): شش ماه حبس در زندان فشافویه بدون تفهیم اتهام و محرومیت از درمان بیماریهای مزمن.
جامعه جهانی بهایی تأکید میکند که این پروندهها بخشی از الگوی گسترده «بیگانهسازی» است که در آن بهاییان از دسترسی به وکیل، مراقبتهای پزشکی و مرخصیهای قانونی محروم میشوند.
مقامات قضایی حتی در پاسخ به درخواست مرخصی خانوادهها، صراحتاً اعلام کردهاند که «هیچ زندانی بهایی آزاد نخواهد شد.»
این بیانیه با درخواست از مقامات ایران برای آزادی فوری و بدون قید و شرط تمامی بهاییان، پایان دادن به شکنجههای سفید، انفرادی و اعترافات اجباری، بار دیگر یادآور شد که بهاییان ایران، علیرغم تمامی رنجها، همچنان به آرمان «آیندهای درخشان برای ایران» وفادار ماندهاند؛ آیندهای که به تعبیر پژمان زارع، «ساختنی است، نه یافتنی.»
#داستان_ما_یکیست #بهاییان_ایران #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
جامعه جهانی بهایی در بیانیهای، ضمن اشاره به نامهی پژمان زارع، شهروند بهایی محبوس در زندان عادلآباد شیراز به فرزند یکسالهاش، گوشههایی از فشارهای سیستماتیک و غیرانسانی بر اقلیت بهایی در ایران را ترسیم کرد. این نامه که در نخستین سالروز تولد فرزندش «رادوین» نوشته شده، نمادی از ایستادگی در عین عشق به میهن است؛ زارع در این نامه از نود و دو روز دوری ناعادلانه به دلیل باورهای دینیاش میگوید، اما تأکید دارد که بهاییان نه در پی نزاع، بلکه در پی مشارکت برای آبادانی ایران هستند.
سیمین فهندژ، نماینده جامعه جهانی بهایی در سازمان ملل، با محکوم کردن رفتارهای فراقانونی حاکمیت، تصریح کرد که بهاییان تنها خواهان فرصتی برای خدمت به وطن خود هستند، نه امتیاز ویژه.
این بیانیه به موارد متعدد دیگری از سرکوب سازمانیافته اشاره دارد:
شکیلا قاسمی (کرمان): پنج ماه حبس، انزوا و تهدیدهای مکرر به اجرای حکم شلاق که منجر به پریشانی شدید روحی او شده است.
پارسا نجفی (اصفهان): بازداشت در ۲۰ سالگی و اعمال فشار برای اخذ «اعترافات اجباری» در برابر دوربینهای تلویزیونی با تهدید به عواقب شدیدتر در صورت عدم همکاری.
وفا کاشفی (مشهد): سه ماه بلاتکلیفی و حبس در قرنطینه علیرغم تأمین وثیقه.
نوید ذرهبین ایرانی (مشهد): شش ماه حبس و فشارهای روانی شدید بهدلیل ویژگیهای مثبت شخصیتی و تعامل با دیگر زندانیان.
آرتین غضنفری (تهران): شش ماه حبس در زندان فشافویه بدون تفهیم اتهام و محرومیت از درمان بیماریهای مزمن.
جامعه جهانی بهایی تأکید میکند که این پروندهها بخشی از الگوی گسترده «بیگانهسازی» است که در آن بهاییان از دسترسی به وکیل، مراقبتهای پزشکی و مرخصیهای قانونی محروم میشوند.
مقامات قضایی حتی در پاسخ به درخواست مرخصی خانوادهها، صراحتاً اعلام کردهاند که «هیچ زندانی بهایی آزاد نخواهد شد.»
این بیانیه با درخواست از مقامات ایران برای آزادی فوری و بدون قید و شرط تمامی بهاییان، پایان دادن به شکنجههای سفید، انفرادی و اعترافات اجباری، بار دیگر یادآور شد که بهاییان ایران، علیرغم تمامی رنجها، همچنان به آرمان «آیندهای درخشان برای ایران» وفادار ماندهاند؛ آیندهای که به تعبیر پژمان زارع، «ساختنی است، نه یافتنی.»
#داستان_ما_یکیست #بهاییان_ایران #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍5😢2🔥1
Forwarded from آموزشکده توانا
تداوم بیخبری از وضعیت سعید حسنی، شهروند بهائی، با گذشت ۱۴ روز از بازداشت
با گذشت بیش از ۱۴ روز از بازداشت سعید حسنی، شهروند بهائی ساکن شیراز، همچنان هیچگونه اطلاع موثقی از محل نگهداری، وضعیت جسمانی و شرایط او در دست نیست.
آقای حسنی روز دوم تیرماه توسط مأموران امنیتی در محل کار خود در شیراز، با اعمال خشونت و ضربوشتم، بازداشت و به مکانی نامعلوم منتقل شد. با وجود پیگیریهای مستمر خانواده، تاکنون امکان هیچگونه تماس یا ملاقات با او فراهم نشده و مسئولان نیز پاسخ روشنی دربارهٔ وضعیت و محل نگهداری او ارائه نکردهاند.
سعید حسنی پیشتر نیز در سال ۱۳۹۵ توسط همین نهاد امنیتی دستگیر شده و بیش از دو ماه را در بازداشت سپری کرده بود. پروندهٔ مربوط به آن بازداشت همچنان در مراحل دادرسی قرار دارد.
#داستان_ما_یکیست #بهاییان_ایران #سعید_حسنی #گفتگو_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
با گذشت بیش از ۱۴ روز از بازداشت سعید حسنی، شهروند بهائی ساکن شیراز، همچنان هیچگونه اطلاع موثقی از محل نگهداری، وضعیت جسمانی و شرایط او در دست نیست.
آقای حسنی روز دوم تیرماه توسط مأموران امنیتی در محل کار خود در شیراز، با اعمال خشونت و ضربوشتم، بازداشت و به مکانی نامعلوم منتقل شد. با وجود پیگیریهای مستمر خانواده، تاکنون امکان هیچگونه تماس یا ملاقات با او فراهم نشده و مسئولان نیز پاسخ روشنی دربارهٔ وضعیت و محل نگهداری او ارائه نکردهاند.
سعید حسنی پیشتر نیز در سال ۱۳۹۵ توسط همین نهاد امنیتی دستگیر شده و بیش از دو ماه را در بازداشت سپری کرده بود. پروندهٔ مربوط به آن بازداشت همچنان در مراحل دادرسی قرار دارد.
#داستان_ما_یکیست #بهاییان_ایران #سعید_حسنی #گفتگو_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
😡4💔1
محکومیت میترا بندی امیرآبادی، شهروند بهایی، به ۵ سال حبس و ۱۰ سال محرومیت از حقوق اجتماعی
شعبه اول دادگاه انقلاب یزد، میترا بندی امیرآبادی، شهروند بهایی ساکن این شهر را به تحمل ۵ سال حبس تعزیری و ۱۰ سال محرومیت از حقوق اجتماعی محکوم کرد.
بر اساس رأی صادر شده، خانم بندی امیرآبادی با اتهام «فعالیت تبلیغی انحرافی مغایر با شرع مقدس اسلام از طریق ترویج آیین بهایی» محاکمه شده است. طبق این حکم، سه سال از مدت حبس وی به مدت سه سال تعلیق شده است که در صورت تأیید نهایی در دادگاه تجدیدنظر، ۲ سال حبس برای او قابل اجرا خواهد بود.
این شهروند بهایی پیشتر در تاریخ ۲۷ خرداد ۱۴۰۴ هدف یورش نیروهای امنیتی قرار گرفته بود. مأموران در اقدامی فراقانونی، نیمهشب با ورود به منزل شخصی او در یزد، ضمن تفتیش محل سکونت، تمامی وسایل الکترونیکی، لوازم شخصی و کتابهای مذهبی وی را ضبط کردند. خانم بندی امیرآبادی همچنین پیش از این نیز به دلیل باورهای عقیدتی خود سابقه بازداشت و محکومیت قضایی داشته است.
محکومیت میترا بندی امیرآبادی در حالی صادر میشود که دستگاه قضایی جمهوری اسلامی با استفاده از عناوین مجرمانهای نظیر «تبلیغ انحرافی»، به دنبال جرمانگاری هویت و باورهای دینی جامعه بهایی است. این روند که با یورشهای شبانه، پروندهسازیهای امنیتی و صدور احکام سنگین محرومیت اجتماعی همراه است، نشاندهنده سیاستی هدفمند برای محدود کردن فضای تنفس مدنی و عقیدتی شهروندان بهایی است.
حکومت با بهرهگیری از ابزارهای قضایی، تلاش میکند تا فعالیتهای عادی و باورهای مذهبی بهاییان را در تقابل با «شرع» معرفی کرده و به این بهانه، آنان را از حقوق اساسی خود محروم سازد. تداوم این فشارها، بخشی از کارزار گستردهای است که نه تنها آزادی عقیده را نشانه رفته، بلکه با ایجاد محدودیتهای طولانیمدت اجتماعی، به دنبال حذف تدریجی جامعه بهایی از متن حیات مدنی ایران است.
#داستان_ما_یکیست #میترا_بندی_امیرآبادی #بهاییان_ایران #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
شعبه اول دادگاه انقلاب یزد، میترا بندی امیرآبادی، شهروند بهایی ساکن این شهر را به تحمل ۵ سال حبس تعزیری و ۱۰ سال محرومیت از حقوق اجتماعی محکوم کرد.
بر اساس رأی صادر شده، خانم بندی امیرآبادی با اتهام «فعالیت تبلیغی انحرافی مغایر با شرع مقدس اسلام از طریق ترویج آیین بهایی» محاکمه شده است. طبق این حکم، سه سال از مدت حبس وی به مدت سه سال تعلیق شده است که در صورت تأیید نهایی در دادگاه تجدیدنظر، ۲ سال حبس برای او قابل اجرا خواهد بود.
این شهروند بهایی پیشتر در تاریخ ۲۷ خرداد ۱۴۰۴ هدف یورش نیروهای امنیتی قرار گرفته بود. مأموران در اقدامی فراقانونی، نیمهشب با ورود به منزل شخصی او در یزد، ضمن تفتیش محل سکونت، تمامی وسایل الکترونیکی، لوازم شخصی و کتابهای مذهبی وی را ضبط کردند. خانم بندی امیرآبادی همچنین پیش از این نیز به دلیل باورهای عقیدتی خود سابقه بازداشت و محکومیت قضایی داشته است.
محکومیت میترا بندی امیرآبادی در حالی صادر میشود که دستگاه قضایی جمهوری اسلامی با استفاده از عناوین مجرمانهای نظیر «تبلیغ انحرافی»، به دنبال جرمانگاری هویت و باورهای دینی جامعه بهایی است. این روند که با یورشهای شبانه، پروندهسازیهای امنیتی و صدور احکام سنگین محرومیت اجتماعی همراه است، نشاندهنده سیاستی هدفمند برای محدود کردن فضای تنفس مدنی و عقیدتی شهروندان بهایی است.
حکومت با بهرهگیری از ابزارهای قضایی، تلاش میکند تا فعالیتهای عادی و باورهای مذهبی بهاییان را در تقابل با «شرع» معرفی کرده و به این بهانه، آنان را از حقوق اساسی خود محروم سازد. تداوم این فشارها، بخشی از کارزار گستردهای است که نه تنها آزادی عقیده را نشانه رفته، بلکه با ایجاد محدودیتهای طولانیمدت اجتماعی، به دنبال حذف تدریجی جامعه بهایی از متن حیات مدنی ایران است.
#داستان_ما_یکیست #میترا_بندی_امیرآبادی #بهاییان_ایران #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
😡4❤1💔1
احضار دوباره ۲۶ شهروند بهائی به دادگاه پس از یک دهه رسیدگی قضایی
طبق اطلاع دریافتی ۲۶ شهروند بهائی ساکن شیراز به نامهای پریسا روحیزادگان، اسماعیل روستا، بهاره نوروزی، بهنام عزیزپور، ثمره آشنایی، رامین شیروانی، رضوان یزدانی، سروش ایقانی صغادی، سعید حسنی، شادی صادق اقدم، شمیم اخلاقی، صهبا فرح بخش، صهبا مصلحی، عهدیه عنایتی، فربد شادمان، فرزاد شادمان، لالا صالحی، مژگان غلامپور سعدی، مرجان غلامپور، مریم اسلامی مهدی آبادی، مهیار سفیدی میاندوآب، نبیل تهذیب، نسیم کاشانینژاد، نوشین زنهاری، ورقا کاویانی و یکتا فهندژ سعدی که از سال ۱۳۹۵ در پی بازداشتها و تشکیل پروندههای امنیتی بارها محاکمه و با احکام متعدد مواجه شدهاند، بار دیگر به شعبهٔ دوم دادگاه تجدیدنظر استان فارس احضار شدند. زمان رسیدگی به این پرونده ۵ مرداد ۱۴۰۵ تعیین شده است.
این شهروندان با اتهاماتی از جمله تبلیغ علیه نظام، تبانی و اجتماع علیه امنیت کشور، تشکیل گروه، ارتباط با دولتهای متخاصم و عضویت در گروههای معاند روبهرو هستند.
روند رسیدگی به این پرونده طی حدود ۱۰ سال گذشته با صدور احکام سنگین، تأیید در تجدیدنظر، نقض در دیوان عالی کشور، صدور حکم برائت و سپس بازگشایی دوبارهٔ پرونده از طریق اعمال مادهٔ ۴۷۷ قانون آیین دادرسی کیفری ادامه یافته است.
با وجود صدور حکم برائت، پرونده پس از اعتراض دادستان استان فارس و نقض رأی در دیوان عالی کشور، مجدداً به جریان افتاد و اکنون این ۲۶ شهروند بهائی بار دیگر برای ادامهٔ رسیدگی به دادگاه فراخوانده شدهاند.
#داستان_ما_یکیست #بهاییان_ایران #بهاییان_ایران
@Dialogue1402
طبق اطلاع دریافتی ۲۶ شهروند بهائی ساکن شیراز به نامهای پریسا روحیزادگان، اسماعیل روستا، بهاره نوروزی، بهنام عزیزپور، ثمره آشنایی، رامین شیروانی، رضوان یزدانی، سروش ایقانی صغادی، سعید حسنی، شادی صادق اقدم، شمیم اخلاقی، صهبا فرح بخش، صهبا مصلحی، عهدیه عنایتی، فربد شادمان، فرزاد شادمان، لالا صالحی، مژگان غلامپور سعدی، مرجان غلامپور، مریم اسلامی مهدی آبادی، مهیار سفیدی میاندوآب، نبیل تهذیب، نسیم کاشانینژاد، نوشین زنهاری، ورقا کاویانی و یکتا فهندژ سعدی که از سال ۱۳۹۵ در پی بازداشتها و تشکیل پروندههای امنیتی بارها محاکمه و با احکام متعدد مواجه شدهاند، بار دیگر به شعبهٔ دوم دادگاه تجدیدنظر استان فارس احضار شدند. زمان رسیدگی به این پرونده ۵ مرداد ۱۴۰۵ تعیین شده است.
این شهروندان با اتهاماتی از جمله تبلیغ علیه نظام، تبانی و اجتماع علیه امنیت کشور، تشکیل گروه، ارتباط با دولتهای متخاصم و عضویت در گروههای معاند روبهرو هستند.
روند رسیدگی به این پرونده طی حدود ۱۰ سال گذشته با صدور احکام سنگین، تأیید در تجدیدنظر، نقض در دیوان عالی کشور، صدور حکم برائت و سپس بازگشایی دوبارهٔ پرونده از طریق اعمال مادهٔ ۴۷۷ قانون آیین دادرسی کیفری ادامه یافته است.
با وجود صدور حکم برائت، پرونده پس از اعتراض دادستان استان فارس و نقض رأی در دیوان عالی کشور، مجدداً به جریان افتاد و اکنون این ۲۶ شهروند بهائی بار دیگر برای ادامهٔ رسیدگی به دادگاه فراخوانده شدهاند.
#داستان_ما_یکیست #بهاییان_ایران #بهاییان_ایران
@Dialogue1402
😡6
Forwarded from گفتوشنود
همزیستی در سایه تکثر؛ ضرورت بازشناسی حقوق ناباوران در جوامع امروز
آزادی عقیده، پیش از آنکه یک بند در میثاقنامههای بینالمللی باشد، سنگبنای کرامت انسانی و ترازوی سنجش بلوغ اخلاقی یک جامعه است. در این میان، حقوق ناباوران و خداناباوران، بهویژه در جوامع سنتی و مذهبی، اغلب در سایه اکثریت نادیده گرفته میشود. اما همانطور که متن مورد نظر تأکید دارد، تحقق یک جامعه عادلانه در گرو عبور از “تحملِ حداقلی” و رسیدن به “پذیرشِ فعالانه” است.
🔶پیوند ناگسستنی کرامت و برابری
حقوق بشر کلیتی تجزیهناپذیر است؛ نمیتوان مدعی عدالت بود اما بخشی از جامعه را به دلیل نوع نگاهشان به جهان (یا عدم باور به امر قدسی) از دایره احترام و حقوق برابر خارج کرد. ناباوران، نه به عنوان “دیگری” یا تهدیدی برای انسجام، بلکه به عنوان بخشی از غنای فکری جامعه باید به رسمیت شناخته شوند. صیانت از حقوق آنان، در واقع صیانت از حقّ بنیادین “اندیشیدن” است که برای هر انسانی، فارغ از نتیجه آن اندیشه، محفوظ است.
🔶انسجام اجتماعی؛ ثمره شمولگرایی
یک جامعه دوقطبی که در آن کلیشههای منفی علیه دگراندیشان رواج دارد، همواره مستعد تنش و فرسایش سرمایههای انسانی است. تقویت انسجام اجتماعی، که نویسنده به درستی به آن اشاره کرده، زمانی میسر میشود که هیچ شهروندی برای ابراز درونیترین باورهای خود احساس ناامنی نکند. جامعهای که در آن تنوع عقیدتی محترم شمرده شود، به جای صرف انرژی برای حذف و طرد، این پتانسیل را در مسیر توسعه و گفتوگوی سازنده به کار میگیرد.
🔶 مسئولیت نهادی و رسالت فرهنگی
دستیابی به این آرمان نیازمند یک اراده جمعی در دو سطح است:
• زدودن کلیشهها: رسانهها و نهادهای آموزشی موظفاند تصویرهای تحریفشده و پیشداوریهای تاریخی درباره ناباورمندان را به چالش بکشند.
• ساختار آموزشی: آموزش باید بر محور “رواداری” و “تفکر انتقادی” بنا شود تا نسلهای آینده، تفاوت در عقیده را نه یک مانع برای دوستی، بلکه فرصتی برای فهم عمیقتر جهان ببینند.
🔶پذیرش آزادی عقیده برای ناباوران، آزمونی است برای جوامع سنتی تا نشان دهند که ارزشهای اخلاقی و انسانی آنها تا چه حد توانایی همزیستی با “تفاوت” را دارد. این مسیر، نه تنها به نفع یک گروه خاص، بلکه ضرورتی برای پیشرفت، صلح پایدار و دستیابی به جامعهای است که در آن “انسان بودن” تنها معیار برخورداری از احترام و عدالت باشد. حمایت از این اصل، نه تضعیف سنتها، بلکه ارتقای جایگاه اخلاقی جامعه در دنیای مدرن است.
#آزادی_عقیده #خداناباوران #ناباورمندان #آتئیست #گفتگو_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
آزادی عقیده، پیش از آنکه یک بند در میثاقنامههای بینالمللی باشد، سنگبنای کرامت انسانی و ترازوی سنجش بلوغ اخلاقی یک جامعه است. در این میان، حقوق ناباوران و خداناباوران، بهویژه در جوامع سنتی و مذهبی، اغلب در سایه اکثریت نادیده گرفته میشود. اما همانطور که متن مورد نظر تأکید دارد، تحقق یک جامعه عادلانه در گرو عبور از “تحملِ حداقلی” و رسیدن به “پذیرشِ فعالانه” است.
🔶پیوند ناگسستنی کرامت و برابری
حقوق بشر کلیتی تجزیهناپذیر است؛ نمیتوان مدعی عدالت بود اما بخشی از جامعه را به دلیل نوع نگاهشان به جهان (یا عدم باور به امر قدسی) از دایره احترام و حقوق برابر خارج کرد. ناباوران، نه به عنوان “دیگری” یا تهدیدی برای انسجام، بلکه به عنوان بخشی از غنای فکری جامعه باید به رسمیت شناخته شوند. صیانت از حقوق آنان، در واقع صیانت از حقّ بنیادین “اندیشیدن” است که برای هر انسانی، فارغ از نتیجه آن اندیشه، محفوظ است.
🔶انسجام اجتماعی؛ ثمره شمولگرایی
یک جامعه دوقطبی که در آن کلیشههای منفی علیه دگراندیشان رواج دارد، همواره مستعد تنش و فرسایش سرمایههای انسانی است. تقویت انسجام اجتماعی، که نویسنده به درستی به آن اشاره کرده، زمانی میسر میشود که هیچ شهروندی برای ابراز درونیترین باورهای خود احساس ناامنی نکند. جامعهای که در آن تنوع عقیدتی محترم شمرده شود، به جای صرف انرژی برای حذف و طرد، این پتانسیل را در مسیر توسعه و گفتوگوی سازنده به کار میگیرد.
🔶 مسئولیت نهادی و رسالت فرهنگی
دستیابی به این آرمان نیازمند یک اراده جمعی در دو سطح است:
• زدودن کلیشهها: رسانهها و نهادهای آموزشی موظفاند تصویرهای تحریفشده و پیشداوریهای تاریخی درباره ناباورمندان را به چالش بکشند.
• ساختار آموزشی: آموزش باید بر محور “رواداری” و “تفکر انتقادی” بنا شود تا نسلهای آینده، تفاوت در عقیده را نه یک مانع برای دوستی، بلکه فرصتی برای فهم عمیقتر جهان ببینند.
🔶پذیرش آزادی عقیده برای ناباوران، آزمونی است برای جوامع سنتی تا نشان دهند که ارزشهای اخلاقی و انسانی آنها تا چه حد توانایی همزیستی با “تفاوت” را دارد. این مسیر، نه تنها به نفع یک گروه خاص، بلکه ضرورتی برای پیشرفت، صلح پایدار و دستیابی به جامعهای است که در آن “انسان بودن” تنها معیار برخورداری از احترام و عدالت باشد. حمایت از این اصل، نه تضعیف سنتها، بلکه ارتقای جایگاه اخلاقی جامعه در دنیای مدرن است.
#آزادی_عقیده #خداناباوران #ناباورمندان #آتئیست #گفتگو_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
👍5👌1
میشل دو مونتنی
جستارگر خودشناسی و شکگرایی در عصر تحول
میشل دو مونتنی (۱۵۳۳–۱۵۹۲)، فیلسوف و نویسنده فرانسوی، با ابداع قالب «جستار» تحولی در ادبیات و اندیشه اروپا ایجاد کرد. او با نگاهی نقادانه به سنتهای رایج زمانه، تمرکز خود را از موضوعات انتزاعی به سمت «خودشناسی» و تجربه زیسته فردی تغییر داد.
مونتنی با تکیه بر شکگرایی، هرگونه جزماندیشی را به چالش میکشید. او معتقد بود که دانش بشری محدود است و تعصب، ریشه اصلی بسیاری از تضادهای اجتماعی و خشونتها میان انسانهاست؛ از اینرو، مدارا را فضیلتی ضروری میدانست.
یکی از ستونهای اصلی اندیشه او، پذیرش «تغییرپذیری» طبیعت انسانی است. مونتنی بر این باور بود که انسان موجودی ناپایدار است و شناخت این ناپایداری، به جای ایجاد هراس، باید منجر به فروتنی و درک بهتر دیگران شود.
او در جستارهایش، از جزئیات روزمره تا بزرگترین مفاهیم فلسفی را با صداقتی کمنظیر بررسی کرد. هدف او از این کاوش، رسیدن به یک زندگی «طبیعی» و آرام بود؛ زندگیای که در آن انسان، به جای سرکوب غرایز، به توازن و خودآگاهی دست یابد.
مونتنی معتقد بود که «خوب زیستن» به معنای یادگیری هنر زندگی کردن و پذیرش مرگ به عنوان بخشی از مسیر هستی است.
او هرگونه تلاش برای رسیدن به کمال مطلق را غیرواقعبینانه میدانست و بر اهمیت زندگی در لحظه تاکید داشت.
اندیشه مونتنی دعوتی است به «آزادی اندیشه» و رهایی از بندهای تعصب. او با نگاهی واقعگرایانه و انسانی، به ما میآموزد که چگونه با پذیرش نقصهای بشری و تکیه بر تجربه فردی، در جهانی متغیر، با آرامش و خرد شخصی زیست کنیم.
#میشل_دو_مونتنی
#خودشناسی #انسانگرایی #تفکر_نقاد #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
جستارگر خودشناسی و شکگرایی در عصر تحول
میشل دو مونتنی (۱۵۳۳–۱۵۹۲)، فیلسوف و نویسنده فرانسوی، با ابداع قالب «جستار» تحولی در ادبیات و اندیشه اروپا ایجاد کرد. او با نگاهی نقادانه به سنتهای رایج زمانه، تمرکز خود را از موضوعات انتزاعی به سمت «خودشناسی» و تجربه زیسته فردی تغییر داد.
مونتنی با تکیه بر شکگرایی، هرگونه جزماندیشی را به چالش میکشید. او معتقد بود که دانش بشری محدود است و تعصب، ریشه اصلی بسیاری از تضادهای اجتماعی و خشونتها میان انسانهاست؛ از اینرو، مدارا را فضیلتی ضروری میدانست.
یکی از ستونهای اصلی اندیشه او، پذیرش «تغییرپذیری» طبیعت انسانی است. مونتنی بر این باور بود که انسان موجودی ناپایدار است و شناخت این ناپایداری، به جای ایجاد هراس، باید منجر به فروتنی و درک بهتر دیگران شود.
او در جستارهایش، از جزئیات روزمره تا بزرگترین مفاهیم فلسفی را با صداقتی کمنظیر بررسی کرد. هدف او از این کاوش، رسیدن به یک زندگی «طبیعی» و آرام بود؛ زندگیای که در آن انسان، به جای سرکوب غرایز، به توازن و خودآگاهی دست یابد.
مونتنی معتقد بود که «خوب زیستن» به معنای یادگیری هنر زندگی کردن و پذیرش مرگ به عنوان بخشی از مسیر هستی است.
او هرگونه تلاش برای رسیدن به کمال مطلق را غیرواقعبینانه میدانست و بر اهمیت زندگی در لحظه تاکید داشت.
اندیشه مونتنی دعوتی است به «آزادی اندیشه» و رهایی از بندهای تعصب. او با نگاهی واقعگرایانه و انسانی، به ما میآموزد که چگونه با پذیرش نقصهای بشری و تکیه بر تجربه فردی، در جهانی متغیر، با آرامش و خرد شخصی زیست کنیم.
#میشل_دو_مونتنی
#خودشناسی #انسانگرایی #تفکر_نقاد #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤1👍1😍1