فضا و دیالکتیک
1.43K subscribers
56 photos
1 video
14 files
228 links
نشریه‌ی انتقادیِ آنلاین در حوزه‌ی مطالعات شهری، نظریه‌ی معماری، جغرافیای انسانی، و جغرافیای سیاسی
راه ارتباطی:
info@dialecticalspace.com
فیسبوک:
https://www.facebook.com/dialecticalspace/
اینستاگرام:
https://www.instagram.com/spaceanddialectics/
Download Telegram
نه/ما: دموکراسیِ نیچه‌ایِ ژان‌لوک نانسی
فردریک نیرا
برگردان: نریمان جهانزاد
«معنای نیهیلیسم چیست؟ اینکه والاترین ارزش‌ها ارزش خود را از دست می‌دهند. هدفی در کار نیست؛ "چرا؟" پاسخی نمی‌یابد»: قول معروف نیچه ما را بر آن می‌دارد که نیهیلیسم را عملیاتی مخرب و ویرانگر تعبیر کنیم ... اما این تعبیر نمی‌تواند سویه‌ی سازنده‌ی نیهیلیسم را دریابد، سویه‌ای که می‌توان آن را دقیقاً همچون سازه‌ای پارادکسیکال و خطرناک تعریف کرد، یعنی حضورِ هم‌زمان نوعی ویرانگریِ ناتمام و قسمی ساختنِ مستمر و مداوم. این همان چیزی است که ژان‌لوک نانسی آن را«استراکشن» می‌نامد ... فلسفه‌ی نانسی می‌کوشد تا جای ممکن به استراکشن نزدیک بماند تا هم جنبه‌ی مثبت‌اش را نشان دهد و هم خطراتی را که در خود دارد. در واقع مخاطره‌ی عمده‌ی زمانه‌ی ما فقط پذیرفتنِ این وضعیتِ استراکشن نیست، بلکه مشارکتِ فعال در تولیدِ آن هم هست... مشارکت در استراکشن عبارتست از این نگاه که همه‌چیز می‌تواند بر روی یک صفحه‌ی افقیِ یکسان و واحد قرار گیرد... در اینجا ممکن است هستی‌شناسیِ مشهور به ابژه-محور در ذهن‌مان تداعی شود، شاید هم کابوس نیچه را به یاد آوریم. چگونه از شر این کابوس خلاص شویم؟»

برای خواندن و دانلود این متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید :
http://dialecticalspace.com/the-nietzschean-democracy-of-jean-luc-nancy/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@dialectialspace
دولت ملی، واحدی مقدس و بی‌تاریخ نیست: ضرورت فراروی از گفتمان غالب در روابط بین‌الملل
آیدین ترکمه
«این طور تصور می‌شود که دولت قلمرویی پیش از جامعه و همچون ظرفی دربرگیرنده‌ی آن وجود داشته است. از همین رو جامعه به پدیده‌ای ملی تبدیل شده است. این پیش‌فرض از دید اگنیو و کوربریج در تمام نظریه‌های روابط بین‌الملل مشترک است. بر همین اساس است که امنیت شدیداً در پیوند با دفاع از یکپارچگی فضای قلمرویی دولت (تمامیت ارضی) تعریف می‌شود. در نتیجه منظور از امنیت ملی دفاع از امنیت انسانی، فرهنگی یا اکولوژیکی یا حتی اقتصادی یا مواردی از این دست نیست. آنچه اینجا مهم است بقا و حفظ حاکمیت بر قلمروی دولت است نه چیزی دیگر. حاکمیت بر قلمرو بخش لاینفک دولت به شمار می‌رود و بدون آن، دولتی وجود نخواهد داشت زیرا بدون حاکمیت مطلق بر قلمرو، دولت به سازمانی در میان سازمان‌های دیگر تبدیل می‌شود. مهم‌تر اما اینکه این مفهوم از دولت جدید است و در اواخر سده‌های میانه در اروپای غربی شکل گرفته است. تا پیش از آن دوره اساساً محدوده‌های ثابت و فیکسی از قلمرو وجود نداشت و خشونت‌ها نه برآمده از جنگ بر سر مرز دولت‌ها بلکه بیشتر به خاطر تغییر نسبتاً دائمی اتحادهای سیاسی بود. در نتیجه جوامع/کامیونیتی‌ها فقط به واسطه‌ی بیعت، وفاداری و الزامات شخصی متحد و یکپارچه می‌شدند و نه به واسطه‌ی برداشت‌های انتزاعی از برابری فردی یا سیتیزنشیپ (کشوروندی) در یک قلمروی به لحاظ جغرافیایی تحدیدشده.»

برای خواندن و دانلود این متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید :
http://dialecticalspace.com/the-nation-state-is-not-a-sacrosanct-and-atemporal-entity/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@dialectialspace
👎1
معادله‌ی انسان-فضا/ گام اول: کدام انسان؟
علیرضا خادم
«طرحِ پرسش کدام انسان به هیچ وجه، موضوعِ جدیدی نیست؛ و پیش‌­تر به اشکالِ گوناگون به آن پرداخته شده است. بر این اساس در جستارِ پیشِ‌رو توهمِ طرحِ یک موضوعِ جدید و یا قسمی فتحِ باب در معادله­‌ی میان انسان و فضا وجود ندارد. بلکه تنها به ضرورتِ پرداختن به این پرسش در بستری تاریخ‌مند و زمان‌مند اشاره می­‌شود، که شاید در بزنگاهِ پاندمیِ معاصر بیش از هر زمانِ دیگر، معنی‌دار به نظر برسد. بر این اساس شاید در گامِ نخست باید پرسیده شود: «کدام انسان» و «کدامین فضا». بدون آن که میانِ این دو، تقدم و یا تأخری وضع شود.»
برای خواندن و دانلود این متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید :
http://dialecticalspace.com/space-human-relationship/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@dialectialspace
کندوکاوی در مفهوم حوزه‌ی عمومی با تاکید بر آراء هابرماس
فاطمه شمس
«گفته می‌شود نظريه‌­ی برنامه­‌ریزی ارتباطی بر پایه­‌ی­ دو دیدگاه فکری «پراگماتیسمِ» جان دیویی و «عقلانیت ارتباطیِ» هابرماس استوار است، که نظريه‌ی نخست به دنبال نمونه­‌های عملی برنامه‌ریزی است که بتوان آن­ها را به عنوان تجربه­‌های نمونه شناسایی کرد و مورد استفاده قرار داد، و نظريه‌ی دوم با یک رشته نظریه‌های مجرد که در پی انتقاد از عقلانیت ابزاری ظاهر می­‌گردد، شروع می­‌شود. به واقع، در نوع اول هیچ ترجیحی بین ابزارها و کاربرد آن­ها قائل نمی‌­شویم؛ به طوری که استفاده از مدل­‌های تحلیل و تکنیک­‌های متداول برنامه­‌ریزی نوعی از این روش است. در مقابل، نوع دوم یعنی عقلانیت ارتباطی، در گفتمان­‌هایی پیدا می‌­شود که به دنبال رسیدن به توافق بوده و ویژگی­‌های گفتمان­‌های سازنده را دارند. این یادداشت بر مفهوم «حوزه­‌ی عمومی» (Public Sphere) در سیر تکوینی نظریه­‌های برنامه‌­ریزی با تاکید بر نظریه­‌ی عقلانیت ارتباطی هابرماس متمرکز می‌شود، عقلانیتی که بر این باور است که اذهان در مباحثه­‌ی اساسی و منطقی، هدفی جز رسیدن به نقطه­‌ی مشترک و توافق همگانی ندارند.»
برای خواندن و دانلود این متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/habermas-public-sphere/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@dialectialspace
چین و آربیتراژ جهانی کار
مینچی لی
برگردان: آرش ترکمه
«ادغام هر چه بیشتر چین درون اقتصاد سرمایه‌داری جهانی، نیروی کار عظیم ارزان قیمتی را به اقتصاد جهانی عرضه کرده است. استفان روچ، اقتصاددان، این پدیده را «آربیتراژ جهانی کار» می‌نامد. شرکت اپل یکی از سود‌ده‌ترین شرکت‌ها است. بر اساس مطالعه‌ای درباره‌ی زنجیره‌ی تأمین آیفون اپل در سال ۲۰۱۰، در حالی که میلیون‌ها آیفون در چین مونتاژ و به ایالات متحده صادر شده بود، دستمزدهای کارگران چینی تنها حدود ۱,۸ درصد از کل ارزش افزوده‌ی جهانی آیفون را تشکیل می‌داد و سودهای خالص شرکت اپل ۵۸,۵ درصد از این مقدار بود .
اگر فرض کنیم که تمامی کالاهای وارد‌شده از چین بوسیله‌ی شرکت‌های سرمایه‌گذاری خارجی در چین تولید می‌شود، می‌توان برآورد کرد که کالاهای چینی وارداتی ایالات متحده حدوداً توسط ۴,۹ میلیون کارگر چینی در سال ۲۰۰۶ تولید شده است. در سال ۲۰۱۷، واردات آمریکا از چین بوسیله‌ی ۲,۸ میلیون کارگر چینی تولید شده است. اگر به این کارگران چینی دستمزدها و مزایای کارگران آمریکایی پرداخت می‌شد، کسب و کارهای آمریکایی می‌بایست ۳۰۳ میلیارد دلار هزینه‌ی بیشتر (۲,۲ درصد از GDP یا ۱۶,۹ درصد از ارزش افزوده بخش تولید) در سال ۲۰۰۶ می‌پرداختند.»
برای خواندن و دانلود این متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/china-and-the-global-labor-arbitrage/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@dialectialspace
بینش الیوت: آینده‌ی طراحی شهری
الکساندر کاتبرت
برگردان:محمد نظرپور
ویراستار: فضا و دیالکتیک
«الیوت خاطرنشان می‌کند که فیزیک همواره عاجز بوده است از اثبات حرکتِ رو به جلوی زمان، اینکه اصلاً «آینده»ی آشکارپذیری درکار باشد، و اینکه همیشه «دری هست که هیچ‌گاه آن را نگشوده‌ایم». من مجاب شده‌ام که ما مدت‌هاست تقریباً در تمام مقالات برجسته، از گشودن درهایی که برای فهم ما حیاتی‌اند سر باز زده‌ایم. سؤال اصلی به قوت خود باقی‌ست: «چگونه می‌توانیم از چشم‌انداز طراحی شهریْ فضا-زمان را بفهمیم؟» پاسخ این است که نمی‌توانیم. به نظر من، زورِ آنچه «نظریه‌ی طراحی شهری» می‌خوانیمش‌ به این کار نمی‌رسد. در نتیجه امکان اینکه تحقیقاتِ مرتبط در این زمینه بتوانند حتی از گام نخست فراتر روند تقریباً وجود ندارد، چرا که باید در نوعی خلأ نظری به سر برند. چه نظریه‌های طراحی شهری‌ای را داریم که این ایده را به چالش بکشند؟ هیچ‌کدام از نظریه‌پردازان محترم هم (کالن، لینچ، رولی، یان‌گل، هیلیر، راپاپورت، الکساندر و …) حرکت دندان‌گیری نکرده‌اند. در طراحی شهری هم مثل معماری، گرایشی به تمرکز بر روی شخصیت‌ها به‌ عوضِ فرآیندها هست.دستِ جریان غالب طراحی شهری از هر گونه سیستم مفهومی معنا‌دارِ منسجمی خالی است»
برای خواندن و دانلود این متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/the-future-of-urban-design/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@dialectialspace
انتشار فارسی کتاب:

«تشکیل سرمایه»

مقالاتی درباره جلد اول کاپیتال مارکس

The Constitution of Capital:

Essays on Volume 1 of Marx's Capital

Palgrave, 2004

ویراستاران مجموعه:
ریکاردو بلوفیوره، نیکولا تیلور

ترجمه: گروه مترجمان*

ناشر: نشر اختران

بهمن ۱۳۹۹


عناوین مقالات و نویسندگان آنها به ترتیب فصول کتاب:

1. نیکولا تیلور، ریکاردو بلوفیوره: جلد اول کاپیتال مارکس - تشکیل سرمایه (مقدمه کلی)

2. کریستوفر آرتور: پول و شکل ارزش

3. مارتا کمپل: عینیت ارزش در برابر ایده ی کنش عادت واره

4. نیکولا تیلور: بازسازی پول و مقیاس ارزش نزد مارکس

5. خیرت رویتن: نیروی مولد و درجه ی شدت کار - مفاهیم و فرمول بندی های مارکس در نیمه ی جلد یکم کاپیتال

6. فرد موزلی: پول و تمامیت - منطق مارکس در جلد یکم کاپیتال

7. ریکاردو بلوفیوره: مارکس و بنیادهای پول محورانه و کلان مقیاس اقتصاد خرد

8. تونی اسمیت: فناوری و تاریخ در سرمایه داری - چشم اندازهای مارکسی و نئو-شومپیتری

9. پاتریک مورای: دگرگونی اجتماعی و مادی تولید توسط سرمایه - تبعیت صوری و واقعی در جلد یکم کاپیتال

10. خیرت رویتن: سازوکارهای درونی انباشت سرمایه - فهمی روش شناسانه از قسمت هفتم جلد یکم کاپیتال

مترجمان این مجموعه به ترتیب فصول کتاب عبارتند از:
1. بابک پاشاجاوید 2. آیدین ترکمه 3. حسین رحمتی 4. محمد عبادی فر 5. مانیا بهروزی 6. همن حاجی میرزایی 7. شروین طاهری 8. مانیا بهروزی 9. حسین رحمتی 10. فروغ اسدپور


--------------------------------------------------

از یادداشت ناشر: 👇🏾

خواننده‌‏ی سده‏‌ی بیست‌‏ویکمی کاپیتال با پرسشی دشوار روبه‌‏رو است: این اثر سترگ را چگونه باید در پرتو تاریخ ذاتی پیچیده‌‏اش و در پرتو کوشش‏‌های بسیار و اغلب ناهمساز برای بازخوانی و شرح‌‏وبسط مقولات کاپیتال، خاصه مقولات جلد یکم آن، دریافت؟
جستارهایی که در این کتاب گرد آمده‌‏اند گام‌‏هایی در بازارزیابی بسیار دیرهنگام این پرسش‌‏اند و بدین منظور و برای ارتباط یافتن با مسائل کانونی در سرحدات پژوهش مارکسی تازه‌‏ترین شناخت و تحلیل متنی را پیش می‌‏کشند. اگرچه این جستارها از این نظر که از توالی عرضه‌‏داشت مارکس پیروی می‌‏کنند مکمل یکدیگرند، درمجموع تلاشی صورت نگرفته تا به جلد یکم کاپیتال به‌‏طور جامع پرداخته شود. درواقع، سه فیلسوف و پنج اقتصاددان (که هیچ‌‏یک این «تقسیم کار» آکادمیک را در چارچوب شناخت مثمر ثمر نمی‌‏دانند، خاصه زمانی که مطالعه‌‏ی عالم اجتماعی تمام‌‏عیاری چون مارکس مدنظر باشد) به مضامین به‌‏خصوصی پرداخته‌‏اند که آن را برای بازسنجی سده‏‌ی بیست‏‌ویکمی ــ و/یا توسعه‌‏ی اکتشافی ــ اثر مارکس ضروری می‏‌دانند.

 -------------------------------------------

* توصیح کارگاه دیالکتیک: 👇🏾

کتاب «تشکیل سرمایه» جلد نخست از سه گانه ی کاپیتال پژوهی ست که در خلال بیش از یک دهه همکاری های پژوهشی و سمینارهای سالانه توسط جمعی از مارکس پژوهان نحله ی «دیالکتیک نظام مند» به منظور ارائه ی خوانشی نظام مند از کاپیتال مارکس و کمک به بازسازی آن انتشار یافته اند. کارگاه دیالکتیک ترجمه ی این مجموعه سه گانه را از اوایل سال 2017 به صورت یک پروژه جمعی با همکاری رفقای علاقمند آغاز کرد. ترجمه فارسی جلد اول این مجموعه - پس از حدود سه سال انتظار! - سرانجام توسط نشر اختران انتشار یافت. ترجمه و ویرایش مقالات جلد دوم (با عنوان «گردش سرمایه») نیز اواخر بهار امسال به پایان رسیده است (هفت مقاله از این مجموعه تاکنون در وبسایت کارگاه منتشر شده اند. #سه‌گانه‌ی_کاپیتال_پژوهی)؛ جلد دوم به زودی به صورت کتاب الکترونیکی در قالب مجموعه کتاب های الکترونیکی کارگاه انتشار می یابد. ترجمه جلد سوم این مجموعه متاسفانه تاکنون پیشرفت چندانی نداشته است، اما همچنان در دستور کار کارگاه و اولویت های ترجمه-انتشاراتی آن قرار دارد.

با سپاس و قدردانی از عزیزانی که بدون هرگونه چشم داشت مادی، برای ترجمه مقالات این مجموعه همت نهادند.

تحریریه کارگاه دیالکتیک
بهمن ۱۳۹۹

-------------------------------------------
@kdialectic
1👍1
فضاهای آلترناتیو؟
چگونه از فضاهای استعماری، سرمایه‌دارانه، دولت‌محور، و مبتنی بر بازتولید نابرابری‌های جنسی/جنسیتی، مذهبی، نژادی، و قومی فراتر برویم؟
...
همواره وقتی حرف از شکل‌های آلترناتیوِ زیست از جمله فضاهای خودگردان می‌شود، اولین پرسشی که پیش‌ می‌آید این است که «آیا در هیچ جای جهان یک چنین آلترناتیوی شکل گرفته است؟». طرح‌کنندگان این پرسش اعتقاد دارند که از آنجایی که چنین شکل‌های نوپدید و آلترناتیوی تاکنون شکل نگرفته‌اند پس هیچ گاه شکل نخواهند گرفت. این پیش‌فرض اما متناقض، انتزاعی، و تاریخ‌زدوده است زیرا تصور می‌کند هیچ امر نو و جدیدی امکان بروز ندارد. به تعبیر دیگر، پیش‌فرض ضمنی‌ این دیدگاه این است که گویی تاریخی وجود ندارد و همه چیز به اینجا و اکنون تقلیل داده می‌شود. همبسته با این برداشت از تاریخ، جغرافیا بیز همچون امری ایستا و ازلی بازنمایی می‌شود. این بحث به بنیان‌های هستی‌شناسانه‌ی خاصی گره خورده است که روی باسکار در کتاب‌هایش از جمله در نظریه‌ی رئالیسیتیِ علم و دیالکتیک؛ نبض آزادی آن‌ها را به خوبی تبیین و نقد کرده است. از دید باسکار، اینگونه پیش‌فرض‌ها ریشه در تجربه‌گرایی (empiricism) و فعلیت‌گرایی (actualism) (مندرج در دیدگاه هیوم) دارند که جهان را همچون نظامی بسته می‌فهمند.
از تناقض درونی این نگاه و بنیان‌های فلسفی‌اش که بگذریم اما باید گفت که بر خلاف این تصور غالب، همین اکنون در نقاط مختلف جهان شکل‌های آلترناتیوِ زیست عملن وجود دارند که روابط اجتماعی در آن‌ها استعماری، سرمایه‌دارانه، و یا دولت‌محور نیست. این فضاهای آلترناتیو اما جایی در ادبیات موجود ندارند و معمولن در حاشیه‌ها باقی مانده‌اند. از همین رو یک رویکرد رهایی‌بخش باید آن‌ها را بیش از پیش برجسته کند. یکی از نمونه‌های این فضاهای آلترناتیو را می‌توان در برزیل یافت. سکونت‌گاه‌هایی که با نام کوییلومبو (quilombos) و یا جوامعِ مارون (Maroon communities) شناخته می‌شوند نشانگر وجود شکل‌های نوپدیدِ بودن و هستی‌های یگانه‌ای هستند که جایی در ادبیات جریان غالب ندارند.مولفه‌ی مرکزی این سکونت‌گاه‌ها مقابله با خشونت است. این سکونت‌گاه‌ها در واقع فضامندی‌های آلترناتیو هستی را به ما نشان می‌دهند. فضامندی‌ها و شکل‌هایی از سکونت که عاری از روابط استعماری و استثماری هستند. کوییلومبوها بر مبنای رد هر شکلی از بردگی شکل گرفته‌اند. جنبش سیاه‌پوستان در برزیل توانسته‌ است به اتکای این شکل از سکونت، یعنی با برجسته‌کردنِ این شکل خاصِ فضا، تاریخ برزیل را بازتعریف کند.
برای آشنایی با جزئیات این فضاهای آلترناتیو و برخی نمونه‌های ملموس و اینکه چگونه روابط اجتماعی‌شان را در عمل به دور از روابط سرمایه‌دارانه، استعماری، جنسیتی، نژادی، قومیتی، و مذهبی سازمان می‌دهند می‌توانید به متنی با عنوان «Marronage as a Past and Present Geography in the Americas» مراجعه کنید.
منتشر شد:
تولید اجتماعی فضای شهری
مارک گاتدینر
ترجمه‌ی آیدین ترکمه
...
فهرست مطالب این کتاب نیز به شرح زیر است:
1. درآمد
۲. اکولوژی شهری، اقتصاد و جغرافیا: تحلیل فضایی در گذار
۳. اقتصاد سیاسیِ مارکسی
۴. پارادایم‌های سیال: بحث درباره‌ی نظریه‌ی فضا
۵. فراسوی اقتصاد سیاسی مارکسی: فرمول سه‌تایی و تحلیل فضا
۶. ساختار و عاملیت در تولید فضا
۷. بازسازی فضای سکونتی
۸. اجتماع، آزادی/اختیار، و زندگی روزمره.
...
پیشگفتارِ این کتاب که پیش‌تر در فضا و دیالکتیک منتشر شده بود اینجا در دسترس است.
علاقه مندان می توانند با مراجعه به فروشگاه دانش شهر مرکز مطالعات و برنامه ریزی شهر تهران واقع در میدان آرژانتین، نبش خیابان الوند، مجتمع تجاری بهاران - طبقه همکف نسبت به تهیه این کتاب اقدام کنند.
دیروز از طریق یکی از دوستان متوجه شدم کتاب کریستین راس با عنوان «تجملات اشتراکی: مخیله سیاسی کمون پاریس» با ترجمه‌ی رحمان بوذری منتشر شده است. کتاب از زوایای مختلفی دارای اهمیت است. اما یکی از حوزه‌های اهمیتش دقیقن در این است که بر شکل‌های آلترناتیو فضای اجتماعی تاکید دارد. همچنان که می‌توانید در بریده‌ای از کتاب که اینجا در دسترس است ببینید، نویسنده با ضرورت فراروی از شکل دولت ملی و با تاکید بر نقد مفاهیم و واقعیت‌هایی همچون ملی‌گرایی آغاز می‌کند.
یکی از منابع الهام اصلیِ کریستین راس، اندیشه‌های جغرافی‌دان آنارشیست الیزه رکلو (Élisée Reclus) است. سنت جغرافیای آنارشیستی نیز مانند برخی سنت‌های دیگر اندیشه‌ی جغرافیایی هنوز در زبان فارسی غایب است. یکی از آثار مهم در این زمینه کتابی است با عنوان آنارشی، جغرافیا، مدرنیته: برگزیده‌ای از نوشته‌های الیزه رکلو. از دیگر نویسندگان مشهور در حوزه‌ی جغرافیای آنارشیستی، پیتر کروپوتکین است. برای مطالعه‌ی بیشتر در این حوزه می‌توانید به مقاله‌ای با عنوان «آنارشیسم و جغرافیا: تبارشناسیِ مختصر جغرافیاهای آنارشیستی» مراجعه کنید. کروپوتکین نیز متنی دارد با عنوان «جغرافیا چه باید باشد» که اینجا در دسترس است.
دوست گرامی، هومن کاسبی برخی از آثار کروپتکین و دیگر متون مربوط به آنارشیسم را به فارسی برگردانده است که در اینجا قابل مشاهده هستند.
با فضا و دیالکتیک همراه باشید. متنِ در دست انتشار:

جغرافیا، رئالیسم انتقادی و مارکسیسم:
تولید فضا و رئالیسم انتقادی از دید جان مایکل رابرتس
آیدین ترکمه

مقدمه:
زمانی که مشغول نگارشِ رساله‌ام در دوره‌ی دکتری جغرافیای سیاسی (دانشگاه تربیت مدرس) بودم، به واسطه‌ی تمرکزم بر شباهت‌ها و تفاوت‌های روش‌شناسانه‌ی رویکردهای مختلف به فضا/جغرافیا در سنت‌های فکری متفاوت، و به ویژه به سبب علاقه‌ام به استفاده‌ی همزمان از رئالیسمِ انتقادیِ روی باسکار و نیز تولیدِ فضای آنری لوفور در پروراندنِ یک چارچوب نظری آلترناتیو (یک نظریه‌ی فضایی دیالکتیکی) با متن مفصلی از جان مایکل رابرتس (استاد دانشگاه برونل در لندن) مواجه شدم که به رابطه‌ی مارکسیسم و رئالیسم انتقادی پرداخته است. به نظرم رسید بحث‌های او به ویژه برای دانشجویان جغرافیا، مطالعات شهری، معماری، و البته علوم سیاسی و جامعه‌شناسی مفید و راهگشا باشد. از همین رو در این نوشته می‌کوشم با مروری تفصیلی بر نوشته‌ی او با عنوان «انتزاعِ فضاییِ رئالیستی؟ ملاحظاتی مارکسیستی بر مدعایی درونِ جغرافیای رئالیستی انتقادی» به برخی از مهم‌ترین پروبلمتیک‌های نظری‌ای بپردازم که در این سال‌ها با آن‌ها درگیر بوده‌ام. برخی از مهم‌ترینِ این پروبلمتیک‌ها عبارتند از: رابطه‌ی بین سطوحِ تحلیل و مقیاس‌های جغرافیایی، اهمیتِ انتزاع در نظریه‌پردازیِ جغرافیایی، رابطه‌ی نظریه‌پردازیِ انتزاعی و انضمامی، وجوهِ متمایزِ دیالکتیکِ رئالیستی انتقادی و دیالکتیک‌های مارکسی و مارکسیستی، امکان‌پذیریِ کسبِ شناختِ ابژکتیو به شیوه‌ای دیالکتیکی و متفاوت از دیدگاه‌های پوزیتیویستی، کاستی‌های دیدگاهِ پسااستعماری، مزایای یک نظریه‌ی مارکسیستیِ مبتنی بر تمامیت (totality)، رابطه‌ی مارکس و هگل، و ضرورتِ نظریه‌پردازی‌های مارکسیستیِ غیراروپامحورِ ابعاد و لایه‌های متفاوتِ ایران اشاره کرد. در رساله‌‌ام به واسطه‌ی ارائه‌ی خوانشی انتقادی از ژئوپلیتیک انتقادی در آثار ژئوراید اتوتایل و سیمون دالبی، دو چهره‌ی اصلیِ ژئوپلیتیک انتقادی، سعی کردم تا به برخی از این پروبلمتیک‌ها بپردازم. متنِ حاضر را باید در چنین کانتکستی خواند.

رئوس متن حاضر به شرح زیر است:

۱. انتزاع در جغرافیا: نگاهی به برداشت‌های مارکسیستی و رئالیستی انتقادی
۲. مارکسِ هگلی در برابر مارکسِ رئالیست انتقادی؟
۳. برداشتِ رابرتس از رئالیسم انتقادی
۴. رئالیسم انتقادی و جغرافیا
۵. نقد رابرتس بر رئالیسم انتقادی به کمک نظریه‌ی دیالکتیکی علی شمس‌آوری
۶. دیالکتیک فضایی لوفور: انتزاعِ جغرافیایی به شیوه‌ای مارکسیستی
۷. چرا خوانش رابرتس از رئالیسم دیالکتیکی مساله‌ساز است؟
۸. خوانشِ باب جسوپ از رئالیسم انتقادی و جغرافی‌دان‌های ملهم از او
۹. نتیجه‌گیری
جغرافیا، رئالیسم انتقادی و مارکسیسم:
تولید فضا و رئالیسم انتقادی از دید جان مایکل رابرتس
آیدین ترکمه

«به گفته‌ی رابرتس رئالیسم انتقادی برای یک دوره‌ی کوتاه در حوزه‌ی جغرافیا توجه زیادی را به خود جلب کرد. آنچه برای جغرافی‌دان‌ها جالب بود روش انتزاع خاص رئالیسم انتقادی بود که امکان منتزع‌کردنِ قدرت‌های علیتی زیرین یک ابژه/موضوع را فراهم می‌آورد که اجازه می‌داد تحلیل اجتماعی در سطوح متفاوت انتزاع صورت پذیرد. رابرتس استدلال می‌کند که «حرکتِ نظری از واقعیتِ زیرین یک ابژه به نمودِ پیشامدی و روزمره‌اش به جغرافی‌دان‌ها امکان می‌داد تا مقیاس‌های فضایی متفاوتِ یک ابژه‌ی واحد را مطالعه کنند». رابرتس به دنبال آن است که با به‌چالش‌کشیدن روش رئالیسم انتقادی به کمک هگل، مارکس و لوفور، نشان دهد که رئالیست‌های انتقادی و جغرافی‌دان‌های رئالیست انتقادی پروژه‌های روش‌شناسانه‌ی متفاوتی را نسبت به مارکسیسم پی گرفته‌اند. به گفته‌ی او در حالی که مارکسیست‌ها به دنبال کاویدنِ خودجنبی یک ذاتِ متضاد هستند، رئالیست‌های انتقادی و جغرافی‌دان‌های رئالیست انتقادی به دنبال مطالعه‌ی پیوند «بیرونی» و رابطه‌ایِ بین نیروهای علی هستند. انتقاد رابرتس این است که در رئالیسم انتقادی رگه‌هایی وجود دارد که شرحی نسبتاً ایستا از ذات یا نیروهای علی ارائه می‌کنند.»
برای خواندن و دانلود این متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/geography-critical-realism-and-marxism/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@dialectialspace
👍2
جلد دوم از مجموعه‌ی «فلسفه، سیاست، شهر» منتشر شد.
جلد دوم از مجموعه‌ی «فلسفه، سیاست، شهر» منتشر شد:
دلوزگتاری
ترجمه و تالیف:
ساره پیمان
پویا غلامی
پیمان غلامی
ایمان گنجی
...
از
متن پشت جلد:
«انسان معاصر اساساً قلمروزدایی‌شده است. سرعت‌ فزاینده‌ی سیلان‌های شاهراه‌ها، موسیقی‌ها، مُدها، تبلیغات، افزارها، بیت‌های اطلاعاتی، جنگ‌ها و دیگرها، به موازات رشد شرکت‌گرایی، حیات زیست‌سیاسیِ شهروند معاصر را درمی‌نوردد؛ خواه بشری مقیم زاغه‌ای در جنوب جهانی باشد و خواه ساکنِ یکی از کلان‌شهرهای هوشمند متکی به های‌تِک. نزد دلوز و گتاری جریان حیات شهری، جریان جمعیت، جریان غذا، و جریان ماده-‌انرژی چهار جریان اصلی به شمار می‌آیند که مناسبات و برهم‌کنش‌های پیچیده‌شان متناوباً اصول موضوعه‌ی کاپیتالیسم و اقتصاد جهانی را مسئله‌دار می‌کند. برای درک آنچه دلوز و گتاری فارغ از استعاره‌پردازی و به معنای دقیق کلمه «ماشین اجتماعی» می‌نامند ناگزیر از بازخوانیِ شهرشناختیِ نظریه‌ی جریان‌ها هستیم. در این بازخوانی عملاً با نقشه‌نگاری فرایندهای رمزگذاری/رمززدایی/فرارمزگذاری، و نیروگذاری‌های قلمروگذار/قلمروزدا/بازقلمروگذار در بستر حیات شهری مواجه می‌شویم که ما را به پهنه‌ی سیستمِ جهان‌گسترِ امیال و باورها رهنمون می‌شوند و توامان از بالقوگی‌های انفجاری و تثبیت‌های انسدادزای موقعیت‌های شهری تاگشایی می‌کنند؛ فرایندها و نیروهایی که زیست روزمره‌ی ساکنان قلمروهای سکونت‌پذیر را از حیث بالفعل و مجازی برمی‌سازند و درمی‌نوردند. مقالات گردآوری‌شده در کتاب حاضر ــ در قالب یک مفصل‌بندی چهارگانه، شامل روان‌‌شهر، مردم‌‌شهر، توان‌‌شهر، و نقد‌‌شهر ــ به زبانِ فنی و ساده به دل این منظومه‌ی مفهومی در گستره‌ی آثار دلوز و گتاری می‌زنند و می‌کوشند لولایی برای برهم‌کنش انتقادی میان مفاهیم و کارکردهای عملی و اجرایی‌شان بسازند، و به نحوی چندظرفیتی هم برای دانشجویان معماری و شهرسازی و هم برای علاقمندان پیگیر آثار دلوز و گتاری اثرگذار باشند.»
برای تهیه‌ی کتاب می‌توانید به وبسایت کتابکده‌ی کسری مراجعه کنید.
نریمان جهانزاد درباره‌ی انتشار کتاب دلوزگتاری (جلد دوم از مجموعه‌ی «فلسفه، سیاست، شهر») این طور توضیح می‌دهد:
«به درخواست فضا و دیالکتیک و به همت رفقا، بالأخره جلد دوم از مجموعه‌ی «فلسفه، سیاست، شهر» منتشر شد. تا جایی‌که می‌دانم این اولین کتابی‌ست که در فارسی درباره‌ی اندیشه‌ی دلوز و گتاری در حوزه‌ی مطالعات شهری و فضا نوشته شده است؛ و اگر بگویم یکی از متفاوت‌ترین، و چه بسا از جدی‌ترین، کتاب‌های انتقادی‌ای‌ست که تا به حال در مطالعات شهری در ایران نوشته شده است پر بیراه نگفته‌ام. رفقا قریب به شش ماه روی کتاب کار کردند، متن‌های زیادی را جمعی خواندند و از میان آنها بنیادی‌ترین متن‌ها را، بر اساس نیاز مخاطب و وضعیت انضمامی، انتخاب و ترجمه کردند. حاصل کار درخشان است. مسلماً آشنایی با نظریه‌های انتقادی شهری معاصر نیازمند کار بسیار گسترده‌تری است. اما خب در اقلیمی که استاد تمام‌های‌اش هنوز فوکو را فوکالت تلفظ می‌کنند، قصه‌ی شهر می‌سرایند، از اوربانیزمْ شهرباوری می‌فهمند، بازآفرینی رادیکال(!) را عروسِ پراگماتیسم و حمکروایی (که از نظر واژگان‌شناسی یکسره بی‌معنی است) می‌کنند، و اوج رادیکالیته‌شان لاس‌زدن با چرندوپرندهایی است که محافل فکریِ هابیتات و بانک جهانی و ایزوکارپ جعل کرده‌اند، فعلاً همین‌ها هم غنیمت است. باری، در راستای جبرانِ فقر نظری دانشگاهی و خالی‌بودن دستِ دانشجویان و پژوهشگران از متون مربوط به نظریه‌های شهری معاصر، دو سال پیش فضا و دیالکتیک این مجموعه‌ را تعریف کرد تا هر جلد به ترجمه و تشریح بازتاب منظومه‌ی مفهومی یک فیلسوف و اندیشمند برجسته در مطالعات شهری اختصاص یابد. ماهیت این مجموعه مختل‌کردن گفتارهای رسمیِ دانشگاهی و تلاش برای ایجاد یک میدان فکری جدید برای تحلیل و مسأله‌مند‌کردن موضوعات شهری است. از همین روست که پروژه نمی‌توانست محدود به علایق هیئت تحریریه‌ی فضا و دیالکتیک بماند و ناگزیر می‌بایست با حلقه‌های فکری دیگر پیوند می‌خورْد تا بتواند ردی بر واقعیت بیندازد. دو جلد نخست به لوفور و دلوزگتاری پرداخت، و بناست جلدهای بعدی، باز هم به کمکِ سایر حلقه‌های فکری، به اندیشه‌های آگامبن، فوکو، هاروی و ویریلیو اختصاص یابند».
👍1
نوروز مبارک

دوستان و همراهان عزیز
امسال فضا و دیالکتیک پنج‌ساله می‌شود. در سال‌های گذشته کوشیدیم برخی از مهم‌ترین متون را در حوزه‌های مختلف از جمله نظریه‌ی شهری انتقادی، نظریه‌ی معماری، و نظریه‌های انتقادی جغرافیایی منتشر کنیم. در این مسیر بسیاری ما را همراهی و کمک کردند. از همه‌ی آن‌ها ممنونیم.
در خصوص متون ترجمه، روال کارمان این بود که ابتدا بخش‌هایی از متون دریافتی را با متن اصلی مقابله می‌کردیم. سپس، اگر متن دارای ایرادات بنیادی بود که آن را به مترجم بازمی‌گرداندیم (درخواست تدقیق ترجمه) اما اگر تشخیص می‌دادیم که متن دریافتی به رغم ایراداتش پتانسیل انتشار دارد، یکی از اعضای شورای سردبیری اقدام به مقابله‌ی کامل ترجمه با متن اصلی می‌کرد.
دوست داریم این را اعلام کنیم که فضا و دیالکتیک در این سال‌ها از هیچ فرد یا گروه یا سازمانی کمک مالی دریافت نکرده است. هزینه‌های نگهداری سایت (تمدید دامنه و سرویس) اما سال به سال افزایش یافته است. افزون بر این، به سبب فقدان افرادی که در فرایند ویراستاری با فضا و دیالکتیک همکاری کنند، دیگر نمی‌توانیم مانند گذشته اقدام به مقابله‌ی واژه به واژه‌ی برخی از متون دریافتی کنیم. نیروی انسانی لازم را برای این منظور در اختیار نداریم.
از همین رو ناگزیر هستیم تا سیاست‌های انتشارمان را کمی تغییر دهیم. فضا و دیالکتیک هیچ وقت متنی را که کیفیت ترجمه‌اش پایین بوده منتشر نکرده است. از این پس هم نخواهد کرد. با این حال از این به بعد برای متون دریافتی (چه ترجمه و چه تالیف)، هزینه‌ای را برای ویراستاری و مقابله دریافت خواهیم کرد. از آنجایی که مبلغ هزینه‌ی دریافتی مورد به مورد متفاوت خواهد بود، فقط پس از بررسی متن اولیه (بر اساس کیفیت کار، ترجمه‌بودن یا تالیفی‌بودن، لزوم یا عدم لزوم مقابله‌ی کامل، و موارد دیگر) می‌توانیم میزان دقیقش را برای هر متن اعلام کنیم.
...
افزون بر این، کمک های مالی شما، حتا در مبالغ بسیار اندک، می‌توانند کمک بسیار موثری برای ما باشد. در صورت تمایل، مبلغ مورد نظرتان را به حساب زیر واریز نمایید:
شماره‌ی کارت:
6221 0610 6724 1275
شماره‌ی شبا:
IR 3205 4010 4280 0207 0258 1001
بانک پارسیان
...
با آرزوی سالی بهتر برای همگی
فضا و دیالکتیک
تاریخِ بردگی در ایران و تولید فضای نژادپرستانه
اهمیت پرداختن به سیاه‌پوستان ایران

امروز داشتم یکی از گروه‌های تلگرامی در حوزه‌ی جغرافیا را مرور می‌کردم که برخوردم به ادعایی مبنی بر اینکه «ستم نهادینه نسبت به سیاه‌پوستان در ایران هرگز وجود نداشته است». یادم آمد بهناز میرزایی اصل پژوهشی جدی در این خصوص انجام داده است که در کتابی با عنوان تاریخ برده‌داری و رهایی در ایران بین سال‌های ۱۸۰۰ تا ۱۹۲۰ در سال ۲۰۱۷ منتشر شده است. با یک جستجو متوجه شدم که خوشبختانه این کتاب در سال ۱۳۹۷ با عنوان سرگذشت بردگی و آزادی بردگان در ایران به فارسی هم ترجمه شده است.
بهناز میرزایی، پژوهشگر ایرانی-کانادایی، در بیست سال گذشته به تحقیق درباره‌ی ایرانیان آفریقایی‌تبار پرداخته و تاریخ نسبتاً ناشناخته‌ی برده‌داری در ایران را مطالعه کرده است. در معرفی کتاب او نیز متنی از ژیلیان دمور با عنوان «ما ایرانی هستیم»: بازکشف تاریخ بردگان آفریقایی در ایران با ترجمه‌ی هامون نیشابوری منتشر شده است.
پدرام خسرونژاد هم بر روی بردگان افریقایی در ایران کار می‌کند. برای نمونه نگاه کنید به این یادداشت پژوهشی که با عنوان چهره‌ی برده‌داری افریقایی در ایرانِ قاجار در عکس‌ها در گاردین منتشر شده است. این متن حاوی عکس‌هایی تاریخی مهمی در خصوص پیشینه‌ی بردگی در ایران است.
متن دیگری با عنوان ایرانیان سیاه‌پوست؛ اقلیتی بافرهنگ، اما سرکوب‌شده و قربانی تبعیض نیز به فارسی در دسترس است.
...
باید توجه داشت که بردگی در ایران به دوران باستان برمی‌گردد و به دوران اسلامی محدود نیست. با این حال پژوهش‌های بسیار اندکی در این خصوص وجود دارد. نتیجه اینکه به رغم شواهد تاریخی بسیار، هنوز بسیاری حتا وجود برده‌داری را در ایران انکار می‌کنند.
از همین رو پژوهش درباره‌ی برده‌داری و نیز پیشینه‌ی سیاه‌پوستان در ایران یک ضرورت است. البته که برده‌داری در ایران به هیچ وجه به سیاه‌پوستان محدود نبوده است.
یکی از وجوه مهم کتاب بهناز میرزایی توجهش بر ابعاد جغرافیایی مساله‌ی برده‌داری در ایران است. از جمله اینکه از دید او تجارت برده در ایران (بر خلاف مثلن برده‌داری در اروپا) به هیچ وجه فقط وجوه نژادی نداشته است بلکه آمیزه‌ای بوده است از نشان‌گرهای هویتی متفاوت که در مناطق و جغرافیاهای مختلف به شکل‌های متنوعی بروز کرده‌اند. از همین رو او به خوبی اهمیت مولفه‌های جغرافیایی را در مساله‌ی پیچیده‌ی هویت‌ در ایران آشکار می‌کند. میرزایی در فصل‌ها یک، دو و سه از کتاب مشخصن به رابطه‌ی مساله‌ی بردگی در سرحدات ایران پرداخته است. برای نمونه عنوان فصل دوم کتاب چنین است: برده‌داری و تکوین سرحدات جدید ایران بین سال‌های ۱۸۰۰ تا ۱۹۰۰.
بر همین اساس فکر می‌کنم کتاب میرزایی و دیگر پژوهش‌های او در همین زمینه می‌توانند منبعی بسیار مفید در اختیار ما بگذارند تا بتوانیم یکی از لایه‌های تولید فضا را در ایران معاصر برجسته کنیم: «تولید فضای نژادپرستانه» که البته با لایه‌های هویتی دیگری آمیخته است.
Channel photo updated