ژوزف شهبازیان
روایتی از ایمان در بند
ژوزف شهبازیان، شهروند ایرانی ارمنیتبار و از فعالان جامعه مسیحی در ایران، به دلیل برگزاری جلسات مذهبی در قالب کلیساهای خانگی شناخته میشود. فعالیتهای او در بستری صورت گرفت که کلیساهای رسمی تاریخی در ایران اجازه انجام مراسم به زبان فارسی را ندارند. این اقدامات، وی را در کانون توجه نهادهای امنیتی قرار داد و مسیر زندگی او را با پروندههای قضایی متعددی پیوند زد.
همسر او، لیدا الکسانی، نیز در جریان برخوردهای امنیتی با این گروهها بازداشت و تحت پیگرد قرار گرفت. بازداشت این زوج، پیامدهای اجتماعی و خانوادگی گستردهای برای آنان به همراه داشته و مانع از حضور آنها در مناسبتهای خانوادگی مهم شده است. این وضعیت، تصویری از فشارهای مضاعفی است که بر خانوادههای فعالان مذهبی در ایران تحمیل میشود.
کلیساهای خانگی در ایران، پاسخی به ممنوعیت برگزاری مراسم به زبان فارسی در کلیساهای رسمی است. ژوزف شهبازیان با میزبانی از این جلسات، سعی در ایجاد فضایی برای اقلیتهای مسیحی فارسیزبان داشت که امکان دسترسی به متون و مراسم مذهبی به زبان مادریشان را نداشتند. از دیدگاه او و همراهانش، این اقدامی عبادی بود، اما از منظر دستگاههای انتظامی، فعالیت غیرقانونی محسوب شد.
سابقه برخورد قضایی با شهبازیان به سال ۱۳۹۹ بازمیگردد. او طی سالهای اخیر بارها بازداشت، زندانی و با احکام حبس مواجه شده است. آخرین دور از این محکومیتها، حکم ۱۰ سال حبس است که توسط دادگاه انقلاب صادر شده است. تکرار این بازداشتها و صدور احکام سنگین حبس، منعکسکننده رویکرد سختگیرانه سیستم قضایی نسبت به فعالیتهای خارج از چارچوبهای رسمی است.
پرونده ژوزف شهبازیان را میتوان در ردیف پروندههای «زندانیان عقیدتی» دستهبندی کرد. بر اساس گزارشهای حقوق بشری، اتهامات او از جمله «اقدام علیه امنیت ملی»، مرتبط با برگزاری جلسات مذهبی است. فعالان حقوق بشر استدلال میکنند که بازداشت وی نه به دلیل ارتکاب جرم به معنای متعارف، بلکه به دلیل اصرار بر آزادی عمل در باورهای مذهبی و تشکیل گروههای غیررسمی بوده است.
محدودیتهای اعمال شده بر کلیساهای خانگی، بازتابدهنده چالشهای عمیقتر آزادی عقیده در ایران است. نقد سازمانهای حقوق بشری بر این رویه، عمدتا بر «حق آزادی مذهب و عقیده» تمرکز دارد. این رویکرد که فعالیت مذهبی نوکیشان یا پیروان کلیساهای غیررسمی را «تهدید امنیتی» میانگارد، با میثاقهای بینالمللی حقوق بشر که بر آزادی انتخاب و ابراز عقیده تأکید دارند، در تضاد ارزیابی میشود.
موضوع بازداشت ژوزف شهبازیان، مسئله «حقوق شهروندی و آزادی باور» را برجسته میکند. در یک جامعه مبتنی بر اصول حقوق بشر، حق باور داشتن و برگزاری مراسم مذهبی به زبان دلخواه، از حقوق اساسی هر فرد محسوب میشود. زندانی کردن افراد به دلیل عقیده، فارغ از محتوای آن باور، از دیدگاه نهادهای مدافع حقوق بشر، نقض آشکار آزادیهای مدنی و دموکراتیک است.
#کلیسای_خانگی #آزادی_باور #رواداری #ژوزف_شهبازیان #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
روایتی از ایمان در بند
ژوزف شهبازیان، شهروند ایرانی ارمنیتبار و از فعالان جامعه مسیحی در ایران، به دلیل برگزاری جلسات مذهبی در قالب کلیساهای خانگی شناخته میشود. فعالیتهای او در بستری صورت گرفت که کلیساهای رسمی تاریخی در ایران اجازه انجام مراسم به زبان فارسی را ندارند. این اقدامات، وی را در کانون توجه نهادهای امنیتی قرار داد و مسیر زندگی او را با پروندههای قضایی متعددی پیوند زد.
همسر او، لیدا الکسانی، نیز در جریان برخوردهای امنیتی با این گروهها بازداشت و تحت پیگرد قرار گرفت. بازداشت این زوج، پیامدهای اجتماعی و خانوادگی گستردهای برای آنان به همراه داشته و مانع از حضور آنها در مناسبتهای خانوادگی مهم شده است. این وضعیت، تصویری از فشارهای مضاعفی است که بر خانوادههای فعالان مذهبی در ایران تحمیل میشود.
کلیساهای خانگی در ایران، پاسخی به ممنوعیت برگزاری مراسم به زبان فارسی در کلیساهای رسمی است. ژوزف شهبازیان با میزبانی از این جلسات، سعی در ایجاد فضایی برای اقلیتهای مسیحی فارسیزبان داشت که امکان دسترسی به متون و مراسم مذهبی به زبان مادریشان را نداشتند. از دیدگاه او و همراهانش، این اقدامی عبادی بود، اما از منظر دستگاههای انتظامی، فعالیت غیرقانونی محسوب شد.
سابقه برخورد قضایی با شهبازیان به سال ۱۳۹۹ بازمیگردد. او طی سالهای اخیر بارها بازداشت، زندانی و با احکام حبس مواجه شده است. آخرین دور از این محکومیتها، حکم ۱۰ سال حبس است که توسط دادگاه انقلاب صادر شده است. تکرار این بازداشتها و صدور احکام سنگین حبس، منعکسکننده رویکرد سختگیرانه سیستم قضایی نسبت به فعالیتهای خارج از چارچوبهای رسمی است.
پرونده ژوزف شهبازیان را میتوان در ردیف پروندههای «زندانیان عقیدتی» دستهبندی کرد. بر اساس گزارشهای حقوق بشری، اتهامات او از جمله «اقدام علیه امنیت ملی»، مرتبط با برگزاری جلسات مذهبی است. فعالان حقوق بشر استدلال میکنند که بازداشت وی نه به دلیل ارتکاب جرم به معنای متعارف، بلکه به دلیل اصرار بر آزادی عمل در باورهای مذهبی و تشکیل گروههای غیررسمی بوده است.
محدودیتهای اعمال شده بر کلیساهای خانگی، بازتابدهنده چالشهای عمیقتر آزادی عقیده در ایران است. نقد سازمانهای حقوق بشری بر این رویه، عمدتا بر «حق آزادی مذهب و عقیده» تمرکز دارد. این رویکرد که فعالیت مذهبی نوکیشان یا پیروان کلیساهای غیررسمی را «تهدید امنیتی» میانگارد، با میثاقهای بینالمللی حقوق بشر که بر آزادی انتخاب و ابراز عقیده تأکید دارند، در تضاد ارزیابی میشود.
موضوع بازداشت ژوزف شهبازیان، مسئله «حقوق شهروندی و آزادی باور» را برجسته میکند. در یک جامعه مبتنی بر اصول حقوق بشر، حق باور داشتن و برگزاری مراسم مذهبی به زبان دلخواه، از حقوق اساسی هر فرد محسوب میشود. زندانی کردن افراد به دلیل عقیده، فارغ از محتوای آن باور، از دیدگاه نهادهای مدافع حقوق بشر، نقض آشکار آزادیهای مدنی و دموکراتیک است.
#کلیسای_خانگی #آزادی_باور #رواداری #ژوزف_شهبازیان #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
🙏5❤1💔1😡1
اراسموس «شاهزاده انسانگرایان»
معمار خردگرایی در رنسانس
دسیدریوس اراسموس (۱۴۶۶–۱۵۳۶)، الهیدان و فیلسوف هلندی، از برجستهترین چهرههای نهضت انسانگرایی در دوران رنسانس است. او با تسلط بر متون کلاسیک یونانی و لاتین، تلاش کرد پیوندی میان سنتهای مسیحی و خردگرایی دوران باستان برقرار کند.
اراسموس بر این باور بود که اخلاق باید بر مبنای عقل و آموزههای اصیل انسانی باشد. او با نقد تندی که بر فساد نهادهای کلیسایی زمان خود وارد کرد، مسیر را برای تفکر انتقادی هموار ساخت.
یکی از محوریترین اندیشههای او، تاکید بر اهمیت «تعلیم و تربیت» است. اراسموس معتقد بود که جامعه تنها از طریق اصلاح ذهنی افراد و گسترش دانش، به سوی پیشرفت و صلح حرکت میکند.
او رویکردی مبتنی بر «مدارا» را در برابر تعصبات دینی و اجتماعی پیشنهاد داد. از نظر اراسموس، گفتوگو و رواداری در اختلافات، بهترین راه برای جلوگیری از تفرقه و حفظ کرامت انسانی در میان جوامع
مختلف است.
در آثار او، بهویژه در «ستایش دیوانگی»، شاهد نگاهی واقعگرایانه به تناقضات رفتاری انسان هستیم. او با زبانی طنزآمیز، جهل و خرافات حاکم بر عصر خویش را به چالش کشید و بر قدرت قضاوت آزاد فرد تاکید ورزید.
اراسموس را میتوان پیشگام رویکردی دانست که در آن، خرد انسانی نه در تضاد با ایمان، بلکه در کنار آن، برای بهبود وضعیت زیستن بشر در این جهان به کار گرفته میشود. نگاه او به انسانیت، ترکیبی از ژرفنگری فلسفی و دغدغههای عملی برای ساختن جامعهای اخلاقیتر بود.
#انسانگرایی #اومانیسم #رواداری #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
معمار خردگرایی در رنسانس
دسیدریوس اراسموس (۱۴۶۶–۱۵۳۶)، الهیدان و فیلسوف هلندی، از برجستهترین چهرههای نهضت انسانگرایی در دوران رنسانس است. او با تسلط بر متون کلاسیک یونانی و لاتین، تلاش کرد پیوندی میان سنتهای مسیحی و خردگرایی دوران باستان برقرار کند.
اراسموس بر این باور بود که اخلاق باید بر مبنای عقل و آموزههای اصیل انسانی باشد. او با نقد تندی که بر فساد نهادهای کلیسایی زمان خود وارد کرد، مسیر را برای تفکر انتقادی هموار ساخت.
یکی از محوریترین اندیشههای او، تاکید بر اهمیت «تعلیم و تربیت» است. اراسموس معتقد بود که جامعه تنها از طریق اصلاح ذهنی افراد و گسترش دانش، به سوی پیشرفت و صلح حرکت میکند.
او رویکردی مبتنی بر «مدارا» را در برابر تعصبات دینی و اجتماعی پیشنهاد داد. از نظر اراسموس، گفتوگو و رواداری در اختلافات، بهترین راه برای جلوگیری از تفرقه و حفظ کرامت انسانی در میان جوامع
مختلف است.
در آثار او، بهویژه در «ستایش دیوانگی»، شاهد نگاهی واقعگرایانه به تناقضات رفتاری انسان هستیم. او با زبانی طنزآمیز، جهل و خرافات حاکم بر عصر خویش را به چالش کشید و بر قدرت قضاوت آزاد فرد تاکید ورزید.
اراسموس را میتوان پیشگام رویکردی دانست که در آن، خرد انسانی نه در تضاد با ایمان، بلکه در کنار آن، برای بهبود وضعیت زیستن بشر در این جهان به کار گرفته میشود. نگاه او به انسانیت، ترکیبی از ژرفنگری فلسفی و دغدغههای عملی برای ساختن جامعهای اخلاقیتر بود.
#انسانگرایی #اومانیسم #رواداری #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤6
از دل سنت دینی، در برابر تعصب
نقد تعصب دینی همیشه از بیرون دین برنخاسته است. گاه تیزترین پرسشها و تردیدها دقیقا از جایی سر برآوردهاند که سنت، تقدس و اقتدار دینی در آن ریشه دارد؛ از زبان دیندارانی که با متن دینی زیستهاند اما آن را ملک طلق جزماندیشان نمیدانند.
این پرونده گفتوشنود روایت پنج چهره است: چهار چهره از ایران و حوزههای علمیه شیعی و یک چهره از جهان اسلام با داستانی مشابه. نعمتالله صالحی نجفآبادی، علیاکبر حکمیزاده، حیدرعلی قلمداران، ابوالفضل برقعی و نصر حامد ابوزید، هر یک از جایگاهی متفاوت و با تهور در برابر جمود، خرافه، غلو، تکفیر و اقتدار مذهبی ایستادند. هر یک نیز بهایی برای افکار و گفتارشان پرداختند؛ به حاشیه رانده شدند، با تکفیر و طرد روبرو شدند، هدف خشونت و ترور قرار گرفتند یا به تبعید مجبور شدند. در نگاه خشکاندیش و بسته نهادهای دینی، چنین صداهایی تهدید و برهمزننده دستگاه سنتی به نظر میآید و تحمل نمیشود.
این پنج روایت یادآور میشود که سنت دینی یکدست و خاموش نیست. در دل همان سنت نیز کسانی بودهاند که ایمان را با اطاعت بیچونوچرا یکی نگرفتهاند. کسانی که اهمیتشان نه در درستی باور و اعتقادشان بلکه در تلاشی است که برای زدودن تعصب از چهره دین، ایستادگی علیه قرائت رسمی و تمامیتخواه و دعوت باورمندان به پرسشگری به جای خشونتورزی کردهاند.
تجربه زندگی بشر نشان میدهد که دین از جوامع رخت برنمیبندد. پس آنچه باید مهار شود، قرائتهای خشونتآمیز و نفرتپراکن از ادیان و باورهاست. از اینرو است که «از دل سنت دینی، در برابر تعصب» باورمندان را دعوت به دیدن تفاوتها و پرسیدن میکند.
کتابچه «از دل سنت دینی، در برابر تعصب» را به رایگان دانلود کنید و بخوانید!
https://dialog.tavaana.org/collections-2/
#سنت #نقد_دین #روشنگری #تفکر_نقاد #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
نقد تعصب دینی همیشه از بیرون دین برنخاسته است. گاه تیزترین پرسشها و تردیدها دقیقا از جایی سر برآوردهاند که سنت، تقدس و اقتدار دینی در آن ریشه دارد؛ از زبان دیندارانی که با متن دینی زیستهاند اما آن را ملک طلق جزماندیشان نمیدانند.
این پرونده گفتوشنود روایت پنج چهره است: چهار چهره از ایران و حوزههای علمیه شیعی و یک چهره از جهان اسلام با داستانی مشابه. نعمتالله صالحی نجفآبادی، علیاکبر حکمیزاده، حیدرعلی قلمداران، ابوالفضل برقعی و نصر حامد ابوزید، هر یک از جایگاهی متفاوت و با تهور در برابر جمود، خرافه، غلو، تکفیر و اقتدار مذهبی ایستادند. هر یک نیز بهایی برای افکار و گفتارشان پرداختند؛ به حاشیه رانده شدند، با تکفیر و طرد روبرو شدند، هدف خشونت و ترور قرار گرفتند یا به تبعید مجبور شدند. در نگاه خشکاندیش و بسته نهادهای دینی، چنین صداهایی تهدید و برهمزننده دستگاه سنتی به نظر میآید و تحمل نمیشود.
این پنج روایت یادآور میشود که سنت دینی یکدست و خاموش نیست. در دل همان سنت نیز کسانی بودهاند که ایمان را با اطاعت بیچونوچرا یکی نگرفتهاند. کسانی که اهمیتشان نه در درستی باور و اعتقادشان بلکه در تلاشی است که برای زدودن تعصب از چهره دین، ایستادگی علیه قرائت رسمی و تمامیتخواه و دعوت باورمندان به پرسشگری به جای خشونتورزی کردهاند.
تجربه زندگی بشر نشان میدهد که دین از جوامع رخت برنمیبندد. پس آنچه باید مهار شود، قرائتهای خشونتآمیز و نفرتپراکن از ادیان و باورهاست. از اینرو است که «از دل سنت دینی، در برابر تعصب» باورمندان را دعوت به دیدن تفاوتها و پرسیدن میکند.
کتابچه «از دل سنت دینی، در برابر تعصب» را به رایگان دانلود کنید و بخوانید!
https://dialog.tavaana.org/collections-2/
#سنت #نقد_دین #روشنگری #تفکر_نقاد #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍7🤔1
Forwarded from آموزشکده توانا
همزمان با انتشار ویدئوهایی از برخی هیئتهای مذهبی وابسته به حکومت که در آنها افراد مسلح با سلاح جنگی کلاشینکف در مراسم عزاداری حضور دارند، ویدئوهای تازهای نیز از هیئتهای دیگر منتشر شده که تکرار همین صحنهها را نشان میدهد؛ صحنههایی که برای بسیاری از شهروندان بیش از آنکه یادآور آیین سوگواری باشند، تصویری از نمایش قدرت و ارعاب را تداعی میکنند.
آزادی مذهب و حق برگزاری آیینهای دینی، حقی است که باید برای همه شهروندان محترم شمرده شود. افراد حق دارند عزاداری کنند، مراسم مذهبی برگزار کنند و باورهای دینی خود را آزادانه ابراز کنند. اما پرسش اینجاست که آیا ورود سلاح جنگی به مراسم مذهبی و تبدیل هیئتها به فضایی امنیتی و شبهنظامی نیز بخشی از همین آزادی است؟
نمایش سلاح در مراسم مذهبی میتواند این پیام را به جامعه منتقل کند که قدرت سیاسی و نظامی بر فضای مذهبی نیز سایه افکنده است. نظر شما چیست؟
آیا حضور افراد مسلح و سلاح جنگی در هیئتهای مذهبی را میتوان بخشی از آیینهای دینی دانست؟
آیا این صحنهها نشانهای از نظامیشدن بیشتر فضاهای مذهبی است؟
#نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
آزادی مذهب و حق برگزاری آیینهای دینی، حقی است که باید برای همه شهروندان محترم شمرده شود. افراد حق دارند عزاداری کنند، مراسم مذهبی برگزار کنند و باورهای دینی خود را آزادانه ابراز کنند. اما پرسش اینجاست که آیا ورود سلاح جنگی به مراسم مذهبی و تبدیل هیئتها به فضایی امنیتی و شبهنظامی نیز بخشی از همین آزادی است؟
نمایش سلاح در مراسم مذهبی میتواند این پیام را به جامعه منتقل کند که قدرت سیاسی و نظامی بر فضای مذهبی نیز سایه افکنده است. نظر شما چیست؟
آیا حضور افراد مسلح و سلاح جنگی در هیئتهای مذهبی را میتوان بخشی از آیینهای دینی دانست؟
آیا این صحنهها نشانهای از نظامیشدن بیشتر فضاهای مذهبی است؟
#نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
😢4🤮2❤1👍1
شیرین عبادی، حقوقدان و برنده جایزه نوبل صلح، با انتشار پیامی نسبت به توقیف و مصادره یکی از قدیمیترین کلیساهای پروتستان تهران، کلیسای پطرس مقدس در خیابان سیتیر، هشدار داد.
او با اشاره به گزارشهایی اعلام کرد که مقامهای وابسته به سپاه پاسداران به رهبران و ساکنان این مجموعه هشدار دادهاند در صورت مقاومت در برابر توقیف و مصادره، با بازداشت و زندان روبهرو خواهند شد. همچنین از ساکنان مسیحی ارمنی و آشوری که سالها در این مجموعه زندگی کردهاند، خواسته شده محل سکونت خود را ترک کنند.
عبادی این اقدام را صرفاً اختلاف بر سر یک ملک ندانست و آن را ادامه سیاستی توصیف کرد که به گفته او سالهاست علیه مسیحیان ایران، بهویژه نوکیشان مسیحی، دنبال میشود. او به تعطیلی کلیساهای فارسیزبان، تهدید رهبران کلیسا، بازداشت نوکیشان، تشکیل پروندههای امنیتی، مصادره اموال و حذف تدریجی حضور مسیحیان از عرصه عمومی اشاره کرد.
به گفته این حقوقدان، پیشتر عبادت به زبان فارسی تهدید تلقی شد و سپس کلیساهای فارسیزبان تعطیل شدند. او افزود اکنون دامنه این فشارها از نوکیشان فراتر رفته و املاک تاریخی، کلیساهای قدیمی و حتی محل زندگی شهروندان ارمنی و آشوری را نیز دربر گرفته است.
عبادی تأکید کرد حق عبادت، حق مالکیت، حق زندگی امن و حق تغییر دین از حقوق بنیادین انسان هستند و هیچ نهاد حکومتی حق ندارد کلیسا را به زور تصرف کند، ساکنان آن را تهدید کند یا جامعه مسیحیان ایران را با ایجاد فضای ترس و پروندهسازی تحت فشار قرار دهد.
او در پایان خواستار حمایت از مسیحیان ایران شد و گفت دفاع از آنان، دفاع از آزادی وجدان، آزادی ایمان و حق همه شهروندان برای زندگی بدون ترس است. وی همچنین خواستار حفظ کلیسای پطرس مقدس، توقف فشار بر نوکیشان و رهبران کلیسا و پایان مصادره اموال و عبادتگاههای مسیحیان شد و هشدار داد که این اقدام میتواند آغاز موج تازهای از سرکوب و مصادره اموال اقلیتها باشد.
#مسیحیان_ایران #رواداری #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
او با اشاره به گزارشهایی اعلام کرد که مقامهای وابسته به سپاه پاسداران به رهبران و ساکنان این مجموعه هشدار دادهاند در صورت مقاومت در برابر توقیف و مصادره، با بازداشت و زندان روبهرو خواهند شد. همچنین از ساکنان مسیحی ارمنی و آشوری که سالها در این مجموعه زندگی کردهاند، خواسته شده محل سکونت خود را ترک کنند.
عبادی این اقدام را صرفاً اختلاف بر سر یک ملک ندانست و آن را ادامه سیاستی توصیف کرد که به گفته او سالهاست علیه مسیحیان ایران، بهویژه نوکیشان مسیحی، دنبال میشود. او به تعطیلی کلیساهای فارسیزبان، تهدید رهبران کلیسا، بازداشت نوکیشان، تشکیل پروندههای امنیتی، مصادره اموال و حذف تدریجی حضور مسیحیان از عرصه عمومی اشاره کرد.
به گفته این حقوقدان، پیشتر عبادت به زبان فارسی تهدید تلقی شد و سپس کلیساهای فارسیزبان تعطیل شدند. او افزود اکنون دامنه این فشارها از نوکیشان فراتر رفته و املاک تاریخی، کلیساهای قدیمی و حتی محل زندگی شهروندان ارمنی و آشوری را نیز دربر گرفته است.
عبادی تأکید کرد حق عبادت، حق مالکیت، حق زندگی امن و حق تغییر دین از حقوق بنیادین انسان هستند و هیچ نهاد حکومتی حق ندارد کلیسا را به زور تصرف کند، ساکنان آن را تهدید کند یا جامعه مسیحیان ایران را با ایجاد فضای ترس و پروندهسازی تحت فشار قرار دهد.
او در پایان خواستار حمایت از مسیحیان ایران شد و گفت دفاع از آنان، دفاع از آزادی وجدان، آزادی ایمان و حق همه شهروندان برای زندگی بدون ترس است. وی همچنین خواستار حفظ کلیسای پطرس مقدس، توقف فشار بر نوکیشان و رهبران کلیسا و پایان مصادره اموال و عبادتگاههای مسیحیان شد و هشدار داد که این اقدام میتواند آغاز موج تازهای از سرکوب و مصادره اموال اقلیتها باشد.
#مسیحیان_ایران #رواداری #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
😡6❤1
یادی از کشیش طاطهوس میکائیلیان
قربانی سرکوب عقیده در جمهوری اسلامی
ورق بزنید
۳۲ سال پیش در چنین روزهایی در هشتم تیر ۱۳۷۳، کشیش طاطهوس میکائیلیان، رهبر مذهبی، رئیس شورای کشیشان پروتستان ایران و مترجم کتاب مقدس به زبان پارسی، در تهران ناپدید شد. سه روز بعد، پیکر او را در حالی یافتند که با گلولههای متعدد به قتل رسیده بود. این واقعه، نقطه عطفی تلخ در تاریخ برخورد با اقلیتهای دینی و فعالان مذهبی در ایران است.
طاطهوس میکائیلیان فراتر از یک مقام مذهبی، اندیشمندی بود که بر حق دسترسی به متون مقدس به زبان مادری پافشاری میکرد. او با ترجمه دهها اثر الهیاتی و اخلاقی، کوشید بستری برای اندیشه و گفتگو فراهم سازد. فعالیتهای او بازتابدهنده باور عمیق به آزادی بیان و انتخاب عقیده بود؛ حقی که او تا پای جان بر سر آن ایستاد.
او از منتقدان صریحاللهجه جمهوری اسلامی بود. یک ماه پیش از قتلش، اعلام کرده بود که مسیحیان در ایران همچون شهروندان درجهدو و «نجس» دیده میشوند؛ آنان را تشویق و حتی بهطور غیرمستقیم مجبور به مسلمان شدن میکنند؛ اجازه ساخت کلیسا یا انتشار کتاب مقدس را ندارند؛ و رهبرانشان به قتل میرسند. این سخنان، شهادتی بر فشارهای نظاممند علیه باورمندان بود.
قتل او در زمره «قتلهای زنجیرهای» و ترورهای فراقضایی دهه هفتاد قرار میگیرد؛ پروندهای که نشاندهنده حذف فیزیکیِ صداهای منتقد به بهانههای امنیتی است. کشته شدن او نه تنها نقضِ حقِ حیات، بلکه تعرضی آشکار به آزادی عقیده و امنیتِ شهروندانی بود که در پیِ تجلیِ باورهای فردی خود در جامعه بودند.
از منظر حقوق بشری، این رویکرد امنیتی در برابر فعالیتهای مذهبی، در تضاد با میثاقهای بینالمللی است. تبدیل عقیده به «تهدید امنیتی»، ابزاری برای محدود کردن حقوق بنیادین شهروندان شده است. محرومیت سازمانیافته از فعالیتهای دینی، بستری را فراهم کرد که در آن، ابراز باورهای متفاوت، هزینهای گزاف به نام جان انسانها در بر داشته باشد.
داستان میکائیلیان، گواهی بر این حقیقت است که برای نظامهای تمامیتخواه، تفکر و باور مستقل، بزرگترین چالش محسوب میشود. مرگ او و بسیاری دیگر از فعالان در آن دوران، نمادی از سرکوب سازمانیافتهای است که سعی کرد با حذف فیزیکی افراد، بر تکثر فکری و آزادی عقیده در ایران سرپوش بگذارد.
او یکی از سه رهبر مسیحی بود که در سال ۱۹۹۴ میلادی در ایران کشته شدند؛ در کنار دوست و هموطن ارمنیتبار خود، اسقف هایک هوسپیان، و نوکیش مسیحی، کشیش مهدی دیباج. نام آنان در حافظه تاریخی جامعه حقوق بشری ایران، به عنوان نمادهای ایستادگی بر حق آزادی عقیده در برابر فشارهای حکومتی باقی مانده است.
#طاطاوس_میکائلیان #آزادی_باور #رواداری #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
قربانی سرکوب عقیده در جمهوری اسلامی
ورق بزنید
۳۲ سال پیش در چنین روزهایی در هشتم تیر ۱۳۷۳، کشیش طاطهوس میکائیلیان، رهبر مذهبی، رئیس شورای کشیشان پروتستان ایران و مترجم کتاب مقدس به زبان پارسی، در تهران ناپدید شد. سه روز بعد، پیکر او را در حالی یافتند که با گلولههای متعدد به قتل رسیده بود. این واقعه، نقطه عطفی تلخ در تاریخ برخورد با اقلیتهای دینی و فعالان مذهبی در ایران است.
طاطهوس میکائیلیان فراتر از یک مقام مذهبی، اندیشمندی بود که بر حق دسترسی به متون مقدس به زبان مادری پافشاری میکرد. او با ترجمه دهها اثر الهیاتی و اخلاقی، کوشید بستری برای اندیشه و گفتگو فراهم سازد. فعالیتهای او بازتابدهنده باور عمیق به آزادی بیان و انتخاب عقیده بود؛ حقی که او تا پای جان بر سر آن ایستاد.
او از منتقدان صریحاللهجه جمهوری اسلامی بود. یک ماه پیش از قتلش، اعلام کرده بود که مسیحیان در ایران همچون شهروندان درجهدو و «نجس» دیده میشوند؛ آنان را تشویق و حتی بهطور غیرمستقیم مجبور به مسلمان شدن میکنند؛ اجازه ساخت کلیسا یا انتشار کتاب مقدس را ندارند؛ و رهبرانشان به قتل میرسند. این سخنان، شهادتی بر فشارهای نظاممند علیه باورمندان بود.
قتل او در زمره «قتلهای زنجیرهای» و ترورهای فراقضایی دهه هفتاد قرار میگیرد؛ پروندهای که نشاندهنده حذف فیزیکیِ صداهای منتقد به بهانههای امنیتی است. کشته شدن او نه تنها نقضِ حقِ حیات، بلکه تعرضی آشکار به آزادی عقیده و امنیتِ شهروندانی بود که در پیِ تجلیِ باورهای فردی خود در جامعه بودند.
از منظر حقوق بشری، این رویکرد امنیتی در برابر فعالیتهای مذهبی، در تضاد با میثاقهای بینالمللی است. تبدیل عقیده به «تهدید امنیتی»، ابزاری برای محدود کردن حقوق بنیادین شهروندان شده است. محرومیت سازمانیافته از فعالیتهای دینی، بستری را فراهم کرد که در آن، ابراز باورهای متفاوت، هزینهای گزاف به نام جان انسانها در بر داشته باشد.
داستان میکائیلیان، گواهی بر این حقیقت است که برای نظامهای تمامیتخواه، تفکر و باور مستقل، بزرگترین چالش محسوب میشود. مرگ او و بسیاری دیگر از فعالان در آن دوران، نمادی از سرکوب سازمانیافتهای است که سعی کرد با حذف فیزیکی افراد، بر تکثر فکری و آزادی عقیده در ایران سرپوش بگذارد.
او یکی از سه رهبر مسیحی بود که در سال ۱۹۹۴ میلادی در ایران کشته شدند؛ در کنار دوست و هموطن ارمنیتبار خود، اسقف هایک هوسپیان، و نوکیش مسیحی، کشیش مهدی دیباج. نام آنان در حافظه تاریخی جامعه حقوق بشری ایران، به عنوان نمادهای ایستادگی بر حق آزادی عقیده در برابر فشارهای حکومتی باقی مانده است.
#طاطاوس_میکائلیان #آزادی_باور #رواداری #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
😢4😭1
بیش از ۹۵ روز بازداشت، محرومیت از درمان و رسیدگی قضایی بهزاد یزدانی، مترجم و ویراستار بهائی
بیش از ۹۵ روز از بازداشت موقت بهزاد یزدانی، مترجم و ویراستار بهائی، میگذرد؛ با این حال، او همچنان بدون تعیین تکلیف پرونده و رسیدگی قضایی، در قرنطینهٔ زندان عادلآباد شیراز نگهداری میشود.
آقای یزدانی در تاریخ ۹ فروردین ۱۴۰۵ به همراه همسرش، رومینا خزعلی، در منزل شخصیشان در شیراز بازداشت شد. با وجود گذشت بیش از سه ماه و پیگیریهای مکرر خانواده، تاکنون هیچ پیشرفتی در روند رسیدگی قضایی پرونده او حاصل نشده است. نهادهای مسئول نیز پاسخی به پیگیریهای خانواده ندادهاند و هیچ حکمی برای تمدید این بازداشت موقت در اختیار آنان قرار نگرفته است.
بهزاد یزدانی در نتیجهٔ شرایط نامناسب زندان دچار مشکلات جسمانی، از جمله کمردرد، شده و با وجود نیاز به درمان، از دسترسی به خدمات و امکانات پزشکی محروم مانده است.
شایان ذکر است که همسر او، رومینا خزعلی، پیشتر در روز شنبه ۳۱ خرداد ۱۴۰۵، با تودیع وثیقهای به مبلغ سه میلیارد تومان، به طور موقت از زندان آزاد شد.
#داستان_ما_یکیست #بهاییان_ایران #بهزاد_یزدانی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
بیش از ۹۵ روز از بازداشت موقت بهزاد یزدانی، مترجم و ویراستار بهائی، میگذرد؛ با این حال، او همچنان بدون تعیین تکلیف پرونده و رسیدگی قضایی، در قرنطینهٔ زندان عادلآباد شیراز نگهداری میشود.
آقای یزدانی در تاریخ ۹ فروردین ۱۴۰۵ به همراه همسرش، رومینا خزعلی، در منزل شخصیشان در شیراز بازداشت شد. با وجود گذشت بیش از سه ماه و پیگیریهای مکرر خانواده، تاکنون هیچ پیشرفتی در روند رسیدگی قضایی پرونده او حاصل نشده است. نهادهای مسئول نیز پاسخی به پیگیریهای خانواده ندادهاند و هیچ حکمی برای تمدید این بازداشت موقت در اختیار آنان قرار نگرفته است.
بهزاد یزدانی در نتیجهٔ شرایط نامناسب زندان دچار مشکلات جسمانی، از جمله کمردرد، شده و با وجود نیاز به درمان، از دسترسی به خدمات و امکانات پزشکی محروم مانده است.
شایان ذکر است که همسر او، رومینا خزعلی، پیشتر در روز شنبه ۳۱ خرداد ۱۴۰۵، با تودیع وثیقهای به مبلغ سه میلیارد تومان، به طور موقت از زندان آزاد شد.
#داستان_ما_یکیست #بهاییان_ایران #بهزاد_یزدانی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
😡6