تا كِی به شكل خاطرهای گم ببينمت؟
در عطر سیب و مزّهٔ گندم ببينمت
من آن هميشه چشم به راهم، به من بگو
يک جمعه در هزارهٔ چندم ببينمت؟
در كوچههای يافتنت پرسه میزنم
شاید كه در میانهٔ مردم ببينمت!
در خشكسالِ شادی و در قحط عاطفه
با يک سبد امید و تبسم ببينمت
امشب دوباره گريهٔ من در غزل تنيد
شاید میان بغض و ترنم ببينمت
باید دوباره باشی و معنا كنی مرا
تا كِی به شكل خاطرهای گم ببينمت؟
"سعید ربیعی"
🌳 @Del_Avaa 🌳
در عطر سیب و مزّهٔ گندم ببينمت
من آن هميشه چشم به راهم، به من بگو
يک جمعه در هزارهٔ چندم ببينمت؟
در كوچههای يافتنت پرسه میزنم
شاید كه در میانهٔ مردم ببينمت!
در خشكسالِ شادی و در قحط عاطفه
با يک سبد امید و تبسم ببينمت
امشب دوباره گريهٔ من در غزل تنيد
شاید میان بغض و ترنم ببينمت
باید دوباره باشی و معنا كنی مرا
تا كِی به شكل خاطرهای گم ببينمت؟
"سعید ربیعی"
🌳 @Del_Avaa 🌳
گفت: دنیا چیست؟ گفتم: قصهای دلگیر و بودار
گفت با لبخند: از دست شما مردانِ تودار
از شما پنهان نباشد از خدا پنهان نبودهست
عشق گاهی آبروبَر بود و ما گاه آبرودار
رشتهای از موی او در باد بالا رفت و افتاد
قصهٔ ما را نسیمی برد بر روی نمودار
هر زمان در صحبتش حسرت به دل "ای کاش" میگفت
در دلم گفتم: به حقّ ِ قلبهای آرزودار...
با نفسهای عمیقم چشم بر من دوخت آرام
گفت: دنیا چیست؟ گفتم: قصهای دلگیر و بودار
"سید سعید صاحبعلم"
🌱 @Del_Avaa 🌱
گفت با لبخند: از دست شما مردانِ تودار
از شما پنهان نباشد از خدا پنهان نبودهست
عشق گاهی آبروبَر بود و ما گاه آبرودار
رشتهای از موی او در باد بالا رفت و افتاد
قصهٔ ما را نسیمی برد بر روی نمودار
هر زمان در صحبتش حسرت به دل "ای کاش" میگفت
در دلم گفتم: به حقّ ِ قلبهای آرزودار...
با نفسهای عمیقم چشم بر من دوخت آرام
گفت: دنیا چیست؟ گفتم: قصهای دلگیر و بودار
"سید سعید صاحبعلم"
🌱 @Del_Avaa 🌱
زنی که عقل دارد عشق را باور نخواهد کرد
که زن با شاعرِ دیوانه عمراً سر نخواهد کرد
مبادا بشنود یک تار مویش زلّهام کرده
که دیگر پیش چشمام روسری بر سر نخواهد کرد
خرابم کرد چشم گربهای وحشی و میدانم
عرقهای سگی حال مرا بهتر نخواهد کرد
نکن... مستم نکن من قاصد دردآور عشقام
که شاعر چون لبی تر کرد، چشمی تر نخواهد کرد
جنون شعر من را نسلهای بعد میفهمند
که فرزند تو جز من جزوهای از بر نخواهد کرد
برای دخترت تعریف خواهی کرد: من بودم
دلیل شور «مهدی» در غزل... باور نخواهد کرد
بگویی، میروم زخمام زدی اما نترس از من
که شاعر شعر خواهد گفت اما شَر نخواهد کرد...
"مهدی فرجی"
🌿 @Del_Avaa 🌿
که زن با شاعرِ دیوانه عمراً سر نخواهد کرد
مبادا بشنود یک تار مویش زلّهام کرده
که دیگر پیش چشمام روسری بر سر نخواهد کرد
خرابم کرد چشم گربهای وحشی و میدانم
عرقهای سگی حال مرا بهتر نخواهد کرد
نکن... مستم نکن من قاصد دردآور عشقام
که شاعر چون لبی تر کرد، چشمی تر نخواهد کرد
جنون شعر من را نسلهای بعد میفهمند
که فرزند تو جز من جزوهای از بر نخواهد کرد
برای دخترت تعریف خواهی کرد: من بودم
دلیل شور «مهدی» در غزل... باور نخواهد کرد
بگویی، میروم زخمام زدی اما نترس از من
که شاعر شعر خواهد گفت اما شَر نخواهد کرد...
"مهدی فرجی"
🌿 @Del_Avaa 🌿
بی تو با خاطرههای خوش و شیرین چه کنم؟
با دلِ پر غم و لبخند دروغین چه کنم؟
من ِ با گریه رفیق ِ الکی خوش بی تو
مثلاً زنده بمانم که پس از این چه کنم؟
چشم ِ سرخم همه جا دست مرا رو کردهست
با دوتا چشم ِ دهن لق ِ خبرچین چه کنم؟
دل دیوانهٔ من حرف نمیفهمد که!
تو بگو؛ با دل لامذهب ِ بیدین چه کنم؟
چقَدَر پشت سرم حرف و حدیث است خدا!
با چنین مردم نادان ِ دهنبین چه کنم؟
پچ پچ زیر لب مردم بالا به کنار
آه... با شایعهٔ مردم پایین چه کنم؟
بس که هر لحظه خودم را تف و لعنت کردم
ماندهام با اثر این همه نفرین چه کنم!
دود سیگار مرا میکُشد آخر یک شب
با هوای خفقانآور ِ سنگین چه کنم؟
بعد تو از در و دیوار بلا میبارد
با غم کوچه و این خانهٔ غمگین چه کنم؟
عصر هر جمعه و بستان فدک... یادت هست؟
بی تو با وسعت دلگیر باراجین چه کنم؟
چند وقت است از این شهر دلم میگیرد
بعد تو با شبحِ خستهٔ قزوین چه کنم؟
"فرهاد شریفی"
🌺 @Del_Avaa 🌺
با دلِ پر غم و لبخند دروغین چه کنم؟
من ِ با گریه رفیق ِ الکی خوش بی تو
مثلاً زنده بمانم که پس از این چه کنم؟
چشم ِ سرخم همه جا دست مرا رو کردهست
با دوتا چشم ِ دهن لق ِ خبرچین چه کنم؟
دل دیوانهٔ من حرف نمیفهمد که!
تو بگو؛ با دل لامذهب ِ بیدین چه کنم؟
چقَدَر پشت سرم حرف و حدیث است خدا!
با چنین مردم نادان ِ دهنبین چه کنم؟
پچ پچ زیر لب مردم بالا به کنار
آه... با شایعهٔ مردم پایین چه کنم؟
بس که هر لحظه خودم را تف و لعنت کردم
ماندهام با اثر این همه نفرین چه کنم!
دود سیگار مرا میکُشد آخر یک شب
با هوای خفقانآور ِ سنگین چه کنم؟
بعد تو از در و دیوار بلا میبارد
با غم کوچه و این خانهٔ غمگین چه کنم؟
عصر هر جمعه و بستان فدک... یادت هست؟
بی تو با وسعت دلگیر باراجین چه کنم؟
چند وقت است از این شهر دلم میگیرد
بعد تو با شبحِ خستهٔ قزوین چه کنم؟
"فرهاد شریفی"
🌺 @Del_Avaa 🌺
روی این قفل نوشتند دعا میخواهد
من سپردم به خودش هرچه خدا میخواهد
رفتنت اول طوفان نفستنگیهاست
بنشین شهر دلش باز هوا میخواهد
کشتی نوح دلت قدر دلم جا دارد؟
در امان بودن من اذن تو را میخواهد
یوسف از من نگذر شهر مرا ترک نکن
شهر ما چند نفر کور و گدا میخواهد؟
رفتهام چون دل ایوب به راه دل دوست
تا ببینم که دلت باز چهها میخواهد
از خداوند تو را خواستهام با این حال
من سپردم به خودش هرچه خدا میخواهد
"امیر سهرابی"
🌳 @Del_Avaa 🌳
من سپردم به خودش هرچه خدا میخواهد
رفتنت اول طوفان نفستنگیهاست
بنشین شهر دلش باز هوا میخواهد
کشتی نوح دلت قدر دلم جا دارد؟
در امان بودن من اذن تو را میخواهد
یوسف از من نگذر شهر مرا ترک نکن
شهر ما چند نفر کور و گدا میخواهد؟
رفتهام چون دل ایوب به راه دل دوست
تا ببینم که دلت باز چهها میخواهد
از خداوند تو را خواستهام با این حال
من سپردم به خودش هرچه خدا میخواهد
"امیر سهرابی"
🌳 @Del_Avaa 🌳
شیرین عسلم! شهدِ شکر! دلبرِ نازم!
با آب نباتِ لبِ قندت بنوازم
بد عادتِ هر بوسهٔ طعمِ شکلاتم
یک روز نباشی تو بگو با چه بسازم؟
شاتوت به خونم بچکان بیشتر از پیش
لذت بِدَوان در رگِ پرسوز و گدازم
شیرینی و با تیشه به جانِ تو میافتم
فرهادم و از کوه چرا کاه نسازم؟
بگذار در آغوشِ تو آرام بگیرم
ممنوع نکن خواستهٔ غیرِ مجازم
باید بمکم آتشِ نوبر شدنت را
خاتونِ اناری! نده پس دستِ درازم
یک شب بچشانم ملکه؛ نوشت و نیشت
تنها نه فقط بوسه که من طالبِ گازم
کندویِ طبیعیِ لبت "منطقه ویژه"ست
حتی عسلویه ندهد اینهمه فازم
باید سرِ خرمایِ بمت شرط ببندم
هرچند در این بازی، چون ارگ ببازم
تنها تو "الف" هستی و از "اشهد" ِ هر بار
رو سویِ تو جز "شهد" نخوانم به نمازم
شاعر تویی و هر غزلم طعمِ لبِ توست
بگذار شود فاش برای همه رازم
"شهراد میدری"
🍄 @Del_Avaa 🍄
با آب نباتِ لبِ قندت بنوازم
بد عادتِ هر بوسهٔ طعمِ شکلاتم
یک روز نباشی تو بگو با چه بسازم؟
شاتوت به خونم بچکان بیشتر از پیش
لذت بِدَوان در رگِ پرسوز و گدازم
شیرینی و با تیشه به جانِ تو میافتم
فرهادم و از کوه چرا کاه نسازم؟
بگذار در آغوشِ تو آرام بگیرم
ممنوع نکن خواستهٔ غیرِ مجازم
باید بمکم آتشِ نوبر شدنت را
خاتونِ اناری! نده پس دستِ درازم
یک شب بچشانم ملکه؛ نوشت و نیشت
تنها نه فقط بوسه که من طالبِ گازم
کندویِ طبیعیِ لبت "منطقه ویژه"ست
حتی عسلویه ندهد اینهمه فازم
باید سرِ خرمایِ بمت شرط ببندم
هرچند در این بازی، چون ارگ ببازم
تنها تو "الف" هستی و از "اشهد" ِ هر بار
رو سویِ تو جز "شهد" نخوانم به نمازم
شاعر تویی و هر غزلم طعمِ لبِ توست
بگذار شود فاش برای همه رازم
"شهراد میدری"
🍄 @Del_Avaa 🍄
بزن رنگ شرابی را به موهایت خرابم کن
یخم، با طرز محسوس نگاهت زود آبم کن
کنار کودک شاد درونت خانه سازی کن
سپس با خندهٔ شیطانیات خانه خرابم کن
خدا حرفش به روی سر ولی من سجده خواهم کرد
فرشته! بر لب سرخت، تو هم آدم حسابم کن
به قول حضرت حافظ حجابِ خویش میباشم
رضا خانِ دلم باش و بیا کشف حجابم کن
شبیه هندوانه انتخاب دوست آسان نیست
هنر داری اگر بیشرط چاقو انتخابم کن
نپیچانم شبیه نسخهای بیخاصیت، راحت
جوابم کن جوابم کن جوابم کن جوابم کن
"مهدی احمدی اتویی"
🌸 @Del_Avaa 🌸
یخم، با طرز محسوس نگاهت زود آبم کن
کنار کودک شاد درونت خانه سازی کن
سپس با خندهٔ شیطانیات خانه خرابم کن
خدا حرفش به روی سر ولی من سجده خواهم کرد
فرشته! بر لب سرخت، تو هم آدم حسابم کن
به قول حضرت حافظ حجابِ خویش میباشم
رضا خانِ دلم باش و بیا کشف حجابم کن
شبیه هندوانه انتخاب دوست آسان نیست
هنر داری اگر بیشرط چاقو انتخابم کن
نپیچانم شبیه نسخهای بیخاصیت، راحت
جوابم کن جوابم کن جوابم کن جوابم کن
"مهدی احمدی اتویی"
🌸 @Del_Avaa 🌸
موسم رفتن او یک شب بارانی بود
قلب من منتظر صاعقهای آنی بود
تا به آتش بکشد هستی ناچیز مرا
عشق، دیوانهتر از آنچه که میدانی بود
چهرهٔ پنجرهها در تب مبهم میسوخت
خانه درگیر غمی ساکت و سیمانی بود
حکم تابوت مرا داشت به دستش، چمدان
بیخبر بود خودش، قاتل پنهانی بود
شعر من در تپش ثانیهها جان میداد
با غزل در صدد قافیهدرمانی بود
پاره میکرد سفر، بغض گریبانم را
او ولی در هوس موی پریشانی بود
بر لبش زمزمهٔ تلخ خداحافظی و ...
بر لبم پرسشِ معصومِ "نمیمانی؟!" بود
"پروین نوروزی"
✨ @Del_Avaa ✨
قلب من منتظر صاعقهای آنی بود
تا به آتش بکشد هستی ناچیز مرا
عشق، دیوانهتر از آنچه که میدانی بود
چهرهٔ پنجرهها در تب مبهم میسوخت
خانه درگیر غمی ساکت و سیمانی بود
حکم تابوت مرا داشت به دستش، چمدان
بیخبر بود خودش، قاتل پنهانی بود
شعر من در تپش ثانیهها جان میداد
با غزل در صدد قافیهدرمانی بود
پاره میکرد سفر، بغض گریبانم را
او ولی در هوس موی پریشانی بود
بر لبش زمزمهٔ تلخ خداحافظی و ...
بر لبم پرسشِ معصومِ "نمیمانی؟!" بود
"پروین نوروزی"
✨ @Del_Avaa ✨
حتی اگر از عشق، سری خواسته بودم
از شوکت سیمرغ، پری خواسته بودم
خورشیدِ درخشان به كفم بود، ولی من
از شمع، دلِ شعلهوری خواسته بودم
با عقل خود از عشق سخن گفتم و خندید
آری! خبر از بیخبری خواسته بودم
غیر از ضررم مشورتِ دوست نبخشید
ای كاش ز دشمن نظری خواسته بودم!
افسوس! خدا حاجت یک عمر مرا داد
ای كاش لب سرختری خواسته بودم...
"فاضل نظری"
🌷 @Del_Avaa 🌷
از شوکت سیمرغ، پری خواسته بودم
خورشیدِ درخشان به كفم بود، ولی من
از شمع، دلِ شعلهوری خواسته بودم
با عقل خود از عشق سخن گفتم و خندید
آری! خبر از بیخبری خواسته بودم
غیر از ضررم مشورتِ دوست نبخشید
ای كاش ز دشمن نظری خواسته بودم!
افسوس! خدا حاجت یک عمر مرا داد
ای كاش لب سرختری خواسته بودم...
"فاضل نظری"
🌷 @Del_Avaa 🌷
به خدا ظالمی ای عشق، عذابی...دَردی
خفهام کردهای ای عشق، بدی...نامردی
چه خیالی به سَرَت بود؟ چه اندیشیدی...؟!
که مرا در تَبِ دامانِ خودت پَروَردی؟!
چه نصیبم شده از دامنِ آلودهٔ عشق؟
به جز آشفتگی و خستگی و شبگَردی؟!
قَلَمَم زار بگریَد اگر امشب در شعر...
بنویسَم چه بلاها که سَرَم آوَردی!
گِله از دست تو ای زلزلهٔ ویرانگر
به همم ریختی و خانه خرابم کردی
"محمدرضا نظری"
🎍 @Del_Avaa 🎍
خفهام کردهای ای عشق، بدی...نامردی
چه خیالی به سَرَت بود؟ چه اندیشیدی...؟!
که مرا در تَبِ دامانِ خودت پَروَردی؟!
چه نصیبم شده از دامنِ آلودهٔ عشق؟
به جز آشفتگی و خستگی و شبگَردی؟!
قَلَمَم زار بگریَد اگر امشب در شعر...
بنویسَم چه بلاها که سَرَم آوَردی!
گِله از دست تو ای زلزلهٔ ویرانگر
به همم ریختی و خانه خرابم کردی
"محمدرضا نظری"
🎍 @Del_Avaa 🎍
بیشتر از مُژّههایت یار دارد چَشم تو
عاشقانی مثلِ من بسیار دارد چَشم تو
عالم و آدم همه دیوانهٔ چشم تواند
با کدامین چشمِ زیبا کار دارد چشم؟!
با نگاهت جمعی از دلدادهها جان میدهند
وای بر من باز هـم کُشتار دارد چشم تو
خنجر و تیر و کمان و نیزه بر دل میزنی
وایِ من انواعِ جنگافزار دارد چشم تو
چشمهایت مثل یک باغی پُراز گُل میشود
غنچه دارد، برگ دارد، خار دارد چشم تو
شرم دارد گُل ببیند نازِ چشمان تو را
چونکه از دیدارِ گُل هم عار دارد چشم تو
بارِ دیگر دربِ داروخانهات را باز کن
این همه چشمانِ بس بیمار دارد چشم تو
آسمانِ آبی و دریا به هـم پیوستهاند
یک جهان تصویرِ بیتکرار دارد چشم تو
بهترین نقاشِ عالم لحظهٔ نقاشیات
با تعجب گفت: خیلی کار دارد چشم تو!
واژههای روشن از چشمِ تو میجوشد هنوز
چِشمههایی از غزل سرشار دارد چَشمِ تو
"مهدی شریفی شادفر(آئینه)"
🌼 @Del_Avaa 🌼
عاشقانی مثلِ من بسیار دارد چَشم تو
عالم و آدم همه دیوانهٔ چشم تواند
با کدامین چشمِ زیبا کار دارد چشم؟!
با نگاهت جمعی از دلدادهها جان میدهند
وای بر من باز هـم کُشتار دارد چشم تو
خنجر و تیر و کمان و نیزه بر دل میزنی
وایِ من انواعِ جنگافزار دارد چشم تو
چشمهایت مثل یک باغی پُراز گُل میشود
غنچه دارد، برگ دارد، خار دارد چشم تو
شرم دارد گُل ببیند نازِ چشمان تو را
چونکه از دیدارِ گُل هم عار دارد چشم تو
بارِ دیگر دربِ داروخانهات را باز کن
این همه چشمانِ بس بیمار دارد چشم تو
آسمانِ آبی و دریا به هـم پیوستهاند
یک جهان تصویرِ بیتکرار دارد چشم تو
بهترین نقاشِ عالم لحظهٔ نقاشیات
با تعجب گفت: خیلی کار دارد چشم تو!
واژههای روشن از چشمِ تو میجوشد هنوز
چِشمههایی از غزل سرشار دارد چَشمِ تو
"مهدی شریفی شادفر(آئینه)"
🌼 @Del_Avaa 🌼
بارها ترسیدم از گفتن ولی... اینبار نه
عشق پنهان میشود در دل ولی... انکار نه
عاشقی شیرینترین حس است اما در عمل
باید از جان هم گذر کرد و فقط... گفتار نه
خوب میدانی که حالم با تو بهتر میشود
خواستم پیشم بمانی جانِ من... اجبار نه
دوست دارم دوستت دارم اگر گفتی به من
از ته دل باشد و... تکرار طوطیوار نه
بعد از آن که باورم را زندگی در هم شکست
شرط کردم دیگر حتی... تکیه بر دیوار نه
با غرورم سخت درگیرم در این آشفتگی
لااقل نامهربانی... با دلِ بیمار نه
ساده میگویم که میخواهم تمام عمر را
عاشقانه عاشقت باشم ولی... سربار نه!
"محمودرضا خرازی فرد"
✨ @Del_Avaa ✨
عشق پنهان میشود در دل ولی... انکار نه
عاشقی شیرینترین حس است اما در عمل
باید از جان هم گذر کرد و فقط... گفتار نه
خوب میدانی که حالم با تو بهتر میشود
خواستم پیشم بمانی جانِ من... اجبار نه
دوست دارم دوستت دارم اگر گفتی به من
از ته دل باشد و... تکرار طوطیوار نه
بعد از آن که باورم را زندگی در هم شکست
شرط کردم دیگر حتی... تکیه بر دیوار نه
با غرورم سخت درگیرم در این آشفتگی
لااقل نامهربانی... با دلِ بیمار نه
ساده میگویم که میخواهم تمام عمر را
عاشقانه عاشقت باشم ولی... سربار نه!
"محمودرضا خرازی فرد"
✨ @Del_Avaa ✨
دلم توو غربت تقویم
بازم پاییز و گم کرده
تو موهاتو پریشون کن
بذار پاییز برگرده
بذار پاییز این موها
شروع سال من باشه
اگه توو فال من نیستی
دلت توو فال من باشه
از این احساس ِ سردرگم
نمیخوام با خبر باشی
همینجوری که هستی باش
نباید خوبتر باشی
با اینکه خوب میدونم
که چشمات دردسر دارن
ولی از بین داروهام
فقط چشمات اثر دارن
فقط چشمات میفهمن
سکوتم بدترین درده
نگاهم کن که یخ بستم
نگاهم کن هوا سرده
بازم دلتنگیه پاییز
منو دیوونهتر کرده
تو موهات و پریشون کن
بذار پاییز برگرده...
"علی صفری"
🍁 @Del_Avaa 🍁
بازم پاییز و گم کرده
تو موهاتو پریشون کن
بذار پاییز برگرده
بذار پاییز این موها
شروع سال من باشه
اگه توو فال من نیستی
دلت توو فال من باشه
از این احساس ِ سردرگم
نمیخوام با خبر باشی
همینجوری که هستی باش
نباید خوبتر باشی
با اینکه خوب میدونم
که چشمات دردسر دارن
ولی از بین داروهام
فقط چشمات اثر دارن
فقط چشمات میفهمن
سکوتم بدترین درده
نگاهم کن که یخ بستم
نگاهم کن هوا سرده
بازم دلتنگیه پاییز
منو دیوونهتر کرده
تو موهات و پریشون کن
بذار پاییز برگرده...
"علی صفری"
🍁 @Del_Avaa 🍁
آنقدر دیر آمدی تا فصل "تابستان" گذشت
موسم عاشق شدن در ساحل گیلان گذشت
بلبل عاشق به شوق وصل تو دیوانه شد
فصل زیبای گل و پروانه و بستان گذشت
بسکه گل در انتظار دیدن رویت نشست
عاقبت پژمرد و کمکم رونق ریحان گذشت
آفتاب " تیر" شد سرد و خموش و بیرمق
فصل انگور و می و گرمای تاکستان گذشت
کوچ کرد از پشت پستو چلچله تا سالِ بعد
ماهِ "مرداد" و زمانِ چهچهِ مرغان گذشت
از غمت افسرده شد "شهریور" و دیوانهوار
سر بزیر و با خجالت از برم نالان گذشت
کاشکی میشد دوباره فصل گرم عاشقی
حیف همچون سایهای، مانند یک مهمان گذشت
آنقدر دیر آمدی تا فصل "پاییزان" رسید...
قصهٔ ما ناتمام و بیسر و سامان گذشت!
"آنجلا راد"
🍂 @Del_Avaa 🍂
موسم عاشق شدن در ساحل گیلان گذشت
بلبل عاشق به شوق وصل تو دیوانه شد
فصل زیبای گل و پروانه و بستان گذشت
بسکه گل در انتظار دیدن رویت نشست
عاقبت پژمرد و کمکم رونق ریحان گذشت
آفتاب " تیر" شد سرد و خموش و بیرمق
فصل انگور و می و گرمای تاکستان گذشت
کوچ کرد از پشت پستو چلچله تا سالِ بعد
ماهِ "مرداد" و زمانِ چهچهِ مرغان گذشت
از غمت افسرده شد "شهریور" و دیوانهوار
سر بزیر و با خجالت از برم نالان گذشت
کاشکی میشد دوباره فصل گرم عاشقی
حیف همچون سایهای، مانند یک مهمان گذشت
آنقدر دیر آمدی تا فصل "پاییزان" رسید...
قصهٔ ما ناتمام و بیسر و سامان گذشت!
"آنجلا راد"
🍂 @Del_Avaa 🍂