«خودآزاریهای معنوی»
از ادیان باستانی تا امروز
زنجیرزنی چگونه وارد شیعه شد؟
ورق بزنید
در مسیحیت، خودآزاریِ آیینی به شکل خود-تازیانهزنی از قرون وسطی رواج گستردهای یافت. از حدود سدههای یازدهم و دوازدهم میلادی، راهبان و زاهدان با شلاق یا تازیانه به بدن خود ضربه میزدند، تا رنجهای عیسی مسیح را بازآفرینی کنند، هوای نفس را مهار سازند و توبه خود را از گناهان نشان دهند. (تصویر اسلاید پیشین: دسته مسیحی زنجیرزنی در هلند، نقاشی از ۱۳۴۹ میلادی).
در دوران رواج طاعون (مرگ سیاه، ۱۳۴۷ تا ۱۳۵۱ میلادی)، جنبشی موسوم به فلاژلانها شکل گرفت که در آن هزاران مسیحی غیرروحانی، در حالی که در دستههای پیاده از شهری به شهر دیگر حرکت میکردند، بهطور علنی خود را تازیانه میزدند؛ زیرا باور داشتند این توبه جمعی میتواند طاعون را پایان دهد. کلیسای کاتولیک سرانجام این جنبشهای خودجوش را محکوم کرد، هرچند شکلهای محدودتری از ریاضت بدنی در برخی فرقههای رهبانی ادامه یافت. (تصویر: نقاشی از ۱۴۹۳ میلادی)
در اسلام شیعه، آیینهای مشابه مذهبی چندین قرن پس از کشته شدن حسین بن علی پدید آمد. همزمان با اواخر قرون وسطی اواخر قرن پانزدهم میلادی) و سپس در آغاز دوران جدید، برخی جوامع شیعه شهادت حسین را در مراسم عاشورا با سینهزنی (لطم) و در برخی مناطق با زنجیرزنی یا قمهزنی گرامی میداشتند.
این آیینها بهویژه در بخشهایی از ایران، عراق، شبهقاره هند و بعدها در میان جوامع شیعه در سراسر جهان رواج یافت و برای صدها سال اجرا میشد. البته امروزه بعضی از مراجع شیعه، بهویژه در مورد شیوههایی که موجب آسیب جدی به بدن میشود، این رفتارها را جایز نمیدانند. اشکال دیگر خودآزاری معنوی و مذهبی در ادیان دیگر نیز رایج است.
در سایر ادیان:
- در روایت کتاب مقدس، کاهنان «بعل» (خدای باستانی کنعانیان حدود هزار و پانصد تا هزار سال پیش از میلاد مسیح) برای جلب توجه خدا، با شمشیر و نیزه بدن خود را میخراشیدند و خون جاری میکردند.
- هندوئیسم: در برخی آیینهای محلی مانند تایپوسام (بهویژه در میان تامیلها)، سوراخ کردن پوست، زبان یا گونه با سیخ و قلاب به عنوان نذر یا ریاضت.
- ادیان بومی آمریکای شمالی: در برخی قبایل، آیین «رقص خورشید» (Sun Dance) شامل سوراخ کردن پوست سینه یا پشت و تحمل درد به عنوان آزمون معنوی یا قربانی است.
علم چه میگوید؟
برخی روانشناسان و جامعهشناسان دین بر این باورند که تحمیل داوطلبانه رنج به خود در راه یک باور مذهبی میتواند پدیدهای موسوم به «ناهمسازی شناختی» را تقویت کند. بر اساس این دیدگاه، فرد پس از تحمل درد یا پرداخت هزینهای سنگین برای یک عقیده، ترک آن را دشوارتر مییابد؛ زیرا در این صورت باید بپذیرد که آن رنج یا فداکاری بیهوده یا ابلهانه بوده است. از این رو، برای کاهش این ناهمسازی ذهنی، افراد ممکن است بیش از پیش به باور یا گروه مذهبی خود پایبند و در آن متعصب شوند.
#خودآزاری #آیین #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
از ادیان باستانی تا امروز
زنجیرزنی چگونه وارد شیعه شد؟
ورق بزنید
در مسیحیت، خودآزاریِ آیینی به شکل خود-تازیانهزنی از قرون وسطی رواج گستردهای یافت. از حدود سدههای یازدهم و دوازدهم میلادی، راهبان و زاهدان با شلاق یا تازیانه به بدن خود ضربه میزدند، تا رنجهای عیسی مسیح را بازآفرینی کنند، هوای نفس را مهار سازند و توبه خود را از گناهان نشان دهند. (تصویر اسلاید پیشین: دسته مسیحی زنجیرزنی در هلند، نقاشی از ۱۳۴۹ میلادی).
در دوران رواج طاعون (مرگ سیاه، ۱۳۴۷ تا ۱۳۵۱ میلادی)، جنبشی موسوم به فلاژلانها شکل گرفت که در آن هزاران مسیحی غیرروحانی، در حالی که در دستههای پیاده از شهری به شهر دیگر حرکت میکردند، بهطور علنی خود را تازیانه میزدند؛ زیرا باور داشتند این توبه جمعی میتواند طاعون را پایان دهد. کلیسای کاتولیک سرانجام این جنبشهای خودجوش را محکوم کرد، هرچند شکلهای محدودتری از ریاضت بدنی در برخی فرقههای رهبانی ادامه یافت. (تصویر: نقاشی از ۱۴۹۳ میلادی)
در اسلام شیعه، آیینهای مشابه مذهبی چندین قرن پس از کشته شدن حسین بن علی پدید آمد. همزمان با اواخر قرون وسطی اواخر قرن پانزدهم میلادی) و سپس در آغاز دوران جدید، برخی جوامع شیعه شهادت حسین را در مراسم عاشورا با سینهزنی (لطم) و در برخی مناطق با زنجیرزنی یا قمهزنی گرامی میداشتند.
این آیینها بهویژه در بخشهایی از ایران، عراق، شبهقاره هند و بعدها در میان جوامع شیعه در سراسر جهان رواج یافت و برای صدها سال اجرا میشد. البته امروزه بعضی از مراجع شیعه، بهویژه در مورد شیوههایی که موجب آسیب جدی به بدن میشود، این رفتارها را جایز نمیدانند. اشکال دیگر خودآزاری معنوی و مذهبی در ادیان دیگر نیز رایج است.
در سایر ادیان:
- در روایت کتاب مقدس، کاهنان «بعل» (خدای باستانی کنعانیان حدود هزار و پانصد تا هزار سال پیش از میلاد مسیح) برای جلب توجه خدا، با شمشیر و نیزه بدن خود را میخراشیدند و خون جاری میکردند.
- هندوئیسم: در برخی آیینهای محلی مانند تایپوسام (بهویژه در میان تامیلها)، سوراخ کردن پوست، زبان یا گونه با سیخ و قلاب به عنوان نذر یا ریاضت.
- ادیان بومی آمریکای شمالی: در برخی قبایل، آیین «رقص خورشید» (Sun Dance) شامل سوراخ کردن پوست سینه یا پشت و تحمل درد به عنوان آزمون معنوی یا قربانی است.
علم چه میگوید؟
برخی روانشناسان و جامعهشناسان دین بر این باورند که تحمیل داوطلبانه رنج به خود در راه یک باور مذهبی میتواند پدیدهای موسوم به «ناهمسازی شناختی» را تقویت کند. بر اساس این دیدگاه، فرد پس از تحمل درد یا پرداخت هزینهای سنگین برای یک عقیده، ترک آن را دشوارتر مییابد؛ زیرا در این صورت باید بپذیرد که آن رنج یا فداکاری بیهوده یا ابلهانه بوده است. از این رو، برای کاهش این ناهمسازی ذهنی، افراد ممکن است بیش از پیش به باور یا گروه مذهبی خود پایبند و در آن متعصب شوند.
#خودآزاری #آیین #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍6❤1🏆1
هشدار فعالان میراث فرهنگی درباره خطر فروش و تغییر کاربری کلیسای ارامنه مشهد
فعالان میراث فرهنگی با ابراز نگرانی شدید از وضعیت «کلیسای مسروپ مقدس» در مشهد، نسبت به فروش، تغییر کاربری یا تخریب این اثر ملی هشدار داده و خواستار مداخله فوری برای حفاظت از آن شدهاند. این نگرانیها پس از آن بالا گرفت که گزارشهایی مبنی بر قصد «شورای خلیفهگری ارامنه» برای فروش این بنای تاریخی منتشر شد.
فعالان میراث فرهنگی اعلام کردهاند که از سال ۱۴۰۳، شورای خلیفهگری ارامنه مانع ورود بازدیدکنندگان به کلیسای تاریخی مشهد شده است. بر اساس این گزارش، شورا قصد دارد این بنای ارزشمند را که تنها کلیسای باقیمانده ارامنه در مشهد است، به فروش برساند.
این اقدام در ادامه روندی نگرانکننده صورت میگیرد. پیش از این نیز، دبستان «آرین»، نخستین و تنها مدرسه ارامنه در مشهد که در جوار کلیسا قرار داشت، از مجموعه جدا و پس از فروش در سال ۱۳۹۶، به حسینیه تغییر کاربری داده شد.
حافظه تاریخی شهر مشهد همچنین تخریب شبانه «کلیسای انجیلی» در بامداد ۱۴ خرداد ۱۴۰۵ را به یاد دارد. این رویداد که با استفاده از بولدوزر انجام شد، واکنش گسترده رسانهها و دوستداران میراث فرهنگی را در پی داشت و اکنون نگرانیها از تکرار سرنوشتی مشابه برای کلیسای مسروپ مقدس را دوچندان کرده است.
#کلیسا #مشهد #ارامنه #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
فعالان میراث فرهنگی با ابراز نگرانی شدید از وضعیت «کلیسای مسروپ مقدس» در مشهد، نسبت به فروش، تغییر کاربری یا تخریب این اثر ملی هشدار داده و خواستار مداخله فوری برای حفاظت از آن شدهاند. این نگرانیها پس از آن بالا گرفت که گزارشهایی مبنی بر قصد «شورای خلیفهگری ارامنه» برای فروش این بنای تاریخی منتشر شد.
فعالان میراث فرهنگی اعلام کردهاند که از سال ۱۴۰۳، شورای خلیفهگری ارامنه مانع ورود بازدیدکنندگان به کلیسای تاریخی مشهد شده است. بر اساس این گزارش، شورا قصد دارد این بنای ارزشمند را که تنها کلیسای باقیمانده ارامنه در مشهد است، به فروش برساند.
این اقدام در ادامه روندی نگرانکننده صورت میگیرد. پیش از این نیز، دبستان «آرین»، نخستین و تنها مدرسه ارامنه در مشهد که در جوار کلیسا قرار داشت، از مجموعه جدا و پس از فروش در سال ۱۳۹۶، به حسینیه تغییر کاربری داده شد.
حافظه تاریخی شهر مشهد همچنین تخریب شبانه «کلیسای انجیلی» در بامداد ۱۴ خرداد ۱۴۰۵ را به یاد دارد. این رویداد که با استفاده از بولدوزر انجام شد، واکنش گسترده رسانهها و دوستداران میراث فرهنگی را در پی داشت و اکنون نگرانیها از تکرار سرنوشتی مشابه برای کلیسای مسروپ مقدس را دوچندان کرده است.
#کلیسا #مشهد #ارامنه #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
💔5😱2👎1
The Caliphate of Córdoba, which emerged in the 10th century in Al-Andalus (Islamic-ruled Spain), is often recognized as one of the relatively tolerant examples of cultural flourishing under religious rule. During the reigns of Abd al-Rahman III and his son, Al-Hakam II, Muslims, Christians, and Jews lived in a society that contemporary observers praised for its intellectual achievements and pluralistic approaches.
Referred to by some as the "Ornament of the World," this region astonished many at the time. Córdoba was a place where all religions engaged with classical traditions to an extent that was hard to imagine for the Christian world of that era. Contemporary historians use the Spanish term "Convivencia" (coexistence) to refer to this harmony between religions, while also emphasizing that Córdoba was never a perfect utopia. In Córdoba, minority religious communities generally benefited from peace and constructive interaction, although instances of religious tension did occur.
An examination of this historical period reveals the complexities of intercultural interactions. While the concept of "coexistence" in Córdoba was progressive compared to many contemporary European societies, a deeper analysis confirms that this environment was a dynamic and sometimes challenging landscape for managing religious diversity rather than an absolute utopia. The intellectual, scientific, and cultural achievements of Andalusia during this period were rooted in the exchange of ideas among the followers of the Abrahamic faiths, which transformed Córdoba into one of the main centers of knowledge in the medieval world.
For a deeper exploration of the dimensions of this coexistence and an analysis of historical questions surrounding religious tolerance in the Caliphate of Córdoba, you can visit the following article on the Tavaana website:
https://dialog.tavaana.org/cordoba-caliphate/
@Dialogue1402
Referred to by some as the "Ornament of the World," this region astonished many at the time. Córdoba was a place where all religions engaged with classical traditions to an extent that was hard to imagine for the Christian world of that era. Contemporary historians use the Spanish term "Convivencia" (coexistence) to refer to this harmony between religions, while also emphasizing that Córdoba was never a perfect utopia. In Córdoba, minority religious communities generally benefited from peace and constructive interaction, although instances of religious tension did occur.
An examination of this historical period reveals the complexities of intercultural interactions. While the concept of "coexistence" in Córdoba was progressive compared to many contemporary European societies, a deeper analysis confirms that this environment was a dynamic and sometimes challenging landscape for managing religious diversity rather than an absolute utopia. The intellectual, scientific, and cultural achievements of Andalusia during this period were rooted in the exchange of ideas among the followers of the Abrahamic faiths, which transformed Córdoba into one of the main centers of knowledge in the medieval world.
For a deeper exploration of the dimensions of this coexistence and an analysis of historical questions surrounding religious tolerance in the Caliphate of Córdoba, you can visit the following article on the Tavaana website:
https://dialog.tavaana.org/cordoba-caliphate/
@Dialogue1402
❤4👍1🤔1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
شیر تعزیه
از شیر پلاستیکی تا شیر تاکسیدرمی!
تعزیه که در فهرست میراث ناملموس یونسکو نیز به ثبت رسیده، گونهای از نمایش آیینی و سنتی در ایران است که به بازسازی وقایع تاریخی و اسطورهای میپردازد. این نمایش با بهرهگیری از موسیقی، شعر و حرکات نمادین، روایتگر داستانی است که در مرکز آن واقعه کربلا و سرنوشت حسین بن علی، پیشوای سوم شیعیان و یارانش قرار دارد.
تعزیه بر پایه تقابل میان دو گروه «موافقخوان» و «مخالفخوان» استوار است و ساختار روایی آن در طول سدههای متمادی به شکل فعلی تثبیت شده است.
یکی از شخصیتهای متمایز و نمادین در برخی مجالس تعزیه، کاراکتر «شیر» است. بر اساس روایات شفاهی و متون تعزیه، این موجود در صحنه حضور مییابد تا از پیکر کشتهشدگان محافظت کرده یا با حرکاتی خاص، سوگواری طبیعت در برابر واقعه رخ داده را به نمایش بگذارد.
فرد شبیهخوان برای ایفای این نقش، لباسی با شمایل شیر میپوشد و با حرکاتی که ترکیبی از حرکات نمایشی و تقلید رفتارهای گربهسانان است، در صحنه ظاهر میشود. شیر در این نمایش، فراتر از یک حیوان، به عنوان نمادی از اسطوره و شگفتی در یک ساختار دراماتیک عمل میکند.
در سالهای اخیر، حضور فیزیکی و شیوه اجرای نقش شیر در تعزیه، به دلیل تضاد بصری میان لباسهای سنتی و فضای نمایش با ابزارهای مدرن، بازخورد متفاوتی در فضای مجازی داشته است. این کاراکتر در شبکههای اجتماعی بارها دستمایه طنز و شوخیهای تصویری قرار گرفته و به یکی از عناصر محبوب برای تولید محتوای سرگرمکننده یا انتقادی در محیط وب تبدیل شده است. این روند، نگاهی متفاوت و غیرسنتی به یکی از قدیمیترین المانهای هنرهای نمایشی ایران ایجاد کرده که نشاندهنده تغییر ذائقه بصری مخاطبان در عصر دیجیتال است.
تصویر مربوط به شیر تعزیه در بازار تبریز است
#شیر_تعزیه #تعزیه #آیین #شیعه #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
از شیر پلاستیکی تا شیر تاکسیدرمی!
تعزیه که در فهرست میراث ناملموس یونسکو نیز به ثبت رسیده، گونهای از نمایش آیینی و سنتی در ایران است که به بازسازی وقایع تاریخی و اسطورهای میپردازد. این نمایش با بهرهگیری از موسیقی، شعر و حرکات نمادین، روایتگر داستانی است که در مرکز آن واقعه کربلا و سرنوشت حسین بن علی، پیشوای سوم شیعیان و یارانش قرار دارد.
تعزیه بر پایه تقابل میان دو گروه «موافقخوان» و «مخالفخوان» استوار است و ساختار روایی آن در طول سدههای متمادی به شکل فعلی تثبیت شده است.
یکی از شخصیتهای متمایز و نمادین در برخی مجالس تعزیه، کاراکتر «شیر» است. بر اساس روایات شفاهی و متون تعزیه، این موجود در صحنه حضور مییابد تا از پیکر کشتهشدگان محافظت کرده یا با حرکاتی خاص، سوگواری طبیعت در برابر واقعه رخ داده را به نمایش بگذارد.
فرد شبیهخوان برای ایفای این نقش، لباسی با شمایل شیر میپوشد و با حرکاتی که ترکیبی از حرکات نمایشی و تقلید رفتارهای گربهسانان است، در صحنه ظاهر میشود. شیر در این نمایش، فراتر از یک حیوان، به عنوان نمادی از اسطوره و شگفتی در یک ساختار دراماتیک عمل میکند.
در سالهای اخیر، حضور فیزیکی و شیوه اجرای نقش شیر در تعزیه، به دلیل تضاد بصری میان لباسهای سنتی و فضای نمایش با ابزارهای مدرن، بازخورد متفاوتی در فضای مجازی داشته است. این کاراکتر در شبکههای اجتماعی بارها دستمایه طنز و شوخیهای تصویری قرار گرفته و به یکی از عناصر محبوب برای تولید محتوای سرگرمکننده یا انتقادی در محیط وب تبدیل شده است. این روند، نگاهی متفاوت و غیرسنتی به یکی از قدیمیترین المانهای هنرهای نمایشی ایران ایجاد کرده که نشاندهنده تغییر ذائقه بصری مخاطبان در عصر دیجیتال است.
تصویر مربوط به شیر تعزیه در بازار تبریز است
#شیر_تعزیه #تعزیه #آیین #شیعه #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
🤣7😢2❤1💊1
عبدالبهاء، پیشوای دوم بهاییان؛
تبعید، زندان و دفاع بیامان از رویکرد صلحآمیز دینی
عبدالبهاء، به عنوان پیشوای دوم آیین بهائی، شخصیتی است که زندگی خود را وقف ترویج صلح، وحدت و رویکردهای محبتآمیز دینی کرد. او در دورانی که آموزههای دینی گاه دستمایه تفرقه و خشونت قرار میگرفت، با استقامتی مثالزدنی بر این باور پای فشرد که دین باید عامل دوستی و همبستگی میان بشر باشد.
برخی از جنبههای کلیدی اندیشه و زندگی او عبارتند از:
دفاع از صلح: عبدالبهاء معتقد بود اگر دین منجر به دشمنی، قتال و درندگی میان انسانها شود، فاقد ارزش بوده و بیدینی بر آن ترجیح دارد؛ چرا که ملاک مقبولیتِ دین، ترویج محبت است.
تابآوری و استقامت: او در مسیر تبلیغ این اندیشههای صلحجویانه، سختیهای بسیاری از جمله سالها تبعید و زندان را با روحیهای بیامان تحمل کرد.
او با تاکید بر کرامت انسانی، الگویی از یک رهبر دینی ارائه داد که در پی ساختن جهانی مبتنی بر گفتوگو و مدارا بود. برای مطالعه جزئیات بیشتر درباره زندگی و آموزههای او، میتوانید به لینک زیر مراجعه کنید و بیشتر بخوانید:
https://dialog.tavaana.org/abdulbaha/
#عبدالبها #بهایی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
تبعید، زندان و دفاع بیامان از رویکرد صلحآمیز دینی
عبدالبهاء، به عنوان پیشوای دوم آیین بهائی، شخصیتی است که زندگی خود را وقف ترویج صلح، وحدت و رویکردهای محبتآمیز دینی کرد. او در دورانی که آموزههای دینی گاه دستمایه تفرقه و خشونت قرار میگرفت، با استقامتی مثالزدنی بر این باور پای فشرد که دین باید عامل دوستی و همبستگی میان بشر باشد.
برخی از جنبههای کلیدی اندیشه و زندگی او عبارتند از:
دفاع از صلح: عبدالبهاء معتقد بود اگر دین منجر به دشمنی، قتال و درندگی میان انسانها شود، فاقد ارزش بوده و بیدینی بر آن ترجیح دارد؛ چرا که ملاک مقبولیتِ دین، ترویج محبت است.
تابآوری و استقامت: او در مسیر تبلیغ این اندیشههای صلحجویانه، سختیهای بسیاری از جمله سالها تبعید و زندان را با روحیهای بیامان تحمل کرد.
او با تاکید بر کرامت انسانی، الگویی از یک رهبر دینی ارائه داد که در پی ساختن جهانی مبتنی بر گفتوگو و مدارا بود. برای مطالعه جزئیات بیشتر درباره زندگی و آموزههای او، میتوانید به لینک زیر مراجعه کنید و بیشتر بخوانید:
https://dialog.tavaana.org/abdulbaha/
#عبدالبها #بهایی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
🕊5❤1❤🔥1👍1
سالروز قتل حکومتی کشیش مهدی دیباج
نمادی از بهای سنگین آزادی عقیده در ایران
سالگرد قتل کشیش مهدی دیباج، یادآور یکی از تاریکترین برگهای تاریخ سرکوب اقلیتهای مذهبی و دگراندیشان در جمهوری اسلامی است. مهدی دیباج، نوکیش مسیحی و از خادمان کلیسای ایران، جان خود را تنها به جرم انتخاب دین و ایستادگی بر باورهایش از دست داد.
از گرویدن به مسیحیت تا حکم اعدام
مهدی دیباج در جوانی از اسلام به مسیحیت گروید. در پی استقرار جمهوری اسلامی و آغاز موج سیستماتیک سرکوبها، او در سال ۱۳۶۲ دستگیر شد و بیش از ۹ سال از عمر خود را در زندان، انفرادی و تحت فشارهای جسمی و روحی گذراند. دادگاههای انقلاب که خروج از اسلام را برنمیتابیدند، در نهایت در آذر ۱۳۷۲ او را به اتهام «ارتداد» به اعدام محکوم کردند.
دفاعیات شجاعانه او در دادگاه، که گفت: «من مسیحیزاده نشدم، بلکه مسیحیت را انتخاب کردم»، به سندی تاریخی از حقطلبی و دفاع از آزادی عقیده تبدیل شد.
آزادی موقت و سناریوی قتل حکومتی
صدور حکم اعدام برای دیباج با واکنشهای گسترده جهانی و تلاشهای بیوقفه و شجاعانه کشیش «هایک هوسپیانمهر» مواجه شد؛ فشارهایی که حکومت را وادار کرد تا او را در دیماه ۱۳۷۲ آزاد کند. اما این آزادی تنها سرپوشی برای اجرای یک جنایت پنهانتر بود.
در تیرماه ۱۳۷۳، مهدی دیباج ربوده و ناپدید شد. چند روز بعد، پیکر بیجان او که با ضربات متعدد چاقو به قتل رسیده بود، در جنگلهای اطراف تهران پیدا شد. این جنایت هولناک، یک «قتل حکومتی» تمامعیار بود که در چارچوب پروژه حذف فیزیکی رهبران مسیحی و دگراندیشان (که بعدتر در قالب قتلهای زنجیرهای افشا شد) توسط دستگاه امنیتی جمهوری اسلامی طراحی و اجرا گردید. تنها چند ماه پیش از او نیز، کشیش هوسپیانمهر قربانی همین سیستم سرکوب شده بود.
میراثی که زنده ماند
امروز، نام کشیش مهدی دیباج تنها یادآور بیرحمی یک سیستم تمامیتخواه نیست، بلکه نماد مقاومت، شهامت و حق بنیادین آزادی اندیشه است. قتلهای حکومتی و حذف فیزیکی دگراندیشان توسط جمهوری اسلامی، هرگز نتوانسته است صدای کسانی را که برای بدیهیترین حقوق انسانی خود یعنی «آزادی عقیده» ایستادگی میکنند، خاموش سازد.
#مهدی_دیباج #قتل_حکومتی #آزادی_عقیده #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
نمادی از بهای سنگین آزادی عقیده در ایران
سالگرد قتل کشیش مهدی دیباج، یادآور یکی از تاریکترین برگهای تاریخ سرکوب اقلیتهای مذهبی و دگراندیشان در جمهوری اسلامی است. مهدی دیباج، نوکیش مسیحی و از خادمان کلیسای ایران، جان خود را تنها به جرم انتخاب دین و ایستادگی بر باورهایش از دست داد.
از گرویدن به مسیحیت تا حکم اعدام
مهدی دیباج در جوانی از اسلام به مسیحیت گروید. در پی استقرار جمهوری اسلامی و آغاز موج سیستماتیک سرکوبها، او در سال ۱۳۶۲ دستگیر شد و بیش از ۹ سال از عمر خود را در زندان، انفرادی و تحت فشارهای جسمی و روحی گذراند. دادگاههای انقلاب که خروج از اسلام را برنمیتابیدند، در نهایت در آذر ۱۳۷۲ او را به اتهام «ارتداد» به اعدام محکوم کردند.
دفاعیات شجاعانه او در دادگاه، که گفت: «من مسیحیزاده نشدم، بلکه مسیحیت را انتخاب کردم»، به سندی تاریخی از حقطلبی و دفاع از آزادی عقیده تبدیل شد.
آزادی موقت و سناریوی قتل حکومتی
صدور حکم اعدام برای دیباج با واکنشهای گسترده جهانی و تلاشهای بیوقفه و شجاعانه کشیش «هایک هوسپیانمهر» مواجه شد؛ فشارهایی که حکومت را وادار کرد تا او را در دیماه ۱۳۷۲ آزاد کند. اما این آزادی تنها سرپوشی برای اجرای یک جنایت پنهانتر بود.
در تیرماه ۱۳۷۳، مهدی دیباج ربوده و ناپدید شد. چند روز بعد، پیکر بیجان او که با ضربات متعدد چاقو به قتل رسیده بود، در جنگلهای اطراف تهران پیدا شد. این جنایت هولناک، یک «قتل حکومتی» تمامعیار بود که در چارچوب پروژه حذف فیزیکی رهبران مسیحی و دگراندیشان (که بعدتر در قالب قتلهای زنجیرهای افشا شد) توسط دستگاه امنیتی جمهوری اسلامی طراحی و اجرا گردید. تنها چند ماه پیش از او نیز، کشیش هوسپیانمهر قربانی همین سیستم سرکوب شده بود.
میراثی که زنده ماند
امروز، نام کشیش مهدی دیباج تنها یادآور بیرحمی یک سیستم تمامیتخواه نیست، بلکه نماد مقاومت، شهامت و حق بنیادین آزادی اندیشه است. قتلهای حکومتی و حذف فیزیکی دگراندیشان توسط جمهوری اسلامی، هرگز نتوانسته است صدای کسانی را که برای بدیهیترین حقوق انسانی خود یعنی «آزادی عقیده» ایستادگی میکنند، خاموش سازد.
#مهدی_دیباج #قتل_حکومتی #آزادی_عقیده #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
😢10❤2👍2
دستهها و حمل آیینی نمادهای دینی
تاریخ عَلَم و کُتل به کجا میرسد؟
آیینهای حمل سازهها و نمادهای مذهبی در خیابانها سابقهای بسیار کهن دارند. برای مثال مراسم شهادت مسیح توسط مسیحیان در در اسپانیا (که هفته مقدس یا سمانا سانتا نامیده میشود) شامل دستههایی است که سازههای سنگین مذهبی را بر دوش حمل میکنند. (تصویر اسلاید اول: مراسم شهادت مسیح در مالاگا، اسپانیا، ۲۰۲۲)
این مراسم در مسیحیت عمدتاً از قرون هفتصد سال پیش شکل گرفت و در بعضی مناطق گسترش یافت. در این مراسم، مؤمنان مجسمههای بزرگ عیسی، مریم و دیگر شخصیتهای مقدس را بر دوش خود حمل میکنند و وقایع هفته پایانی زندگی عیسی را بازآفرینی مینمایند. (تصویر: نقاشی مراسم سمانا سانتا در شهر سویل، اسپانیا، اثر هواکین سورویا اباستیدا، ۱۹۱۴)
آیین حمل علم در سنت عزاداری شیعه، مشابه با رسوم مسیحی شهادت مسیح است. شواهد تاریخی نشان میدهد که این رسم، همراه با اسب (و بعدا با شیر تعزیه)، نخل و دیگر نمادهای عزاداری، عمدتاً در اواخر قرون وسطی و بهویژه از دوره صفویان (حدود پانصد سال پیش) گسترش یافت و به بخشی از سنت سوگواری شیعی تبدیل شد.
راهپیمایی آیینی و حمل نمادهای دینی سابقهای طولانیتر از مسیحیت دارد. حمل یا گرداندن حیوانات در مراسم مذهبی سابقهای بسیار کهن دارد. در یونان و روم باستان حیوانات قربانی را در دستههای مذهبی میگرداندند، در برخی جشنهای هندو فیلها و اسبهای آذینبسته حضور دارند، در مراسم یکشنبه نخل مسیحیان گاه یک خر را همراه دسته حرکت میدهند که برای آنان نمادی از وقوع پیشگوییهای دینی است. موارد مشابه این گونه آیینها قرنها پیش از ظهور اسلام و مسیحیت وجود داشتهاند.
علم چه میگوید؟
مطالعات جامعهشناسی دین نشان میدهد اجرای مناسک گروهی کارکرد مهمی در ایجاد حس همبستگی و حقانیت میان گروه «خودی» دارد. شرکت در آیینهای جمعی، احساس تعلق افراد به گروه را تقویت میکند و مرزهای میان «ما» و «دیگران» را پررنگتر میسازد. اگر حق برگزاری این آیینها انحصاری باشد، و سایر دینها یا گروهها از حق ابراز آیین خود محروم و سرکوب شوند، برگزاری آیین همچنین میتواند حسی از قدرت و خودانگاره برتری نیز برای مومنان ایجاد، و آنان را نسبت به ایمان خود راضی و خوشنود کند.
#محرم #آیین #علم #کتل #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
تاریخ عَلَم و کُتل به کجا میرسد؟
آیینهای حمل سازهها و نمادهای مذهبی در خیابانها سابقهای بسیار کهن دارند. برای مثال مراسم شهادت مسیح توسط مسیحیان در در اسپانیا (که هفته مقدس یا سمانا سانتا نامیده میشود) شامل دستههایی است که سازههای سنگین مذهبی را بر دوش حمل میکنند. (تصویر اسلاید اول: مراسم شهادت مسیح در مالاگا، اسپانیا، ۲۰۲۲)
این مراسم در مسیحیت عمدتاً از قرون هفتصد سال پیش شکل گرفت و در بعضی مناطق گسترش یافت. در این مراسم، مؤمنان مجسمههای بزرگ عیسی، مریم و دیگر شخصیتهای مقدس را بر دوش خود حمل میکنند و وقایع هفته پایانی زندگی عیسی را بازآفرینی مینمایند. (تصویر: نقاشی مراسم سمانا سانتا در شهر سویل، اسپانیا، اثر هواکین سورویا اباستیدا، ۱۹۱۴)
آیین حمل علم در سنت عزاداری شیعه، مشابه با رسوم مسیحی شهادت مسیح است. شواهد تاریخی نشان میدهد که این رسم، همراه با اسب (و بعدا با شیر تعزیه)، نخل و دیگر نمادهای عزاداری، عمدتاً در اواخر قرون وسطی و بهویژه از دوره صفویان (حدود پانصد سال پیش) گسترش یافت و به بخشی از سنت سوگواری شیعی تبدیل شد.
راهپیمایی آیینی و حمل نمادهای دینی سابقهای طولانیتر از مسیحیت دارد. حمل یا گرداندن حیوانات در مراسم مذهبی سابقهای بسیار کهن دارد. در یونان و روم باستان حیوانات قربانی را در دستههای مذهبی میگرداندند، در برخی جشنهای هندو فیلها و اسبهای آذینبسته حضور دارند، در مراسم یکشنبه نخل مسیحیان گاه یک خر را همراه دسته حرکت میدهند که برای آنان نمادی از وقوع پیشگوییهای دینی است. موارد مشابه این گونه آیینها قرنها پیش از ظهور اسلام و مسیحیت وجود داشتهاند.
علم چه میگوید؟
مطالعات جامعهشناسی دین نشان میدهد اجرای مناسک گروهی کارکرد مهمی در ایجاد حس همبستگی و حقانیت میان گروه «خودی» دارد. شرکت در آیینهای جمعی، احساس تعلق افراد به گروه را تقویت میکند و مرزهای میان «ما» و «دیگران» را پررنگتر میسازد. اگر حق برگزاری این آیینها انحصاری باشد، و سایر دینها یا گروهها از حق ابراز آیین خود محروم و سرکوب شوند، برگزاری آیین همچنین میتواند حسی از قدرت و خودانگاره برتری نیز برای مومنان ایجاد، و آنان را نسبت به ایمان خود راضی و خوشنود کند.
#محرم #آیین #علم #کتل #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤4👍3👌1