Forwarded from گفتوشنود
روز جهانی حمایت از قربانیان شکنجه به عنوان یک ابتکار از سوی سازمان ملل متحد در ۲۶ ژوئن ۱۹۹۷ تعیین شد. این روز به یاد تصویب "کنوانسیون سازمان ملل متحد علیه شکنجه و دیگر مجازاتها یا رفتارهای ظالمانه، غیرانسانی یا تحقیرآمیز" در ۲۶ ژوئن ۱۹۸۷ گرامی داشته میشود. هدف از این روز جلب توجه جهانی به موضوع شکنجه و اثرات مخرب آن بر افراد و جوامع است.
در طول تاریخ، بسیاری از افراد به دلیل باورهای دینی، سیاسی، و ایدئولوژیک خود مورد شکنجه قرار گرفتهاند. خداناباوران، دینناباوران، و افراد دارای باورهای متفاوت دیگر نیز از این قاعده مستثنی نبودهاند و در بسیاری از جوامع با تبعیض، آزار و شکنجه روبرو شدهاند. شکنجه به عنوان یک ابزار سرکوب برای کنترل و ساکت کردن مخالفان و تقویت قدرت حاکمان استفاده شده است.
در ایران و حکومت جمهوری اسلامی بسیاری از افراد به علت باورهای متفاوت، با خواست حکومت فرقهای شیعه، زندانی و با شکنجه و در مواردی با احکام سلب حیات و اعدام مواجه میشوند.
جاوید رحمان، گزارشگر ویژه سازمان ملل در امور حقوق بشر در ایران، در حاشیه پنجاه و ششمین جلسه شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد و جلسهای که با عنوان "بحران مصونیت در ایران؛ از دهه شصت تا مهسا امینی" برگزار شده بود، از شکنجه در کنار اقدامات دیگری نظیر ناپدید شدن اجباری، قتل و اعدامهای خودسرانه، به مثابه یکی از مصادیق "جنایت علیه بشریت" نام برد که به دست حکومت جمهوری اسلامی از دهه ۱۳۶۰ تا امروز انجام شده است.
شکنجه نه تنها جسمی بلکه روحی و روانی نیز بوده و اثرات طولانیمدتی بر قربانیان و خانوادههایشان دارد. ایجاد این روز جهانی به عنوان یک فرصت برای آموزش و اطلاعرسانی درباره این موضوع و تقویت اقدامات جهانی برای از بین بردن شکنجه و حمایت از حقوق بشر و قربانیان آن است.
این روز همچنین یادآور تعهد جامعه جهانی به حقوق بشر و ضرورت ادامه مبارزه با هر گونه شکنجه و رفتار غیرانسانی است. سازمانها و فعالان حقوق بشر در سراسر جهان از این روز برای تقویت تلاشهای خود و جلب توجه عموم به وضعیت قربانیان شکنجه استفاده میکنند.
#تفتیش_عقاید #شکنجه #خداناباوران #دین_ناباوران #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
روز جهانی حمایت از قربانیان شکنجه به عنوان یک ابتکار از سوی سازمان ملل متحد در ۲۶ ژوئن ۱۹۹۷ تعیین شد. این روز به یاد تصویب "کنوانسیون سازمان ملل متحد علیه شکنجه و دیگر مجازاتها یا رفتارهای ظالمانه، غیرانسانی یا تحقیرآمیز" در ۲۶ ژوئن ۱۹۸۷ گرامی داشته میشود. هدف از این روز جلب توجه جهانی به موضوع شکنجه و اثرات مخرب آن بر افراد و جوامع است.
در طول تاریخ، بسیاری از افراد به دلیل باورهای دینی، سیاسی، و ایدئولوژیک خود مورد شکنجه قرار گرفتهاند. خداناباوران، دینناباوران، و افراد دارای باورهای متفاوت دیگر نیز از این قاعده مستثنی نبودهاند و در بسیاری از جوامع با تبعیض، آزار و شکنجه روبرو شدهاند. شکنجه به عنوان یک ابزار سرکوب برای کنترل و ساکت کردن مخالفان و تقویت قدرت حاکمان استفاده شده است.
در ایران و حکومت جمهوری اسلامی بسیاری از افراد به علت باورهای متفاوت، با خواست حکومت فرقهای شیعه، زندانی و با شکنجه و در مواردی با احکام سلب حیات و اعدام مواجه میشوند.
جاوید رحمان، گزارشگر ویژه سازمان ملل در امور حقوق بشر در ایران، در حاشیه پنجاه و ششمین جلسه شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد و جلسهای که با عنوان "بحران مصونیت در ایران؛ از دهه شصت تا مهسا امینی" برگزار شده بود، از شکنجه در کنار اقدامات دیگری نظیر ناپدید شدن اجباری، قتل و اعدامهای خودسرانه، به مثابه یکی از مصادیق "جنایت علیه بشریت" نام برد که به دست حکومت جمهوری اسلامی از دهه ۱۳۶۰ تا امروز انجام شده است.
شکنجه نه تنها جسمی بلکه روحی و روانی نیز بوده و اثرات طولانیمدتی بر قربانیان و خانوادههایشان دارد. ایجاد این روز جهانی به عنوان یک فرصت برای آموزش و اطلاعرسانی درباره این موضوع و تقویت اقدامات جهانی برای از بین بردن شکنجه و حمایت از حقوق بشر و قربانیان آن است.
این روز همچنین یادآور تعهد جامعه جهانی به حقوق بشر و ضرورت ادامه مبارزه با هر گونه شکنجه و رفتار غیرانسانی است. سازمانها و فعالان حقوق بشر در سراسر جهان از این روز برای تقویت تلاشهای خود و جلب توجه عموم به وضعیت قربانیان شکنجه استفاده میکنند.
#تفتیش_عقاید #شکنجه #خداناباوران #دین_ناباوران #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
✍4😢1🙏1
دیگری دشمن نیست
پنج مطالعه موردی درباره ایمان، ناباورمندی و هنر همزیستی و رواداری
آدمی فقط به نان زنده نیست؛ با معنا نیز زندگی میکند. یکی معنا را در نیایش میجوید، یکی در خرد، یکی در سنت، یکی در پرسش و شک و دیگری در باور و نگاهی شخصی. جهان انسانی از همین راههای گوناگون ساخته شده است؛ راههایی که گاه از کنار هم میگذرند، گاه به هم میرسند و گاه که خرد و مدارا نباشد، به میدان رنج و ستیز بدل میشوند.
این کتابچه تلاشی است برای یادآوری همین تنوع و یادآوری این حقیقت ساده و دشوار که هیچ جامعهای آزاد نمیشود مگر وقتی انسان، پیش از باورش دیده شود و کرامت او، پیش از نام و نشان دینی یا فکریاش، به رسمیت شناخته شود.
مجموعه حاضر شامل پنج مطالعه موردی است؛ پنج پنجره به تجربههای دور و نزدیک بشر برای ممکنکردن زیستن با دیگری: دیگریای که شاید چون ما نیندیشد و جهان را تفسیر نکند اما همواره در حق زیستن، اندیشیدن، گفتن و محترمماندن با ما برابر است. این پنج جستار ما را با یک پرسش بنیادین روبرو میکند: آیا میتوان تفاوت را نه تهدید، بلکه نقطهای برای به بلوغ رساندن یک جامعه دانست؟
این مجموعه کوتاه دعوتی است به درنگ درباره جهانی که در آن آزادی وجدان حق همگان است. زیرا جامعهای که برای همه جا نداشته باشد، نمیتواند خانه امنی برای انسان باشد.
پنج مطالعه موردی این مجموعه عبارتند است:
– از خشونت مذهبی تا همزیستی: دفاع از آزادی پایدار عقاید، درسهای تطبیقی از پنج جامعه کثرتگرا
– ژاکلین ایزاک: مدافع آزادی دین و باور و راوی رنج بازماندگان آزارهای مذهبی
– خلافت کوردوبا؛ رواداری مذهبی یا یک سراب تاریخی؟
– نیایشگاه لوتوس در دهلی؛ نیایشگاهی برای همگان، الگویی از فضای مشترک دینی
– انسانگرایی، جایگزینی برای دینهای باستانی؛ ساختار و فعالیت سازمانهای انسانگرا و درسهایی برای ایران
کتابچه «دیگری دشمن نیست» را به رایگان دانلود کنید و بخوانید!
https://dialog.tavaana.org/other-not-enemy/
#دیگری #رواداری #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
پنج مطالعه موردی درباره ایمان، ناباورمندی و هنر همزیستی و رواداری
آدمی فقط به نان زنده نیست؛ با معنا نیز زندگی میکند. یکی معنا را در نیایش میجوید، یکی در خرد، یکی در سنت، یکی در پرسش و شک و دیگری در باور و نگاهی شخصی. جهان انسانی از همین راههای گوناگون ساخته شده است؛ راههایی که گاه از کنار هم میگذرند، گاه به هم میرسند و گاه که خرد و مدارا نباشد، به میدان رنج و ستیز بدل میشوند.
این کتابچه تلاشی است برای یادآوری همین تنوع و یادآوری این حقیقت ساده و دشوار که هیچ جامعهای آزاد نمیشود مگر وقتی انسان، پیش از باورش دیده شود و کرامت او، پیش از نام و نشان دینی یا فکریاش، به رسمیت شناخته شود.
مجموعه حاضر شامل پنج مطالعه موردی است؛ پنج پنجره به تجربههای دور و نزدیک بشر برای ممکنکردن زیستن با دیگری: دیگریای که شاید چون ما نیندیشد و جهان را تفسیر نکند اما همواره در حق زیستن، اندیشیدن، گفتن و محترمماندن با ما برابر است. این پنج جستار ما را با یک پرسش بنیادین روبرو میکند: آیا میتوان تفاوت را نه تهدید، بلکه نقطهای برای به بلوغ رساندن یک جامعه دانست؟
این مجموعه کوتاه دعوتی است به درنگ درباره جهانی که در آن آزادی وجدان حق همگان است. زیرا جامعهای که برای همه جا نداشته باشد، نمیتواند خانه امنی برای انسان باشد.
پنج مطالعه موردی این مجموعه عبارتند است:
– از خشونت مذهبی تا همزیستی: دفاع از آزادی پایدار عقاید، درسهای تطبیقی از پنج جامعه کثرتگرا
– ژاکلین ایزاک: مدافع آزادی دین و باور و راوی رنج بازماندگان آزارهای مذهبی
– خلافت کوردوبا؛ رواداری مذهبی یا یک سراب تاریخی؟
– نیایشگاه لوتوس در دهلی؛ نیایشگاهی برای همگان، الگویی از فضای مشترک دینی
– انسانگرایی، جایگزینی برای دینهای باستانی؛ ساختار و فعالیت سازمانهای انسانگرا و درسهایی برای ایران
کتابچه «دیگری دشمن نیست» را به رایگان دانلود کنید و بخوانید!
https://dialog.tavaana.org/other-not-enemy/
#دیگری #رواداری #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👏4👍3
روشنگری سکولار
پیروز بدون هیاهوی تاریخ
ورق بزنید
برخلاف بسیاری از سروصدها، رجزها و فریادهایی که حزبها، دستهها، یا فرقهها بلند میکنند تا ادعای پیروزی و سلطه داشته باشند، روشنگری سکولار معمولاً با فریاد، لشکرکشی یا نعره زدن پشت منبر و تربیون پیش نمیرود. پیروزیهای روشنگری انسانگرای سکولار، همواره آرام، تدریجی و تقریباً نامرئی بوده است.
ایرانیان دارای سنت دیرینهای از نقد باورهای دینی بودهاند. ردپای این سنت را میتوان در تلاشهای ایرانیان برای حفظ فرهنگ کهن خود در برابر عربی-اسلامی شدن یا انتقادهای صریح خیام یا طعنههای مکرر حافظ به اسلام یا منبر یا سجاده مشاهده کرد.
در دوره مدرن روشنگری، اندیشمندانی مانند لاک، اسپینوزا، ولتر و کانت راه را برای سکولاریسم مدرن هموار کردند. نتیجه این تحول تنها استقلال دین و حکومت از هم نبود؛ بلکه به تدریج سه عرصه را دگرگون کرد:
سکولاریسم سیاسی که قانون را از اقتدار دینی مستقل کرد.
سکولاریسم علمی که داوری درباره طبیعت را به شواهد و آزمایش سپرد.
سکولاریسم فرهنگی که حق انتخاب شیوه زندگی، هنر، آموزش و وجدان فردی را از انحصار نهادهای مذهبی خارج ساخت.
هر بار که یک پرسش علمی جای یک پاسخ خرافی را میگیرد، هر بار که برای تصمیمگیری به خرد و اخلاق فکر میکنیم (نه فقط این که «خدا چه گفته است»)، و هر بار که یک انسان با بازنگری رفتار و پندار خود دست به آفرینش یک خویشتن جدید از خود میزند، روشنگری سکولار یک قدم دیگر پیش رفته است. این پیروزیها آرام و بیسروصدا است.
سکولاریسم، برندهای است که کمتر جشن پیروزی میگیرد؛ بسیاری از کسانی که امروز با سکولاریسم مخالفت میکنند، خود هر روز از دستاوردهای سیاسی، علمی و فرهنگی آن بهره میبرند، بیآنکه متوجه باشند این پیروزی، سالها پیش و بیسروصدا و در دامان روشنگری مدرن سکولار رقم خورده است. و بسیاری از طرفداران سکولاریسم، زمانی مومنانی سرسخت بودند.
در ایران امروز نیز، با وجود ظاهر اسلامی حکومت، بسیاری از جلوههای روشنگری سکولار در زندگی روزمره جامعه در حال گسترش است. نسلهای جدید بیش از گذشته باورهای دینی را موضوعی شخصی میدانند، تصمیمهای خود را بر پایه علم، تجربه و منافع انسانی میگیرند و خواهان قوانینی هستند که بر حقوق برابر شهروندان استوار باشد، نه بر تفسیرهای مذهبی. شاید به همین دلیل، مهمترین تحول امروز ایران نه صرفاً یک رقابت سیاسی، بلکه دگرگونی آرام در شیوه اندیشیدن باشد؛ همان مسیری که کانت آن را خروج از «نابالغیِ خودخواسته» با تکیه بر شهامت و خرد مستقل مینامید.
تصویر: گفتار فلسفی در زمینه نجوم، نقاشی از جوزف رایت دربی (قرن هجدهم)
#سکولاریسم #نقد_دین #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
پیروز بدون هیاهوی تاریخ
ورق بزنید
برخلاف بسیاری از سروصدها، رجزها و فریادهایی که حزبها، دستهها، یا فرقهها بلند میکنند تا ادعای پیروزی و سلطه داشته باشند، روشنگری سکولار معمولاً با فریاد، لشکرکشی یا نعره زدن پشت منبر و تربیون پیش نمیرود. پیروزیهای روشنگری انسانگرای سکولار، همواره آرام، تدریجی و تقریباً نامرئی بوده است.
ایرانیان دارای سنت دیرینهای از نقد باورهای دینی بودهاند. ردپای این سنت را میتوان در تلاشهای ایرانیان برای حفظ فرهنگ کهن خود در برابر عربی-اسلامی شدن یا انتقادهای صریح خیام یا طعنههای مکرر حافظ به اسلام یا منبر یا سجاده مشاهده کرد.
در دوره مدرن روشنگری، اندیشمندانی مانند لاک، اسپینوزا، ولتر و کانت راه را برای سکولاریسم مدرن هموار کردند. نتیجه این تحول تنها استقلال دین و حکومت از هم نبود؛ بلکه به تدریج سه عرصه را دگرگون کرد:
سکولاریسم سیاسی که قانون را از اقتدار دینی مستقل کرد.
سکولاریسم علمی که داوری درباره طبیعت را به شواهد و آزمایش سپرد.
سکولاریسم فرهنگی که حق انتخاب شیوه زندگی، هنر، آموزش و وجدان فردی را از انحصار نهادهای مذهبی خارج ساخت.
هر بار که یک پرسش علمی جای یک پاسخ خرافی را میگیرد، هر بار که برای تصمیمگیری به خرد و اخلاق فکر میکنیم (نه فقط این که «خدا چه گفته است»)، و هر بار که یک انسان با بازنگری رفتار و پندار خود دست به آفرینش یک خویشتن جدید از خود میزند، روشنگری سکولار یک قدم دیگر پیش رفته است. این پیروزیها آرام و بیسروصدا است.
سکولاریسم، برندهای است که کمتر جشن پیروزی میگیرد؛ بسیاری از کسانی که امروز با سکولاریسم مخالفت میکنند، خود هر روز از دستاوردهای سیاسی، علمی و فرهنگی آن بهره میبرند، بیآنکه متوجه باشند این پیروزی، سالها پیش و بیسروصدا و در دامان روشنگری مدرن سکولار رقم خورده است. و بسیاری از طرفداران سکولاریسم، زمانی مومنانی سرسخت بودند.
در ایران امروز نیز، با وجود ظاهر اسلامی حکومت، بسیاری از جلوههای روشنگری سکولار در زندگی روزمره جامعه در حال گسترش است. نسلهای جدید بیش از گذشته باورهای دینی را موضوعی شخصی میدانند، تصمیمهای خود را بر پایه علم، تجربه و منافع انسانی میگیرند و خواهان قوانینی هستند که بر حقوق برابر شهروندان استوار باشد، نه بر تفسیرهای مذهبی. شاید به همین دلیل، مهمترین تحول امروز ایران نه صرفاً یک رقابت سیاسی، بلکه دگرگونی آرام در شیوه اندیشیدن باشد؛ همان مسیری که کانت آن را خروج از «نابالغیِ خودخواسته» با تکیه بر شهامت و خرد مستقل مینامید.
تصویر: گفتار فلسفی در زمینه نجوم، نقاشی از جوزف رایت دربی (قرن هجدهم)
#سکولاریسم #نقد_دین #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍6🏆1🤝1
امانوئل لویناس
چرا اخلاق پذیرش مقدم بر سیاست است؟
امانوئل لویناس (۱۹۰۶–۱۹۹۵)، فیلسوف فرانسوی لیتوانیاییتبار، یکی از متفکران در حوزه اخلاق و پدیدارشناسی است. او که بازماندهی هولوکاست بود، فلسفه خود را بر پایه این پرسش بنا کرد که «چگونه پس از فاجعه بشری، میتوان به اخلاق اندیشید؟».
لویناس برخلاف فیلسوفان پیشین که سوژه و «خود» را محور هستی میدانستند، معتقد است که پیش از هر اندیشه یا عقلانیتی، ما در برابر «دیگری» مسئولیم.
نظریه چهره؛
پذیرش به مثابه یک وظیفه اخلاقی
از دیدگاه لویناس، پذیرش و رواداری نه یک انتخاب آزادانه یا مصلحت سیاسی، بلکه یک «اجبار اخلاقی» است که از لحظهی دیدار با دیگری آغاز میشود.
۱. مواجهه با چهره (The Face):
لویناس معتقد است وقتی با چهرهی دیگری روبرو میشویم، گویی با یک فرمان الهی یا اخلاقی مواجه میشویم. چهره دیگری به ما میگوید: «تو نباید مرا بکشی» و «تو مسئول منی». این مواجهه، من خودخواه را از مرکزیت خارج میکند و به من یادآوری میکند که هستی من در گرو حضور دیگری است.
۲. اخلاق پیش از سیاست:
برای لویناس، پذیرش دیگری مقدم بر هر قرارداد اجتماعی یا قانون سیاسی است. رواداری در نگاه او، تحمل تفاوتها نیست، بلکه «پذیرشِ تقدس دیگری» است. او معتقد است ما باید در برابر «بینهایتِ» وجود دیگری، کرنش کنیم و بپذیریم که هرگز نمیتوانیم او را به طور کامل بشناسیم یا به زیرمجموعه هویت خود درآوریم.
۳. مسئولیت برای دیگری:
پذیرش از نظر لویناس یعنی «جانشینِ دیگری بودن». او رواداری را به معنای مسئولیتپذیری بیقید و شرط میداند. در حالی که دیگران بر «حقوق من» تاکید دارند، لویناس بر «تکلیف من در برابر دیگری» پافشاری میکند. جامعه روادار در نگاه او، جامعهای است که در آن «خود» همواره نگران رنج و نیازهای «دیگری» است.
پذیرش در اندیشه لویناس، یک پذیرش «رادیکال» و «نامتقارن» است؛ یعنی من موظفم دیگری را بپذیرم، حتی اگر او در پاسخ، چنین وظیفهای نسبت به من نداشته باشد. این اخلاق بخشش و گشودگی است که مانع از خشونت میشود. از نظر لویناس، اگر ما بتوانیم چهره انسانی دیگری را فارغ از ملیت، مذهب یا جایگاه اجتماعیاش ببینیم، دیگر رواداری یک انتخاب نخواهد بود، بلکه حقیقتی است که در سرشت انسانی ما نهفته است.
#اخلاق #پذیرش #رواداری #امانوئل_لویناس #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
چرا اخلاق پذیرش مقدم بر سیاست است؟
امانوئل لویناس (۱۹۰۶–۱۹۹۵)، فیلسوف فرانسوی لیتوانیاییتبار، یکی از متفکران در حوزه اخلاق و پدیدارشناسی است. او که بازماندهی هولوکاست بود، فلسفه خود را بر پایه این پرسش بنا کرد که «چگونه پس از فاجعه بشری، میتوان به اخلاق اندیشید؟».
لویناس برخلاف فیلسوفان پیشین که سوژه و «خود» را محور هستی میدانستند، معتقد است که پیش از هر اندیشه یا عقلانیتی، ما در برابر «دیگری» مسئولیم.
نظریه چهره؛
پذیرش به مثابه یک وظیفه اخلاقی
از دیدگاه لویناس، پذیرش و رواداری نه یک انتخاب آزادانه یا مصلحت سیاسی، بلکه یک «اجبار اخلاقی» است که از لحظهی دیدار با دیگری آغاز میشود.
۱. مواجهه با چهره (The Face):
لویناس معتقد است وقتی با چهرهی دیگری روبرو میشویم، گویی با یک فرمان الهی یا اخلاقی مواجه میشویم. چهره دیگری به ما میگوید: «تو نباید مرا بکشی» و «تو مسئول منی». این مواجهه، من خودخواه را از مرکزیت خارج میکند و به من یادآوری میکند که هستی من در گرو حضور دیگری است.
۲. اخلاق پیش از سیاست:
برای لویناس، پذیرش دیگری مقدم بر هر قرارداد اجتماعی یا قانون سیاسی است. رواداری در نگاه او، تحمل تفاوتها نیست، بلکه «پذیرشِ تقدس دیگری» است. او معتقد است ما باید در برابر «بینهایتِ» وجود دیگری، کرنش کنیم و بپذیریم که هرگز نمیتوانیم او را به طور کامل بشناسیم یا به زیرمجموعه هویت خود درآوریم.
۳. مسئولیت برای دیگری:
پذیرش از نظر لویناس یعنی «جانشینِ دیگری بودن». او رواداری را به معنای مسئولیتپذیری بیقید و شرط میداند. در حالی که دیگران بر «حقوق من» تاکید دارند، لویناس بر «تکلیف من در برابر دیگری» پافشاری میکند. جامعه روادار در نگاه او، جامعهای است که در آن «خود» همواره نگران رنج و نیازهای «دیگری» است.
پذیرش در اندیشه لویناس، یک پذیرش «رادیکال» و «نامتقارن» است؛ یعنی من موظفم دیگری را بپذیرم، حتی اگر او در پاسخ، چنین وظیفهای نسبت به من نداشته باشد. این اخلاق بخشش و گشودگی است که مانع از خشونت میشود. از نظر لویناس، اگر ما بتوانیم چهره انسانی دیگری را فارغ از ملیت، مذهب یا جایگاه اجتماعیاش ببینیم، دیگر رواداری یک انتخاب نخواهد بود، بلکه حقیقتی است که در سرشت انسانی ما نهفته است.
#اخلاق #پذیرش #رواداری #امانوئل_لویناس #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍4❤1🏆1
شما «نورچشمیهای خدا» نیستید!
زلزله کاراکاس و یک یادآوری تاریخی
ورق بزنید
در اول نوامبر ۱۷۵۵، زلزلهای مهیب شهر لیسبون، پایتخت پرتغال، را ویران کرد. آن روز برای مسیحیان «عید قدیسان» بود و هزاران نفر از مردم در کلیساها مشغول عبادت بودند. زمین لرزید، ساختمانها فرو ریختند، آتشسوزی گستردهای آغاز شد و سونامی بخشهایی از شهر را نابود کرد. دهها هزار نفر جان خود را از دست دادند.
برای بسیاری از مؤمنان، پرسش تکاندهنده این بود: چرا مردمی که خود را مسیحیان بسیار خوبی میدانستند، درست هنگام نیایش در کلیسا گرفتار چنین فاجعهای شوند؟ این مجازات الهی بود؟ اگر بود، چرا درست در کلیساها؟ و اگر نبود، پس نسبت میان ایمان و این بلا چیست؟
پاسخ روشنگران اروپا، از جمله ولتر، نقطه عطفی در تاریخ اندیشه شد؛ایدههای اصلی این بود:
یک - زلزله نه نشانه خشم خداست و نه تایید یا رد یک ملت؛ بلکه صرفا پدیدهای طبیعی است که از قوانین طبیعت پیروی میکند.
دو - این حادثه، باور رایج به اینکه یک ملت یا یک دین از حمایت ویژه خدا برخوردار است را نیز به چالش کشید. کسی برگزیده، نظرکرده یا «نورچشمی خدا» نیست ولو مسیحیت یا دین دیگری را تبلیغ کرده باشد.
برای ایرانیان مذهبی، شاید مهمترین درس این رویداد، تواضع میتواند باشد. تاریخ بارها نشان داده است که فرقهها و حکومتهای دینی، هنگامی که خود را «نورچشمی خدا» یا صاحبان انحصاری حقیقت میپندارند، بهتدریج دچار نوعی غرور دینی میشوند؛ غروری که در آن، موفقیتهای خود را نشانه تأیید الهی و شکستها را صرفاً فتته، امتحان یا توطئه میدانند.
این احساس تکبر و برگزیدگی، پیامدهای سیاسی نیز دارد: این که حکومت فقط حق فرقه ما است، این که مخالفان سلطه ما دیگر صرفاً رقیب یا منتقد نیستند، بلکه بهآسانی «دشمن خدا»، «اهل باطل» یا «فریبخورده» معرفی میشوند، و این که ما «مومنان» و «روحانیان» برای ادامه سلطه، حق دست زدن به هر کار نادرستی را داریم.
#زلزله #نقد_دین #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
زلزله کاراکاس و یک یادآوری تاریخی
ورق بزنید
در اول نوامبر ۱۷۵۵، زلزلهای مهیب شهر لیسبون، پایتخت پرتغال، را ویران کرد. آن روز برای مسیحیان «عید قدیسان» بود و هزاران نفر از مردم در کلیساها مشغول عبادت بودند. زمین لرزید، ساختمانها فرو ریختند، آتشسوزی گستردهای آغاز شد و سونامی بخشهایی از شهر را نابود کرد. دهها هزار نفر جان خود را از دست دادند.
برای بسیاری از مؤمنان، پرسش تکاندهنده این بود: چرا مردمی که خود را مسیحیان بسیار خوبی میدانستند، درست هنگام نیایش در کلیسا گرفتار چنین فاجعهای شوند؟ این مجازات الهی بود؟ اگر بود، چرا درست در کلیساها؟ و اگر نبود، پس نسبت میان ایمان و این بلا چیست؟
پاسخ روشنگران اروپا، از جمله ولتر، نقطه عطفی در تاریخ اندیشه شد؛ایدههای اصلی این بود:
یک - زلزله نه نشانه خشم خداست و نه تایید یا رد یک ملت؛ بلکه صرفا پدیدهای طبیعی است که از قوانین طبیعت پیروی میکند.
دو - این حادثه، باور رایج به اینکه یک ملت یا یک دین از حمایت ویژه خدا برخوردار است را نیز به چالش کشید. کسی برگزیده، نظرکرده یا «نورچشمی خدا» نیست ولو مسیحیت یا دین دیگری را تبلیغ کرده باشد.
برای ایرانیان مذهبی، شاید مهمترین درس این رویداد، تواضع میتواند باشد. تاریخ بارها نشان داده است که فرقهها و حکومتهای دینی، هنگامی که خود را «نورچشمی خدا» یا صاحبان انحصاری حقیقت میپندارند، بهتدریج دچار نوعی غرور دینی میشوند؛ غروری که در آن، موفقیتهای خود را نشانه تأیید الهی و شکستها را صرفاً فتته، امتحان یا توطئه میدانند.
این احساس تکبر و برگزیدگی، پیامدهای سیاسی نیز دارد: این که حکومت فقط حق فرقه ما است، این که مخالفان سلطه ما دیگر صرفاً رقیب یا منتقد نیستند، بلکه بهآسانی «دشمن خدا»، «اهل باطل» یا «فریبخورده» معرفی میشوند، و این که ما «مومنان» و «روحانیان» برای ادامه سلطه، حق دست زدن به هر کار نادرستی را داریم.
#زلزله #نقد_دین #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍8❤1🏆1
به دنبال تخریب کلیسای انجیلی مشهد در خردادماه سال جاری، گزارشها حاکی از تشدید فشارها و تهدیدها برای تخلیه و تصرف کامل کلیسای تاریخی انجیلی تهران است. منصور خواجهپور، از کشیشان کلیسای انجیلی، جزئیاتی از این اقدامات را در گفتوگو با صدای امریکا تشریح کرده است.
▪️تاریخچه و مصادره تدریجی
کلیسای انجیلی تهران با قدمتی ۱۵۴ ساله (ساخت ۱۸۷۲ میلادی)، در خیابان سیتیر واقع شده است. پس از انقلاب ۱۳۵۷، این ملک چهار هکتاری به تدریج مصادره شد؛ ابتدا ۱.۵ هکتار برای احداث مدرسه و در سال ۱۳۶۹ نیز بخش «انجمن کتاب مقدس ایران» تصرف گردید. در حال حاضر، تنها ۲.۵ هکتار از این ملک باقی مانده که اگرچه مسیحیان ارمنی و آشوری اجازه عبادت در آن را دارند، اما حق عبادت از نوکیشان مسیحی (فارسیزبانان) سلب شده است.
▪️فشارها، تطمیع و وضعیت حقوقی
همزمان با تخریب کلیسای مشهد، فشارها بر ۲۸ شهروند مسیحی سالخورده که در واحدهای مسکونی این ملک ساکن هستند، افزایش یافته است. نمایندگان نهادهای حکومتی با مراجعه به این افراد، ضمن تحت فشار قرار دادن آنها برای تخلیه، پیشنهاد پرداخت مبلغ دو میلیارد تومان را برای تخلیه داوطلبانه مطرح کردهاند که از دیدگاه کشیش خواجهپور، اقدامی برای اعمال کنترل کامل بر کلیساست.
از نظر حقوقی، سند این ملک حدود ۱۵ تا ۲۰ سال پیش در دادگاهی یکطرفه و بدون حضور نمایندگان کلیسا، به نام «ستاد اجرایی فرمان امام» منتقل شده است. با این حال، تا یکشنبه گذشته، مراسم عبادتی به طور منظم در این مکان برگزار میشد.
▪️انگیزههای تشدید فشارها
این کشیش دو عامل اصلی را برای این اقدامات برمیشمرد:
۱. ابعاد سیاسی: تلاش حاکمیت برای نمایش قدرت در مواجهه با تنشهای منطقهای و فشار بر اقلیتهای مذهبی.
۲. ارزش مادی: موقعیت ممتاز ملک در خیابان سیتیر و ارزش مالی بالای آن که توجه جریانهای منفعتطلب را جلب کرده است.
در نهایت، خواجهپور ضمن ابراز نگرانی شدید مسیحیان داخل کشور از وضعیت موجود، تأکید کرد که جامعه مسیحیان خارج از ایران بر پیگیری حقوق خود و مقاومت در برابر این تصرفات تأکید دارند.
#کلیسا #رواداری #تنوع_دینی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
▪️تاریخچه و مصادره تدریجی
کلیسای انجیلی تهران با قدمتی ۱۵۴ ساله (ساخت ۱۸۷۲ میلادی)، در خیابان سیتیر واقع شده است. پس از انقلاب ۱۳۵۷، این ملک چهار هکتاری به تدریج مصادره شد؛ ابتدا ۱.۵ هکتار برای احداث مدرسه و در سال ۱۳۶۹ نیز بخش «انجمن کتاب مقدس ایران» تصرف گردید. در حال حاضر، تنها ۲.۵ هکتار از این ملک باقی مانده که اگرچه مسیحیان ارمنی و آشوری اجازه عبادت در آن را دارند، اما حق عبادت از نوکیشان مسیحی (فارسیزبانان) سلب شده است.
▪️فشارها، تطمیع و وضعیت حقوقی
همزمان با تخریب کلیسای مشهد، فشارها بر ۲۸ شهروند مسیحی سالخورده که در واحدهای مسکونی این ملک ساکن هستند، افزایش یافته است. نمایندگان نهادهای حکومتی با مراجعه به این افراد، ضمن تحت فشار قرار دادن آنها برای تخلیه، پیشنهاد پرداخت مبلغ دو میلیارد تومان را برای تخلیه داوطلبانه مطرح کردهاند که از دیدگاه کشیش خواجهپور، اقدامی برای اعمال کنترل کامل بر کلیساست.
از نظر حقوقی، سند این ملک حدود ۱۵ تا ۲۰ سال پیش در دادگاهی یکطرفه و بدون حضور نمایندگان کلیسا، به نام «ستاد اجرایی فرمان امام» منتقل شده است. با این حال، تا یکشنبه گذشته، مراسم عبادتی به طور منظم در این مکان برگزار میشد.
▪️انگیزههای تشدید فشارها
این کشیش دو عامل اصلی را برای این اقدامات برمیشمرد:
۱. ابعاد سیاسی: تلاش حاکمیت برای نمایش قدرت در مواجهه با تنشهای منطقهای و فشار بر اقلیتهای مذهبی.
۲. ارزش مادی: موقعیت ممتاز ملک در خیابان سیتیر و ارزش مالی بالای آن که توجه جریانهای منفعتطلب را جلب کرده است.
در نهایت، خواجهپور ضمن ابراز نگرانی شدید مسیحیان داخل کشور از وضعیت موجود، تأکید کرد که جامعه مسیحیان خارج از ایران بر پیگیری حقوق خود و مقاومت در برابر این تصرفات تأکید دارند.
#کلیسا #رواداری #تنوع_دینی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
😡8✍1👏1💔1
تداوم موج بازداشت شهروندان بهایی؛ سیما سبتو و ناهید فلاحتی در شیراز بازداشت شدند
سیما سبتو و ناهید فلاحتی، دو شهروند بهایی ساکن شیراز، روز سهشنبه ۲ تیرماه ۱۴۰۵ توسط نیروهای امنیتی در منازل شخصی خود بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شدند.
بر اساس اطلاعات دریافتی، ماموران امنیتی با مراجعه به محل سکونت این دو شهروند، اقدام به بازداشت آنان کردند. با گذشت چند روز از این واقعه، همچنان اطلاعات دقیقی از نهاد بازداشتکننده، دلایل دستگیری و محل نگهداری آنها در دست نیست. خانوادههای این دو شهروند در پیگیریهای اولیه خود برای اطلاع از وضعیت عزیزانشان به نتیجه مشخصی نرسیدهاند و نگرانیها درباره شرایط آنها با توجه به عدم دسترسی به وکیل و بیخبری مطلق، بهشدت افزایش یافته است.
▪️سرکوب سیستماتیک و امنیتی جامعه بهایی
بازداشت سیما سبتو و ناهید فلاحتی، تازهترین حلقه از زنجیره فشارهای امنیتی و قضایی علیه جامعه بهاییان در ایران است. شیراز که همواره یکی از کانونهای اصلی برخوردهای خشونتآمیز با این اقلیت دینی بوده، بار دیگر شاهد موجی از بازداشتهای خودسرانه است؛ اقدامی که نشاندهنده تداوم سیاستهای فراقانونی نهادهای امنیتی برای سرکوب عقیدتی است.
حکومت با بهرهگیری از فضای ارعاب، اقدام به بازداشتهای شبانه، یورش به منازل و پنهانکاری درباره محل نگهداری شهروندان میکند تا با ایجاد «وضعیتی خاکستری»، هزینه اعتقاد و فعالیت مدنی را برای بهاییان به حداکثر برساند. این برخوردها که فاقد هرگونه مبنای قانونی و دادرسی عادلانه است، بخشی از یک استراتژی کلان برای حذف تدریجی بهاییان از عرصههای مختلف حیات اجتماعی است. نهادهای امنیتی با انتساب اتهامات امنیتی واهی و محروم ساختن بازداشتشدگان از حقوق اولیه انسانی، در تلاشاند تا صدای جامعه بهایی را خاموش کرده و فضای اختناق را بر زندگی روزمره آنان تحمیل کنند؛ سیاستی که نشاندهنده عمق رویکرد خصمانه ساختار امنیتی کشور نسبت به آزادیهای دینی و عقیدتی است.
#سیما_سبتو #ناهید_فلاحتی #داستان_ما_یکیست #بهاییان_ایران #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
سیما سبتو و ناهید فلاحتی، دو شهروند بهایی ساکن شیراز، روز سهشنبه ۲ تیرماه ۱۴۰۵ توسط نیروهای امنیتی در منازل شخصی خود بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شدند.
بر اساس اطلاعات دریافتی، ماموران امنیتی با مراجعه به محل سکونت این دو شهروند، اقدام به بازداشت آنان کردند. با گذشت چند روز از این واقعه، همچنان اطلاعات دقیقی از نهاد بازداشتکننده، دلایل دستگیری و محل نگهداری آنها در دست نیست. خانوادههای این دو شهروند در پیگیریهای اولیه خود برای اطلاع از وضعیت عزیزانشان به نتیجه مشخصی نرسیدهاند و نگرانیها درباره شرایط آنها با توجه به عدم دسترسی به وکیل و بیخبری مطلق، بهشدت افزایش یافته است.
▪️سرکوب سیستماتیک و امنیتی جامعه بهایی
بازداشت سیما سبتو و ناهید فلاحتی، تازهترین حلقه از زنجیره فشارهای امنیتی و قضایی علیه جامعه بهاییان در ایران است. شیراز که همواره یکی از کانونهای اصلی برخوردهای خشونتآمیز با این اقلیت دینی بوده، بار دیگر شاهد موجی از بازداشتهای خودسرانه است؛ اقدامی که نشاندهنده تداوم سیاستهای فراقانونی نهادهای امنیتی برای سرکوب عقیدتی است.
حکومت با بهرهگیری از فضای ارعاب، اقدام به بازداشتهای شبانه، یورش به منازل و پنهانکاری درباره محل نگهداری شهروندان میکند تا با ایجاد «وضعیتی خاکستری»، هزینه اعتقاد و فعالیت مدنی را برای بهاییان به حداکثر برساند. این برخوردها که فاقد هرگونه مبنای قانونی و دادرسی عادلانه است، بخشی از یک استراتژی کلان برای حذف تدریجی بهاییان از عرصههای مختلف حیات اجتماعی است. نهادهای امنیتی با انتساب اتهامات امنیتی واهی و محروم ساختن بازداشتشدگان از حقوق اولیه انسانی، در تلاشاند تا صدای جامعه بهایی را خاموش کرده و فضای اختناق را بر زندگی روزمره آنان تحمیل کنند؛ سیاستی که نشاندهنده عمق رویکرد خصمانه ساختار امنیتی کشور نسبت به آزادیهای دینی و عقیدتی است.
#سیما_سبتو #ناهید_فلاحتی #داستان_ما_یکیست #بهاییان_ایران #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
😡6👌1💔1
ژوزف شهبازیان
روایتی از ایمان در بند
ژوزف شهبازیان، شهروند ایرانی ارمنیتبار و از فعالان جامعه مسیحی در ایران، به دلیل برگزاری جلسات مذهبی در قالب کلیساهای خانگی شناخته میشود. فعالیتهای او در بستری صورت گرفت که کلیساهای رسمی تاریخی در ایران اجازه انجام مراسم به زبان فارسی را ندارند. این اقدامات، وی را در کانون توجه نهادهای امنیتی قرار داد و مسیر زندگی او را با پروندههای قضایی متعددی پیوند زد.
همسر او، لیدا الکسانی، نیز در جریان برخوردهای امنیتی با این گروهها بازداشت و تحت پیگرد قرار گرفت. بازداشت این زوج، پیامدهای اجتماعی و خانوادگی گستردهای برای آنان به همراه داشته و مانع از حضور آنها در مناسبتهای خانوادگی مهم شده است. این وضعیت، تصویری از فشارهای مضاعفی است که بر خانوادههای فعالان مذهبی در ایران تحمیل میشود.
کلیساهای خانگی در ایران، پاسخی به ممنوعیت برگزاری مراسم به زبان فارسی در کلیساهای رسمی است. ژوزف شهبازیان با میزبانی از این جلسات، سعی در ایجاد فضایی برای اقلیتهای مسیحی فارسیزبان داشت که امکان دسترسی به متون و مراسم مذهبی به زبان مادریشان را نداشتند. از دیدگاه او و همراهانش، این اقدامی عبادی بود، اما از منظر دستگاههای انتظامی، فعالیت غیرقانونی محسوب شد.
سابقه برخورد قضایی با شهبازیان به سال ۱۳۹۹ بازمیگردد. او طی سالهای اخیر بارها بازداشت، زندانی و با احکام حبس مواجه شده است. آخرین دور از این محکومیتها، حکم ۱۰ سال حبس است که توسط دادگاه انقلاب صادر شده است. تکرار این بازداشتها و صدور احکام سنگین حبس، منعکسکننده رویکرد سختگیرانه سیستم قضایی نسبت به فعالیتهای خارج از چارچوبهای رسمی است.
پرونده ژوزف شهبازیان را میتوان در ردیف پروندههای «زندانیان عقیدتی» دستهبندی کرد. بر اساس گزارشهای حقوق بشری، اتهامات او از جمله «اقدام علیه امنیت ملی»، مرتبط با برگزاری جلسات مذهبی است. فعالان حقوق بشر استدلال میکنند که بازداشت وی نه به دلیل ارتکاب جرم به معنای متعارف، بلکه به دلیل اصرار بر آزادی عمل در باورهای مذهبی و تشکیل گروههای غیررسمی بوده است.
محدودیتهای اعمال شده بر کلیساهای خانگی، بازتابدهنده چالشهای عمیقتر آزادی عقیده در ایران است. نقد سازمانهای حقوق بشری بر این رویه، عمدتا بر «حق آزادی مذهب و عقیده» تمرکز دارد. این رویکرد که فعالیت مذهبی نوکیشان یا پیروان کلیساهای غیررسمی را «تهدید امنیتی» میانگارد، با میثاقهای بینالمللی حقوق بشر که بر آزادی انتخاب و ابراز عقیده تأکید دارند، در تضاد ارزیابی میشود.
موضوع بازداشت ژوزف شهبازیان، مسئله «حقوق شهروندی و آزادی باور» را برجسته میکند. در یک جامعه مبتنی بر اصول حقوق بشر، حق باور داشتن و برگزاری مراسم مذهبی به زبان دلخواه، از حقوق اساسی هر فرد محسوب میشود. زندانی کردن افراد به دلیل عقیده، فارغ از محتوای آن باور، از دیدگاه نهادهای مدافع حقوق بشر، نقض آشکار آزادیهای مدنی و دموکراتیک است.
#کلیسای_خانگی #آزادی_باور #رواداری #ژوزف_شهبازیان #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
روایتی از ایمان در بند
ژوزف شهبازیان، شهروند ایرانی ارمنیتبار و از فعالان جامعه مسیحی در ایران، به دلیل برگزاری جلسات مذهبی در قالب کلیساهای خانگی شناخته میشود. فعالیتهای او در بستری صورت گرفت که کلیساهای رسمی تاریخی در ایران اجازه انجام مراسم به زبان فارسی را ندارند. این اقدامات، وی را در کانون توجه نهادهای امنیتی قرار داد و مسیر زندگی او را با پروندههای قضایی متعددی پیوند زد.
همسر او، لیدا الکسانی، نیز در جریان برخوردهای امنیتی با این گروهها بازداشت و تحت پیگرد قرار گرفت. بازداشت این زوج، پیامدهای اجتماعی و خانوادگی گستردهای برای آنان به همراه داشته و مانع از حضور آنها در مناسبتهای خانوادگی مهم شده است. این وضعیت، تصویری از فشارهای مضاعفی است که بر خانوادههای فعالان مذهبی در ایران تحمیل میشود.
کلیساهای خانگی در ایران، پاسخی به ممنوعیت برگزاری مراسم به زبان فارسی در کلیساهای رسمی است. ژوزف شهبازیان با میزبانی از این جلسات، سعی در ایجاد فضایی برای اقلیتهای مسیحی فارسیزبان داشت که امکان دسترسی به متون و مراسم مذهبی به زبان مادریشان را نداشتند. از دیدگاه او و همراهانش، این اقدامی عبادی بود، اما از منظر دستگاههای انتظامی، فعالیت غیرقانونی محسوب شد.
سابقه برخورد قضایی با شهبازیان به سال ۱۳۹۹ بازمیگردد. او طی سالهای اخیر بارها بازداشت، زندانی و با احکام حبس مواجه شده است. آخرین دور از این محکومیتها، حکم ۱۰ سال حبس است که توسط دادگاه انقلاب صادر شده است. تکرار این بازداشتها و صدور احکام سنگین حبس، منعکسکننده رویکرد سختگیرانه سیستم قضایی نسبت به فعالیتهای خارج از چارچوبهای رسمی است.
پرونده ژوزف شهبازیان را میتوان در ردیف پروندههای «زندانیان عقیدتی» دستهبندی کرد. بر اساس گزارشهای حقوق بشری، اتهامات او از جمله «اقدام علیه امنیت ملی»، مرتبط با برگزاری جلسات مذهبی است. فعالان حقوق بشر استدلال میکنند که بازداشت وی نه به دلیل ارتکاب جرم به معنای متعارف، بلکه به دلیل اصرار بر آزادی عمل در باورهای مذهبی و تشکیل گروههای غیررسمی بوده است.
محدودیتهای اعمال شده بر کلیساهای خانگی، بازتابدهنده چالشهای عمیقتر آزادی عقیده در ایران است. نقد سازمانهای حقوق بشری بر این رویه، عمدتا بر «حق آزادی مذهب و عقیده» تمرکز دارد. این رویکرد که فعالیت مذهبی نوکیشان یا پیروان کلیساهای غیررسمی را «تهدید امنیتی» میانگارد، با میثاقهای بینالمللی حقوق بشر که بر آزادی انتخاب و ابراز عقیده تأکید دارند، در تضاد ارزیابی میشود.
موضوع بازداشت ژوزف شهبازیان، مسئله «حقوق شهروندی و آزادی باور» را برجسته میکند. در یک جامعه مبتنی بر اصول حقوق بشر، حق باور داشتن و برگزاری مراسم مذهبی به زبان دلخواه، از حقوق اساسی هر فرد محسوب میشود. زندانی کردن افراد به دلیل عقیده، فارغ از محتوای آن باور، از دیدگاه نهادهای مدافع حقوق بشر، نقض آشکار آزادیهای مدنی و دموکراتیک است.
#کلیسای_خانگی #آزادی_باور #رواداری #ژوزف_شهبازیان #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
🙏5❤1💔1😡1