دستهها و حمل آیینی نمادهای دینی
تاریخ عَلَم و کُتل به کجا میرسد؟
آیینهای حمل سازهها و نمادهای مذهبی در خیابانها سابقهای بسیار کهن دارند. برای مثال مراسم شهادت مسیح توسط مسیحیان در در اسپانیا (که هفته مقدس یا سمانا سانتا نامیده میشود) شامل دستههایی است که سازههای سنگین مذهبی را بر دوش حمل میکنند. (تصویر اسلاید اول: مراسم شهادت مسیح در مالاگا، اسپانیا، ۲۰۲۲)
این مراسم در مسیحیت عمدتاً از قرون هفتصد سال پیش شکل گرفت و در بعضی مناطق گسترش یافت. در این مراسم، مؤمنان مجسمههای بزرگ عیسی، مریم و دیگر شخصیتهای مقدس را بر دوش خود حمل میکنند و وقایع هفته پایانی زندگی عیسی را بازآفرینی مینمایند. (تصویر: نقاشی مراسم سمانا سانتا در شهر سویل، اسپانیا، اثر هواکین سورویا اباستیدا، ۱۹۱۴)
آیین حمل علم در سنت عزاداری شیعه، مشابه با رسوم مسیحی شهادت مسیح است. شواهد تاریخی نشان میدهد که این رسم، همراه با اسب (و بعدا با شیر تعزیه)، نخل و دیگر نمادهای عزاداری، عمدتاً در اواخر قرون وسطی و بهویژه از دوره صفویان (حدود پانصد سال پیش) گسترش یافت و به بخشی از سنت سوگواری شیعی تبدیل شد.
راهپیمایی آیینی و حمل نمادهای دینی سابقهای طولانیتر از مسیحیت دارد. حمل یا گرداندن حیوانات در مراسم مذهبی سابقهای بسیار کهن دارد. در یونان و روم باستان حیوانات قربانی را در دستههای مذهبی میگرداندند، در برخی جشنهای هندو فیلها و اسبهای آذینبسته حضور دارند، در مراسم یکشنبه نخل مسیحیان گاه یک خر را همراه دسته حرکت میدهند که برای آنان نمادی از وقوع پیشگوییهای دینی است. موارد مشابه این گونه آیینها قرنها پیش از ظهور اسلام و مسیحیت وجود داشتهاند.
علم چه میگوید؟
مطالعات جامعهشناسی دین نشان میدهد اجرای مناسک گروهی کارکرد مهمی در ایجاد حس همبستگی و حقانیت میان گروه «خودی» دارد. شرکت در آیینهای جمعی، احساس تعلق افراد به گروه را تقویت میکند و مرزهای میان «ما» و «دیگران» را پررنگتر میسازد. اگر حق برگزاری این آیینها انحصاری باشد، و سایر دینها یا گروهها از حق ابراز آیین خود محروم و سرکوب شوند، برگزاری آیین همچنین میتواند حسی از قدرت و خودانگاره برتری نیز برای مومنان ایجاد، و آنان را نسبت به ایمان خود راضی و خوشنود کند.
#محرم #آیین #علم #کتل #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
تاریخ عَلَم و کُتل به کجا میرسد؟
آیینهای حمل سازهها و نمادهای مذهبی در خیابانها سابقهای بسیار کهن دارند. برای مثال مراسم شهادت مسیح توسط مسیحیان در در اسپانیا (که هفته مقدس یا سمانا سانتا نامیده میشود) شامل دستههایی است که سازههای سنگین مذهبی را بر دوش حمل میکنند. (تصویر اسلاید اول: مراسم شهادت مسیح در مالاگا، اسپانیا، ۲۰۲۲)
این مراسم در مسیحیت عمدتاً از قرون هفتصد سال پیش شکل گرفت و در بعضی مناطق گسترش یافت. در این مراسم، مؤمنان مجسمههای بزرگ عیسی، مریم و دیگر شخصیتهای مقدس را بر دوش خود حمل میکنند و وقایع هفته پایانی زندگی عیسی را بازآفرینی مینمایند. (تصویر: نقاشی مراسم سمانا سانتا در شهر سویل، اسپانیا، اثر هواکین سورویا اباستیدا، ۱۹۱۴)
آیین حمل علم در سنت عزاداری شیعه، مشابه با رسوم مسیحی شهادت مسیح است. شواهد تاریخی نشان میدهد که این رسم، همراه با اسب (و بعدا با شیر تعزیه)، نخل و دیگر نمادهای عزاداری، عمدتاً در اواخر قرون وسطی و بهویژه از دوره صفویان (حدود پانصد سال پیش) گسترش یافت و به بخشی از سنت سوگواری شیعی تبدیل شد.
راهپیمایی آیینی و حمل نمادهای دینی سابقهای طولانیتر از مسیحیت دارد. حمل یا گرداندن حیوانات در مراسم مذهبی سابقهای بسیار کهن دارد. در یونان و روم باستان حیوانات قربانی را در دستههای مذهبی میگرداندند، در برخی جشنهای هندو فیلها و اسبهای آذینبسته حضور دارند، در مراسم یکشنبه نخل مسیحیان گاه یک خر را همراه دسته حرکت میدهند که برای آنان نمادی از وقوع پیشگوییهای دینی است. موارد مشابه این گونه آیینها قرنها پیش از ظهور اسلام و مسیحیت وجود داشتهاند.
علم چه میگوید؟
مطالعات جامعهشناسی دین نشان میدهد اجرای مناسک گروهی کارکرد مهمی در ایجاد حس همبستگی و حقانیت میان گروه «خودی» دارد. شرکت در آیینهای جمعی، احساس تعلق افراد به گروه را تقویت میکند و مرزهای میان «ما» و «دیگران» را پررنگتر میسازد. اگر حق برگزاری این آیینها انحصاری باشد، و سایر دینها یا گروهها از حق ابراز آیین خود محروم و سرکوب شوند، برگزاری آیین همچنین میتواند حسی از قدرت و خودانگاره برتری نیز برای مومنان ایجاد، و آنان را نسبت به ایمان خود راضی و خوشنود کند.
#محرم #آیین #علم #کتل #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤4👍3👌1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
ایدئولوژی مذهبی، هنگامی که به شکل افراطی و مطلقگرایانه دنبال میشود، به جای تعالی انسان و گسترش اخلاق، میتواند به ابزاری برای سلطه، حذف و خشونت بدل شود.
پایبندی کورکورانه به چنین ایدئولوژیهایی، بهویژه هنگامی که انسانیت و کرامت فردی را فدای "حقیقت مطلق" خودساخته میکنند، منجر به توجیه رفتارهای غیرانسانی به نام مقدسترین مفاهیم میشود.
اینگونه تفکر افراطی، به جای اینکه دین را در خدمت انسان قرار دهد، انسان را قربانی دین میسازد و در نهایت نه تنها اخلاق را تضعیف میکند، بلکه بنیانهای انسانیت را نیز از میان میبرد.
#حکومت_ایدئولوژیک #کرامت_انسانی #اخلاق #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
پایبندی کورکورانه به چنین ایدئولوژیهایی، بهویژه هنگامی که انسانیت و کرامت فردی را فدای "حقیقت مطلق" خودساخته میکنند، منجر به توجیه رفتارهای غیرانسانی به نام مقدسترین مفاهیم میشود.
اینگونه تفکر افراطی، به جای اینکه دین را در خدمت انسان قرار دهد، انسان را قربانی دین میسازد و در نهایت نه تنها اخلاق را تضعیف میکند، بلکه بنیانهای انسانیت را نیز از میان میبرد.
#حکومت_ایدئولوژیک #کرامت_انسانی #اخلاق #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👏3👌2🤬1💯1🤣1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
ویدئویی از مراسم سنتی عزاداری محرم در حسینیه معتمدی بندر گناوه در استان بوشهر منتشر شده است که کاربران شبکههای اجتماعی اشعار این نوحه را مرتبط با جانباختگان دیماه دانستند.
عزاداران در این هیئت با نوحه «از جان تازه جوان جاویدان ملک گران…گلباران نعش جوان» به سینهزنی پرداختند.
آهنگ، تنظیم و اجرا: سیدرضاسجادی
شعر:عادل آبرخت
#مداحی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
عزاداران در این هیئت با نوحه «از جان تازه جوان جاویدان ملک گران…گلباران نعش جوان» به سینهزنی پرداختند.
آهنگ، تنظیم و اجرا: سیدرضاسجادی
شعر:عادل آبرخت
#مداحی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👏1🤔1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
سوءاستفاده سیاسی از ماه محرم
سوءاستفاده سیاسی در جمهوری اسلامی از ماه محرم و نام و یاد امام سوم شیعیان، در میان خود کنشگران مذهبی باورمند نیز منتقدان بسیار جدی دارد. از جملهی این افراد سجاد نیکآیین است که از پژوهشگران دینی و از فعالان نزدیک به روحانیت سنتی است. او در گفتگویی در سال ۱۳۹۵ در رادیو فردا، نگاه سیاسی به عاشورا را مورد نقد جدی قرار میدهد و حتی برداشت استبدادستیزانه از آن را موجب انحراف میداند.
لینک وبسایت:
https://dialog.tavaana.org/political-exploitation-muharram-iran/
لینک یوتیوب:
https://www.youtube.com/watch?v=9kzGceQTx1k
لینک ساندکلاد:
https://on.soundcloud.com/2BvXLn2e4RKvwYpT7
#گفتگو_توانا #امام_حسین #محرم #عاشورا #مذهب_شیعه
@Dialogue1402
سوءاستفاده سیاسی در جمهوری اسلامی از ماه محرم و نام و یاد امام سوم شیعیان، در میان خود کنشگران مذهبی باورمند نیز منتقدان بسیار جدی دارد. از جملهی این افراد سجاد نیکآیین است که از پژوهشگران دینی و از فعالان نزدیک به روحانیت سنتی است. او در گفتگویی در سال ۱۳۹۵ در رادیو فردا، نگاه سیاسی به عاشورا را مورد نقد جدی قرار میدهد و حتی برداشت استبدادستیزانه از آن را موجب انحراف میداند.
لینک وبسایت:
https://dialog.tavaana.org/political-exploitation-muharram-iran/
لینک یوتیوب:
https://www.youtube.com/watch?v=9kzGceQTx1k
لینک ساندکلاد:
https://on.soundcloud.com/2BvXLn2e4RKvwYpT7
#گفتگو_توانا #امام_حسین #محرم #عاشورا #مذهب_شیعه
@Dialogue1402
❤3👍1
بازداشت سعید حسنی، شهروند بهائی در شیراز؛ انتقال به زندان عادلآباد
در ادامه روند بازداشت شهروندان بهائی در ایران، سعید حسنی، شهروند ۳۷ ساله بهائی ساکن شیراز، روز ۲ تیرماه توسط مأموران سپاه بازداشت و به زندان عادلآباد شیراز منتقل شد.
بر اساس اطلاعات دریافتی، حدود ساعت ۱۰ صبح روز ۲ تیر، مأموران سپاه با حضور در محل کار سعید حسنی، وی را با رفتاری خشن و نامناسب بازداشت کردند. پس از آن، مأموران به منزل این شهروند مراجعه کرده و ضمن تفتیش خانه، وسایل شخصی از جمله تلفن همراه و دیگر تجهیزات الکترونیکی را ضبط کردند.
بر پایه این گزارش، سعید حسنی پس از بازداشت به زندان عادلآباد شیراز منتقل شده است.
سعید حسنی پیشتر نیز در تیرماه ۱۳۹۵ بازداشت شده بود. وی پس از چند ماه بازداشت موقت، با تودیع وثیقه آزاد شد و در ادامه، دادگاه حکم تبرئه او را صادر کرد. با این حال، با اعمال ماده ۴۷۷ قانون آیین دادرسی کیفری، پرونده وی بار دیگر به جریان افتاد و سرنوشت نهایی آن تا زمان بازداشت اخیر همچنان نامشخص باقی مانده بود.
تا زمان تنظیم این گزارش، اطلاعاتی درباره دلایل بازداشت اخیر، اتهامات احتمالی یا ارتباط آن با پرونده پیشین این شهروند بهائی منتشر نشده است.
بازداشت سعید حسنی در شرایطی صورت میگیرد که گزارشها از ادامه فشارهای امنیتی و برخورد با شهروندان بهائی در نقاط مختلف ایران حکایت دارد؛ روندی که در موارد متعدد با بازداشت، تفتیش منازل، ضبط وسایل شخصی و محدودیت در دسترسی خانوادهها به اطلاعات مربوط به وضعیت بازداشتشدگان همراه بوده است.
#داستان_ما_یکیست #بهاییان_ایران #سعید_حسنی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
در ادامه روند بازداشت شهروندان بهائی در ایران، سعید حسنی، شهروند ۳۷ ساله بهائی ساکن شیراز، روز ۲ تیرماه توسط مأموران سپاه بازداشت و به زندان عادلآباد شیراز منتقل شد.
بر اساس اطلاعات دریافتی، حدود ساعت ۱۰ صبح روز ۲ تیر، مأموران سپاه با حضور در محل کار سعید حسنی، وی را با رفتاری خشن و نامناسب بازداشت کردند. پس از آن، مأموران به منزل این شهروند مراجعه کرده و ضمن تفتیش خانه، وسایل شخصی از جمله تلفن همراه و دیگر تجهیزات الکترونیکی را ضبط کردند.
بر پایه این گزارش، سعید حسنی پس از بازداشت به زندان عادلآباد شیراز منتقل شده است.
سعید حسنی پیشتر نیز در تیرماه ۱۳۹۵ بازداشت شده بود. وی پس از چند ماه بازداشت موقت، با تودیع وثیقه آزاد شد و در ادامه، دادگاه حکم تبرئه او را صادر کرد. با این حال، با اعمال ماده ۴۷۷ قانون آیین دادرسی کیفری، پرونده وی بار دیگر به جریان افتاد و سرنوشت نهایی آن تا زمان بازداشت اخیر همچنان نامشخص باقی مانده بود.
تا زمان تنظیم این گزارش، اطلاعاتی درباره دلایل بازداشت اخیر، اتهامات احتمالی یا ارتباط آن با پرونده پیشین این شهروند بهائی منتشر نشده است.
بازداشت سعید حسنی در شرایطی صورت میگیرد که گزارشها از ادامه فشارهای امنیتی و برخورد با شهروندان بهائی در نقاط مختلف ایران حکایت دارد؛ روندی که در موارد متعدد با بازداشت، تفتیش منازل، ضبط وسایل شخصی و محدودیت در دسترسی خانوادهها به اطلاعات مربوط به وضعیت بازداشتشدگان همراه بوده است.
#داستان_ما_یکیست #بهاییان_ایران #سعید_حسنی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
💔5🙏1😡1
Forwarded from گفتوشنود
روز جهانی حمایت از قربانیان شکنجه به عنوان یک ابتکار از سوی سازمان ملل متحد در ۲۶ ژوئن ۱۹۹۷ تعیین شد. این روز به یاد تصویب "کنوانسیون سازمان ملل متحد علیه شکنجه و دیگر مجازاتها یا رفتارهای ظالمانه، غیرانسانی یا تحقیرآمیز" در ۲۶ ژوئن ۱۹۸۷ گرامی داشته میشود. هدف از این روز جلب توجه جهانی به موضوع شکنجه و اثرات مخرب آن بر افراد و جوامع است.
در طول تاریخ، بسیاری از افراد به دلیل باورهای دینی، سیاسی، و ایدئولوژیک خود مورد شکنجه قرار گرفتهاند. خداناباوران، دینناباوران، و افراد دارای باورهای متفاوت دیگر نیز از این قاعده مستثنی نبودهاند و در بسیاری از جوامع با تبعیض، آزار و شکنجه روبرو شدهاند. شکنجه به عنوان یک ابزار سرکوب برای کنترل و ساکت کردن مخالفان و تقویت قدرت حاکمان استفاده شده است.
در ایران و حکومت جمهوری اسلامی بسیاری از افراد به علت باورهای متفاوت، با خواست حکومت فرقهای شیعه، زندانی و با شکنجه و در مواردی با احکام سلب حیات و اعدام مواجه میشوند.
جاوید رحمان، گزارشگر ویژه سازمان ملل در امور حقوق بشر در ایران، در حاشیه پنجاه و ششمین جلسه شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد و جلسهای که با عنوان "بحران مصونیت در ایران؛ از دهه شصت تا مهسا امینی" برگزار شده بود، از شکنجه در کنار اقدامات دیگری نظیر ناپدید شدن اجباری، قتل و اعدامهای خودسرانه، به مثابه یکی از مصادیق "جنایت علیه بشریت" نام برد که به دست حکومت جمهوری اسلامی از دهه ۱۳۶۰ تا امروز انجام شده است.
شکنجه نه تنها جسمی بلکه روحی و روانی نیز بوده و اثرات طولانیمدتی بر قربانیان و خانوادههایشان دارد. ایجاد این روز جهانی به عنوان یک فرصت برای آموزش و اطلاعرسانی درباره این موضوع و تقویت اقدامات جهانی برای از بین بردن شکنجه و حمایت از حقوق بشر و قربانیان آن است.
این روز همچنین یادآور تعهد جامعه جهانی به حقوق بشر و ضرورت ادامه مبارزه با هر گونه شکنجه و رفتار غیرانسانی است. سازمانها و فعالان حقوق بشر در سراسر جهان از این روز برای تقویت تلاشهای خود و جلب توجه عموم به وضعیت قربانیان شکنجه استفاده میکنند.
#تفتیش_عقاید #شکنجه #خداناباوران #دین_ناباوران #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
روز جهانی حمایت از قربانیان شکنجه به عنوان یک ابتکار از سوی سازمان ملل متحد در ۲۶ ژوئن ۱۹۹۷ تعیین شد. این روز به یاد تصویب "کنوانسیون سازمان ملل متحد علیه شکنجه و دیگر مجازاتها یا رفتارهای ظالمانه، غیرانسانی یا تحقیرآمیز" در ۲۶ ژوئن ۱۹۸۷ گرامی داشته میشود. هدف از این روز جلب توجه جهانی به موضوع شکنجه و اثرات مخرب آن بر افراد و جوامع است.
در طول تاریخ، بسیاری از افراد به دلیل باورهای دینی، سیاسی، و ایدئولوژیک خود مورد شکنجه قرار گرفتهاند. خداناباوران، دینناباوران، و افراد دارای باورهای متفاوت دیگر نیز از این قاعده مستثنی نبودهاند و در بسیاری از جوامع با تبعیض، آزار و شکنجه روبرو شدهاند. شکنجه به عنوان یک ابزار سرکوب برای کنترل و ساکت کردن مخالفان و تقویت قدرت حاکمان استفاده شده است.
در ایران و حکومت جمهوری اسلامی بسیاری از افراد به علت باورهای متفاوت، با خواست حکومت فرقهای شیعه، زندانی و با شکنجه و در مواردی با احکام سلب حیات و اعدام مواجه میشوند.
جاوید رحمان، گزارشگر ویژه سازمان ملل در امور حقوق بشر در ایران، در حاشیه پنجاه و ششمین جلسه شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد و جلسهای که با عنوان "بحران مصونیت در ایران؛ از دهه شصت تا مهسا امینی" برگزار شده بود، از شکنجه در کنار اقدامات دیگری نظیر ناپدید شدن اجباری، قتل و اعدامهای خودسرانه، به مثابه یکی از مصادیق "جنایت علیه بشریت" نام برد که به دست حکومت جمهوری اسلامی از دهه ۱۳۶۰ تا امروز انجام شده است.
شکنجه نه تنها جسمی بلکه روحی و روانی نیز بوده و اثرات طولانیمدتی بر قربانیان و خانوادههایشان دارد. ایجاد این روز جهانی به عنوان یک فرصت برای آموزش و اطلاعرسانی درباره این موضوع و تقویت اقدامات جهانی برای از بین بردن شکنجه و حمایت از حقوق بشر و قربانیان آن است.
این روز همچنین یادآور تعهد جامعه جهانی به حقوق بشر و ضرورت ادامه مبارزه با هر گونه شکنجه و رفتار غیرانسانی است. سازمانها و فعالان حقوق بشر در سراسر جهان از این روز برای تقویت تلاشهای خود و جلب توجه عموم به وضعیت قربانیان شکنجه استفاده میکنند.
#تفتیش_عقاید #شکنجه #خداناباوران #دین_ناباوران #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
✍4😢1🙏1
دیگری دشمن نیست
پنج مطالعه موردی درباره ایمان، ناباورمندی و هنر همزیستی و رواداری
آدمی فقط به نان زنده نیست؛ با معنا نیز زندگی میکند. یکی معنا را در نیایش میجوید، یکی در خرد، یکی در سنت، یکی در پرسش و شک و دیگری در باور و نگاهی شخصی. جهان انسانی از همین راههای گوناگون ساخته شده است؛ راههایی که گاه از کنار هم میگذرند، گاه به هم میرسند و گاه که خرد و مدارا نباشد، به میدان رنج و ستیز بدل میشوند.
این کتابچه تلاشی است برای یادآوری همین تنوع و یادآوری این حقیقت ساده و دشوار که هیچ جامعهای آزاد نمیشود مگر وقتی انسان، پیش از باورش دیده شود و کرامت او، پیش از نام و نشان دینی یا فکریاش، به رسمیت شناخته شود.
مجموعه حاضر شامل پنج مطالعه موردی است؛ پنج پنجره به تجربههای دور و نزدیک بشر برای ممکنکردن زیستن با دیگری: دیگریای که شاید چون ما نیندیشد و جهان را تفسیر نکند اما همواره در حق زیستن، اندیشیدن، گفتن و محترمماندن با ما برابر است. این پنج جستار ما را با یک پرسش بنیادین روبرو میکند: آیا میتوان تفاوت را نه تهدید، بلکه نقطهای برای به بلوغ رساندن یک جامعه دانست؟
این مجموعه کوتاه دعوتی است به درنگ درباره جهانی که در آن آزادی وجدان حق همگان است. زیرا جامعهای که برای همه جا نداشته باشد، نمیتواند خانه امنی برای انسان باشد.
پنج مطالعه موردی این مجموعه عبارتند است:
– از خشونت مذهبی تا همزیستی: دفاع از آزادی پایدار عقاید، درسهای تطبیقی از پنج جامعه کثرتگرا
– ژاکلین ایزاک: مدافع آزادی دین و باور و راوی رنج بازماندگان آزارهای مذهبی
– خلافت کوردوبا؛ رواداری مذهبی یا یک سراب تاریخی؟
– نیایشگاه لوتوس در دهلی؛ نیایشگاهی برای همگان، الگویی از فضای مشترک دینی
– انسانگرایی، جایگزینی برای دینهای باستانی؛ ساختار و فعالیت سازمانهای انسانگرا و درسهایی برای ایران
کتابچه «دیگری دشمن نیست» را به رایگان دانلود کنید و بخوانید!
https://dialog.tavaana.org/other-not-enemy/
#دیگری #رواداری #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
پنج مطالعه موردی درباره ایمان، ناباورمندی و هنر همزیستی و رواداری
آدمی فقط به نان زنده نیست؛ با معنا نیز زندگی میکند. یکی معنا را در نیایش میجوید، یکی در خرد، یکی در سنت، یکی در پرسش و شک و دیگری در باور و نگاهی شخصی. جهان انسانی از همین راههای گوناگون ساخته شده است؛ راههایی که گاه از کنار هم میگذرند، گاه به هم میرسند و گاه که خرد و مدارا نباشد، به میدان رنج و ستیز بدل میشوند.
این کتابچه تلاشی است برای یادآوری همین تنوع و یادآوری این حقیقت ساده و دشوار که هیچ جامعهای آزاد نمیشود مگر وقتی انسان، پیش از باورش دیده شود و کرامت او، پیش از نام و نشان دینی یا فکریاش، به رسمیت شناخته شود.
مجموعه حاضر شامل پنج مطالعه موردی است؛ پنج پنجره به تجربههای دور و نزدیک بشر برای ممکنکردن زیستن با دیگری: دیگریای که شاید چون ما نیندیشد و جهان را تفسیر نکند اما همواره در حق زیستن، اندیشیدن، گفتن و محترمماندن با ما برابر است. این پنج جستار ما را با یک پرسش بنیادین روبرو میکند: آیا میتوان تفاوت را نه تهدید، بلکه نقطهای برای به بلوغ رساندن یک جامعه دانست؟
این مجموعه کوتاه دعوتی است به درنگ درباره جهانی که در آن آزادی وجدان حق همگان است. زیرا جامعهای که برای همه جا نداشته باشد، نمیتواند خانه امنی برای انسان باشد.
پنج مطالعه موردی این مجموعه عبارتند است:
– از خشونت مذهبی تا همزیستی: دفاع از آزادی پایدار عقاید، درسهای تطبیقی از پنج جامعه کثرتگرا
– ژاکلین ایزاک: مدافع آزادی دین و باور و راوی رنج بازماندگان آزارهای مذهبی
– خلافت کوردوبا؛ رواداری مذهبی یا یک سراب تاریخی؟
– نیایشگاه لوتوس در دهلی؛ نیایشگاهی برای همگان، الگویی از فضای مشترک دینی
– انسانگرایی، جایگزینی برای دینهای باستانی؛ ساختار و فعالیت سازمانهای انسانگرا و درسهایی برای ایران
کتابچه «دیگری دشمن نیست» را به رایگان دانلود کنید و بخوانید!
https://dialog.tavaana.org/other-not-enemy/
#دیگری #رواداری #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👏4👍3
روشنگری سکولار
پیروز بدون هیاهوی تاریخ
ورق بزنید
برخلاف بسیاری از سروصدها، رجزها و فریادهایی که حزبها، دستهها، یا فرقهها بلند میکنند تا ادعای پیروزی و سلطه داشته باشند، روشنگری سکولار معمولاً با فریاد، لشکرکشی یا نعره زدن پشت منبر و تربیون پیش نمیرود. پیروزیهای روشنگری انسانگرای سکولار، همواره آرام، تدریجی و تقریباً نامرئی بوده است.
ایرانیان دارای سنت دیرینهای از نقد باورهای دینی بودهاند. ردپای این سنت را میتوان در تلاشهای ایرانیان برای حفظ فرهنگ کهن خود در برابر عربی-اسلامی شدن یا انتقادهای صریح خیام یا طعنههای مکرر حافظ به اسلام یا منبر یا سجاده مشاهده کرد.
در دوره مدرن روشنگری، اندیشمندانی مانند لاک، اسپینوزا، ولتر و کانت راه را برای سکولاریسم مدرن هموار کردند. نتیجه این تحول تنها استقلال دین و حکومت از هم نبود؛ بلکه به تدریج سه عرصه را دگرگون کرد:
سکولاریسم سیاسی که قانون را از اقتدار دینی مستقل کرد.
سکولاریسم علمی که داوری درباره طبیعت را به شواهد و آزمایش سپرد.
سکولاریسم فرهنگی که حق انتخاب شیوه زندگی، هنر، آموزش و وجدان فردی را از انحصار نهادهای مذهبی خارج ساخت.
هر بار که یک پرسش علمی جای یک پاسخ خرافی را میگیرد، هر بار که برای تصمیمگیری به خرد و اخلاق فکر میکنیم (نه فقط این که «خدا چه گفته است»)، و هر بار که یک انسان با بازنگری رفتار و پندار خود دست به آفرینش یک خویشتن جدید از خود میزند، روشنگری سکولار یک قدم دیگر پیش رفته است. این پیروزیها آرام و بیسروصدا است.
سکولاریسم، برندهای است که کمتر جشن پیروزی میگیرد؛ بسیاری از کسانی که امروز با سکولاریسم مخالفت میکنند، خود هر روز از دستاوردهای سیاسی، علمی و فرهنگی آن بهره میبرند، بیآنکه متوجه باشند این پیروزی، سالها پیش و بیسروصدا و در دامان روشنگری مدرن سکولار رقم خورده است. و بسیاری از طرفداران سکولاریسم، زمانی مومنانی سرسخت بودند.
در ایران امروز نیز، با وجود ظاهر اسلامی حکومت، بسیاری از جلوههای روشنگری سکولار در زندگی روزمره جامعه در حال گسترش است. نسلهای جدید بیش از گذشته باورهای دینی را موضوعی شخصی میدانند، تصمیمهای خود را بر پایه علم، تجربه و منافع انسانی میگیرند و خواهان قوانینی هستند که بر حقوق برابر شهروندان استوار باشد، نه بر تفسیرهای مذهبی. شاید به همین دلیل، مهمترین تحول امروز ایران نه صرفاً یک رقابت سیاسی، بلکه دگرگونی آرام در شیوه اندیشیدن باشد؛ همان مسیری که کانت آن را خروج از «نابالغیِ خودخواسته» با تکیه بر شهامت و خرد مستقل مینامید.
تصویر: گفتار فلسفی در زمینه نجوم، نقاشی از جوزف رایت دربی (قرن هجدهم)
#سکولاریسم #نقد_دین #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
پیروز بدون هیاهوی تاریخ
ورق بزنید
برخلاف بسیاری از سروصدها، رجزها و فریادهایی که حزبها، دستهها، یا فرقهها بلند میکنند تا ادعای پیروزی و سلطه داشته باشند، روشنگری سکولار معمولاً با فریاد، لشکرکشی یا نعره زدن پشت منبر و تربیون پیش نمیرود. پیروزیهای روشنگری انسانگرای سکولار، همواره آرام، تدریجی و تقریباً نامرئی بوده است.
ایرانیان دارای سنت دیرینهای از نقد باورهای دینی بودهاند. ردپای این سنت را میتوان در تلاشهای ایرانیان برای حفظ فرهنگ کهن خود در برابر عربی-اسلامی شدن یا انتقادهای صریح خیام یا طعنههای مکرر حافظ به اسلام یا منبر یا سجاده مشاهده کرد.
در دوره مدرن روشنگری، اندیشمندانی مانند لاک، اسپینوزا، ولتر و کانت راه را برای سکولاریسم مدرن هموار کردند. نتیجه این تحول تنها استقلال دین و حکومت از هم نبود؛ بلکه به تدریج سه عرصه را دگرگون کرد:
سکولاریسم سیاسی که قانون را از اقتدار دینی مستقل کرد.
سکولاریسم علمی که داوری درباره طبیعت را به شواهد و آزمایش سپرد.
سکولاریسم فرهنگی که حق انتخاب شیوه زندگی، هنر، آموزش و وجدان فردی را از انحصار نهادهای مذهبی خارج ساخت.
هر بار که یک پرسش علمی جای یک پاسخ خرافی را میگیرد، هر بار که برای تصمیمگیری به خرد و اخلاق فکر میکنیم (نه فقط این که «خدا چه گفته است»)، و هر بار که یک انسان با بازنگری رفتار و پندار خود دست به آفرینش یک خویشتن جدید از خود میزند، روشنگری سکولار یک قدم دیگر پیش رفته است. این پیروزیها آرام و بیسروصدا است.
سکولاریسم، برندهای است که کمتر جشن پیروزی میگیرد؛ بسیاری از کسانی که امروز با سکولاریسم مخالفت میکنند، خود هر روز از دستاوردهای سیاسی، علمی و فرهنگی آن بهره میبرند، بیآنکه متوجه باشند این پیروزی، سالها پیش و بیسروصدا و در دامان روشنگری مدرن سکولار رقم خورده است. و بسیاری از طرفداران سکولاریسم، زمانی مومنانی سرسخت بودند.
در ایران امروز نیز، با وجود ظاهر اسلامی حکومت، بسیاری از جلوههای روشنگری سکولار در زندگی روزمره جامعه در حال گسترش است. نسلهای جدید بیش از گذشته باورهای دینی را موضوعی شخصی میدانند، تصمیمهای خود را بر پایه علم، تجربه و منافع انسانی میگیرند و خواهان قوانینی هستند که بر حقوق برابر شهروندان استوار باشد، نه بر تفسیرهای مذهبی. شاید به همین دلیل، مهمترین تحول امروز ایران نه صرفاً یک رقابت سیاسی، بلکه دگرگونی آرام در شیوه اندیشیدن باشد؛ همان مسیری که کانت آن را خروج از «نابالغیِ خودخواسته» با تکیه بر شهامت و خرد مستقل مینامید.
تصویر: گفتار فلسفی در زمینه نجوم، نقاشی از جوزف رایت دربی (قرن هجدهم)
#سکولاریسم #نقد_دین #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍6🏆1🤝1
امانوئل لویناس
چرا اخلاق پذیرش مقدم بر سیاست است؟
امانوئل لویناس (۱۹۰۶–۱۹۹۵)، فیلسوف فرانسوی لیتوانیاییتبار، یکی از متفکران در حوزه اخلاق و پدیدارشناسی است. او که بازماندهی هولوکاست بود، فلسفه خود را بر پایه این پرسش بنا کرد که «چگونه پس از فاجعه بشری، میتوان به اخلاق اندیشید؟».
لویناس برخلاف فیلسوفان پیشین که سوژه و «خود» را محور هستی میدانستند، معتقد است که پیش از هر اندیشه یا عقلانیتی، ما در برابر «دیگری» مسئولیم.
نظریه چهره؛
پذیرش به مثابه یک وظیفه اخلاقی
از دیدگاه لویناس، پذیرش و رواداری نه یک انتخاب آزادانه یا مصلحت سیاسی، بلکه یک «اجبار اخلاقی» است که از لحظهی دیدار با دیگری آغاز میشود.
۱. مواجهه با چهره (The Face):
لویناس معتقد است وقتی با چهرهی دیگری روبرو میشویم، گویی با یک فرمان الهی یا اخلاقی مواجه میشویم. چهره دیگری به ما میگوید: «تو نباید مرا بکشی» و «تو مسئول منی». این مواجهه، من خودخواه را از مرکزیت خارج میکند و به من یادآوری میکند که هستی من در گرو حضور دیگری است.
۲. اخلاق پیش از سیاست:
برای لویناس، پذیرش دیگری مقدم بر هر قرارداد اجتماعی یا قانون سیاسی است. رواداری در نگاه او، تحمل تفاوتها نیست، بلکه «پذیرشِ تقدس دیگری» است. او معتقد است ما باید در برابر «بینهایتِ» وجود دیگری، کرنش کنیم و بپذیریم که هرگز نمیتوانیم او را به طور کامل بشناسیم یا به زیرمجموعه هویت خود درآوریم.
۳. مسئولیت برای دیگری:
پذیرش از نظر لویناس یعنی «جانشینِ دیگری بودن». او رواداری را به معنای مسئولیتپذیری بیقید و شرط میداند. در حالی که دیگران بر «حقوق من» تاکید دارند، لویناس بر «تکلیف من در برابر دیگری» پافشاری میکند. جامعه روادار در نگاه او، جامعهای است که در آن «خود» همواره نگران رنج و نیازهای «دیگری» است.
پذیرش در اندیشه لویناس، یک پذیرش «رادیکال» و «نامتقارن» است؛ یعنی من موظفم دیگری را بپذیرم، حتی اگر او در پاسخ، چنین وظیفهای نسبت به من نداشته باشد. این اخلاق بخشش و گشودگی است که مانع از خشونت میشود. از نظر لویناس، اگر ما بتوانیم چهره انسانی دیگری را فارغ از ملیت، مذهب یا جایگاه اجتماعیاش ببینیم، دیگر رواداری یک انتخاب نخواهد بود، بلکه حقیقتی است که در سرشت انسانی ما نهفته است.
#اخلاق #پذیرش #رواداری #امانوئل_لویناس #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
چرا اخلاق پذیرش مقدم بر سیاست است؟
امانوئل لویناس (۱۹۰۶–۱۹۹۵)، فیلسوف فرانسوی لیتوانیاییتبار، یکی از متفکران در حوزه اخلاق و پدیدارشناسی است. او که بازماندهی هولوکاست بود، فلسفه خود را بر پایه این پرسش بنا کرد که «چگونه پس از فاجعه بشری، میتوان به اخلاق اندیشید؟».
لویناس برخلاف فیلسوفان پیشین که سوژه و «خود» را محور هستی میدانستند، معتقد است که پیش از هر اندیشه یا عقلانیتی، ما در برابر «دیگری» مسئولیم.
نظریه چهره؛
پذیرش به مثابه یک وظیفه اخلاقی
از دیدگاه لویناس، پذیرش و رواداری نه یک انتخاب آزادانه یا مصلحت سیاسی، بلکه یک «اجبار اخلاقی» است که از لحظهی دیدار با دیگری آغاز میشود.
۱. مواجهه با چهره (The Face):
لویناس معتقد است وقتی با چهرهی دیگری روبرو میشویم، گویی با یک فرمان الهی یا اخلاقی مواجه میشویم. چهره دیگری به ما میگوید: «تو نباید مرا بکشی» و «تو مسئول منی». این مواجهه، من خودخواه را از مرکزیت خارج میکند و به من یادآوری میکند که هستی من در گرو حضور دیگری است.
۲. اخلاق پیش از سیاست:
برای لویناس، پذیرش دیگری مقدم بر هر قرارداد اجتماعی یا قانون سیاسی است. رواداری در نگاه او، تحمل تفاوتها نیست، بلکه «پذیرشِ تقدس دیگری» است. او معتقد است ما باید در برابر «بینهایتِ» وجود دیگری، کرنش کنیم و بپذیریم که هرگز نمیتوانیم او را به طور کامل بشناسیم یا به زیرمجموعه هویت خود درآوریم.
۳. مسئولیت برای دیگری:
پذیرش از نظر لویناس یعنی «جانشینِ دیگری بودن». او رواداری را به معنای مسئولیتپذیری بیقید و شرط میداند. در حالی که دیگران بر «حقوق من» تاکید دارند، لویناس بر «تکلیف من در برابر دیگری» پافشاری میکند. جامعه روادار در نگاه او، جامعهای است که در آن «خود» همواره نگران رنج و نیازهای «دیگری» است.
پذیرش در اندیشه لویناس، یک پذیرش «رادیکال» و «نامتقارن» است؛ یعنی من موظفم دیگری را بپذیرم، حتی اگر او در پاسخ، چنین وظیفهای نسبت به من نداشته باشد. این اخلاق بخشش و گشودگی است که مانع از خشونت میشود. از نظر لویناس، اگر ما بتوانیم چهره انسانی دیگری را فارغ از ملیت، مذهب یا جایگاه اجتماعیاش ببینیم، دیگر رواداری یک انتخاب نخواهد بود، بلکه حقیقتی است که در سرشت انسانی ما نهفته است.
#اخلاق #پذیرش #رواداری #امانوئل_لویناس #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍4❤1🏆1
شما «نورچشمیهای خدا» نیستید!
زلزله کاراکاس و یک یادآوری تاریخی
ورق بزنید
در اول نوامبر ۱۷۵۵، زلزلهای مهیب شهر لیسبون، پایتخت پرتغال، را ویران کرد. آن روز برای مسیحیان «عید قدیسان» بود و هزاران نفر از مردم در کلیساها مشغول عبادت بودند. زمین لرزید، ساختمانها فرو ریختند، آتشسوزی گستردهای آغاز شد و سونامی بخشهایی از شهر را نابود کرد. دهها هزار نفر جان خود را از دست دادند.
برای بسیاری از مؤمنان، پرسش تکاندهنده این بود: چرا مردمی که خود را مسیحیان بسیار خوبی میدانستند، درست هنگام نیایش در کلیسا گرفتار چنین فاجعهای شوند؟ این مجازات الهی بود؟ اگر بود، چرا درست در کلیساها؟ و اگر نبود، پس نسبت میان ایمان و این بلا چیست؟
پاسخ روشنگران اروپا، از جمله ولتر، نقطه عطفی در تاریخ اندیشه شد؛ایدههای اصلی این بود:
یک - زلزله نه نشانه خشم خداست و نه تایید یا رد یک ملت؛ بلکه صرفا پدیدهای طبیعی است که از قوانین طبیعت پیروی میکند.
دو - این حادثه، باور رایج به اینکه یک ملت یا یک دین از حمایت ویژه خدا برخوردار است را نیز به چالش کشید. کسی برگزیده، نظرکرده یا «نورچشمی خدا» نیست ولو مسیحیت یا دین دیگری را تبلیغ کرده باشد.
برای ایرانیان مذهبی، شاید مهمترین درس این رویداد، تواضع میتواند باشد. تاریخ بارها نشان داده است که فرقهها و حکومتهای دینی، هنگامی که خود را «نورچشمی خدا» یا صاحبان انحصاری حقیقت میپندارند، بهتدریج دچار نوعی غرور دینی میشوند؛ غروری که در آن، موفقیتهای خود را نشانه تأیید الهی و شکستها را صرفاً فتته، امتحان یا توطئه میدانند.
این احساس تکبر و برگزیدگی، پیامدهای سیاسی نیز دارد: این که حکومت فقط حق فرقه ما است، این که مخالفان سلطه ما دیگر صرفاً رقیب یا منتقد نیستند، بلکه بهآسانی «دشمن خدا»، «اهل باطل» یا «فریبخورده» معرفی میشوند، و این که ما «مومنان» و «روحانیان» برای ادامه سلطه، حق دست زدن به هر کار نادرستی را داریم.
#زلزله #نقد_دین #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
زلزله کاراکاس و یک یادآوری تاریخی
ورق بزنید
در اول نوامبر ۱۷۵۵، زلزلهای مهیب شهر لیسبون، پایتخت پرتغال، را ویران کرد. آن روز برای مسیحیان «عید قدیسان» بود و هزاران نفر از مردم در کلیساها مشغول عبادت بودند. زمین لرزید، ساختمانها فرو ریختند، آتشسوزی گستردهای آغاز شد و سونامی بخشهایی از شهر را نابود کرد. دهها هزار نفر جان خود را از دست دادند.
برای بسیاری از مؤمنان، پرسش تکاندهنده این بود: چرا مردمی که خود را مسیحیان بسیار خوبی میدانستند، درست هنگام نیایش در کلیسا گرفتار چنین فاجعهای شوند؟ این مجازات الهی بود؟ اگر بود، چرا درست در کلیساها؟ و اگر نبود، پس نسبت میان ایمان و این بلا چیست؟
پاسخ روشنگران اروپا، از جمله ولتر، نقطه عطفی در تاریخ اندیشه شد؛ایدههای اصلی این بود:
یک - زلزله نه نشانه خشم خداست و نه تایید یا رد یک ملت؛ بلکه صرفا پدیدهای طبیعی است که از قوانین طبیعت پیروی میکند.
دو - این حادثه، باور رایج به اینکه یک ملت یا یک دین از حمایت ویژه خدا برخوردار است را نیز به چالش کشید. کسی برگزیده، نظرکرده یا «نورچشمی خدا» نیست ولو مسیحیت یا دین دیگری را تبلیغ کرده باشد.
برای ایرانیان مذهبی، شاید مهمترین درس این رویداد، تواضع میتواند باشد. تاریخ بارها نشان داده است که فرقهها و حکومتهای دینی، هنگامی که خود را «نورچشمی خدا» یا صاحبان انحصاری حقیقت میپندارند، بهتدریج دچار نوعی غرور دینی میشوند؛ غروری که در آن، موفقیتهای خود را نشانه تأیید الهی و شکستها را صرفاً فتته، امتحان یا توطئه میدانند.
این احساس تکبر و برگزیدگی، پیامدهای سیاسی نیز دارد: این که حکومت فقط حق فرقه ما است، این که مخالفان سلطه ما دیگر صرفاً رقیب یا منتقد نیستند، بلکه بهآسانی «دشمن خدا»، «اهل باطل» یا «فریبخورده» معرفی میشوند، و این که ما «مومنان» و «روحانیان» برای ادامه سلطه، حق دست زدن به هر کار نادرستی را داریم.
#زلزله #نقد_دین #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍8❤1🏆1