مقدمهای بر اندیشهی نانسی
ماری-ایو مورین
برگردان: نریمان جهانزاد
«خواننده هنگام پیش رفتن در متون نانسی نباید انتظار داشته باشد که هر گامِ منفرد و خاص را [در مسیر بحث وی] بفهمد. [خواندن نانسی] مثل این میماند که آدم شیرجه بزند وسط یک دایره: [نقطهی] آغاز فقط در پایان فهمیده میشود یا در واقع بعد از بارها چرخش. این [دشواریابی] حاصل و پیامدِ امر «متکثر تکین» هم هست: هیچ حقیقتِ منفرد و مستقلی وجود ندارد که بشود آن را بلافاصله به عنوان [نقطهی] آغاز شناسایی کرد. اما حتم دارم با دست نکشیدن از خواندن، اندیشهی نانسی قدرتِ تغییرِ نگاهمان به جهان و درکمان از معنای وجود داشتن با دیگران را دارد.»
برای خواندن و دانلود این متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/an-introduction-to-nancy/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@dialectialspace
ماری-ایو مورین
برگردان: نریمان جهانزاد
«خواننده هنگام پیش رفتن در متون نانسی نباید انتظار داشته باشد که هر گامِ منفرد و خاص را [در مسیر بحث وی] بفهمد. [خواندن نانسی] مثل این میماند که آدم شیرجه بزند وسط یک دایره: [نقطهی] آغاز فقط در پایان فهمیده میشود یا در واقع بعد از بارها چرخش. این [دشواریابی] حاصل و پیامدِ امر «متکثر تکین» هم هست: هیچ حقیقتِ منفرد و مستقلی وجود ندارد که بشود آن را بلافاصله به عنوان [نقطهی] آغاز شناسایی کرد. اما حتم دارم با دست نکشیدن از خواندن، اندیشهی نانسی قدرتِ تغییرِ نگاهمان به جهان و درکمان از معنای وجود داشتن با دیگران را دارد.»
برای خواندن و دانلود این متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/an-introduction-to-nancy/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@dialectialspace
فضا و دیالکتیک
مقدمهای بر اندیشهی نانسی - فضا و دیالکتیک
ریشههای بستر فکری نانسی را میتوان در رخداد یا گسست تفکر فلسفی غربی یافت که نامهای خاص نیچه، هایدگر و فروید بر آن حک شده بود: در قول نیچه مبنی بر اینکه خدا مرده است و نقد وی بر متافیزیک افلاطونی و مسیحی، در متافیزیک به مثابه هستی-خدا-شناسی (انتوتئولوژی)…
خوانش مارکس در ۱۹۶۵؛ روایتِ آلتوسر (و حلقهاش) و لوفور در ۲۰۱۶
استوارت الدن
برگردان: امین علیمحمدی
«جایگاه آلتوسر به عنوان یکی از کلیدیترین نویسندگان فرانسوی در باب مارکس اثبات شده است: به همین سبب ارائۀ ترجمهای کامل از «خوانش سرمایه» نقش مهم او و شاگردان ممتازش را در ارائۀ این تفسیر عمیق [از سرمایۀ مارکس] به درستی نمود خواهد داد. لوفور اما در بحثهای مارکسیستی کمتر شناخته شده است. امروز اما [با ترجمۀ کامل از] «متافلسفه» آنچنان که دیود کانینگام نیز در ستایشی سخاوتمندانه از کتاب اظهار میکند، لوفور را در زمرۀ بزرگترین متفکران مارکسیست قرن بیستم قرار میدهد»
برای خواندن و دانلود این متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/reading-marx-in-1965/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@dialectialspace
استوارت الدن
برگردان: امین علیمحمدی
«جایگاه آلتوسر به عنوان یکی از کلیدیترین نویسندگان فرانسوی در باب مارکس اثبات شده است: به همین سبب ارائۀ ترجمهای کامل از «خوانش سرمایه» نقش مهم او و شاگردان ممتازش را در ارائۀ این تفسیر عمیق [از سرمایۀ مارکس] به درستی نمود خواهد داد. لوفور اما در بحثهای مارکسیستی کمتر شناخته شده است. امروز اما [با ترجمۀ کامل از] «متافلسفه» آنچنان که دیود کانینگام نیز در ستایشی سخاوتمندانه از کتاب اظهار میکند، لوفور را در زمرۀ بزرگترین متفکران مارکسیست قرن بیستم قرار میدهد»
برای خواندن و دانلود این متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/reading-marx-in-1965/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@dialectialspace
فضا و دیالکتیک
خوانش مارکس در ۱۹۶۵؛ روایتِ آلتوسر (و حلقهاش) و لوفور در ۲۰۱۶ - فضا و دیالکتیک
لوفور برخلافِ آلتوسر، قرائت خود از تمامیِ آثار مارکس را تنها صرف شناسایی اهمیت تأثیرات هگلی بر مارکس نمیکند بلکه در عوض نشان میدهد مارکس با فکر هگلی است که تکمیل میشود علاوه بر این تأکید میکند که اومانیسم در سرتاسر نوشتههای مارکس وجود دارد.
ژئوکریتیسیسم (نقدِ جغرافیایی) در میانهی چیزها: مکان، دگرگونی/واژگونی، و چشماندازهای ادبیات تطبیقی
رابرت تی. تالی
برگردان: فریده شهریاری و آیدین ترکمه
«نظریهی انتقادی امروزه، در میان سایر چیزها، باید شامل نوعی نظریهی تخیل، یا شاید نظریهی فقدان تخیلمان باشد. مساله این نخواهد بود که چگونه میتوانیم با یقین مطلق جهان و مکان خود را در آن بشناسیم. این پروژه، پروژهای شناختشناسانه در آن معنا نیست. مساله در عوض این است که چگونه میتوانیم داستانهای جدید و متفاوت روایت کنیم، چطور میتوانیم همزمان که به محدودیتهای وضع موجود میاندیشیم بدیلهایی را نیز برای آن بپرورانیم. من دارم تا حدی به تکانهای یوتوپیایی میاندیشم که میتوان در نظریات ارنست بلوخ، هربرت مارکوزه، یا جیمسون یافت و در واقع جیمسون بارها در آثارش اظهار کرده است که اندیشهی دیالکتیکی ـــ که اکنون میتوانم بگویم که به درستی نام مستعار خودِ «نظریه» است ـــ واقعن شیوهای است برای اندیشهورزیِ آینده، یعنی دیالکتیک، نوع خاصی از اندیشه است که متناسبِ خودِ یوتوپیا است. اما تا حدی میتوان گفت که این در واقع مطالعهی موشکافانهی متون و نظریههای گذشته از منظر ژئوکریتیسیسمی تخیلی/خلاقانه و نقشهنگارانه است که تاملِ عمیق دربارهی محدودیتهای اندیشه در موقعیت کنونی را ممکن کرده است».
برای خواندن و دانلود این متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/geocriticism-in-the-middle-of-the-things/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@dialectialspace
رابرت تی. تالی
برگردان: فریده شهریاری و آیدین ترکمه
«نظریهی انتقادی امروزه، در میان سایر چیزها، باید شامل نوعی نظریهی تخیل، یا شاید نظریهی فقدان تخیلمان باشد. مساله این نخواهد بود که چگونه میتوانیم با یقین مطلق جهان و مکان خود را در آن بشناسیم. این پروژه، پروژهای شناختشناسانه در آن معنا نیست. مساله در عوض این است که چگونه میتوانیم داستانهای جدید و متفاوت روایت کنیم، چطور میتوانیم همزمان که به محدودیتهای وضع موجود میاندیشیم بدیلهایی را نیز برای آن بپرورانیم. من دارم تا حدی به تکانهای یوتوپیایی میاندیشم که میتوان در نظریات ارنست بلوخ، هربرت مارکوزه، یا جیمسون یافت و در واقع جیمسون بارها در آثارش اظهار کرده است که اندیشهی دیالکتیکی ـــ که اکنون میتوانم بگویم که به درستی نام مستعار خودِ «نظریه» است ـــ واقعن شیوهای است برای اندیشهورزیِ آینده، یعنی دیالکتیک، نوع خاصی از اندیشه است که متناسبِ خودِ یوتوپیا است. اما تا حدی میتوان گفت که این در واقع مطالعهی موشکافانهی متون و نظریههای گذشته از منظر ژئوکریتیسیسمی تخیلی/خلاقانه و نقشهنگارانه است که تاملِ عمیق دربارهی محدودیتهای اندیشه در موقعیت کنونی را ممکن کرده است».
برای خواندن و دانلود این متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/geocriticism-in-the-middle-of-the-things/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@dialectialspace
فضا و دیالکتیک
ژئوکریتیسیسم (نقدِ جغرافیایی) در میانهی چیزها: مکان، دگرگونی/واژگونی، و چشماندازهای ادبیات تطبیقی - فضا و دیالکتیک
جغرافیانقادان بر این عقیدهاند که یک رویکرد انتقادی مناسب به موضوعات، متون، و وقایعِ فضازمانمندِ مورد بررسی باید متاثر از پرکتیسی نظری باشد که قادر است با شرایط متغیر و متلونی مواجه شود که شرایط امکان خودِ نقد هستند. یعنی نظریهی ژئوکریتیکال نوعی نقطهیِ…
فضا، سیاست و امر سیاسی
مصطفی دیکچ
ترجمه و تلخیص: ایمان واقفی
« پلیس بیش از هر چیز شیوهی انضباط بدن است. نظمی که شیوهی عمل، شیوهی بودن و شیوهی حرف زدن را تعیین میکند. نظمی که به هر بدن نام، مکان و وظیفهی مناسباش را تخصیص میدهد. پلیس نظمِ امور مشاهدهپذیر و امور بهکلام آمدهاست، نظمی که اجازه میدهد فلان فعالیت قابل مشاهده شود و دیگری خیر، فلان سخن در قالب گفتار درآید و دیگری در قالب پارازیت. »
برای خواندن و دانلود این متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/space-politic-and-the-political/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@dialectialspace
مصطفی دیکچ
ترجمه و تلخیص: ایمان واقفی
« پلیس بیش از هر چیز شیوهی انضباط بدن است. نظمی که شیوهی عمل، شیوهی بودن و شیوهی حرف زدن را تعیین میکند. نظمی که به هر بدن نام، مکان و وظیفهی مناسباش را تخصیص میدهد. پلیس نظمِ امور مشاهدهپذیر و امور بهکلام آمدهاست، نظمی که اجازه میدهد فلان فعالیت قابل مشاهده شود و دیگری خیر، فلان سخن در قالب گفتار درآید و دیگری در قالب پارازیت. »
برای خواندن و دانلود این متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/space-politic-and-the-political/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@dialectialspace
مروری بر اندیشهی دیوید هاروی
نوئل کستری
برگردان: همن حاجیمیرزایی
«هاروی یکی از اولین جغرافیدانانی بود که تاکید کرد فضا پیشاداده/معین، مطلق یا «ظرفی» نیست که چیزهای ذاتاً «غیرفضایی» درون آن قرار داشته باشند. همانگونه که در کتاب عدالت اجتماعی و شهر نوشته است «پرسش “فضا چیست؟” [باید] … با پرسش چگونه پرکتیسهای انسانیِ متفاوت، فضا[ها]ی متمایزی را خلق و مورد استفاده قرار میدهند؟”» جایگزین شود. از نظر هاروی، پرکتیسها و فرایندهای اجتماعی، فضاهایی خلق میکنند و این فضاها نیز به سهم خود آن پرکتیسها و فرایندها را محدود میکنند، تقویت میکنند یا تغییر میدهند »
برای خواندن و دانلود این متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/david-harvey/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@dialectialspace
نوئل کستری
برگردان: همن حاجیمیرزایی
«هاروی یکی از اولین جغرافیدانانی بود که تاکید کرد فضا پیشاداده/معین، مطلق یا «ظرفی» نیست که چیزهای ذاتاً «غیرفضایی» درون آن قرار داشته باشند. همانگونه که در کتاب عدالت اجتماعی و شهر نوشته است «پرسش “فضا چیست؟” [باید] … با پرسش چگونه پرکتیسهای انسانیِ متفاوت، فضا[ها]ی متمایزی را خلق و مورد استفاده قرار میدهند؟”» جایگزین شود. از نظر هاروی، پرکتیسها و فرایندهای اجتماعی، فضاهایی خلق میکنند و این فضاها نیز به سهم خود آن پرکتیسها و فرایندها را محدود میکنند، تقویت میکنند یا تغییر میدهند »
برای خواندن و دانلود این متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/david-harvey/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@dialectialspace
فضا و دیالکتیک
مروری بر اندیشهی دیوید هاروی - فضا و دیالکتیک
نوشتههای هاروی بسیاری از مارکسیستها را قانع کرده است که فضا و مکان در و برای سرمایهداری مهماند و بنابراین بخش لاینفک هر پروژهای برای ساقطکردنِ آن به شمار میروند.
هابرماس و فوکو: متفکرانی برای جامعهی مدنی
بنت فلوبیر
برگردان: نریمان جهانزاد
«آثار یورگن هابرماس و میشل فوکو از تنشی ذاتی در قلب مدرنیته حکایت میکنند. تنش میان اجماع و تعارض. هابرماس، که کانت را نقطهی عزیمت خود قرار میدهد، فیلسوفِ اخلاقِ مبتنی بر اجماع است. فوکو به پیروی از نیچه، فیلسوفِ تاریخِ واقعی است؛ تاریخی که بر اساسِ تعارض و قدرت روایت شده است. این مقاله به بررسی تطبیقیِ دیدگاههای اساسیِ هابرماس و فوکو دربارهی موضوع تقویتِ جامعهی مدنی و دموکراسی میپردازد.»
برای خواندن و دانلود این متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/habermas-and-foucault/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@dialectialspace
بنت فلوبیر
برگردان: نریمان جهانزاد
«آثار یورگن هابرماس و میشل فوکو از تنشی ذاتی در قلب مدرنیته حکایت میکنند. تنش میان اجماع و تعارض. هابرماس، که کانت را نقطهی عزیمت خود قرار میدهد، فیلسوفِ اخلاقِ مبتنی بر اجماع است. فوکو به پیروی از نیچه، فیلسوفِ تاریخِ واقعی است؛ تاریخی که بر اساسِ تعارض و قدرت روایت شده است. این مقاله به بررسی تطبیقیِ دیدگاههای اساسیِ هابرماس و فوکو دربارهی موضوع تقویتِ جامعهی مدنی و دموکراسی میپردازد.»
برای خواندن و دانلود این متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/habermas-and-foucault/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@dialectialspace
فضا و دیالکتیک
هابرماس و فوکو: متفکرانی حامی جامعهی مدنی - فضا و دیالکتیک
این مقاله مطالعهای تطبیقی است از دیدگاههای اصلیِ هابرماس و فوکو در خصوص مسئلهی دموکراسی و جامعهی مدنی. بطور مشخصتر، اخلاقِ گفتمانِ هابرماس در تقابل با اخلاق و تحلیل قدرتِ فوکو قرار میگیرد و امتیازاتِ هر یک از آنها برای کسانی که به درک و ایجادِ…
عقلانیت و قدرت
بنت فلوبیر
برگردان: نریمان جهانزاد
«قدرت است که تعیین میکند چه چیزی دانش به حساب بیاید، چه نوع تفسیری به عنوان تفسیرِ غالب بر دیگر تفاسیر چیره شود. قدرتْ دانشی را که مدافع اهدافاش باشد از آنِ خود میکند، و همچنین آن دانشی را که در خدمتاش نباشد، منکوب میسازد. علاوه بر آن مناسبات میان دانش و قدرت برای کسی که در پیِ درکِ انواع فرایندهایی است که بر پویاییهای سیاست، مدیریت و برنامهریزی تاثیر میگذارند، حائز اهمیت است. برای بهوجودآوردنِ چنین درکی سنتِ درازی وجود دارد که از توکودیدس تا ماکیاول و نیچه و فوکو ادامه داشته است. [تحقیق ما دربارهی] نمونهی آلبا بر اساس همین سنت انجام شد و در نتیجهگیریهایمان هم در درون همین سنت باقی خواهیم ماند. بنابراین سوال اصلیای که باید در اینجا به آن پاسخ گفت این است که "چه مناسباتِ اساسیای میان عقلانیت و قدرت به پروژهی آلبا شکل بخشیدند و سببِ عدمِ تعادل، از هم پاشیدگی و نرسیدن به اهداف [پروژه] شدند؟"»
برای خواندن و دانلود این متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/rationality-and-power/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@dialectialspace
بنت فلوبیر
برگردان: نریمان جهانزاد
«قدرت است که تعیین میکند چه چیزی دانش به حساب بیاید، چه نوع تفسیری به عنوان تفسیرِ غالب بر دیگر تفاسیر چیره شود. قدرتْ دانشی را که مدافع اهدافاش باشد از آنِ خود میکند، و همچنین آن دانشی را که در خدمتاش نباشد، منکوب میسازد. علاوه بر آن مناسبات میان دانش و قدرت برای کسی که در پیِ درکِ انواع فرایندهایی است که بر پویاییهای سیاست، مدیریت و برنامهریزی تاثیر میگذارند، حائز اهمیت است. برای بهوجودآوردنِ چنین درکی سنتِ درازی وجود دارد که از توکودیدس تا ماکیاول و نیچه و فوکو ادامه داشته است. [تحقیق ما دربارهی] نمونهی آلبا بر اساس همین سنت انجام شد و در نتیجهگیریهایمان هم در درون همین سنت باقی خواهیم ماند. بنابراین سوال اصلیای که باید در اینجا به آن پاسخ گفت این است که "چه مناسباتِ اساسیای میان عقلانیت و قدرت به پروژهی آلبا شکل بخشیدند و سببِ عدمِ تعادل، از هم پاشیدگی و نرسیدن به اهداف [پروژه] شدند؟"»
برای خواندن و دانلود این متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/rationality-and-power/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@dialectialspace
«حق بر شهر» در جنبشهای اجتماعیِ شهری
مارگیت مایر
برگردان: آیدین ترکمه
«جنبشها و نوآوریهای متفاوت، هر یک به طریقی به مفهوم «حق بر شهر» متوسل شدهاند. در برداشت لوفوری، شهریشدن مظهر دگرگونی جامعه و زندگی روزمره به واسطهی سرمایه است. لوفور در مقابل این دگرگونی، به دنبال آفریدنِ حقوق به واسطهی کنش اجتماعی و سیاسی بود: خیابان، و ادعای مالکیت نسبت به آن، و تاسیس چنین حقوقی. در این معنا، «حق بر شهر» کمتر یک حق قضایی/حقوقی، و بیشتر یک مطالبهی اعتراضی است که ادعاهای ثروتمندان و قدرتمندان را به چالش میکشد. این حق، حق به بازتوزیع است، نه برای همه، بلکه برای محرومان از آن و نیازمندان به آن. و حقی است که فقط در صورتی وجود دارد که مردمْ آن، و خودِ سیتی را از آنِ خود کنند.»
برای خواندن و دانلود این متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/right-to-the-city-in-urban-social-movements/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@dialectialspace
مارگیت مایر
برگردان: آیدین ترکمه
«جنبشها و نوآوریهای متفاوت، هر یک به طریقی به مفهوم «حق بر شهر» متوسل شدهاند. در برداشت لوفوری، شهریشدن مظهر دگرگونی جامعه و زندگی روزمره به واسطهی سرمایه است. لوفور در مقابل این دگرگونی، به دنبال آفریدنِ حقوق به واسطهی کنش اجتماعی و سیاسی بود: خیابان، و ادعای مالکیت نسبت به آن، و تاسیس چنین حقوقی. در این معنا، «حق بر شهر» کمتر یک حق قضایی/حقوقی، و بیشتر یک مطالبهی اعتراضی است که ادعاهای ثروتمندان و قدرتمندان را به چالش میکشد. این حق، حق به بازتوزیع است، نه برای همه، بلکه برای محرومان از آن و نیازمندان به آن. و حقی است که فقط در صورتی وجود دارد که مردمْ آن، و خودِ سیتی را از آنِ خود کنند.»
برای خواندن و دانلود این متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/right-to-the-city-in-urban-social-movements/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@dialectialspace
نظریه سیاسی و طراحی شهری
مارگارت کوهن
برگردان: رضا بصیری مژدهی و حمیده فرهمندیان
«نوشتار پیشرو درصدد است تا جذابیّت و افسون این شکل از توسعه را از دریچه “نظریه سیاسی” مورد حلاجی قرار دهد. دلمشغولیِ طراحی شهری، خلق فضاهای عمومیِ سرزنده و پُرچنبوجوش است، و “نظریه سیاسی” میتواند با تبیین و شفافسازیِ معنای واژه “عمومی“ و ارتباط آن با سایر ارزشهایی همچون “دموکراسی” و “برابری” به این مهم کمک نماید. “نوشهرگرایی” نمونه خوبی از نحوه بهکارگیریِ طراحی در حذف تمایز میان “فضای اشتراکی” و “فضای عمومی” است؛ [در حالیکه] نظریه سیاسی میتواند در تبیینِ تفاوت میان این دو نوع فضا، و در تشریح اینکه چرا شهروندان باید “فضای عمومی” را ارج نهند، موثر باشد. مفهوم “اجتماع محلّی” به این دلیل که بدیلی اغواکننده برای “حیات عمومی” محسوب میشود، بسیار گیرا و جذّاب است. “فضای اشتراکی” همچون یک چاشنیِ شیرینکنندهی ساختگی که بدون تزریق هیچگونه کالری به بدن، موجب لذّت فراوان میشود، بدون ایجاد حسِّ ناخوشایندِ ناشی از غریبگی، لذّتِ درجمعبودن و مردمآمیزی را نوید میدهد. افزون بر این، “فضای اشتراکی” صمیّمیتی برآمده از جهانی بهاشتراکگذاشتهشده را ارزانی میدارد؛ بدون الزام به فداکاریِ سهیمشدن با آنهایی که چیزی برای عرضه به این “جهانِ بهاشتراکگذاشتهشده” ندارند. در یک “اجتماع محلی”،[فضا و تسهیلات را] با دیگرانی سهیم میشویم [به اشتراک میگذاریم] که شبیه خودمان هستند. اما در یک “دموکراسی متکثّر”، باید با افرادی که با خودمان تفاوت دارند نیز سهیم شویم. “همبستگی دموکراتیک” وابسته به یک قلمروی عمومی است- یک کالای عمومی– که به افراد اجازه میدهد با دیگران، به رغم تفاوتهای قومی، مذهبی و اقتصادیشان، همدردی کنند.»
برای خواندن و دانلود این متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/political-theory-and-urban-design/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@dialectialspace
مارگارت کوهن
برگردان: رضا بصیری مژدهی و حمیده فرهمندیان
«نوشتار پیشرو درصدد است تا جذابیّت و افسون این شکل از توسعه را از دریچه “نظریه سیاسی” مورد حلاجی قرار دهد. دلمشغولیِ طراحی شهری، خلق فضاهای عمومیِ سرزنده و پُرچنبوجوش است، و “نظریه سیاسی” میتواند با تبیین و شفافسازیِ معنای واژه “عمومی“ و ارتباط آن با سایر ارزشهایی همچون “دموکراسی” و “برابری” به این مهم کمک نماید. “نوشهرگرایی” نمونه خوبی از نحوه بهکارگیریِ طراحی در حذف تمایز میان “فضای اشتراکی” و “فضای عمومی” است؛ [در حالیکه] نظریه سیاسی میتواند در تبیینِ تفاوت میان این دو نوع فضا، و در تشریح اینکه چرا شهروندان باید “فضای عمومی” را ارج نهند، موثر باشد. مفهوم “اجتماع محلّی” به این دلیل که بدیلی اغواکننده برای “حیات عمومی” محسوب میشود، بسیار گیرا و جذّاب است. “فضای اشتراکی” همچون یک چاشنیِ شیرینکنندهی ساختگی که بدون تزریق هیچگونه کالری به بدن، موجب لذّت فراوان میشود، بدون ایجاد حسِّ ناخوشایندِ ناشی از غریبگی، لذّتِ درجمعبودن و مردمآمیزی را نوید میدهد. افزون بر این، “فضای اشتراکی” صمیّمیتی برآمده از جهانی بهاشتراکگذاشتهشده را ارزانی میدارد؛ بدون الزام به فداکاریِ سهیمشدن با آنهایی که چیزی برای عرضه به این “جهانِ بهاشتراکگذاشتهشده” ندارند. در یک “اجتماع محلی”،[فضا و تسهیلات را] با دیگرانی سهیم میشویم [به اشتراک میگذاریم] که شبیه خودمان هستند. اما در یک “دموکراسی متکثّر”، باید با افرادی که با خودمان تفاوت دارند نیز سهیم شویم. “همبستگی دموکراتیک” وابسته به یک قلمروی عمومی است- یک کالای عمومی– که به افراد اجازه میدهد با دیگران، به رغم تفاوتهای قومی، مذهبی و اقتصادیشان، همدردی کنند.»
برای خواندن و دانلود این متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/political-theory-and-urban-design/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@dialectialspace
مجادلات انتقادی در نظریهی برنامهریزی
بیش سانیال، جان فریدمن، ای. آر. الکساندر
مترجم: بهزاد ملکپور اصل
مقدمه مترجم:
«تعارضهای برآمده از جهانیشدن و پاسخهای ارائه شده از سوی نظریهی برنامهریزی و برنامهریزان، محورِ اصلی بحثهای جدلی و انتقادیِ سانیال، فریدمن و آلکساندر است. سانیال بر مصالحهی اخلاقی در جهانِ سرشار از تعارضِ اصول تاکید دارد و در این ارتباط ارزیابی بدبینانهای نسبت به کارآمدی نظریهی برنامهریزی دارد. فریدمن در مقام دفاع از نظریهی برنامهریزی، معرفتشناسیِ مبتنی بر یادگیری اجتماعی را برای مواجهه با تعارضهای یادشده برجسته میکند و در نهایت آلکساندر، پاسخی رادیکال و مرتبط با دگرگونی اجتماعیِ دانش را مطرح میکند و از دو راهحلِ پیشین فراتر میرود.»
برای خواندن و دانلود این متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/critical-debates-in-planning-theory/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@dialectialspace
بیش سانیال، جان فریدمن، ای. آر. الکساندر
مترجم: بهزاد ملکپور اصل
مقدمه مترجم:
«تعارضهای برآمده از جهانیشدن و پاسخهای ارائه شده از سوی نظریهی برنامهریزی و برنامهریزان، محورِ اصلی بحثهای جدلی و انتقادیِ سانیال، فریدمن و آلکساندر است. سانیال بر مصالحهی اخلاقی در جهانِ سرشار از تعارضِ اصول تاکید دارد و در این ارتباط ارزیابی بدبینانهای نسبت به کارآمدی نظریهی برنامهریزی دارد. فریدمن در مقام دفاع از نظریهی برنامهریزی، معرفتشناسیِ مبتنی بر یادگیری اجتماعی را برای مواجهه با تعارضهای یادشده برجسته میکند و در نهایت آلکساندر، پاسخی رادیکال و مرتبط با دگرگونی اجتماعیِ دانش را مطرح میکند و از دو راهحلِ پیشین فراتر میرود.»
برای خواندن و دانلود این متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/critical-debates-in-planning-theory/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@dialectialspace
فضا و دیالکتیک
مجادلات انتقادی در نظریهی برنامهریزی - فضا و دیالکتیک
تعارضهای برآمده از جهانیشدن و پاسخهای ارائه شده از سوی نظریهيِ برنامهریزی و برنامهریزان، محورِ اصلی بحثهای جدلی و انتقادیِ سانیال، فریدمن و آلکساندر است. سانیال بر مصالحهيِ اخلاقی در جهانِ سرشار از تعارضِ اصول تاکید دارد و در این ارتباط ارزیابی…
دو یادداشت دربارهی اندیشهی ژانلوک نانسی
ایلان وال
برگردان: نریمان جهانزاد
«تمایز میان سیاست و امر سیاسی در اواخر دههی هفتاد توسط کلود لوفور برسر زبانها افتاد. لوفور به امر سیاسی به عنوان حالتی مینگریست که در آن، جامعه به عنوان قسمی وحدت، از رهگذر جایگاه اینکْ تهیِ پادشاه، تولید شده بود. سیاست، از سوی دیگر، عبارت بود از برهمکنش قوای متعارض در این وحدت. لوفور گفت در دموکراسی، امر سیاسیْ فضای نمادینِ (تهی) مرجعیت [یا اتوریته] است. در غیاب پادشاه، مشروعیت همواره محل پرسش باقی میماند. به این اعتنا، امر سیاسی دال بر فضای تنازع و ستیزهی خودِ شالودهی قدرت است. وقتی نانسی و لاکولابارت مرکز تحقیقات فلسفی در باب امر سیاسی را در 1982 راه انداختند، به آن به عنوان فضایی مینگریستند برای «پرسشگری فلسفی از امر سیاسی» و «پرسشگری از امر فلسفی درباب امر سیاسی.» آنها ادعا کردند که اتخاذ چنین رویکردی حائز اهمیت است چرا که امر سیاسی از سیاست روی گردانده است- امر سیاسی پسنشسته است. بنابراین، علوم سیاسی و نظریهی سیاسی سنتی و متداول، قادر به اندیشیدن به امر سیاسی نبودند، چرا که صرفاً سیاست را به عنوان موضوع [ابژه] خود لحاظ میکرد. به این ترتیب، نانسی هم با اندیشهی لوفور همدل و هم مخالف است: او میگوید امر سیاسی «سازمان جامعه را تعین نمیبخشد بلکه وضع و سرشت خود اجتماع را معین میکند.» باری، نانسی در عین حال با طی کردنِ مسیری فلسفیتر ادعا میکند که امر سیاسی ذاتِ سیاست است.»
برای خواندن و دانلود این متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید :
http://dialecticalspace.com/two-notes-on-the-thought-of-jean-luc-nancy/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@dialectialspace
ایلان وال
برگردان: نریمان جهانزاد
«تمایز میان سیاست و امر سیاسی در اواخر دههی هفتاد توسط کلود لوفور برسر زبانها افتاد. لوفور به امر سیاسی به عنوان حالتی مینگریست که در آن، جامعه به عنوان قسمی وحدت، از رهگذر جایگاه اینکْ تهیِ پادشاه، تولید شده بود. سیاست، از سوی دیگر، عبارت بود از برهمکنش قوای متعارض در این وحدت. لوفور گفت در دموکراسی، امر سیاسیْ فضای نمادینِ (تهی) مرجعیت [یا اتوریته] است. در غیاب پادشاه، مشروعیت همواره محل پرسش باقی میماند. به این اعتنا، امر سیاسی دال بر فضای تنازع و ستیزهی خودِ شالودهی قدرت است. وقتی نانسی و لاکولابارت مرکز تحقیقات فلسفی در باب امر سیاسی را در 1982 راه انداختند، به آن به عنوان فضایی مینگریستند برای «پرسشگری فلسفی از امر سیاسی» و «پرسشگری از امر فلسفی درباب امر سیاسی.» آنها ادعا کردند که اتخاذ چنین رویکردی حائز اهمیت است چرا که امر سیاسی از سیاست روی گردانده است- امر سیاسی پسنشسته است. بنابراین، علوم سیاسی و نظریهی سیاسی سنتی و متداول، قادر به اندیشیدن به امر سیاسی نبودند، چرا که صرفاً سیاست را به عنوان موضوع [ابژه] خود لحاظ میکرد. به این ترتیب، نانسی هم با اندیشهی لوفور همدل و هم مخالف است: او میگوید امر سیاسی «سازمان جامعه را تعین نمیبخشد بلکه وضع و سرشت خود اجتماع را معین میکند.» باری، نانسی در عین حال با طی کردنِ مسیری فلسفیتر ادعا میکند که امر سیاسی ذاتِ سیاست است.»
برای خواندن و دانلود این متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید :
http://dialecticalspace.com/two-notes-on-the-thought-of-jean-luc-nancy/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@dialectialspace
فضا و دیالکتیک
دو یادداشت دربارهی اندیشهی ژانلوک نانسی - فضا و دیالکتیک
مهمترین نکته به نزد نانسی این است که زیستسیاستْ جهانی میسازد که درحال بیجهانشدن است. «جهان دقیقاً آن چیزی است که در آن برای همگان جایی هست: جایی راستین که در آن امورْ براستی مجال رخدادن داشته باشند». زیستسیاست دلالت دارد بر فرایند مدیریتِ زندگی؛ که…
نه/ما: دموکراسیِ نیچهایِ ژانلوک نانسی
فردریک نیرا
برگردان: نریمان جهانزاد
«معنای نیهیلیسم چیست؟ اینکه والاترین ارزشها ارزش خود را از دست میدهند. هدفی در کار نیست؛ "چرا؟" پاسخی نمییابد»: قول معروف نیچه ما را بر آن میدارد که نیهیلیسم را عملیاتی مخرب و ویرانگر تعبیر کنیم ... اما این تعبیر نمیتواند سویهی سازندهی نیهیلیسم را دریابد، سویهای که میتوان آن را دقیقاً همچون سازهای پارادکسیکال و خطرناک تعریف کرد، یعنی حضورِ همزمان نوعی ویرانگریِ ناتمام و قسمی ساختنِ مستمر و مداوم. این همان چیزی است که ژانلوک نانسی آن را«استراکشن» مینامد ... فلسفهی نانسی میکوشد تا جای ممکن به استراکشن نزدیک بماند تا هم جنبهی مثبتاش را نشان دهد و هم خطراتی را که در خود دارد. در واقع مخاطرهی عمدهی زمانهی ما فقط پذیرفتنِ این وضعیتِ استراکشن نیست، بلکه مشارکتِ فعال در تولیدِ آن هم هست... مشارکت در استراکشن عبارتست از این نگاه که همهچیز میتواند بر روی یک صفحهی افقیِ یکسان و واحد قرار گیرد... در اینجا ممکن است هستیشناسیِ مشهور به ابژه-محور در ذهنمان تداعی شود، شاید هم کابوس نیچه را به یاد آوریم. چگونه از شر این کابوس خلاص شویم؟»
برای خواندن و دانلود این متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید :
http://dialecticalspace.com/the-nietzschean-democracy-of-jean-luc-nancy/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@dialectialspace
فردریک نیرا
برگردان: نریمان جهانزاد
«معنای نیهیلیسم چیست؟ اینکه والاترین ارزشها ارزش خود را از دست میدهند. هدفی در کار نیست؛ "چرا؟" پاسخی نمییابد»: قول معروف نیچه ما را بر آن میدارد که نیهیلیسم را عملیاتی مخرب و ویرانگر تعبیر کنیم ... اما این تعبیر نمیتواند سویهی سازندهی نیهیلیسم را دریابد، سویهای که میتوان آن را دقیقاً همچون سازهای پارادکسیکال و خطرناک تعریف کرد، یعنی حضورِ همزمان نوعی ویرانگریِ ناتمام و قسمی ساختنِ مستمر و مداوم. این همان چیزی است که ژانلوک نانسی آن را«استراکشن» مینامد ... فلسفهی نانسی میکوشد تا جای ممکن به استراکشن نزدیک بماند تا هم جنبهی مثبتاش را نشان دهد و هم خطراتی را که در خود دارد. در واقع مخاطرهی عمدهی زمانهی ما فقط پذیرفتنِ این وضعیتِ استراکشن نیست، بلکه مشارکتِ فعال در تولیدِ آن هم هست... مشارکت در استراکشن عبارتست از این نگاه که همهچیز میتواند بر روی یک صفحهی افقیِ یکسان و واحد قرار گیرد... در اینجا ممکن است هستیشناسیِ مشهور به ابژه-محور در ذهنمان تداعی شود، شاید هم کابوس نیچه را به یاد آوریم. چگونه از شر این کابوس خلاص شویم؟»
برای خواندن و دانلود این متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید :
http://dialecticalspace.com/the-nietzschean-democracy-of-jean-luc-nancy/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@dialectialspace
فضا و دیالکتیک
نه/ما: دموکراسیِ نیچهایِ ژانلوک نانسی - فضا و دیالکتیک
یک دموکراسی نیچهای نمیتواند مستغنی بالذات یا فروبسته باشد. اولین لازمهی آن عبارتست از نوعی گشودگی (در کانون سیاست) بهروی آن چیزی که سیاسی نیست.
دولت ملی، واحدی مقدس و بیتاریخ نیست: ضرورت فراروی از گفتمان غالب در روابط بینالملل
آیدین ترکمه
«این طور تصور میشود که دولت قلمرویی پیش از جامعه و همچون ظرفی دربرگیرندهی آن وجود داشته است. از همین رو جامعه به پدیدهای ملی تبدیل شده است. این پیشفرض از دید اگنیو و کوربریج در تمام نظریههای روابط بینالملل مشترک است. بر همین اساس است که امنیت شدیداً در پیوند با دفاع از یکپارچگی فضای قلمرویی دولت (تمامیت ارضی) تعریف میشود. در نتیجه منظور از امنیت ملی دفاع از امنیت انسانی، فرهنگی یا اکولوژیکی یا حتی اقتصادی یا مواردی از این دست نیست. آنچه اینجا مهم است بقا و حفظ حاکمیت بر قلمروی دولت است نه چیزی دیگر. حاکمیت بر قلمرو بخش لاینفک دولت به شمار میرود و بدون آن، دولتی وجود نخواهد داشت زیرا بدون حاکمیت مطلق بر قلمرو، دولت به سازمانی در میان سازمانهای دیگر تبدیل میشود. مهمتر اما اینکه این مفهوم از دولت جدید است و در اواخر سدههای میانه در اروپای غربی شکل گرفته است. تا پیش از آن دوره اساساً محدودههای ثابت و فیکسی از قلمرو وجود نداشت و خشونتها نه برآمده از جنگ بر سر مرز دولتها بلکه بیشتر به خاطر تغییر نسبتاً دائمی اتحادهای سیاسی بود. در نتیجه جوامع/کامیونیتیها فقط به واسطهی بیعت، وفاداری و الزامات شخصی متحد و یکپارچه میشدند و نه به واسطهی برداشتهای انتزاعی از برابری فردی یا سیتیزنشیپ (کشوروندی) در یک قلمروی به لحاظ جغرافیایی تحدیدشده.»
برای خواندن و دانلود این متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید :
http://dialecticalspace.com/the-nation-state-is-not-a-sacrosanct-and-atemporal-entity/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@dialectialspace
آیدین ترکمه
«این طور تصور میشود که دولت قلمرویی پیش از جامعه و همچون ظرفی دربرگیرندهی آن وجود داشته است. از همین رو جامعه به پدیدهای ملی تبدیل شده است. این پیشفرض از دید اگنیو و کوربریج در تمام نظریههای روابط بینالملل مشترک است. بر همین اساس است که امنیت شدیداً در پیوند با دفاع از یکپارچگی فضای قلمرویی دولت (تمامیت ارضی) تعریف میشود. در نتیجه منظور از امنیت ملی دفاع از امنیت انسانی، فرهنگی یا اکولوژیکی یا حتی اقتصادی یا مواردی از این دست نیست. آنچه اینجا مهم است بقا و حفظ حاکمیت بر قلمروی دولت است نه چیزی دیگر. حاکمیت بر قلمرو بخش لاینفک دولت به شمار میرود و بدون آن، دولتی وجود نخواهد داشت زیرا بدون حاکمیت مطلق بر قلمرو، دولت به سازمانی در میان سازمانهای دیگر تبدیل میشود. مهمتر اما اینکه این مفهوم از دولت جدید است و در اواخر سدههای میانه در اروپای غربی شکل گرفته است. تا پیش از آن دوره اساساً محدودههای ثابت و فیکسی از قلمرو وجود نداشت و خشونتها نه برآمده از جنگ بر سر مرز دولتها بلکه بیشتر به خاطر تغییر نسبتاً دائمی اتحادهای سیاسی بود. در نتیجه جوامع/کامیونیتیها فقط به واسطهی بیعت، وفاداری و الزامات شخصی متحد و یکپارچه میشدند و نه به واسطهی برداشتهای انتزاعی از برابری فردی یا سیتیزنشیپ (کشوروندی) در یک قلمروی به لحاظ جغرافیایی تحدیدشده.»
برای خواندن و دانلود این متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید :
http://dialecticalspace.com/the-nation-state-is-not-a-sacrosanct-and-atemporal-entity/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@dialectialspace
فضا و دیالکتیک
دولت ملی، واحدی مقدس و بیتاریخ نیست: ضرورت فراروی از گفتمان غالب در روابط بینالملل - فضا و دیالکتیک
دولتِ ملی تاریخی دارد و همچنان که روزی شکل گرفته و مستحکم شده است روزی نیز از بین خواهد رفت. زندگی اجتماعی و سیاسی نمیتواند به لحاظ هستیشناختی درون مرزهای قلمرویی دولتها قرار داشته باشد. از همین رو آنها بر ضرورت اندیشیدن به شکلهای آلترناتیوِ نظم سیاسی…
👎1
معادلهی انسان-فضا/ گام اول: کدام انسان؟
علیرضا خادم
«طرحِ پرسش کدام انسان به هیچ وجه، موضوعِ جدیدی نیست؛ و پیشتر به اشکالِ گوناگون به آن پرداخته شده است. بر این اساس در جستارِ پیشِرو توهمِ طرحِ یک موضوعِ جدید و یا قسمی فتحِ باب در معادلهی میان انسان و فضا وجود ندارد. بلکه تنها به ضرورتِ پرداختن به این پرسش در بستری تاریخمند و زمانمند اشاره میشود، که شاید در بزنگاهِ پاندمیِ معاصر بیش از هر زمانِ دیگر، معنیدار به نظر برسد. بر این اساس شاید در گامِ نخست باید پرسیده شود: «کدام انسان» و «کدامین فضا». بدون آن که میانِ این دو، تقدم و یا تأخری وضع شود.»
برای خواندن و دانلود این متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید :
http://dialecticalspace.com/space-human-relationship/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@dialectialspace
علیرضا خادم
«طرحِ پرسش کدام انسان به هیچ وجه، موضوعِ جدیدی نیست؛ و پیشتر به اشکالِ گوناگون به آن پرداخته شده است. بر این اساس در جستارِ پیشِرو توهمِ طرحِ یک موضوعِ جدید و یا قسمی فتحِ باب در معادلهی میان انسان و فضا وجود ندارد. بلکه تنها به ضرورتِ پرداختن به این پرسش در بستری تاریخمند و زمانمند اشاره میشود، که شاید در بزنگاهِ پاندمیِ معاصر بیش از هر زمانِ دیگر، معنیدار به نظر برسد. بر این اساس شاید در گامِ نخست باید پرسیده شود: «کدام انسان» و «کدامین فضا». بدون آن که میانِ این دو، تقدم و یا تأخری وضع شود.»
برای خواندن و دانلود این متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید :
http://dialecticalspace.com/space-human-relationship/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@dialectialspace
فضا و دیالکتیک
معادلهی انسان-فضا/ گام اول: کدام انسان؟ - فضا و دیالکتیک
حل معادلهی انسان و فضا از جمله بحثبرانگیزترین تلاشها برای فهم و توضیحِ امرِ شهری بوده است؛ از ابعادِ مثکثرِ نظری و ایدههای به ظاهر انتزاعی-تجریدی گرفته تا اشکالِ مختلفِ عملی نظیرِ طیفهای گوناگونِ طرحها و برنامههای شهری، هر یک به نحوی مستقیم…
کندوکاوی در مفهوم حوزهی عمومی با تاکید بر آراء هابرماس
فاطمه شمس
«گفته میشود نظريهی برنامهریزی ارتباطی بر پایهی دو دیدگاه فکری «پراگماتیسمِ» جان دیویی و «عقلانیت ارتباطیِ» هابرماس استوار است، که نظريهی نخست به دنبال نمونههای عملی برنامهریزی است که بتوان آنها را به عنوان تجربههای نمونه شناسایی کرد و مورد استفاده قرار داد، و نظريهی دوم با یک رشته نظریههای مجرد که در پی انتقاد از عقلانیت ابزاری ظاهر میگردد، شروع میشود. به واقع، در نوع اول هیچ ترجیحی بین ابزارها و کاربرد آنها قائل نمیشویم؛ به طوری که استفاده از مدلهای تحلیل و تکنیکهای متداول برنامهریزی نوعی از این روش است. در مقابل، نوع دوم یعنی عقلانیت ارتباطی، در گفتمانهایی پیدا میشود که به دنبال رسیدن به توافق بوده و ویژگیهای گفتمانهای سازنده را دارند. این یادداشت بر مفهوم «حوزهی عمومی» (Public Sphere) در سیر تکوینی نظریههای برنامهریزی با تاکید بر نظریهی عقلانیت ارتباطی هابرماس متمرکز میشود، عقلانیتی که بر این باور است که اذهان در مباحثهی اساسی و منطقی، هدفی جز رسیدن به نقطهی مشترک و توافق همگانی ندارند.»
برای خواندن و دانلود این متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/habermas-public-sphere/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@dialectialspace
فاطمه شمس
«گفته میشود نظريهی برنامهریزی ارتباطی بر پایهی دو دیدگاه فکری «پراگماتیسمِ» جان دیویی و «عقلانیت ارتباطیِ» هابرماس استوار است، که نظريهی نخست به دنبال نمونههای عملی برنامهریزی است که بتوان آنها را به عنوان تجربههای نمونه شناسایی کرد و مورد استفاده قرار داد، و نظريهی دوم با یک رشته نظریههای مجرد که در پی انتقاد از عقلانیت ابزاری ظاهر میگردد، شروع میشود. به واقع، در نوع اول هیچ ترجیحی بین ابزارها و کاربرد آنها قائل نمیشویم؛ به طوری که استفاده از مدلهای تحلیل و تکنیکهای متداول برنامهریزی نوعی از این روش است. در مقابل، نوع دوم یعنی عقلانیت ارتباطی، در گفتمانهایی پیدا میشود که به دنبال رسیدن به توافق بوده و ویژگیهای گفتمانهای سازنده را دارند. این یادداشت بر مفهوم «حوزهی عمومی» (Public Sphere) در سیر تکوینی نظریههای برنامهریزی با تاکید بر نظریهی عقلانیت ارتباطی هابرماس متمرکز میشود، عقلانیتی که بر این باور است که اذهان در مباحثهی اساسی و منطقی، هدفی جز رسیدن به نقطهی مشترک و توافق همگانی ندارند.»
برای خواندن و دانلود این متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/habermas-public-sphere/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@dialectialspace
فضا و دیالکتیک
کند و کاوی در مفهوم حوزهی عمومی با تاکید بر آراء هابرماس - فضا و دیالکتیک
هابرماس حوزهی عمومی را فضایی میداند که کنشهای ارتباطی در آن تحقق مییابد و ماهیت آن به گونهای است که به صورت آزادانه در دسترس کلیهی شهروندان است، قلمروى ويژهاى كه در تقابل با حوزهی خصوصى تعريف میشود و از سلطهی مقامات دولتی و قدرتمندان اقتصادی خارج…
چین و آربیتراژ جهانی کار
مینچی لی
برگردان: آرش ترکمه
«ادغام هر چه بیشتر چین درون اقتصاد سرمایهداری جهانی، نیروی کار عظیم ارزان قیمتی را به اقتصاد جهانی عرضه کرده است. استفان روچ، اقتصاددان، این پدیده را «آربیتراژ جهانی کار» مینامد. شرکت اپل یکی از سوددهترین شرکتها است. بر اساس مطالعهای دربارهی زنجیرهی تأمین آیفون اپل در سال ۲۰۱۰، در حالی که میلیونها آیفون در چین مونتاژ و به ایالات متحده صادر شده بود، دستمزدهای کارگران چینی تنها حدود ۱,۸ درصد از کل ارزش افزودهی جهانی آیفون را تشکیل میداد و سودهای خالص شرکت اپل ۵۸,۵ درصد از این مقدار بود .
اگر فرض کنیم که تمامی کالاهای واردشده از چین بوسیلهی شرکتهای سرمایهگذاری خارجی در چین تولید میشود، میتوان برآورد کرد که کالاهای چینی وارداتی ایالات متحده حدوداً توسط ۴,۹ میلیون کارگر چینی در سال ۲۰۰۶ تولید شده است. در سال ۲۰۱۷، واردات آمریکا از چین بوسیلهی ۲,۸ میلیون کارگر چینی تولید شده است. اگر به این کارگران چینی دستمزدها و مزایای کارگران آمریکایی پرداخت میشد، کسب و کارهای آمریکایی میبایست ۳۰۳ میلیارد دلار هزینهی بیشتر (۲,۲ درصد از GDP یا ۱۶,۹ درصد از ارزش افزوده بخش تولید) در سال ۲۰۰۶ میپرداختند.»
برای خواندن و دانلود این متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/china-and-the-global-labor-arbitrage/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@dialectialspace
مینچی لی
برگردان: آرش ترکمه
«ادغام هر چه بیشتر چین درون اقتصاد سرمایهداری جهانی، نیروی کار عظیم ارزان قیمتی را به اقتصاد جهانی عرضه کرده است. استفان روچ، اقتصاددان، این پدیده را «آربیتراژ جهانی کار» مینامد. شرکت اپل یکی از سوددهترین شرکتها است. بر اساس مطالعهای دربارهی زنجیرهی تأمین آیفون اپل در سال ۲۰۱۰، در حالی که میلیونها آیفون در چین مونتاژ و به ایالات متحده صادر شده بود، دستمزدهای کارگران چینی تنها حدود ۱,۸ درصد از کل ارزش افزودهی جهانی آیفون را تشکیل میداد و سودهای خالص شرکت اپل ۵۸,۵ درصد از این مقدار بود .
اگر فرض کنیم که تمامی کالاهای واردشده از چین بوسیلهی شرکتهای سرمایهگذاری خارجی در چین تولید میشود، میتوان برآورد کرد که کالاهای چینی وارداتی ایالات متحده حدوداً توسط ۴,۹ میلیون کارگر چینی در سال ۲۰۰۶ تولید شده است. در سال ۲۰۱۷، واردات آمریکا از چین بوسیلهی ۲,۸ میلیون کارگر چینی تولید شده است. اگر به این کارگران چینی دستمزدها و مزایای کارگران آمریکایی پرداخت میشد، کسب و کارهای آمریکایی میبایست ۳۰۳ میلیارد دلار هزینهی بیشتر (۲,۲ درصد از GDP یا ۱۶,۹ درصد از ارزش افزوده بخش تولید) در سال ۲۰۰۶ میپرداختند.»
برای خواندن و دانلود این متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/china-and-the-global-labor-arbitrage/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@dialectialspace
فضا و دیالکتیک
چین و آربیتراژ جهانی کار - فضا و دیالکتیک
ادغام هر چه بیشتر چین درون اقتصاد سرمایهداری جهانی، نیروی کار عظیم ارزان قیمتی را به اقتصاد جهانی عرضه کرده است. از طریق برونسپاری و سرمایهگذاری خارجی مستقیم، شرکتهای فراملیتی غربی قادرند تا از دستمزدهای چینی و هندی که ۲۵-۱۰ درصد از دستمزد کارگران با…
بینش الیوت: آیندهی طراحی شهری
الکساندر کاتبرت
برگردان:محمد نظرپور
ویراستار: فضا و دیالکتیک
«الیوت خاطرنشان میکند که فیزیک همواره عاجز بوده است از اثبات حرکتِ رو به جلوی زمان، اینکه اصلاً «آینده»ی آشکارپذیری درکار باشد، و اینکه همیشه «دری هست که هیچگاه آن را نگشودهایم». من مجاب شدهام که ما مدتهاست تقریباً در تمام مقالات برجسته، از گشودن درهایی که برای فهم ما حیاتیاند سر باز زدهایم. سؤال اصلی به قوت خود باقیست: «چگونه میتوانیم از چشمانداز طراحی شهریْ فضا-زمان را بفهمیم؟» پاسخ این است که نمیتوانیم. به نظر من، زورِ آنچه «نظریهی طراحی شهری» میخوانیمش به این کار نمیرسد. در نتیجه امکان اینکه تحقیقاتِ مرتبط در این زمینه بتوانند حتی از گام نخست فراتر روند تقریباً وجود ندارد، چرا که باید در نوعی خلأ نظری به سر برند. چه نظریههای طراحی شهریای را داریم که این ایده را به چالش بکشند؟ هیچکدام از نظریهپردازان محترم هم (کالن، لینچ، رولی، یانگل، هیلیر، راپاپورت، الکساندر و …) حرکت دندانگیری نکردهاند. در طراحی شهری هم مثل معماری، گرایشی به تمرکز بر روی شخصیتها به عوضِ فرآیندها هست.دستِ جریان غالب طراحی شهری از هر گونه سیستم مفهومی معنادارِ منسجمی خالی است»
برای خواندن و دانلود این متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/the-future-of-urban-design/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@dialectialspace
الکساندر کاتبرت
برگردان:محمد نظرپور
ویراستار: فضا و دیالکتیک
«الیوت خاطرنشان میکند که فیزیک همواره عاجز بوده است از اثبات حرکتِ رو به جلوی زمان، اینکه اصلاً «آینده»ی آشکارپذیری درکار باشد، و اینکه همیشه «دری هست که هیچگاه آن را نگشودهایم». من مجاب شدهام که ما مدتهاست تقریباً در تمام مقالات برجسته، از گشودن درهایی که برای فهم ما حیاتیاند سر باز زدهایم. سؤال اصلی به قوت خود باقیست: «چگونه میتوانیم از چشمانداز طراحی شهریْ فضا-زمان را بفهمیم؟» پاسخ این است که نمیتوانیم. به نظر من، زورِ آنچه «نظریهی طراحی شهری» میخوانیمش به این کار نمیرسد. در نتیجه امکان اینکه تحقیقاتِ مرتبط در این زمینه بتوانند حتی از گام نخست فراتر روند تقریباً وجود ندارد، چرا که باید در نوعی خلأ نظری به سر برند. چه نظریههای طراحی شهریای را داریم که این ایده را به چالش بکشند؟ هیچکدام از نظریهپردازان محترم هم (کالن، لینچ، رولی، یانگل، هیلیر، راپاپورت، الکساندر و …) حرکت دندانگیری نکردهاند. در طراحی شهری هم مثل معماری، گرایشی به تمرکز بر روی شخصیتها به عوضِ فرآیندها هست.دستِ جریان غالب طراحی شهری از هر گونه سیستم مفهومی معنادارِ منسجمی خالی است»
برای خواندن و دانلود این متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/the-future-of-urban-design/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@dialectialspace
انتشار فارسی کتاب:
«تشکیل سرمایه»
مقالاتی درباره جلد اول کاپیتال مارکس
The Constitution of Capital:
Essays on Volume 1 of Marx's Capital
Palgrave, 2004
ویراستاران مجموعه:
ریکاردو بلوفیوره، نیکولا تیلور
ترجمه: گروه مترجمان*
ناشر: نشر اختران
بهمن ۱۳۹۹
عناوین مقالات و نویسندگان آنها به ترتیب فصول کتاب:
1. نیکولا تیلور، ریکاردو بلوفیوره: جلد اول کاپیتال مارکس - تشکیل سرمایه (مقدمه کلی)
2. کریستوفر آرتور: پول و شکل ارزش
3. مارتا کمپل: عینیت ارزش در برابر ایده ی کنش عادت واره
4. نیکولا تیلور: بازسازی پول و مقیاس ارزش نزد مارکس
5. خیرت رویتن: نیروی مولد و درجه ی شدت کار - مفاهیم و فرمول بندی های مارکس در نیمه ی جلد یکم کاپیتال
6. فرد موزلی: پول و تمامیت - منطق مارکس در جلد یکم کاپیتال
7. ریکاردو بلوفیوره: مارکس و بنیادهای پول محورانه و کلان مقیاس اقتصاد خرد
8. تونی اسمیت: فناوری و تاریخ در سرمایه داری - چشم اندازهای مارکسی و نئو-شومپیتری
9. پاتریک مورای: دگرگونی اجتماعی و مادی تولید توسط سرمایه - تبعیت صوری و واقعی در جلد یکم کاپیتال
10. خیرت رویتن: سازوکارهای درونی انباشت سرمایه - فهمی روش شناسانه از قسمت هفتم جلد یکم کاپیتال
مترجمان این مجموعه به ترتیب فصول کتاب عبارتند از:
1. بابک پاشاجاوید 2. آیدین ترکمه 3. حسین رحمتی 4. محمد عبادی فر 5. مانیا بهروزی 6. همن حاجی میرزایی 7. شروین طاهری 8. مانیا بهروزی 9. حسین رحمتی 10. فروغ اسدپور
--------------------------------------------------
از یادداشت ناشر: 👇🏾
خوانندهی سدهی بیستویکمی کاپیتال با پرسشی دشوار روبهرو است: این اثر سترگ را چگونه باید در پرتو تاریخ ذاتی پیچیدهاش و در پرتو کوششهای بسیار و اغلب ناهمساز برای بازخوانی و شرحوبسط مقولات کاپیتال، خاصه مقولات جلد یکم آن، دریافت؟
جستارهایی که در این کتاب گرد آمدهاند گامهایی در بازارزیابی بسیار دیرهنگام این پرسشاند و بدین منظور و برای ارتباط یافتن با مسائل کانونی در سرحدات پژوهش مارکسی تازهترین شناخت و تحلیل متنی را پیش میکشند. اگرچه این جستارها از این نظر که از توالی عرضهداشت مارکس پیروی میکنند مکمل یکدیگرند، درمجموع تلاشی صورت نگرفته تا به جلد یکم کاپیتال بهطور جامع پرداخته شود. درواقع، سه فیلسوف و پنج اقتصاددان (که هیچیک این «تقسیم کار» آکادمیک را در چارچوب شناخت مثمر ثمر نمیدانند، خاصه زمانی که مطالعهی عالم اجتماعی تمامعیاری چون مارکس مدنظر باشد) به مضامین بهخصوصی پرداختهاند که آن را برای بازسنجی سدهی بیستویکمی ــ و/یا توسعهی اکتشافی ــ اثر مارکس ضروری میدانند.
-------------------------------------------
* توصیح کارگاه دیالکتیک: 👇🏾
کتاب «تشکیل سرمایه» جلد نخست از سه گانه ی کاپیتال پژوهی ست که در خلال بیش از یک دهه همکاری های پژوهشی و سمینارهای سالانه توسط جمعی از مارکس پژوهان نحله ی «دیالکتیک نظام مند» به منظور ارائه ی خوانشی نظام مند از کاپیتال مارکس و کمک به بازسازی آن انتشار یافته اند. کارگاه دیالکتیک ترجمه ی این مجموعه سه گانه را از اوایل سال 2017 به صورت یک پروژه جمعی با همکاری رفقای علاقمند آغاز کرد. ترجمه فارسی جلد اول این مجموعه - پس از حدود سه سال انتظار! - سرانجام توسط نشر اختران انتشار یافت. ترجمه و ویرایش مقالات جلد دوم (با عنوان «گردش سرمایه») نیز اواخر بهار امسال به پایان رسیده است (هفت مقاله از این مجموعه تاکنون در وبسایت کارگاه منتشر شده اند. #سهگانهی_کاپیتال_پژوهی)؛ جلد دوم به زودی به صورت کتاب الکترونیکی در قالب مجموعه کتاب های الکترونیکی کارگاه انتشار می یابد. ترجمه جلد سوم این مجموعه متاسفانه تاکنون پیشرفت چندانی نداشته است، اما همچنان در دستور کار کارگاه و اولویت های ترجمه-انتشاراتی آن قرار دارد.
با سپاس و قدردانی از عزیزانی که بدون هرگونه چشم داشت مادی، برای ترجمه مقالات این مجموعه همت نهادند.
تحریریه کارگاه دیالکتیک
بهمن ۱۳۹۹
-------------------------------------------
@kdialectic
«تشکیل سرمایه»
مقالاتی درباره جلد اول کاپیتال مارکس
The Constitution of Capital:
Essays on Volume 1 of Marx's Capital
Palgrave, 2004
ویراستاران مجموعه:
ریکاردو بلوفیوره، نیکولا تیلور
ترجمه: گروه مترجمان*
ناشر: نشر اختران
بهمن ۱۳۹۹
عناوین مقالات و نویسندگان آنها به ترتیب فصول کتاب:
1. نیکولا تیلور، ریکاردو بلوفیوره: جلد اول کاپیتال مارکس - تشکیل سرمایه (مقدمه کلی)
2. کریستوفر آرتور: پول و شکل ارزش
3. مارتا کمپل: عینیت ارزش در برابر ایده ی کنش عادت واره
4. نیکولا تیلور: بازسازی پول و مقیاس ارزش نزد مارکس
5. خیرت رویتن: نیروی مولد و درجه ی شدت کار - مفاهیم و فرمول بندی های مارکس در نیمه ی جلد یکم کاپیتال
6. فرد موزلی: پول و تمامیت - منطق مارکس در جلد یکم کاپیتال
7. ریکاردو بلوفیوره: مارکس و بنیادهای پول محورانه و کلان مقیاس اقتصاد خرد
8. تونی اسمیت: فناوری و تاریخ در سرمایه داری - چشم اندازهای مارکسی و نئو-شومپیتری
9. پاتریک مورای: دگرگونی اجتماعی و مادی تولید توسط سرمایه - تبعیت صوری و واقعی در جلد یکم کاپیتال
10. خیرت رویتن: سازوکارهای درونی انباشت سرمایه - فهمی روش شناسانه از قسمت هفتم جلد یکم کاپیتال
مترجمان این مجموعه به ترتیب فصول کتاب عبارتند از:
1. بابک پاشاجاوید 2. آیدین ترکمه 3. حسین رحمتی 4. محمد عبادی فر 5. مانیا بهروزی 6. همن حاجی میرزایی 7. شروین طاهری 8. مانیا بهروزی 9. حسین رحمتی 10. فروغ اسدپور
--------------------------------------------------
از یادداشت ناشر: 👇🏾
خوانندهی سدهی بیستویکمی کاپیتال با پرسشی دشوار روبهرو است: این اثر سترگ را چگونه باید در پرتو تاریخ ذاتی پیچیدهاش و در پرتو کوششهای بسیار و اغلب ناهمساز برای بازخوانی و شرحوبسط مقولات کاپیتال، خاصه مقولات جلد یکم آن، دریافت؟
جستارهایی که در این کتاب گرد آمدهاند گامهایی در بازارزیابی بسیار دیرهنگام این پرسشاند و بدین منظور و برای ارتباط یافتن با مسائل کانونی در سرحدات پژوهش مارکسی تازهترین شناخت و تحلیل متنی را پیش میکشند. اگرچه این جستارها از این نظر که از توالی عرضهداشت مارکس پیروی میکنند مکمل یکدیگرند، درمجموع تلاشی صورت نگرفته تا به جلد یکم کاپیتال بهطور جامع پرداخته شود. درواقع، سه فیلسوف و پنج اقتصاددان (که هیچیک این «تقسیم کار» آکادمیک را در چارچوب شناخت مثمر ثمر نمیدانند، خاصه زمانی که مطالعهی عالم اجتماعی تمامعیاری چون مارکس مدنظر باشد) به مضامین بهخصوصی پرداختهاند که آن را برای بازسنجی سدهی بیستویکمی ــ و/یا توسعهی اکتشافی ــ اثر مارکس ضروری میدانند.
-------------------------------------------
* توصیح کارگاه دیالکتیک: 👇🏾
کتاب «تشکیل سرمایه» جلد نخست از سه گانه ی کاپیتال پژوهی ست که در خلال بیش از یک دهه همکاری های پژوهشی و سمینارهای سالانه توسط جمعی از مارکس پژوهان نحله ی «دیالکتیک نظام مند» به منظور ارائه ی خوانشی نظام مند از کاپیتال مارکس و کمک به بازسازی آن انتشار یافته اند. کارگاه دیالکتیک ترجمه ی این مجموعه سه گانه را از اوایل سال 2017 به صورت یک پروژه جمعی با همکاری رفقای علاقمند آغاز کرد. ترجمه فارسی جلد اول این مجموعه - پس از حدود سه سال انتظار! - سرانجام توسط نشر اختران انتشار یافت. ترجمه و ویرایش مقالات جلد دوم (با عنوان «گردش سرمایه») نیز اواخر بهار امسال به پایان رسیده است (هفت مقاله از این مجموعه تاکنون در وبسایت کارگاه منتشر شده اند. #سهگانهی_کاپیتال_پژوهی)؛ جلد دوم به زودی به صورت کتاب الکترونیکی در قالب مجموعه کتاب های الکترونیکی کارگاه انتشار می یابد. ترجمه جلد سوم این مجموعه متاسفانه تاکنون پیشرفت چندانی نداشته است، اما همچنان در دستور کار کارگاه و اولویت های ترجمه-انتشاراتی آن قرار دارد.
با سپاس و قدردانی از عزیزانی که بدون هرگونه چشم داشت مادی، برای ترجمه مقالات این مجموعه همت نهادند.
تحریریه کارگاه دیالکتیک
بهمن ۱۳۹۹
-------------------------------------------
@kdialectic
❤1👍1
Forwarded from فضای سیاست و سیاستِ فضا
فضاهای آلترناتیو؟
چگونه از فضاهای استعماری، سرمایهدارانه، دولتمحور، و مبتنی بر بازتولید نابرابریهای جنسی/جنسیتی، مذهبی، نژادی، و قومی فراتر برویم؟
...
همواره وقتی حرف از شکلهای آلترناتیوِ زیست از جمله فضاهای خودگردان میشود، اولین پرسشی که پیش میآید این است که «آیا در هیچ جای جهان یک چنین آلترناتیوی شکل گرفته است؟». طرحکنندگان این پرسش اعتقاد دارند که از آنجایی که چنین شکلهای نوپدید و آلترناتیوی تاکنون شکل نگرفتهاند پس هیچ گاه شکل نخواهند گرفت. این پیشفرض اما متناقض، انتزاعی، و تاریخزدوده است زیرا تصور میکند هیچ امر نو و جدیدی امکان بروز ندارد. به تعبیر دیگر، پیشفرض ضمنی این دیدگاه این است که گویی تاریخی وجود ندارد و همه چیز به اینجا و اکنون تقلیل داده میشود. همبسته با این برداشت از تاریخ، جغرافیا بیز همچون امری ایستا و ازلی بازنمایی میشود. این بحث به بنیانهای هستیشناسانهی خاصی گره خورده است که روی باسکار در کتابهایش از جمله در نظریهی رئالیسیتیِ علم و دیالکتیک؛ نبض آزادی آنها را به خوبی تبیین و نقد کرده است. از دید باسکار، اینگونه پیشفرضها ریشه در تجربهگرایی (empiricism) و فعلیتگرایی (actualism) (مندرج در دیدگاه هیوم) دارند که جهان را همچون نظامی بسته میفهمند.
از تناقض درونی این نگاه و بنیانهای فلسفیاش که بگذریم اما باید گفت که بر خلاف این تصور غالب، همین اکنون در نقاط مختلف جهان شکلهای آلترناتیوِ زیست عملن وجود دارند که روابط اجتماعی در آنها استعماری، سرمایهدارانه، و یا دولتمحور نیست. این فضاهای آلترناتیو اما جایی در ادبیات موجود ندارند و معمولن در حاشیهها باقی ماندهاند. از همین رو یک رویکرد رهاییبخش باید آنها را بیش از پیش برجسته کند. یکی از نمونههای این فضاهای آلترناتیو را میتوان در برزیل یافت. سکونتگاههایی که با نام کوییلومبو (quilombos) و یا جوامعِ مارون (Maroon communities) شناخته میشوند نشانگر وجود شکلهای نوپدیدِ بودن و هستیهای یگانهای هستند که جایی در ادبیات جریان غالب ندارند.مولفهی مرکزی این سکونتگاهها مقابله با خشونت است. این سکونتگاهها در واقع فضامندیهای آلترناتیو هستی را به ما نشان میدهند. فضامندیها و شکلهایی از سکونت که عاری از روابط استعماری و استثماری هستند. کوییلومبوها بر مبنای رد هر شکلی از بردگی شکل گرفتهاند. جنبش سیاهپوستان در برزیل توانسته است به اتکای این شکل از سکونت، یعنی با برجستهکردنِ این شکل خاصِ فضا، تاریخ برزیل را بازتعریف کند.
برای آشنایی با جزئیات این فضاهای آلترناتیو و برخی نمونههای ملموس و اینکه چگونه روابط اجتماعیشان را در عمل به دور از روابط سرمایهدارانه، استعماری، جنسیتی، نژادی، قومیتی، و مذهبی سازمان میدهند میتوانید به متنی با عنوان «Marronage as a Past and Present Geography in the Americas» مراجعه کنید.
چگونه از فضاهای استعماری، سرمایهدارانه، دولتمحور، و مبتنی بر بازتولید نابرابریهای جنسی/جنسیتی، مذهبی، نژادی، و قومی فراتر برویم؟
...
همواره وقتی حرف از شکلهای آلترناتیوِ زیست از جمله فضاهای خودگردان میشود، اولین پرسشی که پیش میآید این است که «آیا در هیچ جای جهان یک چنین آلترناتیوی شکل گرفته است؟». طرحکنندگان این پرسش اعتقاد دارند که از آنجایی که چنین شکلهای نوپدید و آلترناتیوی تاکنون شکل نگرفتهاند پس هیچ گاه شکل نخواهند گرفت. این پیشفرض اما متناقض، انتزاعی، و تاریخزدوده است زیرا تصور میکند هیچ امر نو و جدیدی امکان بروز ندارد. به تعبیر دیگر، پیشفرض ضمنی این دیدگاه این است که گویی تاریخی وجود ندارد و همه چیز به اینجا و اکنون تقلیل داده میشود. همبسته با این برداشت از تاریخ، جغرافیا بیز همچون امری ایستا و ازلی بازنمایی میشود. این بحث به بنیانهای هستیشناسانهی خاصی گره خورده است که روی باسکار در کتابهایش از جمله در نظریهی رئالیسیتیِ علم و دیالکتیک؛ نبض آزادی آنها را به خوبی تبیین و نقد کرده است. از دید باسکار، اینگونه پیشفرضها ریشه در تجربهگرایی (empiricism) و فعلیتگرایی (actualism) (مندرج در دیدگاه هیوم) دارند که جهان را همچون نظامی بسته میفهمند.
از تناقض درونی این نگاه و بنیانهای فلسفیاش که بگذریم اما باید گفت که بر خلاف این تصور غالب، همین اکنون در نقاط مختلف جهان شکلهای آلترناتیوِ زیست عملن وجود دارند که روابط اجتماعی در آنها استعماری، سرمایهدارانه، و یا دولتمحور نیست. این فضاهای آلترناتیو اما جایی در ادبیات موجود ندارند و معمولن در حاشیهها باقی ماندهاند. از همین رو یک رویکرد رهاییبخش باید آنها را بیش از پیش برجسته کند. یکی از نمونههای این فضاهای آلترناتیو را میتوان در برزیل یافت. سکونتگاههایی که با نام کوییلومبو (quilombos) و یا جوامعِ مارون (Maroon communities) شناخته میشوند نشانگر وجود شکلهای نوپدیدِ بودن و هستیهای یگانهای هستند که جایی در ادبیات جریان غالب ندارند.مولفهی مرکزی این سکونتگاهها مقابله با خشونت است. این سکونتگاهها در واقع فضامندیهای آلترناتیو هستی را به ما نشان میدهند. فضامندیها و شکلهایی از سکونت که عاری از روابط استعماری و استثماری هستند. کوییلومبوها بر مبنای رد هر شکلی از بردگی شکل گرفتهاند. جنبش سیاهپوستان در برزیل توانسته است به اتکای این شکل از سکونت، یعنی با برجستهکردنِ این شکل خاصِ فضا، تاریخ برزیل را بازتعریف کند.
برای آشنایی با جزئیات این فضاهای آلترناتیو و برخی نمونههای ملموس و اینکه چگونه روابط اجتماعیشان را در عمل به دور از روابط سرمایهدارانه، استعماری، جنسیتی، نژادی، قومیتی، و مذهبی سازمان میدهند میتوانید به متنی با عنوان «Marronage as a Past and Present Geography in the Americas» مراجعه کنید.
منتشر شد:
تولید اجتماعی فضای شهری
مارک گاتدینر
ترجمهی آیدین ترکمه
...
فهرست مطالب این کتاب نیز به شرح زیر است:
1. درآمد
۲. اکولوژی شهری، اقتصاد و جغرافیا: تحلیل فضایی در گذار
۳. اقتصاد سیاسیِ مارکسی
۴. پارادایمهای سیال: بحث دربارهی نظریهی فضا
۵. فراسوی اقتصاد سیاسی مارکسی: فرمول سهتایی و تحلیل فضا
۶. ساختار و عاملیت در تولید فضا
۷. بازسازی فضای سکونتی
۸. اجتماع، آزادی/اختیار، و زندگی روزمره.
...
پیشگفتارِ این کتاب که پیشتر در فضا و دیالکتیک منتشر شده بود اینجا در دسترس است.
علاقه مندان می توانند با مراجعه به فروشگاه دانش شهر مرکز مطالعات و برنامه ریزی شهر تهران واقع در میدان آرژانتین، نبش خیابان الوند، مجتمع تجاری بهاران - طبقه همکف نسبت به تهیه این کتاب اقدام کنند.
تولید اجتماعی فضای شهری
مارک گاتدینر
ترجمهی آیدین ترکمه
...
فهرست مطالب این کتاب نیز به شرح زیر است:
1. درآمد
۲. اکولوژی شهری، اقتصاد و جغرافیا: تحلیل فضایی در گذار
۳. اقتصاد سیاسیِ مارکسی
۴. پارادایمهای سیال: بحث دربارهی نظریهی فضا
۵. فراسوی اقتصاد سیاسی مارکسی: فرمول سهتایی و تحلیل فضا
۶. ساختار و عاملیت در تولید فضا
۷. بازسازی فضای سکونتی
۸. اجتماع، آزادی/اختیار، و زندگی روزمره.
...
پیشگفتارِ این کتاب که پیشتر در فضا و دیالکتیک منتشر شده بود اینجا در دسترس است.
علاقه مندان می توانند با مراجعه به فروشگاه دانش شهر مرکز مطالعات و برنامه ریزی شهر تهران واقع در میدان آرژانتین، نبش خیابان الوند، مجتمع تجاری بهاران - طبقه همکف نسبت به تهیه این کتاب اقدام کنند.