محکومیت حبس پنج نوکیش مسیحی که هویت چهار تن از آنها آیدا نجفلو، ناصر نورد گلتپه، ژوزف شهبازیان و لیدا آلکسانی گزارش شده، توسط دادگاه تجدیدنظر استان تهران عینا تایید شد. این افراد در مرحله بدوی توسط دادگاه انقلاب تهران به مجموعا به ۵۵ سال حبس محکوم شده بودند.
بر اساس این گزارش، این احکام اخیرا توسط یکی از شعب دادگاه تجدیدنظر استان تهران صادر و در تاریخ یک تیرماه به این افراد ابلاغ شده است.
در آذرماه ۱۴۰۴، دادگاه انقلاب تهران حکم این افراد را صادر کرده بود. در رای صادره ناصر نورد گلتپه، ژوزف شهبازیان و دیگر نوکیش مسیحی دخیل در این پرونده، هر کدام به ۱۰ سال حبس و لیدا آلکسانی به هشت سال زندان محکوم شده بود. آیدا نجفلو نیز با حکم دادگاه مذکور مجموعا به ۱۷ سال حبس محکوم شده بود که با اعمال ماده ۱۳۴ قانون مجازات اسلامی، از مجموع ۱۷ سال حبس، مجازات اشد یعنی ۱۰ سال حبس برای او قابل اجرا خواهد بود.
اولین جلسه دادگاه رسیدگی به اتهامات آیدا نجف لو، ناصر نورد گلتپه و ژوزف شهبازیان در تاریخ ۱۵ شهریور ۱۴۰۴، در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به ریاست ابوالقاسم صلواتی برگزار شد. این نوکیشان مسیحی از بابت اتهامات تبلیغ علیه نظام و اقدام علیه امنیت ملی به دفاع از خود پرداخته بودند. دومین جلسه دادگاه رسیدگی به اتهامات این شهروندان در تاریخ ۲۹ مهرماه در شعبه قضایی مذکور برگزار شده بود.
کیفرخواست این پرونده در تاریخ ۲۰ خرداد ۱۴۰۴، توسط دادسرای اوین صادر شده بود. در قرار نهایی دادسرا، تشکیل، راهاندازی و هدایت کلیسای خانگی، اداره جلسات خانگی مسیحیت تبشیری و انجام آیینهای دینی همچون “غسل تعمید آب و یا عشای ربانی” بهعنوان مصادیق اتهامات ذکر شدهاند.
مورخ ۲۳ اردیبهشت ماه سال ۱۴۰۴، لیدا آلکسانی با تودیع وثیقه از زندان اوین آزاد شد. خانم آلکسانی در تاریخ ۲۴ فروردینماه همان سال، توسط مأموران وزارت اطلاعات در منزل شخصی خود بازداشت شده بود.
آیدا نجف لو نیز در تاریخ ۳۰ آذر ۱۴۰۴ با تودیع وثیقه از زندان اوین آزاد شد. وی مورخ ۲۴ فروردین ماه سال گذشته، از بازداشتگاه وزارت اطلاعات موسوم به بند ۲۰۹ زندان اوین به بند زنان این زندان منتقل شده بود. بازداشت این نوکیش مسیحی، در تاریخ ۱۸ بهمن ماه سال ۱۴۰۳، توسط نیروهای امنیتی صورت گرفته بود.
آقایان ناصر نورد گلتپه و ژوزف شهبازیان نیز که در همان تاریخ بازداشت و به زندان اوین منتقل شده بودند، همچنان در این زندان نگهداری می شوند.
#نوکیش_مسیحی #آزادی_باور #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
بر اساس این گزارش، این احکام اخیرا توسط یکی از شعب دادگاه تجدیدنظر استان تهران صادر و در تاریخ یک تیرماه به این افراد ابلاغ شده است.
در آذرماه ۱۴۰۴، دادگاه انقلاب تهران حکم این افراد را صادر کرده بود. در رای صادره ناصر نورد گلتپه، ژوزف شهبازیان و دیگر نوکیش مسیحی دخیل در این پرونده، هر کدام به ۱۰ سال حبس و لیدا آلکسانی به هشت سال زندان محکوم شده بود. آیدا نجفلو نیز با حکم دادگاه مذکور مجموعا به ۱۷ سال حبس محکوم شده بود که با اعمال ماده ۱۳۴ قانون مجازات اسلامی، از مجموع ۱۷ سال حبس، مجازات اشد یعنی ۱۰ سال حبس برای او قابل اجرا خواهد بود.
اولین جلسه دادگاه رسیدگی به اتهامات آیدا نجف لو، ناصر نورد گلتپه و ژوزف شهبازیان در تاریخ ۱۵ شهریور ۱۴۰۴، در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به ریاست ابوالقاسم صلواتی برگزار شد. این نوکیشان مسیحی از بابت اتهامات تبلیغ علیه نظام و اقدام علیه امنیت ملی به دفاع از خود پرداخته بودند. دومین جلسه دادگاه رسیدگی به اتهامات این شهروندان در تاریخ ۲۹ مهرماه در شعبه قضایی مذکور برگزار شده بود.
کیفرخواست این پرونده در تاریخ ۲۰ خرداد ۱۴۰۴، توسط دادسرای اوین صادر شده بود. در قرار نهایی دادسرا، تشکیل، راهاندازی و هدایت کلیسای خانگی، اداره جلسات خانگی مسیحیت تبشیری و انجام آیینهای دینی همچون “غسل تعمید آب و یا عشای ربانی” بهعنوان مصادیق اتهامات ذکر شدهاند.
مورخ ۲۳ اردیبهشت ماه سال ۱۴۰۴، لیدا آلکسانی با تودیع وثیقه از زندان اوین آزاد شد. خانم آلکسانی در تاریخ ۲۴ فروردینماه همان سال، توسط مأموران وزارت اطلاعات در منزل شخصی خود بازداشت شده بود.
آیدا نجف لو نیز در تاریخ ۳۰ آذر ۱۴۰۴ با تودیع وثیقه از زندان اوین آزاد شد. وی مورخ ۲۴ فروردین ماه سال گذشته، از بازداشتگاه وزارت اطلاعات موسوم به بند ۲۰۹ زندان اوین به بند زنان این زندان منتقل شده بود. بازداشت این نوکیش مسیحی، در تاریخ ۱۸ بهمن ماه سال ۱۴۰۳، توسط نیروهای امنیتی صورت گرفته بود.
آقایان ناصر نورد گلتپه و ژوزف شهبازیان نیز که در همان تاریخ بازداشت و به زندان اوین منتقل شده بودند، همچنان در این زندان نگهداری می شوند.
#نوکیش_مسیحی #آزادی_باور #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
💔5😡3
دویستوپنجاهمین سالگرد تاسیس ایالات متحده آمریکا
چرا مسیحیان پروتستان، حکومتی سکولار بنا نهادند؟
ورق بزنید
چهارم ژوئیه، سالگرد انتشار اعلامیه استقلال آمریکا است و امسال، ایالات متحده دویستوپنجاهمین سالگرد استقلال خود را جشن گرفت. با وجود آنکه بخش بزرگی از بنیانگذاران آمریکا و بیشتر مردم آن روزگار، مسیحیان معتقد پروتستان بودند، قانون اساسی این کشور حکومتی سکولار بنیان نهاد؛ حکومتی که هیچ دین رسمی ندارد و پیروان همه ادیان، و نیز افراد بیدین یا ناباور به خدا، در برابر قانون از حقوق برابر برخوردارند. چگونه چنین اتفاقی رخ داد؟
بنیانگذاران آمریکا تاریخ و تجربه تلخ ستم و خشونتهای مذهبی اروپا را پیش چشم داشتند: قارهای که قرنها جنگهای مذهبی، تعقیب دگراندیشان و دخالت دین در امور حکومتی و سیاسی را تجربه کرده بود. آنان به این نتیجه رسیدند که بهترین راه برای این که هم از آزادی محافظت کنند و هم دین را از گزند فساد مصون دارند، آن است که دولت به نفع هیچ دین یا مذهبی وارد عمل نشود.
به همین دلیل، سکولاریسم آمریکایی نه از دشمنی با مسیحیت، بلکه از دل جامعهای مسیحی پدید آمد. برای بسیاری از پروتستانها، ایمان زمانی ارزشمند بود که از روی انتخاب آزاد باشد، نه اجبار یا ترس. از همین رو، قانون اساسی آمریکا دولت را از تاسیس دین رسمی منع کرد و آزادی دین را برای همگان به رسمیت شناخت.
این رویکرد، نقطه مقابل حکومتهایی است که یک گروه دینی بر دیگران سلطه دارد. برای مثال، فرقه ولایت فقیه، اسلام شیعه را مذهب رسمی و برخوردار از امتیازات تبعیض آمیز اعلان کرده است. حکومت اسلامی برای اجرای برخی احکام و آموزههای دینی، از جمله حجاب اجباری و آموزش اجباری دینی در مدارس، از ابزارهای حکومتی، سرکوب و سلاح استفاده میکند.
تفاوت بنیادین این دو الگو در آن است که یکی ایمان را امری آزاد میداند و دیگری، تصور میکند وادار کردن مردم به تظاهر به اسلام، نوعی فتح و پیروزی است.
اما اکنون میتوان پرسید آیا جامعهای دینی که عقائد مذهبی خود را به دیگران تحمیل نمیکنند بیشتر برای مذهب خود احترام به همراه میآورد، یا گروهی که دست کم از دوره صفوی، صدها سال است دیدگاههای دینی خود را با استفاده از ترس و مجازاتهای سنگین بر دیگران تحمیل میکند؛ و با وجود اطلاع از نفرت بخشی از مردم از فرقه خود، ظاهرسازی ناشی از ارعاب را پیروزی جا میزند؟
#سکولاریسم #آمریکا #آزادی_باور #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
چرا مسیحیان پروتستان، حکومتی سکولار بنا نهادند؟
ورق بزنید
چهارم ژوئیه، سالگرد انتشار اعلامیه استقلال آمریکا است و امسال، ایالات متحده دویستوپنجاهمین سالگرد استقلال خود را جشن گرفت. با وجود آنکه بخش بزرگی از بنیانگذاران آمریکا و بیشتر مردم آن روزگار، مسیحیان معتقد پروتستان بودند، قانون اساسی این کشور حکومتی سکولار بنیان نهاد؛ حکومتی که هیچ دین رسمی ندارد و پیروان همه ادیان، و نیز افراد بیدین یا ناباور به خدا، در برابر قانون از حقوق برابر برخوردارند. چگونه چنین اتفاقی رخ داد؟
بنیانگذاران آمریکا تاریخ و تجربه تلخ ستم و خشونتهای مذهبی اروپا را پیش چشم داشتند: قارهای که قرنها جنگهای مذهبی، تعقیب دگراندیشان و دخالت دین در امور حکومتی و سیاسی را تجربه کرده بود. آنان به این نتیجه رسیدند که بهترین راه برای این که هم از آزادی محافظت کنند و هم دین را از گزند فساد مصون دارند، آن است که دولت به نفع هیچ دین یا مذهبی وارد عمل نشود.
به همین دلیل، سکولاریسم آمریکایی نه از دشمنی با مسیحیت، بلکه از دل جامعهای مسیحی پدید آمد. برای بسیاری از پروتستانها، ایمان زمانی ارزشمند بود که از روی انتخاب آزاد باشد، نه اجبار یا ترس. از همین رو، قانون اساسی آمریکا دولت را از تاسیس دین رسمی منع کرد و آزادی دین را برای همگان به رسمیت شناخت.
این رویکرد، نقطه مقابل حکومتهایی است که یک گروه دینی بر دیگران سلطه دارد. برای مثال، فرقه ولایت فقیه، اسلام شیعه را مذهب رسمی و برخوردار از امتیازات تبعیض آمیز اعلان کرده است. حکومت اسلامی برای اجرای برخی احکام و آموزههای دینی، از جمله حجاب اجباری و آموزش اجباری دینی در مدارس، از ابزارهای حکومتی، سرکوب و سلاح استفاده میکند.
تفاوت بنیادین این دو الگو در آن است که یکی ایمان را امری آزاد میداند و دیگری، تصور میکند وادار کردن مردم به تظاهر به اسلام، نوعی فتح و پیروزی است.
اما اکنون میتوان پرسید آیا جامعهای دینی که عقائد مذهبی خود را به دیگران تحمیل نمیکنند بیشتر برای مذهب خود احترام به همراه میآورد، یا گروهی که دست کم از دوره صفوی، صدها سال است دیدگاههای دینی خود را با استفاده از ترس و مجازاتهای سنگین بر دیگران تحمیل میکند؛ و با وجود اطلاع از نفرت بخشی از مردم از فرقه خود، ظاهرسازی ناشی از ارعاب را پیروزی جا میزند؟
#سکولاریسم #آمریکا #آزادی_باور #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤9👍3👏1
آمارتیا سن
هویتهای چندگانه و رواداری در پرتو خرد اجتماعی
آمارتیا سن (متولد ۱۹۳۳)، اقتصاددان و فیلسوف برجسته هندی و برنده جایزه نوبل، یکی از متفکران کلیدی در حوزه عدالت اجتماعی و توسعه انسانی است. او که سالها در دانشگاههای هاروارد و کمبریج تدریس کرده، رویکردی نوآورانه به مفاهیم «توسعه» و «هویت» دارد. سن برخلاف نگاههای تقلیلگرایانه که انسانها را در یک برچسب (مانند مذهب یا قومیت) محبوس میکنند، بر «آزادی انتخاب» و «هویتهای چندگانه» تأکید دارد.
نظریه هویت و خشونت
پذیرش در دنیای متکثر
از دیدگاه سن، رواداری و پذیرش دیگری تنها زمانی ممکن است که ما از «تله هویتهای یگانه» رها شویم. او برای تبیین این پذیرش، مفاهیم زیر را مطرح میکند:
۱. نقد دستهبندی تکبعدی:
سن معتقد است که ریشه بسیاری از ستیزها، «دستهبندی یگانه» (Singular Affiliation) است؛ یعنی وقتی به دیگری فقط به چشم «آن دیگری» (مثلا فقط به چشم یک خارجی یا پیرو دینی خاص) نگاه میکنیم. رواداری از نظر او یعنی به رسمیت شناختن این واقعیت که هر فرد، هویتهای متعددی دارد (مادر، شهروند، هنرمند، متفکر و...). پذیرش دیگری یعنی دیدن این پیوندهای مشترک و فراتر رفتن از مرزهای ساختگی هویت.
۲. آزادی برای اندیشیدن (خرد عمومی):
سن معتقد است پذیرشِ دیگری مستلزم «خرد عمومی» است. او با الهام از سنتهای استدلالی، معتقد است که رواداری نباید از روی «بیتفاوتی» باشد، بلکه باید محصول یک «بحث عقلانی» باشد. جامعه روادار جامعهای است که در آن افراد آزادند تا هویت خود را نقد کنند و درباره ارزشهای مشترک گفتگو کنند.
۳. رویکرد قابلیتها (پذیرش به مثابه عدالت):
سن پذیرش را با عدالت گره میزند. جامعهای که واقعا دیگری را میپذیرد، باید به او «قابلیت» (Capability) دهد؛ یعنی شرایطی فراهم کند که او بتواند زندگی ارزشمندی را که برایش ارزش قائل است، محقق کند. پذیرش حقیقی یعنی رفع موانع بیرونی که مانع از شکوفایی دیگری میشود.
پذیرش در نگاه آمارتیا سن، به معنای «آگاهی از تنوع» است. او معتقد است که ما نباید برای رسیدن به رواداری، تفاوتها را انکار کنیم، بلکه باید «گستردگی،هویت انسانی» را درک کنیم. جامعهای که سن تصویر میکند، جامعهای است که در آن «گفتگو» میان هویتهای متفاوت جریان دارد و هیچ فردی به خاطر یک برچسب هویتی، طرد یا سرکوب نمیشود. رواداری در اینجا، تمرین مداوم خرد و عدالت برای فهم پیچیدگی زندگی دیگری است.
#آمارتیا_سن #اخلاق_پذیرش #رواداری #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
هویتهای چندگانه و رواداری در پرتو خرد اجتماعی
آمارتیا سن (متولد ۱۹۳۳)، اقتصاددان و فیلسوف برجسته هندی و برنده جایزه نوبل، یکی از متفکران کلیدی در حوزه عدالت اجتماعی و توسعه انسانی است. او که سالها در دانشگاههای هاروارد و کمبریج تدریس کرده، رویکردی نوآورانه به مفاهیم «توسعه» و «هویت» دارد. سن برخلاف نگاههای تقلیلگرایانه که انسانها را در یک برچسب (مانند مذهب یا قومیت) محبوس میکنند، بر «آزادی انتخاب» و «هویتهای چندگانه» تأکید دارد.
نظریه هویت و خشونت
پذیرش در دنیای متکثر
از دیدگاه سن، رواداری و پذیرش دیگری تنها زمانی ممکن است که ما از «تله هویتهای یگانه» رها شویم. او برای تبیین این پذیرش، مفاهیم زیر را مطرح میکند:
۱. نقد دستهبندی تکبعدی:
سن معتقد است که ریشه بسیاری از ستیزها، «دستهبندی یگانه» (Singular Affiliation) است؛ یعنی وقتی به دیگری فقط به چشم «آن دیگری» (مثلا فقط به چشم یک خارجی یا پیرو دینی خاص) نگاه میکنیم. رواداری از نظر او یعنی به رسمیت شناختن این واقعیت که هر فرد، هویتهای متعددی دارد (مادر، شهروند، هنرمند، متفکر و...). پذیرش دیگری یعنی دیدن این پیوندهای مشترک و فراتر رفتن از مرزهای ساختگی هویت.
۲. آزادی برای اندیشیدن (خرد عمومی):
سن معتقد است پذیرشِ دیگری مستلزم «خرد عمومی» است. او با الهام از سنتهای استدلالی، معتقد است که رواداری نباید از روی «بیتفاوتی» باشد، بلکه باید محصول یک «بحث عقلانی» باشد. جامعه روادار جامعهای است که در آن افراد آزادند تا هویت خود را نقد کنند و درباره ارزشهای مشترک گفتگو کنند.
۳. رویکرد قابلیتها (پذیرش به مثابه عدالت):
سن پذیرش را با عدالت گره میزند. جامعهای که واقعا دیگری را میپذیرد، باید به او «قابلیت» (Capability) دهد؛ یعنی شرایطی فراهم کند که او بتواند زندگی ارزشمندی را که برایش ارزش قائل است، محقق کند. پذیرش حقیقی یعنی رفع موانع بیرونی که مانع از شکوفایی دیگری میشود.
پذیرش در نگاه آمارتیا سن، به معنای «آگاهی از تنوع» است. او معتقد است که ما نباید برای رسیدن به رواداری، تفاوتها را انکار کنیم، بلکه باید «گستردگی،هویت انسانی» را درک کنیم. جامعهای که سن تصویر میکند، جامعهای است که در آن «گفتگو» میان هویتهای متفاوت جریان دارد و هیچ فردی به خاطر یک برچسب هویتی، طرد یا سرکوب نمیشود. رواداری در اینجا، تمرین مداوم خرد و عدالت برای فهم پیچیدگی زندگی دیگری است.
#آمارتیا_سن #اخلاق_پذیرش #رواداری #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤2👍2
۱۴ روز بیخبری مطلق؛ تداوم بازداشت و پنهانکاری امنیتی درباره وضعیت سیما سبتو، شهروند بهایی در شیراز
با گذشت دو هفته از بازداشت سیما سبتو، شهروند ۵۴ ساله بهائی ساکن شیراز، خانواده و نزدیکان وی همچنان در بیخبری مطلق از سرنوشت و محل نگهداری او بهسر میبرند. این شهروند که دارای دو دختر جوان است، از زمان دستگیری در تاریخ ۲ تیرماه ۱۴۰۵، از حق برقراری تماس و ملاقات با خانوادهاش محروم بوده است.
بر اساس اطلاعات دریافتی، ماموران امنیتی در روز بازداشت، ابتدا با یورش به منزل پدر خانم سبتو، «رهبر سبتو»، در پی یافتن او بودند. پس از عدم حضور وی در آن محل، مأموران با اعمال فشار بر والدین او، آدرس محل سکونت فعلیاش را دریافت کرده و با مراجعه به منزل وی، او را بازداشت کردند. در جریان این عملیات، نیروهای امنیتی ضمن تفتیش کامل منزل، تمامی وسایل الکترونیکی، کتابها و تصاویر مذهبی وی را ضبط و با خود بردند.
علاوه بر سیما سبتو، در همان روز دو شهروند بهائی دیگر به نامهای ناهید فلاحتی و سعید حسنی نیز در شیراز توسط نیروهای امنیتی بازداشت شدهاند که سرنوشت آنها نیز همچنان در هالهای از ابهام قرار دارد.
بازداشت سیما سبتو و تداوم بیخبری از وضعیت او، نمونهای از الگوی رفتاری نهادهای امنیتی در قبال جامعه بهائیان است که با هدف ارعاب و اعمال فشار حداکثری طراحی شده است. فقدان هرگونه پاسخگویی از سوی نهادهای بازداشتکننده و محرومیت این شهروندان از حقوق اولیه دادرسی، بخشی از یک استراتژی سازمانیافته برای جرمانگاری اعتقادات دینی است.
این اقدامات غیرقانونی که با یورشهای هماهنگ به منازل و ضبط وسایل شخصی همراه است، نشاندهنده ارادهای امنیتی برای سرکوب عقیدتی است. حکومت با استفاده از اهرم «پنهانکاری» و عدم اعلام محل نگهداری بازداشتشدگان، تلاش میکند تا با ایجاد فضای سنگین روانی، خانوادهها را وادار به سکوت کرده و هزینههای اعتقاد به آیین بهائی را به بالاترین سطح ممکن برساند. سرکوب سیستماتیک شهروندان بهائی، فارغ از سن و سال و شرایط خانوادگی آنان، واقعیتی تلخ از وضعیت حقوق بشر در ایران است که در آن، شهروندان تنها به دلیل باورهای دینی خود، به گروگانهای بازیهای امنیتی بدل میشوند.
#سیما_سبتو #داستان_ما_یکیست #بهاییان_ایران #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
با گذشت دو هفته از بازداشت سیما سبتو، شهروند ۵۴ ساله بهائی ساکن شیراز، خانواده و نزدیکان وی همچنان در بیخبری مطلق از سرنوشت و محل نگهداری او بهسر میبرند. این شهروند که دارای دو دختر جوان است، از زمان دستگیری در تاریخ ۲ تیرماه ۱۴۰۵، از حق برقراری تماس و ملاقات با خانوادهاش محروم بوده است.
بر اساس اطلاعات دریافتی، ماموران امنیتی در روز بازداشت، ابتدا با یورش به منزل پدر خانم سبتو، «رهبر سبتو»، در پی یافتن او بودند. پس از عدم حضور وی در آن محل، مأموران با اعمال فشار بر والدین او، آدرس محل سکونت فعلیاش را دریافت کرده و با مراجعه به منزل وی، او را بازداشت کردند. در جریان این عملیات، نیروهای امنیتی ضمن تفتیش کامل منزل، تمامی وسایل الکترونیکی، کتابها و تصاویر مذهبی وی را ضبط و با خود بردند.
علاوه بر سیما سبتو، در همان روز دو شهروند بهائی دیگر به نامهای ناهید فلاحتی و سعید حسنی نیز در شیراز توسط نیروهای امنیتی بازداشت شدهاند که سرنوشت آنها نیز همچنان در هالهای از ابهام قرار دارد.
بازداشت سیما سبتو و تداوم بیخبری از وضعیت او، نمونهای از الگوی رفتاری نهادهای امنیتی در قبال جامعه بهائیان است که با هدف ارعاب و اعمال فشار حداکثری طراحی شده است. فقدان هرگونه پاسخگویی از سوی نهادهای بازداشتکننده و محرومیت این شهروندان از حقوق اولیه دادرسی، بخشی از یک استراتژی سازمانیافته برای جرمانگاری اعتقادات دینی است.
این اقدامات غیرقانونی که با یورشهای هماهنگ به منازل و ضبط وسایل شخصی همراه است، نشاندهنده ارادهای امنیتی برای سرکوب عقیدتی است. حکومت با استفاده از اهرم «پنهانکاری» و عدم اعلام محل نگهداری بازداشتشدگان، تلاش میکند تا با ایجاد فضای سنگین روانی، خانوادهها را وادار به سکوت کرده و هزینههای اعتقاد به آیین بهائی را به بالاترین سطح ممکن برساند. سرکوب سیستماتیک شهروندان بهائی، فارغ از سن و سال و شرایط خانوادگی آنان، واقعیتی تلخ از وضعیت حقوق بشر در ایران است که در آن، شهروندان تنها به دلیل باورهای دینی خود، به گروگانهای بازیهای امنیتی بدل میشوند.
#سیما_سبتو #داستان_ما_یکیست #بهاییان_ایران #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤2💔2😡1
ثبت ۲۵۶ مورد بازداشت و محکومیت مسیحیان در گزارش سالانه «سازمان ماده ۱۸»
سازمان «ماده ۱۸»، نهاد مدافع حقوق مسیحیان در ایران، در گزارش سالانه خود با عنوان «قربانیسازی»، از بازداشت و محکومیت دستکم ۲۵۶ مسیحی و نوکیش مسیحی در سال گذشته میلادی خبر داد.
این نهاد تاکید دارد که رقم واقعی بسیار بالاتر است، زیرا بسیاری از موارد به دلیل فشار امنیتی گزارش نمیشوند.
منصور برجی، مدیر این سازمان، در گفتگو با «صدای آمریکا» تصریح کرد که نهادهای امنیتی با هدف توجیه بازداشتهای غیرقانونی، فعالیتهای مسالمتآمیز عقیدتی را با برچسبهای ایدئولوژیک و امنیتی مانند «اقدام علیه امنیت ملی» یا «مزدوری صهیونیستها» پوشش میدهند.
به گفته او، این اتهامات فاقد وجاهت قانونی است و تنها ابزاری برای سرکوب باورمندان به ادیان دیگر و حتی منتقدان داخلی است.
برجی با اشاره به فقدان تعریف مشخص از «جرم سیاسی و عقیدتی» در نظام قضایی ایران، هشدار داد که اعمال سلیقهای این اتهامات، دایره وسیعی از شهروندان، از جمله روحانیون شیعه و فعالان فرهنگی را نیز در بر گرفته است.
#مسیحیان_ایران #نوکیشان_مسیحی #رواداری #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
سازمان «ماده ۱۸»، نهاد مدافع حقوق مسیحیان در ایران، در گزارش سالانه خود با عنوان «قربانیسازی»، از بازداشت و محکومیت دستکم ۲۵۶ مسیحی و نوکیش مسیحی در سال گذشته میلادی خبر داد.
این نهاد تاکید دارد که رقم واقعی بسیار بالاتر است، زیرا بسیاری از موارد به دلیل فشار امنیتی گزارش نمیشوند.
منصور برجی، مدیر این سازمان، در گفتگو با «صدای آمریکا» تصریح کرد که نهادهای امنیتی با هدف توجیه بازداشتهای غیرقانونی، فعالیتهای مسالمتآمیز عقیدتی را با برچسبهای ایدئولوژیک و امنیتی مانند «اقدام علیه امنیت ملی» یا «مزدوری صهیونیستها» پوشش میدهند.
به گفته او، این اتهامات فاقد وجاهت قانونی است و تنها ابزاری برای سرکوب باورمندان به ادیان دیگر و حتی منتقدان داخلی است.
برجی با اشاره به فقدان تعریف مشخص از «جرم سیاسی و عقیدتی» در نظام قضایی ایران، هشدار داد که اعمال سلیقهای این اتهامات، دایره وسیعی از شهروندان، از جمله روحانیون شیعه و فعالان فرهنگی را نیز در بر گرفته است.
#مسیحیان_ایران #نوکیشان_مسیحی #رواداری #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
😢6💔2😡2
کشیش جین مینگری، رهبر یکی از بزرگترین کلیساهای غیررسمی چین، روز شنبه ۱۳ تیر (۴ ژوئیه) پس از آزادی از زندان، به خانواده خود در ایالات متحده پیوست. آزادی او کمتر از دو ماه پس از آن رخ داد که دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، در سفر به چین از شی جینپینگ خواسته بود وی را آزاد کند.
جین مینگری که با نام عزرا نیز شناخته میشود، پس از کنارهگیری از کلیسای رسمی تحت نظارت دولت، در سال ۲۰۰۷ کلیسای پروتستان «صهیون» را بنیان گذاشت. این کلیسا از سوی دولت چین به رسمیت شناخته نشده و مجوز فعالیت رسمی ندارد.
او و ۱۷ تن از رهبران کلیسای صهیون در مهر سال گذشته، در یکی از گستردهترین موجهای سرکوب مسیحیان در چین بازداشت شدند. خانواده جین با انتشار بیانیهای از ترامپ به دلیل مداخله مستقیم در این پرونده قدردانی کردند و ابراز امیدواری کردند این رخداد نشانهای از بهبود وضعیت مسیحیان در چین باشد.
پرونده جین بازتاب گستردهای در سطح بینالمللی داشت. ترامپ پس از سفر به پکن اعلام کرد که درباره آزادی جین و همچنین جیمی لای با شی جینپینگ گفتوگو کرده است. به گفته او، شی وعده بررسی پرونده جین را داده، اما پرونده جیمی لای را دشوارتر دانسته بود. جیمی لای نیز در ماه فوریه به ۲۰ سال زندان محکوم شد.
وزارت امور خارجه آمریکا نیز پیشتر بازداشت جین و دیگر افراد را محکوم و خواستار آزادی فوری او شده بود و یادآور شده بود که همسر و سه فرزند این کشیش شهروند آمریکا هستند.
جین مینگری از معترضان سابق میدان تیانآنمن است و پس از تحصیل در دانشگاه الهیات مسیحی «فولر»، کلیسای صهیون را تأسیس کرد. مقامات چین در سال ۲۰۱۸ محل عبادت این کلیسا در پکن را تعطیل کردند؛ اقدامی که باعث گسترش فعالیتهای آنلاین آن و افزایش شمار اعضایش به حدود ۱۰ هزار نفر شد.
بر اساس آمار رسمی، بیش از ۴۴ میلیون مسیحی در کلیساهای مورد تأیید حکومت چین ثبت شدهاند که بیشتر آنان پروتستان هستند، اما برآوردها از فعالیت دهها میلیون مسیحی دیگر در کلیساهای خانگی و غیررسمی، خارج از کنترل حزب کمونیست، حکایت دارد./محبت نیوز
#چین #ترامپ #مسیحی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
جین مینگری که با نام عزرا نیز شناخته میشود، پس از کنارهگیری از کلیسای رسمی تحت نظارت دولت، در سال ۲۰۰۷ کلیسای پروتستان «صهیون» را بنیان گذاشت. این کلیسا از سوی دولت چین به رسمیت شناخته نشده و مجوز فعالیت رسمی ندارد.
او و ۱۷ تن از رهبران کلیسای صهیون در مهر سال گذشته، در یکی از گستردهترین موجهای سرکوب مسیحیان در چین بازداشت شدند. خانواده جین با انتشار بیانیهای از ترامپ به دلیل مداخله مستقیم در این پرونده قدردانی کردند و ابراز امیدواری کردند این رخداد نشانهای از بهبود وضعیت مسیحیان در چین باشد.
پرونده جین بازتاب گستردهای در سطح بینالمللی داشت. ترامپ پس از سفر به پکن اعلام کرد که درباره آزادی جین و همچنین جیمی لای با شی جینپینگ گفتوگو کرده است. به گفته او، شی وعده بررسی پرونده جین را داده، اما پرونده جیمی لای را دشوارتر دانسته بود. جیمی لای نیز در ماه فوریه به ۲۰ سال زندان محکوم شد.
وزارت امور خارجه آمریکا نیز پیشتر بازداشت جین و دیگر افراد را محکوم و خواستار آزادی فوری او شده بود و یادآور شده بود که همسر و سه فرزند این کشیش شهروند آمریکا هستند.
جین مینگری از معترضان سابق میدان تیانآنمن است و پس از تحصیل در دانشگاه الهیات مسیحی «فولر»، کلیسای صهیون را تأسیس کرد. مقامات چین در سال ۲۰۱۸ محل عبادت این کلیسا در پکن را تعطیل کردند؛ اقدامی که باعث گسترش فعالیتهای آنلاین آن و افزایش شمار اعضایش به حدود ۱۰ هزار نفر شد.
بر اساس آمار رسمی، بیش از ۴۴ میلیون مسیحی در کلیساهای مورد تأیید حکومت چین ثبت شدهاند که بیشتر آنان پروتستان هستند، اما برآوردها از فعالیت دهها میلیون مسیحی دیگر در کلیساهای خانگی و غیررسمی، خارج از کنترل حزب کمونیست، حکایت دارد./محبت نیوز
#چین #ترامپ #مسیحی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤4👍2🙏1
زیر سقف یک وطن؛ نگاهی به چند چهره تجددخواه و روادار
وطن، سقف بالای سر مردمانی است که با هم میزیند. اما این سقف چه وقت امن است و ترسی از فروریختنش نیست؟ وقتی بر مناسبات انسانی جهان مدرن بنا شده باشد و زیر سایه آن، همه از حقوق و کرامت و آزادی بهرهمند باشند. وگرنه وطن برای همه ساکنان یک سرزمین مشترک، خانه امن و آسایش نخواهد بود.
ایران در تاریخ معاصر فراز و نشیبهای زیادی از سر گذرانده است. از دوران مشروطیت تا پیش از انقلاب ۱۳۵۷، چهرههای بسیاری در عرصه سیاست و فرهنگ این سرزمین کوشیدند رنگ نو به چهره ایران بزنند و پیامآور تجدد و رواداری باشند. تجددخواهی نه به معنی شیفتگی به امر نو، بلکه کوششی برای بازاندیشی در نسبت انسان با قدرت، سنت، دین، قانون و دیگری. رواداری نیز افزون بر مدارا با کسی که شبیه ما نیست نمیدهد، یعنی پذیرفتن این حقیقت که هیچ فرد یا گروهی حق ندارد وطن را به اندازه باور و نگاه خود کوچک کند.
این پرونده گفتوشنود با عنوان «زیر سقف یک وطن» در دو فصل به سرگذشت و دستاوردهای چند چهره تجددخواه و روادار نگاهی کوتاه میاندازد. در فصل نخست به چهار چهره تجددخواه میپردازیم که کوشیدند غبار کهنگی و تعصب را از وطن بزدایند و پرسشگری و اندیشیدن را در نظر ایرانیان جایگزین خشکاندیشی و تنگنظری کنند. فصل دوم نیز به پنج چهره مداراجو اختصاص دارد که هر یک میتواند الگویی از رواداری و پذیرش دیگری برای ایرانیان باشد.
این چهرهها با همه تفاوتهای فکری و تاریخیشان ما را به یک افق مشترک فرامیخوانند: وطنی همساز با دنیای جدید که در آن آزادی وجدان، کرامت انسان و حق متفاوتبودن، نه امتیاز گروهی خاص، بلکه حق همگان باشد. بهویژه امروز که ایران گرفتار اهریمنی آزادیستیز و انیرانی است، درنگ در دستاوردهای این چهرهها میتواند راهنمای گامهای ما برای ساختن آینده ایران باشد.
کتابچه «زیر سقف یک وطن» را به رایگان دانلود کنید و بخوانید!
https://dialog.tavaana.org/collections-3/
#رواداری #وطن #تکثر #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
وطن، سقف بالای سر مردمانی است که با هم میزیند. اما این سقف چه وقت امن است و ترسی از فروریختنش نیست؟ وقتی بر مناسبات انسانی جهان مدرن بنا شده باشد و زیر سایه آن، همه از حقوق و کرامت و آزادی بهرهمند باشند. وگرنه وطن برای همه ساکنان یک سرزمین مشترک، خانه امن و آسایش نخواهد بود.
ایران در تاریخ معاصر فراز و نشیبهای زیادی از سر گذرانده است. از دوران مشروطیت تا پیش از انقلاب ۱۳۵۷، چهرههای بسیاری در عرصه سیاست و فرهنگ این سرزمین کوشیدند رنگ نو به چهره ایران بزنند و پیامآور تجدد و رواداری باشند. تجددخواهی نه به معنی شیفتگی به امر نو، بلکه کوششی برای بازاندیشی در نسبت انسان با قدرت، سنت، دین، قانون و دیگری. رواداری نیز افزون بر مدارا با کسی که شبیه ما نیست نمیدهد، یعنی پذیرفتن این حقیقت که هیچ فرد یا گروهی حق ندارد وطن را به اندازه باور و نگاه خود کوچک کند.
این پرونده گفتوشنود با عنوان «زیر سقف یک وطن» در دو فصل به سرگذشت و دستاوردهای چند چهره تجددخواه و روادار نگاهی کوتاه میاندازد. در فصل نخست به چهار چهره تجددخواه میپردازیم که کوشیدند غبار کهنگی و تعصب را از وطن بزدایند و پرسشگری و اندیشیدن را در نظر ایرانیان جایگزین خشکاندیشی و تنگنظری کنند. فصل دوم نیز به پنج چهره مداراجو اختصاص دارد که هر یک میتواند الگویی از رواداری و پذیرش دیگری برای ایرانیان باشد.
این چهرهها با همه تفاوتهای فکری و تاریخیشان ما را به یک افق مشترک فرامیخوانند: وطنی همساز با دنیای جدید که در آن آزادی وجدان، کرامت انسان و حق متفاوتبودن، نه امتیاز گروهی خاص، بلکه حق همگان باشد. بهویژه امروز که ایران گرفتار اهریمنی آزادیستیز و انیرانی است، درنگ در دستاوردهای این چهرهها میتواند راهنمای گامهای ما برای ساختن آینده ایران باشد.
کتابچه «زیر سقف یک وطن» را به رایگان دانلود کنید و بخوانید!
https://dialog.tavaana.org/collections-3/
#رواداری #وطن #تکثر #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍2😡1
چرا شیعیانِ «میانهرو» در برابر ظلم نظام نمیایستند؟
نگاهی به گفتوشنود در کامنتها
ورق بزنید
چندی پیش گفتوشنود از جامعه همراهان خود پرسیده بود به نظر آنان، چرا ایرانیانی که اعتقاد شیعی خود را متفاوت از ایدئولوژی نظام میپندارند، در برابر ستمهای آن، از جمله سرکوب مردم یا تحمیل دین اسلام و سلطهطلبی آن موضعی جدیتر یا فعالتر نمیگیرند؟
این پرسش گفتگوی زیادی میان همراهان برانگیخت و در این پست گزیدهای از آن نقل میگردد.
نظر شما در این زمینه چیست؟
#شیعه #فرقه_گری #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
نگاهی به گفتوشنود در کامنتها
ورق بزنید
چندی پیش گفتوشنود از جامعه همراهان خود پرسیده بود به نظر آنان، چرا ایرانیانی که اعتقاد شیعی خود را متفاوت از ایدئولوژی نظام میپندارند، در برابر ستمهای آن، از جمله سرکوب مردم یا تحمیل دین اسلام و سلطهطلبی آن موضعی جدیتر یا فعالتر نمیگیرند؟
این پرسش گفتگوی زیادی میان همراهان برانگیخت و در این پست گزیدهای از آن نقل میگردد.
نظر شما در این زمینه چیست؟
#شیعه #فرقه_گری #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍5