زهرا ارجمندی، شهروند ۵۱ ساله و نوکیش مسیحی ساکن جزیره قشم، شامگاه ۱۸ دیماه ۱۴۰۴ در جریان تجمعات اعتراضی این جزیره، بر اثر اصابت گلوله جنگی نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی جان خود را از دست داد.
به گفته یک منبع آگاه، همزمان با گسترش اعتراضات مردمی در قشم، نیروهای امنیتی اقدام به تیراندازی مستقیم به سوی معترضان کردند. در جریان متفرق شدن جمعیت، زهرا ارجمندی که برای دقایقی از فرزندش جدا شده بود، هدف گلوله قرار گرفت. در همان زمان، ارتباطات تلفنی و اینترنتی در منطقه نیز قطع شد.
این منبع افزوده است که پس از برقراری مجدد خطوط ارتباطی، فردی ناشناس با استفاده از تلفن همراه خانم ارجمندی با پسر او تماس گرفته و از زخمی شدن یک زن خبر داده است. پسر او با حضور در محل، با پیکر نیمهجان مادرش روبهرو شد، او را در آغوش گرفت و بلافاصله به بیمارستان منتقل کرد. با این حال، به دلیل شدت جراحات، تلاش پزشکان برای نجات جان وی بینتیجه ماند و این زن ۵۱ ساله در بیمارستان جان باخت.
بر اساس این گزارش، مأموران امنیتی پس از مرگ زهرا ارجمندی، پیکر او را به مدت شش روز در اختیار داشتند. در نهایت، جسد وی تحت تدابیر شدید امنیتی و با اعمال محدودیت برای برگزاری مراسم یادبود و اطلاعرسانی عمومی، در زادگاهش شهر سده در شمال استان فارس به خاک سپرده شد.
منبع آژانس خبری مسیحیان ایران محبت نیوز
#اعتراضات_سراسری #نوکیش_مسیحی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
به گفته یک منبع آگاه، همزمان با گسترش اعتراضات مردمی در قشم، نیروهای امنیتی اقدام به تیراندازی مستقیم به سوی معترضان کردند. در جریان متفرق شدن جمعیت، زهرا ارجمندی که برای دقایقی از فرزندش جدا شده بود، هدف گلوله قرار گرفت. در همان زمان، ارتباطات تلفنی و اینترنتی در منطقه نیز قطع شد.
این منبع افزوده است که پس از برقراری مجدد خطوط ارتباطی، فردی ناشناس با استفاده از تلفن همراه خانم ارجمندی با پسر او تماس گرفته و از زخمی شدن یک زن خبر داده است. پسر او با حضور در محل، با پیکر نیمهجان مادرش روبهرو شد، او را در آغوش گرفت و بلافاصله به بیمارستان منتقل کرد. با این حال، به دلیل شدت جراحات، تلاش پزشکان برای نجات جان وی بینتیجه ماند و این زن ۵۱ ساله در بیمارستان جان باخت.
بر اساس این گزارش، مأموران امنیتی پس از مرگ زهرا ارجمندی، پیکر او را به مدت شش روز در اختیار داشتند. در نهایت، جسد وی تحت تدابیر شدید امنیتی و با اعمال محدودیت برای برگزاری مراسم یادبود و اطلاعرسانی عمومی، در زادگاهش شهر سده در شمال استان فارس به خاک سپرده شد.
منبع آژانس خبری مسیحیان ایران محبت نیوز
#اعتراضات_سراسری #نوکیش_مسیحی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
😡8😢7💔4❤2
Forwarded from گفتوشنود
«چرا انقلاب شد؟ آیا هدف پیشرفت نظامی و علمی بود یا هدف از انقلاب، شامل دین و فرهنگ نیز میشد؟ امروز به گونهای وانمود میشود که خواسته ما، تنها رفاه مادی است».
.
«محمد تقی مصباح یزدی» به جد بر این باور بود که انتظارات اقتصادی با اهداف آن انقلاب همخوان نیست. او انگیزههای دینی را هدف اصلی انقلاب اسلامی تعریف میکرد.
دکتر «قاسم افتخاری» - استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران - این نظر که خواسته اصلی روحانیت انقلابی، اجرای شریعت بود را تایید میکند و در توضیح میگوید: «محور مطالبات روحانیون این بود که حکومتها قوانین اسلامی را اجرا کنند».
این سخن مورد تایید «روح الله حسینیان» - رییس مرکز اسناد انقلاب اسلامی - نیز هست. او نیز سخنی به صراحت در این باره گفته بود: «فرض کنید ایرانی مانند ژاپن ساختید، در انتها چه نتیجهای حاصل میشود؟ انقلاباسلامی حرف دیگری داشت. شاه هم میتوانست ایران را آباد کند، اما ما انقلاب کردیم تا آبادانی همراه با معنویت و دین داشته باشیم».
پس از پیروزی انقلاب اسلامی و سال ۱۳۵۹ که «محمد علی رجایی» - نخست وزیر وقت - از مرتضی نبوی درخواست میکند که به شرکت مخابرات برود و در آنجا مسئولیت بپذیرد. در آنجا نبوی سمت معاونت اداری - مالی شرکت را برعهده میگیرد؛ اما نخستین فعالیت او در شرکت به چه مربوط میشد؟ از زبان خود او بخوانیم: «در آن شرکت ابتدا مبارزه با بیحجابی را شروع کردیم. چون تیپ کارمندان آنجا مناسب نبود...پس از مدتی یک جو اسلامی در شرکت حاکم شد».
شاید این تردید مطرح شود که پرپیداست که انگیزههای اسلامگرایانه، در پی دموکراسی و آزادی لیبرالی نبودند. پس چرا بر این سخن ظاهرا بدیهی ابرام و اصرار ورزیده میشود؟ دلیل آن است که اگر این مدعای اصلی را بپذیریم و نیز به یاد بیاوریم که روحانیت حکومتی و حامیان آنان، پیروز اصلی نزاع بر سر قدرت بودند، طبیعیست نمیتوانیم از حکومتی با بن مایههایی این چنین انتظار داشته باشیم اهداف شریعت محورانه خود را به کناری بنهد و با چرخشی ۱۸۰ درجهای نقش حکومتی نرمال و مداراگرا را بازی کند.
یا باید به رفتار اسلامگرایانه حکومت تن داد یا اینکه علیه آن فعالیت کرد. بر این اساس است که انقلاب کنونی ملت ایران را میتوان انقلابی برای مدارا و رواداری دانست. انقلابی علیه اسلامگرایی و در جستجویی مداراگرایی.
https://tavaana.org/about_islamic_revolution/
#انقلاب_اسلامی #فقه_شیعه #حکومت_ایدئولوژیک #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
.
«محمد تقی مصباح یزدی» به جد بر این باور بود که انتظارات اقتصادی با اهداف آن انقلاب همخوان نیست. او انگیزههای دینی را هدف اصلی انقلاب اسلامی تعریف میکرد.
دکتر «قاسم افتخاری» - استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران - این نظر که خواسته اصلی روحانیت انقلابی، اجرای شریعت بود را تایید میکند و در توضیح میگوید: «محور مطالبات روحانیون این بود که حکومتها قوانین اسلامی را اجرا کنند».
این سخن مورد تایید «روح الله حسینیان» - رییس مرکز اسناد انقلاب اسلامی - نیز هست. او نیز سخنی به صراحت در این باره گفته بود: «فرض کنید ایرانی مانند ژاپن ساختید، در انتها چه نتیجهای حاصل میشود؟ انقلاباسلامی حرف دیگری داشت. شاه هم میتوانست ایران را آباد کند، اما ما انقلاب کردیم تا آبادانی همراه با معنویت و دین داشته باشیم».
پس از پیروزی انقلاب اسلامی و سال ۱۳۵۹ که «محمد علی رجایی» - نخست وزیر وقت - از مرتضی نبوی درخواست میکند که به شرکت مخابرات برود و در آنجا مسئولیت بپذیرد. در آنجا نبوی سمت معاونت اداری - مالی شرکت را برعهده میگیرد؛ اما نخستین فعالیت او در شرکت به چه مربوط میشد؟ از زبان خود او بخوانیم: «در آن شرکت ابتدا مبارزه با بیحجابی را شروع کردیم. چون تیپ کارمندان آنجا مناسب نبود...پس از مدتی یک جو اسلامی در شرکت حاکم شد».
شاید این تردید مطرح شود که پرپیداست که انگیزههای اسلامگرایانه، در پی دموکراسی و آزادی لیبرالی نبودند. پس چرا بر این سخن ظاهرا بدیهی ابرام و اصرار ورزیده میشود؟ دلیل آن است که اگر این مدعای اصلی را بپذیریم و نیز به یاد بیاوریم که روحانیت حکومتی و حامیان آنان، پیروز اصلی نزاع بر سر قدرت بودند، طبیعیست نمیتوانیم از حکومتی با بن مایههایی این چنین انتظار داشته باشیم اهداف شریعت محورانه خود را به کناری بنهد و با چرخشی ۱۸۰ درجهای نقش حکومتی نرمال و مداراگرا را بازی کند.
یا باید به رفتار اسلامگرایانه حکومت تن داد یا اینکه علیه آن فعالیت کرد. بر این اساس است که انقلاب کنونی ملت ایران را میتوان انقلابی برای مدارا و رواداری دانست. انقلابی علیه اسلامگرایی و در جستجویی مداراگرایی.
https://tavaana.org/about_islamic_revolution/
#انقلاب_اسلامی #فقه_شیعه #حکومت_ایدئولوژیک #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍7
در ادامه استفاده نهادهای امنیتی جمهوری اسلامی از «اعترافات اجباری تلویزیونی» بهعنوان یک ابزار تکراری و غیرقانونی، سه شهروند کرمانی به نامهای شایان شکیبایی، ونوس حسیننژاد (شهروند بهایی) و پیوند نعیمی (شهروند بهایی)، شامگاه یکشنبه مقابل دوربین برنامههای امنیتی صداوسیما و در حضور آمنه سادات ذبیحپور قرار داده شدند تا تحت فشار و اجبار در یک نمایش اعتراف تلویزیونی شرکت کنند.
بر اساس گزارشهای دریافتی، این افراد در شرایط بازداشت و تحت فشارهای شدید روانی و امنیتی وادار به شرکت در این برنامه شدند که فاقد هرگونه مبنای حقوقی است. نهادهای حقوق بشری بارها تأکید کردهاند که اعترافات اجباری، مصداق شکنجهی روانی بوده و فاقد هرگونه ارزش قضایی است.
این سه شهروند پیشتر بدون ارائه مدارک و مستندات معتبر بازداشت، با اتهامات واهی و آنچه «لیدری اعتراضات دیماه در کرمان» خوانده شده مواجهاند؛ اتهاماتی که میتواند زمینهساز صدور احکام سنگین و ناعادلانه علیه آنان شود. استفاده از این تکنیکهای امنیتی خطرناک، عملا حق دادرسی عادلانه را از متهمان سلب کرده و مسیر پرونده را به سمت احکام از پیشتعیینشده سوق میدهد.
همزمان گزارش شده است که خانوادههای این افراد نیز تحت فشار شدید نهادهای امنیتی قرار دارند و با تهدید و محدودیت در پیگیری وضعیت حقوقی عزیزانشان مواجه شدهاند. این فشارها مصداق نقض حقوق اولیه خانوادهها و تلاش برای ایجاد فضای رعب و سکوت در جامعه است.
فعالان حقوق بشر و کنشگران مدنی با محکوم کردن اعترافات اجباری تلویزیونی، خواستار توقف فوری این رویه غیرقانونی، رسیدگی مستقل و عادلانه به پرونده شایان شکیبایی، ونوس حسیننژاد و پیوند نعیمی، دسترسی آزاد آنان به وکیل منتخب و پایان دادن به فشار بر خانوادههایشان شدهاند.
#اعتراف_اجباری #داستان_ما_یکیست #بازجو_خبرنگار
@Dialogue1402
بر اساس گزارشهای دریافتی، این افراد در شرایط بازداشت و تحت فشارهای شدید روانی و امنیتی وادار به شرکت در این برنامه شدند که فاقد هرگونه مبنای حقوقی است. نهادهای حقوق بشری بارها تأکید کردهاند که اعترافات اجباری، مصداق شکنجهی روانی بوده و فاقد هرگونه ارزش قضایی است.
این سه شهروند پیشتر بدون ارائه مدارک و مستندات معتبر بازداشت، با اتهامات واهی و آنچه «لیدری اعتراضات دیماه در کرمان» خوانده شده مواجهاند؛ اتهاماتی که میتواند زمینهساز صدور احکام سنگین و ناعادلانه علیه آنان شود. استفاده از این تکنیکهای امنیتی خطرناک، عملا حق دادرسی عادلانه را از متهمان سلب کرده و مسیر پرونده را به سمت احکام از پیشتعیینشده سوق میدهد.
همزمان گزارش شده است که خانوادههای این افراد نیز تحت فشار شدید نهادهای امنیتی قرار دارند و با تهدید و محدودیت در پیگیری وضعیت حقوقی عزیزانشان مواجه شدهاند. این فشارها مصداق نقض حقوق اولیه خانوادهها و تلاش برای ایجاد فضای رعب و سکوت در جامعه است.
فعالان حقوق بشر و کنشگران مدنی با محکوم کردن اعترافات اجباری تلویزیونی، خواستار توقف فوری این رویه غیرقانونی، رسیدگی مستقل و عادلانه به پرونده شایان شکیبایی، ونوس حسیننژاد و پیوند نعیمی، دسترسی آزاد آنان به وکیل منتخب و پایان دادن به فشار بر خانوادههایشان شدهاند.
#اعتراف_اجباری #داستان_ما_یکیست #بازجو_خبرنگار
@Dialogue1402
😡7❤1
Forwarded from آموزشکده توانا
بکش، اما عذاب وجدان نداشته باش
کدام خدا به خشونتِ بیمسئولیت نیاز دارد؟
پیام همراهان
اخیراً یکی از حامیان حکومت، حسامالدین حائریزاده یزدی، در سخنانی که با ارجاعهای دینی همراه است، صحنهی اعتراض خیابانی را «میدان جنگ» مینامد و کشتنِ معترض را امری مفروض میگیرد. مسئلهی اصلی در این روایت نه حرمت جان انسان، بلکه «حالِ دلِ قاتل» است: اینکه پس از کشتن، مبادا از خشم و نفرت بر پیکر بیجان لگد بزند؛ نه از سرِ احترام به جان انسان، بلکه چون داشتن نفرت، نشانهی «شرک» و خلل در «توحید» معرفی میشود. پیام پنهان روشن است: بکش، اما با قلبِ «پاک».
این جابهجاییِ خطرناک، نقطهی کانونی خشونتِ سازمانیافته است. پرسش اساسیِ اخلاقی ـ «آیا حق داشتی بکشی؟» ـ حذف میشود و جایش را پرسشی روانشناختی میگیرد: «با چه نیتی کشتی؟» وقتی فعلِ قتل از دایرهی مسئولیت بیرون رانده شد، وجدان هم به مانع تبدیل میشود؛ دلسوزی «ضعف» میشود و تردید «گناه».
در گام بعد، زبانِ انسانزدایی وارد میشود: جامعه به حق و باطل، پاک و ناپاک، خبیث و طیب تقسیم میگردد. معترض دیگر شهروند نیست؛ «آلودگی» است. و وقتی طرف مقابل ذاتاً آلوده معرفی شد، حذفش جنایت نیست؛ «پالایش» است. سپس خشونت به «طرح الهی» متصل میشود: کشتار صحنهی آزمون است، مرگها «تمییز»اند، و گلولهها اجزای نقشهای مقدس. در این روایت، قاتل قاتل نیست؛ ابزار است.
اما ابزار مسئولیت ندارد. ابزار شرم نمیکند، تردید نمیکند، و شب راحت میخوابد. این همان مهندسی اعتقادی است که انسانِ فاعل را تهی میکند تا خشونت بیعذابوجدان تولید شود. پرسشِ واقعی اینجاست: کدام خدا به تعطیلِ وجدان، به قتلِ بیمسئولیت، و به انسانِ ابزارشده نیاز دارد؟ اگر پاسخ روشن است، پس باید شجاعت بازگرداندن مسئولیت به انسان را داشت؛ جایی که اخلاق آغاز میشود.
#اخلاق #جنایت_علیه_بشریت #جنایت_مقدس #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
کدام خدا به خشونتِ بیمسئولیت نیاز دارد؟
پیام همراهان
اخیراً یکی از حامیان حکومت، حسامالدین حائریزاده یزدی، در سخنانی که با ارجاعهای دینی همراه است، صحنهی اعتراض خیابانی را «میدان جنگ» مینامد و کشتنِ معترض را امری مفروض میگیرد. مسئلهی اصلی در این روایت نه حرمت جان انسان، بلکه «حالِ دلِ قاتل» است: اینکه پس از کشتن، مبادا از خشم و نفرت بر پیکر بیجان لگد بزند؛ نه از سرِ احترام به جان انسان، بلکه چون داشتن نفرت، نشانهی «شرک» و خلل در «توحید» معرفی میشود. پیام پنهان روشن است: بکش، اما با قلبِ «پاک».
این جابهجاییِ خطرناک، نقطهی کانونی خشونتِ سازمانیافته است. پرسش اساسیِ اخلاقی ـ «آیا حق داشتی بکشی؟» ـ حذف میشود و جایش را پرسشی روانشناختی میگیرد: «با چه نیتی کشتی؟» وقتی فعلِ قتل از دایرهی مسئولیت بیرون رانده شد، وجدان هم به مانع تبدیل میشود؛ دلسوزی «ضعف» میشود و تردید «گناه».
در گام بعد، زبانِ انسانزدایی وارد میشود: جامعه به حق و باطل، پاک و ناپاک، خبیث و طیب تقسیم میگردد. معترض دیگر شهروند نیست؛ «آلودگی» است. و وقتی طرف مقابل ذاتاً آلوده معرفی شد، حذفش جنایت نیست؛ «پالایش» است. سپس خشونت به «طرح الهی» متصل میشود: کشتار صحنهی آزمون است، مرگها «تمییز»اند، و گلولهها اجزای نقشهای مقدس. در این روایت، قاتل قاتل نیست؛ ابزار است.
اما ابزار مسئولیت ندارد. ابزار شرم نمیکند، تردید نمیکند، و شب راحت میخوابد. این همان مهندسی اعتقادی است که انسانِ فاعل را تهی میکند تا خشونت بیعذابوجدان تولید شود. پرسشِ واقعی اینجاست: کدام خدا به تعطیلِ وجدان، به قتلِ بیمسئولیت، و به انسانِ ابزارشده نیاز دارد؟ اگر پاسخ روشن است، پس باید شجاعت بازگرداندن مسئولیت به انسان را داشت؛ جایی که اخلاق آغاز میشود.
#اخلاق #جنایت_علیه_بشریت #جنایت_مقدس #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
😡10👍4
شکیلا قاسمی، شهروند بهائی ساکن کرمان، توسط نیروهای امنیتی بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شد. این بازداشت پس از تفتیش محل سکونت وی صورت گرفته است.
بر اساس اطلاعات دریافتی، ماموران امنیتی با حضور در منزل خانم قاسمی اقدام به بازرسی کامل محل کرده و در جریان این تفتیش، کلیه لوازم الکترونیکی متعلق به او و اعضای خانوادهاش، از جمله تلفنهای همراه و لپتاپها، بدون ارائه توضیح روشن یا مستندات کافی ضبط شده است. این اقدام در حالی انجام شده که هیچگونه اطلاع رسمی درباره اتهامات منتسب، مرجع قضایی رسیدگیکننده یا محل نگهداری این شهروند بهائی به خانواده وی ارائه نشده است.
تفتیش منازل، ضبط گسترده وسایل شخصی و بازداشت شهروندان بهائی بدون رعایت الزامات قانونی، از جمله تفهیم اتهام، دسترسی به وکیل و اطلاعرسانی شفاف به خانواده، مصداق نقض اصول بنیادین دادرسی منصفانه و حقوق شهروندی محسوب میشود. تداوم چنین اقداماتی در قبال شهروندان بهائی، در چارچوب الگوی مستمر فشارهای امنیتی و محدودسازی حقوق مدنی و مذهبی آنان ارزیابی میگردد.
#داستان_ما_یکیست ##بهائیان_ایران #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
بر اساس اطلاعات دریافتی، ماموران امنیتی با حضور در منزل خانم قاسمی اقدام به بازرسی کامل محل کرده و در جریان این تفتیش، کلیه لوازم الکترونیکی متعلق به او و اعضای خانوادهاش، از جمله تلفنهای همراه و لپتاپها، بدون ارائه توضیح روشن یا مستندات کافی ضبط شده است. این اقدام در حالی انجام شده که هیچگونه اطلاع رسمی درباره اتهامات منتسب، مرجع قضایی رسیدگیکننده یا محل نگهداری این شهروند بهائی به خانواده وی ارائه نشده است.
تفتیش منازل، ضبط گسترده وسایل شخصی و بازداشت شهروندان بهائی بدون رعایت الزامات قانونی، از جمله تفهیم اتهام، دسترسی به وکیل و اطلاعرسانی شفاف به خانواده، مصداق نقض اصول بنیادین دادرسی منصفانه و حقوق شهروندی محسوب میشود. تداوم چنین اقداماتی در قبال شهروندان بهائی، در چارچوب الگوی مستمر فشارهای امنیتی و محدودسازی حقوق مدنی و مذهبی آنان ارزیابی میگردد.
#داستان_ما_یکیست ##بهائیان_ایران #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
😡8
در پی انتشار سخنان جنجالی حجتالاسلام علیرضا پناهیان درباره مسیحیت که با واکنشهای گستردهای در میان افکار عمومی و بهویژه مسیحیان ایران مواجه شد، نمایندگان جوامع جوامع ارامنه، آشوریان و کلدانی در مجلس شورای اسلامی اقدامی مشترک و کمسابقه را برای پیگیری این موضوع آغاز کردهاند.
آرا شاوردیان، نماینده مسیحیان ارمنی تهران و شمال کشور، در گفتگو با روزنامه «آلیک» متعلق به ارامنه ایران اعلام کرد که هر سه نماینده جامعه مسیحیان (ارامنه، آشوریان و کلدانیان) در مجلس، نامهای رسمی و مشترک خطاب به دفتر پناهیان ارسال کرده و خواستار ارائه توضیح رسمی درباره اظهارات توهینآمیز و نامناسب وی شدهاند. به گفته شاوردیان، تا لحظه تنظیم این خبر، پاسخی از سوی پناهیان به این نامه داده نشده است.
نمایندگان مسیحی همچنین در اقدامی دیگر، نگرانی عمیق خود را با محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس شورای اسلامی، در میان گذاشتهاند. قالیباف در این دیدار وعده داده است که پیگیری این موضوع را در دستور کار خود قرار دهد.
شاوردیان با تاکید بر اهمیت حفظ وحدت و احترام متقابل میان ادیان، افزود: «در شرایطی که در روزهای آینده نشستهای مهمی با محوریت گفتوگوی ادیان توحیدی برگزار خواهد شد، چنین اظهاراتی با رویکرد کلی کشور و سیاستهای رسمی جمهوری اسلامی ایران همخوانی ندارد.»
این نماینده مجلس در پایان تصریح کرد که نمایندگان مسیحی از تمام ظرفیتهای قانونی خود برای پیگیری این موضوع و پاسخگو کردن افراد مسئول استفاده خواهند کرد.
این اقدام هماهنگ و کمسابقه از سوی نمایندگان اقلیتهای دینی، فراتر از یک اعتراض مذهبی، میتواند تلاشی معنادار برای مرزبندی با قرائتهای رسمی حاکمیت تفسیر شود؛ گویی این نمایندگان در سایه تحولات جاری کشور، با نوعی آیندهنگری سیاسی، نگران قضاوت عمومی و امنیت خود در فردای تحولات سیاسی ایران هستند و میکوشند دامن خود را از تندرویهای ساختار فعلی مبرا کنند.
گفتنی است، حجتالاسلام پناهیان به تازگی طی یک سخنرانی و در واکنش به انتقاد یکی از حاضران درباره وضعیت نامساعد اقتصادی، ضمن انتقاد از ساختار فعالیتهای مذهبی، اظهاراتی توهینآمیز درباره مسیحیت بیان کرد که واکنشهای گستردهای را در پی داشت.
منبع آژانس خبری مسیحیان ایران محبت نیوز
#دیگری_ستیزی #مسیحیان_ایران #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
آرا شاوردیان، نماینده مسیحیان ارمنی تهران و شمال کشور، در گفتگو با روزنامه «آلیک» متعلق به ارامنه ایران اعلام کرد که هر سه نماینده جامعه مسیحیان (ارامنه، آشوریان و کلدانیان) در مجلس، نامهای رسمی و مشترک خطاب به دفتر پناهیان ارسال کرده و خواستار ارائه توضیح رسمی درباره اظهارات توهینآمیز و نامناسب وی شدهاند. به گفته شاوردیان، تا لحظه تنظیم این خبر، پاسخی از سوی پناهیان به این نامه داده نشده است.
نمایندگان مسیحی همچنین در اقدامی دیگر، نگرانی عمیق خود را با محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس شورای اسلامی، در میان گذاشتهاند. قالیباف در این دیدار وعده داده است که پیگیری این موضوع را در دستور کار خود قرار دهد.
شاوردیان با تاکید بر اهمیت حفظ وحدت و احترام متقابل میان ادیان، افزود: «در شرایطی که در روزهای آینده نشستهای مهمی با محوریت گفتوگوی ادیان توحیدی برگزار خواهد شد، چنین اظهاراتی با رویکرد کلی کشور و سیاستهای رسمی جمهوری اسلامی ایران همخوانی ندارد.»
این نماینده مجلس در پایان تصریح کرد که نمایندگان مسیحی از تمام ظرفیتهای قانونی خود برای پیگیری این موضوع و پاسخگو کردن افراد مسئول استفاده خواهند کرد.
این اقدام هماهنگ و کمسابقه از سوی نمایندگان اقلیتهای دینی، فراتر از یک اعتراض مذهبی، میتواند تلاشی معنادار برای مرزبندی با قرائتهای رسمی حاکمیت تفسیر شود؛ گویی این نمایندگان در سایه تحولات جاری کشور، با نوعی آیندهنگری سیاسی، نگران قضاوت عمومی و امنیت خود در فردای تحولات سیاسی ایران هستند و میکوشند دامن خود را از تندرویهای ساختار فعلی مبرا کنند.
گفتنی است، حجتالاسلام پناهیان به تازگی طی یک سخنرانی و در واکنش به انتقاد یکی از حاضران درباره وضعیت نامساعد اقتصادی، ضمن انتقاد از ساختار فعالیتهای مذهبی، اظهاراتی توهینآمیز درباره مسیحیت بیان کرد که واکنشهای گستردهای را در پی داشت.
منبع آژانس خبری مسیحیان ایران محبت نیوز
#دیگری_ستیزی #مسیحیان_ایران #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍9❤1
Forwarded from گفتوشنود
تردیدی نیست که خمینی در مقطع ۵۷ سخنانی آزادیستیزانه علیه آزادی عقیده و دیگریستیزانه علیه اقلیتهای مذهبی بیان میکرد. تردیدی نیست که او بهاییان را «نجس» نامیده بود. تردیدی نیست که او به دفعات علیه یهودیان سخن گفته بود. تردیدی نیست که او باوری به آزادی مذاهب غیرشیعه در ایران نداشت. تردیدی نیست که او کشور متکثر ایران را «اسلامی» میخواست.
و در عین حال تردیدی نیست که خمینی در مقطع بهمن ۱۳۵۷ طرفداران زیادی داشت. طرفدارانی از همین مردم. حتی بسیاری از روشنفکران و تحصیلکردهها. حتی بسیاری از کسانی که دنیای آزاد را دیده بودند. بسیاری از کسانی که سبک زندگی متفاوت با خمینی داشتند.
پس چرا ما از خمینی حمایت کردیم؟
این «ما» در اینجا اشاره به همین بخش بزرگی از ما مردم دارد. ریشه این پشتیبانی و حمایت از خمینی - علیرغم اینکه حرفهای آزادیستیزانه و دیگریستیزانهاش را شنیده بودیم - در کجا بود؟
درباره این مسئله حرف بزنیم تا نسبت به ترفند و فریب آزادیستیزان و دیگریستیزان بیشتر آگاه باشیم.
شما درباره این چه فکر میکنید؟
#گفتگو_توانا #خداناباوران #خداباوران #حقوق_بشر #مدارای_مذهبی
@Dialogue1402
و در عین حال تردیدی نیست که خمینی در مقطع بهمن ۱۳۵۷ طرفداران زیادی داشت. طرفدارانی از همین مردم. حتی بسیاری از روشنفکران و تحصیلکردهها. حتی بسیاری از کسانی که دنیای آزاد را دیده بودند. بسیاری از کسانی که سبک زندگی متفاوت با خمینی داشتند.
پس چرا ما از خمینی حمایت کردیم؟
این «ما» در اینجا اشاره به همین بخش بزرگی از ما مردم دارد. ریشه این پشتیبانی و حمایت از خمینی - علیرغم اینکه حرفهای آزادیستیزانه و دیگریستیزانهاش را شنیده بودیم - در کجا بود؟
درباره این مسئله حرف بزنیم تا نسبت به ترفند و فریب آزادیستیزان و دیگریستیزان بیشتر آگاه باشیم.
شما درباره این چه فکر میکنید؟
#گفتگو_توانا #خداناباوران #خداباوران #حقوق_بشر #مدارای_مذهبی
@Dialogue1402
👍11👎1😱1
جامعۀ جهانی بهائی از تشدید سرکوب و نفرتپراکنی علیه بهائیان ایران در بحبوحۀ بحرانهای اخیر ملی ابراز نگرانی و خواستار واکنش بینالمللی شد. به گفتۀ این نهاد، حکومت ایران در شرایط بحرانی اجتماعی، اقتصادی و سیاسی، بهصورت سازمانیافته تلاش میکند بهائیان را مقصر جلوه دهد؛ رویکردی که از زمان انقلاب ۱۳۵۷ سابقهای طولانی دارد و با اتهامزنیهای بیاساس، اخبار جعلی و کارزارهای هماهنگ نفرتپراکنی همراه بوده است.
در روزها و هفتههای اخیر، صداوسیمای جمهوری اسلامی برنامههایی پخش کرده که در آنها اتهامات بیپایه علیه جامعۀ بهائی مطرح شده و حتی «اعترافات» اجباری برخی بهائیان، که آشکارا تحت فشار و اجبار اخذ شده، به نمایش درآمده است. همزمان گزارشهایی از افزایش بازداشتها و فشارهای امنیتی بر بهائیان در نقاط مختلف کشور منتشر شده است. سازمانهای حقوق بشری پیشتر بارها استفاده از اعترافات اجباری در زندانهای ایران را مستند کردهاند و جامعۀ جهانی بهائی این اقدامات را نشانهای از تشدید کارزار سرکوب علیه بهائیان میداند.
نمایندۀ جامعۀ جهانی بهائی در سازمان ملل تأکید میکند که این تلاشها برای تحریف حقیقت و ساختن روایتهای دروغین، الگویی تکراری در دورههای مختلف بحران است و هدف آن قربانیسازی بهائیان برای انحراف افکار عمومی است. بهرغم دههها آزار و سرکوب، بهائیان ایران بر اصول خشونتپرهیزی پایبند مانده، هرگز به خشونت متوسل نشده و بر خدمت به کشور و وفاداری به ارزشهایی چون راستگویی و صداقت تأکید کردهاند.
در نهایت، جامعۀ جهانی بهائی ضمن ابراز همدردی با همۀ قربانیان بحرانهای اخیر، از جامعۀ بینالمللی میخواهد سرکوب و مقصرسازی بهائیان را صریحاً محکوم کند و برای تحقق عدالت و حقوق برابر برای همۀ مردم ایران، فارغ از دین و پیشینه، صدای خود را بلند نماید.
#بهاییان_ایران #داستان_ما_یکیست #گفتگو_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
در روزها و هفتههای اخیر، صداوسیمای جمهوری اسلامی برنامههایی پخش کرده که در آنها اتهامات بیپایه علیه جامعۀ بهائی مطرح شده و حتی «اعترافات» اجباری برخی بهائیان، که آشکارا تحت فشار و اجبار اخذ شده، به نمایش درآمده است. همزمان گزارشهایی از افزایش بازداشتها و فشارهای امنیتی بر بهائیان در نقاط مختلف کشور منتشر شده است. سازمانهای حقوق بشری پیشتر بارها استفاده از اعترافات اجباری در زندانهای ایران را مستند کردهاند و جامعۀ جهانی بهائی این اقدامات را نشانهای از تشدید کارزار سرکوب علیه بهائیان میداند.
نمایندۀ جامعۀ جهانی بهائی در سازمان ملل تأکید میکند که این تلاشها برای تحریف حقیقت و ساختن روایتهای دروغین، الگویی تکراری در دورههای مختلف بحران است و هدف آن قربانیسازی بهائیان برای انحراف افکار عمومی است. بهرغم دههها آزار و سرکوب، بهائیان ایران بر اصول خشونتپرهیزی پایبند مانده، هرگز به خشونت متوسل نشده و بر خدمت به کشور و وفاداری به ارزشهایی چون راستگویی و صداقت تأکید کردهاند.
در نهایت، جامعۀ جهانی بهائی ضمن ابراز همدردی با همۀ قربانیان بحرانهای اخیر، از جامعۀ بینالمللی میخواهد سرکوب و مقصرسازی بهائیان را صریحاً محکوم کند و برای تحقق عدالت و حقوق برابر برای همۀ مردم ایران، فارغ از دین و پیشینه، صدای خود را بلند نماید.
#بهاییان_ایران #داستان_ما_یکیست #گفتگو_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
👍3😘1😡1