آیین «شینتو» و فرهنگ مدرن ژاپن
چگونه یک دین «بدون کتاب»، روحیه ژاپنی را شکل داده است؟
ورق بزنید
رفتار بازیکنان و هواداران تیم ملی ژاپن سالهاست که توجه و ستایش مردم جهان را به خود جلب کرده است. هواداران ژاپنی، فارغ از نتیجه مسابقه، پس از پایان بازی روی سکوها میمانند و زبالههای سکوهای خود را جمع میکنند. بازیکنان نیز رختکن را تمیز و مرتب تحویل میدهند و با نوشتن جملهای کوتاه به زبان کشور میزبان، از آن سپاسگزاری میکنند.
نظم، پاکیزگی، احترام به فضای عمومی، وجدان کاری و مسئولیتپذیری، از ویژگیهایی است که سالهاست نام ژاپن را با خود همراه کرده است. ژاپن پیش از جنگ دوم جهانی به سرعت به کشوری صنعتی و علمی تبدیل شده بود و پس از شکست نیز دوباره با سرعتی حیرتانگیز خود را بازسازی کرد. انقلابیون ایرانی گاه میگفتند میخواهند از ایران یک «ژاپن اسلامی» بسازند.
بدون شک فرهنگ، روحیه و اخلاقیات مردم ژاپن در سرنوشت آنان نقش داشته است. این فرهنگ از کجا آمده است؟ پاسخ ساده نیست. آموزش، خانواده، قوانین، توسعه اقتصادی و نهادهای مدرن همگی نقش مهمی داشتهاند. بسیاری از پژوهشگران فرهنگ ژاپن معتقدند این ویژگیها بر بستری تاریخی شکل گرفتهاند که آیین شینتو، دین بومی ژاپن، بخشی از آن است.
شینتو، برخلاف ادیان ابراهیمی، نه پیامبر بنیانگذار دارد، نه کتاب مقدس محوری و نه ادعای حقیقت انحصاری. هسته باورهای آن بیش از آنکه ایمان به یک روایت یا داستان تاریخی باشد، مجموعهای از آیینها، پاسداشت «کامی»ها (روحهای ارزشمند)، پاکیزگی، احترام به یاد نیاکان و هماهنگی با جهان پیرامون است. بسیاری از ژاپنیها حتی اگر خود را مذهبی ندانند، همچنان در سنتهای شینتویی زندگی میکنند.
در این آیین، پاکیزگی، احترام به مکان، هماهنگی با طبیعت و آلوده نکردن فضای مشترک، ارزشهایی مهم به شمار میروند؛ ارزشهایی که بهتدریج از معبد فراتر رفتند و به مدرسه، خیابان، محل کار و حتی ورزشگاه راه یافتند.
به نظر میرسد سالهاست بسیاری از دینداران، ادیان غیرابراهیمی را با نگاهی «از بالا به پایین» مینگرند؛ گویی اخلاق، فضیلت و تمدن تنها در انحصار ادیان ابراهیمی (که خود را ادیان بزرگ یا «اولوالعزم» یا «صاحب کتاب» مینامند) است. اما اگر شینتو، بدون پیامبر یا کتاب، توانسته باشد در کنار عوامل فرهنگی دیگر در شکلگیری فرهنگی مسئولیتپذیر، منظم و پاکیزه ژاپن سهمی داشته باشد، چرا باید فکر کنیم دین ما بهترین دین جهان است؟
ژاپن نیز، مانند هر کشور دیگری، از اشتباهات و شکستهای تاریخی مصون نبوده است. با این حال، یکی از ویژگیهای برجسته فرهنگ امروز این کشور، پذیرش مسئولیت، تلاش برای اصلاح، و ترجیح سازندگی بر ماندن در گذشته است؛ رویکردی که نقش مهمی در توسعه و پیشرفت ژاپن ایفا کرده است.
شاید ارزش یک سنت دینی را نتوان با شمار پیامبران، کتابهای مقدس یا ادعاهای سنگین آن سنجید. شاید پرسش مهمتر این باشد که آن سنت، چه نوع انسانی و چه نوع جامعهای میسازد؟ چه ثمر و میوهای دارد؟ اگر دینی انسانهایی مسئولتر، فروتنتر، قانونمدارتر و محترمتر نسبت به حقوق دیگران پرورش دهد، آیا این دستاورد، خود یکی از معیارهای مهم برای ارزیابی آن دین نیست؟
#شینتو #دین #آیین #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
چگونه یک دین «بدون کتاب»، روحیه ژاپنی را شکل داده است؟
ورق بزنید
رفتار بازیکنان و هواداران تیم ملی ژاپن سالهاست که توجه و ستایش مردم جهان را به خود جلب کرده است. هواداران ژاپنی، فارغ از نتیجه مسابقه، پس از پایان بازی روی سکوها میمانند و زبالههای سکوهای خود را جمع میکنند. بازیکنان نیز رختکن را تمیز و مرتب تحویل میدهند و با نوشتن جملهای کوتاه به زبان کشور میزبان، از آن سپاسگزاری میکنند.
نظم، پاکیزگی، احترام به فضای عمومی، وجدان کاری و مسئولیتپذیری، از ویژگیهایی است که سالهاست نام ژاپن را با خود همراه کرده است. ژاپن پیش از جنگ دوم جهانی به سرعت به کشوری صنعتی و علمی تبدیل شده بود و پس از شکست نیز دوباره با سرعتی حیرتانگیز خود را بازسازی کرد. انقلابیون ایرانی گاه میگفتند میخواهند از ایران یک «ژاپن اسلامی» بسازند.
بدون شک فرهنگ، روحیه و اخلاقیات مردم ژاپن در سرنوشت آنان نقش داشته است. این فرهنگ از کجا آمده است؟ پاسخ ساده نیست. آموزش، خانواده، قوانین، توسعه اقتصادی و نهادهای مدرن همگی نقش مهمی داشتهاند. بسیاری از پژوهشگران فرهنگ ژاپن معتقدند این ویژگیها بر بستری تاریخی شکل گرفتهاند که آیین شینتو، دین بومی ژاپن، بخشی از آن است.
شینتو، برخلاف ادیان ابراهیمی، نه پیامبر بنیانگذار دارد، نه کتاب مقدس محوری و نه ادعای حقیقت انحصاری. هسته باورهای آن بیش از آنکه ایمان به یک روایت یا داستان تاریخی باشد، مجموعهای از آیینها، پاسداشت «کامی»ها (روحهای ارزشمند)، پاکیزگی، احترام به یاد نیاکان و هماهنگی با جهان پیرامون است. بسیاری از ژاپنیها حتی اگر خود را مذهبی ندانند، همچنان در سنتهای شینتویی زندگی میکنند.
در این آیین، پاکیزگی، احترام به مکان، هماهنگی با طبیعت و آلوده نکردن فضای مشترک، ارزشهایی مهم به شمار میروند؛ ارزشهایی که بهتدریج از معبد فراتر رفتند و به مدرسه، خیابان، محل کار و حتی ورزشگاه راه یافتند.
به نظر میرسد سالهاست بسیاری از دینداران، ادیان غیرابراهیمی را با نگاهی «از بالا به پایین» مینگرند؛ گویی اخلاق، فضیلت و تمدن تنها در انحصار ادیان ابراهیمی (که خود را ادیان بزرگ یا «اولوالعزم» یا «صاحب کتاب» مینامند) است. اما اگر شینتو، بدون پیامبر یا کتاب، توانسته باشد در کنار عوامل فرهنگی دیگر در شکلگیری فرهنگی مسئولیتپذیر، منظم و پاکیزه ژاپن سهمی داشته باشد، چرا باید فکر کنیم دین ما بهترین دین جهان است؟
ژاپن نیز، مانند هر کشور دیگری، از اشتباهات و شکستهای تاریخی مصون نبوده است. با این حال، یکی از ویژگیهای برجسته فرهنگ امروز این کشور، پذیرش مسئولیت، تلاش برای اصلاح، و ترجیح سازندگی بر ماندن در گذشته است؛ رویکردی که نقش مهمی در توسعه و پیشرفت ژاپن ایفا کرده است.
شاید ارزش یک سنت دینی را نتوان با شمار پیامبران، کتابهای مقدس یا ادعاهای سنگین آن سنجید. شاید پرسش مهمتر این باشد که آن سنت، چه نوع انسانی و چه نوع جامعهای میسازد؟ چه ثمر و میوهای دارد؟ اگر دینی انسانهایی مسئولتر، فروتنتر، قانونمدارتر و محترمتر نسبت به حقوق دیگران پرورش دهد، آیا این دستاورد، خود یکی از معیارهای مهم برای ارزیابی آن دین نیست؟
#شینتو #دین #آیین #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤6👍3
۱۶۸ روز بازداشت و بلاتکلیفی؛ نوید ذرهبین ایرانی، شهروند بهائی، همچنان بدون تعیین تکلیف در زندان
با گذشت ۱۶۸ روز از بازداشت نوید ذرهبین ایرانی، شهروند بهائی و عکاس، او همچنان بدون تعیین تکلیف در زندان وکیلآباد مشهد نگهداری میشود. با وجود گذشت بیش از پنج ماه و نیم از بازداشت و برگزاری جلسهٔ بازپرسی نهایی، هنوز هیچ اطلاع مشخصی پیرامون روند دادرسی و زمان برگزاری دادگاه او منتشر نشده است. همچنین، برخلاف بسیاری از بازداشتشدگان، درخواست آزادی موقت او با تودیع وثیقه نیز تاکنون پذیرفته نشده و این وضعیت، نگرانی خانواده و نزدیکانش را بیش از پیش افزایش داده است.
قرار بازداشت موقت وی در تمام این مدت، با این استدلال که گزارش نهایی وزارت اطلاعات هنوز به شعبهٔ رسیدگیکننده ارسال نشده، بهطور مستمر و ماهانه تمدید شده است.
از پایان هفتهٔ اول اردیبهشتماه نوید ذرهبین ایرانی بدون صدور هیچ حکمی به بند ۱-۶ زندان وکیلآباد مشهد و تحت شرایط کامل یک زندانی منتقل شده است. بند ۱-۶ عمدتاً بهعنوان بند سیاسی ـ امنیتی شناخته میشود و علاوه بر زندانیان سیاسی، امنیتی و عقیدتی، محکومان دارای احکام سنگین و از جمله محکومان به اعدام نیز در آن نگهداری میشوند.
پیش از آن، نوید ذرهبین ایرانی ۴۰ روز را در بازداشت وزارت اطلاعات و تحت بازجوییهای مستمر گذراند و سپس به بند قرنطینهٔ زندان وکیلآباد منتقل شد.
در مدت حضور در بند قرنطینه نیز چندین بار از اتاقی به اتاق دیگر منتقل شد. دستکم دو مورد از این جابهجاییها با هدف دور کردن او از همبندیهایش انجام شده است. این انتقالها در شرایطی صورت گرفته که اتاقهای چند ده نفره این بند با ازدحام شدید و امکانات بسیار محدود مواجه هستند.
نوید ذرهبین ایرانی به داشتن روابط اجتماعی قوی و روحیهای سرشار از محبت نسبت به دیگران شناخته میشود؛ ویژگیای که به گفتهٔ منابع آگاه، در زندان بارها موجب برخورد مسئولان و اعمال محدودیتهایی از جمله جابهجاییهای مکرر او به اتاقهای دیگر شده است.
در تاریخ ۱۰ تیرماه، به درخواست شعبهٔ رسیدگیکننده، او برای برگزاری جلسهٔ بازپرسی نهایی و ارائهٔ آخرین دفاعیات خود به دادسرای انقلاب منتقل شد، اما این جلسه نیز تغییری در وضعیت بازداشت او ایجاد نکرد.
نوید ذرهبین ایرانی با اتهامهای امنیتی مرتبط با باور دینی خود، همچنان در زندان وکیلآباد مشهد در وضعیت بلاتکلیف نگهداری میشود.
ذرهبین ایرانی صبح جمعه ۲۶ دیماه ۱۴۰۴ توسط مأموران وزارت اطلاعات در منزل شخصی خود و در برابر چشمان فرزند نوجوانش بازداشت شد.
#نوید_ذره_بین_ایرانی #داستان_ما_یکیست #بهاییان_ایران #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
با گذشت ۱۶۸ روز از بازداشت نوید ذرهبین ایرانی، شهروند بهائی و عکاس، او همچنان بدون تعیین تکلیف در زندان وکیلآباد مشهد نگهداری میشود. با وجود گذشت بیش از پنج ماه و نیم از بازداشت و برگزاری جلسهٔ بازپرسی نهایی، هنوز هیچ اطلاع مشخصی پیرامون روند دادرسی و زمان برگزاری دادگاه او منتشر نشده است. همچنین، برخلاف بسیاری از بازداشتشدگان، درخواست آزادی موقت او با تودیع وثیقه نیز تاکنون پذیرفته نشده و این وضعیت، نگرانی خانواده و نزدیکانش را بیش از پیش افزایش داده است.
قرار بازداشت موقت وی در تمام این مدت، با این استدلال که گزارش نهایی وزارت اطلاعات هنوز به شعبهٔ رسیدگیکننده ارسال نشده، بهطور مستمر و ماهانه تمدید شده است.
از پایان هفتهٔ اول اردیبهشتماه نوید ذرهبین ایرانی بدون صدور هیچ حکمی به بند ۱-۶ زندان وکیلآباد مشهد و تحت شرایط کامل یک زندانی منتقل شده است. بند ۱-۶ عمدتاً بهعنوان بند سیاسی ـ امنیتی شناخته میشود و علاوه بر زندانیان سیاسی، امنیتی و عقیدتی، محکومان دارای احکام سنگین و از جمله محکومان به اعدام نیز در آن نگهداری میشوند.
پیش از آن، نوید ذرهبین ایرانی ۴۰ روز را در بازداشت وزارت اطلاعات و تحت بازجوییهای مستمر گذراند و سپس به بند قرنطینهٔ زندان وکیلآباد منتقل شد.
در مدت حضور در بند قرنطینه نیز چندین بار از اتاقی به اتاق دیگر منتقل شد. دستکم دو مورد از این جابهجاییها با هدف دور کردن او از همبندیهایش انجام شده است. این انتقالها در شرایطی صورت گرفته که اتاقهای چند ده نفره این بند با ازدحام شدید و امکانات بسیار محدود مواجه هستند.
نوید ذرهبین ایرانی به داشتن روابط اجتماعی قوی و روحیهای سرشار از محبت نسبت به دیگران شناخته میشود؛ ویژگیای که به گفتهٔ منابع آگاه، در زندان بارها موجب برخورد مسئولان و اعمال محدودیتهایی از جمله جابهجاییهای مکرر او به اتاقهای دیگر شده است.
در تاریخ ۱۰ تیرماه، به درخواست شعبهٔ رسیدگیکننده، او برای برگزاری جلسهٔ بازپرسی نهایی و ارائهٔ آخرین دفاعیات خود به دادسرای انقلاب منتقل شد، اما این جلسه نیز تغییری در وضعیت بازداشت او ایجاد نکرد.
نوید ذرهبین ایرانی با اتهامهای امنیتی مرتبط با باور دینی خود، همچنان در زندان وکیلآباد مشهد در وضعیت بلاتکلیف نگهداری میشود.
ذرهبین ایرانی صبح جمعه ۲۶ دیماه ۱۴۰۴ توسط مأموران وزارت اطلاعات در منزل شخصی خود و در برابر چشمان فرزند نوجوانش بازداشت شد.
#نوید_ذره_بین_ایرانی #داستان_ما_یکیست #بهاییان_ایران #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
😡6
کشیش منصور برجی، مدیر «سازمان ماده ۱۸»، در گفتوگو با صدای آمریکا نسبت به تشدید فشارها برای مصادره کامل کلیسای تاریخی «پطرس مقدس» در تهران هشدار داد. وی با اشاره به تخریب کلیسای انجیلی مشهد در خردادماه، این اقدام را تداوم الگوی چهلساله مصادره اموال مسیحیان توسط نهادهای امنیتی و «ستاد اجرایی فرمان امام» دانست.
او در این باره گفت حکم مصادره کلیسای پطرس مقدس حدود ۳۰ سال پیش صادر شده، اما رهبران کلیسا بهتازگی از وجود آن مطلع شدهاند. وی افزود این حکم، تمامی بخشهای این مجموعه شامل ساختمانهای مسکونی و مدرسه را در بر میگیرد و به اعضای کلیسا اعلام شده است که باید مکان دیگری را برای عبادت انتخاب کنند.
کشیش برجی در پاسخ به پرسشی درباره مبنای حقوقی این مصادرهها اظهار داشت که احکام مشاهدهشده توسط او فاقد استدلال حقوقی بوده و بیشتر حاوی متنهای شعارگونه هستند. وی تصریح کرد که حاکمیت ایران با تقسیم مسیحیان به دو دسته «بهرسمیتشناختهشده» و «بهرسمیتشناختهنشده»، سیاست حذف مسیحیت فارسیزبان را دنبال میکند.
او با اشاره به اقدامات نمایشی حکومت، تأکید کرد که این کارها چهره واقعی رفتار حاکمیت با اقلیتهای دینی را پنهان نمیکند. وی افزود که کلیساها تنها ساختمان نیستند، بلکه بخشی از حافظه تاریخی و میراث متنوع ایران محسوب میشوند؛ بنابراین تخریب آنها حمله به هویت ملی ایرانیان است.
در پایان، کشیش منصور برجی گفت حکومت هزینههای کلانی برای تبلیغات جهت ارائه چهرهای مثبت در شبکههای اجتماعی صرف میکند، اما آنچه در عمل بر سر مسیحیان، یهودیان و سایر اقلیتها میآید، تعریفکننده نوع برخورد این حاکمیت است که در حافظه جامعه بینالملل باقی خواهد ماند.
#کلیسا #منصور_برجی #مسیحیان_ایران #گفتگو_توانا
@Dialigue1402
او در این باره گفت حکم مصادره کلیسای پطرس مقدس حدود ۳۰ سال پیش صادر شده، اما رهبران کلیسا بهتازگی از وجود آن مطلع شدهاند. وی افزود این حکم، تمامی بخشهای این مجموعه شامل ساختمانهای مسکونی و مدرسه را در بر میگیرد و به اعضای کلیسا اعلام شده است که باید مکان دیگری را برای عبادت انتخاب کنند.
کشیش برجی در پاسخ به پرسشی درباره مبنای حقوقی این مصادرهها اظهار داشت که احکام مشاهدهشده توسط او فاقد استدلال حقوقی بوده و بیشتر حاوی متنهای شعارگونه هستند. وی تصریح کرد که حاکمیت ایران با تقسیم مسیحیان به دو دسته «بهرسمیتشناختهشده» و «بهرسمیتشناختهنشده»، سیاست حذف مسیحیت فارسیزبان را دنبال میکند.
او با اشاره به اقدامات نمایشی حکومت، تأکید کرد که این کارها چهره واقعی رفتار حاکمیت با اقلیتهای دینی را پنهان نمیکند. وی افزود که کلیساها تنها ساختمان نیستند، بلکه بخشی از حافظه تاریخی و میراث متنوع ایران محسوب میشوند؛ بنابراین تخریب آنها حمله به هویت ملی ایرانیان است.
در پایان، کشیش منصور برجی گفت حکومت هزینههای کلانی برای تبلیغات جهت ارائه چهرهای مثبت در شبکههای اجتماعی صرف میکند، اما آنچه در عمل بر سر مسیحیان، یهودیان و سایر اقلیتها میآید، تعریفکننده نوع برخورد این حاکمیت است که در حافظه جامعه بینالملل باقی خواهد ماند.
#کلیسا #منصور_برجی #مسیحیان_ایران #گفتگو_توانا
@Dialigue1402
👍4
منوچهر فرید، بازیگر برجسته تئاتر و سینمای ایران که با حضور در آثار ماندگار موج نوی سینمای ایران به شهرت رسیده بود، روز جمعه، سوم ژوئیه ۲۰۲۶ (۱۲ تیر ۱۴۰۵) در سن ۸۹ سالگی در شهر ملبورن استرالیا درگذشت.
▪️از صحنه نمایش تا قلههای سینمای موج نو
منوچهر فرید، متولد ۱۳۱۶ در تهران، فعالیت هنری خود را با تئاتر آغاز کرد و با بهرهگیری از آموزشهای استادانی چون حمید سمندریان در اداره هنرهای دراماتیک، به یکی از بازیگران صاحبسبک و توانمند نسل خود بدل شد. او که همنسل چهرههایی چون علی نصیریان، محمدعلی کشاورز و پرویز فنیزاده بود، از اواسط دهه ۱۳۴۰ به سینما راه یافت.
نقشآفرینی او در نقش «آقا رحیم» در فیلم رگبار (بهرام بیضایی)، به عنوان یکی از ملموسترین و بهیادماندنیترین شخصیتهای سینمای ایران، جایگاه او را تثبیت کرد. همکاریهای درخشان او با بهرام بیضایی در آثاری همچون غریبه و مه، کلاغ و چریکه تارا، او را به یکی از ارکان سینمای متفاوت ایران در دهههای ۴۰ و ۵۰ بدل کرد.
▪️تبعید، ممنوعالکاری و پایان یک مسیر هنری
پس از انقلاب اسلامی ۱۳۵۷، مسیر حرفهای منوچهر فرید به شکلی تراژیک تغییر کرد. او به دلیل عقاید مذهبی (بهایی بودن) با فشارهای سیستماتیک، بازجویی و در نهایت ممنوعالکاری مواجه شد. این محدودیتها که در آن دوران گریبانگیر بسیاری از هنرمندان بود، عملاً او را از فضای هنری ایران حذف کرد.
فرید در شرایطی که امکان ادامه فعالیت در حرفه مورد علاقهاش را نداشت، ناچار به ترک وطن شد. او ابتدا به آمریکا و سپس به استرالیا مهاجرت کرد. در دوران تبعید، او دیگر هرگز به بازیگری حرفهای بازنگشت و سالهای طولانی را در مشاغل خدماتی و صنعتی، از جمله کار در کارخانههای نساجی و مونتاژ گذراند.
او در گفتوگوهای سالهای پایانی عمرش، دوران زندگی پس از مهاجرت را «ایفای نقشی طولانی در زندگی روزمره» توصیف کرده بود.
▪️کارنامه هنری در یک نگاه
از جمله آثار مهمی که نام او را در حافظه جمعی سینمای ایران ثبت کرده است میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
سینمایی: رگبار، غریبه و مه، چریکه تارا، کلاغ، بلوچ، صدای صحرا، پرواز در قفس و میراث من جنون.
تلویزیونی: حضور در مجموعه ماندگار دلیران تنگستان.
#منوچهر_فرید #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
▪️از صحنه نمایش تا قلههای سینمای موج نو
منوچهر فرید، متولد ۱۳۱۶ در تهران، فعالیت هنری خود را با تئاتر آغاز کرد و با بهرهگیری از آموزشهای استادانی چون حمید سمندریان در اداره هنرهای دراماتیک، به یکی از بازیگران صاحبسبک و توانمند نسل خود بدل شد. او که همنسل چهرههایی چون علی نصیریان، محمدعلی کشاورز و پرویز فنیزاده بود، از اواسط دهه ۱۳۴۰ به سینما راه یافت.
نقشآفرینی او در نقش «آقا رحیم» در فیلم رگبار (بهرام بیضایی)، به عنوان یکی از ملموسترین و بهیادماندنیترین شخصیتهای سینمای ایران، جایگاه او را تثبیت کرد. همکاریهای درخشان او با بهرام بیضایی در آثاری همچون غریبه و مه، کلاغ و چریکه تارا، او را به یکی از ارکان سینمای متفاوت ایران در دهههای ۴۰ و ۵۰ بدل کرد.
▪️تبعید، ممنوعالکاری و پایان یک مسیر هنری
پس از انقلاب اسلامی ۱۳۵۷، مسیر حرفهای منوچهر فرید به شکلی تراژیک تغییر کرد. او به دلیل عقاید مذهبی (بهایی بودن) با فشارهای سیستماتیک، بازجویی و در نهایت ممنوعالکاری مواجه شد. این محدودیتها که در آن دوران گریبانگیر بسیاری از هنرمندان بود، عملاً او را از فضای هنری ایران حذف کرد.
فرید در شرایطی که امکان ادامه فعالیت در حرفه مورد علاقهاش را نداشت، ناچار به ترک وطن شد. او ابتدا به آمریکا و سپس به استرالیا مهاجرت کرد. در دوران تبعید، او دیگر هرگز به بازیگری حرفهای بازنگشت و سالهای طولانی را در مشاغل خدماتی و صنعتی، از جمله کار در کارخانههای نساجی و مونتاژ گذراند.
او در گفتوگوهای سالهای پایانی عمرش، دوران زندگی پس از مهاجرت را «ایفای نقشی طولانی در زندگی روزمره» توصیف کرده بود.
▪️کارنامه هنری در یک نگاه
از جمله آثار مهمی که نام او را در حافظه جمعی سینمای ایران ثبت کرده است میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
سینمایی: رگبار، غریبه و مه، چریکه تارا، کلاغ، بلوچ، صدای صحرا، پرواز در قفس و میراث من جنون.
تلویزیونی: حضور در مجموعه ماندگار دلیران تنگستان.
#منوچهر_فرید #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
💔5❤1😢1
بازداشت کمدین سرشناس ترکیه به دلیل شوخی با قرآن و انتقاد از اردوغان
دنیز گوکتاش، کمدین ۳۲ ساله ترکیهای، روز پنجشنبه به محض ورود به فرودگاه استانبول توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد. این بازداشت در پی واکنشهای گسترده به برنامه استندآپ کمدی ۹۰ دقیقهای او در یوتیوب صورت گرفت؛ برنامهای که در آن وی با لحنی انتقادی و طنزآمیز به مقدسات دینی و سیاستهای دولت ترکیه پرداخت
بر اساس محتوای منتشر شده در این استندآپ، بخشی که بیشترین خشم نهادهای قضایی و محافظهکاران را برانگیخت، مربوط به شوخی با موضوع «آخرین کتاب بودنِ قرآن» است.
گوکتاش در بخشی از یک استندآپ میگوید: «به نظر من [قرآن] بهترینِ آن چهار کتاب است؛ یک نکته مثبت این است که در قرن هفتم، این یک ادعای جسورانه بود. اما این وضعیت برای نویسنده (خالق) هم بسیار دشوار است؛ چرا که اگر ایده جدیدی به ذهنش برسد، دیگر کار از کار گذشته است؛ چون قبلاً اعلام کرده که "این آخرین کتاب است..."»
علاوه بر این، وی در بخشهای دیگر برنامه، رجب طیب اردوغان، رئیسجمهور ترکیه، را به صراحت «دیکتاتور» خطاب کرد.
هنوز روشن نیست کدام بخش از اجرای ۹۰ دقیقهای استندآپ او که در یوتیوب منتشر شده، مصداق توهین به رییسجمهوری است؛ جرمی که طبق ماده ۲۹۹ قانون جزای ترکیه تعریف شده است. با این حال، او آشکارا اردوغان را «دیکتاتور»ی توصیف کرده که سرانجام «با امیالش به صلح رسیده است».
ضبط این اجرا ۲۴ ژوئن منتشر شد و از آن زمان نزدیک به ۹ میلیون بار دیده شده است. دنیز گوکتاش در این برنامه با نگاهی طنزآمیز به تحولات سیاسی ترکیه پرداخت و تقریبا همه جناحهای صحنه سیاست، از جمله رقیب زندانی اردوغان، اکرم اماماوغلو شهردار استانبول را دست انداخت؛ بازداشتی که سال گذشته موجی از اعتراضهای گسترده خیابانی را برانگیخت.
بازداشت گوکتاش در شرایطی صورت گرفت که مقامها دامنه سرکوب علیه هر کسی را که منتقد دولت اسلامگرای محافظهکار ترکیه یا ارزشهای آن تلقی میشود، گسترش دادهاند و پروندههای قضایی فزایندهای علیه موسیقیدانان، هنرمندان، روزنامهنگاران و سیاستمداران و دیگران به جریان افتاده است.
دادستانی استانبول در بیانیهای اعلام کرد: «دنیز گوکتاش دوم ژوئیه در فرودگاه استانبول بازداشت شد.»
این نهاد گفت ۱۸۵ شکایت درباره این اجرای استندآپ دریافت کرده و افزوده است او به اتهام «توهین علنی به ارزشهای دینی» تحت پیگرد قرار دارد.
#توهین_به_مقدسات #آزادی_بیان #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
دنیز گوکتاش، کمدین ۳۲ ساله ترکیهای، روز پنجشنبه به محض ورود به فرودگاه استانبول توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد. این بازداشت در پی واکنشهای گسترده به برنامه استندآپ کمدی ۹۰ دقیقهای او در یوتیوب صورت گرفت؛ برنامهای که در آن وی با لحنی انتقادی و طنزآمیز به مقدسات دینی و سیاستهای دولت ترکیه پرداخت
بر اساس محتوای منتشر شده در این استندآپ، بخشی که بیشترین خشم نهادهای قضایی و محافظهکاران را برانگیخت، مربوط به شوخی با موضوع «آخرین کتاب بودنِ قرآن» است.
گوکتاش در بخشی از یک استندآپ میگوید: «به نظر من [قرآن] بهترینِ آن چهار کتاب است؛ یک نکته مثبت این است که در قرن هفتم، این یک ادعای جسورانه بود. اما این وضعیت برای نویسنده (خالق) هم بسیار دشوار است؛ چرا که اگر ایده جدیدی به ذهنش برسد، دیگر کار از کار گذشته است؛ چون قبلاً اعلام کرده که "این آخرین کتاب است..."»
علاوه بر این، وی در بخشهای دیگر برنامه، رجب طیب اردوغان، رئیسجمهور ترکیه، را به صراحت «دیکتاتور» خطاب کرد.
هنوز روشن نیست کدام بخش از اجرای ۹۰ دقیقهای استندآپ او که در یوتیوب منتشر شده، مصداق توهین به رییسجمهوری است؛ جرمی که طبق ماده ۲۹۹ قانون جزای ترکیه تعریف شده است. با این حال، او آشکارا اردوغان را «دیکتاتور»ی توصیف کرده که سرانجام «با امیالش به صلح رسیده است».
ضبط این اجرا ۲۴ ژوئن منتشر شد و از آن زمان نزدیک به ۹ میلیون بار دیده شده است. دنیز گوکتاش در این برنامه با نگاهی طنزآمیز به تحولات سیاسی ترکیه پرداخت و تقریبا همه جناحهای صحنه سیاست، از جمله رقیب زندانی اردوغان، اکرم اماماوغلو شهردار استانبول را دست انداخت؛ بازداشتی که سال گذشته موجی از اعتراضهای گسترده خیابانی را برانگیخت.
بازداشت گوکتاش در شرایطی صورت گرفت که مقامها دامنه سرکوب علیه هر کسی را که منتقد دولت اسلامگرای محافظهکار ترکیه یا ارزشهای آن تلقی میشود، گسترش دادهاند و پروندههای قضایی فزایندهای علیه موسیقیدانان، هنرمندان، روزنامهنگاران و سیاستمداران و دیگران به جریان افتاده است.
دادستانی استانبول در بیانیهای اعلام کرد: «دنیز گوکتاش دوم ژوئیه در فرودگاه استانبول بازداشت شد.»
این نهاد گفت ۱۸۵ شکایت درباره این اجرای استندآپ دریافت کرده و افزوده است او به اتهام «توهین علنی به ارزشهای دینی» تحت پیگرد قرار دارد.
#توهین_به_مقدسات #آزادی_بیان #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
😡6❤1👍1😱1
شهرنوش پارسیپور، نویسنده پیشرو ادبیات ایران درگذشت
شهرنوش پارسیپور، نویسنده، مترجم و از چهرههای برجسته ادبیات معاصر ایران، روز جمعه ۳ ژوئیه ۲۰۲۶ (۱۲ تیر ۱۴۰۵)، در یکی از بیمارستانهای حومه سانفرانسیسکو در آمریکا درگذشت.
خانواده و دوستان او اعلام کردند که پارسیپور از هفته گذشته، پس از سکته قلبی، در بیمارستان بستری بود.
پارسیپور که متولد ۲۸ بهمن ۱۳۲۴ در تهران بود، از نویسندگانی به شمار میرفت که آثارش بارها با سانسور و ممنوعیت انتشار در ایران روبهرو شد. رمانهای "زنان بدون مردان"، "طوبا و معنای شب" و "سگ و زمستان بلند" از شناختهشدهترین آثار او هستند.
او پیش از انقلاب در سازمان رادیو و تلویزیون ملی ایران فعالیت میکرد، اما در اعتراض به اعدام خسرو گلسرخی و کرامتالله دانشیان استعفا کرد و مدتی هم زندانی بود. پس از انقلاب نیز چندین بار بازداشت شد و سالها را بدون حکم رسمی در زندان گذراند؛ تجربهای که بعدها در کتاب "خاطرات زندان" بازتاب یافت.
رمان "زنان بدون مردان" که به زبانهای مختلف ترجمه شد، بعدها مبنای فیلمی به همین نام به کارگردانی شیرین نشاط قرار گرفت.
شهرنوش پارسیپور در طول کارنامه هنری و اجتماعی خود افتخارات متعددی کسب کرد که از برجستهترین آنها میتوان به دریافت جایزه معتبر بیتا در سال ۲۰۱۶ برای یک عمر دستاورد فرهنگی و هنری اشاره کرد. او همچنین به دلیل تلاشهایش در مسیر آزادی بیان و شجاعت در برابر سانسور، برنده جایزه حقوق بشری هلمن-همت (پایهگذاریشده توسط سازمان دیدهبان حقوق بشر) شد. علاوه بر این، پارسیپور از سوی هجدهمین همایش پژوهشهای زنان در آمریکا به عنوان «زن سال» برگزیده شد و رمان ماندگارش، «طوبا و معنای شب»، نامزدی جایزه جهانی ادبی لائور باتایون در فرانسه را برای او به ارمغان آورد. فیلم اقتباسی از شاهکار او «زنان بدون مردان» نیز به کارگردانی شیرین نشاط، موفق به کسب جایزه شیر نقرهای جشنواره فیلم ونیز در سال ۲۰۰۹ شد.
#شهرنوش_پارسی_پور #آزادی_بیان #سانسور #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
شهرنوش پارسیپور، نویسنده، مترجم و از چهرههای برجسته ادبیات معاصر ایران، روز جمعه ۳ ژوئیه ۲۰۲۶ (۱۲ تیر ۱۴۰۵)، در یکی از بیمارستانهای حومه سانفرانسیسکو در آمریکا درگذشت.
خانواده و دوستان او اعلام کردند که پارسیپور از هفته گذشته، پس از سکته قلبی، در بیمارستان بستری بود.
پارسیپور که متولد ۲۸ بهمن ۱۳۲۴ در تهران بود، از نویسندگانی به شمار میرفت که آثارش بارها با سانسور و ممنوعیت انتشار در ایران روبهرو شد. رمانهای "زنان بدون مردان"، "طوبا و معنای شب" و "سگ و زمستان بلند" از شناختهشدهترین آثار او هستند.
او پیش از انقلاب در سازمان رادیو و تلویزیون ملی ایران فعالیت میکرد، اما در اعتراض به اعدام خسرو گلسرخی و کرامتالله دانشیان استعفا کرد و مدتی هم زندانی بود. پس از انقلاب نیز چندین بار بازداشت شد و سالها را بدون حکم رسمی در زندان گذراند؛ تجربهای که بعدها در کتاب "خاطرات زندان" بازتاب یافت.
رمان "زنان بدون مردان" که به زبانهای مختلف ترجمه شد، بعدها مبنای فیلمی به همین نام به کارگردانی شیرین نشاط قرار گرفت.
شهرنوش پارسیپور در طول کارنامه هنری و اجتماعی خود افتخارات متعددی کسب کرد که از برجستهترین آنها میتوان به دریافت جایزه معتبر بیتا در سال ۲۰۱۶ برای یک عمر دستاورد فرهنگی و هنری اشاره کرد. او همچنین به دلیل تلاشهایش در مسیر آزادی بیان و شجاعت در برابر سانسور، برنده جایزه حقوق بشری هلمن-همت (پایهگذاریشده توسط سازمان دیدهبان حقوق بشر) شد. علاوه بر این، پارسیپور از سوی هجدهمین همایش پژوهشهای زنان در آمریکا به عنوان «زن سال» برگزیده شد و رمان ماندگارش، «طوبا و معنای شب»، نامزدی جایزه جهانی ادبی لائور باتایون در فرانسه را برای او به ارمغان آورد. فیلم اقتباسی از شاهکار او «زنان بدون مردان» نیز به کارگردانی شیرین نشاط، موفق به کسب جایزه شیر نقرهای جشنواره فیلم ونیز در سال ۲۰۰۹ شد.
#شهرنوش_پارسی_پور #آزادی_بیان #سانسور #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
💔8❤1🕊1
جووانی پیکو دلا میراندولا
تبیینگر کرامت انسان در سنت رنسانس
ورق بزنید
جووانی پیکو دلا میراندولا (۱۴۶۳–۱۴۹۴)، فیلسوف ایتالیایی و از چهرههای شاخص رنسانس، با نگارش «خطابه در باب منزلت انسان» جایگاهی ویژه در تاریخ اندیشه یافت.
او با تلفیق سنتهای افلاطونی، ارسطویی و عرفان یهودی، دیدگاهی جامع از جایگاه انسان در جهان هستی ارائه داد.
میراندولا بر این باور بود که برخلاف سایر موجودات که طبق طرحی از پیش تعیینشده آفریده شدهاند، انسان دارای طبیعتی نامعین و آزاد است. این آزادی، هسته اصلی هویت انسانی در اندیشه او محسوب میشود.
او استدلال میکرد که خداوند به انسان جایگاهی مرکزی در جهان بخشیده است تا بتواند با بهرهگیری از اراده خویش، یا به درجات فرشتگان صعود کند و یا به سطح حیوانات سقوط نماید. این قدرت «انتخاب»، بزرگترین نشانه کرامت انسانی است.
در اندیشه او، انسان سازنده و معمار سرنوشت خویش است. میراندولا تاکید داشت که هیچ ماهیت یا محدودیتی پیش از تولد برای انسان تعیین نشده است؛ بنابراین، هر فرد مسئولیت دارد که با دانش و فضیلت، جایگاه نهایی خود را در هستی تعیین کند.
او با دعوت به گفتگو میان سنتهای مختلف فکری، به دنبال کشف حقیقتی بود که فراتر از مرزهای مذهبی و فرقهای قرار دارد. برای میراندولا، جستجوی دانش، راهی برای بازگشت به منشأ الهی و تحقق کاملِ پتانسیلهای انسانی بود.
در نهایت، اندیشه میراندولا ستایشی از آزادی فردی است. او معتقد بود انسان با تکیه بر خرد و اراده، میتواند جهان را بشناسد و خود را به مثابه اثری هنری، با کمال آگاهی و مسئولیت، خلق کند. این دیدگاه، پیوندی عمیق میان توانمندیهای عقلانی و شکوه وجودی انسان برقرار میکند.
#جووانی_پیکو_دلا_میراندولا
#اومانیسم #انسانگرایی #کرامت_انسانی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
تبیینگر کرامت انسان در سنت رنسانس
ورق بزنید
جووانی پیکو دلا میراندولا (۱۴۶۳–۱۴۹۴)، فیلسوف ایتالیایی و از چهرههای شاخص رنسانس، با نگارش «خطابه در باب منزلت انسان» جایگاهی ویژه در تاریخ اندیشه یافت.
او با تلفیق سنتهای افلاطونی، ارسطویی و عرفان یهودی، دیدگاهی جامع از جایگاه انسان در جهان هستی ارائه داد.
میراندولا بر این باور بود که برخلاف سایر موجودات که طبق طرحی از پیش تعیینشده آفریده شدهاند، انسان دارای طبیعتی نامعین و آزاد است. این آزادی، هسته اصلی هویت انسانی در اندیشه او محسوب میشود.
او استدلال میکرد که خداوند به انسان جایگاهی مرکزی در جهان بخشیده است تا بتواند با بهرهگیری از اراده خویش، یا به درجات فرشتگان صعود کند و یا به سطح حیوانات سقوط نماید. این قدرت «انتخاب»، بزرگترین نشانه کرامت انسانی است.
در اندیشه او، انسان سازنده و معمار سرنوشت خویش است. میراندولا تاکید داشت که هیچ ماهیت یا محدودیتی پیش از تولد برای انسان تعیین نشده است؛ بنابراین، هر فرد مسئولیت دارد که با دانش و فضیلت، جایگاه نهایی خود را در هستی تعیین کند.
او با دعوت به گفتگو میان سنتهای مختلف فکری، به دنبال کشف حقیقتی بود که فراتر از مرزهای مذهبی و فرقهای قرار دارد. برای میراندولا، جستجوی دانش، راهی برای بازگشت به منشأ الهی و تحقق کاملِ پتانسیلهای انسانی بود.
در نهایت، اندیشه میراندولا ستایشی از آزادی فردی است. او معتقد بود انسان با تکیه بر خرد و اراده، میتواند جهان را بشناسد و خود را به مثابه اثری هنری، با کمال آگاهی و مسئولیت، خلق کند. این دیدگاه، پیوندی عمیق میان توانمندیهای عقلانی و شکوه وجودی انسان برقرار میکند.
#جووانی_پیکو_دلا_میراندولا
#اومانیسم #انسانگرایی #کرامت_انسانی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤3🤔1
محکومیت حبس پنج نوکیش مسیحی که هویت چهار تن از آنها آیدا نجفلو، ناصر نورد گلتپه، ژوزف شهبازیان و لیدا آلکسانی گزارش شده، توسط دادگاه تجدیدنظر استان تهران عینا تایید شد. این افراد در مرحله بدوی توسط دادگاه انقلاب تهران به مجموعا به ۵۵ سال حبس محکوم شده بودند.
بر اساس این گزارش، این احکام اخیرا توسط یکی از شعب دادگاه تجدیدنظر استان تهران صادر و در تاریخ یک تیرماه به این افراد ابلاغ شده است.
در آذرماه ۱۴۰۴، دادگاه انقلاب تهران حکم این افراد را صادر کرده بود. در رای صادره ناصر نورد گلتپه، ژوزف شهبازیان و دیگر نوکیش مسیحی دخیل در این پرونده، هر کدام به ۱۰ سال حبس و لیدا آلکسانی به هشت سال زندان محکوم شده بود. آیدا نجفلو نیز با حکم دادگاه مذکور مجموعا به ۱۷ سال حبس محکوم شده بود که با اعمال ماده ۱۳۴ قانون مجازات اسلامی، از مجموع ۱۷ سال حبس، مجازات اشد یعنی ۱۰ سال حبس برای او قابل اجرا خواهد بود.
اولین جلسه دادگاه رسیدگی به اتهامات آیدا نجف لو، ناصر نورد گلتپه و ژوزف شهبازیان در تاریخ ۱۵ شهریور ۱۴۰۴، در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به ریاست ابوالقاسم صلواتی برگزار شد. این نوکیشان مسیحی از بابت اتهامات تبلیغ علیه نظام و اقدام علیه امنیت ملی به دفاع از خود پرداخته بودند. دومین جلسه دادگاه رسیدگی به اتهامات این شهروندان در تاریخ ۲۹ مهرماه در شعبه قضایی مذکور برگزار شده بود.
کیفرخواست این پرونده در تاریخ ۲۰ خرداد ۱۴۰۴، توسط دادسرای اوین صادر شده بود. در قرار نهایی دادسرا، تشکیل، راهاندازی و هدایت کلیسای خانگی، اداره جلسات خانگی مسیحیت تبشیری و انجام آیینهای دینی همچون “غسل تعمید آب و یا عشای ربانی” بهعنوان مصادیق اتهامات ذکر شدهاند.
مورخ ۲۳ اردیبهشت ماه سال ۱۴۰۴، لیدا آلکسانی با تودیع وثیقه از زندان اوین آزاد شد. خانم آلکسانی در تاریخ ۲۴ فروردینماه همان سال، توسط مأموران وزارت اطلاعات در منزل شخصی خود بازداشت شده بود.
آیدا نجف لو نیز در تاریخ ۳۰ آذر ۱۴۰۴ با تودیع وثیقه از زندان اوین آزاد شد. وی مورخ ۲۴ فروردین ماه سال گذشته، از بازداشتگاه وزارت اطلاعات موسوم به بند ۲۰۹ زندان اوین به بند زنان این زندان منتقل شده بود. بازداشت این نوکیش مسیحی، در تاریخ ۱۸ بهمن ماه سال ۱۴۰۳، توسط نیروهای امنیتی صورت گرفته بود.
آقایان ناصر نورد گلتپه و ژوزف شهبازیان نیز که در همان تاریخ بازداشت و به زندان اوین منتقل شده بودند، همچنان در این زندان نگهداری می شوند.
#نوکیش_مسیحی #آزادی_باور #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
بر اساس این گزارش، این احکام اخیرا توسط یکی از شعب دادگاه تجدیدنظر استان تهران صادر و در تاریخ یک تیرماه به این افراد ابلاغ شده است.
در آذرماه ۱۴۰۴، دادگاه انقلاب تهران حکم این افراد را صادر کرده بود. در رای صادره ناصر نورد گلتپه، ژوزف شهبازیان و دیگر نوکیش مسیحی دخیل در این پرونده، هر کدام به ۱۰ سال حبس و لیدا آلکسانی به هشت سال زندان محکوم شده بود. آیدا نجفلو نیز با حکم دادگاه مذکور مجموعا به ۱۷ سال حبس محکوم شده بود که با اعمال ماده ۱۳۴ قانون مجازات اسلامی، از مجموع ۱۷ سال حبس، مجازات اشد یعنی ۱۰ سال حبس برای او قابل اجرا خواهد بود.
اولین جلسه دادگاه رسیدگی به اتهامات آیدا نجف لو، ناصر نورد گلتپه و ژوزف شهبازیان در تاریخ ۱۵ شهریور ۱۴۰۴، در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به ریاست ابوالقاسم صلواتی برگزار شد. این نوکیشان مسیحی از بابت اتهامات تبلیغ علیه نظام و اقدام علیه امنیت ملی به دفاع از خود پرداخته بودند. دومین جلسه دادگاه رسیدگی به اتهامات این شهروندان در تاریخ ۲۹ مهرماه در شعبه قضایی مذکور برگزار شده بود.
کیفرخواست این پرونده در تاریخ ۲۰ خرداد ۱۴۰۴، توسط دادسرای اوین صادر شده بود. در قرار نهایی دادسرا، تشکیل، راهاندازی و هدایت کلیسای خانگی، اداره جلسات خانگی مسیحیت تبشیری و انجام آیینهای دینی همچون “غسل تعمید آب و یا عشای ربانی” بهعنوان مصادیق اتهامات ذکر شدهاند.
مورخ ۲۳ اردیبهشت ماه سال ۱۴۰۴، لیدا آلکسانی با تودیع وثیقه از زندان اوین آزاد شد. خانم آلکسانی در تاریخ ۲۴ فروردینماه همان سال، توسط مأموران وزارت اطلاعات در منزل شخصی خود بازداشت شده بود.
آیدا نجف لو نیز در تاریخ ۳۰ آذر ۱۴۰۴ با تودیع وثیقه از زندان اوین آزاد شد. وی مورخ ۲۴ فروردین ماه سال گذشته، از بازداشتگاه وزارت اطلاعات موسوم به بند ۲۰۹ زندان اوین به بند زنان این زندان منتقل شده بود. بازداشت این نوکیش مسیحی، در تاریخ ۱۸ بهمن ماه سال ۱۴۰۳، توسط نیروهای امنیتی صورت گرفته بود.
آقایان ناصر نورد گلتپه و ژوزف شهبازیان نیز که در همان تاریخ بازداشت و به زندان اوین منتقل شده بودند، همچنان در این زندان نگهداری می شوند.
#نوکیش_مسیحی #آزادی_باور #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
💔5😡3
دویستوپنجاهمین سالگرد تاسیس ایالات متحده آمریکا
چرا مسیحیان پروتستان، حکومتی سکولار بنا نهادند؟
ورق بزنید
چهارم ژوئیه، سالگرد انتشار اعلامیه استقلال آمریکا است و امسال، ایالات متحده دویستوپنجاهمین سالگرد استقلال خود را جشن گرفت. با وجود آنکه بخش بزرگی از بنیانگذاران آمریکا و بیشتر مردم آن روزگار، مسیحیان معتقد پروتستان بودند، قانون اساسی این کشور حکومتی سکولار بنیان نهاد؛ حکومتی که هیچ دین رسمی ندارد و پیروان همه ادیان، و نیز افراد بیدین یا ناباور به خدا، در برابر قانون از حقوق برابر برخوردارند. چگونه چنین اتفاقی رخ داد؟
بنیانگذاران آمریکا تاریخ و تجربه تلخ ستم و خشونتهای مذهبی اروپا را پیش چشم داشتند: قارهای که قرنها جنگهای مذهبی، تعقیب دگراندیشان و دخالت دین در امور حکومتی و سیاسی را تجربه کرده بود. آنان به این نتیجه رسیدند که بهترین راه برای این که هم از آزادی محافظت کنند و هم دین را از گزند فساد مصون دارند، آن است که دولت به نفع هیچ دین یا مذهبی وارد عمل نشود.
به همین دلیل، سکولاریسم آمریکایی نه از دشمنی با مسیحیت، بلکه از دل جامعهای مسیحی پدید آمد. برای بسیاری از پروتستانها، ایمان زمانی ارزشمند بود که از روی انتخاب آزاد باشد، نه اجبار یا ترس. از همین رو، قانون اساسی آمریکا دولت را از تاسیس دین رسمی منع کرد و آزادی دین را برای همگان به رسمیت شناخت.
این رویکرد، نقطه مقابل حکومتهایی است که یک گروه دینی بر دیگران سلطه دارد. برای مثال، فرقه ولایت فقیه، اسلام شیعه را مذهب رسمی و برخوردار از امتیازات تبعیض آمیز اعلان کرده است. حکومت اسلامی برای اجرای برخی احکام و آموزههای دینی، از جمله حجاب اجباری و آموزش اجباری دینی در مدارس، از ابزارهای حکومتی، سرکوب و سلاح استفاده میکند.
تفاوت بنیادین این دو الگو در آن است که یکی ایمان را امری آزاد میداند و دیگری، تصور میکند وادار کردن مردم به تظاهر به اسلام، نوعی فتح و پیروزی است.
اما اکنون میتوان پرسید آیا جامعهای دینی که عقائد مذهبی خود را به دیگران تحمیل نمیکنند بیشتر برای مذهب خود احترام به همراه میآورد، یا گروهی که دست کم از دوره صفوی، صدها سال است دیدگاههای دینی خود را با استفاده از ترس و مجازاتهای سنگین بر دیگران تحمیل میکند؛ و با وجود اطلاع از نفرت بخشی از مردم از فرقه خود، ظاهرسازی ناشی از ارعاب را پیروزی جا میزند؟
#سکولاریسم #آمریکا #آزادی_باور #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
چرا مسیحیان پروتستان، حکومتی سکولار بنا نهادند؟
ورق بزنید
چهارم ژوئیه، سالگرد انتشار اعلامیه استقلال آمریکا است و امسال، ایالات متحده دویستوپنجاهمین سالگرد استقلال خود را جشن گرفت. با وجود آنکه بخش بزرگی از بنیانگذاران آمریکا و بیشتر مردم آن روزگار، مسیحیان معتقد پروتستان بودند، قانون اساسی این کشور حکومتی سکولار بنیان نهاد؛ حکومتی که هیچ دین رسمی ندارد و پیروان همه ادیان، و نیز افراد بیدین یا ناباور به خدا، در برابر قانون از حقوق برابر برخوردارند. چگونه چنین اتفاقی رخ داد؟
بنیانگذاران آمریکا تاریخ و تجربه تلخ ستم و خشونتهای مذهبی اروپا را پیش چشم داشتند: قارهای که قرنها جنگهای مذهبی، تعقیب دگراندیشان و دخالت دین در امور حکومتی و سیاسی را تجربه کرده بود. آنان به این نتیجه رسیدند که بهترین راه برای این که هم از آزادی محافظت کنند و هم دین را از گزند فساد مصون دارند، آن است که دولت به نفع هیچ دین یا مذهبی وارد عمل نشود.
به همین دلیل، سکولاریسم آمریکایی نه از دشمنی با مسیحیت، بلکه از دل جامعهای مسیحی پدید آمد. برای بسیاری از پروتستانها، ایمان زمانی ارزشمند بود که از روی انتخاب آزاد باشد، نه اجبار یا ترس. از همین رو، قانون اساسی آمریکا دولت را از تاسیس دین رسمی منع کرد و آزادی دین را برای همگان به رسمیت شناخت.
این رویکرد، نقطه مقابل حکومتهایی است که یک گروه دینی بر دیگران سلطه دارد. برای مثال، فرقه ولایت فقیه، اسلام شیعه را مذهب رسمی و برخوردار از امتیازات تبعیض آمیز اعلان کرده است. حکومت اسلامی برای اجرای برخی احکام و آموزههای دینی، از جمله حجاب اجباری و آموزش اجباری دینی در مدارس، از ابزارهای حکومتی، سرکوب و سلاح استفاده میکند.
تفاوت بنیادین این دو الگو در آن است که یکی ایمان را امری آزاد میداند و دیگری، تصور میکند وادار کردن مردم به تظاهر به اسلام، نوعی فتح و پیروزی است.
اما اکنون میتوان پرسید آیا جامعهای دینی که عقائد مذهبی خود را به دیگران تحمیل نمیکنند بیشتر برای مذهب خود احترام به همراه میآورد، یا گروهی که دست کم از دوره صفوی، صدها سال است دیدگاههای دینی خود را با استفاده از ترس و مجازاتهای سنگین بر دیگران تحمیل میکند؛ و با وجود اطلاع از نفرت بخشی از مردم از فرقه خود، ظاهرسازی ناشی از ارعاب را پیروزی جا میزند؟
#سکولاریسم #آمریکا #آزادی_باور #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤9👍3👏1