برنامهریزی، اخلاق، منفعت عمومی؛ مروری بر اندیشههای هِدر کمبل
نریمان جهانزاد
«در این مقاله میکوشم به میانجی بررسی آثار اصلیِ هدر کمبل، نظریهپرداز معاصر برنامهریزی، به بررسی برخی از مهمترین مضامین و مقولات نظریهی برنامهریزی معاصر بپردازم. مقاله سه بخش دارد. بخش اول، که دیباچهای است برای ورود به اندیشهی کمبل، ملاحظاتی مقدماتی دربارهی موضوع، مبادی و مسائل نظریهی برنامهریزی است. بخش دوم گزارشی است از آراء و اندیشههای هدر کمبل. در اینجا تأملی خواهم داشت بر دغدغهی اساسی کمبل در باب نسبت میان اخلاق و داوریِ ارزشی با برنامهریزی، موضوعی که از بنیادینترین دغدغههای معاصر در نظریهی برنامهریزی شهری است. مقاله در بخش سوم با طرح چند نکتهی انتقادی به پایان خواهد رسید.»
برای خواندن و دانلود متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/planning-ethics-public-planning/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت
@DialecticalSpace
نریمان جهانزاد
«در این مقاله میکوشم به میانجی بررسی آثار اصلیِ هدر کمبل، نظریهپرداز معاصر برنامهریزی، به بررسی برخی از مهمترین مضامین و مقولات نظریهی برنامهریزی معاصر بپردازم. مقاله سه بخش دارد. بخش اول، که دیباچهای است برای ورود به اندیشهی کمبل، ملاحظاتی مقدماتی دربارهی موضوع، مبادی و مسائل نظریهی برنامهریزی است. بخش دوم گزارشی است از آراء و اندیشههای هدر کمبل. در اینجا تأملی خواهم داشت بر دغدغهی اساسی کمبل در باب نسبت میان اخلاق و داوریِ ارزشی با برنامهریزی، موضوعی که از بنیادینترین دغدغههای معاصر در نظریهی برنامهریزی شهری است. مقاله در بخش سوم با طرح چند نکتهی انتقادی به پایان خواهد رسید.»
برای خواندن و دانلود متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/planning-ethics-public-planning/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت
@DialecticalSpace
فضا و دیالکتیک
برنامهریزی، اخلاق، منفعت عمومی؛ مروری بر اندیشههای هِدر کمبل - فضا و دیالکتیک
کمبل به بنیادِ نظریهی برنامهریزی شهری، یعنی نحوهی پیوند دادنِ دانش و کنش، باید و هست، میپردازد. اما توجه به چند نکته ضروری است. چارچوب تحلیل کمبل بدون توجه به یک چارچوب گستردهترِ اقتصاد سیاسی، به عقیدهی من، دستکم برای ایران، چندان نمیتواند کارگشا…
ایرانمال به مثابهی یک کلاژِ هویتی ناهمگون
علیرضا خادم
«به طورِ قطع در شرایطِ امروز، موضوعِ هویت برای ما امری جدی و گفتمانی همیشه حاضر است. در این میان واژۀ کلیدی دیگری نقشِ مهمی ایفا میکند و آن “سنت” است. سنت ترجمانی از هویت است. به این معنا هر آنچه نشانی از سنت داشته باشد، قرین هویت است و آنچه نو باشد، همواره موصوفِ صفاتی است از قبیلِ؛ منحط، وارداتی و البته سخیف. نگاهی که همواره ما را بدهکارِ گذشته نگه میدارد. همواره بدهکار چیزی هستیم که بایستی امروز احیایش کنیم. زیر بار سنگینِ این تفکرِ مدام، زیستِ روزمرهمان به فراموشی سپرده شده است. گمان میکنم موضوع از همینجا آغاز میشود. ما همواره سعی داریم با تفکرِ راجع به امرِ گذشته به هویتِ امروزمان به طورِ خودآگاه شکل دهیم. غافل از آنکه موضوعی چون هویت تدریجاً و به صورتِ ناخودآگاه شکل میگیرد. به تعبیرِ ژاک لاکان فیلسوف و روانکاوِ برجستۀ فرانسوی؛ “من وقتی میاندیشم، نیستم و [اتفاقاً] آنگاه که نمیاندیشم، هستم”. با این تعبیر هویت، نه همچون یک “بود”، بلکه “شدن” معنا میشود؛ چراکه امری یکبار و برای همیشه نیست و همواره در جریان و پویاست. بنابراین زیستِ روزمره ما نیز هویتِ خود را تولید میکند. همین قابی که از “واقعیتِ پیرامونمان” دیده میشود و ما آنرا مبتذل میخوانیم واجدِ هویت است؛ هویتِ امروزِ ما. این واقعیت حتی اگر با عباراتی چون: سطحی، مبتذل و سخیف توصیف شود به مراتب از ایجاد کاریکاتورهای بیشکل و بیمحتوا و ناهمگون و نامتجانسی نظیرِ ایرانمال و باملند و… قابلِ اعتناتر است. چراکه در بدبینانهترین حالتِ ممکن ورژنی واقعیتر از حقیقتِ امروزمان است و نه یک کاریکاتور بزک شده و دلربا.»
برای خواندن و دانلود متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/iranmall/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت
@DialecticalSpace
علیرضا خادم
«به طورِ قطع در شرایطِ امروز، موضوعِ هویت برای ما امری جدی و گفتمانی همیشه حاضر است. در این میان واژۀ کلیدی دیگری نقشِ مهمی ایفا میکند و آن “سنت” است. سنت ترجمانی از هویت است. به این معنا هر آنچه نشانی از سنت داشته باشد، قرین هویت است و آنچه نو باشد، همواره موصوفِ صفاتی است از قبیلِ؛ منحط، وارداتی و البته سخیف. نگاهی که همواره ما را بدهکارِ گذشته نگه میدارد. همواره بدهکار چیزی هستیم که بایستی امروز احیایش کنیم. زیر بار سنگینِ این تفکرِ مدام، زیستِ روزمرهمان به فراموشی سپرده شده است. گمان میکنم موضوع از همینجا آغاز میشود. ما همواره سعی داریم با تفکرِ راجع به امرِ گذشته به هویتِ امروزمان به طورِ خودآگاه شکل دهیم. غافل از آنکه موضوعی چون هویت تدریجاً و به صورتِ ناخودآگاه شکل میگیرد. به تعبیرِ ژاک لاکان فیلسوف و روانکاوِ برجستۀ فرانسوی؛ “من وقتی میاندیشم، نیستم و [اتفاقاً] آنگاه که نمیاندیشم، هستم”. با این تعبیر هویت، نه همچون یک “بود”، بلکه “شدن” معنا میشود؛ چراکه امری یکبار و برای همیشه نیست و همواره در جریان و پویاست. بنابراین زیستِ روزمره ما نیز هویتِ خود را تولید میکند. همین قابی که از “واقعیتِ پیرامونمان” دیده میشود و ما آنرا مبتذل میخوانیم واجدِ هویت است؛ هویتِ امروزِ ما. این واقعیت حتی اگر با عباراتی چون: سطحی، مبتذل و سخیف توصیف شود به مراتب از ایجاد کاریکاتورهای بیشکل و بیمحتوا و ناهمگون و نامتجانسی نظیرِ ایرانمال و باملند و… قابلِ اعتناتر است. چراکه در بدبینانهترین حالتِ ممکن ورژنی واقعیتر از حقیقتِ امروزمان است و نه یک کاریکاتور بزک شده و دلربا.»
برای خواندن و دانلود متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/iranmall/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت
@DialecticalSpace
فضا و دیالکتیک
ایرانمال به مثابهی یک کلاژِ هویتی ناهمگون - فضا و دیالکتیک
در اینجا همهچیز موجود است؛ شهر، شهرِ فرنگ است و از همه رنگ؛ از هر دری سخنی به میان آمده است و این موضوع را میتوان در استفاده افراطی و دست و دلبازانه از نشانههای امتحان پسدادۀ معماری گذشته در بخشهای مختلفِ این مجموعه بهوضوح مشاهده نمود.
حکمرانان شهری نمیخواهند یوتوپیای ما محقق شود.
گفتوگوی ایبنا با ایمان واقفی دربارهی کتاب «آنری لوفور» از مجموعهی فلسفه، سیاست، شهر.
https://bit.ly/2WreNqv
گفتوگوی ایبنا با ایمان واقفی دربارهی کتاب «آنری لوفور» از مجموعهی فلسفه، سیاست، شهر.
https://bit.ly/2WreNqv
IBNA
حکمرانان شهری نمیخواهند یوتوپیای ما محقق شود
ایمان واقفی میگوید: لوفور دشمن سرسخت شهرسازی و دستگاههای تکنوکرات بود و از کار آنها با نام «تروریسم فکری» یاد میکرد. تلاش حکمرانان شهری برای ادغام نظریات لوفور بخشی از همان تروریسم فکریایست که ائتلاف سه ضلعی حکمرانی ـ آکادمی ـ بازار در پیش گرفتهاند.
دگردیسی سیارهای شهر و اضمحلال آن
آنری لوفور
برگردان: امیر طهرانی
« شهروند [Citoyen] و ساکنِ شهر[citadin] از یکدیگر جدا شدهاند. [پیشتر] شهروند بودن به این معنا بود که [شخص] مدتی طولانی در یک قلمرو بوده است. اما در شهر مدرن ساکنِ شهر مدام در حال جابجایی است – پیوسته میگردد و دوباره ساکن میشود، تا در نهایت به کلی از قید مکان رها شود یا [دستکم] به دنبال این است. افزون بر این، در شهرِ بزرگِ مدرن مناسبات اجتماعی در حال فراملی شدناند. این اتفاق نه تنها به جهت فرآیندهای مهاجرت رخ داده است بلکه به ويژه دلیلاش چندگانگیِ تکنولوژیهای ارتباطی و فراگیر شدن دانش در کل جهان [monadialisation] است. با توجه به چنین جریاناتی آیا واجب نیست که چارچوب مفهومیِ شهروندی [la citoyennete] را از نو فرموله کنیم؟ بایستی میان شهروند و ساکنِ شهر پیوندی برقرار شود، بیآنکه با هم خَلط شوند. [بدین ترتیب] حق به شهر چیزی جز مفهومی انقلابی از شهروندی نیست.»
برای خواندن و دانلود متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/dissolving-city-planetary-metamorphosis%e2%80%8e/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت
@DialecticalSpace
آنری لوفور
برگردان: امیر طهرانی
« شهروند [Citoyen] و ساکنِ شهر[citadin] از یکدیگر جدا شدهاند. [پیشتر] شهروند بودن به این معنا بود که [شخص] مدتی طولانی در یک قلمرو بوده است. اما در شهر مدرن ساکنِ شهر مدام در حال جابجایی است – پیوسته میگردد و دوباره ساکن میشود، تا در نهایت به کلی از قید مکان رها شود یا [دستکم] به دنبال این است. افزون بر این، در شهرِ بزرگِ مدرن مناسبات اجتماعی در حال فراملی شدناند. این اتفاق نه تنها به جهت فرآیندهای مهاجرت رخ داده است بلکه به ويژه دلیلاش چندگانگیِ تکنولوژیهای ارتباطی و فراگیر شدن دانش در کل جهان [monadialisation] است. با توجه به چنین جریاناتی آیا واجب نیست که چارچوب مفهومیِ شهروندی [la citoyennete] را از نو فرموله کنیم؟ بایستی میان شهروند و ساکنِ شهر پیوندی برقرار شود، بیآنکه با هم خَلط شوند. [بدین ترتیب] حق به شهر چیزی جز مفهومی انقلابی از شهروندی نیست.»
برای خواندن و دانلود متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/dissolving-city-planetary-metamorphosis%e2%80%8e/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت
@DialecticalSpace
فضا و دیالکتیک
دگردیسی سیارهای شهر و اضمحلال آن - فضا و دیالکتیک
خطراتی جدی شهر را در معنای کلی و هر شهری را به طور خاص تهدید میکند. این خطرات روز به روز حادتر میشوند. شهرها برپایهی وابستگی دوگانه به تکنوکراسی و بوروکراسی، در یک کلام بر پایهی نهادها شکل گرفتهاند. در واقع، امر نهادی که زندگی شهری را متصلب میکند، دشمن…
نظریهی رانت/اجارهی زمین و جامعهشناسی روستایی
آنری لوفور
برگردان: همن حاجیمیرزایی
《جامعهشناسی روستایی پدیدههای پیچیدهای را توصیف میکند و به دنبال آن است تا فهم ژرفی از آنها ارائه کند. اما طولی نمیکشد که، به تعبیری، تهنشستها را کشف میکند. تهنشستهایی که هیچ ربطی به توصیفات ندارند، بلکه متعلق به حوزهی دیگری، مخصوصاً تاریخ، هستند. یک جامعهشناس که در پی فهم و آگاهی است، باید در عینحال تاریخدان هم باشد. چگونه میتوان ساختار کشاورزی در جنوب ایتالیا را بدون تاریخ فهمید؟ اما خود این واقعیتهای تاریخی نیاز به تحلیل و تبیین دارند. کجا یا حداقل در کدام جهت میتوانیم به این تحلیلها برسیم؟》
برای خواندن و دانلود متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/the-theory-of-ground-rent-and-rural-sociology%e2%80%8e/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت
@DialecticalSpace
آنری لوفور
برگردان: همن حاجیمیرزایی
《جامعهشناسی روستایی پدیدههای پیچیدهای را توصیف میکند و به دنبال آن است تا فهم ژرفی از آنها ارائه کند. اما طولی نمیکشد که، به تعبیری، تهنشستها را کشف میکند. تهنشستهایی که هیچ ربطی به توصیفات ندارند، بلکه متعلق به حوزهی دیگری، مخصوصاً تاریخ، هستند. یک جامعهشناس که در پی فهم و آگاهی است، باید در عینحال تاریخدان هم باشد. چگونه میتوان ساختار کشاورزی در جنوب ایتالیا را بدون تاریخ فهمید؟ اما خود این واقعیتهای تاریخی نیاز به تحلیل و تبیین دارند. کجا یا حداقل در کدام جهت میتوانیم به این تحلیلها برسیم؟》
برای خواندن و دانلود متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/the-theory-of-ground-rent-and-rural-sociology%e2%80%8e/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت
@DialecticalSpace
فضا و دیالکتیک
نظریهی رانت/اجارهی زمین و جامعهشناسی روستایی - فضا و دیالکتیک
نظریهی اجارهی زمین در انگلستان متولد شده است. مارکس و انگلس آن را به عنوان ادای سهم بسیار مهم اقتصاددانان «کلاسیک» انگلیسی به علم عنوان کردهاند چون «فقط در انگلستان شیوهی تولیدی وجود داشته که در آن واقعاً اجارهی زمین از سود و بهره تفکیک شده بود
درآمدی بر اندیشهی ژانلوک نانسی
ایگناس دویش
برگردان: نریمان جهانزاد
«ژانلوک نانسی، فیلسوف فرانسوی، بیش از بیست جلد کتاب به رشتهی تحریر در آورده است و نگارش صدها متن و یادداشت در کتب و نشریات مختلف را در کارنامهی خود دارد. حوزهی فلسفی کارِ او بسیار گسترده است: از اُن کاوارا هنرمند ژاپنی گرفته تا هایدگر؛ از معنای جهان و واسازی مسیحیت تا رمانتیسم یِنای برادران شلگل. از جمله فیلسوفان اصلی که نانسی بهشدت از آنها اثر پذیرفته میتوان به ژاک دریدا، مارتین هایدگر و ژرژ باتای اشاره کرد. نانسی با انتشار کتاب اجتماع بیکار (و ترجمهی آن در ۱۹۹۱ به انگلیسی) شهرت یافت، کتابی که هم به موضوع اجتماع و باهمبودن پرداخته بود و هم شرح و تفسیری بود بر آرای باتای. او همچنین آثاری دربارهی هایدگر، کانت، هگل و دکارت نوشت. یکی از اصلیترین مضامین آثار نانسی موضوع باهمبودنِ ما در جامعهی معاصر است. در کتاب متکثرِ تکین بودن(که در سال ۲۰۰۰ به انگلیسی برگردانده شد)، وی به این موضوع میپردازد که چگونه میتوانیم هنوز از یک «ما» یا یک تکثر سخن بگوییم، بیآنکه این «ما» در ورطهی نوعی هویتِ جوهری و انحصاری بیفتد. شرایطِ سخن گفتن از «ما» در عصر معاصر چیست؟ »
برای خواندن و دانلود این متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/an-introduction-to-the-thought-of-jean-luc-nancy/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@DialecticalSpace
ایگناس دویش
برگردان: نریمان جهانزاد
«ژانلوک نانسی، فیلسوف فرانسوی، بیش از بیست جلد کتاب به رشتهی تحریر در آورده است و نگارش صدها متن و یادداشت در کتب و نشریات مختلف را در کارنامهی خود دارد. حوزهی فلسفی کارِ او بسیار گسترده است: از اُن کاوارا هنرمند ژاپنی گرفته تا هایدگر؛ از معنای جهان و واسازی مسیحیت تا رمانتیسم یِنای برادران شلگل. از جمله فیلسوفان اصلی که نانسی بهشدت از آنها اثر پذیرفته میتوان به ژاک دریدا، مارتین هایدگر و ژرژ باتای اشاره کرد. نانسی با انتشار کتاب اجتماع بیکار (و ترجمهی آن در ۱۹۹۱ به انگلیسی) شهرت یافت، کتابی که هم به موضوع اجتماع و باهمبودن پرداخته بود و هم شرح و تفسیری بود بر آرای باتای. او همچنین آثاری دربارهی هایدگر، کانت، هگل و دکارت نوشت. یکی از اصلیترین مضامین آثار نانسی موضوع باهمبودنِ ما در جامعهی معاصر است. در کتاب متکثرِ تکین بودن(که در سال ۲۰۰۰ به انگلیسی برگردانده شد)، وی به این موضوع میپردازد که چگونه میتوانیم هنوز از یک «ما» یا یک تکثر سخن بگوییم، بیآنکه این «ما» در ورطهی نوعی هویتِ جوهری و انحصاری بیفتد. شرایطِ سخن گفتن از «ما» در عصر معاصر چیست؟ »
برای خواندن و دانلود این متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/an-introduction-to-the-thought-of-jean-luc-nancy/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@DialecticalSpace
فضا و دیالکتیک
درآمدی بر اندیشهی ژانلوک نانسی - فضا و دیالکتیک
از اصلیترین مضامین اندیشهی نانسی موضوع باهمبودنِ ما در جامعهی معاصر است. چگونه هنوز میتوان از یک «ما» یا نوعی تکثر یا بسگانگی، بدون بدلکردنِ آن به یک هویتِ جوهری و انحصاری و طارد، سخن به میان آورد. امروزه شرایط سخنگفتن از یک «ما» چیست؟
آیا سیاستگذاری عمومی و برنامهریزی شهری محصول تصمیمهای عقلانی مدیران و برنامهریزان است؟ آیا برنامهها و اسناد توسعهی شهری یکسره بر اساس منطق علمی و عقلانی تهیه میشوند؟ آیا منافع گروههای خاص هیچ تأثیری بر جهتگیری برنامهها ندارند و این دو ساحت کاملاً از یکدیگر مجزا اند؟ چگونه میتوان نسبت میان قدرت و انگیزههای خاص اقتصادی و سیاسی را با محتوای علمی و تخصصی سیاستها و برنامههای شهری درک کرد؟ چگونه میتوان پی برد که آیا یک برنامه یا سیاست شهری در راستای منافع جمعی است یا منافع خصوصی؟ جامعهی مدنی چه میزان میتواند در کشف نیروهای پنهان و تاریک برنامهریزی شهری مؤثر باشد؟ اینها پرسشهاییاند که این کتاب میکوشد به آنها پاسخ گوید. بنت فلوبیر، پژوهشگر و نظریهپرداز شهیر برنامهریزی، با اتکا بر آراء ارسطو، ماکیاولی، نیچه و فوکو میکوشد چارچوبی نظری برای اندیشیدن به این پرسشها فراهم کند.
برای تهیهی کتاب به آدرس اینترنتی انتشارات کتابکده کسری مراجعه کنید:
http://kasrapublishing.ir/shop/
برای تهیهی کتاب به آدرس اینترنتی انتشارات کتابکده کسری مراجعه کنید:
http://kasrapublishing.ir/shop/
مسئلهی هویتِ ملی در ایران
علم صالح
برگردان/تلخیص: آرش ترکمه و آیدین ترکمه
«انقلاب ایران در سال ۱۹۷۹، با دیدگاههای اسلامی و فراملی/انترناسیونالیستش (internationalist)، این صورتبندی ملیگرایانه را عمیقاً دستخوش تغییر کرد. با این حال با تهاجم عراق به ایران در سال ۱۹۸۰، سرزمین ایران بار دیگر مقدس اعلام میشود، و ایدئولوژی شیعی و اصطلاحاتی مانند شهادت و فداکاری به کار بسته میشوند تا منبع الهام هویت اسلامیـملیِ ایران باشد. با این همه باید یادآور شد که این جنگ نخستین جنگ مدرنی بود که در آن ایران سرزمین از دست نداد. »
برای خواندن و دانلود این متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/irans-national-identity-problem/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@DialecticalSpace
علم صالح
برگردان/تلخیص: آرش ترکمه و آیدین ترکمه
«انقلاب ایران در سال ۱۹۷۹، با دیدگاههای اسلامی و فراملی/انترناسیونالیستش (internationalist)، این صورتبندی ملیگرایانه را عمیقاً دستخوش تغییر کرد. با این حال با تهاجم عراق به ایران در سال ۱۹۸۰، سرزمین ایران بار دیگر مقدس اعلام میشود، و ایدئولوژی شیعی و اصطلاحاتی مانند شهادت و فداکاری به کار بسته میشوند تا منبع الهام هویت اسلامیـملیِ ایران باشد. با این همه باید یادآور شد که این جنگ نخستین جنگ مدرنی بود که در آن ایران سرزمین از دست نداد. »
برای خواندن و دانلود این متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/irans-national-identity-problem/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@DialecticalSpace
فضا و دیالکتیک
مسئلهی هویتِ ملی در ایران - فضا و دیالکتیک
پرسش اصلی این نوشته این است که آیا ایدئولوژی اسلامی تهران توانایی تطبیق با ملیگرایی را دارد؟ آیا ایران اسلامی در حفظ و ایجاد هویت ملیِ منسجم، موفق بوده است؟ آیا انقلاب اسلامی توانسته است معیارهای اسلامیاش را درون هویت افراد تزریق کند؟
ژئوکریتیسیسم چیست؟
روایتِ زنانه از جنگ: از خودنگاری به مکاننگاری
فریده شهریاری و آیدین ترکمه
«این نوشتار اولن به دنبال معرفی رویکرد ژئوکریتیسیسم است و دومن میکوشد برخی از بینشهای آن را از مجرای بازخوانی خودنگارههای زنانه از جنگ ارزیابی کند. باید در نظر داشت که ژئوکریتیسیسم را باید پیش از هر چیز نوعی نقد ادبی در معنای عام آن دانست که با درونیکردنِ پروبلمتیکِ فضا، نقد ادبی را به سطحی جدید برکشیده است. همچنان که رابرت تالی اصلیترین شارحِ ژئوکریتیسیسم در جهان انگلیسیزبان میگوید، ادبیات (انواع بازنماییهای ادبی اعم از نوشتار و تصویر و ...) در واقع شکلی ضمنی از کارتوگرافی/نقشهنگاری است. از این رو، ادبیات میتواند تحریفهای موجود در نقشههای رایج/رسمی را افشا و در عین حال فضاهای بدیلی را تولید کند. نقشهها ــ یا همان لحظهی دوم تولید فضا از دید لوفور ــ به هیچ وجه بازنمایی دقیق و کاملی از فضا/ها به دست نمیدهند و عملن بازنماییهای قدرت(های) سرکوبگرِ حاکم را تولید و بازتولید میکنند. در چنین بستری، ژئوکریتیسیسم، روشی را در اختیار میگذارد تا با گسترش دامنهی دانش، و تولید دانشِ انتقادی، از شر ایدئولوژیهای سرکوبگرِ حاکم رها شویم. به بیان لوفوری، تولید فضا را نمیتوان صرفن به بازنماییهای رسمی از فضا فروکاست زیرا فضاهای بازنمایی، در مقابل، فضاهای آلترناتیوی را در تولید میکنند که ریشه در دانش روزمره و تجربهی سکونتکنندگانِ فضاها دارند و بازنماییهای رسمی از فضا را نفی یا تدقیق میکنند. به طور خاص، در جنگ، آنها که فضای شهر را به راستی زیست میکنند شاید نه مردان، که زنان و کودکان هستند. این زنان و کودکان هستند که به معنای دقیق کلمه فضای جنگزدهی شهر را سکونت میکنند. مردان عمومن در فضای جبهه به سر میبرند و آنگاه که جنگ به داخل شهر کشیده میشود نیز مردان، عمدتن میجنگند، اما این زنان هستند که در فضای جنگیِ شهر سکونت میکنند. و این همان تقدم سکونت بر هر چیز دیگر است. موضوعی که در سطحی دیگر به مسالهی بنیادینِ حق مربوط است و باید در پژوهشهای دیگر بدان پرداخت. »
برای خواندن و دانلود این متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/what-is-geocriticism-1/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@DialecticalSpace
روایتِ زنانه از جنگ: از خودنگاری به مکاننگاری
فریده شهریاری و آیدین ترکمه
«این نوشتار اولن به دنبال معرفی رویکرد ژئوکریتیسیسم است و دومن میکوشد برخی از بینشهای آن را از مجرای بازخوانی خودنگارههای زنانه از جنگ ارزیابی کند. باید در نظر داشت که ژئوکریتیسیسم را باید پیش از هر چیز نوعی نقد ادبی در معنای عام آن دانست که با درونیکردنِ پروبلمتیکِ فضا، نقد ادبی را به سطحی جدید برکشیده است. همچنان که رابرت تالی اصلیترین شارحِ ژئوکریتیسیسم در جهان انگلیسیزبان میگوید، ادبیات (انواع بازنماییهای ادبی اعم از نوشتار و تصویر و ...) در واقع شکلی ضمنی از کارتوگرافی/نقشهنگاری است. از این رو، ادبیات میتواند تحریفهای موجود در نقشههای رایج/رسمی را افشا و در عین حال فضاهای بدیلی را تولید کند. نقشهها ــ یا همان لحظهی دوم تولید فضا از دید لوفور ــ به هیچ وجه بازنمایی دقیق و کاملی از فضا/ها به دست نمیدهند و عملن بازنماییهای قدرت(های) سرکوبگرِ حاکم را تولید و بازتولید میکنند. در چنین بستری، ژئوکریتیسیسم، روشی را در اختیار میگذارد تا با گسترش دامنهی دانش، و تولید دانشِ انتقادی، از شر ایدئولوژیهای سرکوبگرِ حاکم رها شویم. به بیان لوفوری، تولید فضا را نمیتوان صرفن به بازنماییهای رسمی از فضا فروکاست زیرا فضاهای بازنمایی، در مقابل، فضاهای آلترناتیوی را در تولید میکنند که ریشه در دانش روزمره و تجربهی سکونتکنندگانِ فضاها دارند و بازنماییهای رسمی از فضا را نفی یا تدقیق میکنند. به طور خاص، در جنگ، آنها که فضای شهر را به راستی زیست میکنند شاید نه مردان، که زنان و کودکان هستند. این زنان و کودکان هستند که به معنای دقیق کلمه فضای جنگزدهی شهر را سکونت میکنند. مردان عمومن در فضای جبهه به سر میبرند و آنگاه که جنگ به داخل شهر کشیده میشود نیز مردان، عمدتن میجنگند، اما این زنان هستند که در فضای جنگیِ شهر سکونت میکنند. و این همان تقدم سکونت بر هر چیز دیگر است. موضوعی که در سطحی دیگر به مسالهی بنیادینِ حق مربوط است و باید در پژوهشهای دیگر بدان پرداخت. »
برای خواندن و دانلود این متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/what-is-geocriticism-1/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@DialecticalSpace
فضا و دیالکتیک
ژئوکریتیسیسم چیست؟ - فضا و دیالکتیک
چرخش یا شیفت از زمانمندی به فضامندی به نوعی بیانگر گذار از مدرنیسم به پسامدرنیسم است. اگر در مدرنیسم نوعی قطعیت در توسعهی خطی جوامع غلبه داشت، پسامدرنیسم با تاکید بر فضا، نقطهی تاکید را از تغییرِ خطی، به تفاوت در فضا منتقل کرد.
دیگر نه خبری از میکلآنژ است و نه هنر
الکساندر کاتبرت
برگردان: مجتبی لرزنگنه
«بدون شک، ما باید حسی مشخص دربارهی قریحهی زیباییشناختی را به طراحان شهری ببخشیم. این هدفی ضروری و در عین حال مطلوب است چراکه نقشی حیاتی در آموزش طراحی شهری ایفا میکند. بنابراین، بیایید هنر را به عنوان مبالغهای غیرضروری از تصویر کنار بگذاریم و به کار واقعیِ مقاومت در برابر بدترین شکلهای افراطی انباشتِ سرمایهی پایا در منظر شهری بپردازیم. برای آغاز میتوانیم با پروراندن توافقی «جذاب» و در عین حال یکپارچه دربارهی آنچه انجام میدهیم، به همراه شرافت اخلاقی رودروی نئولیبرالیسم همهجاحاضر، و از طریق بحث منطقی بر اساس واقعیت طراحی شهری جدید شروع کنیم.»
برای خواندن و دانلود این متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/no-more-michelangelos-no-more-art/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@DialecticalSpace
الکساندر کاتبرت
برگردان: مجتبی لرزنگنه
«بدون شک، ما باید حسی مشخص دربارهی قریحهی زیباییشناختی را به طراحان شهری ببخشیم. این هدفی ضروری و در عین حال مطلوب است چراکه نقشی حیاتی در آموزش طراحی شهری ایفا میکند. بنابراین، بیایید هنر را به عنوان مبالغهای غیرضروری از تصویر کنار بگذاریم و به کار واقعیِ مقاومت در برابر بدترین شکلهای افراطی انباشتِ سرمایهی پایا در منظر شهری بپردازیم. برای آغاز میتوانیم با پروراندن توافقی «جذاب» و در عین حال یکپارچه دربارهی آنچه انجام میدهیم، به همراه شرافت اخلاقی رودروی نئولیبرالیسم همهجاحاضر، و از طریق بحث منطقی بر اساس واقعیت طراحی شهری جدید شروع کنیم.»
برای خواندن و دانلود این متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/no-more-michelangelos-no-more-art/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@DialecticalSpace
فضا و دیالکتیک
دیگر نه خبری از میکلآنژ است و نه هنر - فضا و دیالکتیک
امروزه هنر نقش مسلطی در کالاییسازی زندگی اجتماعی و تقاضاهای صنعت فرهنگ ایفا میکند . بنابراین دیگر ممکن نیست میکلآنژی به وجود بیاید. هنر نه یک عامل مستقل در شهریشدن است و نه صرفن ابزار مشروعیتبخشِ طراحان شهری برای افزایش سرمایهی فرهنگیشان.
تأملی در چیستیِ طراحی شهری: نگاهی روششناختی به رویکرد الکساندر کاتبرت
آیدین ترکمه
«نوشتهی حاضر دو بخش دارد. ابتدا به طور عام میکوشم برخی ابعاد نظری و روششناختیِ مرتبط با طراحی شهری را مطرح کنم و سپس با تمرکز بر متنِ کوتاهِ کاتبرت با عنوان «دیگر نه خبری از میکلانژ است و نه هنر» (با ترجمهی مجتبی لرزنگنه) برخی از مهمترین ابعاد دیدگاه او را دربارهی ماهیت طراحی شهری برجسته خواهم کرد. ماهیت طراحی شهری، همانند ماهیت برنامهریزی شهری (شهرسازی) و البته پیش از آنها معماری از موضوعات مناقشهبرانگیز در این دیسیپلینها به شمار میرود. چطور باید این دیسیپلینها، رشتههای دانشگاهی، و یا پرکتیسها/حرفهها را فهمید؟ آیا معماری و موارد به لحاظِ دانشگاهی متاخرتر، یعنی برنامهریزی شهری و طراحی شهری ــ که در ایران دو گرایش مختلف از چیزی به نام شهرسازی محسوب میشوند ــ هنر به شمار میروند؟ آیا اینها علم هستند؟ فلسفهی طراحی شهری چیست؟ برای پاسخ به این پرسشها از کجا باید آغاز کرد؟»
برای خواندن و دانلود این متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/100-a-reflection-on-urban-design-and-alexander-cuthberts-approach/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@DialecticalSpace
آیدین ترکمه
«نوشتهی حاضر دو بخش دارد. ابتدا به طور عام میکوشم برخی ابعاد نظری و روششناختیِ مرتبط با طراحی شهری را مطرح کنم و سپس با تمرکز بر متنِ کوتاهِ کاتبرت با عنوان «دیگر نه خبری از میکلانژ است و نه هنر» (با ترجمهی مجتبی لرزنگنه) برخی از مهمترین ابعاد دیدگاه او را دربارهی ماهیت طراحی شهری برجسته خواهم کرد. ماهیت طراحی شهری، همانند ماهیت برنامهریزی شهری (شهرسازی) و البته پیش از آنها معماری از موضوعات مناقشهبرانگیز در این دیسیپلینها به شمار میرود. چطور باید این دیسیپلینها، رشتههای دانشگاهی، و یا پرکتیسها/حرفهها را فهمید؟ آیا معماری و موارد به لحاظِ دانشگاهی متاخرتر، یعنی برنامهریزی شهری و طراحی شهری ــ که در ایران دو گرایش مختلف از چیزی به نام شهرسازی محسوب میشوند ــ هنر به شمار میروند؟ آیا اینها علم هستند؟ فلسفهی طراحی شهری چیست؟ برای پاسخ به این پرسشها از کجا باید آغاز کرد؟»
برای خواندن و دانلود این متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/100-a-reflection-on-urban-design-and-alexander-cuthberts-approach/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@DialecticalSpace
فضا و دیالکتیک
تأملی در چیستیِ طراحی شهری: نگاهی روششناختی به رویکرد الکساندر کاتبرت - فضا و دیالکتیک
کاتبرت صراحتن طراحی شهری را به عنوان یک هنر رد میکند. از دید او هنر در شکلدهی به دنیای مدرن ناتوان است، و اگرچه طراحی شهری را جذابتر میکند اما، بر فرایند طراحیِ شهری حاکم نیست و نباید باشد
سرشت غامض مالکیت: چیزها به چه کسانی تعلق دارند؟
دونالد ای. کروکبرگ
برگردان: همن حاجیمیرزایی
«مالکان در جهان مدرن وارثان مشروع افراد مورد نظر لاک، یعنی کسانی که اعمالی شبیه به آنچه لاک تصاحب اصیل میدانست را اجرا کردهاند، نیستند: آنها وارثان کسانی هستند که برای مثال زمینهای اشتراکی انگلستان را از مردم عادی، بخشهای وسیعی از شمال آمریکا را از بومیان، بیشتر ایرلند را از ایرلندیان، و پروس را از پورسیان اصیل غیر آلمانی با خشونت دزدیده بودند. این واقعیتی تاریخی است که به صورت ایدئولوژیکی پشت هر تز لاکی پنهان شده است.»
برای خواندن و دانلود این متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/the-difficult-character-of-property/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@DialecticalSpace
دونالد ای. کروکبرگ
برگردان: همن حاجیمیرزایی
«مالکان در جهان مدرن وارثان مشروع افراد مورد نظر لاک، یعنی کسانی که اعمالی شبیه به آنچه لاک تصاحب اصیل میدانست را اجرا کردهاند، نیستند: آنها وارثان کسانی هستند که برای مثال زمینهای اشتراکی انگلستان را از مردم عادی، بخشهای وسیعی از شمال آمریکا را از بومیان، بیشتر ایرلند را از ایرلندیان، و پروس را از پورسیان اصیل غیر آلمانی با خشونت دزدیده بودند. این واقعیتی تاریخی است که به صورت ایدئولوژیکی پشت هر تز لاکی پنهان شده است.»
برای خواندن و دانلود این متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/the-difficult-character-of-property/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@DialecticalSpace
فضا و دیالکتیک
سرشت غامض مالکیت: چیزها به چه کسانی تعلق دارند؟ - فضا و دیالکتیک
اینکه چیزها به کجا تعلق دارند را بدون دانستن اینکه دربارهی چیزهای چه کسی حرف میزنیم نمیتوان به درستی پاسخ داد.
نابسندگی «ارزشها» و ضرورت «معنا»
ژانلوک نانسی
برگردان: نریمان جهانزاد
«بازتولید گفتمان ارزش دقیقاً همان نقشی است که من نمیتوانم و نمیخواهم بازی کنم. چرا که به هیچوجه نقش فیلسوف بازتولید ارزش نیست. فیلسوف به عوض میکوشد در باب آنچه در حال رخ دادن است تأمل کند؛ و آنچه در حال رخ دادن است بیش از آنکه «بحرانِ ارزشها» باشد، آگاهی از شکست و زوال چشمگیر ایدئولوژی ارزشها بطور کلی است. بنابراین مهم است که بپرسیم ارزش چیست و در این گفتمانِ «ارزشها» چه چیزی باید به پرسش کشیده شود.»
برای خواندن و دانلود این متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/the-insufficiency-of-values-and-the-necessity-of-sense/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@DialecticalSpace
ژانلوک نانسی
برگردان: نریمان جهانزاد
«بازتولید گفتمان ارزش دقیقاً همان نقشی است که من نمیتوانم و نمیخواهم بازی کنم. چرا که به هیچوجه نقش فیلسوف بازتولید ارزش نیست. فیلسوف به عوض میکوشد در باب آنچه در حال رخ دادن است تأمل کند؛ و آنچه در حال رخ دادن است بیش از آنکه «بحرانِ ارزشها» باشد، آگاهی از شکست و زوال چشمگیر ایدئولوژی ارزشها بطور کلی است. بنابراین مهم است که بپرسیم ارزش چیست و در این گفتمانِ «ارزشها» چه چیزی باید به پرسش کشیده شود.»
برای خواندن و دانلود این متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/the-insufficiency-of-values-and-the-necessity-of-sense/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@DialecticalSpace
فضا و دیالکتیک
نابسندگی «ارزشها» و ضرورت «معنا» - فضا و دیالکتیک
ارزش مبتنی و استوار بر یک نسبت یا رابطه است. ارزشْ قیمت یا بهای چیزی است که با چیزی دیگر سنجیده و ارزیده میشود. بنابراین هیچ ارزشِ مطلقی نمیتواند وجود داشته باشد.
شهر همچون ستیزگاه: سیاست، مردم و قدرت
سیمون پارکر
برگردان: فرشته دستواره و همن حاجیمیرزایی
«محوری که پیرامون آن دو دنیای سیاست سازمانیافته/ نهادی و آنچه که عموماً «جامعهی مدنی» مینامیم جمع میشوند این است که «چه کسی چهچیزی، چه زمانی، و چگونه گیرش میآيد؟». همانطور که مشاهده کردیم، مشکل این است که موجودیت سیاسی شهری در بسیاری از موارد تأمینکنندهی انحصاری کالا و خدمات نیست، بلکه به شکل عمودی و افقی در یک زنجیرهی تصمیم-گیری که «شهر» تنها بخشی از آن است تلفیق شده است. مطالعهی فرآیندها و جنبشهای سیاسی محلی در درک اینکه چگونه قدرت در شهر سازماندهی میشود و در برابر آن مقاومت میشود، امری بسیار ضروری است. ولیکن عوامل سیاسی و اقتصادی محلی باید درون طیف وسیعی از ساختارها و فرایندهای بهم پیوسته قرار گیرند.»
برای خواندن و دانلود این متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/contested-city-politics-people-and-power/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@DialecticalSpace
سیمون پارکر
برگردان: فرشته دستواره و همن حاجیمیرزایی
«محوری که پیرامون آن دو دنیای سیاست سازمانیافته/ نهادی و آنچه که عموماً «جامعهی مدنی» مینامیم جمع میشوند این است که «چه کسی چهچیزی، چه زمانی، و چگونه گیرش میآيد؟». همانطور که مشاهده کردیم، مشکل این است که موجودیت سیاسی شهری در بسیاری از موارد تأمینکنندهی انحصاری کالا و خدمات نیست، بلکه به شکل عمودی و افقی در یک زنجیرهی تصمیم-گیری که «شهر» تنها بخشی از آن است تلفیق شده است. مطالعهی فرآیندها و جنبشهای سیاسی محلی در درک اینکه چگونه قدرت در شهر سازماندهی میشود و در برابر آن مقاومت میشود، امری بسیار ضروری است. ولیکن عوامل سیاسی و اقتصادی محلی باید درون طیف وسیعی از ساختارها و فرایندهای بهم پیوسته قرار گیرند.»
برای خواندن و دانلود این متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/contested-city-politics-people-and-power/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@DialecticalSpace
فضا و دیالکتیک
شهر همچون ستیزگاه: سیاست، مردم و قدرت - فضا و دیالکتیک
این موعظه که «تمام سیاست محلی است»، نوعی حماقت و خودفریبی در برابر نئولیبرالیسم جهانی است.
شهرگرایی انتقادی؛ فضا، طراحی، انقلاب
کانیشکا گونواردنا
برگردان: رضا بصیری مژدهی
«لوفور “تمامیّت اجتماعی” را همچون یک پیوندِ مفصلیِ دیالکتیکی متشکل از سه “سطح” میداند. در تراز «فوقانی»، او “سطح جهانی”(G) -«نظم دور(پنهان) جامعه»– را شناسایی میکند. ... در سطح بسیار مهمِ میانی که یک لایه میانجی یا واسط(M) است، “امر شهری” یا “اوربان” قرار میگیرد که واسطِ بینِ سطح جهانی(G) و سطح زندگی روزمره(EL) است. این لایه میانجی که «تحت تأثیر و برونفکنیِ» سطح جهانی(لایه بالایی خود) قرار دارد، در عین اینکه استقلال نسبیِ «فرمها، عملکردها، و ساختارهایِ خاص خودش در شهر» را حفظ میکند، پویاییهایِ متعارض و در حال رقابتِ سطحِ زندگی روزمره(لایه زیرین خود) را در خود جای داده و آنها را بهنوعی درونفکنی میکند.
برای خواندن و دانلود این متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/critical-urbanism-space-design-revolution/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
کانیشکا گونواردنا
برگردان: رضا بصیری مژدهی
«لوفور “تمامیّت اجتماعی” را همچون یک پیوندِ مفصلیِ دیالکتیکی متشکل از سه “سطح” میداند. در تراز «فوقانی»، او “سطح جهانی”(G) -«نظم دور(پنهان) جامعه»– را شناسایی میکند. ... در سطح بسیار مهمِ میانی که یک لایه میانجی یا واسط(M) است، “امر شهری” یا “اوربان” قرار میگیرد که واسطِ بینِ سطح جهانی(G) و سطح زندگی روزمره(EL) است. این لایه میانجی که «تحت تأثیر و برونفکنیِ» سطح جهانی(لایه بالایی خود) قرار دارد، در عین اینکه استقلال نسبیِ «فرمها، عملکردها، و ساختارهایِ خاص خودش در شهر» را حفظ میکند، پویاییهایِ متعارض و در حال رقابتِ سطحِ زندگی روزمره(لایه زیرین خود) را در خود جای داده و آنها را بهنوعی درونفکنی میکند.
برای خواندن و دانلود این متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/critical-urbanism-space-design-revolution/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
فضا و دیالکتیک
شهرگرایی انتقادی؛ فضا، طراحی، انقلاب - فضا و دیالکتیک
شهرگرایی انتقادی نه تنها متّکی بر تحقّق جنبههایِ زیباشناختی است، بلکه همچنین به تحقّق اصول سیاسیای تکیّه دارد که قادرند حق مطلب را در مورد فرصتهای رهاییبخش موجود در بازیهای آنلاینی چون "عصر امپراطوری" و کتابهایی چون "سیارهی زاغهها" ادا کنند.
رویکردی انتقادی به حل مسئلهی مسکن
پیتر مارکوزه
برگردان: آیدین ترکمه
«نظریهی انتقادی چگونه میتواند به مسئلهای همچون بحران دلخراش کنونی مسکن در ایالات متحد بپردازد؟ برنامهریزی انتقادی با استفاده از رویکرد نظریهی انتقادی میتواند در سه گام به چنین مسئلهای یورش ببرد: افشاکردن، پیشنهادکردن، سیاسیکردن.
...
باید روشن باشد که پیشنهاد یک نقش گسترده برای حکومت در بخش مسکن به این معنا نیست که مقرراتزدایی علت بحران مسکن است. نقش حکومت میتواند فراتر از تنظیم/مقررات برود، و دربارهی خود تنظیم این پرسش کلیدی است که تنظیم چه چیزی و به نفع چه کسی: صرف طلب مقررات/تنظیم بیشتر کافی نیست.»
برای خواندن و دانلود این متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/a-critical-approach-to-solving-the-housing-problem/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
پیتر مارکوزه
برگردان: آیدین ترکمه
«نظریهی انتقادی چگونه میتواند به مسئلهای همچون بحران دلخراش کنونی مسکن در ایالات متحد بپردازد؟ برنامهریزی انتقادی با استفاده از رویکرد نظریهی انتقادی میتواند در سه گام به چنین مسئلهای یورش ببرد: افشاکردن، پیشنهادکردن، سیاسیکردن.
...
باید روشن باشد که پیشنهاد یک نقش گسترده برای حکومت در بخش مسکن به این معنا نیست که مقرراتزدایی علت بحران مسکن است. نقش حکومت میتواند فراتر از تنظیم/مقررات برود، و دربارهی خود تنظیم این پرسش کلیدی است که تنظیم چه چیزی و به نفع چه کسی: صرف طلب مقررات/تنظیم بیشتر کافی نیست.»
برای خواندن و دانلود این متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/a-critical-approach-to-solving-the-housing-problem/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
فضا و دیالکتیک
رویکردی انتقادی به حل مسئلهی مسکن - فضا و دیالکتیک
کالاییسازی مسکن یگانه مسئلهی واقعی است. کالاییسازی به معنای در نظر گرفتن مسکن نه به عنوان یکی از ضرورتها زندگی، یعنی چیزی که سرپناه، حمایت، خلوت، فضایی برای فعالیتهای شخصی و خانوادگی، فراهم میآورد بلکه در عوض تلقی آن همچون چیزی است که خریدوفروش میشود…
ویروسِ کرونا و فلاسفه
فوکو، آگامبن، نانسی، اسپوزیتو، بنوِنوتو، دیوِدی، موهان
ترجمه و تلخیص: نریمان جهانزاد
«یادداشت مترجم
در بیست و ششم فوریهی سال جاری میلادی، جورجو آگامبن متنی با عنوان «وضعیت استثناییِ برآمده از اضطراری بیدلیل» در نشریهی «مانفیست» منتشر کرد که سپس در برخی نشریات اینترنتی دیگر با عنوان «ابداع یک اپیدمی» به انگلیسی ترجمه شد.در واکنش به این متن، اندیشمندان و فلاسفهی معاصری نظیر ژانلوک نانسی، روبرتو اسپوزیتو و برخی دیگر دست به قلم شدند. آگامبن سپس دو متن دیگرِ «شیوع» و «شفافسازی» را درخصوص ویروس کرونا و بحثهای حاصل از آن، در نشریهی Quodlibet منتشر کرد. «نشریهی اروپاییِ روانکاوی» اخیراً ترجمهی انگلیسی این مجموعه یادداشتها، از جمله متنِ «شفافسازی» آگامبن را یکجا منتشر کرده است. این ترجمهی فارسی بر اساس همین منبع اخیر صورت پذیرفته است.»
برای خواندن و دانلود این متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/coronavirus-and-philosophers/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
فوکو، آگامبن، نانسی، اسپوزیتو، بنوِنوتو، دیوِدی، موهان
ترجمه و تلخیص: نریمان جهانزاد
«یادداشت مترجم
در بیست و ششم فوریهی سال جاری میلادی، جورجو آگامبن متنی با عنوان «وضعیت استثناییِ برآمده از اضطراری بیدلیل» در نشریهی «مانفیست» منتشر کرد که سپس در برخی نشریات اینترنتی دیگر با عنوان «ابداع یک اپیدمی» به انگلیسی ترجمه شد.در واکنش به این متن، اندیشمندان و فلاسفهی معاصری نظیر ژانلوک نانسی، روبرتو اسپوزیتو و برخی دیگر دست به قلم شدند. آگامبن سپس دو متن دیگرِ «شیوع» و «شفافسازی» را درخصوص ویروس کرونا و بحثهای حاصل از آن، در نشریهی Quodlibet منتشر کرد. «نشریهی اروپاییِ روانکاوی» اخیراً ترجمهی انگلیسی این مجموعه یادداشتها، از جمله متنِ «شفافسازی» آگامبن را یکجا منتشر کرده است. این ترجمهی فارسی بر اساس همین منبع اخیر صورت پذیرفته است.»
برای خواندن و دانلود این متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/coronavirus-and-philosophers/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
فضا و دیالکتیک
ویروسِ کرونا و فلاسفه - فضا و دیالکتیک
جای هیچ تعجب ندارد که مثل یک جنگ دربارهی ویروس حرف میزنیم. تمهیدات و مقررات اضطراری ما را عملاً وادار به زیستن در شرایط و مقررات حکومت نظامی کردهاند. اما جنگ با دشمنی نامرئی که میتواند در وجود هر کسی لانه کند، مضحکترینِ همهی جنگهاست. دشمن جایی بیرون…
مجموعه مقالات ۹۸
ویژهی نوروز ۹۹
سال گذشته فضا و دیالکتیک سومین سال فعالیت خود را پشت سر گذاشت و چهارساله شد. در این سال ۲۷ متن ترجمهای و تألیفی در فضا و دیالکتیک منتشر شد. این متون منشی انتقادی دارند و به منظور جدال با گفتمانهای غالب و نقدِ وضعیت انضمامی به میدان آمدهاند. همچنین جلد نخستِ مجموعهی «فلسفه، سیاست، شهر» که به آراء و اندیشههای آنری لوفور اختصاص دارد با همکاری نشر کتابکدهی کسری منتشر شد. در سال جاری امیدواریم مجلدات دوم و سوم این مجموعه که به آراءِ ژیل دلوز-فلیکس گتاری و دیوید هاروی اختصاص یافته است منتشر شوند.
در این پست میتوانید درآمد مجموعه را بخوانید و فایل مجموعه مقالات را دانلود کنید
http://dialecticalspace.com/space-and-dialectic-98-special-issue5/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@DialecticalSpace
ویژهی نوروز ۹۹
سال گذشته فضا و دیالکتیک سومین سال فعالیت خود را پشت سر گذاشت و چهارساله شد. در این سال ۲۷ متن ترجمهای و تألیفی در فضا و دیالکتیک منتشر شد. این متون منشی انتقادی دارند و به منظور جدال با گفتمانهای غالب و نقدِ وضعیت انضمامی به میدان آمدهاند. همچنین جلد نخستِ مجموعهی «فلسفه، سیاست، شهر» که به آراء و اندیشههای آنری لوفور اختصاص دارد با همکاری نشر کتابکدهی کسری منتشر شد. در سال جاری امیدواریم مجلدات دوم و سوم این مجموعه که به آراءِ ژیل دلوز-فلیکس گتاری و دیوید هاروی اختصاص یافته است منتشر شوند.
در این پست میتوانید درآمد مجموعه را بخوانید و فایل مجموعه مقالات را دانلود کنید
http://dialecticalspace.com/space-and-dialectic-98-special-issue5/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@DialecticalSpace
فضا و دیالکتیک
مجموعه مقالات ۹۸ ویژهی نوروز ۹۹ - فضا و دیالکتیک
سال گذشته فضا و دیالکتیک سومین سال فعالیت خود را پشت سر گذاشت و چهارساله شد. چنانکه روشن است مطالعات شهری بطور عام (و لوازم مفهومی همبستهی آن) در کانون فعالیتهای نظری این نشریه قرار دارد.
پیوند اخلاق و ارزیابی در برنامهریزی: مروری بر آرای ارنست الکساندر
نویسنده: سمیه زندیه
«از منظر اخلاق و ارزش، چه تمایزی میان برنامهریزی و طراحیِ محیط مصنوع وجود دارد و این تمایز چگونه ارزیابی در این دو رشته را از هم متفاوت میکند؟
آیا میتوان از یک «اخلاق یکپارچه» در برنامهریزی و طراحی سخن گفت؟
برداشتها و تعابیر مختلف از مفهومِ «منفعت عمومی» (به پشتوانهی چارچوبهای فلسفی و سیاسی مختلف) چه ارزشهای رویهای و محتوایی را در نظریه(ها) و عمل برنامهریزی آفریدهاند؟
این برداشتها از منفعت عمومی مشخصاً چه تغییراتی را در عمل ارزیابی در برنامهریزی ایجاد میکنند؟
با توجه به ابهام و عدم توافق گسترده بر سر تعریف ارزشها و منفعت عمومی چگونه میتوان به یک معیارِ محتوایی قابل بکارگیری برای ارزیابی برنامهها رسید؟
....
این مقاله مروری است بر کوششِ الکساندر در پاسخ به این پرسشها»
برای خواندن و دانلود این متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/the-relation-between-ethics-and-evaluation-in-planning/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@dialecticalspace
نویسنده: سمیه زندیه
«از منظر اخلاق و ارزش، چه تمایزی میان برنامهریزی و طراحیِ محیط مصنوع وجود دارد و این تمایز چگونه ارزیابی در این دو رشته را از هم متفاوت میکند؟
آیا میتوان از یک «اخلاق یکپارچه» در برنامهریزی و طراحی سخن گفت؟
برداشتها و تعابیر مختلف از مفهومِ «منفعت عمومی» (به پشتوانهی چارچوبهای فلسفی و سیاسی مختلف) چه ارزشهای رویهای و محتوایی را در نظریه(ها) و عمل برنامهریزی آفریدهاند؟
این برداشتها از منفعت عمومی مشخصاً چه تغییراتی را در عمل ارزیابی در برنامهریزی ایجاد میکنند؟
با توجه به ابهام و عدم توافق گسترده بر سر تعریف ارزشها و منفعت عمومی چگونه میتوان به یک معیارِ محتوایی قابل بکارگیری برای ارزیابی برنامهها رسید؟
....
این مقاله مروری است بر کوششِ الکساندر در پاسخ به این پرسشها»
برای خواندن و دانلود این متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/the-relation-between-ethics-and-evaluation-in-planning/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@dialecticalspace
فضا و دیالکتیک
پیوند اخلاق و ارزیابی در برنامهریزی: مروری بر آرای ارنست الکساندر - فضا و دیالکتیک
الکساندر اخلاقِ برنامهریزی را فراتر از ارزشهای زیباییشناختی میداند و دو اصل کلیدی که از نظر او این تمایز را برجسته میکنند مفهوم منفعت عمومی و مشارکت (بهعنوان اخلاق رویهای برنامهریزی) هستند.
دوگانهسازی وضعیت: ساختن-عمل-پراکتیس/نساختن-بیعملی-نظریه
علیرضا خادم
«قائلشدن به تضادهای دودویی و نگاهی دوگانهانگار به ایدهها، تلاشی است برای توصیفِ وضعیت؛ طرحوارهای آشنا برای ذهن؛ روشی برای مواجهه با پرسشهای بنیادین؛ و شاید معمولترین راه برای فهمِ یک “موضوع”. اما دریدا نظرِ دیگری دارد؛ برای او این فرآیندِ به ظاهر معمول و متداول ذهنی، ریشه در یکی از عمیقترین چالشهای پیشِ رویِ تفکرِ فلسفی [غرب] دارد؛ که تمایل آن به دوگانهانگاری و امتیاز دادن به یک طرف(جانبِ) دوگانههاست.»
برای خواندن و دانلود این متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/dualization-of-situation/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@dialecticalspace
علیرضا خادم
«قائلشدن به تضادهای دودویی و نگاهی دوگانهانگار به ایدهها، تلاشی است برای توصیفِ وضعیت؛ طرحوارهای آشنا برای ذهن؛ روشی برای مواجهه با پرسشهای بنیادین؛ و شاید معمولترین راه برای فهمِ یک “موضوع”. اما دریدا نظرِ دیگری دارد؛ برای او این فرآیندِ به ظاهر معمول و متداول ذهنی، ریشه در یکی از عمیقترین چالشهای پیشِ رویِ تفکرِ فلسفی [غرب] دارد؛ که تمایل آن به دوگانهانگاری و امتیاز دادن به یک طرف(جانبِ) دوگانههاست.»
برای خواندن و دانلود این متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/dualization-of-situation/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@dialecticalspace
فضا و دیالکتیک
دوگانهسازی وضعیت: ساختن-عمل-پراکتیس/نساختن-بیعملی-نظریه - فضا و دیالکتیک
در نگاهِ ایدئولوژیکِ نظامِ دانشیِ دیسیپلینِ شهرسازی، معمولاً ساختن-عمل-پراکتیس به عنوانِ ارزشهای مثبت، بر سویهی دیگر نساختن-بیعملی-نظریه به مثابهی ارزشهای منفی تقدم دارد. همارز دانستنِ ساختن با عمل و پیوند خوردن آن با پراکتیس، وجهِ روشن و درخشان…
