فضا و دیالکتیک
1.43K subscribers
56 photos
1 video
12 files
226 links
نشریه‌ی انتقادیِ آنلاین در حوزه‌ی مطالعات شهری، نظریه‌ی معماری، جغرافیای انسانی، و جغرافیای سیاسی
راه ارتباطی:
info@dialecticalspace.com
فیسبوک:
https://www.facebook.com/dialecticalspace/
اینستاگرام:
https://www.instagram.com/spaceanddialectics/
Download Telegram
درباب سویه‌ی دیگر «آگونیسم»: «دشمن»، «بیرون»، و نقش آنتاگونیسم
نیکولای روسکام
برگردان: نریمان جهانزاد
« این مقاله با مفهوم «پلورایسم آگونیستی» شانتال موف مخالفت می‌کند. موف با این مفهوم نظریه‌ی سیاسی را به سپهرِ «سیاست واقعی» (رئال پالتیک) می‌کشاند. اخیراً مفهوم آگونیسم در نظریه‌ی برنامه‌ریزی به عنوان بدیلی برای رهیافت شورایی-ارتباطیِ اجماعی بکار رفته است: گویا آگونیسم جایگزین مناسبی برای نظریه‌ی ارتباطی به عنوان چارچوبی تئوریک در نظریه‌ی برنامه‌ریزی است. نظر من این است که «پلورالیسم آگونیستیِ» پیشنهادی موف دچار نقایص درونی و اساسی است و «رام‌کردن [و کشاندن] آنتاگونیسم به آگونیسمِ» مورد نظر او نه ممکن است و نه بایسته. در راستای ایضاح فرضیه‌ام در قدم نخست به ریشه‌های نظریه‌ی موف می‌پردازم: برداشت کارل اشمیت از امر سیاسی و مفهوم مشهورِ (یا بدنام) دوست/دشمن‌اش. طرحِ اشمیت تنها یک مرجع اصلی برای موف نیست، بلکه دلیل و مبنای اصلی تشبثِ او به [ضرورتِ برقراریِ] آگونیسم پلورالیستی [هم] است. در گام دوم به نظریه‌ی سیاسی ارنستو لاکلاو رجوع می‌کنم. نظریه‌ای که در آن شکل دیگری از طرح آنتاگونیسم چهره می­نماید: برنهادنِ مقوله‌ی «بیرون برسازنده» به عنوان مبنای تقلیل‌ناپذیرِ یک بازی بی‌پایان هژمونیکِ نیروهای آنتاگونیستی. تفاوت‌های میان طرح‌های اشمیت و لاکلاو را نشان می‌دهم و استدلال می‌کنم در نزد لاکلاو مفهوم‌پردازی در خصوص آگونیسم بی‌وجه می‌گردد. در بخش نتیجه‌گیری ازین بحث می‌کنم که آیا نظریه‌ی آنتاگونیسم می‌تواند بی‌آنکه از نظریه‌ی پر ایرادِ موف خوراک بگیرد با نظریه‌ی برنامه‌ریزی پیوند بخورد و چگونه.»
برای خواندن و دانلود متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/on-the-other-side-of-agonism/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@DialecticalSpace
رئالیسم انتقادی: دفتر دوم
فروغ اسدپور
《آنچه پسامدرن‌­ها در جستجوی آن هستند در واقع نفی جنبه­‌ی ناگذرای اگزیستانسیال است یعنی نفی هستی‌شناسی. حالا در مقابل آنها ما هم می­‌توانیم بپرسیم که آیا پرفورماسیون­‌های زبانی بدون شرایط پیشینی ممکن هستند؟ بدون آنها اصولن واقعیت دارند؟ آیا وقتی خود واقعیت انکار می­شود کنش زبانی می‌­تواند واقعیت داشته باشد؟ با ارجاع به چه چیزی باید کنش زبانی را باور کنیم؟ پسامدرن‌­ها می­‌گویند که ما واقعیت یا چیز در خود را نفی نمی­‌کنیم اما نمی­‌توانیم چیزی هم درباره‌­اش بگوییم. رئالیسم انتقادی نشان می­دهد که این پرفورمانس­‌ها و گزاره‌­های زبانی، جهانی مادی و اجتماعی را پیش­فرض خود دارند.》
برای مطالعه و دانلود این متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/critical-realism2/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@DialecticalSpace
تهران کجا تمام می شود؟
بازاندیشی شهری‌شدن شهر جدید پردیس
امیر طهرانی، ایمان واقفی
«حال باید پرسید پردیس اساساً تا چه میزان برخوردار از شهریت است؟ آیا نمی‌توان ادعا کرد که پردیس خود بخشی از یک فرایند کلّیِ شهری‌شدن است که حول‌وحوشِ قلمرو تهران در حال بازساخت‌یابی ا‌ست؟ آیا شهر جدید پردیس پیش‌شرط تولید و بازتولید این‌گونه مناسبات شهری‌‌ نیست؟‌ و اینکه آیا سرنوشت محتوم هر شکلی از احداث پردیس‌ها نتیجه‌ی منطق و مکانیسم درونی شهری‌شدنِ سرمایه نیست؟ آیا نمی‌توان ادعا کرد اگر اوضاع پردیس نیز بهبود یابد نیاز به تولید پردیس‌هایی دیگر در حاشیه‌های شهر تهران وجود خواهد داشت تا پایتخت بتواند به حیات و ممات خود ادامه دهد؟‌»
برای خواندن و دانلود متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/where-tehran-ends/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@DialecticalSpace
تأملی در نظریات متقدم آنری لوفور
معرفی مقاله‌ی «نظریه‌ی اجاره‌ی زمین و جامعه‌شناسی روستایی»
استوارت الدن و آدام دیوید مورتن
برگردان: همن حاجی‌میرزایی
«این مقدمه بر ترجمه‌ی مقاله‌ی سال ۱۹۵۶ آنری لوفور با عنوان «نظریه‌ی اجاره‌ی زمین و جامعه‌شناسی روستایی» شامل سه بخش است. اول، به این می‌پردازد که برداشت‌های انگلیسی‌زبان از لوفور بسیار تمایل دارند بر نوشته‌های شهری او تمرکز کنند و کارهای اولیه‌ی او را درباره‌ی جامعه‌شناسی روستایی نادیده می‌گیرند. در نتیجه از دریافت اینکه تمرکز او بر اوربان [امر شهری] ناشی از توجه او به دگرگونی روستایی-شهری بوده است ناتوانند. دوم، خلاصه‌ای از آثار جامع‌تر او درباره‌ی مسائل روستایی، از جمله کار ناتمام او بر روی رساله‌ی اصلیِ جامعه‌شناسی روستایی، بدست می‌دهد؛ و موضوعات اصلی این مقاله را در نسبت با دیگر پروژه‌های او طرح می‌کند. سوم، موضوعات مورد بحث لوفور را به بحث‌های گسترده‌تر در اقتصاد سیاسی و جغرافیا درباره‌ی وجوه امر روستایی، زمین و اجاره‌ی زمین، از جمله آثار آنتونیو گرامشی و خوزه کارولس ماریاتگوئی (José Carlos Mariátegui) پیوند می­دهد.»
برای خواندن و دانلود متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/thinking-past-henri-lefebvre
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@DialecticalSpace
👍1
پروبلمتیکِ برنامه‌ریزی:
نا‌ـ‌برنامه‌ریزی در ایران؛ درآمدی به ضرورتِ نظریه‌پردازیِ برنامه‌ریزی
آیدین ترکمه
«می‌دانیم که فهمی ناقص و ناتمام از مساله‌ی نوظهورِ شهری‌شدن وجود داشت. تلقیِ رایج این بود ــ و همچنان هم هست ــ که شهر موجودیتی بسیار پیچیده‌تر و گسترده‌تر، البته همچنان کالبدی، نسبت به تک‌بنا ــ یعنی همان حوزه‌ی نفوذِ معماران و مهندسان عمران ــ است. در نتیجه باید حوزه‌ی مطالعاتی جدیدی خلق/جعل می‌شد. نسخه‌ی ظاهرن مشابهی در غرب وجود داشت. متعاقبن ساده‌ترین کار، «واردکردنِ» یک رشته‌ی جدید بود: urban planning که در ایران با نام شهرسازی وارد عرصه‌ی دانشگاهی شد ــ همچنان که می‌بینیم، گفتمان غالب مهندسی عمران و معماری، که بر ساخت‌وساز مبتنی است، برنامه‌ریزی را به شکلی از ساخت‌وسازِ‌ بزرگ‌مقیاس قلب و تحریف کرده است و از همین رو با واژه‌ی بی‌معنای «شهرسازی» مواجه شده‌ایم؛ گویی شهر ساختنی است و حالا مهندسان قرار است این موجودیت بزرگ‌تر و پیچیده‌تر را بسازند؛ خوانشی به شدت فروکاست‌گرایانه که ماهیت اقتصادی‌ـ‌سیاسی‌ـ‌اجتماعی شهر را به فیزیک/کالبدش تقلیل می‌دهد.»
برای خواندن و دانلود متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/planning-problematic/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@DialecticalSpace
انقلاب بدون ضمانت؛ اجتماع و سوبژکتیویته در نانسی، لینگیس، سارتر و لویناس
اندرو رایدر
برگردان: نریمان جهانزاد
«اجتماع بیکارِ ژان-لوک نانسی، که مجموعه مقالاتی است که در بازه‌­ی ۱۹۸۵ تا ۱۹۸۶ به رشته­‌ی تحریر درآمدند، چنین درکی از اجتماع پیش می‌­نهد: اجتماع به مثابه امری که به طور تقلیل‌ناپذیری پیوند خورده است به تناهی. به‌­علاوه او مدافع و خواستارِ بازتعریفِ پروژه­‌ی کمونیسمِ انقلابی است. این تلاشِ نانسی به همان اندازه که بر نوشته‌­های ژرژ باتای درباره­‌ی ارتباط متکی است، از تاکیدی که مارتین هایدگر بر تناهی می­‌گذارد، توشه می‌­گیرد. ما نخست باید خلاصه­‌ای از ادله­‌ی نانسی در این خصوص را از نظر بگذرانیم تا هم تقریر او از سیاستی جدید را مشخص نماییم و هم پیوندها و گسست‌های‌اش را با اسلاف‌اش دریابیم. افزون بر این برآنم اجتماعِ آنهایی که هیچ چیزِ مشترکی ندارند از آلفونسو لینگیس را بررسم؛ اثری که تقریباً یک دهه پس از اجتماع بیکارِ نانسی به طبع رسید و بسط یا تعدیلی جذاب و درخشان از بحث نانسی است. بویژه برداشتِ لینگیس از انقلاب، تقریباً قرابت بیشتری به سنت مارکسیسم دارد. استدلال من این است که این قرابت تا حدی نتیجه­‌ی میراثِ امانوئل لویناس است، علی‌الخصوص نظرِ او در مورد سوبژکیتیوته­‌ی اخلاقی؛ دیدگاهی که می‌­تواند به‌طور جالب توجه و زایایی با فکرِ سیاسی ژان-پل سارتر همراه و همسو گردد. بهترین راه فهمِ تغییرِ مسیری که لینگیس در دیدگاه نانسی ایجاد می‌کند، توجه به همین پیوند میان اخلاق لویناسِ و سیاستِ سارتر است.»
برای خواندن و دانلود متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/revolution-without-guarantees/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@DialecticalSpace
به‌سوی رویکردی پسااستعماری در مسئله‌ی سکونت‌گاه‌های غیررسمی
ایمان واقفی
«نوشته‌ی حاضر می‌کوشد با نقد معرفت‌شناسی و هستی‌شناسی مرسومِ شهری، پای نگاهی بدیل را به میان کشد. در این راستا با مرور مطالعات شهریِ پسااستعماری، نشان خواهم داد رویکرهای پیشین گرفتار قسمی اروپامحوری‌اند. تنها از خلال بازنگری در این تئوری‌های غالب است که امکان توجه به خاص‌بودگی منطقه‌ی شهری‌مان حاصل می‌آید. این خاص‌بودگی مترادف با بی‌توجهی به تمام تجربیات و مفاهیم گذشته نیست. بلکه صرفاً غنی‌کردن این انبان نظری در پرتو تجربیاتِ جدید شهرهای جنوب است.»
برای خواندن و دانلود متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/postcolonial-approach-informal-settlements/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@DialecticalSpace
دیالکتیک سرمایه: تفسیری اونویی
توماس تی. سکین
برگردان: آیدین ترکمه
«آنچه در بالا آمد، ساختار دیالکتیک سرمایه را در شکلی بسیار فشرده شرح می‌دهد. می‌توان نوعی هم‌شکلیِ مرموز/غیرطبیعی بین منطق هگل و دیالکتیک سرمایه دید. با این حال، این هم‌شکلی برای من عجیب نیست. زیرا سوژه‌ی دیالکتیکی همواره بخشی از خودِ ما است، هر چند [حالا در شکل سرمایه] بزرگ ‌شده و گسترش‌ یافته است. باید فقط یک راه وجود داشته باشد تا چنین سوژه‌ای بتواند خودش را تمامن و به طور نظام‌مند عرضه/آشکار کند، و آن راه، راهِ دیالکتیکی است.»
برای خواندن و دانلود متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/dialectic-of-capital-unoist-interpretation/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@DialecticalSpace
قلمرویی‌شدن مالکیت زمین: فضا، قدرت، و پرکتیس
نیکلاس بلاملی
برگردان: همن حاجی‌میرزایی
«برای درک اثر تعیین کننده‌ی مالکیتِ زمین، بر تقویت و حفظِ مناسبات قدرت میان مردم، تحلیلِ نحوه‌ی قلمرویی شدنِ مالکیت ضروری است. تمرکز من در این مقاله بر لحظه‌ی تعیین‌کننده‌ای است که این اتفاق رخ داد- یعنی تغییر در فهم فضایی مالکیت زمین در نواحی روستایی قرن ۱۷ انگلیس- و ردیابی سه حوزه‌ی پرکتیس– نقشه‌کشی/پیمایش ، سرپرستی ، و قانون. به نظرم این اَشکال دانش تخصصی صرفاً دگرگونی‌های قلمروی‌شدن مجدد مالکیت را ثبت نکرده‌اند، بلکه به صورت فعالی در بازسازی آن نقش داشته‌اند. قلمرو به عنوان یک «وسیله‌ی تعامل» به بازسازی روابط مالکیتیِ در حال تغییر کمک کرده است. در حالی که این پرکتیس‌ها از جغرافی‌های مالکیت پیشین برآمده‌اند، اما اهمیت فزاینده‌ای برای انحصاریت فضایی که حول حقوق فردی، و به ویژه حق فرد برای محروم‌کردن دیگران، متمرکز شده است ایجاد کرده‌اند. بر این اساس، دفاع قانونی و عملی از قلمرو از اهمیت مبرم‌تری برخوردار شد. باید اشاره‌ کنم که این تغییر ضمن اینکه بر منطق خاصی از تجسم و فضای‌سازی متکی بوده، در عین حال به تداوم آن کمک کرده است. مالکیت به صورت فزاینده‌ای از بند پیوندهای محلی‌شده‌ی روابط به‌صورت اشتراکی سازمان‌یافته رها شد و درون شبکه‌ی وسیع‌تر محاسبه و کالایی‌سازی قرار گرفت. جغرافیای مالکیتی که در این دوره شکل گرفت در زندگی معاصر همچنان اهمیت دارند، و همچنان به شیوه‌های خاصی به روابط قدرت شکل می‌دهند. به همین دلیل باید به آنها توجه کنیم.»
برای خواندن و دانلود متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/territorialization-of-property-in-land-space-power-and-practice/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@DialecticalSpace
بازاندیشیِ غیررسمیت و فقر/نابرابری شهری: دیدگاهی روش‌شناختی
آیدین ترکمه
«مسئله‌ی فقر و نابرابری، امروزه در نتیجه‌ی نیروی سرمایه‌ی جهانی، در کشورهایی مانند ایران نیز اساساً فضایی شده است. دهه‌ها است که مسئله‌ی فقر شهری با عناوین مختلفی مورد اشاره قرار می‌گیرد: سکونت‌گاه‌های فقیرنشین شهری، سکونت‌گاه‌های غیررسمی، حاشیه‌نشینی، زاغه‌نشینی، بافت‌های مسئله‌دار، بافت‌های فرسوده، اقتصاد غیررسمی و ... . طرح‌ها، برنامه‌ها و قوانین مختلفی برای مقابله با این مسئله تدوین می‌شوند. اما آنچه شاهدش هستیم، گسترده‌ترشدن و ژرف‌تر‌شدنِ ابعادِ مسئله است. جامعه‌ی دانشگاهی نیز مقالات، پایان‌نامه‌ها و طرح‌های متعددی را در این زمینه‌ی منتشر کرده است. اما به گواهیِ وضعیتِ موجود، هیچ پیوند ارگانیکی میان این پژوهش‌ها و واقعیتِ بیرونی وجود ندارد. هدف این مقاله تبیین ناتوانی گفتمانِ جریانِ غالب در مفهوم‌پردازی تمامیتِ مسئله‌ی فقر/نابرابری شهری است. نشان داده می‌شود که مهم‌ترین دلیل ناکارآمدی در مواجهه با مسئله‌ی نابرابری فضایی و غیررسمیت، روش‌شناسیِ فروکاست‌گرایانه‌ی گفتمان جریان غالب است. سپس بر مبنای ایده‌ی «تولید فضا»ی هانری لوفور ــ که می‌تواند با رئالیسم انتقادی و دیالکتیک نظام‌مند، پشتیبانی و تقویت شود ــ استدلال می‌شود که هر هستیِ اجتماعیِ کیفیتاً متفاوتی، هستی‌شناسی‌ و در نتیجه روش‌شناسیِ متفاوتی را تولید می‌کند. روشِ شناختِ یک واقعیتِ نوپدیدِ ــ فقرِ شهری در کانتکستِ گسترده‌ترِ شهری‌شدنِ فزاینده در مقیاس کره‌ی زمین ــ پیوندی ارگانیک و نه خودسرانه با منطقِ درونیِ این واقعیتِ خاص دارد. با بازاندیشیِ روش‌شناسی بر این مبنا و تبیین امکان‌پذیریِ هستی‌شناسی و روش‌شناسیِ یکتای فضا می‌کوشیم تمامیتِ مسئله‌ی فقر/نابرابری شهری و غیررسمیت را بازاندیشی کنیم. اگر شهری‌شدنِ فقر و نابرابری، هستیِ نوپدیدی باشد ــ سطح جدیدی از واقعیت که بی‌سابقه است ــ پس هستی‌شناسیِ یکتای خود را در خود دارد. در نتیجه فقط بر مبنای این هستی‌شناسی و روش‌شناسیِ یکتای فضا می‌توان غیررسمیت را در تمامیتش مفهوم‌پردازی و از فروکاست‌گرایی‌های مرسوم دوری کرد.»
برای خواندن و دانلود متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/rethinking-informality/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@DialecticalSpace
هستی‌شناسی به مثابه نقد: در باب اجتماع بیکارِ نانسی
ماریا آکوستا لوپز
برگردان: نریمان جهانزاد
«این مقاله به بررسی هستی‌شناسی نانسی می‌پردازد. در اینجا هستی‌شناسیِ نانسی به عنوان پروژه‌ای درنظر گرفته می‌شود که کارش واسازیِ اَشکال ساختاریِ خشونتِ سیاسی است. در این راستا، مفهومِ «اجتماع بیکار» نانسی در گفتگو با بنیامین قرار می‌گیرد تا نشان داده شود که در نزدِ نانسی، هستی‌شناسی نه تنها انکارِ نقد نیست که شرطِ امکان آن است.»
برای خواندن و دانلود متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/ontology-as-critique/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@DialecticalSpace
پداگوژی نوظهور یا تفکر انتقادی؟
الکساندر کاتبرت
برگردان: مجتبی لرزنگنه
ویراستار ترجمه: ایمان واقفی
«یک بنیان جدید برای آموزش طراحی شهری باید تدوین شود. بنیانی که اثرات تاریخیِ جریان رسمی را بپذیرد و در عین حال به محدودیت‌ها و ناتوانی آن در توضیح فرآیند تولید فضا اذعان کند. ارتباط میان توسعه، پایداری و طراحی اجزای مهمی در آموزش طراحان شهریِ آینده است. بنابراین دو موضوع کلیدی فلسفه‌ی طراحی شهری جدید را تحت الشعاع قرار می‌دهد. اول، تولید فرم (ریخت) شهری منبعث از تصمیمات بی‌شمار درباره‌ی فضای اجتماعی‌ست که همین امر باعث بوجود آمدن اَشکال متنوعی از طراحی شهری می‌شود . دوم آنکه بر این اساس ایده‌ی خالق در هیئت یک طراح گرچه مفید است اما شاید در طرح کلی‌ترِ چیزها و برای آموزش طراحی شهری چندان به آن نیازی نداشته باشیم. »
برای خواندن و دانلود متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/emergent-pedagogy-or-critical-thinking/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@DialecticalSpace
تأملاتی در باب سیاست فضا
آنری لوفور
برگردان: ایمان واقفی
«آنچه در شرایط فعلی حائز اهمیت است ... پایا‌ن‌بخشیدن به قسمی تروریسم است. از تروریسم فکری سخن می‌گویم که سالیان درازی‌ست در همین حوالی پرسه می‌زند. در حرفه‌ی شهرسازی فشارهایی که از سوی تکنیسین‌ها، فنون، تکنوکرات‌ها و تحقیقات فنّی و معرفت‌شناختیِ صرف می‌آید به تروریسم فکری منتهی شده است. از قضا بروکراسیِ فعلی زمینه‌ی بقای این تروریسم را فراهم کرده است. آن‌ها تعیین می‌کنند که چه چیزی گفته شود و چه چیزی گفته نشود. در دهه‌ی ۶۰ میلادی سیاهه‌ای از موارد و موضوعاتی که واجد اهمیت‌اند و لیستی از آنچه بی‌اهمیت است وجود داشت. همین «موارد واجد اهمیت» خود بیانگر شکلی تروریسم نهانی بود، که با پیراهن مسئولیت، صلاحیت و اصلح‌بودنِ بروکراسیِ تکنیکی بزک شده بود. در این فضا امکان نداشت کسی بتواند بگوید مردم از این وضعیت جانشان به لب رسیده. در امریکا یا سوئد شاید، اما مطمئناً در فرانسه نه. اعتراضات مردم نه به گوش کسی می‌رسید و نه اساساً بجز تیتر مجلات و جوک‌های روزمره جای دیگری از آن حرفی بود. علاوه بر این کسی حق نداشت از این فضای سرکوب‌‌کننده چیزی بگوید. این مسأله‌ای «جدی» تلقی نمی‌شد. مفهوم فضا را در هیئت موضوعی عینی و علمی جا زده بودند و به ‌لحاظ سیاسی به موضوعی خنثی و بی‌طرف تبدیل کرده بودندش ...»
برای خواندن و دانلود متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/reflections-on-the-politics-of-space/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@DialecticalSpace
شهرگرایی و شهرگریزی در اتحاد شوروی
مایکل جنتایل
برگردان: امیر مصباحی
ویراستار: نریمان جهانزاد
«به قول سِلِنی گرچه پایین بودن سطح شهرگرایی (یعنی وجودِ تنوع و تکثر اندک، برخورد غیرمقتصدانه با فضا و سود نهایی یا مازاد اقتصادی ناچیز) از ویژگی‌های عامِ شهرهای سوسیالیستی بود، اما می‌توان به روشنی دید که رویکرد شوروی نسبت به برنامه‌ریزی شهری در بخش عمده‌ای از سده‌ی بیستم، از فلسفه‌ی شهر‌گریزی به فلسفه‌ی شهرگرایی آرام و متعادلی تغییریافته است. پس از سوسیالیسم واژه‌ی آرام و متعادل دیگر رخت بربست و مهر ابطالی زد بر این سخنِ میلیوتین: «آسمان خراش‌ها حدنهایی و آخرین فریاد سرمایه‌داری‌اند».»
برای خواندن و دانلود متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/urbanism-and-disurbanism-in-the-soviet-union/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@DialecticalSpace
سکونت، سیاسی است
دیوید مدن و پیتر مارکوزه
برگردان: همن حاجی‌میرزایی
«یک حق مسکن حقیقتاً رادیکال باید ترکیبی از مجموعه‌ی نسبتاً وسیعی از مطالبات سیاسی باشد. فراتر از یک ادعا/مطالبه‌ی قانونی ساده، حق مسکن واقعی باید شکل تلاشی مستمر برای دموکراتیزه‌‌کردن و کالایی‌زدایی از مسکن، و پایان‌دادن به بیگانگی‌ای را به خود بگیرد که نظام مسکن موجود خلق کرده است. این حق مجموعه‌ای از مطالبات را درباره‌ی مسکن برمی‌شمارد که همه در واقع لایق‌اش هستند، مطالباتی که نه تنها به وسیله‌ی مکانیسم‌های قانونی بلکه همچنین از سوی بسیج دموکراتیک عمومی مشروعیت پیدا می‌کنند. این نه مطالبه‌ای برای قرارگرفتن در افق سیاست مسکنِ معمول بلکه تلاشی است برای فراروی از آن.»
برای خواندن و دانلود متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/the-residential-is-political/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@DialecticalSpace
تولید اجتماعی فضای شهری
مارک گاتدینر
برگردان: آیدین ترکمه
«این متن که در واقع معرفی کتاب تولید اجتماعی فضای شهری نوشته‌ی مارک گاتدینر است، عملن نقدی است بر تحلیل شهریِ جریانِ غالب که بر طرف تقاضا مبتنی بوده است. از دید گاتدینر، رویکرد شهری جدید، یا همان اقتصاد سیاسی توسعه‌ی مادرشهری، در مقابل، بر نقشِ عوامل و نیروهای طرف عرضه پا‌فشاری می‌کند. در طرف عرضه با سه عاملِ اصلی طرفیم: مداخله‌ی دولتی و برنامه‌های حکومتی، صنعت املاک و مستغلات، و تاثیرات سرمایه‌داری جهانی.
از دید لوفور چرخه‌ی دوم سرمایه لبه‌ی اصلیِ تغییرات درون محیط‌های مادرشهری است. منطقِ این چرخه نسبتاً مستقل از منطق چرخه‌ی اول سرمایه است. در نتیجه جریان‌یافتنِ سرمایه در و از چرخه‌ی دوم سرمایه، دوره‌های بحران چرخه‌ی اول را تشدید و بغرنج می‌کند ... اگر چرخه‌ی دوم سرمایه حقیقتاً استقلالی نسبی دارد، ضروری است تا نشان داده شود که مستغلات یا فضا، یک نیروی تولید است. افزون بر این، باید نقش مستغلات را در مبنای بحرانِ سرمایه‌داری تعیین کرد. لازم است نشان دهیم که چه چیزی مستغلات را به یک سرمایه‌گذاری جذاب در شرایط سرمایه‌دارانه‌ی رشد تبدیل می‌کند و اینکه مستغلات چگونه به دوره‌های سرمایه‌گذاری در چرخه‌ی اول مرتبط می‌شوند. دست آخر، باید فهمی را شکل داد که بتواند توسعه‌ی زمین را به عنوان مکان و منبعِ ارزش تلقی کند، که در واقع سرشتِ آن در زندگیِ مادرشهری است، و ربطی به منابع مولد کشاورزی ندارد.»
برای خواندن و دانلود متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/the-social-production-of-urban-space/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@DialecticalSpace
شهر، ماشینی در خدمت رشد: به‌سوی اقتصاد سیاسیِ مکان
هاروی ملوچ
برگردان و تلخیص: ایمان واقفی
«احتمالاً نافذترین سلاح ایدئولوژیک برای مدافعان «ماشین رشد» این ادعاست که رشد فرصت‌های شغلی بیشتری ایجاد می‌کند. این ایدئولوژی بویژه برای قانع کردن و جمع کردن حمایت طبقات کارگر که قاطبه‌ی جمعیت منطقه را تشکیل می‌دهد استفاده می‌شود. جالب آنکه بسازبفروش‌ها، سازندگان و اعضای اتاق بازرگانی مدام این ایدئولوژی را در بوق و کرنا می‌کنند. همچنین ستون روزنامه‌ها و سخنرانی‌های سیاستمداران پر است از این حرف‌ها. این‌ها اصرار دارند که رشد نه برای سود که برای بیشتر کردن فرصت‌های شغلی ضروری‌ست. اما واقعیت آن است که رشد محلی شغل «ایجاد» نمی‌کند. بلکه مشاغل را «توزیع» می‌کند. سال آتی در ایالات متحده چند کارخانه‌ی جدید، دفاتر اداری و اتوبان ساخته و افتتاح خواهد شد. این مسئله ربطی به این ندارد که این کارخانه‌ها، دفاتر و اتوبان‌ها «کجا» ساخته می‌شوند. به همین شکل تعدادی ماشین، موشک و چراغ خواب ساخته خواهد شد، بدون اینکه مکان ساخت آن‌ها اهمیتی داشته باشد. بدین ترتیب ایجاد فرصت‌های شغلیِ جدید در یک جامعه وابسته است به نرخ بازگشت سرمایه، سیاست‌های دولت فدرال و دیگر متغیرهایی که چندان ربطی به تصمیم‌گیری‌های محلی ندارد. تنها کاری که دولت‌های محلی و قدرتمندان یک منطقه می‌توانند بکنند آن است که بخشی از این مشاغل جدید را به جایی که آن‌ها هستند بکشانند. با این حساب رقابت میان محل‌ها و مکان‌های برای «ایجاد» شغل هیچ اثری در مجموع فرصت‌های شغلیِ ایجاد شده ندارد.»
http://dialecticalspace.com/city-as-a-growth-machine/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@DialecticalSpace
ردیابی تفاوت سیاسی
الیور مارچارت
برگردان: نریمان جهانزاد
«برای نانسی نام دیگرِ رخدادِ غافلگیرکننده‌ی در-اشتراک-بودنِ تکینگیْ آزادی است. آزادی رخدادِ اجتماع است، یا شاید بشود گفت، آزادی یکی از نام‌های رخدادِ اجتماع و امر سیاسی است. آزادی را باید در سطحِ انتولوژیک لحاظ کرد. آزادی در قسمی رابطه‌ی تعین‌گریِ دوسویه با تسهیم، در-اشتراک-بودن، و تکینگی قرار دارد... به نظرم تمام این مقولات و مفاهیم به واقع شیوه‌های مختلف اندیشیدن به یک امر واحدند: نفسِ فقدانِ بنیاد... اگر فرض کنیم آزادی باید همچون نام دیگری برای سرشتِ بی‌بنیادِ اجتماع در نظر گرفته شود، یعنی نامِ بنیاد به مثابه غیاب/فقدان، آنگاه بنیادِ بی‌بنیادِ امر اجتماعی همچون/از طریقِ آزادی در فرم فضای سیاسی گشوده می‌شود. نانسی این موضوع را به شکلی که یادآور هانا آرنت است پیش می‌برد. آزادیْ فضای -یا فضاگذاری- امر سیاسی است: امر سیاسی در وهله‌ی نخست مبتنی بر ترکیب و پویاییِ قوا نیست... بلکه متکی است بر گشودگیِ یک فضا. این فضا از طریقِ آزادی گشوده می‌شود و آزادی در آنجا خود را در عمل نشان می‌دهد.»
برای خواندن و دانلود متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/retracing-the-political-difference/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@DialecticalSpace
مجموعه مقالات ۹۷
ویژه‌ی نوروز ۹۸
«سال گذشته فضا و دیالکتیک دومین سال فعالیت خود را پشت سر گذاشت. شاید بتوان رسالتِ عمده‌ی این نشریه را تلاشِ جمعی برای فکر کردن دانست. یکی از میانجی‌های فکر کردن، در زمانه و وضعیتی که ما در آن به سر می‌بریم و با بحرانِ تهی شدنِ تجربه و از آن راه بغرنج شدنِ وضعیتِ تفکر مواجهیم، ترجمه است. بر همین اساس است که اغلبِ کارهای فضا و دیالکتیک همچنان بر محور ترجمه پیش رفته‌اند، و کوشش شده با متونِ نظری در حوزه‌ی علوم انسانی بطور اعم و مطالعات شهری بطور اخص، پیوند بر قرار گردد و زبان فارسی با آنها در گفتگو قرار گیرد.»
برای خواندن و دانلود مجموعه مقالات ۹۷ به سایت «فضا و دیالکتیک» (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/space-and-dialectic-98-special-issue3/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@DialecticalSpace
پوپولیسم، دموکراسی و نوفاشیسم
ژان‌لوک نانسی
برگردان: پویا ایمانی
«پوپولیسم و دموکراسی زوج منحصربه‌فردی‌اند. اولی، یعنی پوپولیسم، نه‌تنها معنای تحقیرآمیزی را که نام‌ش برای دومی، یعنی دموکراسی، تداعی می‌کند نمی‌پذیرد، بلکه این دومی را به دورویی و تزویر هم متهم می‌کند. دومی اما خودش را یگانه شکل مشروع باهم‌بودن معرفی می‌کند. هردو هم مدعی بالاترین حد مقبولیت و مردمی‌بودن‌اند. تقابل خصمانه‌شان در تداول عام تنها هم‌سنگ بی‌تصمیمی‌ای‌ست که بر معانی‌شان سایه افکنده. اما این دو، با هم یا سوای هم، درباره‌ی کدام «مردم» حرف می‌زنند؟»
برای خواندن و دانلود متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/populism-democracy-and-neofascism/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@DialecticalSpace