رویکردی انتقادی به حل مسئلهی مسکن
پیتر مارکوزه
برگردان: آیدین ترکمه
«نظریهی انتقادی چگونه میتواند به مسئلهای همچون بحران دلخراش کنونی مسکن در ایالات متحد بپردازد؟ برنامهریزی انتقادی با استفاده از رویکرد نظریهی انتقادی میتواند در سه گام به چنین مسئلهای یورش ببرد: افشاکردن، پیشنهادکردن، سیاسیکردن.
...
باید روشن باشد که پیشنهاد یک نقش گسترده برای حکومت در بخش مسکن به این معنا نیست که مقرراتزدایی علت بحران مسکن است. نقش حکومت میتواند فراتر از تنظیم/مقررات برود، و دربارهی خود تنظیم این پرسش کلیدی است که تنظیم چه چیزی و به نفع چه کسی: صرف طلب مقررات/تنظیم بیشتر کافی نیست.»
برای خواندن و دانلود این متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/a-critical-approach-to-solving-the-housing-problem/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
پیتر مارکوزه
برگردان: آیدین ترکمه
«نظریهی انتقادی چگونه میتواند به مسئلهای همچون بحران دلخراش کنونی مسکن در ایالات متحد بپردازد؟ برنامهریزی انتقادی با استفاده از رویکرد نظریهی انتقادی میتواند در سه گام به چنین مسئلهای یورش ببرد: افشاکردن، پیشنهادکردن، سیاسیکردن.
...
باید روشن باشد که پیشنهاد یک نقش گسترده برای حکومت در بخش مسکن به این معنا نیست که مقرراتزدایی علت بحران مسکن است. نقش حکومت میتواند فراتر از تنظیم/مقررات برود، و دربارهی خود تنظیم این پرسش کلیدی است که تنظیم چه چیزی و به نفع چه کسی: صرف طلب مقررات/تنظیم بیشتر کافی نیست.»
برای خواندن و دانلود این متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/a-critical-approach-to-solving-the-housing-problem/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
فضا و دیالکتیک
رویکردی انتقادی به حل مسئلهی مسکن - فضا و دیالکتیک
کالاییسازی مسکن یگانه مسئلهی واقعی است. کالاییسازی به معنای در نظر گرفتن مسکن نه به عنوان یکی از ضرورتها زندگی، یعنی چیزی که سرپناه، حمایت، خلوت، فضایی برای فعالیتهای شخصی و خانوادگی، فراهم میآورد بلکه در عوض تلقی آن همچون چیزی است که خریدوفروش میشود…
ویروسِ کرونا و فلاسفه
فوکو، آگامبن، نانسی، اسپوزیتو، بنوِنوتو، دیوِدی، موهان
ترجمه و تلخیص: نریمان جهانزاد
«یادداشت مترجم
در بیست و ششم فوریهی سال جاری میلادی، جورجو آگامبن متنی با عنوان «وضعیت استثناییِ برآمده از اضطراری بیدلیل» در نشریهی «مانفیست» منتشر کرد که سپس در برخی نشریات اینترنتی دیگر با عنوان «ابداع یک اپیدمی» به انگلیسی ترجمه شد.در واکنش به این متن، اندیشمندان و فلاسفهی معاصری نظیر ژانلوک نانسی، روبرتو اسپوزیتو و برخی دیگر دست به قلم شدند. آگامبن سپس دو متن دیگرِ «شیوع» و «شفافسازی» را درخصوص ویروس کرونا و بحثهای حاصل از آن، در نشریهی Quodlibet منتشر کرد. «نشریهی اروپاییِ روانکاوی» اخیراً ترجمهی انگلیسی این مجموعه یادداشتها، از جمله متنِ «شفافسازی» آگامبن را یکجا منتشر کرده است. این ترجمهی فارسی بر اساس همین منبع اخیر صورت پذیرفته است.»
برای خواندن و دانلود این متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/coronavirus-and-philosophers/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
فوکو، آگامبن، نانسی، اسپوزیتو، بنوِنوتو، دیوِدی، موهان
ترجمه و تلخیص: نریمان جهانزاد
«یادداشت مترجم
در بیست و ششم فوریهی سال جاری میلادی، جورجو آگامبن متنی با عنوان «وضعیت استثناییِ برآمده از اضطراری بیدلیل» در نشریهی «مانفیست» منتشر کرد که سپس در برخی نشریات اینترنتی دیگر با عنوان «ابداع یک اپیدمی» به انگلیسی ترجمه شد.در واکنش به این متن، اندیشمندان و فلاسفهی معاصری نظیر ژانلوک نانسی، روبرتو اسپوزیتو و برخی دیگر دست به قلم شدند. آگامبن سپس دو متن دیگرِ «شیوع» و «شفافسازی» را درخصوص ویروس کرونا و بحثهای حاصل از آن، در نشریهی Quodlibet منتشر کرد. «نشریهی اروپاییِ روانکاوی» اخیراً ترجمهی انگلیسی این مجموعه یادداشتها، از جمله متنِ «شفافسازی» آگامبن را یکجا منتشر کرده است. این ترجمهی فارسی بر اساس همین منبع اخیر صورت پذیرفته است.»
برای خواندن و دانلود این متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/coronavirus-and-philosophers/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
فضا و دیالکتیک
ویروسِ کرونا و فلاسفه - فضا و دیالکتیک
جای هیچ تعجب ندارد که مثل یک جنگ دربارهی ویروس حرف میزنیم. تمهیدات و مقررات اضطراری ما را عملاً وادار به زیستن در شرایط و مقررات حکومت نظامی کردهاند. اما جنگ با دشمنی نامرئی که میتواند در وجود هر کسی لانه کند، مضحکترینِ همهی جنگهاست. دشمن جایی بیرون…
مجموعه مقالات ۹۸
ویژهی نوروز ۹۹
سال گذشته فضا و دیالکتیک سومین سال فعالیت خود را پشت سر گذاشت و چهارساله شد. در این سال ۲۷ متن ترجمهای و تألیفی در فضا و دیالکتیک منتشر شد. این متون منشی انتقادی دارند و به منظور جدال با گفتمانهای غالب و نقدِ وضعیت انضمامی به میدان آمدهاند. همچنین جلد نخستِ مجموعهی «فلسفه، سیاست، شهر» که به آراء و اندیشههای آنری لوفور اختصاص دارد با همکاری نشر کتابکدهی کسری منتشر شد. در سال جاری امیدواریم مجلدات دوم و سوم این مجموعه که به آراءِ ژیل دلوز-فلیکس گتاری و دیوید هاروی اختصاص یافته است منتشر شوند.
در این پست میتوانید درآمد مجموعه را بخوانید و فایل مجموعه مقالات را دانلود کنید
http://dialecticalspace.com/space-and-dialectic-98-special-issue5/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@DialecticalSpace
ویژهی نوروز ۹۹
سال گذشته فضا و دیالکتیک سومین سال فعالیت خود را پشت سر گذاشت و چهارساله شد. در این سال ۲۷ متن ترجمهای و تألیفی در فضا و دیالکتیک منتشر شد. این متون منشی انتقادی دارند و به منظور جدال با گفتمانهای غالب و نقدِ وضعیت انضمامی به میدان آمدهاند. همچنین جلد نخستِ مجموعهی «فلسفه، سیاست، شهر» که به آراء و اندیشههای آنری لوفور اختصاص دارد با همکاری نشر کتابکدهی کسری منتشر شد. در سال جاری امیدواریم مجلدات دوم و سوم این مجموعه که به آراءِ ژیل دلوز-فلیکس گتاری و دیوید هاروی اختصاص یافته است منتشر شوند.
در این پست میتوانید درآمد مجموعه را بخوانید و فایل مجموعه مقالات را دانلود کنید
http://dialecticalspace.com/space-and-dialectic-98-special-issue5/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@DialecticalSpace
فضا و دیالکتیک
مجموعه مقالات ۹۸ ویژهی نوروز ۹۹ - فضا و دیالکتیک
سال گذشته فضا و دیالکتیک سومین سال فعالیت خود را پشت سر گذاشت و چهارساله شد. چنانکه روشن است مطالعات شهری بطور عام (و لوازم مفهومی همبستهی آن) در کانون فعالیتهای نظری این نشریه قرار دارد.
پیوند اخلاق و ارزیابی در برنامهریزی: مروری بر آرای ارنست الکساندر
نویسنده: سمیه زندیه
«از منظر اخلاق و ارزش، چه تمایزی میان برنامهریزی و طراحیِ محیط مصنوع وجود دارد و این تمایز چگونه ارزیابی در این دو رشته را از هم متفاوت میکند؟
آیا میتوان از یک «اخلاق یکپارچه» در برنامهریزی و طراحی سخن گفت؟
برداشتها و تعابیر مختلف از مفهومِ «منفعت عمومی» (به پشتوانهی چارچوبهای فلسفی و سیاسی مختلف) چه ارزشهای رویهای و محتوایی را در نظریه(ها) و عمل برنامهریزی آفریدهاند؟
این برداشتها از منفعت عمومی مشخصاً چه تغییراتی را در عمل ارزیابی در برنامهریزی ایجاد میکنند؟
با توجه به ابهام و عدم توافق گسترده بر سر تعریف ارزشها و منفعت عمومی چگونه میتوان به یک معیارِ محتوایی قابل بکارگیری برای ارزیابی برنامهها رسید؟
....
این مقاله مروری است بر کوششِ الکساندر در پاسخ به این پرسشها»
برای خواندن و دانلود این متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/the-relation-between-ethics-and-evaluation-in-planning/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@dialecticalspace
نویسنده: سمیه زندیه
«از منظر اخلاق و ارزش، چه تمایزی میان برنامهریزی و طراحیِ محیط مصنوع وجود دارد و این تمایز چگونه ارزیابی در این دو رشته را از هم متفاوت میکند؟
آیا میتوان از یک «اخلاق یکپارچه» در برنامهریزی و طراحی سخن گفت؟
برداشتها و تعابیر مختلف از مفهومِ «منفعت عمومی» (به پشتوانهی چارچوبهای فلسفی و سیاسی مختلف) چه ارزشهای رویهای و محتوایی را در نظریه(ها) و عمل برنامهریزی آفریدهاند؟
این برداشتها از منفعت عمومی مشخصاً چه تغییراتی را در عمل ارزیابی در برنامهریزی ایجاد میکنند؟
با توجه به ابهام و عدم توافق گسترده بر سر تعریف ارزشها و منفعت عمومی چگونه میتوان به یک معیارِ محتوایی قابل بکارگیری برای ارزیابی برنامهها رسید؟
....
این مقاله مروری است بر کوششِ الکساندر در پاسخ به این پرسشها»
برای خواندن و دانلود این متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/the-relation-between-ethics-and-evaluation-in-planning/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@dialecticalspace
فضا و دیالکتیک
پیوند اخلاق و ارزیابی در برنامهریزی: مروری بر آرای ارنست الکساندر - فضا و دیالکتیک
الکساندر اخلاقِ برنامهریزی را فراتر از ارزشهای زیباییشناختی میداند و دو اصل کلیدی که از نظر او این تمایز را برجسته میکنند مفهوم منفعت عمومی و مشارکت (بهعنوان اخلاق رویهای برنامهریزی) هستند.
دوگانهسازی وضعیت: ساختن-عمل-پراکتیس/نساختن-بیعملی-نظریه
علیرضا خادم
«قائلشدن به تضادهای دودویی و نگاهی دوگانهانگار به ایدهها، تلاشی است برای توصیفِ وضعیت؛ طرحوارهای آشنا برای ذهن؛ روشی برای مواجهه با پرسشهای بنیادین؛ و شاید معمولترین راه برای فهمِ یک “موضوع”. اما دریدا نظرِ دیگری دارد؛ برای او این فرآیندِ به ظاهر معمول و متداول ذهنی، ریشه در یکی از عمیقترین چالشهای پیشِ رویِ تفکرِ فلسفی [غرب] دارد؛ که تمایل آن به دوگانهانگاری و امتیاز دادن به یک طرف(جانبِ) دوگانههاست.»
برای خواندن و دانلود این متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/dualization-of-situation/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@dialecticalspace
علیرضا خادم
«قائلشدن به تضادهای دودویی و نگاهی دوگانهانگار به ایدهها، تلاشی است برای توصیفِ وضعیت؛ طرحوارهای آشنا برای ذهن؛ روشی برای مواجهه با پرسشهای بنیادین؛ و شاید معمولترین راه برای فهمِ یک “موضوع”. اما دریدا نظرِ دیگری دارد؛ برای او این فرآیندِ به ظاهر معمول و متداول ذهنی، ریشه در یکی از عمیقترین چالشهای پیشِ رویِ تفکرِ فلسفی [غرب] دارد؛ که تمایل آن به دوگانهانگاری و امتیاز دادن به یک طرف(جانبِ) دوگانههاست.»
برای خواندن و دانلود این متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/dualization-of-situation/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@dialecticalspace
فضا و دیالکتیک
دوگانهسازی وضعیت: ساختن-عمل-پراکتیس/نساختن-بیعملی-نظریه - فضا و دیالکتیک
در نگاهِ ایدئولوژیکِ نظامِ دانشیِ دیسیپلینِ شهرسازی، معمولاً ساختن-عمل-پراکتیس به عنوانِ ارزشهای مثبت، بر سویهی دیگر نساختن-بیعملی-نظریه به مثابهی ارزشهای منفی تقدم دارد. همارز دانستنِ ساختن با عمل و پیوند خوردن آن با پراکتیس، وجهِ روشن و درخشان…
طراحی شهری و اقتصاد سیاسی فضایی
الکساندر کاتبرت
برگردان: رضا بصیری مژدهی
«نوشتار حاضر از این اعتقاد راسخ نشأت میگیرد که طراحی شهری باید بهمثابه یک حوزه مستقل در جامعه و بهعنوان یک برنامه آموزشیِ مبسوط در دانشگاهها در نظر گرفته شود. اما این مشروعیتبخشی مستلزم درگیری فکریِ جدی با “جهانیشدن”، و جهانی است که در آن به سر میبریم. هم افراد آکادمیک و هم حرفهمندان، دیگر نمیتوانند چیستیِ مأموریتهایشان را مفروض پندارند.»
برای خواندن و دانلود این متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/urban-design-and-spatial-political-economy/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@dialectialspace
الکساندر کاتبرت
برگردان: رضا بصیری مژدهی
«نوشتار حاضر از این اعتقاد راسخ نشأت میگیرد که طراحی شهری باید بهمثابه یک حوزه مستقل در جامعه و بهعنوان یک برنامه آموزشیِ مبسوط در دانشگاهها در نظر گرفته شود. اما این مشروعیتبخشی مستلزم درگیری فکریِ جدی با “جهانیشدن”، و جهانی است که در آن به سر میبریم. هم افراد آکادمیک و هم حرفهمندان، دیگر نمیتوانند چیستیِ مأموریتهایشان را مفروض پندارند.»
برای خواندن و دانلود این متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/urban-design-and-spatial-political-economy/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@dialectialspace
فضا و دیالکتیک
طراحی شهری و اقتصاد سیاسی فضایی - فضا و دیالکتیک
فرمهای شهری به میل و اراده خود بر روی زمین پدید نمیآیند. آنها در وهله نخست، منبعث از اقتصاد سیاسیِ زمان خود هستند و اساساً توسط آن تولید میشوند.
آنجا که صدای مردم بر تن شهر نقش میبندد
عباس کیانی
«گرافیتی مثالی است از بازگشت به شهر به مثابه مکانی خلاق؛ روندی که در آن، شهر پیوسته در حال تغییر است و فرصتهای دیدن متفاوتی را پیش روی مردم شهر قرار میدهد. گرافیتی تنها در خدمت گرافیستها نمیباشد بلکه هنری است برای تمام آنان که شهر را میبینند و میخوانند؛ میتواند نمود شهروندان در شهرهایشان باشد. اجازه دادن به بروز خود در شهر و پراکنده نمودن معانی و پیامهایی در فضای شهر که حاصل تجربههای مشترک شهری است. در چنین فرایندی است که فضا_زمان مانند اثری هنری در عرصه شهر پدیدار میشود.»
برای خواندن و دانلود این متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/grffiti-and-city/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@dialectialspace
عباس کیانی
«گرافیتی مثالی است از بازگشت به شهر به مثابه مکانی خلاق؛ روندی که در آن، شهر پیوسته در حال تغییر است و فرصتهای دیدن متفاوتی را پیش روی مردم شهر قرار میدهد. گرافیتی تنها در خدمت گرافیستها نمیباشد بلکه هنری است برای تمام آنان که شهر را میبینند و میخوانند؛ میتواند نمود شهروندان در شهرهایشان باشد. اجازه دادن به بروز خود در شهر و پراکنده نمودن معانی و پیامهایی در فضای شهر که حاصل تجربههای مشترک شهری است. در چنین فرایندی است که فضا_زمان مانند اثری هنری در عرصه شهر پدیدار میشود.»
برای خواندن و دانلود این متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/grffiti-and-city/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@dialectialspace
فضا و دیالکتیک
آنجا که صدای مردم بر تن شهر نقش میبندد - فضا و دیالکتیک
گرافیتی مداخلهایست از طریق افرادی که قدرت را در دست ندارند و از حقوق خود در شهر محروم گشتهاند. کسانی که سعی در معنادارکردن فضا از طریق نقاشی و ثبت اعتراضات خود بر تن شهر دارند. بهواسطه نشانهشناسی، مجموعهای از مفاهیم و معانی به اذهان شهروندان انتقال…
دولت و جامعه
آنری لوفور
برگردان: همن حاجی میرزایی
«درجاتی از دموکراسی و انقلاب وجود دارد. درجهی دموکراسی، یا دقیقتر درجهی دموکراتیکسازی زندگی عمومی، زندگی سیاسی و اجتماعی تاحد زیادی با شدت مبارزه برای دموکراسی متناسب است. دموکراسی چیزی نیست به غیر از مبارزه برای دموکراسی. مبارزه برای دموکراسی خود جنبش است. دموکراتهای بسیاری تصور میکنند که دموکراسی نوعی شرایط ثابت است که ما میتوانیم به سویش برویم. نه. دموکراسی جنبش است، جنبش نیروهای فعال. دموکراسی مبارزه برای دموکراسی است، یعنی خودِ جنبش نیروهای اجتماعی. مبارزهای دائمی است و حتی مبارزهای است علیه دولتی که از دموکراسی بر آمده است. بدون مبارزه علیه خودِ دولت دموکراتیکی که تمایل به تبدیل خودش به یک بلوک یا تثبیت خودش به عنوان یک کل و یکپارچهشدن دارد و تمایل دارد تا جامعهای را که از آن بر آمده خفه کند، هیچ دموکراسی ممکن نیست.»
برای خواندن و دانلود این متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/state-and-society/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@dialectialspace
آنری لوفور
برگردان: همن حاجی میرزایی
«درجاتی از دموکراسی و انقلاب وجود دارد. درجهی دموکراسی، یا دقیقتر درجهی دموکراتیکسازی زندگی عمومی، زندگی سیاسی و اجتماعی تاحد زیادی با شدت مبارزه برای دموکراسی متناسب است. دموکراسی چیزی نیست به غیر از مبارزه برای دموکراسی. مبارزه برای دموکراسی خود جنبش است. دموکراتهای بسیاری تصور میکنند که دموکراسی نوعی شرایط ثابت است که ما میتوانیم به سویش برویم. نه. دموکراسی جنبش است، جنبش نیروهای فعال. دموکراسی مبارزه برای دموکراسی است، یعنی خودِ جنبش نیروهای اجتماعی. مبارزهای دائمی است و حتی مبارزهای است علیه دولتی که از دموکراسی بر آمده است. بدون مبارزه علیه خودِ دولت دموکراتیکی که تمایل به تبدیل خودش به یک بلوک یا تثبیت خودش به عنوان یک کل و یکپارچهشدن دارد و تمایل دارد تا جامعهای را که از آن بر آمده خفه کند، هیچ دموکراسی ممکن نیست.»
برای خواندن و دانلود این متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/state-and-society/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@dialectialspace
فضا و دیالکتیک
دولت و جامعه - فضا و دیالکتیک
این متن با هدف نقد استالینیسم در اتحاد شوروی، و به طور خاصتر، نقد مدل استالینیستی دولت، هم در نظریه و هم در عمل، تدوین شده است. هدف اصلی لوفور فهمِ نظریِ رشد کیفیِ قدرت و فعالیتِ دولت طی قرن نوزدهم و بیستم است.
مقدمهای بر اندیشهی نانسی
ماری-ایو مورین
برگردان: نریمان جهانزاد
«خواننده هنگام پیش رفتن در متون نانسی نباید انتظار داشته باشد که هر گامِ منفرد و خاص را [در مسیر بحث وی] بفهمد. [خواندن نانسی] مثل این میماند که آدم شیرجه بزند وسط یک دایره: [نقطهی] آغاز فقط در پایان فهمیده میشود یا در واقع بعد از بارها چرخش. این [دشواریابی] حاصل و پیامدِ امر «متکثر تکین» هم هست: هیچ حقیقتِ منفرد و مستقلی وجود ندارد که بشود آن را بلافاصله به عنوان [نقطهی] آغاز شناسایی کرد. اما حتم دارم با دست نکشیدن از خواندن، اندیشهی نانسی قدرتِ تغییرِ نگاهمان به جهان و درکمان از معنای وجود داشتن با دیگران را دارد.»
برای خواندن و دانلود این متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/an-introduction-to-nancy/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@dialectialspace
ماری-ایو مورین
برگردان: نریمان جهانزاد
«خواننده هنگام پیش رفتن در متون نانسی نباید انتظار داشته باشد که هر گامِ منفرد و خاص را [در مسیر بحث وی] بفهمد. [خواندن نانسی] مثل این میماند که آدم شیرجه بزند وسط یک دایره: [نقطهی] آغاز فقط در پایان فهمیده میشود یا در واقع بعد از بارها چرخش. این [دشواریابی] حاصل و پیامدِ امر «متکثر تکین» هم هست: هیچ حقیقتِ منفرد و مستقلی وجود ندارد که بشود آن را بلافاصله به عنوان [نقطهی] آغاز شناسایی کرد. اما حتم دارم با دست نکشیدن از خواندن، اندیشهی نانسی قدرتِ تغییرِ نگاهمان به جهان و درکمان از معنای وجود داشتن با دیگران را دارد.»
برای خواندن و دانلود این متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/an-introduction-to-nancy/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@dialectialspace
فضا و دیالکتیک
مقدمهای بر اندیشهی نانسی - فضا و دیالکتیک
ریشههای بستر فکری نانسی را میتوان در رخداد یا گسست تفکر فلسفی غربی یافت که نامهای خاص نیچه، هایدگر و فروید بر آن حک شده بود: در قول نیچه مبنی بر اینکه خدا مرده است و نقد وی بر متافیزیک افلاطونی و مسیحی، در متافیزیک به مثابه هستی-خدا-شناسی (انتوتئولوژی)…
خوانش مارکس در ۱۹۶۵؛ روایتِ آلتوسر (و حلقهاش) و لوفور در ۲۰۱۶
استوارت الدن
برگردان: امین علیمحمدی
«جایگاه آلتوسر به عنوان یکی از کلیدیترین نویسندگان فرانسوی در باب مارکس اثبات شده است: به همین سبب ارائۀ ترجمهای کامل از «خوانش سرمایه» نقش مهم او و شاگردان ممتازش را در ارائۀ این تفسیر عمیق [از سرمایۀ مارکس] به درستی نمود خواهد داد. لوفور اما در بحثهای مارکسیستی کمتر شناخته شده است. امروز اما [با ترجمۀ کامل از] «متافلسفه» آنچنان که دیود کانینگام نیز در ستایشی سخاوتمندانه از کتاب اظهار میکند، لوفور را در زمرۀ بزرگترین متفکران مارکسیست قرن بیستم قرار میدهد»
برای خواندن و دانلود این متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/reading-marx-in-1965/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@dialectialspace
استوارت الدن
برگردان: امین علیمحمدی
«جایگاه آلتوسر به عنوان یکی از کلیدیترین نویسندگان فرانسوی در باب مارکس اثبات شده است: به همین سبب ارائۀ ترجمهای کامل از «خوانش سرمایه» نقش مهم او و شاگردان ممتازش را در ارائۀ این تفسیر عمیق [از سرمایۀ مارکس] به درستی نمود خواهد داد. لوفور اما در بحثهای مارکسیستی کمتر شناخته شده است. امروز اما [با ترجمۀ کامل از] «متافلسفه» آنچنان که دیود کانینگام نیز در ستایشی سخاوتمندانه از کتاب اظهار میکند، لوفور را در زمرۀ بزرگترین متفکران مارکسیست قرن بیستم قرار میدهد»
برای خواندن و دانلود این متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/reading-marx-in-1965/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@dialectialspace
فضا و دیالکتیک
خوانش مارکس در ۱۹۶۵؛ روایتِ آلتوسر (و حلقهاش) و لوفور در ۲۰۱۶ - فضا و دیالکتیک
لوفور برخلافِ آلتوسر، قرائت خود از تمامیِ آثار مارکس را تنها صرف شناسایی اهمیت تأثیرات هگلی بر مارکس نمیکند بلکه در عوض نشان میدهد مارکس با فکر هگلی است که تکمیل میشود علاوه بر این تأکید میکند که اومانیسم در سرتاسر نوشتههای مارکس وجود دارد.
ژئوکریتیسیسم (نقدِ جغرافیایی) در میانهی چیزها: مکان، دگرگونی/واژگونی، و چشماندازهای ادبیات تطبیقی
رابرت تی. تالی
برگردان: فریده شهریاری و آیدین ترکمه
«نظریهی انتقادی امروزه، در میان سایر چیزها، باید شامل نوعی نظریهی تخیل، یا شاید نظریهی فقدان تخیلمان باشد. مساله این نخواهد بود که چگونه میتوانیم با یقین مطلق جهان و مکان خود را در آن بشناسیم. این پروژه، پروژهای شناختشناسانه در آن معنا نیست. مساله در عوض این است که چگونه میتوانیم داستانهای جدید و متفاوت روایت کنیم، چطور میتوانیم همزمان که به محدودیتهای وضع موجود میاندیشیم بدیلهایی را نیز برای آن بپرورانیم. من دارم تا حدی به تکانهای یوتوپیایی میاندیشم که میتوان در نظریات ارنست بلوخ، هربرت مارکوزه، یا جیمسون یافت و در واقع جیمسون بارها در آثارش اظهار کرده است که اندیشهی دیالکتیکی ـــ که اکنون میتوانم بگویم که به درستی نام مستعار خودِ «نظریه» است ـــ واقعن شیوهای است برای اندیشهورزیِ آینده، یعنی دیالکتیک، نوع خاصی از اندیشه است که متناسبِ خودِ یوتوپیا است. اما تا حدی میتوان گفت که این در واقع مطالعهی موشکافانهی متون و نظریههای گذشته از منظر ژئوکریتیسیسمی تخیلی/خلاقانه و نقشهنگارانه است که تاملِ عمیق دربارهی محدودیتهای اندیشه در موقعیت کنونی را ممکن کرده است».
برای خواندن و دانلود این متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/geocriticism-in-the-middle-of-the-things/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@dialectialspace
رابرت تی. تالی
برگردان: فریده شهریاری و آیدین ترکمه
«نظریهی انتقادی امروزه، در میان سایر چیزها، باید شامل نوعی نظریهی تخیل، یا شاید نظریهی فقدان تخیلمان باشد. مساله این نخواهد بود که چگونه میتوانیم با یقین مطلق جهان و مکان خود را در آن بشناسیم. این پروژه، پروژهای شناختشناسانه در آن معنا نیست. مساله در عوض این است که چگونه میتوانیم داستانهای جدید و متفاوت روایت کنیم، چطور میتوانیم همزمان که به محدودیتهای وضع موجود میاندیشیم بدیلهایی را نیز برای آن بپرورانیم. من دارم تا حدی به تکانهای یوتوپیایی میاندیشم که میتوان در نظریات ارنست بلوخ، هربرت مارکوزه، یا جیمسون یافت و در واقع جیمسون بارها در آثارش اظهار کرده است که اندیشهی دیالکتیکی ـــ که اکنون میتوانم بگویم که به درستی نام مستعار خودِ «نظریه» است ـــ واقعن شیوهای است برای اندیشهورزیِ آینده، یعنی دیالکتیک، نوع خاصی از اندیشه است که متناسبِ خودِ یوتوپیا است. اما تا حدی میتوان گفت که این در واقع مطالعهی موشکافانهی متون و نظریههای گذشته از منظر ژئوکریتیسیسمی تخیلی/خلاقانه و نقشهنگارانه است که تاملِ عمیق دربارهی محدودیتهای اندیشه در موقعیت کنونی را ممکن کرده است».
برای خواندن و دانلود این متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/geocriticism-in-the-middle-of-the-things/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@dialectialspace
فضا و دیالکتیک
ژئوکریتیسیسم (نقدِ جغرافیایی) در میانهی چیزها: مکان، دگرگونی/واژگونی، و چشماندازهای ادبیات تطبیقی - فضا و دیالکتیک
جغرافیانقادان بر این عقیدهاند که یک رویکرد انتقادی مناسب به موضوعات، متون، و وقایعِ فضازمانمندِ مورد بررسی باید متاثر از پرکتیسی نظری باشد که قادر است با شرایط متغیر و متلونی مواجه شود که شرایط امکان خودِ نقد هستند. یعنی نظریهی ژئوکریتیکال نوعی نقطهیِ…
فضا، سیاست و امر سیاسی
مصطفی دیکچ
ترجمه و تلخیص: ایمان واقفی
« پلیس بیش از هر چیز شیوهی انضباط بدن است. نظمی که شیوهی عمل، شیوهی بودن و شیوهی حرف زدن را تعیین میکند. نظمی که به هر بدن نام، مکان و وظیفهی مناسباش را تخصیص میدهد. پلیس نظمِ امور مشاهدهپذیر و امور بهکلام آمدهاست، نظمی که اجازه میدهد فلان فعالیت قابل مشاهده شود و دیگری خیر، فلان سخن در قالب گفتار درآید و دیگری در قالب پارازیت. »
برای خواندن و دانلود این متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/space-politic-and-the-political/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@dialectialspace
مصطفی دیکچ
ترجمه و تلخیص: ایمان واقفی
« پلیس بیش از هر چیز شیوهی انضباط بدن است. نظمی که شیوهی عمل، شیوهی بودن و شیوهی حرف زدن را تعیین میکند. نظمی که به هر بدن نام، مکان و وظیفهی مناسباش را تخصیص میدهد. پلیس نظمِ امور مشاهدهپذیر و امور بهکلام آمدهاست، نظمی که اجازه میدهد فلان فعالیت قابل مشاهده شود و دیگری خیر، فلان سخن در قالب گفتار درآید و دیگری در قالب پارازیت. »
برای خواندن و دانلود این متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/space-politic-and-the-political/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@dialectialspace
مروری بر اندیشهی دیوید هاروی
نوئل کستری
برگردان: همن حاجیمیرزایی
«هاروی یکی از اولین جغرافیدانانی بود که تاکید کرد فضا پیشاداده/معین، مطلق یا «ظرفی» نیست که چیزهای ذاتاً «غیرفضایی» درون آن قرار داشته باشند. همانگونه که در کتاب عدالت اجتماعی و شهر نوشته است «پرسش “فضا چیست؟” [باید] … با پرسش چگونه پرکتیسهای انسانیِ متفاوت، فضا[ها]ی متمایزی را خلق و مورد استفاده قرار میدهند؟”» جایگزین شود. از نظر هاروی، پرکتیسها و فرایندهای اجتماعی، فضاهایی خلق میکنند و این فضاها نیز به سهم خود آن پرکتیسها و فرایندها را محدود میکنند، تقویت میکنند یا تغییر میدهند »
برای خواندن و دانلود این متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/david-harvey/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@dialectialspace
نوئل کستری
برگردان: همن حاجیمیرزایی
«هاروی یکی از اولین جغرافیدانانی بود که تاکید کرد فضا پیشاداده/معین، مطلق یا «ظرفی» نیست که چیزهای ذاتاً «غیرفضایی» درون آن قرار داشته باشند. همانگونه که در کتاب عدالت اجتماعی و شهر نوشته است «پرسش “فضا چیست؟” [باید] … با پرسش چگونه پرکتیسهای انسانیِ متفاوت، فضا[ها]ی متمایزی را خلق و مورد استفاده قرار میدهند؟”» جایگزین شود. از نظر هاروی، پرکتیسها و فرایندهای اجتماعی، فضاهایی خلق میکنند و این فضاها نیز به سهم خود آن پرکتیسها و فرایندها را محدود میکنند، تقویت میکنند یا تغییر میدهند »
برای خواندن و دانلود این متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/david-harvey/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@dialectialspace
فضا و دیالکتیک
مروری بر اندیشهی دیوید هاروی - فضا و دیالکتیک
نوشتههای هاروی بسیاری از مارکسیستها را قانع کرده است که فضا و مکان در و برای سرمایهداری مهماند و بنابراین بخش لاینفک هر پروژهای برای ساقطکردنِ آن به شمار میروند.
هابرماس و فوکو: متفکرانی برای جامعهی مدنی
بنت فلوبیر
برگردان: نریمان جهانزاد
«آثار یورگن هابرماس و میشل فوکو از تنشی ذاتی در قلب مدرنیته حکایت میکنند. تنش میان اجماع و تعارض. هابرماس، که کانت را نقطهی عزیمت خود قرار میدهد، فیلسوفِ اخلاقِ مبتنی بر اجماع است. فوکو به پیروی از نیچه، فیلسوفِ تاریخِ واقعی است؛ تاریخی که بر اساسِ تعارض و قدرت روایت شده است. این مقاله به بررسی تطبیقیِ دیدگاههای اساسیِ هابرماس و فوکو دربارهی موضوع تقویتِ جامعهی مدنی و دموکراسی میپردازد.»
برای خواندن و دانلود این متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/habermas-and-foucault/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@dialectialspace
بنت فلوبیر
برگردان: نریمان جهانزاد
«آثار یورگن هابرماس و میشل فوکو از تنشی ذاتی در قلب مدرنیته حکایت میکنند. تنش میان اجماع و تعارض. هابرماس، که کانت را نقطهی عزیمت خود قرار میدهد، فیلسوفِ اخلاقِ مبتنی بر اجماع است. فوکو به پیروی از نیچه، فیلسوفِ تاریخِ واقعی است؛ تاریخی که بر اساسِ تعارض و قدرت روایت شده است. این مقاله به بررسی تطبیقیِ دیدگاههای اساسیِ هابرماس و فوکو دربارهی موضوع تقویتِ جامعهی مدنی و دموکراسی میپردازد.»
برای خواندن و دانلود این متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/habermas-and-foucault/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@dialectialspace
فضا و دیالکتیک
هابرماس و فوکو: متفکرانی حامی جامعهی مدنی - فضا و دیالکتیک
این مقاله مطالعهای تطبیقی است از دیدگاههای اصلیِ هابرماس و فوکو در خصوص مسئلهی دموکراسی و جامعهی مدنی. بطور مشخصتر، اخلاقِ گفتمانِ هابرماس در تقابل با اخلاق و تحلیل قدرتِ فوکو قرار میگیرد و امتیازاتِ هر یک از آنها برای کسانی که به درک و ایجادِ…
عقلانیت و قدرت
بنت فلوبیر
برگردان: نریمان جهانزاد
«قدرت است که تعیین میکند چه چیزی دانش به حساب بیاید، چه نوع تفسیری به عنوان تفسیرِ غالب بر دیگر تفاسیر چیره شود. قدرتْ دانشی را که مدافع اهدافاش باشد از آنِ خود میکند، و همچنین آن دانشی را که در خدمتاش نباشد، منکوب میسازد. علاوه بر آن مناسبات میان دانش و قدرت برای کسی که در پیِ درکِ انواع فرایندهایی است که بر پویاییهای سیاست، مدیریت و برنامهریزی تاثیر میگذارند، حائز اهمیت است. برای بهوجودآوردنِ چنین درکی سنتِ درازی وجود دارد که از توکودیدس تا ماکیاول و نیچه و فوکو ادامه داشته است. [تحقیق ما دربارهی] نمونهی آلبا بر اساس همین سنت انجام شد و در نتیجهگیریهایمان هم در درون همین سنت باقی خواهیم ماند. بنابراین سوال اصلیای که باید در اینجا به آن پاسخ گفت این است که "چه مناسباتِ اساسیای میان عقلانیت و قدرت به پروژهی آلبا شکل بخشیدند و سببِ عدمِ تعادل، از هم پاشیدگی و نرسیدن به اهداف [پروژه] شدند؟"»
برای خواندن و دانلود این متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/rationality-and-power/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@dialectialspace
بنت فلوبیر
برگردان: نریمان جهانزاد
«قدرت است که تعیین میکند چه چیزی دانش به حساب بیاید، چه نوع تفسیری به عنوان تفسیرِ غالب بر دیگر تفاسیر چیره شود. قدرتْ دانشی را که مدافع اهدافاش باشد از آنِ خود میکند، و همچنین آن دانشی را که در خدمتاش نباشد، منکوب میسازد. علاوه بر آن مناسبات میان دانش و قدرت برای کسی که در پیِ درکِ انواع فرایندهایی است که بر پویاییهای سیاست، مدیریت و برنامهریزی تاثیر میگذارند، حائز اهمیت است. برای بهوجودآوردنِ چنین درکی سنتِ درازی وجود دارد که از توکودیدس تا ماکیاول و نیچه و فوکو ادامه داشته است. [تحقیق ما دربارهی] نمونهی آلبا بر اساس همین سنت انجام شد و در نتیجهگیریهایمان هم در درون همین سنت باقی خواهیم ماند. بنابراین سوال اصلیای که باید در اینجا به آن پاسخ گفت این است که "چه مناسباتِ اساسیای میان عقلانیت و قدرت به پروژهی آلبا شکل بخشیدند و سببِ عدمِ تعادل، از هم پاشیدگی و نرسیدن به اهداف [پروژه] شدند؟"»
برای خواندن و دانلود این متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/rationality-and-power/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@dialectialspace
«حق بر شهر» در جنبشهای اجتماعیِ شهری
مارگیت مایر
برگردان: آیدین ترکمه
«جنبشها و نوآوریهای متفاوت، هر یک به طریقی به مفهوم «حق بر شهر» متوسل شدهاند. در برداشت لوفوری، شهریشدن مظهر دگرگونی جامعه و زندگی روزمره به واسطهی سرمایه است. لوفور در مقابل این دگرگونی، به دنبال آفریدنِ حقوق به واسطهی کنش اجتماعی و سیاسی بود: خیابان، و ادعای مالکیت نسبت به آن، و تاسیس چنین حقوقی. در این معنا، «حق بر شهر» کمتر یک حق قضایی/حقوقی، و بیشتر یک مطالبهی اعتراضی است که ادعاهای ثروتمندان و قدرتمندان را به چالش میکشد. این حق، حق به بازتوزیع است، نه برای همه، بلکه برای محرومان از آن و نیازمندان به آن. و حقی است که فقط در صورتی وجود دارد که مردمْ آن، و خودِ سیتی را از آنِ خود کنند.»
برای خواندن و دانلود این متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/right-to-the-city-in-urban-social-movements/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@dialectialspace
مارگیت مایر
برگردان: آیدین ترکمه
«جنبشها و نوآوریهای متفاوت، هر یک به طریقی به مفهوم «حق بر شهر» متوسل شدهاند. در برداشت لوفوری، شهریشدن مظهر دگرگونی جامعه و زندگی روزمره به واسطهی سرمایه است. لوفور در مقابل این دگرگونی، به دنبال آفریدنِ حقوق به واسطهی کنش اجتماعی و سیاسی بود: خیابان، و ادعای مالکیت نسبت به آن، و تاسیس چنین حقوقی. در این معنا، «حق بر شهر» کمتر یک حق قضایی/حقوقی، و بیشتر یک مطالبهی اعتراضی است که ادعاهای ثروتمندان و قدرتمندان را به چالش میکشد. این حق، حق به بازتوزیع است، نه برای همه، بلکه برای محرومان از آن و نیازمندان به آن. و حقی است که فقط در صورتی وجود دارد که مردمْ آن، و خودِ سیتی را از آنِ خود کنند.»
برای خواندن و دانلود این متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/right-to-the-city-in-urban-social-movements/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@dialectialspace
نظریه سیاسی و طراحی شهری
مارگارت کوهن
برگردان: رضا بصیری مژدهی و حمیده فرهمندیان
«نوشتار پیشرو درصدد است تا جذابیّت و افسون این شکل از توسعه را از دریچه “نظریه سیاسی” مورد حلاجی قرار دهد. دلمشغولیِ طراحی شهری، خلق فضاهای عمومیِ سرزنده و پُرچنبوجوش است، و “نظریه سیاسی” میتواند با تبیین و شفافسازیِ معنای واژه “عمومی“ و ارتباط آن با سایر ارزشهایی همچون “دموکراسی” و “برابری” به این مهم کمک نماید. “نوشهرگرایی” نمونه خوبی از نحوه بهکارگیریِ طراحی در حذف تمایز میان “فضای اشتراکی” و “فضای عمومی” است؛ [در حالیکه] نظریه سیاسی میتواند در تبیینِ تفاوت میان این دو نوع فضا، و در تشریح اینکه چرا شهروندان باید “فضای عمومی” را ارج نهند، موثر باشد. مفهوم “اجتماع محلّی” به این دلیل که بدیلی اغواکننده برای “حیات عمومی” محسوب میشود، بسیار گیرا و جذّاب است. “فضای اشتراکی” همچون یک چاشنیِ شیرینکنندهی ساختگی که بدون تزریق هیچگونه کالری به بدن، موجب لذّت فراوان میشود، بدون ایجاد حسِّ ناخوشایندِ ناشی از غریبگی، لذّتِ درجمعبودن و مردمآمیزی را نوید میدهد. افزون بر این، “فضای اشتراکی” صمیّمیتی برآمده از جهانی بهاشتراکگذاشتهشده را ارزانی میدارد؛ بدون الزام به فداکاریِ سهیمشدن با آنهایی که چیزی برای عرضه به این “جهانِ بهاشتراکگذاشتهشده” ندارند. در یک “اجتماع محلی”،[فضا و تسهیلات را] با دیگرانی سهیم میشویم [به اشتراک میگذاریم] که شبیه خودمان هستند. اما در یک “دموکراسی متکثّر”، باید با افرادی که با خودمان تفاوت دارند نیز سهیم شویم. “همبستگی دموکراتیک” وابسته به یک قلمروی عمومی است- یک کالای عمومی– که به افراد اجازه میدهد با دیگران، به رغم تفاوتهای قومی، مذهبی و اقتصادیشان، همدردی کنند.»
برای خواندن و دانلود این متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/political-theory-and-urban-design/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@dialectialspace
مارگارت کوهن
برگردان: رضا بصیری مژدهی و حمیده فرهمندیان
«نوشتار پیشرو درصدد است تا جذابیّت و افسون این شکل از توسعه را از دریچه “نظریه سیاسی” مورد حلاجی قرار دهد. دلمشغولیِ طراحی شهری، خلق فضاهای عمومیِ سرزنده و پُرچنبوجوش است، و “نظریه سیاسی” میتواند با تبیین و شفافسازیِ معنای واژه “عمومی“ و ارتباط آن با سایر ارزشهایی همچون “دموکراسی” و “برابری” به این مهم کمک نماید. “نوشهرگرایی” نمونه خوبی از نحوه بهکارگیریِ طراحی در حذف تمایز میان “فضای اشتراکی” و “فضای عمومی” است؛ [در حالیکه] نظریه سیاسی میتواند در تبیینِ تفاوت میان این دو نوع فضا، و در تشریح اینکه چرا شهروندان باید “فضای عمومی” را ارج نهند، موثر باشد. مفهوم “اجتماع محلّی” به این دلیل که بدیلی اغواکننده برای “حیات عمومی” محسوب میشود، بسیار گیرا و جذّاب است. “فضای اشتراکی” همچون یک چاشنیِ شیرینکنندهی ساختگی که بدون تزریق هیچگونه کالری به بدن، موجب لذّت فراوان میشود، بدون ایجاد حسِّ ناخوشایندِ ناشی از غریبگی، لذّتِ درجمعبودن و مردمآمیزی را نوید میدهد. افزون بر این، “فضای اشتراکی” صمیّمیتی برآمده از جهانی بهاشتراکگذاشتهشده را ارزانی میدارد؛ بدون الزام به فداکاریِ سهیمشدن با آنهایی که چیزی برای عرضه به این “جهانِ بهاشتراکگذاشتهشده” ندارند. در یک “اجتماع محلی”،[فضا و تسهیلات را] با دیگرانی سهیم میشویم [به اشتراک میگذاریم] که شبیه خودمان هستند. اما در یک “دموکراسی متکثّر”، باید با افرادی که با خودمان تفاوت دارند نیز سهیم شویم. “همبستگی دموکراتیک” وابسته به یک قلمروی عمومی است- یک کالای عمومی– که به افراد اجازه میدهد با دیگران، به رغم تفاوتهای قومی، مذهبی و اقتصادیشان، همدردی کنند.»
برای خواندن و دانلود این متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/political-theory-and-urban-design/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@dialectialspace
مجادلات انتقادی در نظریهی برنامهریزی
بیش سانیال، جان فریدمن، ای. آر. الکساندر
مترجم: بهزاد ملکپور اصل
مقدمه مترجم:
«تعارضهای برآمده از جهانیشدن و پاسخهای ارائه شده از سوی نظریهی برنامهریزی و برنامهریزان، محورِ اصلی بحثهای جدلی و انتقادیِ سانیال، فریدمن و آلکساندر است. سانیال بر مصالحهی اخلاقی در جهانِ سرشار از تعارضِ اصول تاکید دارد و در این ارتباط ارزیابی بدبینانهای نسبت به کارآمدی نظریهی برنامهریزی دارد. فریدمن در مقام دفاع از نظریهی برنامهریزی، معرفتشناسیِ مبتنی بر یادگیری اجتماعی را برای مواجهه با تعارضهای یادشده برجسته میکند و در نهایت آلکساندر، پاسخی رادیکال و مرتبط با دگرگونی اجتماعیِ دانش را مطرح میکند و از دو راهحلِ پیشین فراتر میرود.»
برای خواندن و دانلود این متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/critical-debates-in-planning-theory/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@dialectialspace
بیش سانیال، جان فریدمن، ای. آر. الکساندر
مترجم: بهزاد ملکپور اصل
مقدمه مترجم:
«تعارضهای برآمده از جهانیشدن و پاسخهای ارائه شده از سوی نظریهی برنامهریزی و برنامهریزان، محورِ اصلی بحثهای جدلی و انتقادیِ سانیال، فریدمن و آلکساندر است. سانیال بر مصالحهی اخلاقی در جهانِ سرشار از تعارضِ اصول تاکید دارد و در این ارتباط ارزیابی بدبینانهای نسبت به کارآمدی نظریهی برنامهریزی دارد. فریدمن در مقام دفاع از نظریهی برنامهریزی، معرفتشناسیِ مبتنی بر یادگیری اجتماعی را برای مواجهه با تعارضهای یادشده برجسته میکند و در نهایت آلکساندر، پاسخی رادیکال و مرتبط با دگرگونی اجتماعیِ دانش را مطرح میکند و از دو راهحلِ پیشین فراتر میرود.»
برای خواندن و دانلود این متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/critical-debates-in-planning-theory/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@dialectialspace
فضا و دیالکتیک
مجادلات انتقادی در نظریهی برنامهریزی - فضا و دیالکتیک
تعارضهای برآمده از جهانیشدن و پاسخهای ارائه شده از سوی نظریهيِ برنامهریزی و برنامهریزان، محورِ اصلی بحثهای جدلی و انتقادیِ سانیال، فریدمن و آلکساندر است. سانیال بر مصالحهيِ اخلاقی در جهانِ سرشار از تعارضِ اصول تاکید دارد و در این ارتباط ارزیابی…
دو یادداشت دربارهی اندیشهی ژانلوک نانسی
ایلان وال
برگردان: نریمان جهانزاد
«تمایز میان سیاست و امر سیاسی در اواخر دههی هفتاد توسط کلود لوفور برسر زبانها افتاد. لوفور به امر سیاسی به عنوان حالتی مینگریست که در آن، جامعه به عنوان قسمی وحدت، از رهگذر جایگاه اینکْ تهیِ پادشاه، تولید شده بود. سیاست، از سوی دیگر، عبارت بود از برهمکنش قوای متعارض در این وحدت. لوفور گفت در دموکراسی، امر سیاسیْ فضای نمادینِ (تهی) مرجعیت [یا اتوریته] است. در غیاب پادشاه، مشروعیت همواره محل پرسش باقی میماند. به این اعتنا، امر سیاسی دال بر فضای تنازع و ستیزهی خودِ شالودهی قدرت است. وقتی نانسی و لاکولابارت مرکز تحقیقات فلسفی در باب امر سیاسی را در 1982 راه انداختند، به آن به عنوان فضایی مینگریستند برای «پرسشگری فلسفی از امر سیاسی» و «پرسشگری از امر فلسفی درباب امر سیاسی.» آنها ادعا کردند که اتخاذ چنین رویکردی حائز اهمیت است چرا که امر سیاسی از سیاست روی گردانده است- امر سیاسی پسنشسته است. بنابراین، علوم سیاسی و نظریهی سیاسی سنتی و متداول، قادر به اندیشیدن به امر سیاسی نبودند، چرا که صرفاً سیاست را به عنوان موضوع [ابژه] خود لحاظ میکرد. به این ترتیب، نانسی هم با اندیشهی لوفور همدل و هم مخالف است: او میگوید امر سیاسی «سازمان جامعه را تعین نمیبخشد بلکه وضع و سرشت خود اجتماع را معین میکند.» باری، نانسی در عین حال با طی کردنِ مسیری فلسفیتر ادعا میکند که امر سیاسی ذاتِ سیاست است.»
برای خواندن و دانلود این متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید :
http://dialecticalspace.com/two-notes-on-the-thought-of-jean-luc-nancy/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@dialectialspace
ایلان وال
برگردان: نریمان جهانزاد
«تمایز میان سیاست و امر سیاسی در اواخر دههی هفتاد توسط کلود لوفور برسر زبانها افتاد. لوفور به امر سیاسی به عنوان حالتی مینگریست که در آن، جامعه به عنوان قسمی وحدت، از رهگذر جایگاه اینکْ تهیِ پادشاه، تولید شده بود. سیاست، از سوی دیگر، عبارت بود از برهمکنش قوای متعارض در این وحدت. لوفور گفت در دموکراسی، امر سیاسیْ فضای نمادینِ (تهی) مرجعیت [یا اتوریته] است. در غیاب پادشاه، مشروعیت همواره محل پرسش باقی میماند. به این اعتنا، امر سیاسی دال بر فضای تنازع و ستیزهی خودِ شالودهی قدرت است. وقتی نانسی و لاکولابارت مرکز تحقیقات فلسفی در باب امر سیاسی را در 1982 راه انداختند، به آن به عنوان فضایی مینگریستند برای «پرسشگری فلسفی از امر سیاسی» و «پرسشگری از امر فلسفی درباب امر سیاسی.» آنها ادعا کردند که اتخاذ چنین رویکردی حائز اهمیت است چرا که امر سیاسی از سیاست روی گردانده است- امر سیاسی پسنشسته است. بنابراین، علوم سیاسی و نظریهی سیاسی سنتی و متداول، قادر به اندیشیدن به امر سیاسی نبودند، چرا که صرفاً سیاست را به عنوان موضوع [ابژه] خود لحاظ میکرد. به این ترتیب، نانسی هم با اندیشهی لوفور همدل و هم مخالف است: او میگوید امر سیاسی «سازمان جامعه را تعین نمیبخشد بلکه وضع و سرشت خود اجتماع را معین میکند.» باری، نانسی در عین حال با طی کردنِ مسیری فلسفیتر ادعا میکند که امر سیاسی ذاتِ سیاست است.»
برای خواندن و دانلود این متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید :
http://dialecticalspace.com/two-notes-on-the-thought-of-jean-luc-nancy/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@dialectialspace
فضا و دیالکتیک
دو یادداشت دربارهی اندیشهی ژانلوک نانسی - فضا و دیالکتیک
مهمترین نکته به نزد نانسی این است که زیستسیاستْ جهانی میسازد که درحال بیجهانشدن است. «جهان دقیقاً آن چیزی است که در آن برای همگان جایی هست: جایی راستین که در آن امورْ براستی مجال رخدادن داشته باشند». زیستسیاست دلالت دارد بر فرایند مدیریتِ زندگی؛ که…
نه/ما: دموکراسیِ نیچهایِ ژانلوک نانسی
فردریک نیرا
برگردان: نریمان جهانزاد
«معنای نیهیلیسم چیست؟ اینکه والاترین ارزشها ارزش خود را از دست میدهند. هدفی در کار نیست؛ "چرا؟" پاسخی نمییابد»: قول معروف نیچه ما را بر آن میدارد که نیهیلیسم را عملیاتی مخرب و ویرانگر تعبیر کنیم ... اما این تعبیر نمیتواند سویهی سازندهی نیهیلیسم را دریابد، سویهای که میتوان آن را دقیقاً همچون سازهای پارادکسیکال و خطرناک تعریف کرد، یعنی حضورِ همزمان نوعی ویرانگریِ ناتمام و قسمی ساختنِ مستمر و مداوم. این همان چیزی است که ژانلوک نانسی آن را«استراکشن» مینامد ... فلسفهی نانسی میکوشد تا جای ممکن به استراکشن نزدیک بماند تا هم جنبهی مثبتاش را نشان دهد و هم خطراتی را که در خود دارد. در واقع مخاطرهی عمدهی زمانهی ما فقط پذیرفتنِ این وضعیتِ استراکشن نیست، بلکه مشارکتِ فعال در تولیدِ آن هم هست... مشارکت در استراکشن عبارتست از این نگاه که همهچیز میتواند بر روی یک صفحهی افقیِ یکسان و واحد قرار گیرد... در اینجا ممکن است هستیشناسیِ مشهور به ابژه-محور در ذهنمان تداعی شود، شاید هم کابوس نیچه را به یاد آوریم. چگونه از شر این کابوس خلاص شویم؟»
برای خواندن و دانلود این متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید :
http://dialecticalspace.com/the-nietzschean-democracy-of-jean-luc-nancy/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@dialectialspace
فردریک نیرا
برگردان: نریمان جهانزاد
«معنای نیهیلیسم چیست؟ اینکه والاترین ارزشها ارزش خود را از دست میدهند. هدفی در کار نیست؛ "چرا؟" پاسخی نمییابد»: قول معروف نیچه ما را بر آن میدارد که نیهیلیسم را عملیاتی مخرب و ویرانگر تعبیر کنیم ... اما این تعبیر نمیتواند سویهی سازندهی نیهیلیسم را دریابد، سویهای که میتوان آن را دقیقاً همچون سازهای پارادکسیکال و خطرناک تعریف کرد، یعنی حضورِ همزمان نوعی ویرانگریِ ناتمام و قسمی ساختنِ مستمر و مداوم. این همان چیزی است که ژانلوک نانسی آن را«استراکشن» مینامد ... فلسفهی نانسی میکوشد تا جای ممکن به استراکشن نزدیک بماند تا هم جنبهی مثبتاش را نشان دهد و هم خطراتی را که در خود دارد. در واقع مخاطرهی عمدهی زمانهی ما فقط پذیرفتنِ این وضعیتِ استراکشن نیست، بلکه مشارکتِ فعال در تولیدِ آن هم هست... مشارکت در استراکشن عبارتست از این نگاه که همهچیز میتواند بر روی یک صفحهی افقیِ یکسان و واحد قرار گیرد... در اینجا ممکن است هستیشناسیِ مشهور به ابژه-محور در ذهنمان تداعی شود، شاید هم کابوس نیچه را به یاد آوریم. چگونه از شر این کابوس خلاص شویم؟»
برای خواندن و دانلود این متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید :
http://dialecticalspace.com/the-nietzschean-democracy-of-jean-luc-nancy/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@dialectialspace
فضا و دیالکتیک
نه/ما: دموکراسیِ نیچهایِ ژانلوک نانسی - فضا و دیالکتیک
یک دموکراسی نیچهای نمیتواند مستغنی بالذات یا فروبسته باشد. اولین لازمهی آن عبارتست از نوعی گشودگی (در کانون سیاست) بهروی آن چیزی که سیاسی نیست.
دولت ملی، واحدی مقدس و بیتاریخ نیست: ضرورت فراروی از گفتمان غالب در روابط بینالملل
آیدین ترکمه
«این طور تصور میشود که دولت قلمرویی پیش از جامعه و همچون ظرفی دربرگیرندهی آن وجود داشته است. از همین رو جامعه به پدیدهای ملی تبدیل شده است. این پیشفرض از دید اگنیو و کوربریج در تمام نظریههای روابط بینالملل مشترک است. بر همین اساس است که امنیت شدیداً در پیوند با دفاع از یکپارچگی فضای قلمرویی دولت (تمامیت ارضی) تعریف میشود. در نتیجه منظور از امنیت ملی دفاع از امنیت انسانی، فرهنگی یا اکولوژیکی یا حتی اقتصادی یا مواردی از این دست نیست. آنچه اینجا مهم است بقا و حفظ حاکمیت بر قلمروی دولت است نه چیزی دیگر. حاکمیت بر قلمرو بخش لاینفک دولت به شمار میرود و بدون آن، دولتی وجود نخواهد داشت زیرا بدون حاکمیت مطلق بر قلمرو، دولت به سازمانی در میان سازمانهای دیگر تبدیل میشود. مهمتر اما اینکه این مفهوم از دولت جدید است و در اواخر سدههای میانه در اروپای غربی شکل گرفته است. تا پیش از آن دوره اساساً محدودههای ثابت و فیکسی از قلمرو وجود نداشت و خشونتها نه برآمده از جنگ بر سر مرز دولتها بلکه بیشتر به خاطر تغییر نسبتاً دائمی اتحادهای سیاسی بود. در نتیجه جوامع/کامیونیتیها فقط به واسطهی بیعت، وفاداری و الزامات شخصی متحد و یکپارچه میشدند و نه به واسطهی برداشتهای انتزاعی از برابری فردی یا سیتیزنشیپ (کشوروندی) در یک قلمروی به لحاظ جغرافیایی تحدیدشده.»
برای خواندن و دانلود این متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید :
http://dialecticalspace.com/the-nation-state-is-not-a-sacrosanct-and-atemporal-entity/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@dialectialspace
آیدین ترکمه
«این طور تصور میشود که دولت قلمرویی پیش از جامعه و همچون ظرفی دربرگیرندهی آن وجود داشته است. از همین رو جامعه به پدیدهای ملی تبدیل شده است. این پیشفرض از دید اگنیو و کوربریج در تمام نظریههای روابط بینالملل مشترک است. بر همین اساس است که امنیت شدیداً در پیوند با دفاع از یکپارچگی فضای قلمرویی دولت (تمامیت ارضی) تعریف میشود. در نتیجه منظور از امنیت ملی دفاع از امنیت انسانی، فرهنگی یا اکولوژیکی یا حتی اقتصادی یا مواردی از این دست نیست. آنچه اینجا مهم است بقا و حفظ حاکمیت بر قلمروی دولت است نه چیزی دیگر. حاکمیت بر قلمرو بخش لاینفک دولت به شمار میرود و بدون آن، دولتی وجود نخواهد داشت زیرا بدون حاکمیت مطلق بر قلمرو، دولت به سازمانی در میان سازمانهای دیگر تبدیل میشود. مهمتر اما اینکه این مفهوم از دولت جدید است و در اواخر سدههای میانه در اروپای غربی شکل گرفته است. تا پیش از آن دوره اساساً محدودههای ثابت و فیکسی از قلمرو وجود نداشت و خشونتها نه برآمده از جنگ بر سر مرز دولتها بلکه بیشتر به خاطر تغییر نسبتاً دائمی اتحادهای سیاسی بود. در نتیجه جوامع/کامیونیتیها فقط به واسطهی بیعت، وفاداری و الزامات شخصی متحد و یکپارچه میشدند و نه به واسطهی برداشتهای انتزاعی از برابری فردی یا سیتیزنشیپ (کشوروندی) در یک قلمروی به لحاظ جغرافیایی تحدیدشده.»
برای خواندن و دانلود این متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید :
http://dialecticalspace.com/the-nation-state-is-not-a-sacrosanct-and-atemporal-entity/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@dialectialspace
فضا و دیالکتیک
دولت ملی، واحدی مقدس و بیتاریخ نیست: ضرورت فراروی از گفتمان غالب در روابط بینالملل - فضا و دیالکتیک
دولتِ ملی تاریخی دارد و همچنان که روزی شکل گرفته و مستحکم شده است روزی نیز از بین خواهد رفت. زندگی اجتماعی و سیاسی نمیتواند به لحاظ هستیشناختی درون مرزهای قلمرویی دولتها قرار داشته باشد. از همین رو آنها بر ضرورت اندیشیدن به شکلهای آلترناتیوِ نظم سیاسی…
👎1