هنگامی که دارم نفس آخرم را بیرون میدهم، باز ایمان خواهم داشت که علم مهمترین، زیباترین و لازمترین چیز در زندگی انسان است.
اینکه علم همیشه والاترین جلوهی عشق بوده و خواهد بود، و انسان فقط و فقط به کمک آن میتواند بر طبیعت و خودش پیروز شود
› داستان ملالانگیز؛ چخوف؛ ترجمه آبتین گلکار؛ نشر ماهی
اینکه علم همیشه والاترین جلوهی عشق بوده و خواهد بود، و انسان فقط و فقط به کمک آن میتواند بر طبیعت و خودش پیروز شود
› داستان ملالانگیز؛ چخوف؛ ترجمه آبتین گلکار؛ نشر ماهی
قبلا هیچگاه نمیتوانستم مثل حالا با گذشت آهسته زمان کنار بیایم.
پیش از این وقتی انتظار قطار را میکشیدم یا سر جلسهی امتحان بودم، یک ربع ساعت برایم در حکم ابدیت بود، ولی حالا میتوانم تمام شب بیحرکت روی تخت دراز بکشم و با بیاعتنایی کامل به این فکر کنم که فردا هم شبی به همین درازی و بیفروغی خواهم داشت و پسفردا هم…
› داستان ملالانگیز؛ چخوف؛ ترجمه آبتین گلکار؛ نشر ماهی
پیش از این وقتی انتظار قطار را میکشیدم یا سر جلسهی امتحان بودم، یک ربع ساعت برایم در حکم ابدیت بود، ولی حالا میتوانم تمام شب بیحرکت روی تخت دراز بکشم و با بیاعتنایی کامل به این فکر کنم که فردا هم شبی به همین درازی و بیفروغی خواهم داشت و پسفردا هم…
› داستان ملالانگیز؛ چخوف؛ ترجمه آبتین گلکار؛ نشر ماهی
از بین فیلمهایی که این مدت دیدم فیلم «آناتومی یک سقوط» ساخته ژوستین تریه رو خیلی دوست داشتم.
همه چیز دربارهی کرکتر ساندرا عالی بود.
بیش از دو ساعت و نیم دیالوگ داشت و واقعا صبر زیادی برای تماشا میخواست.
من معمولا حوصله ندارم اینجور فیلمها رو بدون اینکه رو دور تند بزنم ببینم اما این فیلم خیلی خوب به پیچیدگی روابط انسانی پرداخته بود و گذر زمان رو تا پایانش متوجه نشدم.
همه چیز دربارهی کرکتر ساندرا عالی بود.
بیش از دو ساعت و نیم دیالوگ داشت و واقعا صبر زیادی برای تماشا میخواست.
من معمولا حوصله ندارم اینجور فیلمها رو بدون اینکه رو دور تند بزنم ببینم اما این فیلم خیلی خوب به پیچیدگی روابط انسانی پرداخته بود و گذر زمان رو تا پایانش متوجه نشدم.
بدبختانه هنوز دورهای نیست که زن تنها سفر برود.
یا باید نامرئی بشود، یا باید چشمش کور در خانه بماند. اما بدبختی دیگر نمیتوانم در خانه بمانم، با این حال چون زن هستم بالاخره باید در خانه بمانم منتهی شاید بشود یک مقداری جلو بروم، بعد بچپم توی یک خانه، دوباره مقداری بروم باز بچپم توی یک خانهی دیگر.
همین طوری شاید بتوانم به سبک لاک پشت دنیا را گشت بزنم.
› زنان بدون مردان؛ شهرنوش پارسیپور
یا باید نامرئی بشود، یا باید چشمش کور در خانه بماند. اما بدبختی دیگر نمیتوانم در خانه بمانم، با این حال چون زن هستم بالاخره باید در خانه بمانم منتهی شاید بشود یک مقداری جلو بروم، بعد بچپم توی یک خانه، دوباره مقداری بروم باز بچپم توی یک خانهی دیگر.
همین طوری شاید بتوانم به سبک لاک پشت دنیا را گشت بزنم.
› زنان بدون مردان؛ شهرنوش پارسیپور
Forwarded from perdue
بچه ها یه چیزی یادم افتاد بگم.
من دورهی ttc برای آیلتس که میرفتم استاد اسپیکینگ یه حرف خیلی خوبی میزد که خودمم بعد ها تو کلاس هام دیدم کاملا درسته.
میگفت که مشکل اکثر کسانی که تو بخش اسپیکینگ آیلتس نمره کم میارن اینه که اصلا تو فارسی هم نمیتونن در مورد اون موضوعات صحبت کنن که ناشی از فقر مطالعهی عمومیه.
و واقعا هم درست میگفت.
مثلا من پرامپت و به زبان آموز میدادم سر کلاس میگفتم خب در موردش فکر کن و صحبت کن، اصلا فارسی هم نمیتونست محتوا جور کنه صحبت کنه در موردش. دو تا جمله میگفت و تموم.
خیلی در مورد موارد مختلف تو همهی زمینه ها بخونید و ببینید و بشنوید.
مثلا در مورد زلزله یه مطلب بخونید.
کلمات تخصصیش و در بیارید تمرین کنید.
و واقعا پیشنهاد میکنم سایت های گاردین و تایمز و... مدام چک کنید و بخونید چون خیلی وقت ها سوالات از بحران های حال حاضر دنیا میان.
یا مثلا یه سری موضوعات مربوط به تکنولوژی و اینترنت یا محیط زیست همیشه هات تاپیکن. مثلا گلوبال وارمینگ، یا ریسایکلینگ و سولار پنلز و انرژی و...
یا موضوعات مربوط به محل زندگی و خانواده و مسافرت و دوستان و... خیلی تکرار میشن.
شما باید کلمات مربوط به این تاپیک ها رو از قبل کار کرده باشید و برای صحبت در موردشون تمرین کنید.
یا یادمه در مورد کیهان و فضا و.... سوال کرده بودن اخیرا.
بنابراین باید طیف مطالعاتتون و گسترده کنید. مستند ببینید در مورد موضوعات مختلف تاریخی، گردشگری، صنعت، تکنولوژی، زیستی و پزشکی، محیط زیستی و...
من به بعضی از شاگردام پیشنهاد میدادم حتی برای موضوعات اسپیکینگ اول یه متن انشا مانند به فارسی بنویسن که بتونن افکارشون و در مورد اون موضوع جمع و جور کنن.
و اینکه مهم نیست نظر شما صحیح باشه یا همسو با نظر ممتحن باشه، مثلا شما میتونید بگید ریسایکلینگ بده، ولی باید دلایل منطقی داشته باشید و یه کیس خوب بچینید و تو یه سیر منطقی توضیح بدید چی باعث شده شما به این نتیجه برسید. اصطلاحا اون استیتمنتون و باید ساپورت کنید.
من به شدت تمام سری های کتاب های vocabulary in use و
Collocations in use
رو پیشنهاد میکنم، چون تاپیک بندی شده و به شما لیست کلمه نمیده، بلکه اون کلمات و در قالب متن میده تا شما اون کلمات و تو کانتکست یاد بگیرید و طرز استفادشون تو جملات رو هم ببینید.
در همون حین ریدینگ و گرامرتونم تقویت میشه.
من دورهی ttc برای آیلتس که میرفتم استاد اسپیکینگ یه حرف خیلی خوبی میزد که خودمم بعد ها تو کلاس هام دیدم کاملا درسته.
میگفت که مشکل اکثر کسانی که تو بخش اسپیکینگ آیلتس نمره کم میارن اینه که اصلا تو فارسی هم نمیتونن در مورد اون موضوعات صحبت کنن که ناشی از فقر مطالعهی عمومیه.
و واقعا هم درست میگفت.
مثلا من پرامپت و به زبان آموز میدادم سر کلاس میگفتم خب در موردش فکر کن و صحبت کن، اصلا فارسی هم نمیتونست محتوا جور کنه صحبت کنه در موردش. دو تا جمله میگفت و تموم.
خیلی در مورد موارد مختلف تو همهی زمینه ها بخونید و ببینید و بشنوید.
مثلا در مورد زلزله یه مطلب بخونید.
کلمات تخصصیش و در بیارید تمرین کنید.
و واقعا پیشنهاد میکنم سایت های گاردین و تایمز و... مدام چک کنید و بخونید چون خیلی وقت ها سوالات از بحران های حال حاضر دنیا میان.
یا مثلا یه سری موضوعات مربوط به تکنولوژی و اینترنت یا محیط زیست همیشه هات تاپیکن. مثلا گلوبال وارمینگ، یا ریسایکلینگ و سولار پنلز و انرژی و...
یا موضوعات مربوط به محل زندگی و خانواده و مسافرت و دوستان و... خیلی تکرار میشن.
شما باید کلمات مربوط به این تاپیک ها رو از قبل کار کرده باشید و برای صحبت در موردشون تمرین کنید.
یا یادمه در مورد کیهان و فضا و.... سوال کرده بودن اخیرا.
بنابراین باید طیف مطالعاتتون و گسترده کنید. مستند ببینید در مورد موضوعات مختلف تاریخی، گردشگری، صنعت، تکنولوژی، زیستی و پزشکی، محیط زیستی و...
من به بعضی از شاگردام پیشنهاد میدادم حتی برای موضوعات اسپیکینگ اول یه متن انشا مانند به فارسی بنویسن که بتونن افکارشون و در مورد اون موضوع جمع و جور کنن.
و اینکه مهم نیست نظر شما صحیح باشه یا همسو با نظر ممتحن باشه، مثلا شما میتونید بگید ریسایکلینگ بده، ولی باید دلایل منطقی داشته باشید و یه کیس خوب بچینید و تو یه سیر منطقی توضیح بدید چی باعث شده شما به این نتیجه برسید. اصطلاحا اون استیتمنتون و باید ساپورت کنید.
من به شدت تمام سری های کتاب های vocabulary in use و
Collocations in use
رو پیشنهاد میکنم، چون تاپیک بندی شده و به شما لیست کلمه نمیده، بلکه اون کلمات و در قالب متن میده تا شما اون کلمات و تو کانتکست یاد بگیرید و طرز استفادشون تو جملات رو هم ببینید.
در همون حین ریدینگ و گرامرتونم تقویت میشه.
«نگران نشدم؛ چون احساس میکردم که این اتفاق برای من نیست که داره پیش میآد.»
› گرسنه؛ کنوت هامسون؛ ترجمه احمد گلشیری؛ نشر نگاه
› گرسنه؛ کنوت هامسون؛ ترجمه احمد گلشیری؛ نشر نگاه
Death has a body like a model, the clothes of a poet and the smile of your best friend. She wears a top hat for fun, her ankh necklace for power, and carries a big black umbrella for travelling to the 'sunless lands.' I wonder what she smells like? I'm sure it's fresh and clean and her laugh must be rinkly or maybe it's warm and chuckly, but whatever it is, Death laughs a lot.
We talk about the 'miracle of birth' but what about the 'miracle of death'? We have the science of death pretty much figured out, but death's magic and inevitability have been feared and ignored for a long time now.
What if Death is a person?
> Neil Gaiman, Death: The Time of Your Life
We talk about the 'miracle of birth' but what about the 'miracle of death'? We have the science of death pretty much figured out, but death's magic and inevitability have been feared and ignored for a long time now.
What if Death is a person?
> Neil Gaiman, Death: The Time of Your Life
Forwarded from گنجشک های مرده
حالا که انسانم! اما شاید بتونم مثل باد زندگی کنم! آزاد، بی مرز و همیشه در حرکت!
Forwarded from That's all folks!
از دوازده شب دوست دارم خواب باشم. دوست دارم بخوابم و مثلا پنج صبح بیدار شم و چای بذارم و بنویسم و کمکم بیدار شدن شهر رو گوش کنم. اما خوابم نمیبره و کتاب میخونم و مینویسم و سرمو میکوبم به دیوار و چای و قهوه و چه میدونم چی میخورم تا پنج و شش صبح و وقتی شهر بیدار میشه من یک گوشهای نیمهجون میافتم و برای یک ساعت خواب راحت دست به دعا برمیدارم.
رو به کوه فریاد میزنی بدتر از این هم میشه و کوه جواب میده: آره دیوانه جان! میشه، میشه، میشه!
رو به کوه فریاد میزنی بدتر از این هم میشه و کوه جواب میده: آره دیوانه جان! میشه، میشه، میشه!
I try to live like a normal person but society wants to turn me into a ghost.
✦𝖡𝗅𝗎𝖾 𝖫𝗂𝗍𝖾𝗋𝖺𝗍𝗎𝗋𝖾 ˓ 𝖭𝗈 𝗅𝗈𝗇𝗀𝖾𝗋 𝗁𝗎𝗆𝖺𝗇 ˓ Osamu Dazai
✦𝖡𝗅𝗎𝖾 𝖫𝗂𝗍𝖾𝗋𝖺𝗍𝗎𝗋𝖾 ˓ 𝖭𝗈 𝗅𝗈𝗇𝗀𝖾𝗋 𝗁𝗎𝗆𝖺𝗇 ˓ Osamu Dazai
+ When does a human cross the line?
- It's when he takes things from others because he's hungry.
Then he's not a human anymore.
✦𝖡𝗅𝗎𝖾 𝖫𝗂𝗍𝖾𝗋𝖺𝗍𝗎𝗋𝖾 ˓ 𝖭𝗈 𝗅𝗈𝗇𝗀𝖾𝗋 𝗁𝗎𝗆𝖺𝗇 ˓ Osamu Dazai
- It's when he takes things from others because he's hungry.
Then he's not a human anymore.
✦𝖡𝗅𝗎𝖾 𝖫𝗂𝗍𝖾𝗋𝖺𝗍𝗎𝗋𝖾 ˓ 𝖭𝗈 𝗅𝗈𝗇𝗀𝖾𝗋 𝗁𝗎𝗆𝖺𝗇 ˓ Osamu Dazai
Forwarded from rey’s vignette
ما دو نوع آدم داريم، اونايي كه كتاباى Paperback دوست دارن، زير جمله ها خطاى كج و كوله با مداد مى كشن و چيزايى كه توى حاشيه ى كتاب نوشتن خودشونم بعد از يك هفته نمى تونن بخونن و كنار جلد كتاباشون تا خورده و صفحه هاش قهوه اى شده. اينا اونايى هستن كه كتاباشون دوستشونه و كتاباشونو مى ذارن توى جيبشون با خودشون مى برن توى اتاق تزريقات.
يه دسته ديگه داريم كه عاشق اينن كه كتاباى hardcover اشون رو كنار هم بچينن به ترتيبشون نگاه كنن، حواسشونو جمع مى كنن جلد كتابشون تا نخوره، با خط كش زير جمله ها خط مى كشن و احتمال زياد Reading spot دارن و اكثر مطالعه اشون رو اونجا انجام ميدن. اينا كتابشونو با خودشون توى اتاق تزريقات نمى برن. اگه جزو دسته ى اول نيستيد، من دوستتون ندارم.
يه دسته ديگه داريم كه عاشق اينن كه كتاباى hardcover اشون رو كنار هم بچينن به ترتيبشون نگاه كنن، حواسشونو جمع مى كنن جلد كتابشون تا نخوره، با خط كش زير جمله ها خط مى كشن و احتمال زياد Reading spot دارن و اكثر مطالعه اشون رو اونجا انجام ميدن. اينا كتابشونو با خودشون توى اتاق تزريقات نمى برن. اگه جزو دسته ى اول نيستيد، من دوستتون ندارم.
Is it painful to be the person who waits? Or is it more painful to be the person who makes others wait? Either way, there's no need to wait anymore.
That's what is most painful.
✦𝖡𝗅𝗎𝖾 𝖫𝗂𝗍𝖾𝗋𝖺𝗍𝗎𝗋𝖾 ˓ Osamu Dazai ˓ Run, Melos!
That's what is most painful.
✦𝖡𝗅𝗎𝖾 𝖫𝗂𝗍𝖾𝗋𝖺𝗍𝗎𝗋𝖾 ˓ Osamu Dazai ˓ Run, Melos!