شورای سردبیری فضا و دیالکتیک برای تسهیل مراودهی خود با محققان و مترجمان متنی تهیه کرده که با عنوان راهنمای نویسندگان در سایت قابل دسترسی است. بنا بر تجربهی چند سال گذشته حدود و ثغوری را برای محتوا و فرم متون تنظیم کردهایم تا از ناهمگونی و آشفتگی در این متون اجتناب کنیم. امیدواریم این اصولِ تالیفی و نگارشی کمکی باشد برای وزینتر شدن متون منتشره در فضا و دیالکتیک.
برای مطالعه این متن به سایت «فضا و دیالکتیک» (لینک زیر) مراجعه کنید.
http://dialecticalspace.com/authors-guide/
برای مطالعه این متن به سایت «فضا و دیالکتیک» (لینک زیر) مراجعه کنید.
http://dialecticalspace.com/authors-guide/
فضا و دیالکتیک
راهنمای نویسندگان - فضا و دیالکتیک
راهنمای نویسندگان «فضا و دیالکتیک» یک نشریهی مستقلِ اینترنتی است که مقالات آن بهطور منظم منتشر میشوند. سیاست کلی نشریه چاپ مقالات انتقادی است. هدف نشریه ارائهی نظریهها، دیدگاهها و جریانهای انتقادیای است که به نحوی بر دو مفهومِ «فضا» و «دیالکتیک»…
شهر گشوده یا حق به شهر؟
نیل برنر
برگردان: همن حاجی میرزایی
《طراحان شهری که دلمشغول عدالت اجتماعیاند- یعنی شهر گشوده در معنای واقعاً دموکراتیک و برابریطلبانه- نه تنها میتوانند که باید از دیدگاه رسمی و به لحاظ فضایی تقلیلگرا دربارهی شهر به عنوان «مشتی ساختمان پوشیده در نماهای متغیر» فراتر بروند تا با آنچه که سوجا «تودرتویی از جهانهای منطقهای» نامیده «که به واسطهی سطوح مختلف فعالیت و هویت انسانی از فضاهای بدن فردی و ساختمان تا مقیاسهای مادرشهری، منطقهای، زیرملی، ملی، و جهانی گسترده شده است» دست به گریبان شوند.》
برای خواندن و دانلود متن کامل کتاب به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/open-city-or-the-right-to-the-city/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@DialecticalSpace
نیل برنر
برگردان: همن حاجی میرزایی
《طراحان شهری که دلمشغول عدالت اجتماعیاند- یعنی شهر گشوده در معنای واقعاً دموکراتیک و برابریطلبانه- نه تنها میتوانند که باید از دیدگاه رسمی و به لحاظ فضایی تقلیلگرا دربارهی شهر به عنوان «مشتی ساختمان پوشیده در نماهای متغیر» فراتر بروند تا با آنچه که سوجا «تودرتویی از جهانهای منطقهای» نامیده «که به واسطهی سطوح مختلف فعالیت و هویت انسانی از فضاهای بدن فردی و ساختمان تا مقیاسهای مادرشهری، منطقهای، زیرملی، ملی، و جهانی گسترده شده است» دست به گریبان شوند.》
برای خواندن و دانلود متن کامل کتاب به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/open-city-or-the-right-to-the-city/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@DialecticalSpace
فضا و دیالکتیک
شهر گشوده یا حق به شهر؟ - فضا و دیالکتیک
یک شهر گشوده صرفاً فضایی نیست که به صورت برابر قابل دسترس و بهرهبرداری برای همگان باشد، و همهی مردم به صورت برابر احساس تعلق کنند
گروندریسهی ماركس و منطق هگل
هیروشی اوشیدا
برگردان: آیدین ترکمه
《جامعهی بورژوایی نه جامعهای بسته/تمامشده، بلکه به گذشته وابسته و به آینده گشوده است. اما هگل بر عکس، این جامعه را به شکلی ناآگاهانه در منطق بهسان نظامی بسته توصیف میکند که سوژهی ایدهآل [آن را] بهسان ارگانیسمِ خاص متعلق به خودش از نو بهوجود میآورد و بازتولید میکند. مارکس با خوانش «ایده»ی هگل بهسان ارزشـآگاهیِ بینالاذهانیِ بورژوازی، از خودِ اقتصاد سرمایهدارانه درمنطق پرده برمیدارد.》
برای خواندن و دانلود متن کامل کتاب به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/marxs-grundrisse-and-hegels-logic/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@DialecticalSpace
هیروشی اوشیدا
برگردان: آیدین ترکمه
《جامعهی بورژوایی نه جامعهای بسته/تمامشده، بلکه به گذشته وابسته و به آینده گشوده است. اما هگل بر عکس، این جامعه را به شکلی ناآگاهانه در منطق بهسان نظامی بسته توصیف میکند که سوژهی ایدهآل [آن را] بهسان ارگانیسمِ خاص متعلق به خودش از نو بهوجود میآورد و بازتولید میکند. مارکس با خوانش «ایده»ی هگل بهسان ارزشـآگاهیِ بینالاذهانیِ بورژوازی، از خودِ اقتصاد سرمایهدارانه درمنطق پرده برمیدارد.》
برای خواندن و دانلود متن کامل کتاب به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/marxs-grundrisse-and-hegels-logic/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@DialecticalSpace
فضا و دیالکتیک
گروندریسهی ماركس و منطق هگل - فضا و دیالکتیک
نقد مارکس بر ایدهآلیسم هگل نقدی بر شبهطبیعتگرایی و شبهتاریخگرایی است. جذبِ انتقادی منطق از سوی مارکس یکی از فاکتورهای مهم در نقد او بر اقتصاد سیاسی است
مروری بر کتاب برنامهریزی شهری و منطقهای، رویکردی سیستمی. نوشتهی برایان مکلاکلین
نریمان جهانزاد
«متن پیش رو مروری است اجمالی بر کتاب برنامهریزی شهری و منطقهای نوشتهی برایان مکلاکلین. مکلاکلین از موسسان رویکردِ سیستمی در برنامهریزی شهری و منطقهای است. این کتاب، در کنار اثر مهم چادویک، نگرشی سیستمی به برنامهریزی، از متون کلاسیک برنامهریزی شهری به شمار میرود که هنوز ترجمهی درخور و قابل استفادهای از هیچ یک از آن دو صورت نگرفته است. علت تنظیم این نوشته هم همین است، اینکه مخاطبی که امکان خواندن متن اصلی را ندارد، بتواند از خلال این یادداشت با مهمترین مضامین و رئوس کتاب آشنا شود و به درکِ بهتری از اهمیت آن در تاریخ برنامهریزی شهری دست یابد.»
برای خواندن و دانلود متن کامل کتاب به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/urban-and-regional-planning-a-systems-approach/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@DialecticalSpace
نریمان جهانزاد
«متن پیش رو مروری است اجمالی بر کتاب برنامهریزی شهری و منطقهای نوشتهی برایان مکلاکلین. مکلاکلین از موسسان رویکردِ سیستمی در برنامهریزی شهری و منطقهای است. این کتاب، در کنار اثر مهم چادویک، نگرشی سیستمی به برنامهریزی، از متون کلاسیک برنامهریزی شهری به شمار میرود که هنوز ترجمهی درخور و قابل استفادهای از هیچ یک از آن دو صورت نگرفته است. علت تنظیم این نوشته هم همین است، اینکه مخاطبی که امکان خواندن متن اصلی را ندارد، بتواند از خلال این یادداشت با مهمترین مضامین و رئوس کتاب آشنا شود و به درکِ بهتری از اهمیت آن در تاریخ برنامهریزی شهری دست یابد.»
برای خواندن و دانلود متن کامل کتاب به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/urban-and-regional-planning-a-systems-approach/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@DialecticalSpace
فضا و دیالکتیک
مروری بر کتاب برنامهریزی شهری و منطقهای، رویکردی سیستمی. نوشتهی برایان مکلاکلین - فضا و دیالکتیک
برنامهریزی در رویکرد سیستمی عبارتست از کنترلِ تغییر در سیستم، سیستمی که متشکل است از ارتباطات و فعالیتهای بشری که سویهی مکانی یا فضایی دارد.
معماریهای افراط
الیزابت گروش
برگردان: ساره پیمان و پویا غلامی
«یک معماری افراط نباید صرفا ارضای نیازهای زمان حال را هدف بگیرد بل باید به تولید امیال آینده نظر داشته باشد، نباید صرفاً مصرف عملی را برآورده سازد بل باید به آن مصرف آینده نیز نائل شود که همهی نیات و مقاصدِ زمان حال را استحاله میبخشد. معماری بنا بر شهود باتای صرفاً سکنیدهی یا قلمروگذاری فضا نیست، هرچند عموماً بدین شیوه عمل کرده است؛ معماری همچنین در بهترین حالتش، پیشبینی و خوشآمدگویی به آیندهای است که در آن، زمان حال دیگر نمیتواند خودش را بازشناسی کند. به این معنا، معماری شاید بتواند برخی از شرایط ضروری برای آزمونگریها در زندگی آینده را فراهم آورد، آزمونگریهایی که در آن، محذوفان، حاشیهایشدگان و آنها که بیرون گذاشته شدهاند یا آنها که هیچ جایگاهی ندارند نیز خودشان را بازخواهند یافت.»
برای خواندن و دانلود متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/architectures-of-excess/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@DialecticalSpace
الیزابت گروش
برگردان: ساره پیمان و پویا غلامی
«یک معماری افراط نباید صرفا ارضای نیازهای زمان حال را هدف بگیرد بل باید به تولید امیال آینده نظر داشته باشد، نباید صرفاً مصرف عملی را برآورده سازد بل باید به آن مصرف آینده نیز نائل شود که همهی نیات و مقاصدِ زمان حال را استحاله میبخشد. معماری بنا بر شهود باتای صرفاً سکنیدهی یا قلمروگذاری فضا نیست، هرچند عموماً بدین شیوه عمل کرده است؛ معماری همچنین در بهترین حالتش، پیشبینی و خوشآمدگویی به آیندهای است که در آن، زمان حال دیگر نمیتواند خودش را بازشناسی کند. به این معنا، معماری شاید بتواند برخی از شرایط ضروری برای آزمونگریها در زندگی آینده را فراهم آورد، آزمونگریهایی که در آن، محذوفان، حاشیهایشدگان و آنها که بیرون گذاشته شدهاند یا آنها که هیچ جایگاهی ندارند نیز خودشان را بازخواهند یافت.»
برای خواندن و دانلود متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/architectures-of-excess/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@DialecticalSpace
فضا و دیالکتیک
معماریهای افراط - فضا و دیالکتیک
یک معماری افراط نباید صرفا ارضای نیازهای زمان حال را هدف بگیرد بل باید به تولید امیال آینده نظر داشته باشد، نباید صرفاً مصرف عملی را برآورده سازد بل باید به آن مصرف آینده نیز نائل شود که همهی نیات و مقاصدِ زمان حال را استحاله میبخشد.
سطوح تحلیل در اقتصاد سیاسی مارکسی: رویکردی اونویی
رابرت آلبریتون
برگردان: همن حاجیمیرزایی
«من در این نوشتار از مفهوم بسیار پرمعنی سطوح سهگانهی تحلیل آغاز کردم، و درنهایت به یک شناختشناسی لایهمند پیچیده رسیدم که ترکیبی از عناصر هگلی، کانتی، هیومی، و حتی پستمدرن در سنتزی بهکلی جدید است که بهراحتی در هیچ یک از دستههای شناختشناسی قدیمی قرار نمیگیرد؛ بلکه تکثری از شناختشناسیهاست که به باور من با حفظ هویتهای نسبتاً خودمختارشان به بهترین شکل می توانند با هم عمل کنند. و این منطقهای مجزا به علت تفاوتهای ابژههای نظری در هر سطح [از تحلیل]، ضروری هستند: یک نظام اقتصادی خودگسترِ تماماً شیواره، نوع مرحلهمندی از انباشت سرمایه، و یک فرایند تاریخی تغییر از منظر سرمایهداری.»
برای خواندن و دانلود متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/levels-of-analysis-in-marxian-political-economy-an-unoist-approach/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@DialecticalSpace
رابرت آلبریتون
برگردان: همن حاجیمیرزایی
«من در این نوشتار از مفهوم بسیار پرمعنی سطوح سهگانهی تحلیل آغاز کردم، و درنهایت به یک شناختشناسی لایهمند پیچیده رسیدم که ترکیبی از عناصر هگلی، کانتی، هیومی، و حتی پستمدرن در سنتزی بهکلی جدید است که بهراحتی در هیچ یک از دستههای شناختشناسی قدیمی قرار نمیگیرد؛ بلکه تکثری از شناختشناسیهاست که به باور من با حفظ هویتهای نسبتاً خودمختارشان به بهترین شکل می توانند با هم عمل کنند. و این منطقهای مجزا به علت تفاوتهای ابژههای نظری در هر سطح [از تحلیل]، ضروری هستند: یک نظام اقتصادی خودگسترِ تماماً شیواره، نوع مرحلهمندی از انباشت سرمایه، و یک فرایند تاریخی تغییر از منظر سرمایهداری.»
برای خواندن و دانلود متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/levels-of-analysis-in-marxian-political-economy-an-unoist-approach/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@DialecticalSpace
فضا و دیالکتیک
سطوح تحلیل در اقتصاد سیاسی مارکسی: رویکردی اونویی - فضا و دیالکتیک
بزرگترین سهم اونو بازصورتبندی منطق درونی سرمایه است، بر اساس فهمی صریح که صورتبندی منسجم آن متکی بر این ایده است که [منطق سرمایه] منطق جاری در جامعهی سرمایهداری ناب است.
آب شهری: رویکرد اکولوژی سیاسی
اریک سویینگدو, استبان کسترو, ماریا کایکا
برگردان و تلخیص: ایمان واقفی
《رویکرد اکولوژی سیاسی چرخههای آب شهری، گفتار پایداری و رویههای مربوط به آن را به چالش میکشد. اگرچه خود مفهوم «پایداری» بسیار مبهم و ناروشن است اما همچنان بهصورت فراگیر در دانشگاهها و نهادهای سیاستگذار مورد استفاده قرار میگیرد (این اقبال گاهی بهخاطر همین ابهام و تفسیرپذیر بودنش است). رویکرد اکولوژی سیاسی باور دارد تا پیش از اینکه روشن نشود چه کسی تصمیم میگیرد کدام نیاز برای کدام قشر در کجا و چرا باید در اولویت قرار گیرد، این ابهام و آشفتگی مفهومی در واژهی پایداری همچنان بر جای خود باقی خواهد ماند. منافع و مضارِ اجتماعی، اقتصادی، زیستمحیطی و فرهنگیِ فرآیندهای اجتماعیـاکولوژیکی عمیقاً نابرابر توزیع میشود. همچنین اثرات اکولوژیکی و پیامدهای اجتماعی از یکدیگر جدا نیستند. رویکرد اکولوژی سیاسی میکوشد مکانیزمهای اصلی و غالبی را که از رهگذر آن قدرت اجتماعی بهشکلی برابرتر تقسیم میشود تحلیل و تبلیغ کند تا بلکه از این طریق محیط زیستِ اجتماعیـاکولوژیکیِ ویژهای تولید شود.》
برای خواندن و دانلود متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/urban-water-a-political-ecology-perspective/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@DialecticalSpace
اریک سویینگدو, استبان کسترو, ماریا کایکا
برگردان و تلخیص: ایمان واقفی
《رویکرد اکولوژی سیاسی چرخههای آب شهری، گفتار پایداری و رویههای مربوط به آن را به چالش میکشد. اگرچه خود مفهوم «پایداری» بسیار مبهم و ناروشن است اما همچنان بهصورت فراگیر در دانشگاهها و نهادهای سیاستگذار مورد استفاده قرار میگیرد (این اقبال گاهی بهخاطر همین ابهام و تفسیرپذیر بودنش است). رویکرد اکولوژی سیاسی باور دارد تا پیش از اینکه روشن نشود چه کسی تصمیم میگیرد کدام نیاز برای کدام قشر در کجا و چرا باید در اولویت قرار گیرد، این ابهام و آشفتگی مفهومی در واژهی پایداری همچنان بر جای خود باقی خواهد ماند. منافع و مضارِ اجتماعی، اقتصادی، زیستمحیطی و فرهنگیِ فرآیندهای اجتماعیـاکولوژیکی عمیقاً نابرابر توزیع میشود. همچنین اثرات اکولوژیکی و پیامدهای اجتماعی از یکدیگر جدا نیستند. رویکرد اکولوژی سیاسی میکوشد مکانیزمهای اصلی و غالبی را که از رهگذر آن قدرت اجتماعی بهشکلی برابرتر تقسیم میشود تحلیل و تبلیغ کند تا بلکه از این طریق محیط زیستِ اجتماعیـاکولوژیکیِ ویژهای تولید شود.》
برای خواندن و دانلود متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/urban-water-a-political-ecology-perspective/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@DialecticalSpace
فضا و دیالکتیک
آب شهری: رویکرد اکولوژی سیاسی - فضا و دیالکتیک
گسترش جغرافیایی و رد پای اکولوژیکی آبِ شهری نه تنها محیطها و مکانهای بسیار دور از شهر را با تغییر و تحول روبهرو کرده بلکه نزاع بر سر منابع محدود آبی را میان افراد و گروهها مختلف تشدید کرده است. در برخی موارد فشار بر توان هیدرولوژیکی آبها چنان از حد گذشته…
با بودن-با
یادداشتی دربارهی بازنویسی ژانلوک نانسی از هستی و زمان
سایمون کریچلی
برگردان: نریمان جهانزاد
«یک دغدغهی هدایتگر و اساسی در اواسط کتابِ متکثر تکین بودن مربوط است به مسألهی امکانِ نقد، و اینکه چقدر کلیهی اشکالِ قبلی نقد (از جمله موقعیتگرایی به عنوان آخرین نمونهی برجسته) «... به طرزِ متناقض و ناخودآگاهی اسیرِ الگوی کلاسیک تقابلِ بود و نمود....» باقی ماندهاند. این در جازدن در دوگانهی بود/نمود، به آن معنی است که از نقدهای نیچه بر افلاطونگرایی هیچ نیاموختهاند، یعنی وقتی جهان حقیقی افسانه میشود، دیگر جهان نمود هم که تنها در تقابل با بود معنا داشت از میان خواهد رفت. با این تفاصیل پرسش بزرگی که این موضوع طرح میکند آن است که آیا اصلاً نگرشِ انتقادی ممکن است یا خیر، و اگر ممکن نیست، جز کنارهجویی غیرانتقادی، چه بدیلهایی در دست است... درسِ نقد این است که آنچه با آن مواجهایم، خواستی است معطوف به فراهم آوردنِ معنای در-اشتراک-بودن مطابق با آنچه در-اشتراک یا «با» است، و نه مطابق با نوعی ذاتِ متافیزیکی امرِ مشترک. به بیان سادهتر، ضمن لحاظ کردنِ نقدهای نیچهای و هایدگری بر متافیزیک، یعنی نقدهای نقدِ متافیزیکی، آنچه ضروری است عبارتست از اندیشیدن به امر در-اشتراک یا به هستیِ امر اجتماعی که نقد را ممکن میسازد. این اندیشیدن برای نانسی چیزی نیست جز اندیشیدن به همظهوری. اگر این را به اصطلاحات انگلوامریکن ترجمه کنیم، میتوان گفت نانسی در پی فهمی پسابنیادگرایانه از بیناسوژگی است که «پایه»ای غیرذاتگرایانه برای سیاست و اخلاقِ انتقادی فراهم میآورد. »
برای خواندن و دانلود متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/with-being-with/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@DialecticalSpace
یادداشتی دربارهی بازنویسی ژانلوک نانسی از هستی و زمان
سایمون کریچلی
برگردان: نریمان جهانزاد
«یک دغدغهی هدایتگر و اساسی در اواسط کتابِ متکثر تکین بودن مربوط است به مسألهی امکانِ نقد، و اینکه چقدر کلیهی اشکالِ قبلی نقد (از جمله موقعیتگرایی به عنوان آخرین نمونهی برجسته) «... به طرزِ متناقض و ناخودآگاهی اسیرِ الگوی کلاسیک تقابلِ بود و نمود....» باقی ماندهاند. این در جازدن در دوگانهی بود/نمود، به آن معنی است که از نقدهای نیچه بر افلاطونگرایی هیچ نیاموختهاند، یعنی وقتی جهان حقیقی افسانه میشود، دیگر جهان نمود هم که تنها در تقابل با بود معنا داشت از میان خواهد رفت. با این تفاصیل پرسش بزرگی که این موضوع طرح میکند آن است که آیا اصلاً نگرشِ انتقادی ممکن است یا خیر، و اگر ممکن نیست، جز کنارهجویی غیرانتقادی، چه بدیلهایی در دست است... درسِ نقد این است که آنچه با آن مواجهایم، خواستی است معطوف به فراهم آوردنِ معنای در-اشتراک-بودن مطابق با آنچه در-اشتراک یا «با» است، و نه مطابق با نوعی ذاتِ متافیزیکی امرِ مشترک. به بیان سادهتر، ضمن لحاظ کردنِ نقدهای نیچهای و هایدگری بر متافیزیک، یعنی نقدهای نقدِ متافیزیکی، آنچه ضروری است عبارتست از اندیشیدن به امر در-اشتراک یا به هستیِ امر اجتماعی که نقد را ممکن میسازد. این اندیشیدن برای نانسی چیزی نیست جز اندیشیدن به همظهوری. اگر این را به اصطلاحات انگلوامریکن ترجمه کنیم، میتوان گفت نانسی در پی فهمی پسابنیادگرایانه از بیناسوژگی است که «پایه»ای غیرذاتگرایانه برای سیاست و اخلاقِ انتقادی فراهم میآورد. »
برای خواندن و دانلود متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/with-being-with/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@DialecticalSpace
فضا و دیالکتیک
با بودن-با; یادداشتی دربارهی بازنویسی ژانلوک نانسی از هستی و زمان - فضا و دیالکتیک
آنچه نانسی پیش مینهد نوعی بازنویسیِ هستی و زمانِ هایدگر است که در آن مفهومِ میتزاینْ امری اساسی و اصیل [یا خاستگاهی] باشد. نانسی در یک پانویس، با یک بایدِ دیگر مینویسد: «هستی و زمان باید بازنویسی شود»
به سوی شناختشناسی جدید اوربان؟
نیل برنر و کریستین اشمید
برگردان: آیدین ترکمه
«شکلهای جدید شهریشدن/اوربانیزاسیون در سرتاسر جهان در حال آشکارشدن هستند و برداشتهای موروثی را از امر شهری (اوربان) به سان یک گونهی سکونتی ثابت، کراندار، و به طور جهانشمول تعمیمپذیر به چالش میکشند. در همین حال بحثها دربارهی مسئلهی شهری در علوم اجتماعی، رشتههای برنامهریزی و طراحی، و در مبارزات سیاسی روزمره همچنان رو به تکثیر و تشدید هستند. این مقاله در برابر این زمینه، مسئلهی شناختشناسی امر شهری (اوربان) را بازبینی میکند: زندگی اوربان را به واسطهی کدام مقولهها، چه روشها و چه کارتوگرافیهایی باید فهمید؟ پس از بررسی برخی از واکنشهای جریان غالب و انتقادی معاصر به این مسئله به ضرورت بازاندیشی رادیکال فرضهای شناختشناختی موروثی دربارهی اوربان و اوربانیزاسیون اشاره میکنیم. با اتکای به رویکردهای بازتابیمان به نظریهی اجتماعی انتقادی و پژوهش مستمرمان دربارهی شهریشدن سیارهای یک شناختشناسی جدید را برای امر شهری در قالب مجموعهای از هفت تز ارائه میکنیم. این چارچوب شناختشناسانه به دنبال آن است تا پایههای فکری و سیاسی بحثهای معاصر را دربارهی مسئلهی اوربان توضیح دهد و مبنایی تحلیلی را برای رمزگشایی جغرافیاهای به سرعت متغیر اوربانیزاسیون و مبارزهی شهری در سرمایهداری اوایل سدهی بیست و یکم عرضه کند. استدلالهای ما در راستای برانگیختن و پیشبرد بیشتر بحث دربارهی بنیانهای شناختشناسانهی نظریه و پرکتیس شهری انتقادی کنونی هستند.»
برای خواندن و دانلود متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/towards-a-new-epistemology-of-the-urban/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@DialecticalSpace
نیل برنر و کریستین اشمید
برگردان: آیدین ترکمه
«شکلهای جدید شهریشدن/اوربانیزاسیون در سرتاسر جهان در حال آشکارشدن هستند و برداشتهای موروثی را از امر شهری (اوربان) به سان یک گونهی سکونتی ثابت، کراندار، و به طور جهانشمول تعمیمپذیر به چالش میکشند. در همین حال بحثها دربارهی مسئلهی شهری در علوم اجتماعی، رشتههای برنامهریزی و طراحی، و در مبارزات سیاسی روزمره همچنان رو به تکثیر و تشدید هستند. این مقاله در برابر این زمینه، مسئلهی شناختشناسی امر شهری (اوربان) را بازبینی میکند: زندگی اوربان را به واسطهی کدام مقولهها، چه روشها و چه کارتوگرافیهایی باید فهمید؟ پس از بررسی برخی از واکنشهای جریان غالب و انتقادی معاصر به این مسئله به ضرورت بازاندیشی رادیکال فرضهای شناختشناختی موروثی دربارهی اوربان و اوربانیزاسیون اشاره میکنیم. با اتکای به رویکردهای بازتابیمان به نظریهی اجتماعی انتقادی و پژوهش مستمرمان دربارهی شهریشدن سیارهای یک شناختشناسی جدید را برای امر شهری در قالب مجموعهای از هفت تز ارائه میکنیم. این چارچوب شناختشناسانه به دنبال آن است تا پایههای فکری و سیاسی بحثهای معاصر را دربارهی مسئلهی اوربان توضیح دهد و مبنایی تحلیلی را برای رمزگشایی جغرافیاهای به سرعت متغیر اوربانیزاسیون و مبارزهی شهری در سرمایهداری اوایل سدهی بیست و یکم عرضه کند. استدلالهای ما در راستای برانگیختن و پیشبرد بیشتر بحث دربارهی بنیانهای شناختشناسانهی نظریه و پرکتیس شهری انتقادی کنونی هستند.»
برای خواندن و دانلود متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/towards-a-new-epistemology-of-the-urban/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@DialecticalSpace
فضا و دیالکتیک
به سوی شناختشناسی جدید اوربان؟ - فضا و دیالکتیک
چارچوب شناختشناسانه به دنبال آن است تا پایههای فکری و سیاسی بحثهای معاصر را دربارهی مسئلهی اوربان توضیح دهد و مبنایی تحلیلی را برای رمزگشایی جغرافیاهای به سرعت متغیر اوربانیزاسیون و مبارزهی شهری در سرمایهداری اوایل سدهی بیست و یکم عرضه کند.
مالکیت را بهخاطر میآوری؟
نیکلاس بلاملی
برگردان: همن حاجیمیرزایی
《تمرکز بر مالک مستقل و مجزا از دیگران، رابطهی حیاتی و کانونی مالکیت را رابطهی بین مالک و چیزهای تحت تملکش جا میزند. در زبان عامه، ما در مورد «ملک من» بودنِ چیزها حرف میزنیم. در نتیجه، از مالکیت سیاستزدایی میشود. این واقعیت پنهان میشود که مالکیت اساساً به روابط بین مالکان و غیرمالکان میپردازد: حقوق من نسبت به «چیزهایم» بدون قدرتم برای منع دیگران از استفاده و منفعت بردن از آنچیزها بیمعنی است. آن قدرتی که دیگران را [از ورود و استفاده از مایملک من] منع میکند و توسط دولت حمایت میشود و به لحاظ اجتماعی تبعیضآمیزند، منافع آنهایی که مالکیت خصوصی دارند را به ضرر آنهایی که ندارند تقویت میکند. با توجه به آنکه اقلیتی از مردم صاحب بخش عمدهای از املاک مولداند، این قضیه موجب وابستگی غیرمالکان به مالکان و بنابراین روابط قدرتی که نابرابری نظاممند تولید میکند میشود.》
برای خواندن و دانلود متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/remember-property1/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@DialecticalSpace
نیکلاس بلاملی
برگردان: همن حاجیمیرزایی
《تمرکز بر مالک مستقل و مجزا از دیگران، رابطهی حیاتی و کانونی مالکیت را رابطهی بین مالک و چیزهای تحت تملکش جا میزند. در زبان عامه، ما در مورد «ملک من» بودنِ چیزها حرف میزنیم. در نتیجه، از مالکیت سیاستزدایی میشود. این واقعیت پنهان میشود که مالکیت اساساً به روابط بین مالکان و غیرمالکان میپردازد: حقوق من نسبت به «چیزهایم» بدون قدرتم برای منع دیگران از استفاده و منفعت بردن از آنچیزها بیمعنی است. آن قدرتی که دیگران را [از ورود و استفاده از مایملک من] منع میکند و توسط دولت حمایت میشود و به لحاظ اجتماعی تبعیضآمیزند، منافع آنهایی که مالکیت خصوصی دارند را به ضرر آنهایی که ندارند تقویت میکند. با توجه به آنکه اقلیتی از مردم صاحب بخش عمدهای از املاک مولداند، این قضیه موجب وابستگی غیرمالکان به مالکان و بنابراین روابط قدرتی که نابرابری نظاممند تولید میکند میشود.》
برای خواندن و دانلود متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/remember-property1/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@DialecticalSpace
فضا و دیالکتیک
مالکیت را بهخاطر میآوری؟ - فضا و دیالکتیک
فراموش کردن مالکیت هزینههای جدی دارد، چون مالکیتْ ما را فراموش نکرده است. با وجود این، نگاههای آلترناتیو توسط مدل صلب مالکیتی که ما طبق آن عمل میکنیم پنهان شده است.
برنامهریزی، اخلاق، منفعت عمومی؛ مروری بر اندیشههای هِدر کمبل
نریمان جهانزاد
«در این مقاله میکوشم به میانجی بررسی آثار اصلیِ هدر کمبل، نظریهپرداز معاصر برنامهریزی، به بررسی برخی از مهمترین مضامین و مقولات نظریهی برنامهریزی معاصر بپردازم. مقاله سه بخش دارد. بخش اول، که دیباچهای است برای ورود به اندیشهی کمبل، ملاحظاتی مقدماتی دربارهی موضوع، مبادی و مسائل نظریهی برنامهریزی است. بخش دوم گزارشی است از آراء و اندیشههای هدر کمبل. در اینجا تأملی خواهم داشت بر دغدغهی اساسی کمبل در باب نسبت میان اخلاق و داوریِ ارزشی با برنامهریزی، موضوعی که از بنیادینترین دغدغههای معاصر در نظریهی برنامهریزی شهری است. مقاله در بخش سوم با طرح چند نکتهی انتقادی به پایان خواهد رسید.»
برای خواندن و دانلود متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/planning-ethics-public-planning/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت
@DialecticalSpace
نریمان جهانزاد
«در این مقاله میکوشم به میانجی بررسی آثار اصلیِ هدر کمبل، نظریهپرداز معاصر برنامهریزی، به بررسی برخی از مهمترین مضامین و مقولات نظریهی برنامهریزی معاصر بپردازم. مقاله سه بخش دارد. بخش اول، که دیباچهای است برای ورود به اندیشهی کمبل، ملاحظاتی مقدماتی دربارهی موضوع، مبادی و مسائل نظریهی برنامهریزی است. بخش دوم گزارشی است از آراء و اندیشههای هدر کمبل. در اینجا تأملی خواهم داشت بر دغدغهی اساسی کمبل در باب نسبت میان اخلاق و داوریِ ارزشی با برنامهریزی، موضوعی که از بنیادینترین دغدغههای معاصر در نظریهی برنامهریزی شهری است. مقاله در بخش سوم با طرح چند نکتهی انتقادی به پایان خواهد رسید.»
برای خواندن و دانلود متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/planning-ethics-public-planning/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت
@DialecticalSpace
فضا و دیالکتیک
برنامهریزی، اخلاق، منفعت عمومی؛ مروری بر اندیشههای هِدر کمبل - فضا و دیالکتیک
کمبل به بنیادِ نظریهی برنامهریزی شهری، یعنی نحوهی پیوند دادنِ دانش و کنش، باید و هست، میپردازد. اما توجه به چند نکته ضروری است. چارچوب تحلیل کمبل بدون توجه به یک چارچوب گستردهترِ اقتصاد سیاسی، به عقیدهی من، دستکم برای ایران، چندان نمیتواند کارگشا…
ایرانمال به مثابهی یک کلاژِ هویتی ناهمگون
علیرضا خادم
«به طورِ قطع در شرایطِ امروز، موضوعِ هویت برای ما امری جدی و گفتمانی همیشه حاضر است. در این میان واژۀ کلیدی دیگری نقشِ مهمی ایفا میکند و آن “سنت” است. سنت ترجمانی از هویت است. به این معنا هر آنچه نشانی از سنت داشته باشد، قرین هویت است و آنچه نو باشد، همواره موصوفِ صفاتی است از قبیلِ؛ منحط، وارداتی و البته سخیف. نگاهی که همواره ما را بدهکارِ گذشته نگه میدارد. همواره بدهکار چیزی هستیم که بایستی امروز احیایش کنیم. زیر بار سنگینِ این تفکرِ مدام، زیستِ روزمرهمان به فراموشی سپرده شده است. گمان میکنم موضوع از همینجا آغاز میشود. ما همواره سعی داریم با تفکرِ راجع به امرِ گذشته به هویتِ امروزمان به طورِ خودآگاه شکل دهیم. غافل از آنکه موضوعی چون هویت تدریجاً و به صورتِ ناخودآگاه شکل میگیرد. به تعبیرِ ژاک لاکان فیلسوف و روانکاوِ برجستۀ فرانسوی؛ “من وقتی میاندیشم، نیستم و [اتفاقاً] آنگاه که نمیاندیشم، هستم”. با این تعبیر هویت، نه همچون یک “بود”، بلکه “شدن” معنا میشود؛ چراکه امری یکبار و برای همیشه نیست و همواره در جریان و پویاست. بنابراین زیستِ روزمره ما نیز هویتِ خود را تولید میکند. همین قابی که از “واقعیتِ پیرامونمان” دیده میشود و ما آنرا مبتذل میخوانیم واجدِ هویت است؛ هویتِ امروزِ ما. این واقعیت حتی اگر با عباراتی چون: سطحی، مبتذل و سخیف توصیف شود به مراتب از ایجاد کاریکاتورهای بیشکل و بیمحتوا و ناهمگون و نامتجانسی نظیرِ ایرانمال و باملند و… قابلِ اعتناتر است. چراکه در بدبینانهترین حالتِ ممکن ورژنی واقعیتر از حقیقتِ امروزمان است و نه یک کاریکاتور بزک شده و دلربا.»
برای خواندن و دانلود متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/iranmall/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت
@DialecticalSpace
علیرضا خادم
«به طورِ قطع در شرایطِ امروز، موضوعِ هویت برای ما امری جدی و گفتمانی همیشه حاضر است. در این میان واژۀ کلیدی دیگری نقشِ مهمی ایفا میکند و آن “سنت” است. سنت ترجمانی از هویت است. به این معنا هر آنچه نشانی از سنت داشته باشد، قرین هویت است و آنچه نو باشد، همواره موصوفِ صفاتی است از قبیلِ؛ منحط، وارداتی و البته سخیف. نگاهی که همواره ما را بدهکارِ گذشته نگه میدارد. همواره بدهکار چیزی هستیم که بایستی امروز احیایش کنیم. زیر بار سنگینِ این تفکرِ مدام، زیستِ روزمرهمان به فراموشی سپرده شده است. گمان میکنم موضوع از همینجا آغاز میشود. ما همواره سعی داریم با تفکرِ راجع به امرِ گذشته به هویتِ امروزمان به طورِ خودآگاه شکل دهیم. غافل از آنکه موضوعی چون هویت تدریجاً و به صورتِ ناخودآگاه شکل میگیرد. به تعبیرِ ژاک لاکان فیلسوف و روانکاوِ برجستۀ فرانسوی؛ “من وقتی میاندیشم، نیستم و [اتفاقاً] آنگاه که نمیاندیشم، هستم”. با این تعبیر هویت، نه همچون یک “بود”، بلکه “شدن” معنا میشود؛ چراکه امری یکبار و برای همیشه نیست و همواره در جریان و پویاست. بنابراین زیستِ روزمره ما نیز هویتِ خود را تولید میکند. همین قابی که از “واقعیتِ پیرامونمان” دیده میشود و ما آنرا مبتذل میخوانیم واجدِ هویت است؛ هویتِ امروزِ ما. این واقعیت حتی اگر با عباراتی چون: سطحی، مبتذل و سخیف توصیف شود به مراتب از ایجاد کاریکاتورهای بیشکل و بیمحتوا و ناهمگون و نامتجانسی نظیرِ ایرانمال و باملند و… قابلِ اعتناتر است. چراکه در بدبینانهترین حالتِ ممکن ورژنی واقعیتر از حقیقتِ امروزمان است و نه یک کاریکاتور بزک شده و دلربا.»
برای خواندن و دانلود متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/iranmall/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت
@DialecticalSpace
فضا و دیالکتیک
ایرانمال به مثابهی یک کلاژِ هویتی ناهمگون - فضا و دیالکتیک
در اینجا همهچیز موجود است؛ شهر، شهرِ فرنگ است و از همه رنگ؛ از هر دری سخنی به میان آمده است و این موضوع را میتوان در استفاده افراطی و دست و دلبازانه از نشانههای امتحان پسدادۀ معماری گذشته در بخشهای مختلفِ این مجموعه بهوضوح مشاهده نمود.
حکمرانان شهری نمیخواهند یوتوپیای ما محقق شود.
گفتوگوی ایبنا با ایمان واقفی دربارهی کتاب «آنری لوفور» از مجموعهی فلسفه، سیاست، شهر.
https://bit.ly/2WreNqv
گفتوگوی ایبنا با ایمان واقفی دربارهی کتاب «آنری لوفور» از مجموعهی فلسفه، سیاست، شهر.
https://bit.ly/2WreNqv
IBNA
حکمرانان شهری نمیخواهند یوتوپیای ما محقق شود
ایمان واقفی میگوید: لوفور دشمن سرسخت شهرسازی و دستگاههای تکنوکرات بود و از کار آنها با نام «تروریسم فکری» یاد میکرد. تلاش حکمرانان شهری برای ادغام نظریات لوفور بخشی از همان تروریسم فکریایست که ائتلاف سه ضلعی حکمرانی ـ آکادمی ـ بازار در پیش گرفتهاند.
دگردیسی سیارهای شهر و اضمحلال آن
آنری لوفور
برگردان: امیر طهرانی
« شهروند [Citoyen] و ساکنِ شهر[citadin] از یکدیگر جدا شدهاند. [پیشتر] شهروند بودن به این معنا بود که [شخص] مدتی طولانی در یک قلمرو بوده است. اما در شهر مدرن ساکنِ شهر مدام در حال جابجایی است – پیوسته میگردد و دوباره ساکن میشود، تا در نهایت به کلی از قید مکان رها شود یا [دستکم] به دنبال این است. افزون بر این، در شهرِ بزرگِ مدرن مناسبات اجتماعی در حال فراملی شدناند. این اتفاق نه تنها به جهت فرآیندهای مهاجرت رخ داده است بلکه به ويژه دلیلاش چندگانگیِ تکنولوژیهای ارتباطی و فراگیر شدن دانش در کل جهان [monadialisation] است. با توجه به چنین جریاناتی آیا واجب نیست که چارچوب مفهومیِ شهروندی [la citoyennete] را از نو فرموله کنیم؟ بایستی میان شهروند و ساکنِ شهر پیوندی برقرار شود، بیآنکه با هم خَلط شوند. [بدین ترتیب] حق به شهر چیزی جز مفهومی انقلابی از شهروندی نیست.»
برای خواندن و دانلود متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/dissolving-city-planetary-metamorphosis%e2%80%8e/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت
@DialecticalSpace
آنری لوفور
برگردان: امیر طهرانی
« شهروند [Citoyen] و ساکنِ شهر[citadin] از یکدیگر جدا شدهاند. [پیشتر] شهروند بودن به این معنا بود که [شخص] مدتی طولانی در یک قلمرو بوده است. اما در شهر مدرن ساکنِ شهر مدام در حال جابجایی است – پیوسته میگردد و دوباره ساکن میشود، تا در نهایت به کلی از قید مکان رها شود یا [دستکم] به دنبال این است. افزون بر این، در شهرِ بزرگِ مدرن مناسبات اجتماعی در حال فراملی شدناند. این اتفاق نه تنها به جهت فرآیندهای مهاجرت رخ داده است بلکه به ويژه دلیلاش چندگانگیِ تکنولوژیهای ارتباطی و فراگیر شدن دانش در کل جهان [monadialisation] است. با توجه به چنین جریاناتی آیا واجب نیست که چارچوب مفهومیِ شهروندی [la citoyennete] را از نو فرموله کنیم؟ بایستی میان شهروند و ساکنِ شهر پیوندی برقرار شود، بیآنکه با هم خَلط شوند. [بدین ترتیب] حق به شهر چیزی جز مفهومی انقلابی از شهروندی نیست.»
برای خواندن و دانلود متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/dissolving-city-planetary-metamorphosis%e2%80%8e/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت
@DialecticalSpace
فضا و دیالکتیک
دگردیسی سیارهای شهر و اضمحلال آن - فضا و دیالکتیک
خطراتی جدی شهر را در معنای کلی و هر شهری را به طور خاص تهدید میکند. این خطرات روز به روز حادتر میشوند. شهرها برپایهی وابستگی دوگانه به تکنوکراسی و بوروکراسی، در یک کلام بر پایهی نهادها شکل گرفتهاند. در واقع، امر نهادی که زندگی شهری را متصلب میکند، دشمن…
نظریهی رانت/اجارهی زمین و جامعهشناسی روستایی
آنری لوفور
برگردان: همن حاجیمیرزایی
《جامعهشناسی روستایی پدیدههای پیچیدهای را توصیف میکند و به دنبال آن است تا فهم ژرفی از آنها ارائه کند. اما طولی نمیکشد که، به تعبیری، تهنشستها را کشف میکند. تهنشستهایی که هیچ ربطی به توصیفات ندارند، بلکه متعلق به حوزهی دیگری، مخصوصاً تاریخ، هستند. یک جامعهشناس که در پی فهم و آگاهی است، باید در عینحال تاریخدان هم باشد. چگونه میتوان ساختار کشاورزی در جنوب ایتالیا را بدون تاریخ فهمید؟ اما خود این واقعیتهای تاریخی نیاز به تحلیل و تبیین دارند. کجا یا حداقل در کدام جهت میتوانیم به این تحلیلها برسیم؟》
برای خواندن و دانلود متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/the-theory-of-ground-rent-and-rural-sociology%e2%80%8e/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت
@DialecticalSpace
آنری لوفور
برگردان: همن حاجیمیرزایی
《جامعهشناسی روستایی پدیدههای پیچیدهای را توصیف میکند و به دنبال آن است تا فهم ژرفی از آنها ارائه کند. اما طولی نمیکشد که، به تعبیری، تهنشستها را کشف میکند. تهنشستهایی که هیچ ربطی به توصیفات ندارند، بلکه متعلق به حوزهی دیگری، مخصوصاً تاریخ، هستند. یک جامعهشناس که در پی فهم و آگاهی است، باید در عینحال تاریخدان هم باشد. چگونه میتوان ساختار کشاورزی در جنوب ایتالیا را بدون تاریخ فهمید؟ اما خود این واقعیتهای تاریخی نیاز به تحلیل و تبیین دارند. کجا یا حداقل در کدام جهت میتوانیم به این تحلیلها برسیم؟》
برای خواندن و دانلود متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/the-theory-of-ground-rent-and-rural-sociology%e2%80%8e/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت
@DialecticalSpace
فضا و دیالکتیک
نظریهی رانت/اجارهی زمین و جامعهشناسی روستایی - فضا و دیالکتیک
نظریهی اجارهی زمین در انگلستان متولد شده است. مارکس و انگلس آن را به عنوان ادای سهم بسیار مهم اقتصاددانان «کلاسیک» انگلیسی به علم عنوان کردهاند چون «فقط در انگلستان شیوهی تولیدی وجود داشته که در آن واقعاً اجارهی زمین از سود و بهره تفکیک شده بود
درآمدی بر اندیشهی ژانلوک نانسی
ایگناس دویش
برگردان: نریمان جهانزاد
«ژانلوک نانسی، فیلسوف فرانسوی، بیش از بیست جلد کتاب به رشتهی تحریر در آورده است و نگارش صدها متن و یادداشت در کتب و نشریات مختلف را در کارنامهی خود دارد. حوزهی فلسفی کارِ او بسیار گسترده است: از اُن کاوارا هنرمند ژاپنی گرفته تا هایدگر؛ از معنای جهان و واسازی مسیحیت تا رمانتیسم یِنای برادران شلگل. از جمله فیلسوفان اصلی که نانسی بهشدت از آنها اثر پذیرفته میتوان به ژاک دریدا، مارتین هایدگر و ژرژ باتای اشاره کرد. نانسی با انتشار کتاب اجتماع بیکار (و ترجمهی آن در ۱۹۹۱ به انگلیسی) شهرت یافت، کتابی که هم به موضوع اجتماع و باهمبودن پرداخته بود و هم شرح و تفسیری بود بر آرای باتای. او همچنین آثاری دربارهی هایدگر، کانت، هگل و دکارت نوشت. یکی از اصلیترین مضامین آثار نانسی موضوع باهمبودنِ ما در جامعهی معاصر است. در کتاب متکثرِ تکین بودن(که در سال ۲۰۰۰ به انگلیسی برگردانده شد)، وی به این موضوع میپردازد که چگونه میتوانیم هنوز از یک «ما» یا یک تکثر سخن بگوییم، بیآنکه این «ما» در ورطهی نوعی هویتِ جوهری و انحصاری بیفتد. شرایطِ سخن گفتن از «ما» در عصر معاصر چیست؟ »
برای خواندن و دانلود این متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/an-introduction-to-the-thought-of-jean-luc-nancy/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@DialecticalSpace
ایگناس دویش
برگردان: نریمان جهانزاد
«ژانلوک نانسی، فیلسوف فرانسوی، بیش از بیست جلد کتاب به رشتهی تحریر در آورده است و نگارش صدها متن و یادداشت در کتب و نشریات مختلف را در کارنامهی خود دارد. حوزهی فلسفی کارِ او بسیار گسترده است: از اُن کاوارا هنرمند ژاپنی گرفته تا هایدگر؛ از معنای جهان و واسازی مسیحیت تا رمانتیسم یِنای برادران شلگل. از جمله فیلسوفان اصلی که نانسی بهشدت از آنها اثر پذیرفته میتوان به ژاک دریدا، مارتین هایدگر و ژرژ باتای اشاره کرد. نانسی با انتشار کتاب اجتماع بیکار (و ترجمهی آن در ۱۹۹۱ به انگلیسی) شهرت یافت، کتابی که هم به موضوع اجتماع و باهمبودن پرداخته بود و هم شرح و تفسیری بود بر آرای باتای. او همچنین آثاری دربارهی هایدگر، کانت، هگل و دکارت نوشت. یکی از اصلیترین مضامین آثار نانسی موضوع باهمبودنِ ما در جامعهی معاصر است. در کتاب متکثرِ تکین بودن(که در سال ۲۰۰۰ به انگلیسی برگردانده شد)، وی به این موضوع میپردازد که چگونه میتوانیم هنوز از یک «ما» یا یک تکثر سخن بگوییم، بیآنکه این «ما» در ورطهی نوعی هویتِ جوهری و انحصاری بیفتد. شرایطِ سخن گفتن از «ما» در عصر معاصر چیست؟ »
برای خواندن و دانلود این متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/an-introduction-to-the-thought-of-jean-luc-nancy/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@DialecticalSpace
فضا و دیالکتیک
درآمدی بر اندیشهی ژانلوک نانسی - فضا و دیالکتیک
از اصلیترین مضامین اندیشهی نانسی موضوع باهمبودنِ ما در جامعهی معاصر است. چگونه هنوز میتوان از یک «ما» یا نوعی تکثر یا بسگانگی، بدون بدلکردنِ آن به یک هویتِ جوهری و انحصاری و طارد، سخن به میان آورد. امروزه شرایط سخنگفتن از یک «ما» چیست؟
آیا سیاستگذاری عمومی و برنامهریزی شهری محصول تصمیمهای عقلانی مدیران و برنامهریزان است؟ آیا برنامهها و اسناد توسعهی شهری یکسره بر اساس منطق علمی و عقلانی تهیه میشوند؟ آیا منافع گروههای خاص هیچ تأثیری بر جهتگیری برنامهها ندارند و این دو ساحت کاملاً از یکدیگر مجزا اند؟ چگونه میتوان نسبت میان قدرت و انگیزههای خاص اقتصادی و سیاسی را با محتوای علمی و تخصصی سیاستها و برنامههای شهری درک کرد؟ چگونه میتوان پی برد که آیا یک برنامه یا سیاست شهری در راستای منافع جمعی است یا منافع خصوصی؟ جامعهی مدنی چه میزان میتواند در کشف نیروهای پنهان و تاریک برنامهریزی شهری مؤثر باشد؟ اینها پرسشهاییاند که این کتاب میکوشد به آنها پاسخ گوید. بنت فلوبیر، پژوهشگر و نظریهپرداز شهیر برنامهریزی، با اتکا بر آراء ارسطو، ماکیاولی، نیچه و فوکو میکوشد چارچوبی نظری برای اندیشیدن به این پرسشها فراهم کند.
برای تهیهی کتاب به آدرس اینترنتی انتشارات کتابکده کسری مراجعه کنید:
http://kasrapublishing.ir/shop/
برای تهیهی کتاب به آدرس اینترنتی انتشارات کتابکده کسری مراجعه کنید:
http://kasrapublishing.ir/shop/
مسئلهی هویتِ ملی در ایران
علم صالح
برگردان/تلخیص: آرش ترکمه و آیدین ترکمه
«انقلاب ایران در سال ۱۹۷۹، با دیدگاههای اسلامی و فراملی/انترناسیونالیستش (internationalist)، این صورتبندی ملیگرایانه را عمیقاً دستخوش تغییر کرد. با این حال با تهاجم عراق به ایران در سال ۱۹۸۰، سرزمین ایران بار دیگر مقدس اعلام میشود، و ایدئولوژی شیعی و اصطلاحاتی مانند شهادت و فداکاری به کار بسته میشوند تا منبع الهام هویت اسلامیـملیِ ایران باشد. با این همه باید یادآور شد که این جنگ نخستین جنگ مدرنی بود که در آن ایران سرزمین از دست نداد. »
برای خواندن و دانلود این متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/irans-national-identity-problem/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@DialecticalSpace
علم صالح
برگردان/تلخیص: آرش ترکمه و آیدین ترکمه
«انقلاب ایران در سال ۱۹۷۹، با دیدگاههای اسلامی و فراملی/انترناسیونالیستش (internationalist)، این صورتبندی ملیگرایانه را عمیقاً دستخوش تغییر کرد. با این حال با تهاجم عراق به ایران در سال ۱۹۸۰، سرزمین ایران بار دیگر مقدس اعلام میشود، و ایدئولوژی شیعی و اصطلاحاتی مانند شهادت و فداکاری به کار بسته میشوند تا منبع الهام هویت اسلامیـملیِ ایران باشد. با این همه باید یادآور شد که این جنگ نخستین جنگ مدرنی بود که در آن ایران سرزمین از دست نداد. »
برای خواندن و دانلود این متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/irans-national-identity-problem/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@DialecticalSpace
فضا و دیالکتیک
مسئلهی هویتِ ملی در ایران - فضا و دیالکتیک
پرسش اصلی این نوشته این است که آیا ایدئولوژی اسلامی تهران توانایی تطبیق با ملیگرایی را دارد؟ آیا ایران اسلامی در حفظ و ایجاد هویت ملیِ منسجم، موفق بوده است؟ آیا انقلاب اسلامی توانسته است معیارهای اسلامیاش را درون هویت افراد تزریق کند؟
ژئوکریتیسیسم چیست؟
روایتِ زنانه از جنگ: از خودنگاری به مکاننگاری
فریده شهریاری و آیدین ترکمه
«این نوشتار اولن به دنبال معرفی رویکرد ژئوکریتیسیسم است و دومن میکوشد برخی از بینشهای آن را از مجرای بازخوانی خودنگارههای زنانه از جنگ ارزیابی کند. باید در نظر داشت که ژئوکریتیسیسم را باید پیش از هر چیز نوعی نقد ادبی در معنای عام آن دانست که با درونیکردنِ پروبلمتیکِ فضا، نقد ادبی را به سطحی جدید برکشیده است. همچنان که رابرت تالی اصلیترین شارحِ ژئوکریتیسیسم در جهان انگلیسیزبان میگوید، ادبیات (انواع بازنماییهای ادبی اعم از نوشتار و تصویر و ...) در واقع شکلی ضمنی از کارتوگرافی/نقشهنگاری است. از این رو، ادبیات میتواند تحریفهای موجود در نقشههای رایج/رسمی را افشا و در عین حال فضاهای بدیلی را تولید کند. نقشهها ــ یا همان لحظهی دوم تولید فضا از دید لوفور ــ به هیچ وجه بازنمایی دقیق و کاملی از فضا/ها به دست نمیدهند و عملن بازنماییهای قدرت(های) سرکوبگرِ حاکم را تولید و بازتولید میکنند. در چنین بستری، ژئوکریتیسیسم، روشی را در اختیار میگذارد تا با گسترش دامنهی دانش، و تولید دانشِ انتقادی، از شر ایدئولوژیهای سرکوبگرِ حاکم رها شویم. به بیان لوفوری، تولید فضا را نمیتوان صرفن به بازنماییهای رسمی از فضا فروکاست زیرا فضاهای بازنمایی، در مقابل، فضاهای آلترناتیوی را در تولید میکنند که ریشه در دانش روزمره و تجربهی سکونتکنندگانِ فضاها دارند و بازنماییهای رسمی از فضا را نفی یا تدقیق میکنند. به طور خاص، در جنگ، آنها که فضای شهر را به راستی زیست میکنند شاید نه مردان، که زنان و کودکان هستند. این زنان و کودکان هستند که به معنای دقیق کلمه فضای جنگزدهی شهر را سکونت میکنند. مردان عمومن در فضای جبهه به سر میبرند و آنگاه که جنگ به داخل شهر کشیده میشود نیز مردان، عمدتن میجنگند، اما این زنان هستند که در فضای جنگیِ شهر سکونت میکنند. و این همان تقدم سکونت بر هر چیز دیگر است. موضوعی که در سطحی دیگر به مسالهی بنیادینِ حق مربوط است و باید در پژوهشهای دیگر بدان پرداخت. »
برای خواندن و دانلود این متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/what-is-geocriticism-1/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@DialecticalSpace
روایتِ زنانه از جنگ: از خودنگاری به مکاننگاری
فریده شهریاری و آیدین ترکمه
«این نوشتار اولن به دنبال معرفی رویکرد ژئوکریتیسیسم است و دومن میکوشد برخی از بینشهای آن را از مجرای بازخوانی خودنگارههای زنانه از جنگ ارزیابی کند. باید در نظر داشت که ژئوکریتیسیسم را باید پیش از هر چیز نوعی نقد ادبی در معنای عام آن دانست که با درونیکردنِ پروبلمتیکِ فضا، نقد ادبی را به سطحی جدید برکشیده است. همچنان که رابرت تالی اصلیترین شارحِ ژئوکریتیسیسم در جهان انگلیسیزبان میگوید، ادبیات (انواع بازنماییهای ادبی اعم از نوشتار و تصویر و ...) در واقع شکلی ضمنی از کارتوگرافی/نقشهنگاری است. از این رو، ادبیات میتواند تحریفهای موجود در نقشههای رایج/رسمی را افشا و در عین حال فضاهای بدیلی را تولید کند. نقشهها ــ یا همان لحظهی دوم تولید فضا از دید لوفور ــ به هیچ وجه بازنمایی دقیق و کاملی از فضا/ها به دست نمیدهند و عملن بازنماییهای قدرت(های) سرکوبگرِ حاکم را تولید و بازتولید میکنند. در چنین بستری، ژئوکریتیسیسم، روشی را در اختیار میگذارد تا با گسترش دامنهی دانش، و تولید دانشِ انتقادی، از شر ایدئولوژیهای سرکوبگرِ حاکم رها شویم. به بیان لوفوری، تولید فضا را نمیتوان صرفن به بازنماییهای رسمی از فضا فروکاست زیرا فضاهای بازنمایی، در مقابل، فضاهای آلترناتیوی را در تولید میکنند که ریشه در دانش روزمره و تجربهی سکونتکنندگانِ فضاها دارند و بازنماییهای رسمی از فضا را نفی یا تدقیق میکنند. به طور خاص، در جنگ، آنها که فضای شهر را به راستی زیست میکنند شاید نه مردان، که زنان و کودکان هستند. این زنان و کودکان هستند که به معنای دقیق کلمه فضای جنگزدهی شهر را سکونت میکنند. مردان عمومن در فضای جبهه به سر میبرند و آنگاه که جنگ به داخل شهر کشیده میشود نیز مردان، عمدتن میجنگند، اما این زنان هستند که در فضای جنگیِ شهر سکونت میکنند. و این همان تقدم سکونت بر هر چیز دیگر است. موضوعی که در سطحی دیگر به مسالهی بنیادینِ حق مربوط است و باید در پژوهشهای دیگر بدان پرداخت. »
برای خواندن و دانلود این متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/what-is-geocriticism-1/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@DialecticalSpace
فضا و دیالکتیک
ژئوکریتیسیسم چیست؟ - فضا و دیالکتیک
چرخش یا شیفت از زمانمندی به فضامندی به نوعی بیانگر گذار از مدرنیسم به پسامدرنیسم است. اگر در مدرنیسم نوعی قطعیت در توسعهی خطی جوامع غلبه داشت، پسامدرنیسم با تاکید بر فضا، نقطهی تاکید را از تغییرِ خطی، به تفاوت در فضا منتقل کرد.
