شهرگراییِ بورسبازانه و ایجاد شهر جهانیِ بعدی
مایکل گلدمن
برگردان و تلخیص: آیدین ترکمه
«بر مبنای این انقلاب در خدمات شهری، مرحلهی بعدیِ خصوصیسازی برخاسته از مؤسسههای مالی جهانی، معطوف به ساختِ جهان-شهر شد. منطق زیربنایی چنین بود: چرا کلِ نظام تأمین خدمات را دگرگون نکنیم؟ چرا فقط انتقال آب و برق را خصوصی کنیم و نه کل سیستم زیرساختهای شهری و مدیریتش را؟ میتوان کل زمینهای باز و بهرهبردارینشدهی بین و زیر زیرساختهای شهری بلااستفاده را نیز خصوصی کرد. هزاران متر مربع زیرساخت عمومی بلااستفاده یا مخروبه، بیانگر اندوختهی سرمایهای است که در سه لایه نادیده گرفته شده است: سرمایهی زیرساختیِ ”مرده“ که بر روی سرمایهی زمینِ ”مرده“ قرار دارد و سرمایهی ”مرده“ی مدیریتی بر آن نظارت میکند. در نتیجه وضعیت طوری شد که انگار رهبران شهری ذخایر نفت جدیدی را در زیر میزهای اداریشان کشف کرده بودند.»
برای خواندن و دانلود این متن به سایت «فضا و دیالکتیک» (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/speculative-urbanism/
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@DialecticalSpace
مایکل گلدمن
برگردان و تلخیص: آیدین ترکمه
«بر مبنای این انقلاب در خدمات شهری، مرحلهی بعدیِ خصوصیسازی برخاسته از مؤسسههای مالی جهانی، معطوف به ساختِ جهان-شهر شد. منطق زیربنایی چنین بود: چرا کلِ نظام تأمین خدمات را دگرگون نکنیم؟ چرا فقط انتقال آب و برق را خصوصی کنیم و نه کل سیستم زیرساختهای شهری و مدیریتش را؟ میتوان کل زمینهای باز و بهرهبردارینشدهی بین و زیر زیرساختهای شهری بلااستفاده را نیز خصوصی کرد. هزاران متر مربع زیرساخت عمومی بلااستفاده یا مخروبه، بیانگر اندوختهی سرمایهای است که در سه لایه نادیده گرفته شده است: سرمایهی زیرساختیِ ”مرده“ که بر روی سرمایهی زمینِ ”مرده“ قرار دارد و سرمایهی ”مرده“ی مدیریتی بر آن نظارت میکند. در نتیجه وضعیت طوری شد که انگار رهبران شهری ذخایر نفت جدیدی را در زیر میزهای اداریشان کشف کرده بودند.»
برای خواندن و دانلود این متن به سایت «فضا و دیالکتیک» (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/speculative-urbanism/
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@DialecticalSpace
فضا و دیالکتیک
شهرگراییِ بورسبازانه و ایجاد شهر جهانیِ بعدی - فضا و دیالکتیک
در این نوشته بر این تمرکز میکنم که اجتماعات روستایی چگونه به قلب فرایند ایجاد شهر جهانی پرتاب شدهاند و اینکه فرایند سلب مالکیت، چگونه شکل دولت را تغییر میدهد
ماتریالیسم دیالکتیکی
استفان کیپفِر
برگردان: آیدین ترکمه
پس از گذشتِ دو سال، ترجمهی کتاب ماتریالیسم دیالکتیکی نوشتهی آنری لوفور به چاپ دوم رسید. به همین بهانه، این متن، که پیشگفتاری است که استفان کیپفر بر ترجمهی انگلیسی کتاب ماتریالیسم دیالکتیکی نوشته است برای معرفیِ بیشترِ کتاب منتشر میشود.
«لوفور میگويد ماركس در اين زمان هنوز برداشتی منفی از علم منطق هگل دارد. ماركس در فقر فلسفه (1847) و مانيفست كمونيست (1848) منطق ديالكتيكی هگل را بسان منطقی يكسره انتزاعی، صرفاً صوری، و كاملاً ناسازگار با برداشتی ماترياليستی از انسان بیاهميت جلوه میدهد. همانطور كه خود مارکس در سال ۱۸۵۸ در نامهای به انگلس اعلان میكند، او فقط هنگامی به منطق ديالكتيكی هگل برمیگردد كه روی مقدمهای برکوششی در نقد اقتصاد سياسی (1859) و سرمايه(1867) كار میكند. تنها آنجا بود كه بنا به گفتهی لوفور، ماركس به طور شایسته از منطق هگل فراروی میكند. در اين كارهای متاخرتر، «ايدهآليسم و ماترياليسم نه تنها از نو به هم میپيوندند، بلكه دگرگون میشوند و از آنها فراروی میشود». اين به ماترياليسمی ديالكتيكی میانجامد كه آن طور كه در صورتبندی استالين فرض میشد ضدِ بيرونیِ ايدهآليسم باقی نمیماند.»
برای خواندن و دانلود این متن به سایت «فضا و دیالکتیک» (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/dialectical-materialism1/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@DialecticalSpace
استفان کیپفِر
برگردان: آیدین ترکمه
پس از گذشتِ دو سال، ترجمهی کتاب ماتریالیسم دیالکتیکی نوشتهی آنری لوفور به چاپ دوم رسید. به همین بهانه، این متن، که پیشگفتاری است که استفان کیپفر بر ترجمهی انگلیسی کتاب ماتریالیسم دیالکتیکی نوشته است برای معرفیِ بیشترِ کتاب منتشر میشود.
«لوفور میگويد ماركس در اين زمان هنوز برداشتی منفی از علم منطق هگل دارد. ماركس در فقر فلسفه (1847) و مانيفست كمونيست (1848) منطق ديالكتيكی هگل را بسان منطقی يكسره انتزاعی، صرفاً صوری، و كاملاً ناسازگار با برداشتی ماترياليستی از انسان بیاهميت جلوه میدهد. همانطور كه خود مارکس در سال ۱۸۵۸ در نامهای به انگلس اعلان میكند، او فقط هنگامی به منطق ديالكتيكی هگل برمیگردد كه روی مقدمهای برکوششی در نقد اقتصاد سياسی (1859) و سرمايه(1867) كار میكند. تنها آنجا بود كه بنا به گفتهی لوفور، ماركس به طور شایسته از منطق هگل فراروی میكند. در اين كارهای متاخرتر، «ايدهآليسم و ماترياليسم نه تنها از نو به هم میپيوندند، بلكه دگرگون میشوند و از آنها فراروی میشود». اين به ماترياليسمی ديالكتيكی میانجامد كه آن طور كه در صورتبندی استالين فرض میشد ضدِ بيرونیِ ايدهآليسم باقی نمیماند.»
برای خواندن و دانلود این متن به سایت «فضا و دیالکتیک» (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/dialectical-materialism1/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@DialecticalSpace
فضا و دیالکتیک
ماتریالیسم دیالکتیکی - فضا و دیالکتیک
اين كتاب كوچك نشانگر بخشی از مبارزهی بیامان درون (و بيرون) ماركسيسم بين جزمانديشان و نقد جزمانديشی است. اين مبارزه پايان نيافته است؛ و به شدت ادامه دارد. جزمانديشی نيرومند است، میتواند به زورِ اقتدار، دولت و نهادهايش متوسل شود.
اجتماع فراسوی هویت: بازاندیشیِ سیاست رادیکال با نانسی، آگامبن و اسپوزیتو
ماریتا وارجیوتی
برگردان: نریمان جهانزاد
«اصل روشنکنندهی منشِ حادثیِ امر سیاسی دوری گزیدن از هویت بخشی، و همچنین اجتناب از تعیین و ارائهی سرنوشتی برای اجتماع یعنی نفیِ اتوپیا است. هیچ نیازی به رسیدن به یک اجتماع اتوپیاییِ تخیلی بدون «بینظمی و آنتاگونیسم» نیست، آنگونه که آنارشیسم، کمونیسم یا سایر پروژههای اتوپیایی سیاسی در پیاش هستند. چنین چیزی اجتماعی باکار و مصون [یا ایمن] خواهد بود. چیزی که این واسازیها به نقد میکشند قطعیتِ طرحهای سیاسیای است که در آنها یک سوژهی خاص (پرولتاریا، کمونیست) پیشقراول جنبش است و مُحرک یا مسببِ تغییر اجتماعی است. نانسی، آگامبن و اسپوزیتو دیگر برای تغییر اجتماع به یک قطعیت دیگر، یا گفتمانِ مسلطِ دیگری دست نمییازند، چرا که همانطور که لکان بیان کرده، این کار جز «تغییرِ سلطهگران» نتیجهای در پی نخواهد داشت. «مارکسیسم به تغییر حافظان [سلطه] منتهی میگردد». آنچه براستی حادثی بودنِ اجتماع سیاسی را به نمایش میگذارد، میل به گذار از حاکمیت است، فرارفتن از گفتمانِ دولت و طلب کردنِ چیزی نو. ...دقیقاً همین گذار از اجتماع به کمونیتاس است که این سه دیدگاه بر آن انگشت تایید و تاکید مینهند: نفیِ کلان روایتها و گشودگی به روی چیزی متفاوت و نامتعین و نامشخص.»
برای خواندن و دانلود این متن به سایت «فضا و دیالکتیک» (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/community-beyond-identity/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@DialecticalSpace
ماریتا وارجیوتی
برگردان: نریمان جهانزاد
«اصل روشنکنندهی منشِ حادثیِ امر سیاسی دوری گزیدن از هویت بخشی، و همچنین اجتناب از تعیین و ارائهی سرنوشتی برای اجتماع یعنی نفیِ اتوپیا است. هیچ نیازی به رسیدن به یک اجتماع اتوپیاییِ تخیلی بدون «بینظمی و آنتاگونیسم» نیست، آنگونه که آنارشیسم، کمونیسم یا سایر پروژههای اتوپیایی سیاسی در پیاش هستند. چنین چیزی اجتماعی باکار و مصون [یا ایمن] خواهد بود. چیزی که این واسازیها به نقد میکشند قطعیتِ طرحهای سیاسیای است که در آنها یک سوژهی خاص (پرولتاریا، کمونیست) پیشقراول جنبش است و مُحرک یا مسببِ تغییر اجتماعی است. نانسی، آگامبن و اسپوزیتو دیگر برای تغییر اجتماع به یک قطعیت دیگر، یا گفتمانِ مسلطِ دیگری دست نمییازند، چرا که همانطور که لکان بیان کرده، این کار جز «تغییرِ سلطهگران» نتیجهای در پی نخواهد داشت. «مارکسیسم به تغییر حافظان [سلطه] منتهی میگردد». آنچه براستی حادثی بودنِ اجتماع سیاسی را به نمایش میگذارد، میل به گذار از حاکمیت است، فرارفتن از گفتمانِ دولت و طلب کردنِ چیزی نو. ...دقیقاً همین گذار از اجتماع به کمونیتاس است که این سه دیدگاه بر آن انگشت تایید و تاکید مینهند: نفیِ کلان روایتها و گشودگی به روی چیزی متفاوت و نامتعین و نامشخص.»
برای خواندن و دانلود این متن به سایت «فضا و دیالکتیک» (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/community-beyond-identity/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@DialecticalSpace
فضا و دیالکتیک
اجتماع فراسوی هویت: بازاندیشیِ سیاست رادیکال با نانسی، آگامبن و اسپوزیتو - فضا و دیالکتیک
موضوع اصلی این مقاله بازاندیشیِ مفهوم اجتماع با الهام از سه اثر مشخص است: «اجتماع بیکارِ» ژان-لوک نانسی، «اجتماع آینده»یِ جورجو آگامبن، و «کمونیتاس: خاستگاه و سرنوشت اجتماع» به قلم روبرتو اسپوزیتو
در بند گذار و در گذر از بند: بازخوانی زنان سیبیلو، مردان بیریش
ایمان واقفی
متن حاضر به مناسبت انتشار کتاب زنان سیبیلو مردان بیریش تدارک دیده شده است.
«رفته رفته مدرنیستهای ایرانی شروع به تقبیح رفتارهای همجنسخواهانه کردند. این رفتارها در آثار روشنفکرانی چون میرزا فتحعلی آخوندزاده و میرزا آقاخان کرمانی به اموری «غیرطبیعی» بازتعریف شد که «نتیجهٔ بهانحرافرفتن انسان از ذات طبیعیاش است». آخوندزاده تمایلات همجنسخواهانه را پیامد عرف غیرمنطقیِ انزوای زنان و تفکیک جنسیتی دانست. او در سال ۱۲۴۳ هـ . ش مینویسد انتقاد من از احکام اسلامی دربارهٔ جداسازی زنان به معنای محکومکردن عشق پیامبر به زنان نبوده است. درست برعکس. زنپرستی پیغمبر را من هرگز مذموم نمیشمارم بلکه نبودنش کاری مذموم است. زیرا آفرینشِ انسان در اساس قانون تمایل به زنان است و بقای نسلش وابسته بر حب جفت است. اگر کسی بخلاف این جذبه رفتار کند یا بیمار است یا اینکه قصداً از قانون خلقت بیرون میبرآید.»
برای خواندن و دانلود این متن به سایت «فضا و دیالکتیک» (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/dar-band-e-gozaar/
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@DialecticalSpace
ایمان واقفی
متن حاضر به مناسبت انتشار کتاب زنان سیبیلو مردان بیریش تدارک دیده شده است.
«رفته رفته مدرنیستهای ایرانی شروع به تقبیح رفتارهای همجنسخواهانه کردند. این رفتارها در آثار روشنفکرانی چون میرزا فتحعلی آخوندزاده و میرزا آقاخان کرمانی به اموری «غیرطبیعی» بازتعریف شد که «نتیجهٔ بهانحرافرفتن انسان از ذات طبیعیاش است». آخوندزاده تمایلات همجنسخواهانه را پیامد عرف غیرمنطقیِ انزوای زنان و تفکیک جنسیتی دانست. او در سال ۱۲۴۳ هـ . ش مینویسد انتقاد من از احکام اسلامی دربارهٔ جداسازی زنان به معنای محکومکردن عشق پیامبر به زنان نبوده است. درست برعکس. زنپرستی پیغمبر را من هرگز مذموم نمیشمارم بلکه نبودنش کاری مذموم است. زیرا آفرینشِ انسان در اساس قانون تمایل به زنان است و بقای نسلش وابسته بر حب جفت است. اگر کسی بخلاف این جذبه رفتار کند یا بیمار است یا اینکه قصداً از قانون خلقت بیرون میبرآید.»
برای خواندن و دانلود این متن به سایت «فضا و دیالکتیک» (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/dar-band-e-gozaar/
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@DialecticalSpace
فضا و دیالکتیک
در بند گذار و در گذر از بند: بازخوانی زنان سیبیلو، مردان بیریش - فضا و دیالکتیک
پرسش اصلی کتاب، همانطور که نویسنده در مقدمه میگوید، این است که جنسیت چه نقشی در ساخت و پرداخت مدرنیتهٔ ایرانی داشته و چگونه مدرنیتهی ایرانی از خلال دگرگونی جنسیت سر و شکل یافته است
Forwarded from اتچ بات
مجموعه مقالات ۹۶
ویژهی نوروز ۹۷
با آغاز بهار فضا و دیالکتیک یکسالونیمه شد. فضا و دیالکتیک، یک پروژهی انتقادی بلندمدت است. این پروژه، پروژهای است نظری که میخواهد از اهمیت و جایگاه نظریه دفاع کند، دقیقن در شرایطی که نظریهگریزی و نظریهستیزی در اوج خود به سر میبرد و با تقبیح کارِ نظری همه به «عمل» بیواسطه فراخوانده میشوند. در همین راستا فضا و دیالکتیک، ابتدا به دنبال نقد بازنماییهای جریان غالب در علوم به اصطلاح فضایی است. فقدان رویکرد نظریِ انتقادی و حتا پیشتر از آن، فقدان رویکرد نظری در معنای دقیق کلمه در گفتمان جریان غالب ایران، مسیری طولانی و چند ده ساله را پیش روی ما قرار میدهد. پروژهی فضا و دیالکتیک به سهم خود به دنبال آن است تا زمینهای را برای اندیشهورزی انتقادی حول مسائل ایران از لنزِ مفاهیم انتقادیِ فضایی/جغرافیایی فراهم آورد؛ لنزی که تاکنون توجهی به آن نشده است. با طرح و تبیین مفاهیم فضایی جدید میکوشیم رفتهرفته امکان پرورش و خلق دستگاه نظری انتقادی را فراهم کنیم. فقط به این واسطه است که میتوانیم وضعیت کنونیمان را نظریهپردازی کنیم و بفهمیم.
برای خواندن و دانلود مجموعه مقالات ۹۶ به سایت «فضا و دیالکتیک» (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/space-and-dialectic-97-special-issue2/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@DialecticalSpace
ویژهی نوروز ۹۷
با آغاز بهار فضا و دیالکتیک یکسالونیمه شد. فضا و دیالکتیک، یک پروژهی انتقادی بلندمدت است. این پروژه، پروژهای است نظری که میخواهد از اهمیت و جایگاه نظریه دفاع کند، دقیقن در شرایطی که نظریهگریزی و نظریهستیزی در اوج خود به سر میبرد و با تقبیح کارِ نظری همه به «عمل» بیواسطه فراخوانده میشوند. در همین راستا فضا و دیالکتیک، ابتدا به دنبال نقد بازنماییهای جریان غالب در علوم به اصطلاح فضایی است. فقدان رویکرد نظریِ انتقادی و حتا پیشتر از آن، فقدان رویکرد نظری در معنای دقیق کلمه در گفتمان جریان غالب ایران، مسیری طولانی و چند ده ساله را پیش روی ما قرار میدهد. پروژهی فضا و دیالکتیک به سهم خود به دنبال آن است تا زمینهای را برای اندیشهورزی انتقادی حول مسائل ایران از لنزِ مفاهیم انتقادیِ فضایی/جغرافیایی فراهم آورد؛ لنزی که تاکنون توجهی به آن نشده است. با طرح و تبیین مفاهیم فضایی جدید میکوشیم رفتهرفته امکان پرورش و خلق دستگاه نظری انتقادی را فراهم کنیم. فقط به این واسطه است که میتوانیم وضعیت کنونیمان را نظریهپردازی کنیم و بفهمیم.
برای خواندن و دانلود مجموعه مقالات ۹۶ به سایت «فضا و دیالکتیک» (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/space-and-dialectic-97-special-issue2/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@DialecticalSpace
Telegram
attach 📎
رئالیسم انتقادی ــ دفتر اول
فروغ اسدپور
«فروغ اسدپور ــ نویسنده و نظریهپرداز مارکسی، که کتاب روشنفکران و پروژههای ضدهژمونیک؛ با نگاهی به آرای هایک و نولیبرالهای ایرانی (نشریهی اینترنتی سامان نو، ۱۳۸۷، و نیز سایت پراکسیس، ۱۳۹۳) را در کارنامهی خود دارد ـــ تا امروز در دو دفتر مجزا به معرفی رئالیسم انتقادی روی باسکار پرداخته است و در واقع شناخت جامعهی فارسیزبان با روی باسکار و بعدتر، دیالکتیسینهای نظاممند و مکتب مارکسیسم ژاپنی ناشی از تلاشهای تحسینبرانگیز و نیز ترجمههای بسیار دقیق او بوده است. به دلیل اهمیت وافر رئالیسم انتقادی در بحثهای هستیشناسی، شناختشناسی و روششناسی علم اجتماعی، فضا و دیالکتیک تصمیم به بازنشر دو دفتر گرفته است. دفتر اول که در این زمان ارائه میشود در واقع پیشتر در سال ۱۳۹۰ با عنوان رئالیسم انتقادی از سوی نشر آلترناتیو به صورت اینترنتی منتشر شده است. دفتر دوم نیز که کمی دیرتر در فضا و دیالکتیک بارگذاری میشود، در سال ۱۳۹۳ در قالب ویژهنامهای برای روی باسکار از سوی نشر کندوکاو به صورت اینترنتی منتشر شده است. فروغ اسدپور مقدمهای نوشته است بر بازنشر این دو دفتر. به خوانندگان پیشنهاد میشود ابتدا این مقدمهی روشنگر و بسیار آموزنده را مطالعه کنند و سپس به مطالعهی دفتر اول رئالیسم انتقادی بپردازند که فایل پیدیاف آن قابل دانلود است.»
برای خواندن و دانلود این متن به سایت «فضا و دیالکتیک» (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/critical-realism1/
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@DialecticalSpace
فروغ اسدپور
«فروغ اسدپور ــ نویسنده و نظریهپرداز مارکسی، که کتاب روشنفکران و پروژههای ضدهژمونیک؛ با نگاهی به آرای هایک و نولیبرالهای ایرانی (نشریهی اینترنتی سامان نو، ۱۳۸۷، و نیز سایت پراکسیس، ۱۳۹۳) را در کارنامهی خود دارد ـــ تا امروز در دو دفتر مجزا به معرفی رئالیسم انتقادی روی باسکار پرداخته است و در واقع شناخت جامعهی فارسیزبان با روی باسکار و بعدتر، دیالکتیسینهای نظاممند و مکتب مارکسیسم ژاپنی ناشی از تلاشهای تحسینبرانگیز و نیز ترجمههای بسیار دقیق او بوده است. به دلیل اهمیت وافر رئالیسم انتقادی در بحثهای هستیشناسی، شناختشناسی و روششناسی علم اجتماعی، فضا و دیالکتیک تصمیم به بازنشر دو دفتر گرفته است. دفتر اول که در این زمان ارائه میشود در واقع پیشتر در سال ۱۳۹۰ با عنوان رئالیسم انتقادی از سوی نشر آلترناتیو به صورت اینترنتی منتشر شده است. دفتر دوم نیز که کمی دیرتر در فضا و دیالکتیک بارگذاری میشود، در سال ۱۳۹۳ در قالب ویژهنامهای برای روی باسکار از سوی نشر کندوکاو به صورت اینترنتی منتشر شده است. فروغ اسدپور مقدمهای نوشته است بر بازنشر این دو دفتر. به خوانندگان پیشنهاد میشود ابتدا این مقدمهی روشنگر و بسیار آموزنده را مطالعه کنند و سپس به مطالعهی دفتر اول رئالیسم انتقادی بپردازند که فایل پیدیاف آن قابل دانلود است.»
برای خواندن و دانلود این متن به سایت «فضا و دیالکتیک» (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/critical-realism1/
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@DialecticalSpace
فضا و دیالکتیک
رئالیسم انتقادی ــ دفتر اول - فضا و دیالکتیک
مارکس بدون باسکار و باسکار بدون مارکس برای من تصورناپذیر است
فراخوان همکاری
نظریهی برنامهریزی به عنوان حوزهای که در مورد مکانیسمهای واردکردنِ مردم در فرایند برنامهریزی، نحوهی توزیع و کاربرد عادلانهی منابع، و روشها یا مکانیسمهای عامِ تتبع در باب هدفگذاری و نحوهی دستیابی به آن اهداف احتجاج میکند، در ایران مورد بیتوجهی قرار گرفته است. بطوریکه پس از گذشتِ چند دهه از ورود رشتههای دانشگاهی مرتبط با این حوزه، نظیر جغرافیا، شهرسازی، طراحی شهری، برنامهریزی شهری و منطقهای، هنوز هیچ متنِ بنیادینی در اختیار مخاطبان فارسیزبان قرار نگرفته است، و چند کتابی هم که در این زمینه منتشر شدهاند شرح حالهایی دست دوم از نظریهها هستند، و تاکنون مخاطب فارسیزبان با متون اصلی در این حوزه مواجهی مستقیم نداشته است. به همین منظور فضا و دیالکتیک قصد دارد از خرداد ماهِ سال جاری به تدوین و انتشار مجموعهای انتقادی در این حوزه بپردازد. بر اساس رای شورای نویسندگان ده حیطه به شرح زیر تشخیص داده شد که برای هر کدام یک دفتر انتقادی در نظر گرفته شده است:
• دفتر اول: چیستی نظریهی برنامهریزی
• دفتر دوم: نظریهی برنامه ریزی عقلانی
• دفتر سوم: نظریهی برنامهریزی سیستمی
• دفتر چهارم: از اندکافزایی تا برنامهریزی رادیکال
• دفتر پنجم: نظریهی برنامهریزی ارتباطی و نوپراگماتیسم
• دفتر ششم: رهیافت اقتصاد سیاسی به نظریهی برنامهریزی
• دفتر هفتم: گفتمان فوکویی و نظریهی برنامهریزی
• دفتر هشتم: نظریهی سرهمبندی در برنامهریزی
• دفتر نهم: روانکاوی و برنامهریزی
• دفتر دهم: نظریهی برنامهریزی آگونیستی و سایر رهیافتهای پساساختارگرا
برای هر یک از دفاتر فوق متون بنیادینی انتخاب شده است و برخی از آنها در دست ترجمهاند. امیدواریم در سال جاری بتوانیم دستِ کم سه دفتر اول را آماده و منتشر نماییم. فضا و دیالکتیک در راستای تحقق این هدف، با توجه به وسعتِ پروژه و کثرت متون منتخب، تصمیم به جذب مترجم و ویراستار گرفته است. به همین منظور از کلیهی علاقهمندان به همکاری (به عنوان مترجم یا ویراستار) که آشنایی کافی با زبان انگلیسی و نظریههای اجتماعی دارند درخواست داریم که با آدرس زیر تماس بگیرند تا از جزئیات پروژه مطلع شوند. برای دوستانی که مایل به همکاری به عنوان مترجم هستند دو بند متن انگلیسی ارسال خواهد شد تا به عنوان نمونه آن را به فارسی برگرداندند. همچنین از علاقهمندانی که سابقهی ترجمه دارند میخواهیم یک نمونه از کار خود را برای ما ارسال نمایند.
E-mail: narimanjahanzad@gmail.com
Telegram:@Nariman_pl
همچنین میتوانید برای آشنایی بیشتر به سایت فضا و دیالکتیک مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/call-for-cooperation/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@DialecticalSpace
نظریهی برنامهریزی به عنوان حوزهای که در مورد مکانیسمهای واردکردنِ مردم در فرایند برنامهریزی، نحوهی توزیع و کاربرد عادلانهی منابع، و روشها یا مکانیسمهای عامِ تتبع در باب هدفگذاری و نحوهی دستیابی به آن اهداف احتجاج میکند، در ایران مورد بیتوجهی قرار گرفته است. بطوریکه پس از گذشتِ چند دهه از ورود رشتههای دانشگاهی مرتبط با این حوزه، نظیر جغرافیا، شهرسازی، طراحی شهری، برنامهریزی شهری و منطقهای، هنوز هیچ متنِ بنیادینی در اختیار مخاطبان فارسیزبان قرار نگرفته است، و چند کتابی هم که در این زمینه منتشر شدهاند شرح حالهایی دست دوم از نظریهها هستند، و تاکنون مخاطب فارسیزبان با متون اصلی در این حوزه مواجهی مستقیم نداشته است. به همین منظور فضا و دیالکتیک قصد دارد از خرداد ماهِ سال جاری به تدوین و انتشار مجموعهای انتقادی در این حوزه بپردازد. بر اساس رای شورای نویسندگان ده حیطه به شرح زیر تشخیص داده شد که برای هر کدام یک دفتر انتقادی در نظر گرفته شده است:
• دفتر اول: چیستی نظریهی برنامهریزی
• دفتر دوم: نظریهی برنامه ریزی عقلانی
• دفتر سوم: نظریهی برنامهریزی سیستمی
• دفتر چهارم: از اندکافزایی تا برنامهریزی رادیکال
• دفتر پنجم: نظریهی برنامهریزی ارتباطی و نوپراگماتیسم
• دفتر ششم: رهیافت اقتصاد سیاسی به نظریهی برنامهریزی
• دفتر هفتم: گفتمان فوکویی و نظریهی برنامهریزی
• دفتر هشتم: نظریهی سرهمبندی در برنامهریزی
• دفتر نهم: روانکاوی و برنامهریزی
• دفتر دهم: نظریهی برنامهریزی آگونیستی و سایر رهیافتهای پساساختارگرا
برای هر یک از دفاتر فوق متون بنیادینی انتخاب شده است و برخی از آنها در دست ترجمهاند. امیدواریم در سال جاری بتوانیم دستِ کم سه دفتر اول را آماده و منتشر نماییم. فضا و دیالکتیک در راستای تحقق این هدف، با توجه به وسعتِ پروژه و کثرت متون منتخب، تصمیم به جذب مترجم و ویراستار گرفته است. به همین منظور از کلیهی علاقهمندان به همکاری (به عنوان مترجم یا ویراستار) که آشنایی کافی با زبان انگلیسی و نظریههای اجتماعی دارند درخواست داریم که با آدرس زیر تماس بگیرند تا از جزئیات پروژه مطلع شوند. برای دوستانی که مایل به همکاری به عنوان مترجم هستند دو بند متن انگلیسی ارسال خواهد شد تا به عنوان نمونه آن را به فارسی برگرداندند. همچنین از علاقهمندانی که سابقهی ترجمه دارند میخواهیم یک نمونه از کار خود را برای ما ارسال نمایند.
E-mail: narimanjahanzad@gmail.com
Telegram:@Nariman_pl
همچنین میتوانید برای آشنایی بیشتر به سایت فضا و دیالکتیک مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/call-for-cooperation/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@DialecticalSpace
فضا و دیالکتیک
فراخوان همکاری - فضا و دیالکتیک
فراخوان همکاری برای ترجمه و ویراستاری دفاتر برنامهریزی
نظریهپردازی روابط اجتماعیفضایی
باب جسوپ، نیل برنر و مارتین جونز
برگردان و تلخیص: آیدین ترکمه
«این مقاله به دنبال رویکردی است که بتواند مشخصهی چندشکلی و چندوجهی روابط اجتماعیفضایی را بفهمد. نویسندگان که خود پیشتر از حامیان چرخش مقیاسی بودند، اینک هرگونه برتریقائلشدن برای تنها یک بُعد از فرایندهای اجتماعیفضایی، اعم از بعد مقیاسی و جز آن، را به پرسش میکشند. از دید نویسندگان، باید به قلمروها (Territories)، مکانها (Places)، مقیاسها (Scales)، و شبکهها (Networks) به عنوان ابعادی از روابط اجتماعی-فضایی نگریست که به طورِ دوسویه برسازندهی یکدیگر، و بهطور رابطهای درهم تنیدهاند.»
برای خواندن و دانلود این متن به سایت «فضا و دیالکتیک» (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/theorizing-sociospatial-relations/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@DialecticalSpace
باب جسوپ، نیل برنر و مارتین جونز
برگردان و تلخیص: آیدین ترکمه
«این مقاله به دنبال رویکردی است که بتواند مشخصهی چندشکلی و چندوجهی روابط اجتماعیفضایی را بفهمد. نویسندگان که خود پیشتر از حامیان چرخش مقیاسی بودند، اینک هرگونه برتریقائلشدن برای تنها یک بُعد از فرایندهای اجتماعیفضایی، اعم از بعد مقیاسی و جز آن، را به پرسش میکشند. از دید نویسندگان، باید به قلمروها (Territories)، مکانها (Places)، مقیاسها (Scales)، و شبکهها (Networks) به عنوان ابعادی از روابط اجتماعی-فضایی نگریست که به طورِ دوسویه برسازندهی یکدیگر، و بهطور رابطهای درهم تنیدهاند.»
برای خواندن و دانلود این متن به سایت «فضا و دیالکتیک» (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/theorizing-sociospatial-relations/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@DialecticalSpace
فضا و دیالکتیک
نظریهپردازی روابط اجتماعیفضایی - فضا و دیالکتیک
این مقاله به دنبال رویکردی است که بتواند مشخصهی چندشکلی و چندوجهی روابط اجتماعیفضایی را بفهمد
نقد ایدئولوژی معماری در اندیشهی مانفردو تافوری
پیر ویتوریو اورلی
تلخیص و ترجمه: اسما مهان و ایمان واقفی
«تافوری (همانند فورتینی) تحقیق تاریخی را (که آوانگاردها هیچ وقت زیر بار این تحقیق تاریخی بهعنوان پیششرط پروژههایشان نمیرفتند) ابزاری بهغایت قدرتمند برای به پرسشکشیدن اثرات گسترش سرمایهداری بر عاملیت فکری میپنداشت. تاریخمندکردن ذهنیتهای فکری بدان معنی است که حوزهای که باید در آن مبارزهی سیاسی کرد، خودِ حوزهی کار فکری است. یعنی تأمل در ویژگیها و کیفیات آن، در چگونگیِ تخصصیشدن کار فکری، و در اینکه چگونه در هر چرخهی تولیدْ سرمایهداری وظیفهی خاصی را برای نقش اجتماعی روشنفکران و اندیشمندان تعریف میکند. بهزعم تافوری چنین کاوشی میتواند شکلی از فهم غیرایدئولوژیک از امکانهای موجود برای عمل (روشنفکرانه) پیش از انجام آن بهدست دهد.»
برای خواندن و دانلود این متن به سایت «فضا و دیالکتیک» (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/intellectual-work-and-capitalist-development/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@DialecticalSpace
پیر ویتوریو اورلی
تلخیص و ترجمه: اسما مهان و ایمان واقفی
«تافوری (همانند فورتینی) تحقیق تاریخی را (که آوانگاردها هیچ وقت زیر بار این تحقیق تاریخی بهعنوان پیششرط پروژههایشان نمیرفتند) ابزاری بهغایت قدرتمند برای به پرسشکشیدن اثرات گسترش سرمایهداری بر عاملیت فکری میپنداشت. تاریخمندکردن ذهنیتهای فکری بدان معنی است که حوزهای که باید در آن مبارزهی سیاسی کرد، خودِ حوزهی کار فکری است. یعنی تأمل در ویژگیها و کیفیات آن، در چگونگیِ تخصصیشدن کار فکری، و در اینکه چگونه در هر چرخهی تولیدْ سرمایهداری وظیفهی خاصی را برای نقش اجتماعی روشنفکران و اندیشمندان تعریف میکند. بهزعم تافوری چنین کاوشی میتواند شکلی از فهم غیرایدئولوژیک از امکانهای موجود برای عمل (روشنفکرانه) پیش از انجام آن بهدست دهد.»
برای خواندن و دانلود این متن به سایت «فضا و دیالکتیک» (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/intellectual-work-and-capitalist-development/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@DialecticalSpace
فضا و دیالکتیک
نقد ایدئولوژی معماری در اندیشهی مانفردو تافوری - فضا و دیالکتیک
از دید تافوری با توسعهی سرمایهدارانه هیچ جایگاه بیرونیای خارج از آن وجود ندارد، چون تمامیت چنین توسعهای توسط واقعیت «کار مزدی» شکل گرفته است که نقش کار فکری را نیز دربرمیگیرد
برنامهریزی و فوکو: در جستجوی سویهی تاریکِ نظریهی برنامهریزی
بنت فلوبیر و تیم ریچاردسون
برگردان: هما جلیلی و نریمان جهانزاد
«در این مقاله نشان خواهیم داد که استفاده از نظریهی ارتباطیِ یورگن هابرماس در نظریهی برنامهریزی مسألهدار است. چرا که این رهیافت مانع از درکِ نحوهی اثرگذاری و شکلدهیِ قدرت به برنامهریزی میشود. ما بر اساسِ تحلیلِ قدرت میشل فوکو رویکردِ بدیلی پیش مینهیم که بهعوضِ تمرکز بر «چه باید کردِ» هابرماس، به «آنچه عملاً رخ داده است» معطوف است. دربارهی اینکه چگونه موضعِ فوکویی با طرح سوالاتی دشوار در مواجهه با [مقولاتی نظیر] مشروعیت، عقلانیت، دانش و فضامندی، برنامهریزی را مسالهدار میکند، بحث خواهیم کرد. در بخش نتیجهگیری خواهیم گفت که فوکو نوعی نظریهی برنامهریزیِ تحلیلی پیش مینهد، که برای کسانی که در پی فهم و ایجادِ تغییراتِ اجتماعیِ دموکراتیک از خلال برنامهریزی هستند، نسبت به کارِ هابرماس، دورنمای بهتری به دست میدهد».
برای خواندن و دانلود این متن به سایت «فضا و دیالکتیک» (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/planning-and-focault/
بنت فلوبیر و تیم ریچاردسون
برگردان: هما جلیلی و نریمان جهانزاد
«در این مقاله نشان خواهیم داد که استفاده از نظریهی ارتباطیِ یورگن هابرماس در نظریهی برنامهریزی مسألهدار است. چرا که این رهیافت مانع از درکِ نحوهی اثرگذاری و شکلدهیِ قدرت به برنامهریزی میشود. ما بر اساسِ تحلیلِ قدرت میشل فوکو رویکردِ بدیلی پیش مینهیم که بهعوضِ تمرکز بر «چه باید کردِ» هابرماس، به «آنچه عملاً رخ داده است» معطوف است. دربارهی اینکه چگونه موضعِ فوکویی با طرح سوالاتی دشوار در مواجهه با [مقولاتی نظیر] مشروعیت، عقلانیت، دانش و فضامندی، برنامهریزی را مسالهدار میکند، بحث خواهیم کرد. در بخش نتیجهگیری خواهیم گفت که فوکو نوعی نظریهی برنامهریزیِ تحلیلی پیش مینهد، که برای کسانی که در پی فهم و ایجادِ تغییراتِ اجتماعیِ دموکراتیک از خلال برنامهریزی هستند، نسبت به کارِ هابرماس، دورنمای بهتری به دست میدهد».
برای خواندن و دانلود این متن به سایت «فضا و دیالکتیک» (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/planning-and-focault/
فضا و دیالکتیک
برنامهریزی و فوکو: در جستجوی سویهی تاریکِ نظریهی برنامهریزی - فضا و دیالکتیک
ما بر اساسِ تحلیلِ قدرت میشل فوکو رویکردِ بدیلی پیش مینهیم که بهعوضِ تمرکز بر «چه باید کردِ» هابرماس، به «آنچه عملاً رخ داده است» معطوف است.
👍2
فهم تصرف اراضی در افریقا: پرتوی از اقتصاد سیاسی مارکسیسم و جورجیسم
فرانکلین ابنگ ادوم
ترجمه و تلخیص: ایمان واقفی
«پژوهشهای بسیاری درباب تصرف اراضی در افریقا انجام گرفته است. اما کار چندانی برای مقایسهی این پدیده در نقاط مختلف افریقا نشده است. نوشتهی حاضر بر دو رویکرد متخالف استوار است؛ رویکرد مارکسی و رویکرد جورجیستی. در اینجا به نسبت میان این دو و ایدههایی که برای فهم تصرف اراضی در اختیارمان قرار میدهند میپردازم. نوشتهی پیشرو با نقد کارهایی که سعی میکند بهطور خودسرانه بخشهای «خوبِ» هر نظریه را جدا کند و با یکدیگر بیامیزد، نشان میدهد چگونه افقهای نظری مختلف میتواند در بازمفهومپردازی موضوع تصرف اراضی بویژه در افریقا کمک کنند.»
برای خواندن و دانلود این متن به سایت «فضا و دیالکتیک» (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/understanding-land-grabs/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@DialecticalSpace
فرانکلین ابنگ ادوم
ترجمه و تلخیص: ایمان واقفی
«پژوهشهای بسیاری درباب تصرف اراضی در افریقا انجام گرفته است. اما کار چندانی برای مقایسهی این پدیده در نقاط مختلف افریقا نشده است. نوشتهی حاضر بر دو رویکرد متخالف استوار است؛ رویکرد مارکسی و رویکرد جورجیستی. در اینجا به نسبت میان این دو و ایدههایی که برای فهم تصرف اراضی در اختیارمان قرار میدهند میپردازم. نوشتهی پیشرو با نقد کارهایی که سعی میکند بهطور خودسرانه بخشهای «خوبِ» هر نظریه را جدا کند و با یکدیگر بیامیزد، نشان میدهد چگونه افقهای نظری مختلف میتواند در بازمفهومپردازی موضوع تصرف اراضی بویژه در افریقا کمک کنند.»
برای خواندن و دانلود این متن به سایت «فضا و دیالکتیک» (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/understanding-land-grabs/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@DialecticalSpace
فضا و دیالکتیک
فهم تصرف اراضی در افریقا: پرتوی از اقتصاد سیاسی مارکسیسم و جورجیسم - فضا و دیالکتیک
اگر چه رویکردهای مارکسیستی و جورجیستی تا حد زیادی در تقابل با یکدیگر قرار دارند، اما هر دو در یک چیز مشترکند: به چالشکشیدن ایدهی برد-برد اقتصاد نئوکلاسیک در تصرف زمین.
شبکهها، مرزها، تفاوتها: به سوی نظریهی اوربان
کریستین اشمید
برگردان: میلاد دوستوندی
ویراستار: آیدین ترکمه
«مدلهای قبلی شهر در حال منسوخشدن هستند. هنوز توجه نظری کافی به فرآیندهای پیچیدهی درگیر در بازسازی مناطق شهری جلب نشده است. رویکردهای جزئینگر که جنبهها و فرآیندهای انفرادی یا موارد مجردِ تعمیمدادهشده را بررسی میکنند بر مباحث علمی کنونی غلبه یافتهاند. زبان و رویکردهای نظری نوینی باید بهمنظور فهم فرآیندهای شهریشدن امروزی پرورانده شود. شهر/سیتی و شهریشدن/اوربانیزاسیون را باید بهمثابه پدیدههایی عام فهم کرد و متقابلاً در یک نظریه فراگیر به هم ربط داد.»
برای خواندن و دانلود این متن به سایت «فضا و دیالکتیک» (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/networks-borders-differences/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@DialecticalSpace
کریستین اشمید
برگردان: میلاد دوستوندی
ویراستار: آیدین ترکمه
«مدلهای قبلی شهر در حال منسوخشدن هستند. هنوز توجه نظری کافی به فرآیندهای پیچیدهی درگیر در بازسازی مناطق شهری جلب نشده است. رویکردهای جزئینگر که جنبهها و فرآیندهای انفرادی یا موارد مجردِ تعمیمدادهشده را بررسی میکنند بر مباحث علمی کنونی غلبه یافتهاند. زبان و رویکردهای نظری نوینی باید بهمنظور فهم فرآیندهای شهریشدن امروزی پرورانده شود. شهر/سیتی و شهریشدن/اوربانیزاسیون را باید بهمثابه پدیدههایی عام فهم کرد و متقابلاً در یک نظریه فراگیر به هم ربط داد.»
برای خواندن و دانلود این متن به سایت «فضا و دیالکتیک» (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/networks-borders-differences/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@DialecticalSpace
فضا و دیالکتیک
شبکهها، مرزها، تفاوتها: به سوی نظریهی اوربان - فضا و دیالکتیک
واقعیت امروزی را دیگر نمیتوان با استفاده از مقولههای شهر/سیتی و حومه فهمید بلکه باید آن را با استفاده از مفاهیم جامعهی اوربان/شهری تجزیهوتحلیل کرد
قلمروی مالکیت
نیکلاس بلاملی
برگردان: همن حاجی میرزایی
ویراستار: ایمان واقفی
«در این مقاله مقدماتی تلاش کردم تا وارد قلمرو مالکیت شوم. در این جا کوشیدم تا مرکزیت قلمرو را برای پرکتیس مالکیت، شیوهی خاص تاریخی که از طریق آن تولید شده است، استعارههای قدرتمندی که از طریق آنها عمل میکند، و عادات و پرکتیسهای روزمرهی (غالباً متعارضی) که القاء میکند را نشان دهم. در انجام این کار، قلمرو مالکیت وسیلهای ضروری برای تکثیر اشکال قدرت، ساختاردهی به روابط خشونت، تعلق، هویت، عمل و اعتقاد است. به همهی این دلایل قلمرو مالکیت نیازمند توجه فوری ماست. »
برای خواندن و دانلود این متن به سایت «فضا و دیالکتیک» (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/territory-of-property/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@DialecticalSpace
نیکلاس بلاملی
برگردان: همن حاجی میرزایی
ویراستار: ایمان واقفی
«در این مقاله مقدماتی تلاش کردم تا وارد قلمرو مالکیت شوم. در این جا کوشیدم تا مرکزیت قلمرو را برای پرکتیس مالکیت، شیوهی خاص تاریخی که از طریق آن تولید شده است، استعارههای قدرتمندی که از طریق آنها عمل میکند، و عادات و پرکتیسهای روزمرهی (غالباً متعارضی) که القاء میکند را نشان دهم. در انجام این کار، قلمرو مالکیت وسیلهای ضروری برای تکثیر اشکال قدرت، ساختاردهی به روابط خشونت، تعلق، هویت، عمل و اعتقاد است. به همهی این دلایل قلمرو مالکیت نیازمند توجه فوری ماست. »
برای خواندن و دانلود این متن به سایت «فضا و دیالکتیک» (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/territory-of-property/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@DialecticalSpace
فضا و دیالکتیک
قلمروی مالکیت - فضا و دیالکتیک
قلمروی مالکیت واجد نوعی خاصبودگی، شیوهای از حضور، و پیامدهایی است که نیازمند توجه بیشتر ما است
در دفاع از رئالیسم انتقادی
جاناتان جوزف
برگردان: آیدین ترکمه
«طبیعتگرایی انتقادی تأکید میکند که اگرچه ساختارهای اجتماعی وابسته به پراکسیس و مفهومند اما فروکاستنی به پرکتیس و برداشتهای ما نیستند. ساختارهای اجتماعی به لحاظ هستیشناختی از فعالیتهایی که بر آنها حاکمند و نیز از برداشتهای ما از آنها متمایزند. بازتولیدِ ساختارهای اجتماعی عمدتن پیامد غیرتعمدیِ کنشهای تعمدی است. تمایز روشنی وجود دارد بین قصدها/نیتها و فعالیتهای عاملها/اِیجنتهای اجتماعی و تأثیرات این فعالیتها بر بازتولید ساختارهای اجتماعی، درست همانطور که تمایز روشنی وجود دارد برای مثال بین تمایل افراد برای کار و امرارِ معاش و نقش اجتماعی آنها در بازتولیدِ سیستم کار مزدی. بدین ترتیب رئالیسم انتقادی تمایز بین ساختارهای اجتماعی ناگذرا و دانش و کنشهای گذرایی را که آنها را بازتولید و دگرگون میکند، حفظ میکند.»
برای خوادن و دانلود این متن به سایت «فضا و دیالکتیک»(لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/in-defence-of-critical-realism/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@DialecticalSpace
جاناتان جوزف
برگردان: آیدین ترکمه
«طبیعتگرایی انتقادی تأکید میکند که اگرچه ساختارهای اجتماعی وابسته به پراکسیس و مفهومند اما فروکاستنی به پرکتیس و برداشتهای ما نیستند. ساختارهای اجتماعی به لحاظ هستیشناختی از فعالیتهایی که بر آنها حاکمند و نیز از برداشتهای ما از آنها متمایزند. بازتولیدِ ساختارهای اجتماعی عمدتن پیامد غیرتعمدیِ کنشهای تعمدی است. تمایز روشنی وجود دارد بین قصدها/نیتها و فعالیتهای عاملها/اِیجنتهای اجتماعی و تأثیرات این فعالیتها بر بازتولید ساختارهای اجتماعی، درست همانطور که تمایز روشنی وجود دارد برای مثال بین تمایل افراد برای کار و امرارِ معاش و نقش اجتماعی آنها در بازتولیدِ سیستم کار مزدی. بدین ترتیب رئالیسم انتقادی تمایز بین ساختارهای اجتماعی ناگذرا و دانش و کنشهای گذرایی را که آنها را بازتولید و دگرگون میکند، حفظ میکند.»
برای خوادن و دانلود این متن به سایت «فضا و دیالکتیک»(لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/in-defence-of-critical-realism/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@DialecticalSpace
فضا و دیالکتیک
در دفاع از رئالیسم انتقادی - فضا و دیالکتیک
رئالیسم انتقادی بر تقدم هستی بر اندیشه تأکید، و پژوهش را از شناختشناسی به هستیشناسی منتقل میکند
درباب سویهی دیگر «آگونیسم»: «دشمن»، «بیرون»، و نقش آنتاگونیسم
نیکولای روسکام
برگردان: نریمان جهانزاد
« این مقاله با مفهوم «پلورایسم آگونیستی» شانتال موف مخالفت میکند. موف با این مفهوم نظریهی سیاسی را به سپهرِ «سیاست واقعی» (رئال پالتیک) میکشاند. اخیراً مفهوم آگونیسم در نظریهی برنامهریزی به عنوان بدیلی برای رهیافت شورایی-ارتباطیِ اجماعی بکار رفته است: گویا آگونیسم جایگزین مناسبی برای نظریهی ارتباطی به عنوان چارچوبی تئوریک در نظریهی برنامهریزی است. نظر من این است که «پلورالیسم آگونیستیِ» پیشنهادی موف دچار نقایص درونی و اساسی است و «رامکردن [و کشاندن] آنتاگونیسم به آگونیسمِ» مورد نظر او نه ممکن است و نه بایسته. در راستای ایضاح فرضیهام در قدم نخست به ریشههای نظریهی موف میپردازم: برداشت کارل اشمیت از امر سیاسی و مفهوم مشهورِ (یا بدنام) دوست/دشمناش. طرحِ اشمیت تنها یک مرجع اصلی برای موف نیست، بلکه دلیل و مبنای اصلی تشبثِ او به [ضرورتِ برقراریِ] آگونیسم پلورالیستی [هم] است. در گام دوم به نظریهی سیاسی ارنستو لاکلاو رجوع میکنم. نظریهای که در آن شکل دیگری از طرح آنتاگونیسم چهره مینماید: برنهادنِ مقولهی «بیرون برسازنده» به عنوان مبنای تقلیلناپذیرِ یک بازی بیپایان هژمونیکِ نیروهای آنتاگونیستی. تفاوتهای میان طرحهای اشمیت و لاکلاو را نشان میدهم و استدلال میکنم در نزد لاکلاو مفهومپردازی در خصوص آگونیسم بیوجه میگردد. در بخش نتیجهگیری ازین بحث میکنم که آیا نظریهی آنتاگونیسم میتواند بیآنکه از نظریهی پر ایرادِ موف خوراک بگیرد با نظریهی برنامهریزی پیوند بخورد و چگونه.»
برای خواندن و دانلود متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/on-the-other-side-of-agonism/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@DialecticalSpace
نیکولای روسکام
برگردان: نریمان جهانزاد
« این مقاله با مفهوم «پلورایسم آگونیستی» شانتال موف مخالفت میکند. موف با این مفهوم نظریهی سیاسی را به سپهرِ «سیاست واقعی» (رئال پالتیک) میکشاند. اخیراً مفهوم آگونیسم در نظریهی برنامهریزی به عنوان بدیلی برای رهیافت شورایی-ارتباطیِ اجماعی بکار رفته است: گویا آگونیسم جایگزین مناسبی برای نظریهی ارتباطی به عنوان چارچوبی تئوریک در نظریهی برنامهریزی است. نظر من این است که «پلورالیسم آگونیستیِ» پیشنهادی موف دچار نقایص درونی و اساسی است و «رامکردن [و کشاندن] آنتاگونیسم به آگونیسمِ» مورد نظر او نه ممکن است و نه بایسته. در راستای ایضاح فرضیهام در قدم نخست به ریشههای نظریهی موف میپردازم: برداشت کارل اشمیت از امر سیاسی و مفهوم مشهورِ (یا بدنام) دوست/دشمناش. طرحِ اشمیت تنها یک مرجع اصلی برای موف نیست، بلکه دلیل و مبنای اصلی تشبثِ او به [ضرورتِ برقراریِ] آگونیسم پلورالیستی [هم] است. در گام دوم به نظریهی سیاسی ارنستو لاکلاو رجوع میکنم. نظریهای که در آن شکل دیگری از طرح آنتاگونیسم چهره مینماید: برنهادنِ مقولهی «بیرون برسازنده» به عنوان مبنای تقلیلناپذیرِ یک بازی بیپایان هژمونیکِ نیروهای آنتاگونیستی. تفاوتهای میان طرحهای اشمیت و لاکلاو را نشان میدهم و استدلال میکنم در نزد لاکلاو مفهومپردازی در خصوص آگونیسم بیوجه میگردد. در بخش نتیجهگیری ازین بحث میکنم که آیا نظریهی آنتاگونیسم میتواند بیآنکه از نظریهی پر ایرادِ موف خوراک بگیرد با نظریهی برنامهریزی پیوند بخورد و چگونه.»
برای خواندن و دانلود متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/on-the-other-side-of-agonism/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@DialecticalSpace
فضا و دیالکتیک
درباب سویهی دیگر «آگونیسم»: «دشمن»، «بیرون»، و نقش آنتاگونیسم - فضا و دیالکتیک
آیا نظریهی آنتاگونیسم میتواند بیآنکه از نظریهی پر ایرادِ موف خوراک بگیرد با نظریهی برنامهریزی پیوند بخورد و چگونه
رئالیسم انتقادی: دفتر دوم
فروغ اسدپور
《آنچه پسامدرنها در جستجوی آن هستند در واقع نفی جنبهی ناگذرای اگزیستانسیال است یعنی نفی هستیشناسی. حالا در مقابل آنها ما هم میتوانیم بپرسیم که آیا پرفورماسیونهای زبانی بدون شرایط پیشینی ممکن هستند؟ بدون آنها اصولن واقعیت دارند؟ آیا وقتی خود واقعیت انکار میشود کنش زبانی میتواند واقعیت داشته باشد؟ با ارجاع به چه چیزی باید کنش زبانی را باور کنیم؟ پسامدرنها میگویند که ما واقعیت یا چیز در خود را نفی نمیکنیم اما نمیتوانیم چیزی هم دربارهاش بگوییم. رئالیسم انتقادی نشان میدهد که این پرفورمانسها و گزارههای زبانی، جهانی مادی و اجتماعی را پیشفرض خود دارند.》
برای مطالعه و دانلود این متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/critical-realism2/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@DialecticalSpace
فروغ اسدپور
《آنچه پسامدرنها در جستجوی آن هستند در واقع نفی جنبهی ناگذرای اگزیستانسیال است یعنی نفی هستیشناسی. حالا در مقابل آنها ما هم میتوانیم بپرسیم که آیا پرفورماسیونهای زبانی بدون شرایط پیشینی ممکن هستند؟ بدون آنها اصولن واقعیت دارند؟ آیا وقتی خود واقعیت انکار میشود کنش زبانی میتواند واقعیت داشته باشد؟ با ارجاع به چه چیزی باید کنش زبانی را باور کنیم؟ پسامدرنها میگویند که ما واقعیت یا چیز در خود را نفی نمیکنیم اما نمیتوانیم چیزی هم دربارهاش بگوییم. رئالیسم انتقادی نشان میدهد که این پرفورمانسها و گزارههای زبانی، جهانی مادی و اجتماعی را پیشفرض خود دارند.》
برای مطالعه و دانلود این متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/critical-realism2/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@DialecticalSpace
فضا و دیالکتیک
رئالیسم انتقادی ــ دفتر دوم - فضا و دیالکتیک
مارکس بدون باسکار و باسکار بدون مارکس برای من تصورناپذیر است
تهران کجا تمام می شود؟
بازاندیشی شهریشدن شهر جدید پردیس
امیر طهرانی، ایمان واقفی
«حال باید پرسید پردیس اساساً تا چه میزان برخوردار از شهریت است؟ آیا نمیتوان ادعا کرد که پردیس خود بخشی از یک فرایند کلّیِ شهریشدن است که حولوحوشِ قلمرو تهران در حال بازساختیابی است؟ آیا شهر جدید پردیس پیششرط تولید و بازتولید اینگونه مناسبات شهری نیست؟ و اینکه آیا سرنوشت محتوم هر شکلی از احداث پردیسها نتیجهی منطق و مکانیسم درونی شهریشدنِ سرمایه نیست؟ آیا نمیتوان ادعا کرد اگر اوضاع پردیس نیز بهبود یابد نیاز به تولید پردیسهایی دیگر در حاشیههای شهر تهران وجود خواهد داشت تا پایتخت بتواند به حیات و ممات خود ادامه دهد؟»
برای خواندن و دانلود متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/where-tehran-ends/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@DialecticalSpace
بازاندیشی شهریشدن شهر جدید پردیس
امیر طهرانی، ایمان واقفی
«حال باید پرسید پردیس اساساً تا چه میزان برخوردار از شهریت است؟ آیا نمیتوان ادعا کرد که پردیس خود بخشی از یک فرایند کلّیِ شهریشدن است که حولوحوشِ قلمرو تهران در حال بازساختیابی است؟ آیا شهر جدید پردیس پیششرط تولید و بازتولید اینگونه مناسبات شهری نیست؟ و اینکه آیا سرنوشت محتوم هر شکلی از احداث پردیسها نتیجهی منطق و مکانیسم درونی شهریشدنِ سرمایه نیست؟ آیا نمیتوان ادعا کرد اگر اوضاع پردیس نیز بهبود یابد نیاز به تولید پردیسهایی دیگر در حاشیههای شهر تهران وجود خواهد داشت تا پایتخت بتواند به حیات و ممات خود ادامه دهد؟»
برای خواندن و دانلود متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/where-tehran-ends/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@DialecticalSpace
فضا و دیالکتیک
تهران کجا تمام میشود؟ - فضا و دیالکتیک
با این وصف چگونه میتوانیم پدیدارشدن شهری با چنین عظمت را توضیح دهیم؟ چه ابزارهایی برای فهم دلایل پیدایش و توسعهی آن در دست داریم؟ چه نسبتی میان شهر جدید پردیس و مجموعه سکونتگاههای غیررسمی و مناطق تفریحی و صنعتیِ اطرافش وجود دارد؟
تأملی در نظریات متقدم آنری لوفور
معرفی مقالهی «نظریهی اجارهی زمین و جامعهشناسی روستایی»
استوارت الدن و آدام دیوید مورتن
برگردان: همن حاجیمیرزایی
«این مقدمه بر ترجمهی مقالهی سال ۱۹۵۶ آنری لوفور با عنوان «نظریهی اجارهی زمین و جامعهشناسی روستایی» شامل سه بخش است. اول، به این میپردازد که برداشتهای انگلیسیزبان از لوفور بسیار تمایل دارند بر نوشتههای شهری او تمرکز کنند و کارهای اولیهی او را دربارهی جامعهشناسی روستایی نادیده میگیرند. در نتیجه از دریافت اینکه تمرکز او بر اوربان [امر شهری] ناشی از توجه او به دگرگونی روستایی-شهری بوده است ناتوانند. دوم، خلاصهای از آثار جامعتر او دربارهی مسائل روستایی، از جمله کار ناتمام او بر روی رسالهی اصلیِ جامعهشناسی روستایی، بدست میدهد؛ و موضوعات اصلی این مقاله را در نسبت با دیگر پروژههای او طرح میکند. سوم، موضوعات مورد بحث لوفور را به بحثهای گستردهتر در اقتصاد سیاسی و جغرافیا دربارهی وجوه امر روستایی، زمین و اجارهی زمین، از جمله آثار آنتونیو گرامشی و خوزه کارولس ماریاتگوئی (José Carlos Mariátegui) پیوند میدهد.»
برای خواندن و دانلود متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/thinking-past-henri-lefebvre
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@DialecticalSpace
معرفی مقالهی «نظریهی اجارهی زمین و جامعهشناسی روستایی»
استوارت الدن و آدام دیوید مورتن
برگردان: همن حاجیمیرزایی
«این مقدمه بر ترجمهی مقالهی سال ۱۹۵۶ آنری لوفور با عنوان «نظریهی اجارهی زمین و جامعهشناسی روستایی» شامل سه بخش است. اول، به این میپردازد که برداشتهای انگلیسیزبان از لوفور بسیار تمایل دارند بر نوشتههای شهری او تمرکز کنند و کارهای اولیهی او را دربارهی جامعهشناسی روستایی نادیده میگیرند. در نتیجه از دریافت اینکه تمرکز او بر اوربان [امر شهری] ناشی از توجه او به دگرگونی روستایی-شهری بوده است ناتوانند. دوم، خلاصهای از آثار جامعتر او دربارهی مسائل روستایی، از جمله کار ناتمام او بر روی رسالهی اصلیِ جامعهشناسی روستایی، بدست میدهد؛ و موضوعات اصلی این مقاله را در نسبت با دیگر پروژههای او طرح میکند. سوم، موضوعات مورد بحث لوفور را به بحثهای گستردهتر در اقتصاد سیاسی و جغرافیا دربارهی وجوه امر روستایی، زمین و اجارهی زمین، از جمله آثار آنتونیو گرامشی و خوزه کارولس ماریاتگوئی (José Carlos Mariátegui) پیوند میدهد.»
برای خواندن و دانلود متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/thinking-past-henri-lefebvre
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@DialecticalSpace
فضا و دیالکتیک
تأملی در نظریات متقدم آنری لوفور - فضا و دیالکتیک
تمرکز غالبِ آثارِ لوفور بر مسائل شهری خطر بهحاشیهراندن دیگر علایق او، از جمله مسئلهی امر روستایی را به وجود آورده است
👍1
پروبلمتیکِ برنامهریزی:
ناـبرنامهریزی در ایران؛ درآمدی به ضرورتِ نظریهپردازیِ برنامهریزی
آیدین ترکمه
«میدانیم که فهمی ناقص و ناتمام از مسالهی نوظهورِ شهریشدن وجود داشت. تلقیِ رایج این بود ــ و همچنان هم هست ــ که شهر موجودیتی بسیار پیچیدهتر و گستردهتر، البته همچنان کالبدی، نسبت به تکبنا ــ یعنی همان حوزهی نفوذِ معماران و مهندسان عمران ــ است. در نتیجه باید حوزهی مطالعاتی جدیدی خلق/جعل میشد. نسخهی ظاهرن مشابهی در غرب وجود داشت. متعاقبن سادهترین کار، «واردکردنِ» یک رشتهی جدید بود: urban planning که در ایران با نام شهرسازی وارد عرصهی دانشگاهی شد ــ همچنان که میبینیم، گفتمان غالب مهندسی عمران و معماری، که بر ساختوساز مبتنی است، برنامهریزی را به شکلی از ساختوسازِ بزرگمقیاس قلب و تحریف کرده است و از همین رو با واژهی بیمعنای «شهرسازی» مواجه شدهایم؛ گویی شهر ساختنی است و حالا مهندسان قرار است این موجودیت بزرگتر و پیچیدهتر را بسازند؛ خوانشی به شدت فروکاستگرایانه که ماهیت اقتصادیـسیاسیـاجتماعی شهر را به فیزیک/کالبدش تقلیل میدهد.»
برای خواندن و دانلود متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/planning-problematic/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@DialecticalSpace
ناـبرنامهریزی در ایران؛ درآمدی به ضرورتِ نظریهپردازیِ برنامهریزی
آیدین ترکمه
«میدانیم که فهمی ناقص و ناتمام از مسالهی نوظهورِ شهریشدن وجود داشت. تلقیِ رایج این بود ــ و همچنان هم هست ــ که شهر موجودیتی بسیار پیچیدهتر و گستردهتر، البته همچنان کالبدی، نسبت به تکبنا ــ یعنی همان حوزهی نفوذِ معماران و مهندسان عمران ــ است. در نتیجه باید حوزهی مطالعاتی جدیدی خلق/جعل میشد. نسخهی ظاهرن مشابهی در غرب وجود داشت. متعاقبن سادهترین کار، «واردکردنِ» یک رشتهی جدید بود: urban planning که در ایران با نام شهرسازی وارد عرصهی دانشگاهی شد ــ همچنان که میبینیم، گفتمان غالب مهندسی عمران و معماری، که بر ساختوساز مبتنی است، برنامهریزی را به شکلی از ساختوسازِ بزرگمقیاس قلب و تحریف کرده است و از همین رو با واژهی بیمعنای «شهرسازی» مواجه شدهایم؛ گویی شهر ساختنی است و حالا مهندسان قرار است این موجودیت بزرگتر و پیچیدهتر را بسازند؛ خوانشی به شدت فروکاستگرایانه که ماهیت اقتصادیـسیاسیـاجتماعی شهر را به فیزیک/کالبدش تقلیل میدهد.»
برای خواندن و دانلود متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/planning-problematic/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@DialecticalSpace
فضا و دیالکتیک
پروبلمتیکِ برنامهریزی - فضا و دیالکتیک
برنامهریزی سازوکار مکمل بازار در شیوهی تولید سرمایهداری در فازِ تولید فضا است که به منظور تخصیص کالاهای عمومی شکل گرفته است
انقلاب بدون ضمانت؛ اجتماع و سوبژکتیویته در نانسی، لینگیس، سارتر و لویناس
اندرو رایدر
برگردان: نریمان جهانزاد
«اجتماع بیکارِ ژان-لوک نانسی، که مجموعه مقالاتی است که در بازهی ۱۹۸۵ تا ۱۹۸۶ به رشتهی تحریر درآمدند، چنین درکی از اجتماع پیش مینهد: اجتماع به مثابه امری که به طور تقلیلناپذیری پیوند خورده است به تناهی. بهعلاوه او مدافع و خواستارِ بازتعریفِ پروژهی کمونیسمِ انقلابی است. این تلاشِ نانسی به همان اندازه که بر نوشتههای ژرژ باتای دربارهی ارتباط متکی است، از تاکیدی که مارتین هایدگر بر تناهی میگذارد، توشه میگیرد. ما نخست باید خلاصهای از ادلهی نانسی در این خصوص را از نظر بگذرانیم تا هم تقریر او از سیاستی جدید را مشخص نماییم و هم پیوندها و گسستهایاش را با اسلافاش دریابیم. افزون بر این برآنم اجتماعِ آنهایی که هیچ چیزِ مشترکی ندارند از آلفونسو لینگیس را بررسم؛ اثری که تقریباً یک دهه پس از اجتماع بیکارِ نانسی به طبع رسید و بسط یا تعدیلی جذاب و درخشان از بحث نانسی است. بویژه برداشتِ لینگیس از انقلاب، تقریباً قرابت بیشتری به سنت مارکسیسم دارد. استدلال من این است که این قرابت تا حدی نتیجهی میراثِ امانوئل لویناس است، علیالخصوص نظرِ او در مورد سوبژکیتیوتهی اخلاقی؛ دیدگاهی که میتواند بهطور جالب توجه و زایایی با فکرِ سیاسی ژان-پل سارتر همراه و همسو گردد. بهترین راه فهمِ تغییرِ مسیری که لینگیس در دیدگاه نانسی ایجاد میکند، توجه به همین پیوند میان اخلاق لویناسِ و سیاستِ سارتر است.»
برای خواندن و دانلود متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/revolution-without-guarantees/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@DialecticalSpace
اندرو رایدر
برگردان: نریمان جهانزاد
«اجتماع بیکارِ ژان-لوک نانسی، که مجموعه مقالاتی است که در بازهی ۱۹۸۵ تا ۱۹۸۶ به رشتهی تحریر درآمدند، چنین درکی از اجتماع پیش مینهد: اجتماع به مثابه امری که به طور تقلیلناپذیری پیوند خورده است به تناهی. بهعلاوه او مدافع و خواستارِ بازتعریفِ پروژهی کمونیسمِ انقلابی است. این تلاشِ نانسی به همان اندازه که بر نوشتههای ژرژ باتای دربارهی ارتباط متکی است، از تاکیدی که مارتین هایدگر بر تناهی میگذارد، توشه میگیرد. ما نخست باید خلاصهای از ادلهی نانسی در این خصوص را از نظر بگذرانیم تا هم تقریر او از سیاستی جدید را مشخص نماییم و هم پیوندها و گسستهایاش را با اسلافاش دریابیم. افزون بر این برآنم اجتماعِ آنهایی که هیچ چیزِ مشترکی ندارند از آلفونسو لینگیس را بررسم؛ اثری که تقریباً یک دهه پس از اجتماع بیکارِ نانسی به طبع رسید و بسط یا تعدیلی جذاب و درخشان از بحث نانسی است. بویژه برداشتِ لینگیس از انقلاب، تقریباً قرابت بیشتری به سنت مارکسیسم دارد. استدلال من این است که این قرابت تا حدی نتیجهی میراثِ امانوئل لویناس است، علیالخصوص نظرِ او در مورد سوبژکیتیوتهی اخلاقی؛ دیدگاهی که میتواند بهطور جالب توجه و زایایی با فکرِ سیاسی ژان-پل سارتر همراه و همسو گردد. بهترین راه فهمِ تغییرِ مسیری که لینگیس در دیدگاه نانسی ایجاد میکند، توجه به همین پیوند میان اخلاق لویناسِ و سیاستِ سارتر است.»
برای خواندن و دانلود متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/revolution-without-guarantees/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@DialecticalSpace
فضا و دیالکتیک
انقلاب بدون ضمانت؛ اجتماع و سوبژکتیویته در نانسی، لینگیس، سارتر و لویناس - فضا و دیالکتیک
بسطی که لینگیس از دیدگاه نانسی ارائه میکند، به بهترین شکل با توجه به همین دوستی و پیوند میان اخلاق لویناسِ و سیاستِ سارتر فهم میشود