گفت‌وشنود
5.06K subscribers
5.79K photos
1.67K videos
3 files
1.92K links
در صفحه‌ی «گفت‌وشنود» مطالبی مربوط‌به «رواداری، مدارا و هم‌زیستی بین اعضای جامعه با باورهای مختلف» منتشر می‌شود.
https://dialog.tavaana.org/
Instagram.com/dialogue1402
Twitter.com/dialogue1402
Facebook.com/1402dialogue
Download Telegram
تداوم بازداشت معین محمدی، شهروند بهائی

با گذشت حدود یک ماه از بازداشت معین محمدی، شهروند بهائی ساکن یزد، وضعیت حقوقی و روند رسیدگی به پرونده او همچنان در ابهام قرار دارد.

معین محمدی روز دوشنبه ۱۵ دی‌ماه توسط نیروهای امنیتی در محل سکونت خود بازداشت شد. بر اساس اطلاعات موجود، او در حال حاضر در بند موقت زندان یزد نگهداری می‌شود. با این حال، تا کنون هیچ اطلاع رسمی درباره اتهامات مطروحه، مرجع بازداشت‌کننده و وضعیت پرونده قضایی او منتشر نشده است.

این شهروند بهائی از زمان بازداشت تاکنون اجازه ملاقات حضوری با خانواده خود را نداشته و تنها دو تماس تلفنی بسیار محدود، هرکدام در حد چند دقیقه، با خانواده‌اش برقرار کرده است. خانواده او نیز از جزئیات پرونده، امکان دسترسی به وکیل و روند دادرسی بی‌اطلاع هستند.

تداوم بازداشت در شرایط بی‌خبری و محرومیت از حقوق اولیه، از جمله حق دسترسی به وکیل و اطلاع از اتهامات، نگرانی‌ها درباره نقض حقوق اساسی معین محمدی را افزایش داده است.


#داستان_ما_یکیست #بهائیان_ایران #گفتگو_توانا

@Dialogue1402
😡6

روان‌شناسی قدرت در جمهوری اسلامی؛
ترس، تقدس، خشونت و انکار!

پیام همراهان

قدرت در جمهوری اسلامی را اگر صرفاً با مفاهیم حقوقی یا سیاسی بسنجیم، بسیاری از رفتارهایش «غیرمنطقی» به‌نظر می‌رسد. اما وقتی به آن از زاویه روان‌شناسی نگاه کنیم، الگویی نسبتاً منسجم آشکار می‌شود: قدرتی که بر ترس بنا شده، با تقدس مشروعیت می‌گیرد، با خشونت خود را تثبیت می‌کند و با انکار، از فروپاشی روانی می‌گریزد.
در لایه نخست، ترس قرار دارد؛ ترسی مزمن و ساختاری. این قدرت خود را همواره در محاصره دشمن می‌بیند: دشمن خارجی، دشمن داخلی، حتی دشمن بالقوه. چنین ذهنیتی، هر اعتراض را نه مطالبه، بلکه تهدید وجودی تلقی می‌کند. در این فضا، گفت‌وگو ضعف است و مدارا خطر.
برای مهار این ترس، قدرت به تقدس پناه می‌برد. پیوند زدن بقا به دین، انقلاب یا امر قدسی، کارکردی روانی دارد: تعلیق وجدان. وقتی اطاعت «واجب» شد، خشونت نه فقط مجاز، که فضیلت جلوه می‌کند. تقدس، بار اخلاقی تصمیم‌ها را از دوش قدرت برمی‌دارد.
اما تقدس به‌تنهایی کافی نیست؛ اینجاست که خشونت وارد می‌شود. خشونت در این نظام فقط ابزار سرکوب دیگری نیست، راهی‌ست برای آرام‌کردن اضطراب خود قدرت. نمایش قهر، شلیک، بازداشت و ارعاب، نوعی خوداطمینان‌بخشی است؛ اثبات این‌که «هنوز کنترل داریم».
پس از خشونت، نوبت انکار است. انکار واقعیت، انکار رنج، انکار مسئولیت. این مکانیسم دفاعی اجازه می‌دهد ساختار قدرت بدون مواجهه با حقیقتِ اعمالش ادامه حیات دهد. قربانی مقصر می‌شود و حقیقت، «دروغ دشمن».
در مجموع، با قدرتی مواجه‌ایم که می‌ترسد، مقدس می‌شود، می‌کُشد و انکار می‌کند؛ چرخه‌ای که نه تصادفی، بلکه بازتولیدشونده است. فهم این روان‌شناسی، شرط دیدن واقعیت است؛ واقعیتی که تا زمانی که به پرسش کشیده نشود، تکرار خواهد شد

#استبداد_دینی #ولایت_فقیه #نه_به_جمهورى_اسلامى #جنایت_علیه_بشریت

@Tavaana_TavaanaTech
👍91
Forwarded from گفت‌وشنود
دینداری و اسارت جاودانگی
چگونه میل به ماندن و جاودانگی می‌تواند آزادی انسان را محدود کند.

پیام همراهان

میل به جاودانگی، نیرویی بنیادین در انسان است که ریشه در اضطراب از مرگ دارد. وقتی انسان از محدودیت و فناپذیری خود آگاه می‌شود، به دنبال راه‌هایی برای «ماندن» می‌گردد. این میل طبیعی است، اما اگر غیرفعال یا غیرآگاهانه دنبال شود، می‌تواند آزادی واقعی را محدود کند. افراد گاهی در دینداری، گاهی در شهرت، ثروت، علم یا حتی فرزندآوری تلاش می‌کنند که نام و اثر خود را باقی بگذارند.

راه دیگری نیز وجود دارد: به جای اصرار بر جاودانگی، می‌توان تمرکز را روی مفید بودن و اثربخش بودن گذاشت. زندگی اصیل یعنی حضور کامل در لحظه، انجام کارهای ارزشمند و وفاداری به خود، بدون اینکه اضطراب ماندن در یادها زندگی را تحت تأثیر قرار دهد. وقتی ما مرده‌ایم، تفاوتی ندارد که از ما یادی شود یا نه؛ آنچه مهم است، کیفیت و اصالت زندگی ماست.

پروژهٔ جاودانگی می‌تواند در مسیرهایی غیر از دینداری نیز تحقق یابد. علم، فلسفه، هنر، خدمات اجتماعی و کارهای رایگان‌بخشانه همه راه‌هایی هستند که انسان می‌تواند تأثیر واقعی بگذارد، بدون گرفتار شدن در ایدئولوژی، خرافه یا شستشوی مغزی. اخلاقی زیستن، به ویژه یک اخلاق معنوی و سکولار، آزادی و معنا را همزمان با اثرگذاری فراهم می‌کند.

کسی که مرگ را پذیرفته و با اضطراب فناپذیری خود کنار آمده، دیگر نیازی به اصرار بر جاودانگی ندارد. او می‌تواند آزادانه، اصیل و اثرگذار زندگی کند. در پایان، یک پرسش تأمل‌برانگیز باقی می‌ماند:

اگر کسی با اضطراب مرگ کنار آمده و زندگی اصیل و آزادانه‌ای دارد، آیا هنوز به دین نیاز دارد؟

«فردا که ازین دیرِ فنا درگذریم
با هفت‌هزارسالگان سربه‌سریم»

#جاودانگی #دین #ایدئولوژی #آزادی #گفتگو_توانا

@Dialogue1402
👍6
آنقدر بکشید تا فتنه تمام شود!
چگونه یک آیه از قرآن به مجوز کشتار معترضان تبدیل می‌شود

پیام همراهان

گاهی یک جمله، نه یک فرد، بلکه منطق یک نظام را عریان می‌کند.
وقتی یکی از تئوریسین‌های خشونت در جمهوری اسلامی با استناد به آیه
«وَقاتِلوهُم حَتّىٰ لا تَكونَ فِتنَةٌ وَيَكونَ الدّينُ لِلّه»
می‌گوید: «آن‌قدر بکشید تا فتنه تمام شود»، با یک سوءبرداشت ساده روبه‌رو نیستیم؛ این جمله، خلاصه‌ی جهان‌بینی‌ای است که خشونت را مقدس می‌کند.
کشتار معترضان بی‌سلاح در روزهای هجدهم و نوزدهم دی‌ماه ۱۴۰۴ حادثه نبود، خطا نبود، واکنش لحظه‌ای هم نبود. این رخداد، اجرای عملی یک تفسیر ایدئولوژیک از دین بود؛ تفسیری که سال‌هاست در گفتار رسمی جمهوری اسلامی تکرار می‌شود.
در این منطق، معترض دیگر «انسان» نیست.
او «فتنه» است.
و «فتنه» مفهومی مبهم و کشدار است که می‌تواند هر اعتراض مسالمت‌آمیزی را در خود ببلعد. وقتی انسان به فتنه تقلیل داده می‌شود، کشتن او نه جنایت، بلکه وظیفه جلوه می‌کند.
آیه‌ای که در زمینه‌ای تاریخی و شرایطی مشخص نازل شده، از متن و زمان خود جدا می‌شود؛ نه برای فهم دین، بلکه برای حفظ قدرت. خواست سیاسی حاکمیت، بر متن مقدس فرافکنی می‌شود و سپس به نام «حکم خدا» عرضه می‌گردد.
خشونت در جمهوری اسلامی یک انحراف اجرایی نیست؛ ویژگی ساختاری آن است. نظامی که مشروعیت خود را الهی می‌داند، مخالف را دشمن خدا می‌نامد و حذف او را مباح.
این منطق فقط درباره گذشته نیست.
وقتی قتل با آیه توجیه شود، هیچ صدای مستقلی در امان نخواهد بود.
شناخت این سازوکار، نخستین گام ایستادن در برابر خشونت مقدس است.


#گفتگو_توانا #نقد_دین #شیعه #قتل_حکومتی

@Dialogue1402
😢9👍61🔥1🤮1
محمد سروش محلاتی، روحانی و استاد حوزه علمیه قم، در پی کشتار گسترده معترضان در شهرهای مختلف ایران، با صدور پیامی این رویداد را «فاجعه‌ای فراموش‌ناشدنی» توصیف کرد.

پیام تسلیت به مردم ایران

انا لله و انا الیه راجعون

به خاک و خون کشیده شدن هزاران مسلمان در ظرف ۳۰ ساعت، در شهرهای کوچک و بزرگ ایران، فاجعه‌ای فراموش‌ناشدنی است؛ فاجعه‌ای که حتی در نظام‌های غیردینی نیز پس از روزها اعتراضات خشونت‌بار رخ نمی‌دهد. و إلی‌الله المشتکی.

اینجانب با احساس درد و شرم، این مصیبت جانکاه را به ملت شریف ایران و به خانواده‌های داغ‌دیده تسلیت می‌گویم و از خداوند متعال مسألت دارم که این تلخی‌ها را با لطف و عنایت خویش جبران فرماید؛ إنّه قریبٌ مجیب.

دهم بهمن‌ماه ۱۴۰۴
قم
محمد سروش محلاتی

#انقلاب_۱۴۰۴ #پایان_دیکتاتور #گفتگو_توانا
👍11🖕43🍌2👎1🔥1🤔1🤮1
تداوم بازداشت ادیب شهبازپور؛ بی‌خبری خانواده از محل نگهداری و اتهامات

با گذشت نزدیک به دو هفته از بازداشت ادیب شهبازپور، شهروند ۳۰ ساله بهائی و ساکن کرمان، خانواده او همچنان از محل نگهداری و اتهام انتسابی علیه وی بی‌اطلاع هستند. پیگیری‌های مکرر خانواده از نهادهای امنیتی و مراجع قضایی نیز بی‌نتیجه بوده و به آنان اعلام شده که نامی با این مشخصات در مراکز مربوطه ثبت نشده است.

بر اساس اطلاعات دریافتی، ادیب شهبازپور طی این مدت تنها چند تماس تلفنی بسیار کوتاه با خانواده داشته و صرفاً از سلامت جسمی خود خبر داده است. او مجرد و مربی تنیس است.

به گفته منابع مطلع، بازداشت این شهروند بهائی عصر دوشنبه ۲۹ دی‌ماه حوالی ساعت ۱۵:۳۰ در مقابل منزل پدری‌اش صورت گرفته است. نیروهای امنیتی پس از بازداشت وی، به منزل خانواده یورش برده و وسایل شخصی از جمله تلفن همراه، لپ‌تاپ و آی‌پد را ضبط کرده‌اند. مأموران سپس با مراجعه به منزل شخصی او در همان حوالی، این محل را نیز تفتیش و شماری از وسایل شخصی را ضبط کردند. پس از آن، ادیب شهبازپور به مکانی نامعلوم منتقل شده است.

این بازداشت در ادامه موج فزاینده سرکوب آزادی باور و فشار بر اقلیت‌های مذهبی در ایران ارزیابی می‌شود؛ روندی که در سال‌های اخیر به‌طور ویژه جامعه بهائی را هدف قرار داده است. بازداشت‌های خودسرانه، بی‌خبری خانواده‌ها از وضعیت بازداشت‌شدگان، ضبط اموال و محدودسازی معیشت و تحصیل بهائیان، از مصادیق تداوم این فشارها عنوان می‌شود.

#داستان_ما_یکیست #بهاییان_ایران #آزادی_باور #گفتگو_توانا

@Dialogue1402
😡7
زهرا ارجمندی، شهروند ۵۱ ساله و نوکیش مسیحی ساکن جزیره قشم، شامگاه ۱۸ دی‌ماه ۱۴۰۴ در جریان تجمعات اعتراضی این جزیره، بر اثر اصابت گلوله جنگی نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی جان خود را از دست داد.

به گفته یک منبع آگاه، هم‌زمان با گسترش اعتراضات مردمی در قشم، نیروهای امنیتی اقدام به تیراندازی مستقیم به سوی معترضان کردند. در جریان متفرق شدن جمعیت، زهرا ارجمندی که برای دقایقی از فرزندش جدا شده بود، هدف گلوله قرار گرفت. در همان زمان، ارتباطات تلفنی و اینترنتی در منطقه نیز قطع شد.

این منبع افزوده است که پس از برقراری مجدد خطوط ارتباطی، فردی ناشناس با استفاده از تلفن همراه خانم ارجمندی با پسر او تماس گرفته و از زخمی شدن یک زن خبر داده است. پسر او با حضور در محل، با پیکر نیمه‌جان مادرش روبه‌رو شد، او را در آغوش گرفت و بلافاصله به بیمارستان منتقل کرد. با این حال، به دلیل شدت جراحات، تلاش پزشکان برای نجات جان وی بی‌نتیجه ماند و این زن ۵۱ ساله در بیمارستان جان باخت.

بر اساس این گزارش، مأموران امنیتی پس از مرگ زهرا ارجمندی، پیکر او را به مدت شش روز در اختیار داشتند. در نهایت، جسد وی تحت تدابیر شدید امنیتی و با اعمال محدودیت برای برگزاری مراسم یادبود و اطلاع‌رسانی عمومی، در زادگاهش شهر سده در شمال استان فارس به خاک سپرده شد.

منبع آژانس خبری مسیحیان ایران محبت نیوز

#اعتراضات_سراسری #نوکیش_مسیحی #گفتگو_توانا

@Dialogue1402
😡9😢7💔42
Forwarded from گفت‌وشنود
«چرا انقلاب شد؟ آیا هدف پیشرفت نظامی و علمی بود یا هدف از انقلاب، شامل دین و فرهنگ نیز می‌شد؟ امروز به گونه‌ای وانمود می‌شود که خواسته ما، تنها رفاه مادی است».
.
«محمد تقی مصباح یزدی» به جد بر این باور بود که انتظارات اقتصادی با اهداف آن انقلاب همخوان نیست. او انگیزه‌های دینی را هدف اصلی انقلاب اسلامی تعریف می‌کرد.

دکتر «قاسم افتخاری» - استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران - این نظر که خواسته اصلی روحانیت انقلابی، اجرای شریعت بود را تایید می‌کند و در توضیح می‌گوید: «محور مطالبات روحانیون این بود که حکومت‌ها قوانین اسلامی را اجرا کنند».

این سخن مورد تایید «روح الله حسینیان» - رییس مرکز اسناد انقلاب اسلامی - نیز هست. او نیز سخنی به صراحت در این باره گفته بود: «فرض کنید ایرانی مانند ژاپن ساختید، در انتها چه نتیجه‌ای حاصل می‌شود؟ انقلاب‌اسلامی حرف دیگری داشت. شاه هم می‌توانست ایران را آباد کند، اما ما انقلاب کردیم تا آبادانی همراه با معنویت و دین داشته باشیم».

پس از پیروزی انقلاب اسلامی و سال ۱۳۵۹ که «محمد علی رجایی» - نخست وزیر وقت - از مرتضی نبوی درخواست می‌کند که به شرکت مخابرات برود و در آنجا مسئولیت بپذیرد. در آنجا نبوی سمت معاونت اداری - مالی شرکت را برعهده می‌گیرد؛ اما نخستین فعالیت او در شرکت به چه مربوط می‌شد؟ از زبان خود او بخوانیم: «در آن شرکت ابتدا مبارزه با بی‌حجابی را شروع کردیم. چون تیپ کارمندان آنجا مناسب نبود...پس از مدتی یک جو اسلامی در شرکت حاکم شد».

شاید این تردید مطرح شود که پرپیداست که انگیزه‌های اسلامگرایانه، در پی دموکراسی و آزادی لیبرالی نبودند. پس چرا بر این سخن ظاهرا بدیهی ابرام و اصرار ورزیده می‌شود؟ دلیل آن است که اگر این مدعای اصلی را بپذیریم و نیز به یاد بیاوریم که روحانیت حکومتی و حامیان آنان، پیروز اصلی نزاع بر سر قدرت بودند، طبیعی‌ست نمی‌توانیم از حکومتی با بن مایه‌هایی این چنین انتظار داشته باشیم اهداف شریعت محورانه خود را به کناری بنهد و با چرخشی ۱۸۰ درجه‌ای نقش حکومتی نرمال و مداراگرا را بازی کند.

یا باید به رفتار اسلامگرایانه حکومت تن داد یا اینکه علیه آن فعالیت کرد. بر این اساس است که انقلاب کنونی ملت ایران را می‌توان انقلابی برای مدارا و رواداری دانست. انقلابی علیه اسلامگرایی و در جستجویی مداراگرایی.

https://tavaana.org/about_islamic_revolution/
#انقلاب_اسلامی #فقه_شیعه #حکومت_ایدئولوژیک #گفتگو_توانا

@Dialogue1402
👍81
در ادامه‌ استفاده‌ نهادهای امنیتی جمهوری اسلامی از «اعترافات اجباری تلویزیونی» به‌عنوان یک ابزار تکراری و غیرقانونی، سه شهروند کرمانی به نام‌های شایان شکیبایی، ونوس حسین‌نژاد (شهروند بهایی) و پیوند نعیمی (شهروند بهایی)، شامگاه یکشنبه مقابل دوربین برنامه‌های امنیتی صداوسیما و در حضور آمنه سادات ذبیح‌پور قرار داده شدند تا تحت فشار و اجبار در یک نمایش اعتراف تلویزیونی شرکت کنند.

بر اساس گزارش‌های دریافتی، این افراد در شرایط بازداشت و تحت فشارهای شدید روانی و امنیتی وادار به شرکت در این برنامه شدند که فاقد هرگونه مبنای حقوقی است. نهادهای حقوق بشری بارها تأکید کرده‌اند که اعترافات اجباری، مصداق شکنجه‌ی روانی بوده و فاقد هرگونه ارزش قضایی است.

این سه شهروند پیش‌تر بدون ارائه‌ مدارک و مستندات معتبر بازداشت، با اتهامات واهی و آنچه «لیدری اعتراضات دی‌ماه در کرمان» خوانده شده مواجه‌اند؛ اتهاماتی که می‌تواند زمینه‌ساز صدور احکام سنگین و ناعادلانه علیه آنان شود. استفاده از این تکنیک‌های امنیتی خطرناک، عملا حق دادرسی عادلانه را از متهمان سلب کرده و مسیر پرونده را به سمت احکام از پیش‌تعیین‌شده سوق می‌دهد.

همزمان گزارش شده است که خانواده‌های این افراد نیز تحت فشار شدید نهادهای امنیتی قرار دارند و با تهدید و محدودیت در پیگیری وضعیت حقوقی عزیزان‌شان مواجه شده‌اند. این فشارها مصداق نقض حقوق اولیه‌ خانواده‌ها و تلاش برای ایجاد فضای رعب و سکوت در جامعه است.

فعالان حقوق بشر و کنشگران مدنی با محکوم کردن اعترافات اجباری تلویزیونی، خواستار توقف فوری این رویه‌ غیرقانونی، رسیدگی مستقل و عادلانه به پرونده‌ شایان شکیبایی، ونوس حسین‌نژاد و پیوند نعیمی، دسترسی آزاد آنان به وکیل منتخب و پایان دادن به فشار بر خانواده‌هایشان شده‌اند.

#اعتراف_اجباری #داستان_ما_یکیست #بازجو_خبرنگار

@Dialogue1402
😡82
بکش، اما عذاب وجدان نداشته باش
کدام خدا به خشونتِ بی‌مسئولیت نیاز دارد؟

پیام همراهان

اخیراً یکی از حامیان حکومت، حسام‌الدین حائری‌زاده یزدی، در سخنانی که با ارجاع‌های دینی همراه است، صحنه‌ی اعتراض خیابانی را «میدان جنگ» می‌نامد و کشتنِ معترض را امری مفروض می‌گیرد. مسئله‌ی اصلی در این روایت نه حرمت جان انسان، بلکه «حالِ دلِ قاتل» است: اینکه پس از کشتن، مبادا از خشم و نفرت بر پیکر بی‌جان لگد بزند؛ نه از سرِ احترام به جان انسان، بلکه چون داشتن نفرت، نشانه‌ی «شرک» و خلل در «توحید» معرفی می‌شود. پیام پنهان روشن است: بکش، اما با قلبِ «پاک».
این جابه‌جاییِ خطرناک، نقطه‌ی کانونی خشونتِ سازمان‌یافته است. پرسش اساسیِ اخلاقی ـ «آیا حق داشتی بکشی؟» ـ حذف می‌شود و جایش را پرسشی روان‌شناختی می‌گیرد: «با چه نیتی کشتی؟» وقتی فعلِ قتل از دایره‌ی مسئولیت بیرون رانده شد، وجدان هم به مانع تبدیل می‌شود؛ دلسوزی «ضعف» می‌شود و تردید «گناه».
در گام بعد، زبانِ انسان‌زدایی وارد می‌شود: جامعه به حق و باطل، پاک و ناپاک، خبیث و طیب تقسیم می‌گردد. معترض دیگر شهروند نیست؛ «آلودگی» است. و وقتی طرف مقابل ذاتاً آلوده معرفی شد، حذفش جنایت نیست؛ «پالایش» است. سپس خشونت به «طرح الهی» متصل می‌شود: کشتار صحنه‌ی آزمون است، مرگ‌ها «تمییز»اند، و گلوله‌ها اجزای نقشه‌ای مقدس. در این روایت، قاتل قاتل نیست؛ ابزار است.
اما ابزار مسئولیت ندارد. ابزار شرم نمی‌کند، تردید نمی‌کند، و شب راحت می‌خوابد. این همان مهندسی اعتقادی است که انسانِ فاعل را تهی می‌کند تا خشونت بی‌عذاب‌وجدان تولید شود. پرسشِ واقعی این‌جاست: کدام خدا به تعطیلِ وجدان، به قتلِ بی‌مسئولیت، و به انسانِ ابزارشده نیاز دارد؟ اگر پاسخ روشن است، پس باید شجاعت بازگرداندن مسئولیت به انسان را داشت؛ جایی که اخلاق آغاز می‌شود.

#اخلاق #جنایت_علیه_بشریت #جنایت_مقدس #نه_به_جمهوری_اسلامی

@Tavaana_TavaanaTech
😡12👍4
شکیلا قاسمی، شهروند بهائی ساکن کرمان، توسط نیروهای امنیتی بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شد. این بازداشت پس از تفتیش محل سکونت وی صورت گرفته است.

بر اساس اطلاعات دریافتی، ماموران امنیتی با حضور در منزل خانم قاسمی اقدام به بازرسی کامل محل کرده و در جریان این تفتیش، کلیه لوازم الکترونیکی متعلق به او و اعضای خانواده‌اش، از جمله تلفن‌های همراه و لپ‌تاپ‌ها، بدون ارائه توضیح روشن یا مستندات کافی ضبط شده است. این اقدام در حالی انجام شده که هیچ‌گونه اطلاع رسمی درباره اتهامات منتسب، مرجع قضایی رسیدگی‌کننده یا محل نگهداری این شهروند بهائی به خانواده وی ارائه نشده است.

تفتیش منازل، ضبط گسترده وسایل شخصی و بازداشت شهروندان بهائی بدون رعایت الزامات قانونی، از جمله تفهیم اتهام، دسترسی به وکیل و اطلاع‌رسانی شفاف به خانواده، مصداق نقض اصول بنیادین دادرسی منصفانه و حقوق شهروندی محسوب می‌شود. تداوم چنین اقداماتی در قبال شهروندان بهائی، در چارچوب الگوی مستمر فشارهای امنیتی و محدودسازی حقوق مدنی و مذهبی آنان ارزیابی می‌گردد.

#داستان_ما_یکیست ##بهائیان_ایران #گفتگو_توانا

@Dialogue1402
😡10
در پی انتشار سخنان جنجالی حجت‌الاسلام علیرضا پناهیان درباره مسیحیت که با واکنش‌های گسترده‌ای در میان افکار عمومی و به‌ویژه مسیحیان ایران مواجه شد، نمایندگان جوامع جوامع ارامنه، آشوریان و کلدانی‌ در مجلس شورای اسلامی اقدامی مشترک و کم‌سابقه را برای پیگیری این موضوع آغاز کرده‌اند.
آرا شاوردیان، نماینده مسیحیان ارمنی تهران و شمال کشور، در گفتگو با روزنامه «آلیک» متعلق به ارامنه ایران اعلام کرد که هر سه نماینده جامعه مسیحیان (ارامنه، آشوریان و کلدانیان) در مجلس، نامه‌ای رسمی و مشترک خطاب به دفتر پناهیان ارسال کرده و خواستار ارائه توضیح رسمی درباره اظهارات توهین‌آمیز و نامناسب وی شده‌اند. به گفته شاوردیان، تا لحظه تنظیم این خبر، پاسخی از سوی پناهیان به این نامه داده نشده است.
نمایندگان مسیحی همچنین در اقدامی دیگر، نگرانی عمیق خود را با محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس شورای اسلامی، در میان گذاشته‌اند.  قالیباف در این دیدار وعده داده است که پیگیری این موضوع را در دستور کار خود قرار دهد.
شاوردیان با تاکید بر اهمیت حفظ وحدت و احترام متقابل میان ادیان، افزود: «در شرایطی که در روزهای آینده نشست‌های مهمی با محوریت گفت‌وگوی ادیان توحیدی برگزار خواهد شد، چنین اظهاراتی با رویکرد کلی کشور و سیاست‌های رسمی جمهوری اسلامی ایران همخوانی ندارد.»
این نماینده مجلس در پایان تصریح کرد که نمایندگان مسیحی از تمام ظرفیت‌های قانونی خود برای پیگیری این موضوع و پاسخگو کردن افراد مسئول استفاده خواهند کرد.
این اقدام هماهنگ و کم‌سابقه از سوی نمایندگان اقلیت‌های دینی، فراتر از یک اعتراض مذهبی، می‌تواند تلاشی معنادار برای مرزبندی با قرائت‌های رسمی حاکمیت تفسیر شود؛ گویی این نمایندگان در سایه تحولات جاری کشور، با نوعی آینده‌نگری سیاسی، نگران قضاوت عمومی و امنیت خود در فردای تحولات سیاسی ایران هستند و می‌کوشند دامن خود را از تندروی‌های ساختار فعلی مبرا کنند.
گفتنی است، حجت‌الاسلام پناهیان به تازگی طی یک سخنرانی و در واکنش به انتقاد یکی از حاضران درباره وضعیت نامساعد اقتصادی، ضمن انتقاد از ساختار فعالیت‌های مذهبی، اظهاراتی توهین‌آمیز درباره مسیحیت بیان کرد که واکنش‌های گسترده‌ای را در پی داشت.‌
منبع آژانس خبری مسیحیان ایران محبت نیوز

#دیگری_ستیزی #مسیحیان_ایران #گفتگو_توانا

@Dialogue1402
👍102